misa

مقاله

آرتروز

سائیدگی و درد مفاصل  آرتروز

سائیدگی مفاصل شایع ترین علت درد و ناتوانی در افراد مسن و شایع ترین بیماری مفصلی است. در خانم ها سائیدگی مفاصل زانو و دست و در مردان سائیدگی مفصل لگن شایع تر است.

علایم ساییدگی مفصل در خانم ها شایع تر است. افراد چاق بیشتر از سایرین دچار سائیدگی مفصل زانو می شوند.

دیابت، فشارخون بالا و افزایش اسیداوریک خون نیز باعث افزایش احتمال سائیدگی مفصلی می گردند. سائیدگی مفصلی معمولا" خود را با درد نشان می دهد که با افزایش میزان سائیدگی ، مقدار درد بیشتر می شود. سپس درد مفاصل باعث ضعف عضلانی و درد در عضلات مربوط به آن مفصل می شود. در صورت تقویت عضلات، این درد کاهش می یابد. برخی از بیماران از خشک بودن بدن و مفاصل بعد از بیدار شدن از خواب شکایت می کنند، اما معمولا" خشکی بدن کمتر از نیم ساعت طول می کشد.

پیشگیری از آسیب های مفصل زانو:

به گفته متخصصان مفصل زانو مهم ترین مفصلی است که وزن بدن را تحمل می کند از این رو کاهش وزن موثرترین راه پیشگیری و درمان آسیبهای وارده به این بخش از بدن است.

مفصل زانو در تمام فعالیت های انسان مانند ایستادن، راه رفتن و حتی نشستن در معرض فشارهای مکانیکی زیاد که ناشی از وزن، حمل بار و حتی ماندن در یک موقعیت ثابت است، قرار دارد.

بعنوان مثال فشار وارد بر مفصل زانو در هنگام بالا رفتن از پله ها معادل سه برابر وزن بدن و در هنگام پایین آمدن هفت تا هشت برابر وزن بدن است از این رو کاهش وزن برای حفظ سلامتی مفاصل به خصوص مفاصل زانو بسیار با اهمیت است.

بی تحرکی نیز خطری جدی برای مفاصل است و برخی به غلط بر این باورند که فقط با حذف فشار بر روی مفصل و ثابت نگه داشتن آن مشکل حل می شود در حالی که عدم تحرک مناسب خود خطری جدی برای بروز بیماری های مفصل همچون آرتروز است چرا که تغذیه مفصل از طریق تحرک انجام می شود.

نحوه نشستن به صورت چهارزانو، چمباته زدن و استفاده از توالتهای ایرانی را از جمله موارد تشدید کننده آسیب های مفصلی است و تبعیت از این روش های غلط زندگی، افراد را در سنین پایین مستعد ابتلا به آسیب های مفصلی می کند.

مطالعات نشان داده است، علاوه بر کاهش وزن با تغذیه مناسب و انجام ورزش های مناسب می توان به پیشگیری و درمان آسیب های مفصلی کمک کرد.

توصیه هایی برای درمان آرتروز :

وزن بدن باید کم شود.

استفاده از گرما باعث کاهش درد می شود. برای این کار می توان از کیسه آب گرم استفاده کرد. اگر استفاده از گرما ممنوعیت خاصی نداشته باشد، می توان از روشهای زیر استفاده کرد:

الف ) قرار دادن مفصل مبتلا در آب گرم ۴۰-۳۸ درجه سانتیگراد و ماساژ آرام آن .

ب ) استفاده از دوش آب گرم .

ج ) قرار دادن کیسه آب گرم درون یک حوله و استفاده از آن بر روی اندام مبتلا به درد.

باید توجه کرد که در برخی از بیماری ها استفاده از کیسه ی آب گرم بسیار مضر است و قبل از استفاده از آن حتما" باید با پزشک مشورت کرد. همچنین کیسه آب گرم نباید بر روی اندام مبتلا قرار داده شود. از گذاشتن آن در زیر اندام یا خوابیدن بر روی آن نیز باید خودداری شود.

۳- از کفش مناسب استفاده شود.

۴- از دو زانو و چهار زانو زدن و ایستادن طولانی مدت خودداری گردد.

۵- از بالا و پایین رفتن از پله ها تا حد ممکن اجتناب شود.

۶- به جای نشستن روی زمین، از صندلی استفاده شود.

۷- ورزش: انجام برنامه ورزشی و تقویت عضلات می تواند به اندازه داروهای ضد درد در درمان سائیدگی مفصلی موثر باشند.

بی حرکتی می تواند باعث بدتر شدن سائیدگی مفصلی گردد. لذا نباید نگران سائیدگی مفصل در اثر انجام فعالیت های توصیه شده توسط پزشک بود. انجام اشتباه حرکات ورزشی باعث بدتر شدن علائم و درد می گردد.

مراقبت از زانوها:

زانو، اندام های حساس و مهم بدن است که در پیاده روی و انواع ورزشها نقش حساسی داشته و سلامت و قوت آن، ما را در انجام کارهای روزمره و انجام انواع ورزش توانمند می سازد. مفصل زانو مهمترین مفصلی است که وزن بدن را حمل می کند. از این رو تمام فعالیتهای انسان مانند کار سنگین، کمر تحرکی و افزایش وزن می تواند آسیب زیادی به این قسمت بدن وارد آورد. فشار وارده به زانوها در موقع بالا رفتن از پله ها ۳ برابر وزن بدن و در موقع پایین آمدن از پله ها ۸-۷ برابر وزن بدن می باشد از این رو کاهش وزن برای حفظ سلامتی مفاصل به ویژه مفصل زانو اهمیت زیادی دارد. بنابر این گزارش بی تحرکی نیز خطر جدی برای مفصل زانو می باشد. برخی معتقدند که با بی تحرکی و ثابت نگهداشتن زانو و همچنین حذف فشار از روی آن می توان به حفظ سلامت زانو کمک کرد در حالی که بی تحرکی خطر جدی برای بروز بیماریهای مفصل و آرتروز است. زیرا تغذیه مفصل از طریق تحرک تامین می شود. لازم به ذکر است که نحوه نشستن بصورت چهارزانو عامل تشدید کننده مهمی در تخریب غضروف مفصلی بشمار می آید در حالیکه کاهش وزن همراه با تغذیه و انجام ورزشهای مناسب می تواند به پیشگیری و درمان آسیبهای مفصلی کمک کند.

نکاتی چند برای مراقبت از زانوها :

- زانوها نیاز به حرکت دارند. تحرک ، به تغذیه مفصل، حفظ قدرت عضلانی و دامنه حرکتی زانو کمک می کند.

- اگر به کارهایی اشتغال دارید که ناگزیرید برای مدتی طولانی روی صندلی بنشینید، ساعتی یک بار از جای خود برخیزید و پنج دقیقه راه بروید. همچنین هنگام نشستن می توانید پاشنه های پا را از روی زمین بلند کنید یا زانوها را صاف نگه دارید.

- افرادی که ناچارند مدتی طولانی بایستند، ساعتی چند بار زانوهای خود را خم کنند. همچنین توصیه می شود که در طول روز، چند بار روی پاشنه پا بایستند و چند قدم راه بروند. این افراد به منظور پیشگیری از زانو درد، باید از روشهای تقویت کننده زانو استفاده کنند.

- بیمارانی که برای مدتی طولانی بستری بوده اند و قادر به راه رفتن نیستند، باید در طول روز حداقل سه بار انقباضات یا ورزش های ایستایی زانو را انجام دهند.

- هنگام خوابیدن به صورت طاق باز، بالش را زیر زانوهای خود قرار دهید. چنانچه به پهلو می خوابید، بین زانوها بالشی قرار دهید، اما اگر عادت دارید که بر شکم بخوابید، ( که عادت نادرستی است و از منظر اسلام نیز مکروه می باشد ) بالش را زیر ساق ها بگذارید.

با انجام منظم ورزش های تقویتی و کششی، قدرت عضلانی و انعطاف پذیری بافت های اطراف مفصل را بهبود ببخشیده و از بروز ضایعات زانو پیشگیری نمایید. همچنین سعی کنید حرکات زانو را در دامنه کامل انجام دهید. این کار به حفظ دامنه کامل حرکتی مفصل کمک می کند.

ورزش های زانو را ابتدا با تعداد کم ( پنج بار ) و دو بار در طول روز شروع کنید و با بهبود وضعیت جسمانی، تعداد و دفعات تکرار آن را افزایش دهید.

- توصیه می شود که در مراحل ابتدایی، در هر جلسه یک حرکت ورزشی انجام دهید و اگر حرکتی موجب ناراحتی شما شد، از انجام آن خودداری کنید.

- از انجام ورزش هایی که موجب درد، ناراحتی و تورم زانو می شود، خودداری کنید، اما باید درد مفصلی و درد عضلانی که در مراحل اولیه تمرینات ورزشی بروز می کند، تمایز قائل شوید. دردهای عضلانی معمولا" بطور تاخیری، یعنی چند ساعت پس از انجام تمرینات بروز می کنند. این دردها، به مرور زمان با تداوم برنامه ورزشی از بین می رود.

- اگر افزایش وزن دارید، با برنامه های مناسب ورزشی و غذایی، وزن خود را کاهش دهید. به خاطر داشته باشید که کاهش وزن موجب کاهش فشار وارده بر مفصل می شود.

- از انجام اعمالی نظیر بلند کردن اجسام بسیار سنگین و حمل بار به مدت طولانی اجتناب کنید، زیرا این کار فشار زیادی بر زانوها وارد می سازد. اگر ناگزیر به حمل اجسام سنگین هستید، عضلات زانو را با ورزش تقویت کنید و بین فعالیتهای خود، زمانی را به استراحت اختصاص دهید.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مرداد 1389ساعت 12:36  توسط ساسان  | 

ژئوتكنيك

اهميت انجام مطالعات ژئوتكنيك
مسائل وپديده هاي بسيار متعددي در زمينه رفتار خاك و سنگ ونيز در زمينه مهندسي پي وجود دارد كه درك وتوجيه وحل آنها مستلزم دسترسي به يك سلسله اطلاعات تئوري وتجربي مقدماتي ودرعين حال دقيق و مطمئن مي باشد كه اين اطلاعات از طريق مطالعات ژئوتكنيك بدست مي آيد.
از نتايج مطالعات زئوتكنيك در مسائل زير استفاده مي شود
تعيين نشست زمين در زير بارهاي متفاوت (استاتيك و ديناميك)
 تعين مقاومت برشي در زير بارهاي مختلف ودرشرايط متفاوت
 تعيين نفوذپذيري خاك
تعيين شرايط پايداري شيرواني هاي خاكي و سنگي ( لغزش سنجي)
تعيين پايداري و ديوارهاي حائل
 بررسي تاثير حركت يا سكون آبهاي زيرزميني
 بررسي مسائل مربوط به تونلهاو پايداري آنها
 بررسي لايه بندي ، جنس وضخامت لايه ها، امكان وجود لايه هاي منقطع از جنس ديگر
بررسي سفره آب زير زميني
شناسايي مقاومت الكتريكي زمين
 شناسايي مواد آلي ونمكها در خاك
 تاثير گذشت زمان به هريك از موارد ذكر شده

از آنجائيكه محيطهاي خاكي وسنگي در هر نقطه ودرهرموردي نيز به علت شرايط متفاوت، ويژگيهاي خاص خود را دارند بنابراين لازم است كه خواص مورد نظر را براي هر محيطي كه مورد بررسي است به طور تجربي تعيين كنند. واين بررسي تجربي ممكن است در قالب تستهاي آزمايشگاهي و يا در مقياس بزرگتر تحت عنوان آزمونهاي آزمايشگاهي باشد
بررسي هاي صحرايي وتستهاي آزمايشگاهي كاملاً به يكديگر مرتبط بوده كه بخش اصلي بررسي هاي صحرايي را نمونه برداري و شناخت نمونه ها تشكيل مي دهد.
تجزيه و تحليل گزارشهاي ژئوتكنيك
گزارشهاي ژئوتكنيك بخش مهمي از زبان ارتباطي بين طراح ، آزمايشگاه و مسئولين اجرا مي باشد.از آنجا كه غالب گزارشهاي آزمايشگاه مكانيك خاك و سنگ داراي هدف و موضوعي خاص مي باشد بايد اين هدف و موضوع در سرلوحه گزارش كار آورده شود.
گزارشهاي ژئوتكنيك اغلب شامل توضيحاتي به شرح ذيل ا ست
 چگونگي انجام آزمايش
 ويژگي هاي مربوط به آزمايش
 ميزان دقت در محاسبات ونيز احتمالاً روش محاسبات
 نتايج حاصله به صورت شكل وجدول
 خلاصه اي از وضع زمين شناسي منطقه
 پديده هاي ويژه وغير عادي مشاهده شده در پروژه
 مشخصات مهم منطقه نمونه برداري
 تعداد گمانه ها و تعداد نمونه گيري ها
بخش مهم ديگري از گزارش معمولاً شامل شرح وبحث پيرامون نتايج بدست آمده است واينكه نتايج بدست آمده تا چه حد به هدفهاي پروژه نزديك است.در همين بخش توضيحاتي در مورد علت تقريب و خطاها و مشكلاتي كه وجود داشته، علتهاي واقعي يا پيشنهادي براي نتايج مترقبه ونامعمول ، توصيه هايي در جهت بهبود دقت اندازه گيري و پيشنهادهايي در جهت اصلاح در روش عمل ارائه مي شود.


خاكهاي مسئله دار
خواص مكانيكي اغلب خاكها با افزايش رطوبت و اشباع شدن تغيير مي كند واين پديده براي مهندسان ژئوتكنيك شناخته شده است ليكن در برخي از خاكها بر اثر افزايش رطوبت پديده هاي ويژه اي بروز مي كند كه بعضاً منجر به خسارات عمده در پروژه هاي عمراني مي گردد.اين خاكها را مي توانيم خاكهاي حساس در مقابل آب بناميم به عنوان مثالهايي از اين گونه خاكها مي توان خاكهاي متورم شونده(Expansive ) خاكهاي واگرا(Dispersive ) وخاكهاي رمبنده(Collapsible ) را نام برد.
 خاكهاي متورم شونده خاكهايي هستند كه به سبب جذب آب، ازدياد حجم يافته و اصطلاحاً متورم مي شوند. فشار ناشي از تورم اين خاكها مي تواند موجب خرابي كامل ساختمانهاي سبك و پوشش كانالهاي آبياري وكف سازي وغيره شود.
خاكهاي واگرا نيز مانند خاكها متورم شونده در زمره خاكهاي مشكل آفرين در مهندسي ژئوتكنيك محسوب مي شوند. در گذشته تصور مي شد كه هر توده خاكي متشكل از رس نسبتاً متراكم در مقابل فرسايش ناشي از جريان آب از درون آن مقاوم است ليكن درسالهاي اخير رسهايي در طبيعت مشاهده شده اند كه با جريان آب از درون آنه به شدت شسته مي شوند. در اينگونه رسها با جريان يافتن آب در تركهاي موجود درخاك، ذرات رس از يكديگر جدا مي شوند وهمراه با جريان آب از خاك خارج مي گردند.اين پديده منجر به افزايش سرعت جريان آب وشدت يافتن فرسايش خاك مي گردد. ودرنهايت ممكن است به خرابي كامل سازه منجر شود.
خاكهاي رمنده (فروريزشي) ، خاكهاي غير اشباعي هستند كه درهنگام اشباع شدن، تغيير حجم زيادي در آنها بوجود مي آيد اين تغيير حجم مي تواند ناشي از اعمال بار اضافي باشد و يا نباشد.
اين خاكها در صورت اشباع شدن به علت يك رطوبت غيرمنتظر ممكن است تحت نشست زياد ناگهاني قرار گيرند
اكثر خاكهاي رمبنده ( فروريزشي) طبيعي بادرفت هستند ، نوع ديگري از خاكهاي رمبنده رسوبات ناشي از سيلابهاي گل آلود مي باشند ، اين رسوبات در صورتي كه خشك شوند، داراي تخلخل زيادي خواهند شد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مرداد 1389ساعت 12:36  توسط ساسان  | 

سیره حکومتی پیامبر اکرم

 

 

 

 

 

 

 

فهرست :

1- توصیف و تحلیل شاخص­ها و ویژگی­های حکومت اسلامی پیامبر(ص) در مدینه .............. 3

2- شاخص­های برجسته حکومت پیامبر(ص) ................................................................................ 4

3- پایه­های اعتقادی و انسانی حکومت پیامبر(ص) ....................................................................... 6

4- دلایل گسترش اسلام ................................................................................................................... 6

5- پیامبر و تعیین موضع اجتماعی در بدو ورود به مدینه ............................................................ 8

6- اولین اقدام سیاسی و عبادی ........................................................................................................ 9

7- ایجاد وحدت دومین اقدام پیامبر در یثرب ............................................................................. 10

8- اقدام در جهت برادری دینی ..................................................................................................... 11

9- اقدامات پیامبر(ص) جهت حراست از نظام اسلامی .............................................................. 12

10- چگونگی برخورد پیامبر(ص) با یهودیان ................................................................................ 15

11- برخورد همراه با ملایمت پیامبر(ص) با منافقان .................................................................. 16

12- برنامه­های پیامبر برای مبارزه با دشمن درون ..................................................................... 17

13- پیامبر(ص) اسوه; حسنه .......................................................................................................... 19

14- پی‌نوشت‌ها ................................................................................................................................ 22

 

 

توصیف و تحلیل شاخص­ها و ویژگی­های حکومت اسلامی پیامبر(ص) در مدینه

سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت ایت الله خامنه­ای دام ظله­العالی در خطبة اوّل مراسم نماز جمعه مورخ 29/3/1380. دربارة سیره نبی اکرم(ص) در دوران ده ساله حاکمیت اسلام در مدینه، نگاه جامعی بود که کمتر معلم توانایی قادر است در حدود یک ساعت وقت اینگونه، به دسته­بندی و شرح و تفصیل آن در ابعاد مختلف بپردازد.

در این تحلیل که به شیوه­ای نو ارائه شده است، معظم له ابتدا هفت شاخص از شاخص‌های حکومت پیامبر(ص) را بر می­شمارند و سپس در بحث از دلایل گسترش اسلام، ضمن اشاره به پایه­های اعتقادی و انسانی آن، اقدامات اساسی پیامبر(ص) در جهت وحدت اسلامی، برادری دینی مسلمانان، حرمت و حراست از نظام اسلامی و... می‌پردازند. چگونگی رفتار پیامبر(ص) با یهودیان، جریان نفاق و مبارزه با دشمن درون، بخش دیگری از این تحلیل است، به طور قطع بازخوانی بیانات ایشان، می­تواند در فضاسازی فکری مربوط به دوران حکومت پیامبر اکرم(ص) قدم مؤثری باشد

درخشان­ترین دوره; حکومت در طول تاریخ بشری دورة مدینه، فصل دوم دوران بیست و سه سالة رسالت پیغمبر است؛ سیزده سال در مکه، فصل اول بود- که مقدمة فصل دوم محسوب می­شود و تقریباً ده سال هم دوران مدینة پیغمبر است، که دوران شالوده‌ریزی نظام اسلامی و ساختن یک الگو و نمونه از حاکمیت اسلام برای همه; زمان‌ها و دوران‌های تاریخ انسان و همه; مکان‌هاست. البته این الگو، یک الگوی کامل است؛ مثل آن را دیگر در هیچ دورانی سراغ نداریم؛ لیکن با نگاه به این الگوی کامل، می­شود شاخص‌ها را شناخت. این شاخص‌ها برای افراد بشر و مسلمان‌ها علامت‌هایی است که باید به وسیله; آنها نسبت به نظام‌ها و انسانها قضاوت کنند. هدف پیغمبر از هجرت به مدینه این بود که با محیط ظالمانه، طاغوتی و فاسد سیاسی و اقتصادی و اجتماعی­یی که در آن روز در سرتاسر دنیا حاکم بود، مبارزه کند و هدف، فقط مبارزه; با کفار مکه نبود؛ مسأله، مسألة جهانی بود.

پیامبر اکرم(ص) این هدف را دنبال می­کرد که هر جا زمینه مساعد بود، بذر اندیشه و عقیده را بپاشد؛ با این امید که در زمان مساعد این بذر، سبز خواهد شد. هدف این بود که پیام آزادی و بیداری و خوشبختی انسان به همه; دل‌ها برسد، این جز با ایجاد یک نظام نمونه و الگو امکانپذیر نبود؛ لذا پیغمبر به مدینه آمد تا این نظام نمونه را به وجود آورد؛ این‌که چه قدر بتوانند آن را ادامه دهند و بعدی­ها چه قدر بتوانند خودشان را به آن نزدیک کنند، بسته به همت آن‌هاست، پیغمبر نمونه را می­سازد و به همه; بشریت و تاریخ ارائه می­کند.

شاخص­های برجسته حکومت پیامبر(ص)

نظامی که پیغمبر ساخت، شاخص‌های گوناگونی دارد که در بین آنها هفت شاخص از همه مهمتر و برجسته­تر است.

شاخص اول، ایمان و معنویت است؛ انگیزه و موتور پیش برنده حقیقی در نظام نبوی، ایمانی است که از سرچشمه; دل و فکر مردم می­جوشد و دست و بازو و پا و وجود آنها را در جهت صحیح به حرکت در می­آورد. پس شاخص اول، دمیدن و تقویت روح ایمان و معنویت و دادن اعتقاد و اندیشه; درست به افراد است، که پیغمبر این را از مکه شروع کرد و در مدینه پرچمش را با قدرت بالا برد.

شاخص دوم، قسط و عدل است؛ اساس کار با عدالت و قسط و رساندن هر حقی به حقدار- بدون هیچ ملاحظه- است.

شاخص سوم، علم و معرفت است؛ در نظام نبوی، پایه; همه چیز، دانستن و شناختن و آگاهی و بیداری است؛ کسی را کورکورانه به سمتی حرکت نمی­دهند؛ مردم را با آگاهی و معرفت و قدرت تشخیص، به نیروی فعال- نه نیروی منفعل- بدل می­کنند.

شاخص چهارم، صفا و اخوت است؛ در نظام نبوی درگیری‌های برخاسته از انگیزه­های خرافی شخصی، سودطلبی و منفعت‌طلبی مبغوض است و با آن مبارزه می­شود؛ فضا، فضای صمیمیت، اخوت و برادری و همدلی است.

شاخص پنجم، صلاح اخلاقی و رفتاری است؛ انسانها را تزکیه و از مفاسد و رذایل اخلاقی پیراسته و پاک می­کند؛ انسانِ با اخلاق و مزکّی می­سازد؛ «و یزکّیهم و یعلّهم الکتاب و الحکمه»[1] تزکیه، یکی از پایه­های اصلی است؛ یعنی پیغمبر روی یکایک افراد کار تربیتی و انسان­سازی می­کرد.

شاخص ششم، اقتدار و عزت است؛ جامعه و نظام نبوی، تو سری خور، وابسته، دنباله‌رو و دست حاجت به سوی این و آن دراز‌کن نیست؛ عزیز و مقتدر و تصمیم‌گیر است؛ صلاح خود را که شناخت، برای تأمین آن تلاش می‌کند و کار خود را پیش می­برد

شاخص هفتم، کار و حرکت و پیشرفت دایمی است؛ توقف در نظام نبوی وجود ندارد؛ به طور مرتب، حرکت، کار و پیشرفت است. اتفاق نمی­افتد که یک زمان بگویند: دیگر تمام شد؛ حالا بنشینیم استراحت کنیم! این وجود ندارد. البته این کار، کارِ لذت­آور و شادی‌بخشی است؛ کار خستگی‌آور و کسل‌کننده و ملول‌کننده و به تعقب‌آورنده‌یی نیست کاری است که به انسان نشاط و نیرو و شوق می­دهد.

پیغمبر وارد مدینه شد تا این نظام را سرِ پا و کامل کند و آن را برای ابد در تاریخ، به عنوان نمونه نگهدارد؛ تا هر کسی در هر جای تاریخ- از بعد از زمان خودش تا قیامت- توانست؛ مثل آن را به وجود آورد و در دلها شوق ایجاد کند تا انسان‌ها به سوی چنان جامعه­یی بروند.

 

 

پایه­های اعتقادی و انسانی حکومت پیامبر(ص)

البته ایجاد چنین نظامی، به پایه­های اعتقادی و انسانی احتیاج دارد. اول باید عقاید و اندیشه­های صحیحی وجود داشته باشد تا این نظام بر پایه; آن افکار بنا شود؛ پیغمبر این اندیشه­ها و افکار را در قالب کلمه; توحید و عزت انسان و بقیه; معارف اسلامی در دوران سیزده سال مکه تبیین کرده بود؛ بعد هم در مدینه و در تمام آنات و لحظات تا دم مرگ، دایماً این افکار و معارف بلند را - که پایه­های این نظامند - به این و آن تفهیم کرد و تعلیم داد. دوم، پایه‌ها و ستون‌های انسانی لازم است تا این بنا بر دوش آنها قرار گیرد -چون نظام اسلامی قائم به فرد نیست - پیغمبر بسیاری از این ستون‌ها را هم در مکه به وجود آورده و آماده کرده بود. یک عده، صحابه; بزرگوار پیغمبر- با اختلاف مرتبه­یی که داشتند- اینها معلول و محصول تلاش و مجاهدت دوران سخت سیزده ساله; مکه بودند؛ یک عده هم کسانی بودند که قبل از آن که پیغمبر در یثرب بیاید، با پیام پیغمبر به وجود آمده بودند؛ از قبیل سعدبن­معاذها و ابی‌ایوب­ها و دیگران. بعد هم که پیغمبر به یثرب آمدند، از لحظه; ورود، انسان‌سازی را شروع کردند و روز به روز مدیران لایق، انسان‌های بزرگ، شجاع، با گذشت، با ایمان، قوی و با معرفت به عنوان ستون‌های مستحکم این بنای شامخ و رفیع وارد مدینه شدند.

دلایل گسترش اسلام

هجرت پیغمبر به مدینه- که قبل از ورود پیامبر به این شهر، یثرب نامیده می­شد و بعد از آمدن آن حضرت، مدینةالنبی نام گرفت - مثل نسیم خوش بهاری بود که در فضای این شهر پیچید و همه احساس کردند کأنّه گشایشی به وجود آمده است؛ لذا دل‌ها متوجه و بیدار شد. وقتی که مردم شنیدند پیغمبر وارد قبا شده است - قبا نزدیک مدینه است و آن حضرت پانزده روز در آن جا ماندند - شوق دیدن ایشان روز به روز در دل مردم مدینه بیشتر می­شد. بعضی از مردم به قبا می‌رفتند و پیغمبر را زیارت می‌کردند و برمی‌گشتند؛ عده­یی هم در مدینه منتظر بودند تا ایشان بیایند. بعد که پیغمبر وارد مدینه شدند، این شوق و این نسیم لطیف و ملایم، به طوفانی در دل‌های مردم تبدیل شد و دل‌ها را عوض کرد؛ ناگهان احساس کردند که عقاید و عواطف و وابستگی­های قبایلی و تعصبات آنها، در چهره و رفتار و سخن این مرد محو شده است و با دروازه; جدیدی به سوی حقایق عالم آفرینش و معارف اخلاقی آشنا شده­اند. همین طوفان بود که اول در دل‌ها انقلاب ایجاد کرد؛ بعد به اطراف مدینه گسترش پیدا کرد؛ سپس دژ طبیعی مکه را تسخیر و سرانجام به راه‌های دور قدم گذاشت و تا اعماق دو امپراتوری و کشور بزرگ آن روز پیش رفت و هر جا رفت، دل‌ها را تکان داد و در درون انسان‌ها انقلاب به وجود آورد. مسلمانان در صدر اسلام، ایران و روم را با نیروی ایمان فتح کردند. ملت‌های مورد هجوم هم به مجردی که این­ها را می­دیدند، در دل آنها نیز این ایمان به وجود می­آمد. شمشیر برای این بود که مانع­ها و سر کرده­های زر و زورمدار را از سر راه بردارد؛ و الّا توده; مردم، همه جا همان طوفان را دریافت کرده بودند و دو امپراتوری عظیم در آن روزگار- یعنی روم و ایران- تا اعماقِ خودشان جزو نظام و کشور اسلامی شده بودند- همه; اینها چهل سال طول کشید؛ ده سالش در زمان پیغمبر بود؛ سی سال هم بعد از پیغمبر.

پیغمبر به مجرد اینکه وارد مدینه شد، کار را شروع کرد. از جمله; شگفتی‌های زندگی آن حضرت این است که در طول این ده سال، یک لحظه را هدر نداد؛ دیده نشد که پیغمبر از فشاندن نور معنویت و هدایت و تعلیم و تربیت لحظه­یی باز بماند. بیداری او، خواب او، مسجد او، خانه; او، میدان جنگ او، در کوچه و بازار رفتن او، معاشرت خانوادگی او، وجود او- هر جا که بود - درس بود. عجب برکتی در چنین عمری وجود دارد! کسی که همه; تاریخ را مسخر فکر خود کرد و روی آن اثر گذاشت - که من بارها گفته­ام، بسیاری از مفاهیمی که قرن­های بعد برای بشریت تقدس پیدا کرد؛ مثل مفهوم مساوات، برادری، عدالت و مردم سالاری، همه تحت تأثیر تعلیم او بود؛ در تعالیم سایر ادیان چنین چیزهایی وجود نداشت و یا لااقل به منصه‌ی ظهور نرسیده بود - فقط ده سال کار حکومتی و سیاسی و جمعی کرده بود. چه عصر با برکتی!

پیامبر و تعیین موضع اجتماعی در بدو ورود به مدینه

از اول ورود به یثرب موضع‌گیری خود را مشخص کرد. ناقه­یی که پیغمبر سوار آن بود، وارد شهر یثرب شد و مردم دور آن را گرفتند. در آن موقع شهر یثرب، محله محله بود؛ هر محله­یی هم برای خودش خانه­ها، کوچه­ها و حصار و بزرگانی داشت و متعلق به قبیله­یی بود؛ قبایل وابسته به اوس و قبایل وابسته به خزرج. شتر پیغمبر وارد شهر یثرب شد، جلوی هر کدام از قلعه­های قبایل رسید، بزرگان بیرون آمدند و جلوی شتر را گرفتند. یا رسول الله! بیا این جا؛ خانه، زندگی، ثروت و راحتی ما در اختیار تو، پیغمبر فرمود: جلوی این شتر را باز کنید؛ «انّّها مأمورة» به دنبال دستور حرکت می­کند بگذارید برود جلوی شتر را باز کردند تا محله; بعدی رسید. باز بزرگان، اشراف، پیرمردها، شخصیت‌ها و جوان‌ها آمدند جلوی ناقه; پیغمبر را گرفتند، یا رسول الله! این جا فرود بیا؛ این جا خانة توست هر چه بخواهی، در اختیارت می­گذاریم؛ همه; ما در خدمتت هستیم. فرمود؛ کنار بروید؛ بگذارید شتر به راهش ادامه دهد؛ «انّها مأمورة» همین طور محله به محله شتر راه می­فت تا به محله; بنی النجار - که مادر پیغمبر جزو این خانواده است - رسید. آنها دایه­های پیغمبر محسوب می­شدند؛ لذا جلو آمدند و گفتند: یا رسول الله! ما خویشاوند تواییم؛ هستی ما در اختیار توست؛ در منزل ما فرود بیا. فرمود: نه، «انّها مامورة»؛ کنار بروید. راه را باز کردند. شتر به فقیرنشین‌ترین محلات مدینه آمد و در جایی نشست. همه نگاه کردند ببینند خانة کیست؛ دیدند خانه; ابی‌ایوب انصاری است؛ فقیرترین یا یکی از فقیرترین آدم‌های مدینه. خودش و خانواده; مستمند و فقیرش آمدند و اثاث پیغمبر را برداشتند و داخل خانه بردند؛ پیغمبر هم به عنوان میهمان، وارد خانه; آنها شد و به اعیان و اشراف و متنفذان و صاحبان قبیله و امثال اینها دست رد زد، یعنی موضع اجتماعی خودش را مشخص کرد؛ معلوم شد که این شخص، وابسته به پول و حیثیت قبیله‌یی و شرفِ ریاست فلان قبیله و وابستة به قوم و خویش و فامیل و آدم‌های پررو و پشت هم انداز و امثال اینها نیست و نخواهد شد. از همان ساعت و لحظة اول مشخص کرد که در برخورد و تعامل اجتماعی، طرف کدام گروه و طرفدار کدام جمعیت است و وجود او برای چه کسانی بیشتر نافع خواهد بود. همه از پیغمبر و تعالیم او نفع می­برند؛ اما آن کس که محروم‌تر است، قهراً حق بیشتری می­برد و باید جبران محرومیتش بشود.

اولین اقدام سیاسی و عبادی

جلوی خانة ابی‌ایوب انصاری زمین افتاده­یی بود؛ فرمود این زمین مال کیست؟ گفتند متعلق به دو بچة یتیم است. پول از کیسه; خود داد و آن زمین را خرید. بعد فرمود در این زمین مسجد می­سازیم؛ یعنی یک مرکز سیاسی، عبادی، اجتماعی و حکومتی؛ یعنی مرکز تجمع مردم. جایی به عنوان مرکزیت لازم بود؛ لذا شروع به ساختن مسجد کردند. زمین مسجد را از کسی نخواست و طلب بخشیدگی نکرد؛ آن را با پول خود خرید. با این که آن دو بچه ، پدر و مدافع نداشتند؛ اما پیغمبر مثل پدر و مدافع آنها حقشان را تمام و کمال رعایت کرد. وقتی بنا شد مسجد بسازند، خود پیغمبر جزو اولین کسان یا اولین کسی بود که آمد بیل را به دست گرفت و شروع به کندن پی مسجد کرد؛ نه به عنوان یک کار تشریفاتی، بلکه واقعاً شروع به کار کرد و عرق ریخت. طوری کار کرد که بعضی از کسانی که کناری نشسته بودند، گفتند ما بنشینیم و پیغمبر این طور کار کند؛ پس ما هم می­رویم کار می­­­کنیم؛ لذا آمدند و مسجد را در مدت کوتاهی ساختند. پیغمبر- این رهبر والا و مقتدر- نشان داد که هیچ حق اختصاصی برای خودش قائل نیست؛ اگر بناست کاری انجام بگیرد او هم باید در آن سهمی داشته باشد. بعد، تدبیر و سیاست اداره; آن نظام را طراحی کرد. وقتی انسان نگاه می­کند و می­بیند قدم به قدم، مدبرانه و هوشیارانه پیش رفته است، می­فهمد که پشت سر آن عزم و تصمیم قوی و قاطع، چه اندیشه و فکر و محاسبه; دقیقی قرار گرفته است. که علی‌الظاهر جز با وحی الهی ممکن نیست؛ امروز هم کسانی که بخواهند اوضاع آن ده سال را قدم به قدم دنبال کنند، چیزی نمی­فهمند. اگر انسان هر واقعه­یی را جداگانه حساب کند، چیزی ملتفت نمی­شود؛ باید نگاه کند و ببیند ترتیب کار چگونه است؛ چه طور همه; این کارها مدبرانه، هوشیارانه و با محاسبه; صحیح انجام گرفته است.

ایجاد وحدت دومین اقدام پیامبر در یثرب

اکثر مردم مدینه مسلمان شدند علاوه بر اینها، سه قبیله; مهم یهودی در مدینه ساکن بودند؛ یعنی در قلعه­های اختصاصی خودشان که تقریباً به مدینه چسبیده بود. قبیله; بنی‌قینقاع، قبیله بنی‌النضیر و قبیله بنی‌قریظه. آمدن اینها به مدینه از صد سال، دویست سالِ قبل از آن و این که چرا آمدند، خودش داستان طولانی و مفصلی است. در زمانی که پیغمبر اکرم وارد مدینه شدند، خصوصیت این یهودی‌ها در دو، سه چیز بود، یکی این بود که ثروت اصلی مدینه، بهترین مزارع کشاورزی، بهترین تجارت­های سودده و سود‌بخش‌ترین صنایع – که ساخت طلا آلات و امثال این چیزها بود - در اختیار اینها بود. بیشتر مردم مدینه در موارد نیاز به اینها مراجعه می­کردند و از اینها پول قرض می­گرفتند و به اینها ربا می­پرداختند. دوم اینکه بر مردم مدینه برتری فرهنگی داشتند. آنها اهل کتاب بودند و با معارف گوناگون، معارف دینی و مسائلی که از ذهن نیمه‌وحشی­های مدینه خیلی دور بود، آشنا بودند؛ لذا تسلط فکری داشتند. در واقع اگر بخواهیم به زبان امروز صحبت کنیم، اینها در مدینه یک طبقه; روشنفکر محسوب می­شدند؛ لذا مردم آنجا را تحمیق و تحقیر و مسخره می­کردند، البته آنجایی هم که خطری متوجه می­شد و لازم بود کوچکی هم می‌کردند؛ لیکن به طور طبیعی اینها برتر بودند. خصوصیت سوم این بود که با جاهای دور دست هم ارتباط داشتند؛ یعنی محدود به فضای مدینه نبودند. اینها واقعیتی در مدینه بودند که پیغمبر باید حساب آنها را بکند. پیغمبر اکرم یک میثاق دسته جمعی عمومی ایجاد کرد. وقتی پیغمبر وارد مدینه شد بدون اینکه هیچ قراردادی باشد، بدون اینکه پیغمبر چیزی از مردم بخواهد، بدون اینکه مردم در این باره مذاکره­یی کرده باشند، روشن شد که رهبری این جامعه متعلق به این مرد است؛ یعنی شخصیت و عظمت او به طور طبیعی همه را در مقابل او خاضع کرد؛ معلوم شد که او رهبر است و آنچه که می­گوید باید همه بر محور او حرکت و اقدام کنند. پیغمبر میثاقی نوشت که مورد قبول همه قرار گرفت. این میثاق درباره; تعامل اجتماعی، معاملات، منازعات، دیه، روابط پیغمبر با مخالفان، با یهودی‌ها و با غیر مسلمان‌ها بود، همه; اینها نوشته و ثبت شد؛ مفصل هم هست؛ شاید دو سه صفحه; کتاب‌های بزرگ تاریخ قدیمی را گرفته است.

اقدام در جهت برادری دینی

اقدام بعدی بسیار مهم، ایجاد اخوت بود. اشرافی­گری و تعصب­های خرافی و غرور قبیله­یی و جدایی قشرهای گوناگون مردم از یکدیگر، مهمترین بلای جوامع متعصب و جاهلی آن روز عرب بود. پیغمبر با ایجاد اخوت، اینها را زیر پای خودش له کرد. بین فلان رئیس قبیله با فلان آدم بسیار پایین و متوسط، اخوت ایجاد کرد؛ گفت شما دو نفر با هم برادرید؛ آنها هم با کمال میل این برادری را قبول کردند اشراف و بزرگان را در کنار بردگانِ مسلمان شده و آزادی یافته قرار داد. با این کار، همه; موانع وحدت اجتماعی را از بین برد.

وقتی می­خواستند برای مسجد مؤذن انتخاب کنند، خوش‌صداها و خوش‌قیافه­ها زیاد بودند، معاریف و شخصیت‌های برجسته متعدد بودند؛ اما از میان همه; اینها بلال حبشی را انتخاب کرد. نه زیبایی، نه صوت، نه شرف خانوادگی و پدر و مادری مطرح بود؛ فقط اسلام و ایمان، مجاهدت در راه خدا و نشان دادن فداکاری در این راه ملاک بود. ببینید چه طور ارزش‌ها را در عمل مشخص کرد. بیش از آنچه که حرف بخواهد در دل‌ها اثر بگذارد، عمل و سیره و ممشای او در دل‌ها اثر گذاشت.

برای آن که این کار به سامان برسد، سه مرحله وجود داشت: مرحله اول، شالوده‌ریزی نظام بود که با این کارها انجام گرفت. مرحله دوم، حراست از این نظام بود. موجود زندة رو به رشد و نموی که همة صاحبان قدرت اگر او را بشناسند، از او احساس خطر می­کنند، قهراً دشمن دارد. اگر پیغمبر نتواند در مقابل دشمن، هوشیارانه از این مولود طبیعی مبارک حراست کند، این نظام از بین خواهد رفت و همه; زحماتش بی­حاصل خواهد بود؛ لذا باید حراست کند.

مرحله سوم، عبارت از تکمیل و سازندگی بناست. شالوده‌ریزی کافی نیست؛ شالوده‌ریزی، قدم اول است. این سه کار در عرض هم انجام می­گیرد. شالوده‌ریزی در درجه اول است؛ اما در همین شالوده‌ریزی هم ملاحظه; دشمنان شده است و بعد از این هم حراست ادامه پیدا خواهد کرد. در همین شالوده‌ریزی، به بنای اشخاص و بنیان­های اجتماعی نیز توجه شده است و بعد از این هم ادامه پیدا خواهد کرد.

اقدامات پیامبر(ص) جهت حراست از نظام اسلامی

پیغمبر نگاه می­کند و می­بیند پنج دشمن اصلی، این جامعه; تازه متولد شده را تهدید می‌کنند.

یک دشمن، کوچک و کم اهمیت است؛ اما در عین حال نباید از او غافل ماند؛ یک وقت ممکن است یک خطر بزرگ به وجود بیاورد، او کدام است؟

قبایل نیمه‌وحشی اطراف مدینه، به فاصله; ده فرسخ، پانزده فرسخ، بیست فرسخ از مدینه، قبایل نیمه‌وحشی­یی وجود دارد که تمام زندگی آنها عبارت از جنگ و خونریزی و غارت و به جان هم افتادن و از همدیگر قاپیدن است. پیغمبر اگر بخواهد در مدینه نظام اجتماعی سالم و مطمئن و آرامی بوجود آورد، باید حساب اینها را بکند. پیغمبر فکر اینها را کرد. در هر کدام از آنها اگر نشانه; صلاح و هدایت بود با آنها پیمان بست؛ اول هم نگفت که حتماً بیایید مسلمان شوید؛ نه، کافر و مشرک هم بودند، اما با اینها پیمان بست تا تعرض نکنند.

پیغمبر بر عهد و پیمان خودش خیلی پافشاری می­کرد و پایدار بود؛ که این را هم عرض خواهم کرد. آنهایی که شریر بودند و قابل اعتماد نبودند، پیغمبر آنها را علاج کرد و خودش سراغ آنها رفت. این سریه­هایی را که شنیده­اید پیغمبر پنجاه نفر را سراغ فلان قبیله فرستاد، بیست نفر را سراغ فلان قبیله، مربوط به اینهاست؛ آن کسانی که خوی طبیعت آنها آرام پذیر و هدایت پذیر و صلاح پذیر نیست و جز با خونریزی و استفاده; از قدرت نمی‌توانند زندگی کنند. لذا پیغمبر سراغ آنها رفت و آنها را منکوب کرد و سر جای خودش نشاند.

دشمن دوم، در مکه است که یک مرکزیت است. درست است که در مکه حکومت به معنای رایج خودش وجود نداشت؛ اما یک گروه اشراف متکبر قدرتمند متنفّذ با هم بر مکه حکومت می­کردند؛ اینها با هم اختلاف داشتند، اما در مقابل این مولود جدید، با یکدیگر همدست بودند، پیغمبر می­دانست خطر عمده از ناحیه; آنهاست؛ همین طور هم در عمل اتفاق افتاد. پیغمبر احساس کرد اگر بنشیند تا سراغش بیایند، یقیناً آنها فرصت خواهند یافت؛ لذا پیغمبر سراغ آنها رفت؛ منتها به طرف مکه حرکت نکرد. راه کاروانی آنها از نزدیکی مدینه عبور می­کرد؛ پیغمبر تعرض خودش را به آنها شروع کرد؛ که جنگ بدر، مهمترین این تعرض‌ها در اول کار بود پیغمبر تعرض را شروع کرد؛ آنها هم با تعصب و پیگیری و لجاجت به جنگ آن حضرت آمدند.تقریباً چهار پنج سال وضع این طوری بود؛ یعنی پیغمبر آنها را به حال خودشان رها نمی­کرد؛ آنها هم امیدوار بودند که بتوانند این مولود جدید یعنی نظام اسلامی را- که از آن احساس خطر می­کردند، ریشه‌کن کنند. جنگ احد و جنگ‌های متعدد دیگری که اتفاق افتاد؛ در همین زمینه بود.

آخرین جنگی که آنها سراغ پیغمبر آمدند، جنگ خندق - یکی از آن جنگ‌های بسیار مهم بود- همه; نیرویشان را جمع کردند و از دیگران هم کمک گرفتند و گفتند می­رویم پیغمبر و دویست نفر، سیصد نفر، پانصد نفر از یاران نزدیک او را قتل‌عام می­کنیم؛ مدینه را هم غارت می‌کنیم و آسوده بر می‌گردیم؛ دیگر هیچ اثری از اینها نخواهد ماند. قبل از آن که اینها به مدینه برسند، پیغمبر اکرم از قضایا مطلع شد و آن خندق معروف را کند. یک طرف مدینه قابل نفوذ بود؛ لذا در آن جا خندقی تقریباً به عرض چهل متر کندند. ماه رمضان بود. طبق بعضی از روایات، هوا خیلی سرد بود؛ آن سال بارندگی هم نشده بود و مردم در آمدی نداشتند؛ لذا مشکلات فراوانی وجود داشت. سخت­تر از همه پیغمبر کار کرد. در کندن خندق، هر جا دید کسی خسته شده و گیر کرده و نمی­تواند پیش برود، پیغمبر می­رفت کلنگ را از او می­گرفت و کار می­کرد یعنی فقط با دستور حضور نداشت؛ با تنِ خود در وسط جمعیت حضور داشت. کفار مقابل خندق آمدند، اما دیدند نمی­توانند؛ لذا شکسته و مفتضح و مایوس و ناکام مجبور شدند برگردند. پیغمبر فرمود تمام شد؛ این آخرین حمله; قریش مکه به ماست؛ از حالا دیگر نوبت ماست؛ ما به طرف مکه و به سراغ آنها می­رویم.

سال بعد از آن پیغمبر گفت ما می­خواهیم به زیارت عمره بیاییم. ماجرای حدیبیه - که یکی از ماجراهای بسیار پرمغز و پرمعناست - در این زمان اتفاق افتاد. پیغمبر به قصد عمره به طرف مکه حرکت کرد؛ آنها دیدند در ماه حرام- که ماه جنگ نیست و آنها هم به ماه حرام احترام می­گذاشتند. پیغمبر دارد به طرف مکه می­اید. چه کار کنند؟ راه را باز بگذارند بیاید؟ با این موقعیت، چه کار خواهند کرد و چه طور می­توانند در مقابل او بایستند؟ ایا در ماه حرام بروند با او جنگ کنند؟ چگونه جنگ کنند؟ بالاخره تصمیم گرفتند و گفتند می­رویم و نمی­گذاریم او به مکه بیاید؛ و اگر بهانه­یی پیدا کردیم، قتل‌عامشان می­کنیم.

پیغمبر باعالی­ترین تدبیر، کاری کرد که آنها نشستند و با پیغمبر قرارداد امضا کردند تا پیغمبر برگردد؛ اما سال بعد بیاید و عمره را بجا آورد و در سرتاسر منطقه برای تبلیغات پیغمبر فضا باز باشد. اسمش صلح است؛ اما خدای متعال در قرآن می­فرماید: «انّا فتحنا لک فتحاً مبینا»[2] ما برای تو فتح مبینی ایجاد کردیم. اگر کسانی به مراجع صحیح و محکم تاریخ، مراجعه بکنند، خواهند دید که ماجرای حدیبیه چه قدر عجیب است. سال بعد پیغمبر به عمره رفتند و علی رغم آنها، شوکت آن بزرگوار روز به روز زیاد شد. سال بعدش- یعنی سال هشتم- که کفار نقض عهد کرده بودند، پیغمبر رفتند و مکه را فتح کردند، که فتحی عظیم و حاکی از تسلط و اقتدار پیغمبر بود. بنابراین پیغمبر با این دشمن هم مدبرانه، قدرتمندانه، با صبر و حوصله، بدون دستپاچگی و بدون حتی یک قدم عقب نشینی برخورد کرد و روز به روز و لحظه به لحظه به طرف جلو پیش رفت.

پیغمبر با دشمن سازمان‌یافته­یی که آماده و منتظر حمله است تاضربه بزند، مثل برخورد با یهود رفتار می­کند و به آنها امان نمی­دهد؛ اما دشمنی را که سازمان یافته نیست و لجاجت­ها و دشمنی­ها و خباثت‌های فردی دارند و بی­ایمانند تحمل می­کند

چگونگی برخورد پیامبر(ص) با یهودیان

دشمن سوم، یهودیان بودند؛ یعنی بیگانگان نامطمئنی که حاضر شدند با پیغمبر در مدینه زندگی کنند؛ اما از موذی­گری و اخلال‌گری و تخریب دست برنمی­داشتند، اگر نگاه کنید، بخش مهمی از سوره; بقره و بعضی از سوره­های دیگر قرآن مربوط به برخورد مبارزه فرهنگی پیغمبر با یهود است، چون گفتیم اینها فرهنگی بودند؛ آگاهی‌هایی داشتند؛ روی ذهن­های مردم ضعیف الایمان اثر زیاد می­گذاشتند؛ توطئه می­کردند؛ مردم را ناامید می­کردند و به جان هم می­انداختند؛ اینها دشمن سازمان‌یافته­یی بودند. پیغمبر تا جایی که می­توانست، با اینها مدارا کرد؛ اما بعد که دید اینها مدارا بردار نیستند، اینها را مجازات کرد، پیغمبر بی­خود و بدون مقدمه هم سراغ اینها نرفت؛ هر کدام از سه قبیله عملی انجام دادند و پیغمبر طبق آن عمل، آنها را مجازات کرد. اول، بنی‌قینقاع بودند که به پیغمبر خیانت کردند؛ پیغمبر سراغ آنها رفت و فرمود باید از آن جا بروید اینها را کوچ داد و از آن منطقه بیرون کرد و تمام امکاناتشان برای مسلمان‌ها ماند. دسته دوم، بنی‌نضیر بودند؛ آنها هم خیانت کردند- که داستان خیانت‌های اینها مهم است- لذا پیغمبر فرمود مقداری از وسایلتان را بردارید و بروید؛ آنها هم مجبور شدند و رفتند. دسته سوم، بنی‌قریظه بودند که پیغمبر به آنها امان و اجازه داد تا بمانند، آنها را بیرون نکرد؛ با آنها پیمان بست تا در جنگ خندق نگذارند دشمن از طرف محلات آنها وارد مدینه شود، اما اینها ناجوانمردی کردند؛ و با دشمن پیمان بستند تا در کنار آنها به پیغمبر حمله کنند؛ یعنی نه فقط به پیمانشان با پیغمبر پایدار نماندند، بلکه در حالی که پیغمبر یک قسمت مدینه را- که قابل نفوذ بود- خندق حفر کرده بود و محلات اینها در طرف دیگری بود که باید آنها مانع از این می­شدند که دشمن از آن جا بیاید، اینها رفتند با دشمن مذاکره و گفتگو کردند تا دشمن و آنها- مشترکاً- از آن جا وارد مدینه شوند و از پشت به پیغمبر خنجر بزنند، پیغمبر در اثنای توطئه; اینها، ماجرا را فهمید. محاصرة مدینه، قریب یک ماه طول کشیده بود؛ اواسط این یک ماه بود که اینها این خیانت را کردند، پیغمبر مطلع شد که اینها چنین تصمیمی گرفته­اند. با تدبیر بسیار هوشیارانه، کاری کرد که بین اینها و قریش به هم خورد- که ماجرایش را در تاریخ نوشته‌اند- کاری کرد که اطمینان اینها و قریش از همدیگر سلب شد. یکی از آن حیله­های جنگی سیاسی بسیار زیبای پیغمبر همین جا بود؛ یعنی اینها را متوقفشان کرد تا نتوانند لطمه بزنند. بعد که قریش و هم پیمانانشان شکست خوردند و از خندق جدا شدند و به طرف مکه رفتند، پیغمبر به مدینه برگشت؛ همان روزی که برگشت، نماز ظهر را خواند و فرمود نماز عصر را جلوی قلعه­های بنی‌قریظه می­خوانیم، راه بیفتیم به آنجا برویم یعنی حتی یک شب هم معطل نکرد؛ رفت و آنها را محاصره کرد؛ بیست و پنج روز بین اینها محاصره و درگیری بود؛ بعد پیغمبر همه; مردان جنگی اینها را به قتل رساند؛ چون خیانت اینها بزرگتر بود و قابل اصلاح نبودند، پیغمبر با اینها این­گونه برخورد کرد؛ یعنی دشمن یهود را – عمدتاً در قضیه بنی‌قریظه، قبلش در قضیه; بنی‌نضیر، بعدش در قضیه یهودیان خیبر- این­گونه با تدبیر و قدرت و پیگیری و همراه با اخلاق والای انسانی از سر مسلمان­ها رفع کرد در هیچکدام از این قضایا، پیغمبر نقض عهد نکرد؛ حتی دشمنان اسلام هم این را قبول دارند که پیغمبر در این قضایا هیچ نقض عهدی نکرد؛ آنها بودند که نقض عهد کردند.

برخورد همراه با ملایمت پیامبر(ص) با منافقان

دشمن چهارم، منافقین بودند. منافقین داخل مردم بودند؛ کسانی که به زبان ایمان آورده بودند؛ اما در باطن ایمان نداشتند؛ مردمان پست، معاند، تنگ نظر و آماده; همکاری با دشمن، منتها سازمان نیافته، فرق اینها با یهود این بود.

پیغمبر با دشمن سازمان‌یافته­یی که آماده و منتظر حمله است تا ضربه بزند، مثل برخورد با یهود رفتار می­کند و به آنها امان نمی­دهد؛ اما دشمنی را که سازمان یافته نیست و لجاجت‌ها و دشمنی­ها و خباثت‌های فردی دارند و بی­ایمانند، تحمل می­کند. عبدالله‌بن‌ابی، یکی از دشمن‌ترین دشمنان پیغمبر بود؛ تقریباً تا سال آخر زندگی پیغمبر این شخص زنده بود؛ پیغمبر با او رفتار بدی نکرد؛ در عین حال همه می­دانستند او منافق است؛ ولی با او مماشات کرد؛ مثل بقیه; مسلمان‌ها با او رفتار کرد؛ سهمش را از بیت المال داد، امنیتش را حفظ کرد، حرمتش را رعایت کرد؛ با این­که آنها این همه بد جنسی و خباثت می­کردند که باز در سوره; بقره، فصلی مربوط به همین منافقین است. آن وقتی که جمعی از این منافقین کارهای سازمان یافته کردند، پیغمبر به سراغ آنها رفت. در قضیه; مسجد ضرار، اینها رفتند مرکزی درست کردند؛ با خارج از نظام اسلامی- یعنی با کسی که در منطقه; روم بود؛ مثل ابوعامر راهب- ارتباط برقرار کردند و مقدمه‌سازی کردند تا از روم علیه پیغمبر لشکر بکشند؛ در این جا پیغمبر به سراغ آنها رفت و مسجدی را که ساخته بودند، ویران کرد و سوزاند؛ فرمود این مسجد، مسجد نیست؛ این­جا محل توطئه علیه مسجد و علیه نام خدا و علیه مردم است. یا آنجایی که یک دسته از همین منافقین، کفر خودشان را ظاهر کردند و از مدینه رفتند و در جایی لشکری درست کردند؛ پیغمبر با اینها مبارزه کرد و فرمود اگر نزدیک مدینه بیایند به سراغشان می­رویم و با آنها می­جنگیم؛ با این­که منافقین در داخل مدینه هم بودند و پیغمبر با آنها کاری نداشت. بنابراین با دسته; سوم، برخورد سازمان یافته; قاطع، اما با دسته چهارم برخورد همراه با ملایمت داشت؛ چون اینها سازمان یافته نبودند و خطرشان، خطر فردی بود. پیغمبر با رفتار خود، غالباً هم اینها را شرمنده می­کرد.

برنامه­های پیامبر برای مبارزه با دشمن درون

دشمن پنجم، عبارت بود از دشمنی که در درون هر یک از افراد مسلمان و مؤمن وجود داشت؛ خطرناکتر از همه; دشمن‌ها هم همین است؛ این دشمن در درون ما هم وجود دارد؛ تمایلات نفسانی، خودخواهی­ها، میل به انحراف، میل به گمراهی و لغزش‌هایی که زمینه آن را خود انسان فراهم می­کند. پیغمبر با این دشمن هم سخت مبارزه کرد. منتها مبارزه; به این دشمن، به وسیله شمشیر نیست؛ به وسیله; تربیت و تزکیه و تعلیم و هشدار دادن است. لذا وقتی که مردم با آن همه زحمت از جنگ برگشتند، پیغمبر فرمود شما از جهاد کوچکتر برگشتید، حالا مشغول جهاد بزرگتر بشوید. عجب! یا رسول الله! جهاد بزرگتر چیست؟ ما این جهاد با این عظمت و با این زحمت را انجام دادیم؛ مگر بزرگتر از این هم جهادی وجود دارد؟ فرمود بله، جهاد با نفس خودتان، اگر قرآن می­فرماید «الّذین فی قلوبهم مرض» [3] اینها منافقین نیستند؛ البته عده­یی از منافقین هم جزو «الّذین فی قلوبهم مرض»اند، اما هر کسی که «الّذین فی قلوبهم مرض» است- یعنی در دل، بیماری دارد- جزو منافقین نیست؛ گاهی مؤمن است، اما دلش مرض هست. این مرض یعنی چه؟ یعنی ضعف‌های اخلاقی، شخصیقی، هوسرانی و میل به خودخواهی­های گوناگون؛ که اگر جلویش را نگیری و خودت با آنها مبارزه نکنی، ایمان را از تو خواهد گرفت و تو را از درون پوک خواهد کرد. وقتی ایمان را از تو گرفت، دل تو بی‌ایمان و ظاهر تو با ایمان است؛ آن وقت اسم چنین کسی منافق است. اگر خدای نکرده دل من و شما از ایمان تهی شد؛ در حالی که ظاهرمان، ظاهر ایمانی است؛ پابندی­ها و دلبستگی­های اعتقادی و ایمانی را از دست دادیم، اما زبان ما همچنان همان حرف‌های ایمانی را می­زند که قبلش می­زد؛ این می­شود نفاق ؛ این هم خطرناک است. قرآن می­فرماید: « ثمّ کان عاقبة الّذین اساوا السوای ان کذّبوا بایات الله»[4] آن کسانی که کار بد کردند، بدترین نصیبشان خواهد شد. آن بدترین چیست؟ تکذیب ایات الهی. در جای دیگر می‌فرماید: آن کسانی که به این وظیفه; بزرگ- انفاق در راه خدا - عمل نکردند، «فاعقبهم نفاقا فی قلوبهم الی یوم یلقونه بما اخلفوا الله ما وعدوه»؛ [5] چون با خدا خلف وعده کردند، در دلشان نفاق به وجود آمد. خطر بزرگ برای جامعه; اسلامی این است؛ هر جا هم که شما در تاریخ می‌بینید جامعه اسلامی منحرف شده؛ از این جا منحرف شده است. ممکن است دشمن خارجی بیاید، سرکوب کند، شکست بدهد و تار و مار کند؛ اما نمی­تواند نابود کند؛ بالاخره ایمان می­ماند و در جایی سربلند می­کند و سبز می­شود. اما آن جایی که این لشکر دشمن درونی به انسان حمله کرد و درون انسان را تهی و خالی کرد، راه منحرف خواهد شد. هر جا انحراف وجود دارد، منشأش این است. پیغمبر با این دشمن هم مبارزه کرد.

 

 

پیامبر(ص) اسوه; حسنه

پیغمبر در رفتار خود مدبرانه عمل کرد و سرعت عمل داشت؛ نگذاشت در هیچ قضیه­یی وقت بگذرد. قناعت و طهارت شخصی داشت. و هیچ نقطه; ضعفی در وجود مبارکش نبود. او معصوم و پاکیزه بود؛ این خودش مهمترین عامل در اثرگذاری است. ما باید یاد بگیریم؛ مقدار زیادی از این حرف‌ها را باید به بنده بگویند؛ من باید یاد بگیرم؛ مسئولان باید یاد بگیرند. اثرگذاری با عمل، به مراتب فراگیرتر و عمیق‌تر است از اثرگذاری با زبان. او قاطعیت و صراحت داشت. پیغمبر هیچ وقت دو پهلو حرف نزد. البته وقتی با دشمن مواجه می­شد، کار سیاسی دقیق می­کرد و دشمن را به اشتباه می­انداخت. در موارد فراوانی، پیغمبر دشمن را غافلگیر کرده است؛ چه از لحاظ نظامی، چه از لحاظ سیاسی؛ اما با مؤمنین و مردم خود، همیشه صریح، شفاف و روشن حرف می­زد و سیاسی کاری نمی­کرد و در موارد لازم نرمش نشان می­داد مثل قضیه; عبدالله‌بن‌ابی که ماجراهای مفصلی دارد. او هرگز عهد و پیمان خودش را با مردم و با گروه‌هایی که با آنها عهد و پیمان بسته بود- حتی با دشمنانش، حتی با کفار مکه - نشکست. پیغمبر عهد و پیمان خود را با آنها نقض نکرد؛ آنها نقض کردند، پیغمبر پاسخ قاطع داد، هرگز پیمان خودش را با کسی نقض نکرد؛ لذا همه می­دانستند که وقتی با این شخص قرارداد بستند، به قرارداد او می­شود اعتماد کرد. از سوی دیگر پیغمبر تضرع خودش را از دست نداد و ارتباط خود را با خدا روز به روز محکمتر کرد. در وسط میدان جنگ، همان وقتی که نیروها­ی خودش را مرتب می­کرد، تشویق و تحریص می­کرد، خودش دست به سلاح می­برد و فرماندهی قاطع می­کرد، یا آنها را تعلیم می­داد که چه کار کنند، روی زانو می­افتاد و دستش را پیش خدای متعال بلند می­کرد و جلوی مردم بنا می­کرد به اشک ریختن و با خدا حرف زدن؛ پروردگارا! تو به ما کمک کن؛ پروردگارا! تو از ما پشتیبانی کن؛ پروردگارا؛ تو خودت دشمنانت را دفع کن.

نه دعای او موجب می­شد که نیرویش را به کار نگیرد؛ نه به کار گرفتن نیرو، موجب می‌شد که از توسل و تضرع و ارتباط با خدا غافل بماند؛ به هر دو توجه داشت. او هرگز در مقابل دشمن عنود دچار تردید و ترس نشد. امیرالمؤمنین -که مظهر شجاعت است- می‌گوید هر وقت در جنگ‌ها شرایط سخت می­شد و به تعبیر امروز ما - کم می­آوردیم، به پیغمبر پناه می­بردیم؛ هر وقت کسی در جاهای سخت، احساس ضعف می­کرد، به پیغمبر پناه می­برد. او ده سال حکومت کرد؛ اما اگر بخواهیم عملی را که در این ده سال انجام گرفته، به یک مجموعه; پرکار بدهیم تا آن را انجام دهند، در طی صد سال هم نمی­توانند آن همه کار و تلاش و خدمت را انجام دهند. اگر ما کارهای امروزمان را با آنچه که پیغمبر انجام داد مقایسه کنیم، آنگاه می­فهمیم که پیغمبر چه کرده است. خود اداره; آن حکومت و ایجاد آن جامعه و ایجاد آن الگو، یکی از معجزات پیغمبر است. مردم ده سال با او شب و روز زندگی کردند؛ به خانه­اش رفتند و او به خانه‌شان آمد؛ در مسجد با هم بودند؛ در راه با هم رفتند؛ با هم مسافرت کردند؛ باهم خوابیدند؛ با هم گرسنگی کشیدند؛ با هم شادی کردند؛- محیط زندگی پیغمبر، محیط شادی هم بود؛ با افراد شوخی می­کرد مسابقه می­گذاشت و خودش هم در آن شرکت می­کرد. آن مردمی که ده سال با او زندگی کردند. روز به روز محبت پیغمبر و اعتقاد به او در دل‌های آنها عمیق­تر شد. وقتی در فتح مکه، ابوسفیان مخفیانه و با حمایت عباس- عموی پیامبر- به اردوگاه آن حضرت آمد تا امان بگیرد، صبح دید پیغمبر دارد وضو می­گیرد و مردم اطراف آن حضرت جمع شده­اند تا قطرات آبی که از صورت و دست ایشان می­چکد، از یکدیگر بربایند! گفت: من کسری و قیصر- این پادشاهان بزرگ و مقتدر دنیا- را دیده­ام؛ اما چنین عزتی را در آنها ندیده­ام. بله عزت معنوی، عزت واقعی است؛ «ولله العزة و لرسوله و للمؤمنین» مؤمنین هم اگر آن راه را بروند، عزت دارند. در مثل چنین روزهایی- روز بیست و هشتم صفر- این نور آسمانی، این انسان والا و این پدر مهربان از میان مردم رفت و آنها را غمگین و داغدار کرد. روز رحلت پیغمبر و روزهای بیماری آن حضرت، برای مردم مدینه روزهای سختی بود؛ بخصوص با آن خصوصیاتی که اندکی قبل از رحلت پیغمبر پیش آمد. پیغمبر به مسجد آمدند و روی منبر نشستند و فرمودند که هر کس به گردن من حقی دارد، آن حق را از من بگیرد. مردم شروع به گریه کردند و گفتند یا رسول الله! ما به گردن تو حق داشته باشیم؟! فرمود رسوایی پیش خدا سخت‌تر از رسوایی پیش شماست؛ اگر به گردن من حقی دارید، اگر از من طلبی دارید، بیایید و بگیرید تا به روز قیامت نیفتد. ببینید چه اخلاقی! کیست که دارد این حرف را می زند؟ آن انسان والایی که جبرئیل به مصاحبت با او افتخار می­کند؛ اما در عین حال با مردم شوخی نمی­کند؛ جدی می­گوید تا مبادا در جایی به وسیله; او، ندانسته حقی از کسی ضایع شده باشد. پیغمبر این مطلب را دو بار، سه بار، تکرار کرد. البته در تاریخ ماجراهایی را آورده­اند که من خیلی نمی­دانم کدامش و چه قدرش دقیق است؛ اما آن مطلبی که غالباً نقل کرده­اند، که یک نفر بلند شد و عرض کرد: یا رسول الله من به گردن تو حقی دارم؛ تو یک وقت با ناقه از پهلوی من عبور می­کردی من هم سوار بودم، تو هم سوار بودی، ناقه; من نزدیک تو آمد و تو با عصا، هی کردی؛ ولی عصا به شکم من خورد و من این را از تو طلبکارم. پیغمبر پیرهنش را بالا زد و گفت همین حالا بیا قصاص کن؛ نگذار به قیامت بیفتد. مردم حیرت زده نگاه می­کردند و می­گفتند ایا این مرد واقعاً می­خواهد قصاص کند؟ ایا دلش خواهد آمد؟ دیدند پیغمبر کسی را فرستاد تا از خانه، همان چوبدستی را بیاورند. بعد فرمود: بیا بگیر و با همین چوب به شکم من بزن. آن مرد جلو آمد. مردم، همه مبهوت؛ متحیر و شرمنده از این که نکند این مرد بخواهد این کار را بکند؛ اما یک وقت دیدند او روی پای پیغمبر افتاد و بنا کرد شکم پیغمبر را بوسیدن گفت: یا رسول الله! من با مس بدن تو خودم را از آتش دوزخ نجات می­دهم!

 

 

 

 

پی‌نوشت‌ها

[1] . جمعه/ 2

[2] . فتح/ 1.

[3] . مائده / 52

[4] . روم/ 1.

[5] . توبه/ 77

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مرداد 1389ساعت 12:35  توسط ساسان  | 

ضرورت ورزش

دید کلی

روشهای پیشگیری و درمان در علم پزشکی از دیر باز تا‌کنون رو به توسعه و رشد بوده و محدود به درمانهای دارویی نمی‌باشند. توجه به ورزش و فعالیت بدنی به عنوان راهکار اصلی پیشگیری و نیز درمان بسیاری از بیماریها محسوب شده و عامل ایجاد سلامت عمومی و کاهش سطح ناتوانی در جمعیت بیمار می‌گردد. بسیاری از این بیماریها ، همچون دیابت نوع دوم و بیماریهای قلب و عروق ، قابل پیشگیری هستند و در جامعه صنعتی امروز ، توجه به ورزش را به عنوان موثرترین عامل پیشگیری در نظر می‌گیرند.

نرمش و تمرینات بدنی ، جز بسیار باارزشی از ورزش است که باعث پیشگیری از بیماری و ناتوانی جسمی می‌شود. الگوی زندگی اگر شامل تمرینات بدنی باشد، فواید طبی چشمگیری به همراه خواهد داشت. یک برنامه مناسب ورزشی سلامت انسان را تضمین می‌کند و خطر بسیاری از بیماریهای متداول را کاهش می‌دهد. بنابراین ورزش مرتب می‌تواند طول عمر را افزایش دهد.


 



 

اثرات مفید ورزش بر بدن انسان

·       افزایش حداکثر جذب اکسیژن در بدن.

·       افزایش کارآیی قلب از طریق حجم خون پمپ شده در یک ضربان.

·       کاهش تعداد ضربان قلب و کاهش فشار خون.

·       کاهش عوارض و احتمال مرگ و میر ناشی از نارساییهای قلبی.

·       کاهش مقاومت عروقی برای عبور دادن جریان خون.

·       افزایش جریان خون منطقه‌ای و نقل و انتقال اکسیژن به بافتها.

·       افزایش توانایی بدن در مصرف اسیدهای چرب آزاد به عنوان سوبسترا در هنگام فعالیت.

·       افزایش تولید لیپوپروتئینهای سنگین (HDL) که برای بدن مفید هستند.

·       افزایش و بهبود تحمل بدن در هنگام تمرین.

·       کاهش و یا از بین بردن چاقی و افزایش قدرت عضلانی.

·       افزایش تولید اندروفینها که مخدرهای درونی هستند.

·       افزایش تولید عرق به هنگام فعالیت که در نتیجه تحمل بدن در برابر گرما بالا می‌رود.

·       جلوگیری از استئوپروز یا پوکی استخوان در صورت انجام تمرینات تحمل وزن.

·       افزایش تحمل گلوکز در بدن.

·       افزایش تحمل کار بدنی و کاهش تنگی نفس در بیماران مبتلا به انسداد مزمن ریه.




 

نقش ورزش در پیشگیری از پوکی استخوان

در برنامه ورزشی مربوط به پیشگیری از استئوپروز نیز باید نیازها و محدودیتهای فرد را در نظر گرفت، در بین ورزشها آنهایی که بیشتر به تمرینات بدنی تحمل وزن وابسته‌اند غالبا در افزایش حجم استخوان موثر هستند. بنابراین متخصصان طب ورزش باید ورزشهای تحمل وزن مانند پیاده روی ، گلف و تنیس را برای افراد مستعد استئوپروز توصیه کنند.

تاثیر ورزش بر دیابت

در بیماران مبتلا به بیماری قند نوع دوم، نیاز به انسولین برای سوخت و ساز گلوکز ، بر اثر ورزش کاهش می‌یابد زیرا در حین ورزش و بعد از آن حساسیت بافت اسکلتی و بافت چربی نیز به انسولین افزایش می‌یابد و تولید گلوکز کبدی در بدن نیز کمتر می‌شود. هر گاه بیمار تمرینات بدنی منظم را در برنامه عادی زندگی خود قرار دهد، باید انتظار داشت که نیاز او به انسولین کاهش می‌یابد. ورزش دائمی می‌تواند از اثرات زیانبار دیابت در زندگی بیمار بکاهد و دستگاه قلبی - عروقی را متناسب سازد.

تاثیر ورزش بر بیماری های قلبی - عروقی

برای فردی که در خانواده‌اش بیماری قلبی - عروقی زودرس سابقه دارد، یک رژیم ورزشی مرتب می‌تواند احتمال وقوع سکته و سایر حوادث قلبی - عروقی را کاهش دهد. ورزش مرتب باعث بهبود نسبت چربی در سرم خون می‌شود، می‌تواند فشار خون را کاهش دهد و اثر ضد فشار خون و ورزش ، مستقل از اثر آن روی کاهش وزن یا تغییرات ناشی از آن در کارآیی اندامها است. تست فشار ورزش بر روی قلب ، برای افرادی که از داروهای محدود کننده حداکثر ضربان قلب استفاده می‌کنند، ضروری است.



 

تاثیر ورزش بر سرطان

ورزش برای مبتلایان به سرطان توصیه می‌شود، چرا که ورزش می‌تواند از عوارض وخیم بیحرکتی بیمار بکاهد و احتمالا دستگاه ایمنی بدن را تقویت کند. نوع ورزش باید متناسب با شرایط فرد بیمار تجویز شود. شدت ورزش باید در حد پایینی از ضربان قلب ، بین 65 - 40 درصد باقی بماند.

تاثیر ورزش بر تناسب فیزیکی و گذران عمر

هر چه سن آدمی بیشتر می‌شود، اثرات فیزیولوژیک افت عملکرد بدن زیادتر می‌شود. افزایش سن باعث تحلیل رفتن قدرت عضلات و کاهش تعداد فیبرهای عضلانی می‌شود. ورزش مادام‌العمر می‌تواند سرعت تحلیل رفتن عضلات را کم کند و عضلات را تقویت کند. ورزش و تمرینات بدنی در افراد مسن‌تر باعث بهبود کارکرد اعضای بدن می‌شود. تمرینات ورزشی مرتب ، سرعت تنزل قدرت بدنی در گذر عمر را کمتر می‌کند. به نظر می‌رسد این نتایج مثبت بخاطر تاثیر تقویتی ورزش روی سلسله اعصاب باشد و نه بازسازی عضلات.

آیا درمان غیر دارویی فشار خون ممکن است؟

بر طبق گزارش پنجمین گردهمایی ملی "کشف و ارزیابی و درمان فشار خون" آمریکا که در سال 2001 چاپ شد، ورزش متوسط درمان غیر دارویی فشار خون است. بیشترین مکانیزمهایی که موجه کننده درمان ورزشی فشار خون هستند به کاهش قابلیت کشش و انقباض اعصاب سمپاتیک بر اثر ورزش استفاده می‌کنند و آن را عامل کنترل فشارخون خفیف می‌دانند.

چشم انداز بحث

با انجام ورزشهای مناسب می‌توان از ابتلا به بسیاری از بیماریها پیشگیری کرد. با رشد روز افزون علم طب ورزشی و ایجاد دیدگاههای مناسب در زمینه برنامه ریزی و طراحی تمرینات ورزشی جهت افراد مختلف خصوصا بیماران ، در بسیاری از کشورها کلوپهای ویژه ورزشی برای بیماران مختلف ایجاد شده که عامل مهم کاهش معلولیت ناشی از عوارض بیماری و ایجاد روحیه نشاط و سرزندگی در این افراد می‌گردد.

گرم کردن قبل از شروع تمرینات ورزشی

ورزش بایدبانرمش های ویژه گرم کردن بدن آغاز شود. نرمش های گرم کردن باعث افزایش درجه حرارت بدن کمی بیشتر از حالات عادی بدن درفعالیتهای معمول شخص است وشامل کشش عضلات ونرمشهای سبک برای افزایش دادن ضربان قلب می باشد.

انجام این حرکات به دستگاه سوخت و ساز شما کمک می کند تا برای نرمشهای بعدی و تمرینات اصلی ورزشی آماده شوید،همچنین در مرحله گرم کردن رگهای خونی عضلات منبسط شده و برای دریافت جریان خون بیشتر آماده می شوند.

قبل از گرم کردن بدن نرمشهاراآغاز نکنید عضلات سردآسانترآسیب می بینند.

سرد کردن در پایان تمرینات ورزشی

تمرینات ورزشی باید با نرمشهای سرد کردن خاتمه یابند.انجام این نرمشها در پایان نرمشهای سنگین و ورزش شدید بسیار مهم است.هنگام نرمش شدید به کمک انقباض عضلات بزرگ پا که روی رگها فشار می آورند مقدار خون زیادتری به قلب فرستاده می شود .اگر عضلات پا فوراً استراحت کنند خون به جای آنکه به قلب برگردد در همانجا جمع می شود ، یعنی قلب شما هنوز می تپد ولی خون به آن نمی رسد.وقتی نرمش ها را به تدریج کم کنید عضلات خون را به قلب می فرستند تا ضربان قلب به آرامی کاهش یابد.همچنین در طی نرمشهای سرد کردن عضلات آسانتر می توانند ضایعات سمی حاصل از سوخت و ساز بدن را دفع کنند.

سرد کردن به مفهوم پایین آوردن ضربان قلب به حد معمولی و خاتمه دادن به نرمشهای سنگین با حرکاتی آرام است.


فعالیت سخت تاثیر چندانی در افزایش سرعت سوختن انرژی ندارد . بر طبق گفته انستیتو تغذیه و سلامت، یک راه بهتر برای سوزاندن کالری بیشتر ، افزایش زمان صرف شده برای فعالیت شماست .در ضمن فراموش نکنید که وقتی کالری های سوخته شده را اندازه گیری می گیرید ، زمان کل فعالیت شامل زمان صرف شده برای گرم کردن و سرد کردن نمی باشد،اگر چه گرم کردن و سرد کردن صحیح برای جلوگیری از آسیب بدنی بسیار مهم است و البته این موضوع را به خاطر داشته باشید که همیشه پیش از مبادرت به طراحی یک برنامه تناسب اندام یا یک رژیم غذایی با یک متخصص در امر سلامت مشورت کنید .

نوع فعالیت

میزان کالری مصرفی

برحسب کالری در ساعت

دوچرخه سواری با سرعت ۶/۹ کیلومتر در ساعت

۲۴۰

دوچرخه سواری با سرعت ۲/۱۹ کیلومتر در ساعت

۴۱۰

اسکی صحرایی

۷۰۰

پیاده روئی آهسته با سرعت ۸ کیلومتر در ساعت

۷۴۰

پیاده روی آهسته با سرعت ۲/۱۱ کیلومتر در ساعت

۹۲۰

پرش با طناب

۷۵۰

دویدن درجا

۶۵۰

دویدن با سرعت ۱۶ کیلومتر در ساعت

۱۲۸۰

شنا با سرعت ۲۳ متر در دقیقه

۲۷۵

شنا با سرعت ۴۶ متر در دقیقه

۵۰۰

تنیس تک نفره

۴۰۰

پیاده روی با سرعت ۲/۳ کیلومتر در ساعت

۲۴۰

پیاده روی با سرعت ۸/۴ کیلومتر در ساعت

۳۲۰

پیاده روی با سرعت ۴/۶ کیلومتر در ساعت

۴۴۰

شما می توانید بوسیله فید این مطلب تمامی پاسخ ها را دنبال کنید. شما می توانید پاسخ خود را بنویسید، و یا بازتاب بفرستید از سایت خودتان.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مرداد 1389ساعت 12:33  توسط ساسان  | 

قناسه

قناسه

اين سلاح داراي 2دستگاه نشانه روي است.
1- مكانيكي :كه از شكاف درجه كه از عدد1 الي 12 مدرج شده كه هر عدد نماينگر ضريب100متر ميباشدو علامت تاكتيكي آن همسطح400متر است ويك مگسك كه در برد وسمت قابل تنظيم است.استفاده از نشانه روي مكانيكي مانند اسلحه كلاش است.
دوربين : شبكه داخل دوربين درقسمت وسط واقع شده و براي نشانه روي به هدفهاي مختلف ازآن استفاده ميشود.اين شبكه از يك خط عمودي براي "برد" ويك خط افقي براي پيشگيري در"سمت "تشكيل شده است.
خط افقي سمت به دو قسمت10ميليمي مدرج تقسيم شده،كه نمايشگر سرعت 1تا10متر برثانيه است.
خط عمودي برد داراي 4 فلش(شبيه نوك پيكان)كه با فاصله در زير هم قرار گرفته اند.
بالاترين فلش در وسط خط افقي سمت قرار گرفته بطوريكه 10ميليم در سمت راست و10 ميليم در سمت چپ آن قرار ميگيرد.3فلش ديگر در زير فلش بالايي قرار گرفته اند.(فعلاً نقاشي آنراخودتان بكشيدتاعكس آنرا بدست بيارم.
براي تيراندازي به اهداف تا فاصله1000متري؛ابتدا طبلك برد را روي عدد مورد نظر گذاشته(عدد6براي600متر)وسپس فلش بالايي(كه در بين خط افقي است)را روي هدف بگذاريد وشليك كنيد.
چنانچه هدف در فاصله1100متر بودابتدا طبلك برد را روي عدد 1000گذاشته و اين بار فلش دوم را روي هدف بگذاريد وشليك كنيد.
براي فواصل1200و1300طبلك برد را روي عدد 1000گذاشته وازفلش هاي زيري استفاده كنيد.

 

تفنگ تک تیر انداز SVD یکی از شناخته شده ترین سلاح های تک تیراندازی در جهان است که بر پایه اسلحه کلاشنیکف طراحی شده است. بنابراین ساختار کلی و مکانیزم گلنگدن SVD مشابه AK-47 و برگه ناظم آتش آن دارای دو وضعیت ضامن و نیمه خودکار است.

دراگانوف یا سیمینوف SVD سلاح سازمانی تک تیراندازان ایران نیز می باشد.

ایووژنی فدروویچ دراگانوف متولد ۱۹۲۰ در ایوسک روسیه بود. او از دوران نوجوانی در کارگاه های فلزکاری کار می کرد و در ابتدای جنگ دوم جهانی نیز به عنوان سرباز وارد ارتش سرخ شد و در گارگاه فلزکاری اسلحه هنگ مشغول خدمت شد.

آقای داراگانوف طراح سلاح

او در این مدت تجریبات زیادی را به دست آورد و از همان زمان به سلاح های دور زن علاقه داشت. پس از جنگ و ادامه تحصیل به اداره طراحی سلاح شوروی پیوست. در سال ۱۹۵۸ وظیفه طراحی یک تفنگ تک تیرانداز نیمه اتوماتیک به او واگذار شد.

نمونه اصلی در سال ۱۹۵۹ تولید شد. اسلحه دقت خوب و قابل اطمینان از خود به نمایش گذاشت. SVD بارها مورد آزمایش قرار گرفت و همه کیفیت های لازم را دارا بود. و سرانجام از سال ۱۹۶۳ اسلحه تیراندازان زبده ارتش شوروی گردید. آزمایشات نشان داد که در یک دایره ۱۰۰ میلیمتری دقت برخورد ۱۰۰ درصد است.
وزن SVD به همراه خشاب پر و دوربین ۴.۸ کیلوگرم است. خشاب SVD گنجایش ۱۰ فشنگ را دارد. قنداق این سلاح طوری طراحی شده که گونه تیرانداز به راحتی روی آن قرار گیرد. شعله پوش آن از نوع بلندبوده و کاهنده لگد سلاح است. کیف وسایل SVD معمولا ۴ خشاب اضافه، کیت نظافت سلاح، باتری ولامپ یدکی دوربین را در خود جای داده است. دوربین معمول این سلاح PSO است که حداکثر برد مفید سلاح را به ۱۳۰۰ متر می رساند. نواخت تیر اسلحه حدود ۳۰ تیر در دقیقه است.

SVD دراگانوف
با کمک این سلاح می توان انواع گلوله های ثاقب، رسام، ضد زره و مغزی فولادی را شلیک کرد. همچنین می توان انواع دوربین های مادون قرمز را بر روی آن نصب کرد.
مدل های مختلف SVD در بسیاری از کشورهای دنیا مشغول خدمت می باشند. یکی از این کشورها
عراق بود که در جنگ علیه ایران هم از این سلاح استفاده کرد. هنگامیکه عراق توسط نیروهای ائتلاف
اشغال شد تعداد زیادی از این سلاح در انبارهای عراق کشف شد. نیروهای امریکایی از ترس اینکه مبادا این سلاح ها در بین شورشی ها و مبارزان پخش شود اکثر آن ها را معدوم کرد.
SVD در خدمت ایالات متحده
جالب اینکه ارتش امریکا تعدادی از SVD های عراقی را در ارتش خود به خدمت گرفت و در اختیار
سربازانش قرار داد. و این امر فقط به دلیل قابلیت های بالای SVD بود.
هم اکنون هم این سلاح با بهسازی هایی در ایران تولید می شود و در اختیار یگان های مربوطه قرار می گیرد.
مشخصات فنی
کالیبر: ۷.۶
طول: ۱۲۲۵ میلیمتر
برد مفید با سایت مکانیکی: ۸۰۰ مت
برد مفید با دوربین: ۱۳۰۰ متر
مکانیزم: فشار غیر مستقیم گاز باروت و گلنگدن چرخشی نیمه خودکار

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مرداد 1389ساعت 12:32  توسط ساسان  | 

معماری یونانی

فهرست مطالب

هنر یونان (معماری) 1

معماری یونان 2

شيوه های معماری يونان: 2

شيوه های معماری يونان 3

معماری عمومی یونان 3

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هنر یونان (معماری)

گذشته از معماری معاصر، معماری یونانی برای ما غربیها از هر معماری دیگری آشناتر است. «احیای» این معماری به دست مهندسان معمار اروپایی در اواخر سده هجدهم باعث انتشار پردامنه سبک یونانی شد و مخصوصاً در بناهای رسمی – دادگستریها، بانکها، تالارهای شهر، مجالس قانونگذاری – که با توجه به تأثیرگذاری پرابهت شان طراحی می شدند، از معماری دوره کلاسیک که اساساً از معماری یونان ملهم بود، تقلید می شد.

معماری یونان

وضعيت طبيعی و جغرافيايی يونان: سرزمينی که تمدن و فرهنگ يونان باستان در آن شکل گرفت,  از يونان و جزاير تشکيل شده بود، که عبارت بودند از: يونان شمالی، مرکزی و جنوبی (پلوپرنز) و همچنين جزايری که در سواحل شمالی (تراس) و شرقی  (آسيای صغير) دريای اژه قرار دارند. به عبارت ديگر می توان چنين گفت که: شبه جزيره بالکان در جنوب اروپا قرار دارد که قسمت بزرگی از آن در دريای مديترانه پيش رفته و در همين قسمت کشور يونان قرار گرفته است, بخش اعظم اين شبه جزيره را کوههای سخره ای و پر شيب فرا گرفته که تنها در ميان جلگه هايی که وسط اين کوههاقرا دارند, اراضی حاصلخيزی جهت کشاورزی وجود دارد.

موقعيت جغرافيايی و طبيعی, در شکل دادن به اوضاع سياسی اقتصادی و فرهنگی يونان نقش بسيار مهمی داشته است. زيرا همين وضعيت طبيعی موجب شده که در بخشهای مختلف يونان, دولت شهر های کوچک مستقل تشکيل گردند که شرايط خاص طبيعی, يعنی از يک سو به دريا و از سوی ديگر کوهستانهای صعب العبور مانع از آن بودند, که تا اين دولت شهر ها مورد تهاجم قرار گيرند.

پيشينه تاريخی يونان: بطوريکه قبلاً اشاره شد. سرزمين اصلی يونان پيش از حمله اقوام شمالی (دورين ها) دارای تمدنی پيشرفته بودنددر بخش شمالی شبه جزيره يونان اقوامی از شاخه های آريا- اروپايی زندگی می کردند که طی سده ها از استب های جنوب روسيه به اين قسمت ها مهاجرت کرده  بودند. اين قبايل که «دورين» ناميده می شدند, از نظر فرهنگی در سطحی پايين تر از ميسنی ها يا ساکنان اصلی يونان بودند. در اواخر هزاره دوم پيش از ميلاد اين قبيله ها از شمال به سوی جنوب سرازير شدند و سرانجام «پلوپونزه»,دژهای مستحکم «مسين» را ويران نمودند. و بدين ترتيب تمدن مسين پايان يافت.

ساکنان يونان در همه جای شبه جزيره يا به اطاعت «دورين ها» در آمدند و يا به جزاژر اژه و سواحل غربی آسيای صغير کوچ نمودند. پس از اين اتفاق در يونان جند قرن رکود هنری حکمفرما بود و حتی خط اوليه يونانی ها نيز به فراموشی سپرده شد. سپس در اواخر «دوره هرمز», يونانی ها با نوع نگارشی جديد که از «فينقی ها» کسب کردند, آشنا شدند. يونانيها حروف صدادار را به اين حروف افزوده و الفبای خود را که مرکب از 24 حرف بود پديد آوردند.

تداوم تمدن يونان در واقع با تولد «دولت شهرها» يا «پليس» ها آغاز گرديد. شرايط خاص جغرافيايی يونان, هر طايفه از اقوام «دوری» را به گونه مستقلی تقسيم نمود, در سواحل اين کشورکه موانع طبيعی بزرگترين عامل استقلال دولت شهر ها بودند, رفته رفته تمدن باستانی يونان شکل گرفت. ارتباطات که صرفاً از طريق دريا امکان پذير بود, اين دولت شهرها را با فرهنگ و تمدن ديگر جزاير و کشورهای حاشيه مديترانه آشنا نمود, و از اين طريق زمينه های اقتصادی تجاری, ايجاد گرديد. در برخورد با اين تمدنها و رونق اقتصادی, زمينه های رشد هنر طبيعت گرايی يونان روح و قوت گرفت.

بطور کلی تمدن يونان در سه عنصر ثابت خلاصه می شود که عبارتند از: انسان, طبيعت, عقل. شناخت تمدن يونان, شناخت بخشی از تمدن جديد غرب است و شناخت اين تمدن بدون آشنايی با تمدن شرق مديترانه امکان پذير نيست. زيرا بطوريکه اشاره گرديد, اين تمدن سهم بزرگی در ايجاد تمدن و هنر يونانی داشته است.

کشف تئوری انسانی, يا انسانی که تفکر در هر موضوعی او را به شناخت و معرفت می رساند, موجب گرديد که يونانی از تفکرات جادويی و افسانه ای گذر نموده و به تفکر عقلانی گام نهد, و در اين زمان بود که فلسفه و تاريخ نويسی و علم جانشين تفکرات قديمی گرديد. شناخت فرد به دنبال آن ارزش دادن به مقام او, آزاديهای فردی را پديد آورد. دمکراسی که پايه جمهوری يونان در پنج قرن شناخته شده بود, تنها فرم حکومتی بوده, که در طول تاريخ تا انقلاب کبير فرانسه به عنوان دمکراسی مستقيم و تصميم گيری با وجود تمام محدوديتهای آن شناخته شده است. در جهان بينی اومانيستی (انسان گرايی) يونان آنچه اهميت داشته, انسان بوده و انسان محور مقياس همه چيز بوده است. علاوه بر همه اين ها, آنچه که در تفکرات يونانی, انسان را از ساير موجودات متمايز کرده عقل اوست. طبيعت و زيبايی نيز در تمدن يونانی جايگاه خاصی داشته است. عوامل طبيعی و وجود طبيعت خاص يونان در شکل گيری آثار معماری و ساير هنرها نقش اساسی و تعيين کننده ای را بازی کرده است.

شيوه های معماری يونان:

به طور کلی آثار معماری يونانی براساس شيوه های خاص ساختمانی بنياد شده اند. کهن ترين شيوه های قابل تقسيم بندی در معماری يونانی عبارتند از : شيوه دوريک ، ايوني: (ايونيايی) و شيوه کرنتی ، شيوه هايی (سبک هايی) که معماران يونانی پديد آورند، تا حدودی بر حسب جزئيات، ولی عمدتاً براساس تناسبهای اجزاء از يکديگر متمايز می شوند . هر سبکی برای هدف خاصی بکار گرفته می شد و هر يک مفاهيم متفاوتی را مجسم می کرد. لذا بر همين اساس هر يک از شيوه های معماری يونان دارای ويژگيهای خاصی هستند.

شيوه های معماری يونان

به طور کلی آثار معماری يونانی براساس شيوه های خاص ساختمانی بنياد شده اند. کهن ترين شيوه های قابل تقسيم بندی در معماری يونانی عبارتند از : شيوه دوريک ، ايوني: (ايونيايی) و شيوه کرنتی ، شيوه هايی (سبک هايی) که معماران يونانی پديد آورند، تا حدودی بر حسب جزئيات، ولی عمدتاً براساس تناسبهای اجزاء از يکديگر متمايز می شوند . هر سبکی برای هدف خاصی بکار گرفته می شد و هر يک مفاهيم متفاوتی را مجسم می کرد. لذا بر همين اساس هر يک از شيوه های معماری يونان دارای ويژگيهای خاصی هستند.

در اينجا پيش از پرداختن به شيوه های فوق الذکر بايد تصريح نمود که اصطلاح شيوه يا سبک معماری که درباره ی يونان اطلاق می شود، و اين کاملاً رواست زيرا بناهای يونانی از ثبات و کمال لازم برخوردارند.

همان طوری که در اکثر پيکره های يونانی اين مسئله مشهود است. مثلاً معبد دوريک نيز مانند پيکره «جوان يونانی» مظهری از قرار و پايداری درونی و سازگاری متقابل اجزای بيرونی است که به آنها ويژگي منحصر به فرد و وحدتی خاص موجودات زنده می بخشد.

الف) شيوه ی دوريک: شيوه دوريک يا دوريسی که نام خود را از سرزمين مرکزی يونان گرفته است، اصلی ترين شيوه معماری يونان است . زيرا هم قديمی تر و هم مشخصتر از ساير شيوه های يونانی است. ستون دوريک مشتمل بر بدنه ستون که از قاعده دايره برخوردار است و از پايين به بالا از قطر دايره کاسته می شود.

سطح بدنه ستون با شيارهای کم عمق عمودی به نام «قاشقيها» تزيين شده است. در انتها بخش بدنه با يک خط افقی معروف به «گلوبند» يا گلويی به سر ستون متصل می شود. سر ستون از بالشتگی و تاوه چهار گوش واقع بر روی آن تشکيل يافته است. اسپر از دو بخش اصلی ديگر مختلط تر و اجزاء آن عبارتند از: فرسب (رديف سنگهای صيقل خورد ، و افقی که مستقيماً بر روی سر ستونها تکيه دارد) و افريز با سه ترکيها و چهار گوشيهای تزئينی اش و طره به صورت مثلثی در می آيد، و با لبه ی برجسته به بيرون خود سطح سنتوری را احاطه می کند.

همه بخشهای بنا از سنگهايی تراشيده شده که بدون ملات بر روی هم قرار گرفته اند. و بديهی است که در نهات استادی ساخته و پرداخته شده اند. نسبت ارتفاع به قاعده در ستون دوريک در اغاز 4 به 1 بوده ولی در دوره کلاسيک اين نسبت به پنج و يک دوم و پنج و سه چهارم می رسد. در دوره ی هلنی نسبت 7 به1 می شود .

ب) شيوه ايونيک (ايونيايي): اين شيوه معماری به سرزمين ايونيا واقع در ساحل آسيای صغير (ترکيه) منسوب بوده و کمتر از شيوه دوريک صلابت و استواری و رسميت دارد و خاستگاه آن نيز همچون دوريک ناشناخته مانده است. نخستين بقايای معماری شيوه ايونيک از پرستشگاههايی است که متعلق به قرن ششم ق م است از ويژگيهای اين شيوه ستون باريک و بلند با سر ستون پيچ خورده (حلزونی شکل) است طرح ستون اين شيوه به بيننده از هر طرف ديد مشابهی می دهد. نسبت ارتباع به قاعده ستون در اين شيوه 9 به 1 و 10 به 1 يعنی نسبت به ستون دوريک بلندتر است و تعداد شيارهای روی بدنه ستون نيز 24 عدد است.

مهمترين عنصری که شيوه ايونيک را از نظام دوريک مجزا می کند، تغير شکل سر ستونها است. ستون سنگی در شيوه ايونيک به جای اينکه مستقيماً روی سکوی پله دار (استيلوبات) قرار گيرد بر روی پايه ستون دايره شکلی که از سنگ يک پارچه تراشيده شده و دارای فرو رفتگيهايی نيز می باشد، قرار می گيرد. اين سنگ حجاری شده روی يک لوحه سنگی مربع شکل قرار دارد که به اين نوع پايه ستون در شيوه ايونيک «توروس» گفته می شود. سطح جانبی شيارهای قاشقی بدون گوشه سبک ايونيک بخش پايينی «آتنا» که به شکل مربع در انتهای ديوارهای مقصوره ديده می شود. در صورتی که در شيوه دوريک ساده رها می گردد. معابد بسياری در يونان و سرزمينهای تابعه آن به شيوه ايونيک بر پا شده اند که می توان به معبدار ختئوم (ارختئون) در آتن و معبد آرتميس در افسوس و ... اشاره کرد.

معماری عمومی یونان

معبد رایجترین و بهترین نوع شناخته شده معماری عمومی یونان است و معبد عملکرد یکسانی مانند کلیسای مدرن نداشت. زیرا منبر زیذ آسمان باز در اراضی شهری یا در معبدی مقدس و قبل از معبد قرار می‌گرفت. معابد به عنوان ذخیره کنجینه‌های مربوط به آیین چند خدایی قرار می‌گرفت. معابد به عنوان ذخیره گنجینه‌های مربوط به آیین چند خدایی قرار می‌گرفت یا به عنوان مکان باستان بت ها بود ولی از زمان فیدیاس (Pheidias) به یک کار هنری بزرگ تبدیل شد. معبد جایی برای زاهدان خدا بود و در آنجا مجسمه‌ها ، کلاه خودها و اشلحه خو را به عنون صدقه رها می‌کردند. فضای داخل معبد یا سلا (cella) به عنوان جا خزینه قرار می‌گرفت و معمولاً یک ردیف دیگر از ستون داشت.

از دیگر فرم های به کار رفته توسط یونانی ها تولوس (Tholos) یا معبد دوار است که بهترین نمونه آن تولوس تئودوریوس(Teodorios) در شهر دلفی است که برای پرستش آتنا (خدای فرزانگی و آموزش) اختصاص داده شده است؛ پروپولیا (propylon) که به منزله ورودی جایگاه‌های مقدس است.( که بهترین نمونه آن پروپولیا آکروپولیس آتن است.)؛ خانه‌های فواره‌ای که در آن زنان کوزه‌های خ.د را از یک فواره عمومی پر می‌کردند؛ و استوا (stoa) که یک فضای بلند و کشیده و یک ردیف ستون در یک سمت استکه این ردیف به عنوان مغازه در مراکز تجاری شهر های یونانی بکار گرفته می‌شد. نمونه کامل یک استوا، استوای آتولوس در آتن وجود دارد. شهرهای یونانی با اندازه‌های قابل توجه یک ژیمناسیوم (gymnasium) یا پالاسترا ( palaestra)داشتند که یک مرکز اجتماعی برای شهروندان مرد بود. این فضاهای محصور شده به آسمان باز می‌شدند و فضایی برای مسابقات قهرمانی و ورزش بودند. شهرهای یونانی همچنین نیاز به یک بولتریون ( bouleterion) یا اتاق شورا بود؛ ساختمان بلند که به‌عنوان دادگاه ومکانی برای اجتماع شورای شورای شهر استفاده می‌شد، زیرا یونانی ها از تاق و گنبد استفاده نمی‌کردند زیرا نمی‌توانستند با این روش ساختمان هایی با فصضاها و دهنه‌های باز بسازندو بولترین ها ردیف هایی از ستون های داخلی بود که سقف را نگه می‌داشتند. هیچ نمونه‌ای از این ساختمان ها بر جا نمانده است.بالاخره، هر شهر یونانی یک (theatre) داشت که هم برای اجتماع های عمومی و هم اجراهای دراماتیک استفاده می‌شد. این نمایش ها از مراسم مذهبی ریشه می‌گرفتند و آنها تا قرن 6 ق .م مجسمه‌های کلاسیک خود را بهترین نوع فرهنگ یونانی می پنداشتند. تئاترها عموماً در مکان های تپه‌ای ساخته می‌شدند و ردیف های نشستن نیمه دایره به دور صحنه نمایش (orchestra) داشتند. پشت صحنه نمایش یک ساختمان کوتاه (skene) وجود داشت که به عنوان فضای ذخیره و فضای لباس پوشیدن و فضایی برای پشت صحنه سازی صحنه نمایش بود. تعدادی از تئاترهای یونانی تقریباً سالم مانده اند و مشهورترین آن تئاتر اپیداروس (epidaurus) نام دارد.

 

درون‌خانه

محل درون‌خانه (به رنگ خاکستری) در نیایشگاه یونانی.

به اتاق درونی و میانی نیایشگاه‌ها در معماری کلاسیک روم و یونان دَرون‌خانه یا مَقصوره یا صِلّا (به رومی: Cella) گفته می‌شود.

در دوران باستان تندیس‌های آیینی و بت‌های ویژهٔ مورد احترام آن معبد را در درون‌خانه نگه می‌داشتند. در درون‌خانه‌ها معمولاً میزها یا پاسنگ‌هایی نیز قرار می‌دادند تا هدایا و قربانی‌ها را بر روی آن بنهند. سنگ‌های گرانبها، کلاه‌خودها، نیزه‌های و تندیس‌های نذریزیادی به این‌گونه نیایشگاه‌ها اهداء می‌شد و درون‌خانه‌های بسیاری از پرستشگاه‌های رومی و یونانی به‌صورت گنجینه‌های پرمایه‌ای در آمده‌بود.

 

 

دورج‌ستونی

نقشهٔ یک پرستشگاه دورج‌ستونی.

دورَج‌سُتونی (یونانی قدیم: ὁ δίπτερος،‌تلفظ: اُ دیپتِرُس) نوعی نیایشگاه یونانی است که در آن دورتادور بخش اصلی ساختمان نیایشگاه کاملاً با دو ردیف ستون احاطه شده‌باشد.

پرستشگاه‌های دورج‌ستونی شکل گسترده‌تر پرستشگاه‌های دورستونی هستند که در آن‌ها یک ردیف ستون گرداگرد ساختمان ساخته می‌شد.

از نمونه‌های این گونه نیایشگاه‌ها می‌توان به این دو اشاره کرد:

رخ‌بام

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

رُخ‌بام لبهٔ تزئینی پشت بام ساختمان‌ها است.

رخ‌بام هِرّه‌ای سراسری بر روی بام ساختمان‌ها است که آخرین ابزار فوقانی قَرنیز را تشکیل می‌دهد.

قطاربندی تزئینات به‌صورت نواری از تزئینات اصلی ایرانی برای رخ‌بام‌ها است.

در معماری یونان باستان بر روی رخ‌بام‌ها معمولاً نقش برجسته‌ای بر روی کتیبه‌ای تخم‌مرغی‌شکل برای تزئین حکاکی می‌شد. ایونی‌ها و رومی‌ها از رخ‌بام‌ها در معماری خود استفاده می‌کردند.

روپـِی

روپـِی، (Stylobate) صُفه‌ای سنگی را می‌گویند که روی بقیه صفه‌های بخش پی در نیایشگاه‌های یونان باستان قرار می‌گرفت.

در معماری سبک دوری و ایونی پی‌سازی بیرون از زمین (سرپی) از سه لایه تشکیل می‌شد. فوقانی‌ترین لایه را روپی و زیرین‌ترین لایه را بن‌پی نام دارد.

روپی، که کف نیایشگاه را تشکیل می‌دهد جایی است که ستون‌ها بر روی آن قرار می‌گیرند.

هر یک از سه صفه سنگی سرپی به مرور کوچک‌تر ساخته می‌شدند. با این سبک پی‌سازی، پله‌هایی برای ورود به نیایشگاه به‌وجود می‌آمد.

 

 

ستون زن‌پیکر (به یونانی: Καρυάτις، تلفظ: کاریاتید)‌ نام نوعی ستون در معماری یونان باستان و مصر باستان است. در این‌گونه ستون ساختمان‌ها به شکل پیکر زنانه ساخته می‌شود.

معروف‌ترین ستون‌های زن‌پیکر ستون‌های نیایشگاه ارختئیون (Έρέχθειον) آتن است. در معماری رنسانس و سده‌های ۱۸ و ۱۹ نیز این‌گونه ستون‌ها کاربرد زیادی داشته‌است. ستون‌هایی که در آن پیکر مردانه تراشیده می‌شد معمولاً شکلی تناور و پهلوانی داشت و از این‌رو این‌گونه ستون‌ها را ستون پهلوان‌پیکر می‌نامند.

پیشینه

ویتروویوس، معمار و یکی از لشکریان رومی در کتاب خود خاستگاه این‌گونه ستون‌ها را در یونان این‌گونه توضیح داده‌است: در جنگ یونانیان علیه ایرانیان، مردم کاریا (نزدیک اسپارت در لاکونیا) از ایران پشتیبانی کردند. زمانی که یونانی‌ها سرانجام از پیشرفت ایرانیان در خاک یونان جلوگیری کردند، به تنبه کاریایی‌ها پرداختند. مردان کاریایی را کشتند و زنانشان را بهبردگی بردند. مقرر شد که این زنان بایستی برای ابد باری به‌دوش بکشند. و این‌گونه ستون‌ها نمادی است از بارکشی ابدی زنان کاریایی.

ستون پهلوان‌پیکر

ستون پهلوان‌پیکر گونه‌ای ستون حامل در معماری غربی است که در آن شکلی از پیکر تناور مردانه بر روی ستون تراشیده یا گچ‌بری می‌شود.

رومیان این نوع ستون را تِلامون می‌نامیدند زیرا نزد ایشان بیشتر از شکل تلامون، شخصیت اسطوره‌ای یونانی برای ساخت چنین ستون‌هایی استفاده می‌شد.

گونهٔ زنانهٔ این‌گونه ستون‌ها ستون زن‌پیکر نام دارد.

 

 

سنتوری (معماری)

سنتوری هتل دلا مارین در میدان کنکورد پاریس.سه‌گوش بالای درگاه جلوخان را در معماری سَنتوری می‌گویند. از سنتوری‌ها بیشتر در معماری یونانی و رومی استفاده می‌شده‌است.دورادور سنتوری را معمولاً قرنیز می‌گذارند. به بخش سه‌گوش در میان سنتوری، سینه گفته می‌شود. سینهٔ سنتوری را معمولاً با نقش‌های برجسته با وضوع اساطیر یونان و روم تزئین می‌کنند.

نهان‌خانه

محل نهان‌خانه (به رنگ خاکستری) در نیایشگاه یونانی.نهان‌خانه (به یونانی: Άδυτον، تلفظ: آدیتُن، به لاتین: adytum) بخشی است از نیایشگاه‌های یونانی و رومی که به عنوانپَستویی در پشت درون‌خانه قرار گرفته‌است.نام یونانی و رومی آن به معنی "وارد نشوید" یا "بدون دسترسی" است.نهان‌خانه معمولاً فضای کوچکی بود که در دورترین قسمت درون‌خانه نسبت به در ورودی قرار داشت. در نهان‌خانه معمولاً بت نمادین ایزد را قرار می‌دادند و تنها کاهنان به آن راه داشتند. این کاهنان مدعی ارتباط با هاتف غیبی در نهان‌خانه بودند.به مکان مشابهی در نیایشگاه‌های یهودی قدس‌الاقداس می‌گویند.

پیش‌خان

محل پیش‌خان (به رنگ خاکستری) در نیایشگاه یونانی.به اتاقی که در نیایشگاه‌های یونان باستان پیش از درون‌خانه قرار داشت، پیش‌خان، (پیش‌مَقصوره یا رواق قدامی) گفته می‌شود.در این نیایشگاه‌ها تنها فضایی که دو دیوار نبشی آن را از دو سو محدود کرده و ردیفی از ستون‌ها جلوی آن را گرفته باشد پیش‌خان نامیده می‌شود.

اگر دیوارهای نبشی در چنین فضایی حضور نداشته باشند، آن فضا را پیش‌ستونگاه[۱] می‌نامند.

 

 

 

 

پیش‌دروازه

یک نقاشی از شکل کامل‌شدهٔ پیش‌دروازهٔ معبد آتن.

به سازه‌هایی که به عنوان دروازهٔ آغازین برای ورود به مکان‌های مقدس در یونان باستان ساخته می‌شد پیش‌دروازه (به یونانی: Προπυλαια، تلفظ: پرُپیلایا) می‌گویند. بیشتر پیش‌دروازه‌ها به صورت راهرویی ستوندار و سرپوشیده بود.امروزه نام پیش‌دروازه بیشتر برای اشاره به تالار ورودی معبد آکروپولیس آتن به‌کار می‌رود. ساخت این پیش‌دروازه در سال ۴۳۷ پیش از میلاد توسط پریکلس آغاز شد تا جای یک دروازه ورودی دیگر را بگیرد. ساخت این سازه، شاید به‌خاطر مشکلات سیاسی و شاید در پی جنگ‌های پلوپونزی هیچ‌گاه تمام نشد.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مرداد 1389ساعت 12:32  توسط ساسان  | 

موسیقی درمانی

مقدمه

از بدو خلقت انسان، نيازهاي متنوعي(اعم از جسمي و رواني) با او همراه بوده كه براي برآورده ساختن اين نيازها سازگاري با محيطش به ابزارهايي نياز داشته است. هنر به عنوان يكي از وسايل اوليه ي سازگاري بشر در خدمت نيازهاي كمال جويي و زيبا طلبي و از طرف ديگر، آرامبخش ناراحتي ها و سختي هاي زندگي او بوده است.

موسيقي شكلي از هنر است كه احساس، عاطفه، ادراك و شناخت انسان را بدون نياز به تكلم و زبان منتقل مي كند. استفاده ي بشر از موسيقي، امري آسان و قابل دسترس بوده است، چون ريتم و ملودي، به عنوان دو ركن اساسي موسيقي، در سرشت انسان وجود داشته و از طرفي آواگريها و حركات ريتميك نيز نيازي به تكلم نداشته است. از اين رو در بيشتر قبايل ابتدايي مراسم و آيين هاي مختلف موسيقيايي كه وسيله اي براي ابراز همبستگي جمعي و از بين بردن ترس ها و غم ها و ايجاد آرامش و شادي و اراده در بين افراد قبيله بوده برگزار مي شده است.

موسيقي زبان آرزوها، انتظار ها و عواطف بشري است و هر قوم و ملتي بر حسب ويژگي هاي عاطفي و فرهنگي خود، موسيقي خاصي دارد. با درك موسيقي، عواطف زيبا، همدردي و تفاهم بيشتر قلبي ميسر خواهد شد.

پژوهشگران توصيه مي كنند كه والدين روزانه يك ساعت براي فرزندان كوچك خود موسيقي پخش كنند. اين عمل موجب بهتر شدن وضعيت تغذيه، خواب و افزايش وزن آنها مي شود.

 

موسیقی رنگ است و روح فزا! شادی نهفته در زیر و بمی دارد که گاه روح بر نغمه آن به وجد و گاه دیگر رنج را می چشد و نهانی بدان گریستن آغاز می کند. امروزه روانشناسان، این را درک کرده و بدین ابزار سعی در علاج جسم و روان بیماران نهاده اند.

موسیقی درمانی امروزه چنان مورد توجه قرار گرفته است که در بیمارستانها و مراکز درمانی در طول مدت مداوا و درمان و در بحرانهای حاصل آمده از بیماریها، در موارد اضطراری قلبی و مغزی مورد استفاده قرار می گیرد تا تنش و اضطراب چنین بیماریهای طاقت فرسا و کاهنده را تخفیف دهند! موسیقی به همان اندازه که اثر مثبت دارد، در سوی مقابل و در سبکهای دیگر از موسیقی روح و روان را می آزارد و تاثیرات نامطلوب از خود بر جای می نهد. از دیدگاهی موسیقی ابزار مطلوبی است که هزینه ای نه چندان زیاد می طلبد و در ساختار نادیدنی بیماری ها تاثیر شگرفی از خود نشان می دهد که این نشانه، تاییدی بر هارمونی درونی انسان و موسیقی می باشد.

 

 

 

موسیقی چیست؟

انسانها به جهت داشتن کیفیت های روانی مختلف، برداشتها و دریافتهای گوناگونی از موسیقی دارند. لذا در تعریف موسیقی گفته شده است « موسیقی هنری است که از تنظیم و ترکیب اصوات بوجود می آید و زیبایی آن بر حسب اثری که در ذهن شنونده دارد سنجیده می شود». در تعریف دیگر موسیقی چنین بیان شده است که « نوای موسیقی از احساسات و انفعالات درونی انسان ناشی می شود و معرف غم و شادی، هیجان و آرامش روح انسان است ».

 

موسیقی درمانی

موسیقی درمانی (Music Therapy) یک رشته جدیدی است و فقط به مدت پنجاه سال است که به عنوان یک تخصص کلاسیک و حرفه ای توسعه پیدا کرده است. بر طبق تعریفی که انجمن ملی موسیقی درمانی ارائه داده است موسیقی درمانی عبارت است از کاربرد موسیقی جهت تامین، حفظ و بهبود جسمانی و روانی،که در واقع موسیقی درمانی کاربرد منظم موسیقی است.

موسیقی درمانی در اصل جهت استفاده تجویز شده و سازمان یافته از موزیک یا فعالیتهای آن برای تغییر حالات ناسازگار بیماران به وسیله پرسنلی آموزش دیده است که به آنها «موزیک تراپیست» می گویند. تمام تلاش آنها برای کمک به بیماران در رسیدن به هدف درمان «قطعی شان» است. دستور العمل های تراپیست ها همانند دستورات دارویی و پزشکی توسط متخصصان این رشته نسخه می شود و توافق کلی یک تیم تخصصی در برنامه درمانی بیمارقرار می گیرد. تیم تخصصی که همان موزیک تراپیست ها هستند به صورت گروهی و تیمی طبق یکسری آموزش هایی که دیده اند با هم کار می کنند تا بهترین خدمات را به مریضان بدهند. موسیقی درمانی سرگرمی و تفریح محسوب نمی شود بلکه عوامل تحصیل کرده با امکانات وسیع در اختیار تیمی بزرگ و آموزش دیده قرار می گیرد تا به بهبود وضع ناسازگاری رفتار و حالات بیمار کمک کند و گاه نواختن موسیقی را برای آرامش و کاهش درد بیماران پایانه(در حال مرگ) مورد استفاده قرار می دهند. موسیقی اولین وسیله و ابزار موزیک تراپیست ها است که آنها را از دیگر پزشکان و درمانگران جدا می کند. این متخصصان به جای استفاده از کلمات یا هر قرص و شربتی از موسیقی و فعالیتهای موزیکی استفاده می کنند.

تجربیات ثابت کرده است که مواجه ساختن بیمار با موسیقی درمانی سطح کارکرد او را بالا برده و به بهبودی او کمک بسزایی می کند. موسیقی درمانی در درمان افرادی که ناتوانی های مختلفی از جمله عقب ماندگی ذهنی، تأخیریافتگی رشدی، معلولیت جسمی، بیماری های روانی و... داشته اند به طور موفقیت آمیزی جواب داده است.

موسیقی درمانگر، اهداف و مقاصد را بر اساس نیازهای خاص درمانجو دنبال می کند و فنون مختلفی برای پیشبرد این اهداف استفاده می شود. برای مثال آواز خواندن می تواند به افراد مبتلا به بیماری آلزایمر کمک کند تا حافظه دراز مدتش را به کار اندازد. نواختن آلات موسیقی با همسالان یا درمانگر می تواند مهارت بین فردی را افزایش دهد و کارکردهای اجتماعی را بهبود بخشد. از همه مهم تر این که احساساتشان را در روشی که مطمئن و لذتبخش به وسیله نواختن موسیقی، گوش دادن به موسیقی بیان می کنند.

البته موسیقی درمانی فقط در خدمت افرادی که دارای انواع مختلف ناتوانی ها هستند به کار برده نمی شود بلکه در شرایط مختلف پزشکی نیز سودمند است. از جمله کاهش فشار روانی یا درد زایمان، توانبخشی بیماران سکته ای و مبتلایان به بیماری پایانه(بیماریهایی که علاج ناپذیرو مرگبار هستند). مسئله عمده که در اینجا برای درمانگر مطرح است کاهش درد و تحمل آندر شیوه درمان است و یا کمک به بیماربرای دستیابی به کارکردهای بهینه .

اما موسیقی درمانی با تعریف امروزی و مدرن و علمی خود از قرن بیستم بطور رسمی به عنوان مبحثی مستقل مورد توجه درمانگران قرار گرفت . در این بین از موسیقی برای درمان مصدومان باز مانده از جنگ جهانی اول و توسط برخی از کارشناسان عرصه هنر و روانشناسی مورد بکار برده شد هر چند استفاده از این روش درمانی همواره با مشکلاتی همراه بود است اما از آن به بعد به عنوان یکی از درمان های غیر دارویی به آن توجه ویژه ای می شده است.

تا اینکه بتدریج این شاخه درمانی تکامل یافت و انجمن های متعددی برای اشاعه این روش درمانی در سراسر جهان تشکیل شده .

بطوری که در سال 1944 اولین برنامه آموزش موسیقی درمانی در جهان به عنوان مبحثی علمی و دانشگاهی در دانشگاه "میشیگان "به اجرا در آمد.
همچنین در سال 1950 انجمنی تحت عنوان موسیقی درمانی در کشور امریکا آغاز به کار کرد. این انجمن در سال 1971 با نام AAMT آغاز به کار کرد و از سال 1985 فدراسیون جهانی موسیقی درمانی در سطح بین المللی به ثبت رسید و فعالیت خود را در سراسر جهان آغاز کرد .

در موسیقی درمانی معمولا به دو روش اقدام می شود : یک روشی که آن را " روش فعال " می نامند و روش دوم که آن را " روش غیر فعال" گویند ،

روش غیر فعال شامل شنیدن موسیقی است که بیمار با گوش دادن و شنیدن موسیقی که در حال نواخته شدن است به شیوه ای غیر مستقیم در پروسه موسیقی درمانی دخیل می شود و مورد درمان قرار می‌گیرد. در این روش بیشترین تأثیر عملکرد در جهت برانگیختن و تأثیر واکنش های عاطفی و ذهنی فرد شنونده است.

اما در روش موسیقی درمانی فعال که نواختن ، خواندن و حرکات موزون اساس کار است . واکنش های مختلف عاطفی ، ذهنی ، جسمی و حرکتی فرد بطور مستقیم تحریک و برانگیخته می‌شود. در روش فعال برنامه‌ها و روش های موسیقی درمانی متنوع و متناسب با نیاز افراد تنظیم و تدارک دیده می‌شود .

موسیقی درمانی معمولا دارای محورهای اصلی از جمله " شنیدن موسیقی متناسب و آرام بخش" ، " نواختن موسیقی" در گروه های منظم و یا انفرادی" خواندن آوازها" ، خواندن ترانه‌های فردی" و یا " ترانه ها و آواز های گروهی" است که توسط گروه بر پا می شود.

هرگز نباید از یاد برد که انجام و ارائه روش موسیقی درمانی توسط هر فردی جایز نیست. موسیقی درمانگرها معمولا افراد متخصصی هستند که در زمینه‌های مختلف موسیقایی و شاخه‌های درمانی ، آموزش دیده‌باشند .

موسیقی درمانگران افراد صلاحیت داری هستند که با آگاهی کامل از جنبه های آوازی موسیقی و درمانی آن و آگاهی از " مشخصه های بیماری ها " ، " درمان های مختلف آنها " ، " روانشناسی موسیقی" و ... آشنا هستند و شایستگی فردی و تخصصی لازم را در این زمینه دارا هستند.

در موسیقی درمانی از موسیقی های مختلفی استفاده میشود، در این زمینه موسیقی انواع مختلفی دارد ، برخی آرام و برخی تند هستند . در هر حال تأثیر موسیقی‌های مختلف بر ذهن و سلامت انسان متفاوت است . برخی از انواع موسیقی نه تنها نقش بهبود دهنده ندارند، بلکه معمولا برای کارکردهای مختلف مغز و روح انسان نیز مضر به شمار می‌روند و در صورت تداوم به گوش دادن یا نواختن آنها مشکلاتی را برای فرد بوجود خواهد آورد.

موسیقی درمانگران معتقدند در فرآیند موسیقی درمانی استفاده از موسیقی های نواحی برای القا کردن آرامش و نشاط ذهنی باعث تجدید قوا و بهبود کارکردهای مغز می‌شود.

این دسته از موسیقی‌ها با ایجاد تأثیرات مختلف از جمله تقویت اراده و روحیه بیماران فرآیند درمان را سرعت می‌بخشند.

صاحب نظران عرصه موسیقی درمانی معتقدند طیف وسیعی از بیماری ها در طی فرآیند درمان با شنیدن موسیقی در بهبود آنها تسریع می شود . این بیماری ها طبقات مختلف با علل مختلف را در بر می‌گیرند. بطور کلی عمدتا بیماریهایی که به نحوی با مسائل روانی فرد در ارتباط هستند یا حالات روانی می‌تواند نقش مؤثری در بهبود آنها داشته باشند، در پاسخ مثبت به موسیقی درمانی شناخته شده هستند. همچنین بیماری های جسمی که منشأ روانی دارند با این روش بهبود پیدا می‌کنند. شعار موسیقی درمانی این است که "وقتی نفس تازه ای می‌تواند در وجودمان بیاید که نفس قدیم و قبلی از وجودمان خارج شود و تا زمانیکه نفس قدیمی ‌را خارج نکنیم نفس تازه نمی‌تواند جایگزین آن شود.. .

 

شیوه های موسیقی درمانی

بطور کلی موسیقی درمانی به دو صورت فعال و غیر فعال انجام می گیرد. موسیقی درمانی غیر فعال از طریق شنیدن موسیقی های تجویز شده، بر اساس ویژگی های روانی یا جسمانی اعمال می شود، در حالی که در موسیقی درمانی فعال، فرد در تولید موسیقی، نواختن ساز، آواز و هم سرایی و یا آواگرای نقش دارد و یا حرکت موزون یا تصویر سازی روانی هدایت شده حین موسیقی اجرا می کند.

علاوه بر دو شیوه فوق، از موسیقی درمانی در ایجاد ارتباط موثر بین درمانگر و مراجع به عنوان عامل تسهیل گر یا ساختاری در رویکردهای مختلف روان درمانی و نیز در بازخورد زیستی، استفاده می شود.

ملاک های تجویز موسیقی

برای تجویز موسیقی نمی توان ملاک هایی دقیق و کمی قائل شد و یا با یکسری دستورالعمل ها و پرسش های محدود بطور قاطع، موسیقی اختصاصی یک فرد، یک بیماری و یا یک سیستم حیاتی را تعیین نمود، زیرا مانند دیگر درمان های بالینی، نیاز به مهارت های بالینی در شناخت تفاوت های فرد، مسائل فرد، و البته ارائه برنامه موسیقیای مناسب توسط موسیقی درمانگر دارد.

در تجویز موسیقی به طور سنتی، شناخت طبع فرد یا چاکرایی(کانون انرژی) که از نظم خارج شده و حتی طالع فرد در نظر گرفته می شود ولی در روش های جدید، بیشتر از شرح حال بالینی، شناخت رگه های شخصیتی فرد و مشکلات جسمی و روانی اش استفاده می شود.

برخی از موسیقی ها ممکن است تداعی گر تجربیات و هیجانات خاصی برای فرد باشد و یا برخی زمینه های فرهنگی ارتباطی عمیق داشته باشد ولی صرفنظر از شرطی شدگی ها، موسیقی زبانی بسیار انتزاعی، جهانی و غیر شرطی برای ارتباط بالینی است، چرا که روش هایی که با زبان سروکار دارد-هر کلمه ایی، هر جمله ای و هر متنی- تداعی ها و تأویل های خاص خود را در هر زبان، هر فرهنگ و هر فرد دارد.

تم درمانی

نخستین بار افلاطون فیلسوف یونانی در کتاب "جمهور" جایگاه علمی و عملی موسیقی درمانی پرداخت و در سال 1918 اواسیلیوس، تم ها را به چهار گروه تقویتی، محرک، آرام بخش و خواب آور طبقه بندی نمود. در ایران نیز برای نخستین بار، زاده محمدی (1381) بر اساس حالت های روان شناختی و تاثیرات عاطفی، تم های موسیقی را به هفت گروه زیر طبقه بندی کرد:

آرام بخش، فرح بخش، حزین، هیجانی(هیستریکال)، نیرو بخش، شیدایی و خواب آور.

با یک بازنگری بر طبقه بندی های ذکر شده، با در نظر داشتن اصل روانشناختی و بررسی ساختاری انواع موسیقی، طبقه بندی زیر به عنوان تم های درمانی بنیادین، تعریف می شوند:

 

1.تم های آرام ساز

2.تم های خلق ساز

3. تم های جسمانی

بنابراین، تعریف تم درمانی در واقع تجویز موسیقی بر اساس تم و تأثیر احساسی و شناختی موسیقی است.

جایگاه علمی وعملی موسیقی درمانی

درطبقه بندی های سازمان بهداشت جهانیWHO و انستیتو ملی سلامت آمریکا NIH از درمان های مکمل و جایگزین CAM، موسیقی درمانی به عنوان یکی از روش های هماهنگ سازی ذهن-بدن قرار گرفته است. ویژگی های این گروه از روش های درمانی: کل نگری، درمان فرد- محور(و نه بیماری-محور)، تاکید بر شیوه زندگی، ارتباط و یگانگی با طبیعت و توجه به ابعاد معنایی سلامت است. در پژوهش های علمی بسیاری اثر بخشی موسیقی در درمان اختلالات شناختی-رفتاری مانند اضطراب، افسردگی، بیش فعالی، اوتیسم، ناتوانی یادگیری، اختلالات گفتاری، روان پریشی و عقب ماندگی و نیز مشکلات جسمانی مانند سر دردهای میگرنی و تنشی، درد مزمن، ناراحتی های تنفسی، بیماری های عروقی کرونر قلب، فشار خون بالا، تهوع ناشی از شیمی درمانی و همچنین در تسهیل زایمان و القاء بی حسی و بیهوشی، به اثبات رسیده است.

 

 

 

منابع

- زاده محمدی، علی. کاربردهای موسیقی درمانی در روانپزشکی، پزشکی و روانشناسی.

- جوهری فرد،رضا و گودرزی، محمد علی. بررسی اثرات تن آرامی و موسیقی برکاهش اضطراب. مجموعه مقالات همایش سراسری علوم انسانی اراک.

- جعفری، محمد تقی و امام المجتهدین شیخ انصاری، اعظم. تالیف: میرزا خانی، حسین.

- جوهری فرد،رضا. آلبوم موسیقی درمانی.

www.aftab.ir

www.iranhealers.com

www.harmonytalk.com

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مرداد 1389ساعت 12:31  توسط ساسان  | 

والیبال

والیبال

والیبال یک ورزش گروهی است که در آن بازیکنان هر تیم در دوسوی یک تور قرار گرفته و سعی می‌کنند تا توپ را با گذراندن از تور در زمین تیم مقابل فرود آوردند .

والیبال در سال1895 در آمریکا متولد شد و شهرت جهانی آن پس از المپیک 1964 توکیو که برای اولین بار در بازی های المپیک قرار گرفت فراگیر شد .

والیبال تقریبا در تمام دنیا بازی می‌شود اما در شرق آسیا، برزیل، ایتالیا محبوب‌تر است. این رشته تقریبا برای تمام گروه‌های سنی مناسب است. انجام بازی والیبال فضای زیادی احتیاج ندارد و وسایل آن که شامل توپ و تور می باشد گران نیستند .

تولد والیبال

والیبال ورزش مورد علاقه سربازها در جنگ جهانی دوم بود . ورزش والیبال که در  ابتدا مینتونت نامیده می شد در سال 1895 یعنی چهار سال ÷س از تولد بسکتبال توسط فردی به نام ویلییام جی . مورگان ابداع شد . مورگان متولد سال 1870 در شهر نیویورک بود که ÷س از تحصیل در کالج جوانان مسیحی مسئولیت تهیه برنامه های ورزشی برای سلامتی و تندرستی مردان به او واگذار شده بود .

او این بازی را با ترکیب بازی های بسکتبال ، تنیس و هندبال ایجاد کرد و هدفش طراحی ورزشی بود که برای افرادی که تمایل به تحرک کمتری دارند ، مناسب باشد .

  قوانین بازی در ابتدا بسیار ساده بود چرا که بیشتر از آن که شبیه ورزش باشد یک تفریح محسوب می شد اما به تدریج پس از آن که این ورزش در کشورهای دیگر  به خصوص فیلیپین نیز علاقه مندانی یافت لزوم تدوین قوانین رسمی برای آن احساس شد .

تور اولیه که برای این بازی در نظر گرفته شد با ایده از تنیس ، 2متر انتخاب شد و با توپ بسکتبال شبیه به بازی هندبال انجام می شد.  این ورزش تا سال 1900 توپ مخصوصی برای خود نداشت و با هر توپی از جمله توپ بسکتبال آن را بازی می کردند . هدف هر تیم آن بود که توپ را در زمین حریف فرود بیاورد و در در این راه توپ در دست یاران خودی می پیچید ، در سال 1912 امتیاز های هر گیم 21 تعیین شد و ارتفاع تور نیز بیشتر شد .

فیلیپینی ها اولین قانون مدون برای این بازی را در سال 1916 تهیه کردند و به دنبال آن در سال 1928 اتحادیه والیبال ایالات متحده آمریکا تشکیل شد و به وضع قوانین این ورزش اقدام کرد .

 

 

     گاه نگاری تاریخ والیبال

۱۹۱۷ - امتیازهای هر گیم از ۲۱ به ۱۵ تغییر کرد .   

۱۹20 -  تعداد ضربات برای هر طرف به ۳ محدود شد .

1922- اولین دوره مسابقات رسمی در بروکلین با حضور 11 ایالات آمریکا برگزار شد.

1930 – اولین بازی والیبال ساحلی دو نفره انجام شد    

  تشکیل  شد . FIVB 1947 – فدراسیون بین الملی والیبال به عنوان

اولین دوره مسابقات رسمی والیبال ساحلی انجام شد .  1948

1949 – اولین دوره مسابقات قهرمانی والیبال جهان در شهر پراک ، چکسلواکی برگزار شد .

1964 -  والیبال برای اولین بار به جمع ورزش‌های المپیکی پیوست .

1987 – والیبال ساحلی از ورزش های رسمی بازی های جهانی شد .

1996 – والیبال ساحلی دو نفره نیز به عنوان ورزش رسمی المپیک شناخته شد .

 

 

تاریخ والیبال

تحت تأثیر محبوبیت فراوان بسکتبال در بین عامه مورگان تصمیم گرفت برای دانشجویان خود ورزشی را به وجود آورد که بازی از روی تور انجام گیرد و لذت بخش باشد . مورگان با استفاده از تویی توپ بسکتبال که به دلیل سبکی وزن ، به دست ها آسیب نمی رساند بازی را شروع کرد . با وجود این که به طور آهسته و کند   از آغاز شد ولی طولی نکشید که در کلیه شهرهای ماساچوست و نیوانگلند عمومیت یافت. در اسپرینگ فیلد ، دکتر ت. آهالستیگ با مشاهده بازی ، مینتونت را به والیبال تغییر نام داد ، زیرا قصد اساسی از بازی کردن ،فرستادن و برگشت دادن ( رد وبدل کردن ) توپ از روی تور است که کلمه والیبال ، در معنا ، این نیت را مشخص می سازد . با اینکه والیبال در آغاز ورزشی سالنی بود و در محل های سرپوشیده انجام می شد و اساسا برای فعالیت های سرگرم کننده پیشه وران و تجار اختصاص یافته بود ولی کم کم به زمین های رو باز کشیده شد وبه عنوان یکی از فعالیت های جالب توجه تابستانی درآمد و به شدت پیگیری می شد .

در آغاز برای بازی والیبال قوانین خاصی تدوین نشده بود ، هر فرد و هر کشوری به میل خود وبه طریق مختلف با توپ بازی می کرد . رفته رفته والیبال در مناطق و نواحی مختلف جهان گسترش می یافت .

کم‌کم قوانینی برای این بازی وضع شد و روش‌ها و حرکات تکنیکی جایگزین حرکات قبلی گردید. در سال ۱۹۰۰ پذیرفته شد که امتیازات هر ست بازی ۲۱ پوئن (امتیاز) باشد. در سال ۱۹۱۲ سیستم چرخش به تصویب رسید. در سال ۱۹۱۷ پذیرفته شد که هر ست بازی ۱۵ امتیاز باشد. در سال ۱۹۱۸ تعداد بازیکنان هر طرف زمین ۶ نفر پیشنهاد شد، که مورد قبول عامه قرار گرفت. در سال ۱۹۲۱ موافقت شد که هر تیم با حداکثر سه ضربه توپ را به طرف دیگر بفرستد. در سال ۱۹۲۳ اندازه زمین بازی ۹×۱۸ متر تعیین شد.

به مرور در سال‌های بعد، قوانین فراوانی برای این بازی وضع شد و در بسیاری از قوانین قبلی نیز تغییراتی حاصل گشت. هم‌اکنون نیز هر چهار سال یک بار در کنگره جهانی والیبال تغییراتی در قوانین بازی به تصویب می‌رسد. از جدیدترین و مهمترین قوانین مانند تغییر روش امتیازگیری به رالی، سقف امتیاز ۲۵ برای ست‌های اول، دوم، سوم و چهارم و امتیاز ۱۵ برای ست پنجم و افزودن بازیکن آزاد.

اولین کشور خارجی که والیبال را پذیرفت، کشور کانادا و به سال ۱۹۰۰ بود. اساسا نهضت Y.M.C.A (سازمان جوانان مسیحی) در معرفی این ورزش به دیگر کشورهای جهان و گسترش آن، سهم فراوانی دارد.

بازی والیبال در پایان سال ۱۹۰۰ به هندوستان و در سال‌های ۱۹۰۵ به کوبا، ۱۹۰۹ به پورتوریکو، ۱۹۱۰ به فیلیپین، ۱۹۱۲ به اورگوئه، ۱۹۱۳ به چین و ۱۹۱۷ به ژاپن و به تدریج از سال ۱۹۱۴ به بعد توسط سربازان آمریکایی و مستشاران و اشخاص دیگر به کشورهای اروپایی از قبیل فرانسه، چکسلواکی، لهستان، شوروی، بلغارستان معرفی شد و گسترش یافت.

پذیرش این ورزش در اروپا در ابتدا کند بود. فرانسه، چکسلواکی و لهستان سه کشوری بودند که قبل از دیگران اقدام به تشکیل فدراسیون ملی والیبال در کشور خود نمودند. شوروی که در سال ۱۹۲۳ اقدام به تأسیس انجمن ملی والیبال نمود، برای پیشرفت و دگرگونی آن فعالیت زیادی به عمل آورد. شوروی از کشورهایی است که در پیشرفت تکنیک و تاکتیک والیبال و تنظیم قوانین در جهان سهم به سزایی دارد و همواره از قدرت‌های بزتر این ورزش بوده‌است.

کشورهای فرانسه، چکسلواکی و لهستان پس از تشکیل فدراسیون ملی مصمم شدند که با کمک کشورهای دیگر فدراسیون جهانی والیبال را تأسیس نمایند و در سال ۱۹۳۶ به هنگام بازی‌های المپیک در برلین آلمان در این زمینه فعالیت زیادی نمودند ولی با آغاز جنگ جهانی دوم و طغیان آن در اروپا اقدامات آنان متوقف شد. به طور کلی تغییرات و پیشرفت والیبال را می‌توان به سه دوره تقسیم نمود، دوره اول از سال آغاز تا سال ۱۹۱۸، دوره دوم از سال ۱۹۱۹ تا سال ۱۹۴۶ و دوره سوم از سال ۱۹۴۷ به بعد که تغییرات و پیشرفت اساسی والیبال در دوره سوم صورت پذیرفته‌است. پس از جنگ جهانی دوم، فعالیت‌های فراوان برای حرکت جدید به والیبال مجدداً آغاز شد و اولین مسابقه بین‌المللی در قاره اروپا بین تیم‌های ملی فرانسه و چکسلواکی در پاریس برگزار گردید. و در آوریل ۱۹۴۷ کنگره‌ای با شرکت نمایندگان چهارده کشور از سراسر جهان در پاریس برگزار و موافقت شد که فدراسیون بین‌المللی والیبال (F.I.V.B) در پاریس تشکیل شود و پل لیبود فرانسوی به عنوان اولین رئیس انتخاب شود.

امروزه این فدراسیون حدود ۲۱۷ کشور عضو دارد (سال ۲۰۰۷) و بیش از ۲۰۰ میلیون نفر از مردم جهان والیبال بازی می‌کنند. اولین رئیس فدراسیون جهانی والیبال پل لیبود تا سال ۱۹۸۴ (یعنی ۳۷ سال) ریاست را برعهده داشت.

پس از تأسیس فدراسیون جهانی والیبال، کمیته‌های مختلفی در داخل آن به وجود آمد و برنامه مسابقات رسمی جهانی تنظیم و آغاز شد. در سال ۱۹۴۹ اولین دوره مسابقات جهانی والیبال برای مردان در پراگ و در سال ۱۹۵۲ دومین دوره مسابقات جهانی مردان و اولین دوره مسابقات جهانی زنان در مسکو برگزار شد. برنامه این مسابقات بطور منظم هر چهار سال یک بار تاکنون در کشورهای مختلف انجام شده‌است.

در سال ۱۹۶۴ مسابقات والیبال مردان و زنان به برنامه بازی‌های المپیک ۱۹۶۴ توکیو اضافه شد. علاوه بر مسابقات قهرمانی جهان و المپیک، مسابقات والیبال مردان و زنان در سراسر جهان با عنوان‌های جام جهانی، لیگ جهانی، قهرمانی اروپا، پان آمریکن، قهرمانی آسیا، بازی‌های آسیایی، والیبال ساحلی، یونیور سیاد، قهرمانی آفریقا، ارتش‌های جهان، گراندپری زنان، راه‌آهن‌های جهان، قهرمانی ناشنوایان، قهرمانی معلولین، پارالمپیک معلولین، قهرمانی کشورهای عربی، چهار تیم برتر، جایزه بزرگ، ستاره‌ها و تورنمنت‌های جهانی و دوستانه و غیره در گروه‌های سنی نوجوانان، جوانان و بزرگسالان بطور منظم انجام می‌شود. در تاریخچه والیبال جهان باید کشور ژاپن را به عنوان دگرگون کننده تکنیک‌ها، تاکتیک‌ها و آمادگی جسمانی در والیبال معرفی نمود (دگرگون کننده در سرویس، ساعد، انواع تاسخ‌ها، توپ‌گیریخ و انواع آبشارهای سرعتی با پاس‌های کوتاه الف و ب و ترکیبی و به ویژه بدنسازی.

قوانین و مقررات

ویرایش زمین بازی

 

ابعاد زمین والیبال

·       طول زمین ۱۸ و عرض آن ۹ متر می‌باشد و فارغ از هر گونه برجستگی یا فرورفتگی است.

·       زمین توسط خطوطی به عرض ۵ سانتیمتر علامت گذاری می‌شود. این اندازه‌گیری از گوشه زمین است.

·       خطی به عرض ۵ سانتیمتر میان خطوط کناری در زیر طور کشیده شده‌است و زمین را به دو قسمت مساوی تقسیم می‌کند و به اسم خط مرکزی شناخته می‌شود.

·       خطوطی به طول ۹ و عرض ۵ متر در ۳ متری خط مرکزی بطور موازی کشیده شده‌است و به عنوان خط پایان شناخته می‌شود. منطقه حمله به خط مرکزی محدود است.

·       در هر قسمت زمین، منطقه سرویس توسط دو خطوط به طول ۱۵ و عرض ۵ سانتیمتر مشخص شده و در بیست سانتیمتری خط پایان و عمود بر آن قرار گرفته‌است. یکی از این خطوط در امتداد خط کناری و دیگری در ۳ متری سمت چپ خط کناری راست قرار گرفته‌است.

·       حداقل درجه حرارت زمین سرپوشیده ۱۰ درجه‌است.

تور

تور والیبال

·       طول تور ۵/۹ و عرض آن ۱ متر است. و از سوراخ‌های مربع شکلی به ضلع ۱۰ سانتیمتر تشکیل شده‌است. پارچه‌ای از جنس کتانی به ضخامت ۵ سانتیمتر به لبه بالایی تور دوخته شده‌است.

·       ارتفاع تور از مرکز زمین ۴۳/۲ متر است. تعیین ارتفاع تور برای خردسالان و نوجوانان به عهده مجمع ملی گذاشته می‌شود. هر دو انتهای تور از زمین به یک فاصله هستند و نباید حتی ۲ سانتیمتر بالاتر از اندازه مقرر باشند.

·       پارچه‌ای از جنس کتانی که عرض آن ۵ سانتیمتر بوده و سفید رنگ می‌باشد، در کناره‌های تور و عمود بر لبه‌های آن کشیده می‌شود.

توپ

توپ والیبال

توپ به شکل کروی و از جنس چرم است و شامل توپی لاستیکی یا ماده‌ای از این قبیل می‌شود. قسمت رویی آن یک رنگ است و قسمت تویی نیز باید روشن تر باشد. *محیط: ۶۵ الی ۶۷ سانتیمتر

·       وزن: ۲۵۰ الی ۲۸۰ گرم

تیم ها

·       هر تیم شامل ۶ بازیکن می‌شود.

·       سه بازیکن در خط جلو و سه بازیکن در خط عقب قرار می‌گیرند.

·       زمانی که توپ سرو می‌شود، سه بازیکن خط جلو باید در جلوی بازیکنان خط عقب قرار گیرند.

·       بازیکن از قطاع دایره سمت راست خط عقب با یک دست سرو می‌زند.

·       زمانی که توپ در زمین وارد می‌شود، بازیکنان می‌توانند برای پرتاب توپ به هر نقطه‌ای حرکت کنند، حتی اجازه دارند که برای جلوگیری از تماس توپ با زمین، به خارج از زمین بروند.

دو تیم ۶ نفری با یکدیگر روبرو می‌شوند. داور در بالای تور قرار گرفته و ناظر بر اجرای مسابقه بوده و سوتی در دست دارد. سرداور نیز مقابل او قرار می‌گیرد. در اینجا تیمی که سرویس را دریافت می‌کند، منتظر توپ می‌شود. بازیکنان در وضعیت آماده‌باش بوده و دست‌ها، انگشتان، بازوها و پاها در حالات مطلوب قرار می‌گیرند. بازیکنان در مرکز زمین می‌ایستند و در این محل بیشتر حمله‌ها شکل می‌گیرد، به طوری که یکی از آن‌ها در نزدیک تور ایستاده و بقیه بازیکنان فرم w را تشکیل می‌دهند.

داورها و مسئولین

·       هر مسابقه دارای یک داور می‌باشد که در بالای تور ایستاده و ناظر بر اجرای مسابقه‌است.

·       سرداور روبروی داور نشسته و در امر قضاوت به او کمک می‌کند.

·       دو نفر در کنار خطوط قرار می‌گیرند.

·       مانند سایر رشته‌های ورزشی مسئول ثبت امتیازات نیز حضور دارد.

 

سرویس

·       سرویس عملی است که به منظور وارد کردن توپ در بازی به کار می‌رود.

در هنگام سرویس زدن باید به نکات زیر توجه کرد : ۱- هنگام ضربه زدن به توپ (سرویس)حتما باید توپ را به اندازه کافی و به دور از هر دودست پرتاب کرد و با یک دست به توپ ضربه زده شود. ۲- هنگام سرویس زدن نباید پاها را روی خط و یا درون زمین خودی قرار داد و باید از خط فاصله داشته باشد. ۳- توپ حتما باید از تور عبور کرده و درون زمین حریف پرتاب شود (قبلا اگر هنگام سرویس زدن توپ به تور برخورد می‌کرد خطا محسوب می‌شد ولی در حال حاضر خطایی محسوب نمی‌شود.

 

حرکت توپ در هوا (والی)

·       پاس بالای سر، یکی از مشخص ترین عملیات والیبال است.

·       هرگز نباید به توپ مشت زد، بلکه باید آن را با دو دست پاس داد.پاس دادن از عقب نیز نشان‌دهنده همین عمل است.

·       پاس دادن، ست زدن و فرستادن توپ‌های بلند از بالای تور صورت می‌گیرد.

·       حرکت توپ در هوا در پرتاب آرام توپ از بالای تور اجرا می‌شود.

·       اگر قبل از تماس با توپ دست‌ها دور شوند، توپ به وسط پیشانی برخورد خواهد کرد.

·       همیشه باید به توپ نگاه کرد. ابتدا پاها را حرکت داده، آن‌ها را خم کرده و بدن را در زیر توپ قرار داد. به منظور حفظ تعادل و توازن یکی از پاها را به آرامی در جلوی پای دیگر قرار داده، زانوها را خم کرده و سپس باید تمام بدن را راست کرد. به عنوان یک قانون کلی شست‌ها را در حالت اشاره به طرف عقب و بینی نگهدارید. بازوها را راحت قرار داده و تا آن جایی که امکان دارد حرکات را بسیار ساده انجام داد. شست و دو انگشت اول به این عمل قدرت بخشیده و بقیه انگشتان به آن جهت می‌دهند.

·       بهترین و معمول ترین مرحله والیبال (حرکت توپ در هوا) می‌باشد. برخی معتقدند که برای شروع تمرینات می‌توان از بادکنک استفاده کرد. تمرین پرتاب توپ پس از پرش برای گرفتن آن بسیار موثر است و مفید. البته همیشه پس از رسیدن توپ به نقطه اوج این عمل را انجام ندهید

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مرداد 1389ساعت 12:30  توسط ساسان  | 

ورزش و قلب

تاثير ورزش بر سيستم قلب و عروق

تاثيرورزشبرسيستمقلبوعروقتاثيرورزشبرسيستمقلبوعروق

امروزه فعاليتهاي ورزشي بعنوان اقدامي جهت پيشگيري از بروز سكته هاي قلبي محسوب مي شوند .لذا انجام حرکات مناسب...

·        ورزش و فعاليتهاي تربيت بدني موجب تقويت عضله قلب مي گردد . امروزه فعاليتهاي ورزشي بعنوان اقدامي 

·        جهت پيشگيري از بروز سكته هاي قلبي محسوب مي شوند

·        در اثر ورزش عروق خوني گشاد شده و سبب تسريع جريان خون مي گردد

·        ميزان هموگلوبين خون بيشتر شده و نتيجه كار انتقال اكسيژن به قسمت هاي مختلف بدن بهتر انجام مي شود

·        ورزش مرتب راهي است مناسب جهت پيشگيري از بروز بيماري فشار خون

·        ورزش مي تواند ميزان چربي خون را به حد متعادل برساند ، پس به جاي خوردن دارو بهتر است ورزش كنيد

·        ميزان كلسترول خون در اثر تمرينات ورزشي بحد مطلوبي ميرسد ، خصوصا“ اگر با رژيم غذايي همراه باشد

·        براي بيماران ديابتي ، ورزش بسيار مفيد است و قند خون را تا حد مطمئن پائين مي آورد

·        با تقويت عضله قلب تعداد ضربان قلب در دقيقه كم شده و قلب با نيروي بيشتري خون را ارسال مي دارد

·        با انقباض عضلات پا در حين ورزش خون راحت تر به قلب باز مي گردد و از بروز بيماري واريس در پاها جلوگيري مي نمايد

·        كسانيكه ورزش مي كنند در صد بيشتري از دستگاه تنفس خود را بكار مي گيرند

·        افزايش حجم تنفسي در طول روز و شب موجب دريافت اكسيژن بيشتر و رساندن آن به اندامهاي بدن مي شود

·        كسي كه قابليت دريافت و مصرف اكسيژن را در حد بالا داشته باشد ، زود خسته نمي شود و كارائی بيشتري خواهد داشت

·        افزايش حجم تنفسي در افرادي كه ورزش مي كنند موجب كاهش تعداد تنفس آنها در دقيقه شده و بر ميزان اكسيژن گيري هر بار تنفس مي افزايد

نسبت به قلب هوشيار باشيد :

اگرشما متقاعد شده ايد كه ورزش كنيد آن را درست انجام دهيد . قبل از شروع با پزشكتان مشورت كنيد .

 

 

توصيه هاي مفيد قلب

 

شما در راه خود هستيد ! شما يك ورزش براي داشتن يك قلب سالم انتخاب كرده ايد كه لذت ببريد . در اينجا به شما براي شروع ورزش توصيه هاي مفيد مي شود

برنامه ورزش خود را به سادگي شروع كنيد . اگر روي فرم نيستيد بهتر است از يك قدم زدن ساده شروع كنيد و هدفهاي مناسب ايجاد كنيد و به سمت آن حركت كنيد .. از كسي بخواهيد كه به شما ملحق شود . روي فعاليت داخل يا خارج از منزل تصميم بگيريد . فعاليتها را همين حالا شروع كنيد و از اينكه حوصله تان سر رود جلوگيري كنيد و به آن در حد مناسب تنوع دهيد

ورزش را قسمتي از زندگي تان كنيد . زماني را براي قبل از كار يا بعد از كار ، در طي ساعت ناهار هر وقت براي شما راحت است براي ورزش بگذاريد . يك برنامه تهيه كنيد و به آن بچسبيد

كليد بهداشت و شايستگي را در زندگي تان حفظ كنيد . از کلید بهداشت قلب استفاده كنيد . به طور منظم و صحيح ورزش كنيد . به پيشگيري از بيماري قلبي توسط ورزش كمك كنيد . به ورزش برگرديد

راهنماي كلي

آيا فشار خون شمااز mm/Hg90/140 بيشتر است ؟

آيا كلسترول خون شما بالاي سطح مضر_ mg/d1(200)_ است ؟

آيا سيگار مي كشيد ؟

آيا كمتر از 3 بار در هفته ورزش سريع انجام مي دهيد ؟

آيا اضافه وزن داريد ؟

آيا مرض قندي داريد ؟

آيا والدين شما حمله قلبي داشته اند ؟

آيا مرد هستيد ؟

كساني كه به اين سئوالات جواب مثبت مي دهند از كسانيكه جواب منفي داده اند بيشتر در معرض خطر بيماريهاي قلبي عروقي هستند (7 برابر) . هريك از 3 فاكتور چربي خون ، فشار خون و سيگار قابل تغيير هستند

درباره غذايي كه مي خوريد هوشيار باشيد

غذاهاي پرچربي خصوصا“ اشباع شده و حاوي كلسترول مثل تكه هاي پرچرب گوشت ، محصولات لبني پرچربي ، كره و اغلب غذاهاي پخته شده تجارتي را با غذاهاي كم كلسترول و چربي عوض كنيد . غذاهاي كم چربي شامل ماهي ، مرغ بدون پوست ، تكه هاي گوشت لخم ، ميوه جات ، سبزيجات ، نانها ، حبوبات خشك ، شيركم چربي و ماست كم چربي ، مي باشند

گوشتهاي لخم ، مرغ خانگي و ماهي بيشتر از گوشت گاو چرب و بره بخوريد . شير و پنير با چربي 1% يا سرشير گرفته و ديگر محصولات لبني كم چربي استفاده كنيد . از چربي كمتر و روغن كمتر در پخت استفاده كنيد . وقتي شما از چربي استفاده مي كنيد ، سعي كنيد روغنهاي گياهي يا مارگارين بجاي چربي يا كره استفاده كنيد . بيشتر از 3 زرده تخم مرغ در هفته نخوريد ، كلا چربي را خصوصاَ اشباع شده و همچنین كلسترول را كاهش دهيد این روند كالريها را نيز كاهش مي دهد و كمك مي كند به كاهش وزن در صورتيكه اضافه وزن داشته باشد . اين به اغلب مردم كمك مي كند تا كلسترول خونشان را همانند فشار خون پايين بیاورند.

با کاهش نمك در رژيم غذايي فشار خون پايين مي آيد . سعي كنيد از گياهان ، مزه ها ، آبليمو و سركه بجاي نمك براي طعم اضافي غذا استفاده كنيد . غذاهاي با نمك يا سديم زياد شامل سوپهاي بسته بندي شده و كنسرو شده ، خيلي از انواع پنيرها ، سوسيس ، خيار شور يا ترشي و چيپس و سبزيجات كنسرو شده مي باشند

بدنتان را حركت دهيد

خيلي خسته ايد ؟ خيلي مشغوليد ؟ خيلي مسن هستيد ؟ ورزش مي تواند انرژي بيشتري براي كار و بازي به شما بدهد . اغلب ورزش مي تواند براي كاهش فشار خون ، از دست دادن وزن ، كاهش LDL و افزايش HDL كمك كند . هم چنين سيگاريهایي كه ورزش مي كنند بيشتر احتمال دارد سيگار را ترك كنند . مردم در همه سنين مي توانند يك برنامه ورزشي را شروع كنند ، اما شما ممكن است بخواهيد اول با پزشكتان مشورت كنيد . نوعي از ورزش را انتخاب كنيد كه ضربان قلب و تعداد تنفس شما را بالا برد و حداقل 30 دقيقه بدون توقف انجام شود . همينطور حداقل 3 بار در هفته تكرار شود . بعضي ورزشهاي مناسب سلامتي قلب شامل قدم زدن ، شناكردن ، اسكيت ، پا زدن دوچرخه ، هند بال ، بالا و پايين پريدن و تفريح بيرون شهري مي باشد

آخرين هدف

ترك سيگار آسان نيست اگر شما سيگار مي كشيد ، احتمالاَ قبلاَ سعي كرده ايد كه آن را ترك كنيد . بسياري از سيگاريها از اضافه وزن مي ترسند . بعضي از مردم بعد از ترك سيگار اضافه وزن پيدا مي كنند . اما بعضي ها خير ولي شما مي توانيد با كنترل چيزيكه مي خوريد و يا ورزش اضافه وزنتان را كنترل كنيد . ترك سيگار در هر سني سلامت شما و شانس زندگي شما را طولاني تر مي كند . هرگز براي ترك سيگار دير نيست . وقتيكه شما سيگار را ترك مي كنيد بطور قابل توجهي خطر حمله قلبي و مرگ ناگهاني را كاهش مي دهيد . خطر مرگ از بيماري قلبي ده سال بعد از ترك سيگار به اندازه افرادي است كه هرگز سيگار نكشيده اند

شما مكانيك قلب خودتان هستيد .. حفظ منظم ورزش به موتور شما (قلب شما) براي يك زندگي طولاني كمك مي كند . اين زندگي و سلامت شماست و مي توانيد در مورد آن اقدامي انجام دهيد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مرداد 1389ساعت 12:29  توسط ساسان  | 

معماری دوره هخامنشی

معماری دورة هخامنشی

عالیترین هنر ایرانی به معنی حقیقی در این دوره ، معماری آن اســت . ایـن هنر در بناهــای عظیم پاسارگاد و تخت جمشید و شوش تجلی کرده است .

پاســـارگارد

نخــستین پایتــخت هخامــنشی در ایالــت پارس در سالهای559 تا 550 ق . م ، به دست کوروش بنا شده و سپس از 529 تا 521 به دست پسرش کمبوجیه تکمیل گردیده .

آرامگاه کورش در پاسارگاد

بنای معروف آرامگاه کوروش در مغرب دهکده مادر سلیمان واقع است .پوشش این آرامگاه از سنگ و به شکل شیروانی است . برای ساختن آن قطعات بزرگ سنگ آهک را روی هم گذارده اند . قسمت پایین آن از شش ردیف پلکان تشکیل می شود ، بطوری که شکل هرمی را پیدا کرده است .

آرامگاه کوروش را سابقاً قبر مادر سلیمان می گفتند .

در شمال این آرامگاه کاخ پذیرایی کوروش دیده می شود . وسعت این کاخ 2520 متر مربع است و شامل یک تالار بزرگ مرکزی است . سرستونهای آن مرکب از نیم تنة گاو یا شیر می باشد . نزدیک رود پلوار ، کاخ دیگری کشف شده که در حدود 584 متر وسعت دارد . روی نقوش برجسته ای که در کنار دری قرار داشته، یک فرشتة بالدار دیده می شود که قبای عیــلامی و تاج مصـری برسردارد و آن را فروهر ، یعنی صورت مثالی کوروش می دانند .

دیگر شهرها و بناها

در شوش در کاخ داریوش اول یک کتیبه ای که جنبه ساختمانی دارد کشف شده که دربارة مصالح ساختمانی و صنعتگرانی که در ساختمان آن کاخ کار می کردند شرح مفصلی داده است .

نقش رستم

در نقش رستم که در حدود پنج کیلومتری تخت جمشید واقع شده ، مقبرة داریوش بزرگ و دیگر شاهنشاهان هخامنشی مانند : خشایارشا و اردشیر اول و دوم دیده می شود .این مقبره ها حفره هایی است که در صخره های عمودی بوجود آمده و مدخل آنها به صورت دالان سرپوشیده ای است که چهار ستون دارد .آثار بجای مانده از شوش در شوش نیز از داریوش اول و خشایار شا و اردشیر دوم آثار بدست آمده که قسمت عمدة آنها در موزة لوور پاریس نگاهداری می شود .در شوش معماری کاخها بیشتر تحت تأثیر هنر بین النهرین قرار گرفته است .

مهرهای هخامنشی

از جملة آثار هنری آن دوره ، مهره های استوانه ای شکل است که به جای امضا بر روی اسناد و نامه های اداری قرار می دادند . این مهره ها از نظر هنر کنده کاری نظیر مهره های بین النهرین هستند .

تخت جمشید

تخت جمشید ،مجموعه ای از کاخهای بسیار باشکوهی است که ساخت آنها در سال ب512 قبل از میلاد آغاز شد و اتمام آن 150 سال به طول انجامید.تخت جمشید در محوطة وسیعی واقع شده که از یک طرف به کوه رحمت و از طرف دیگر به مرودشت محدود است . این کاخهای عظیم سلطنتی در کنار شهر پارسه که یونانیان آن را پرسپولیس خوانده اند ساخته شده است .



ساختمان تخت جمشید در زمان داریوش اول در حدود 518 ق . م ، آغاز شد. نخست صفه یاتختگاه بلندی را آماده کردند و روی آن تالار آپادانا و پله های اصلی و کاخ تچرا را ساختند . پس از داریوش ، پسرش خشایارشا تالار دیگری را بنام تالار هدیش را بنا نمود و طرح بنای تالار صد ستون را ریخت . اردشیر اول تالار صد ستون را تمام کرد . اردشیر سوم ساختمان دیگری را آغاز کرد که ناتمام ماند . این ساختمانها بر روی پایه هایی ساخته شــده که قسمتـی از آنها صخره های عظیم و یکپارچه بوده و یا آنها را در کوه تراشیده اند . معماری هخامنشی ، هنری است از نوع تلفیق و ابداع که از سبک معماریهای بابل و آشور و مصر و شهرهای یونانی آسیای صغیر و قوم اورارتو اقتباس شده و با هنر نمایی و ابتکار روح ایرانی نوع مستقلی را از معماری پدید آورده است . هخامنشیان با ساختن این ابنیة عظیم می خواستند عظمت شاهنشاهی بزرگ خود را به جهانیان نشان دهند.

تخت جمشید


اسناد تخت جمشید و کارگران مزد بگیر
در اواخر سال 1312 شمسی براثر خاکبرداری در گوشة شمال غربی صفه تخت جمشید قریب چهل هزار لوحه های گلی به شکل و قطع مهرهای نماز بدست آمد . بر روی این الواح کلماتی به خط عیلامی نوشته شده بود . پس از خواندن معلوم شد که این الواح عیلامی اسناد خرج ساختمان قصرهای تخت جمشید می باشد . از میان الواح بعضی به زبان پارسی و خط عیلامی است . از کشف این الواح شهرت نابجایی را که می گفتند قصرهای تخت جمشید مانند اهرام مصر با ظلم و جور و بیگار گرفتن رعایا ساخته شده باطل گشت .
زیرا این اسناد عیلامی حکایت از آن دارد که به تمام کارگران این قصرهای زیبا ، اعم از عمله و بنا و نجار و سنگتراش و معمار و مهندس مزد می دادند و هر کدام از این الواح سند هزینة یک یا چند نفر است . کارگرانی که در بنای تخت جمشید دست اندرکار بودند ، از ملتهای مختلف چون ایرانی و بابلی و مصری و یونانی و عیلامی و آشوری تشکیل می شدند که همة آنان رعیت دولت شاهنشاهی ایران بشمار می رفتند . گذشته از مردان ، زنان و دختران نیز به کار گل مشغول بودند . مزدی که به این کارگران می دادند غالباً جنسی بود نه نقدی ، که آنرا با یک واحــد پـول بابلی به نام « شکــل » سنجیده و برابر آن را به جنس پرداخت می کردند . اجناسی را که بیشتر به کارگران می دادند و مزد آن محسوب می شدعبارت از : گندم و گوشت .

اسکندر مقدونی در یورش خود به ایران در سال 331 قبل از میلاد، آنرا به آتش کشید. تاریخنگاران در مورد علت این آتش سوزی اتفاق رای ندارند. عده ای آنرا ناشی از یک حادثه غیر عمدی میدانند ولی برخی کینه توزی و انتقام گیری اسکندر را تلافی ویرانی شهر آتن بدست خشایار شاه علت واقعی این آتش سوزی مهیب میدانند.
تصویری از عظمت کاخها
ازآنچه امروز از تخت جمشید بر جای مانده تنها می توان تصویر بسیار مبهمی از شکوه و عظمت کاخها در ذهن مجسم کرد. با این همه می توان به مدد یک نقشه تاریخی که جزئیات معماری ساختمان کاخها در آن آمده باشد و اندکی بهره از قوه تخیل، به اهمیت و بزرگی این کاخها پی برد.
نکته ای که سخت غیر قابل باور می نماید این واقعیت است که این مجموعه عظیم و ارزشمند هزاران سال زیر خاک مدفون بوده تا اینکه در اواخر دهه1310خورشیدی کشف شد.
چیزی که در نگاه اول در تخت جمشید نظر بیننده را به خود جلب می کند، کتیبه ها و سنگ نبشته های گذر خشایارشاه است که به زبان عیلامی و دیگر زبانهای باستانی تحریر شده است. از این گذر به مجموعه کاخهای آپادانا می رسیم، جائی که در آن پادشاهان بار میدادند و مراسم و جشنهای دولتی در آن برگذار می شد.
مقادیر عمده ای طلا و جواهرات در این کاخها وجود داشته که بدیهی است در جریان تهاجم اسکندر به غارت رفته باشد.
تعداد محدودی از این جواهرات در موزه ملی ایران نگهداری می شود. بزرگترین کاخ در مجموعه تخت جمشید کاخ مشهور به "صد ستون" است که احتمالا یکی از بزرگترین آثار معماری دوره هخامنشیان بوده و داریوش اول از آن به عنوان سالن بارعام خود استفاده می کرده است.
تخت جمشید در 57 کیلومتری شیراز در جاده اصفهان و شیراز واقع شده است.

بناهای هخامنشی

تالار آپادانا، تخت جمشید

هخامنشیان در اقامتگاه های خود بناهایی را می ساختند که می بایستی مبین قدرت و عظمت حکومت باشد. در دوران هخامنشیان یک سبک معماری مخصوصی به وجود آمده بود که در آن سنن و آداب ملل مختلف ساکن در کشور هخامنشتیان جلوه گری می کرد. یکی از آثار اولیه معماری هخامنشیان، کاخ کورش است که در نخستین اقامتگاه هخمانشیان در پاسارگاد (پازارگاد) بنا شد و عبارت از یک رشته ساختمانهایی بود در میان باغ و محصور به دیوار.

در ویرانه این کاخ، کتیبه بسیار قدیمی محفوظ مانده که می گوید : "من هستم کورش شاه هخامنشی." در پاسارگاد آرامگاه کورش نیز محفوظ مانده و آن بنای کوچکی است از سنگ که شبیه به خانه مسکونی با سقف دو پوششی و در روی پایه و شش پله پله بلند قرار گرفته است. در این بنا هیچ گونه تزئیناتی وجود ندارد.

این مقبره از سایر مقبره های پادشاهان، که به معنی و مفهوم واقعی کلمه از بناهای معماری بشمار نمی روند، متمایز است و عبارت از حفره ای است که در درون صخره ای به وجود آمده و با برجستگی های حجاری و تزئینات معماری تزئین شده است. طبق گفته مورخان باستانی در این مقبره بر روی بستر طلا جسد مومیایی شده کورش قرار داشته است.
در پاسارگاد و نقش رستم که مقبره پادشاهان در آنجا قرار دارد، ابنیه عجیبی به شکل برج های بلند که فاقد پنجره و تزئینات است، باقی مانده و اینطور به نظر می رسد که این بناها در قدیم معابدی بوده اند. داریوش در کتیبه خود در بیستون می نویسد که وی معابدی را که گوماتا (یکی از مغ های شورشی) ویران کرده بود تجدید بنا کرده است. علاوه بر برجهای اسرارآمیزی که اشاره شد، از آثار مذهبی، محراب های بزرگ سنگی و محل هایی را می توان ذکر کرد که به منظور پرستش اختصاص داشته و مسقف نیستند.

آرامگاه خشیار یکم، نقش رستم

در تخت جمشید که از دوره سلطنت داریوش اقامتگاه پادشاهان بوده، ابنیه به سبک کاخ ها اهمیت زیادی دارد. کاخ های تخت جمشید در روی یک سکوی بلند قرار گرفته و با وجود داشتن اشکال مختلف معماری ساختمان واحدی را تشکیل می دهند که قدرت و عظمت دولت هخامنشیان را نمایان می سازد و از آثار ملتی است که موسس و موجد هنر و صنعت دوره هخامنشیان بوده است. کلیه این ابنیه، به استثنای یکی از آنها که به دوره اردشیر سوم تعلق دارد، طبق فرمان داریوش و خشیارشا بنا شده و ما می توانیم از روی آنها در باره وسعت فعالیت ساختمانی این پادشاهان و سبک معماری دوران شکوه و جلال دولت هخامنشیان قضاوت کنیم. در تخت جمشید دو نوع ساختمان به خوبی به چشم می خورد یکی "تاچار" قصر زمستانی، که در زمان داریوش ساختمان آن آغاز گردید و دیگری "آپادانا" سالن روبازی که بر روی ستونهای بلند باریک با پوشش چوبی استقرار دارد. این قصر در زمان داریوش بنا شد و در زمان خشیارشا و اردشیر اول تجدید گردید. سالن صد ستونی هم که در زمان خشیارشا بنا شده از همین نوع محسوب می شود.
بنای قصر داریوش که در اقامتگاه دیگر پادشاهان در پایتخت قدیم عیلام، یعنی شوش ساخته شده، نوع دیگری است. در آنجا ابنیه قصر در اطراف حیاط مرکزی بر صبق اصول معماری ماورای دجله و فرات متمرکز شده است.
کلیه این آثار مختلف معماری، حاکی از سنن مختلفی است که بر اساس آنها سبک معماری دوران هخامنشیان به وجود آمده است. تردیدی نیست که هنر هخامنشیان از لحاظ این که یک هنر درباری بوده و از لحاظ عظمت و جلال می بایستی قدرت و جبروت پادشاهان را نمایان سازد، به دست ملل و قبایل گوناگون بنا شده و خود ایرانیان در بنای آن کمتر کار کرده اند.
در این هنر علاوه بر عناصر هنر محلی ایرانی، عناصری نیز از هنر بین النهرین و مصر و یونان نیز به چشم می خورد. در شوشو از روی کتیبه داریوش اول معلوم می شود که استادان کلیه ملل در ساختمان کاخ، که نشانه قدرت و عظمت حکومت هخامنشیان بوده است، شرکت داشته اند.

همسازي فضا و سازه در معماري دوره هخامنشي

بناي معماري محصول مشاركت عناصر عمده اي چون فضا و سازه است كه تحت تاثير عوامل فرهنگي . اجتماعي . علوم فني و ايستايي اقليمي و جغرافيايي و طبيعي و مباني اقتصادي شكل ميگيرند . ارتباط نزديك و گريز ناپذير دو عنصر ياد شده بر آن داشت تا از زاويه تركيب اين دو به معماري بنگريم . در اين نوشتار سعي بر اين است كه روشي براي مطالعه تركيبي دو مقوله فضا و سازه ارائه شود و سپس اين دو روش براي معماري دوره هخامنشي مورد استفاده قرار گيرد .

تعاريف و مباني نظري موضوع شامل :

تعريف همسازي ، فضاي معماري ، سازه

معيار هاي برقراري همسازي

روش بررسي سازگاري بين فضا و سازه

همسازي در اين نوشتار مطابق انچه در فرهنگ لغت استفاده شده است به معناي هم آهنگي  و توافق است . اگر دو چيز به نحوي با يكديگر عجين شوند كه تقدم و تاخرشان را نتوان تشخيص داد . در اينصورت بين آنها همسازي و همنوايي برقرار مي گردد . مناسبت بين فضا و سازه هنگامي برقرار ميشود كه ايجابات فضايي و ايجابات سازه اي با يكديگر به تفاهم برسند . بدين معنا كه سازه بر اساس ايجابات خويش بتواند نوعي از فضا را به اقتضاي فرهنگش بوجود آورد و فضا نيز بر پايه ايجابات خود با استخدام سيستم سازه اي ممكن تحقق عيني پيدا كند . به بيان خلاصه تر ، طراحي فضا عين استخدام سيستم سازه اي مربوطه باشد .

در معماري دوران حكومتي دوران هخامنشيان تامين انواع فضاهاي مورد نياز بر اساس سيستم سازه اي ممكن صورت ميگيرد . ايجاد فضاهايي كه داراي ابعاد مختلف در طيف خرد تا كلان و ارزشها و كاركردهاي مختلف هستند . با استفاده از سيستم هاي سازه اي به ارث رسيده از گذشته گاه گزينش شده و آگاهانه و بويژه خلاق محقق ميگردد .

منطق ايستايي يك سازه تركيبي از سنگ و چوب و خشت خام را تطابق رفتار اين مصالح با نقش آن ها در عنصر سازه اي و تناسب ميزان مصالح با ابعاد آن ها آگاهي فني از نقاط خاص سازه اي و ساختار شكني مناسب مصالح براي باربري . استفاده از نيروي وزن سازه ( بار مرده ) براي پايداري . تناسب سازه اي با ميزان مقاومتش در برابر بار وارده ، با حركت به سمت ارتفاع به منظور پرهيز از بيهودگي و ايجاد تعادل در سا زه اتصالات مطابق با طبيعت مصالح تشكيل ميدهند . بر اين ساسا مقاومت فشاري خشت و سنگ ، به كارگيري اين مصالح را به صورت عناصر عمودي يا ديواره ها و ستو نها و مقاومت كششي و فشاري و خمشي ( چوب ) يكي از كاربردهاي آن را به شكل عناصر افقي يا تير ها ايجاب ميكند . و سازه و تير  و ستون يا قابي شكل به اين صورت است كه نيروهاي وارده ( بارها و وزن عناصر ) به كمك عناصر افقي يا تير ها يا رفتار خمشي به عناصر عمودي يا ستونها و ديواره ها منتقل ميشود و اين عناصر بار را به صورت فشاري به تكيه گاهها يا پي ها انتقال ميدهند . وزن پايه هاي سنگي باعث ميشوند كه ستو نها بتوانند در برابر بعضي از نيروهاي افقي مانند نيرو هاي باد مقاومت كنند . ( قابليت تحمل خمش يك تير يا يك سازه قابي بيشتر بستگي به جنس آن عضو و نيز شكل مناسب هندسي آن دارد . مثلا اگر يك الوار چوبي را در جهت پهنا بخوابانيم مقاومتش در خمش كمتر از وضعيتي است كه در آن الوار مزبور به گونه نره يعني بر روي ضخامتش قرار گرفته است )

جالب آنجاست كه اين نكته توسط سازندگان تخت جمشيد در طرح تيرهاي چوبي شان رعايت شده است .

زبان سازه سنگي به شكل ستون بصورت سه جزء تركيبي از پايه ، بدنه ستون ، و سرستون . بروز ميكند و از ابعاد قطعات سنگي و بدنبال ان از وزن سازه بتدريج كاسته ميشود . وزن سقف توسط تيرهاي چوبي به سرستونها وارد ميشود . در سر ستونها كه كلفتي آنها از پايين به بالا بتدريج كم ميشد . قطعاتي كه به صورت سر گاو كنده كاري شده بود قرار داشت و سر تيرهاي چوبي در اين قطعات جاسازي ميشد . از ديدگاه مكانيكي و جاسازي آن ها از لحاظ پايداري فرم ساختماني و پخش نيروي وارده درست و بسيار جالب است .

همچنين قرار دادن رويهم تيرها جهت افزايش لنگر دوم مساحت كه درتحمل نيروي خمشي موثر است ، خود نشان دهنده آگاهي سازندگان آن به اصول مكانيكي بوده است . جهت سوار نمودن قطعات برروي يكديگر ، محلهاي اتصال در پيرامون ستونها تراشيده ميشود . و قسمت مركز ستونها نيز در محل به شكل فاق و زبانه تارشيده ميشود كه معمولا قطعه بالايي درون گودال قطعه زيرين قرار ميگيرد . و مابين اتصال در محل زير تراش ماده اي ريخته ميشود كه عمل چسب سنگ را بين قطعات ستونها را نجام ميدهد . و گاه اتصال قطعات سنگي توسط بست هاي آهني انجام ميشود . زبان سازه سنگي يا خشتي به شكل ديوار ، ضخامت ها و ابعاد مختلف بر اساس ميزان بار وارده و قرار دادن قطعات بر روي يكديگر به شكلي كه نهايتا عنصر مقاوم و يكپارچه اي را ايجاد كند ، ميباشد .

بنابر اين معماري با ملاحظاتي از قبلي مصالح ساخت ، سازه ، فرهنگ كنترل ميشود . بدين ترتيب فضا از همزيستي ، همكاري و ترتيب فضا از همزيستي ، همكاري و تركيب فضايي ستونها مبتني بر زيان رمز و تمثيل ، در وحدت با سيستم سازه اي بوجود ميآيد . تعداد در اينجا از حالت تعين كمي به نوعي كيفيت و تعين كيفي مبدل ميشود . هر عنصر ستون هويت وجودي و مكاني خود را حفظ ميكند . اما استقلال اثر خود را از دست ميدهد . و فضايي بروز ميكند كه عين مجموع اثر اجزاء در حال استقلال نيست و سازه اي شكل ميگيرد كه قادر است در چنين مقياسي به طور مقاوم عمل نمايد . به كارگيري عمل ارتباط با گونه تركيبي بين عناصر مرتفع اشكال رمزي و نمادين اين عناصر و تداوم در عمق آن ها ، فضا و سيستم سازه اي را در وضعيت انطباق و عمل مشاركت قرار دهد . اين تركيب استوار و پابرجا ، قدرت و نيرويي است كه تعريف و تبيين فضا را بر عهده دارد . هدف از مرئي داشتن صوصياتي معين با واسطه سيستم سازه اي ، مشخص كردن اعتقادات كلي شان بوسيله ساختمانهايشان كه به گرايش عمودي ، اشكال رمزي و ابعاد وسيع به عنوان تم هاي اصلي شان مينگرند .ار آنچه گفته شد ميتوان چنين نتيجه گرفت كه اگر اين عناصر يعني ستو نها برداشته شوند . ضمن آنكه سازه فرو ميريزد . بلكه فضا نيز درهم ميشكند . چرا كه رابطه اي دروني و متقابل بين شخصيت و ماهيت فضا و موقعيت سازه و مصالح برقرار ميباشد .

سيستم تير و ستون و ديوار باربر به صورت يك قاعده و انتظام ، بر شكل گيري بسياري از فضاها در سطح حكومتي ، با ابعاد و عملكرد هاي مختلف در فضاهاي زيستي و سكونتي اشرافي ، ديگر فضاهاي نظامي . معابد . و آرامگاهها و مقاصد و خواسته هاي لازمه و زيربط حاكم ميباشد . گاه نياز به فضاهاي در مقياس كوچك مانند اتاقها در نباهاي مسكوني ، كاربرد غالب ديوار باربر از خشت و خام و آجر كه پوشش دهنده دهانه هاي كوچك است و عمل تفكيك فضاها را بر عهده دارد ، ايجاب ميكند كه گاه درخواست فضاهاي در مقياس بزرگ ( فضاهاي جمعي ) در قالب يك شكل معين مثل بناهاي مذهبي ، به كار گيري ستون و تير را موجب شود .

نتيجه :

در معماري حكومتي دروان هخامنشي با توجه به امكانات و محدوديت ها و شرايط و موقعيت ها و ريشه هاي ظهوري ان نوعي از سازگاري فرهنگ فضا و منطق سازه ، ملاحظه ميشود . كه اهميت ويژه ساختمان را به عنوان رابطي ميان خواسته هاي انسان و دنيا در نظر سازندگان و برپا كنندگان ان ها بيان ميكند

مهمترين بناهاي به جاي مانده اين دوران کاخهاي شاهي است تاريخ ساختمان اين کاخها به اواسط قرن ششم قبل از ميلاد باز مي گردد آنچنان که از آثار معماري اين دوره بر مي آيد آغاز آن از مسجد  سليمان و بعدا در پاسارگاد و تخت جمشيد گواه آن است. يکي از عناصر مهم ساختماني صفه مصنوعي است که پشت به کوه دارد و روي آن ساختمانهاي کاخها و اقامتگاههاي شاهي را بنا ميکردند با پلکانهاي سنگي براي صعود به صفه.

به عنوان  نخستين ابزار سياسي و به نشانه تاييد آسماني در حدود سال 550 پيش از ميلاد کوروش ساختمان مجموعه کاخ و پرستشگاههايي را در پاسارگاد در استان فارس بنا نهاد که نخستين کانون امپراطوري هخامنشي و معرف سبک معماري هخامنشي است و آشکارا منابع آنرا روشن مي سازد . معماري پاسارگاد در حقيقت يک نوع معماري تکامل يافته از شيوه معماري پارسي است با آنکه بسياري از بخشهاي آن از ميان رفته ولي زيبايي و اصول فني در ساختمان را رعايت نموده اند.

هخامنشيان تنها سازندگان کاخ نبودند بلکه از آنها نيز آثار معابد و مقابر آرامگاهي صخره اي بجاي مانده است . به هر روي که اين دوره از معماري ايراني را بررسي کنيم در خواهيم ياغت که از چه پيشينه اي غني و بادوام برخوردار است همچنانکه بيش از اين گفتم معماري هخامنشي به نوعي شکل تکامل يافته معماري ايلامي و مادي است و به عبارت ديگر هخامنشيان از آن مجموعه فنون و هنرهاي ساختماني با روشي خاص و استادانه استفاده کردند . آنان مصطبه سازي آجرهاي لعابدار ايلامي و تالارهاي ستون دار با ايوانهاي جانبي و مقابر صخره اي مادي را تکامل بخشيدند و از همسايگان و ملل تابعه هم غافل نماندند بلکه از معماري و معماران بابلي آشوري ليدي ساردي مصري استفاده هاي شاياني بردند و افزون بر آثار موجود از ملل متقدم هنرمندان آثاري پديد آوردند که در طول تاريخ بشريت اگر بي نظير نباشد کم نظير است. معماران هخامنشي  از هوش و ذکاوتي سرشار بهره مند بوده اند . زير در آثار آنها اصولي رعايت شده که بعدها به عنوان اصول معماري ايراني معمول و مرسوم گرديد.هر چه بنا کردند به استثناي پاره اي از موارد مصالح بوم آورد را در نظر گرفتند . از آن جمله پاسارگاد است که آن را مي توان از پروژه هاي عظيم  و آغازين امپراطوري هخامنشي محسوب نمود . هخامنشيان با اينکه قبلا در مسجد سليمان آثاري از خود به جاي گذاشته بودند اما پاسارگاد داستاني ديگر دارد . پاسارگادي که به اعتقاد بسياري از مورخين نخستين پايتخت امپراطوري نوپا بود و از همانجا ساير نقاط کشور بزرگ و پهناور ايران آنروز تسخير گرديد.

پاسارگاد را بايد از کارهاي کوروش بزرگ قلمداد کرد . در پاسارگاد هنر ايراني  وحدت يافته تر مي شود با آثاري نظير کاخ دروازه و ديگر کاخها و تل تخت. در اين شهر مجموعه اي از بناهاي کاخها مقابر پل و کوشکهايي بر پا گرديدند . که هر يک از آنها جاي بررسي و مطالعه جداگانه دارند. زيرا تمام آنچه که يک اثر معمارانه بايد داشته باشد در اين ساختمانها رعايت گرديده است. حال براي جلوگيري اطاله کلام به شرح و توصيف جزئيات برخي از اين بناها مي پردازيم.

تل تخت(تخت سليمان): اين اثر معماري که صفه بزرگي است مشرف به تمام کاخ ها و باغهاي پيرامون خود در پاسارگاد بر روي تپه اي به بلندي 50 متر قرار گرفته که بقاياي ديوار سنگي بزرگ آن قابل ملاحظه است . سکوي اين بنا از سنگهاي بزرگ تراشيده شده در نما و با سنگهاي لاشه اي در ديوار اصلي ساخته شده است.بخش غربي اين سکو را از ستيغ و لبه يک تپه کوه مانند ساخته اندو سپس مجموعه اي از کاخها و ساير تاسيسات را روي آن ايجاد کرده اند.بي هيچ گماني اين تخت را براي زيربناي کاخ هاي باشکوهي همانند کاخهاي تخت جمشيد به وجود آورده اند . نکته قابل ذکر در سنگهاي تراشيده آن است که در معماري به سنگهاي ((بادبرد)) معروف هستند و با بستهاي فلزي به شکل دم چلچله اي به هم متصل شده اند .درباره زمان ساخت آن ديويد استروناخ معتقد است که بايد به فرمان کوروش در زماني که پاسارگاد پايتخت امپراطوري هخامنشي بوده ساخته شده باشد به هر روي با اينکه ساختمان مزبور خرابي ديده است ولي طرح تقريبي بازسازي شده آن اندکي از عظمت و شوکت معماري آنرا نمايش مي دهد.

آرامگاه کوروش: نخستين اثري که در دشت مرغاب و دهکده مادر سليمان (پاسارگاد) جلب توجه ميکند مقبره کوروش است. بناي سنگي باشکوهي که در حدود بيست و پنج قرن پيش ساخته شده است. اين بنا در ميان مردم به نام قبر مادر سليمان معروف است. بنا از دو بخش تشکيل شده است:

الف)قسمت سکو مانند که يادآور زيگورات چغازنبيل ((دوره ايلامي ))است

ب)قسمت بالايي آن که اتاق کوچکي است و با سقف سنگي به صورت شيرواني (خرپشته) ايجاد شده است.

بخش سکو مانند پله پله از شش طبقه تشکيل يافته است طبقه اول 70/1 دوم و سوم هر کدام 1 متر و سه طبقه آخري 55 سانتي متر بلندي دارند عرض سکوها که حالت پله مانند را دارند 50 سانتي متر است. بلندي اين قسمت در مجموع 35/5 متر است بخش ب که اتاقک کوچکي است داراي در گاهي به عرض 87 سانتي متر و ارتفاع 30/1 متر است . ابعاد 30/2*3 متر و ارتفاع آن 10/2 متر است.کل بنا از سنگ ساخته شده است و يکي از آثار معماري بسيار زيباي دوران هخامنشي.

کاخ دروازه :اين بنا که در شرق محوطه کاخها و اندکي بيرون از خط ديوار حصاري است که مجموعه کاخي در آن قرار دارند واقع شده است ابعاد آن 36*36 متر است. بناي ستوندار با دو رديف 4 تايي ستونهاي سنگي جزر ديوارها نيز از سنگ ساخته شده است و اين بنا چهار مدخل ورودي دارد که دو تا از آنها بزرگتر از دوتاي ديگرند. بر روي سطوح مدخل ورودي نقوش برجسته اي از ترکيب انسان و گاو انسان و ماهي وجود دارد و در گاه شمالي آن نقش يک انسان بالدار که بعضي آن را به کوروش بزرگ تعبير کرده اند . ستونها داراي پايه هايي از سنگ سياه و زرد شبه مرمر هستند و کف کاخ را با سنگهاي بدون شکل هندسي منظم سنگ فرش نموده اند.

مجموعه کاخها و باغ شاهي: اين مجموعه باغ و کاخ را مي توان يکي از قديميترين نمونه هاي موجود از نوع خود محسوب نمود که شامل دو کاخ بار عام و اختصاصي کوروش دو بناي کوشک و مجموعه از آب نماها و خيابان ها است.

کاخ بارعام کوروش:اين بنا مشتمل بر يک تالار مرکزي و چهار ايوان در چهار جهت و دو اتاق در جناحين ايوان جنوبي است.تالار مرکزي آن از دو رديف چهار ستوني سنگي تشکيل يافته و چهار ايوان در جهات اربعه آن نيز داراي دو رديف ستون سنگي است و فاصله ستونها در بخشهاي اخير کمتر از تالار مرکزي است.تالار مرکزي همانند کاخ دروازه داراي چهار مدخل ورودي در چهار جهت است.اين بنا نيز از سنگ و خشت ساخته شده و کف آنرا با مهارت کم نظيري سنگ فرش نموده اند.ستونهاي بجا مانده نشانگر آن است که بدون تزيين است.

کاخ اختصاصي کوروش : از نظر پلان و شکل مانند کاخ بارعام است و عبارتست از يک تالار مرکزي با 5 رديف 6 تايي ستونهاي سنگي و چهار ايوان در جهات اربعه دارد و دو اتاق در گوشه شمال غربي و جنوب غربي .ابعاد آن در حدود 5/22*3 متر و وسعت آن 700 متر مربع است جرز درگاه هاي اين بنا از سنگ زرد شبه مرمر که در نزديکي پاسارگاد وجود دارد ساخته شده است . ترکيب سمگ سياه و زرد در پايه ستونها جالب و ديدني است . شالي پايه ستونها داراي تزيينات قاشقي است در جاي ديگر از آن استفاده نشده بوده است.

کوشکهاي باغ شاهي:در ميان مجموعه باغها و کاخهاي شاهي پاسارگاد دو بناي زيبا قرار دارد که هر کدام از آنها داراي يک سالن مرکزي است که چهار ايوان در چهار جهت دارد . ايوانهاي شمالي جنوبي کوشک A داراي چهار ستون در هر رديف هستند و ايوانهاي شرقي و غربي به خاطر کم عرض بودن داراي يک رديف ستون.کوشکBدر ايوانهاي شرقي و غربي چهار ستون در يک رديف و در ايوانهاي شمالي و جنوبي يک ستون دارد.اين امر تنوع در معماري دو بناي کوچک را تا چه حد آشکار مي سازد . اين بناها در حقيقت راه ارتباطي به کاخهاي اختصاصي و بارعام کوروش بوده اند.

باغ پاسارگاد:مجموعه اي است زيبا ومنسجم که کاخها و کوشکهاي متعددي را در خود جاي داده است.اين باغ را مي توان يکي از زيباترين باغهاي جهان دانست . زيبايي و شهرت باغهايي از اين نوع بوده که واژه پرديس /فرديس/فردوس (باغ) فارسي را به چند زبان بزرگ و معروف جهان(عربي/انگليسي/فرانسه/ايتاليايي/آلماني..) نفوذ داده است و اين امر نشانگر قدمت باغ سازي در ايران است که باغ سازي در دوره صفويه نيز متاثر از اين دوره است.

مقبره کمبوجيه(زندان سليمان):مقبره کمبوجيه بناي سنگي مکعب مستطيل شکلي است که از سنگهاي سفيد بزرگ تراشيده شده است و متاستفانه يکي از ديوارهاي چهارگانه و سقف آن سالم مانده است.و از هر نظر قابل مقايسه با بناي کعبه زردشت نقش رستم در مرودشت است . البته به طور قطع قديمي تر از بناي فوق الذکر (کعبه زردشت) است.

پل پاسارگاد:از ديگر آثار پاسارگاد مي توان به پلي بجاي مانده از اين دوره اشاره کرد . اين پل داراي دو ديوار است با عرضي حدود65/15 متر و طولي در همين حدود وسيع و بزرگ به نظر مي رسد.سه رديف سه تايي ستون سنگي در فاصله دو ديوار آن قرار دارد. ستونها استوانه اي شکل هستند و بر روي پايه مکعبي قرار گرفته اند.بدنه ستونها کاملا صيقل يافته و فاقد سرستون هستند.

شوش:داريوش هخامنشي پس از آنکه بر شورشيان مخالف سلطنت پيروز شد و آرامش را دوباره به کشور بازگرداند با توجه به قلمرو وسيع هخامنشي که از نيل تا سند بود تصميم گرفت شوش کهن را که تقريبا در مرکز امپراطوري واقع شده بود به پايتختي انتخاب کند. بي شک در اين انتخاب شکوه و عظمت ديرينه شوش پايتخت فرمانروايان ايلامي مورد نظر بوده است از سوي ديگر چون پاسارگاد پايتخت کوروش و کمبوجيه بوده است او نخواسته آن شهر را مرکز فرمانروايي خود سازد و از اين رو شوش را مرکز حکومت خود برگزيد.داريوش فرمان داد تا کاخي با شکوه آنچنان که در خور فرمانروايي وي باشد در شوش برپا دارند لذا معماران با توجه به جميع مسائل تپه آپادانا را با اين منظور انتخاب کردند کاخ اصلي داريوش روي اين تپه بنا شد و اقامتگاه درباريان و تاسيسات دولتي بر روي دو تپه ((ارک))و((شهر شاهي)) ايجاد شد.

آپادانا: آپادانا کاخي است مرتفع و پهناور که از بخشهاي مختلفي تشکيل يافته است.اين واحدها شامل تالار حرمسرا دروازه کاخ پذيرايي و ديگر بخشها است.در آغاز معماران زمان هخامنشي گرداگرد تپه را ديواري قطور با ارتفاعي حدود 20 متر و قطري به همين اندازه برپا کردند و پشت آنرا با خاک پرکردند . بر روي اين تختگاه ابتدايي پي بناها کنده شد سپس ديوارها برپا گرديد و ستونها در جاي خود استوار گشت.

در اين زمينه کتيبه اي از داريوش بر جاي مانده است که خود گوياي بسياري از مسائل معماري اين بناي بزرگ و با شکوه است داريوش در اين کتيبه چنين نوشته است:

 ((اين کاخ را من ساختم – زيور آن از راه دور آورده شد زمين کنده شد تا اينکه به خاک سفت (کف سنگي) رسيدم و خندقي درست شد.سپس قلوه سنگ و شقته در آن انباشته شد در طرفي به بلندي 40 ارش و سوي ديگري تا حدود 20 ارش روي آن شفته کاخ بنا گرديد. کند وکوب و انباشتن و خشتهايي که در قالب زده شده کار مردم بابل بوده الوارکاج از کوهي آورده شد که آنرا لبنان گويند.مردم آشور آنرا به بابل و مردم کارکه و يونانيان آنرا از بابل به شوش آوردند. چوب يکا از گاندهارا و کرمانا آورده شد. زرا از سارد و بلخ آمد و در اينجا بر  روي آن کار شد . سنگ لاجورد گران قيمت و عقيق شنگرفي را از سغد آوردند و فيروزه را از خوارزم . سيم و آبنوس از مصر آمد. تزئيني که ديوارها با آن زيور يافته از يونان عاج از اتيوپي و از هند و از رخج آورده شد ولي در اينجا روي آنها کار شده سنگهايي که در اينجا به صورت ستون در آمده سنگ آنرا از شهري در ايلام بنام ((آبي رادو)) آوردند. سنگ بران و سنگ تراشان که آنها را ساختند از مردم سارد و يونان بودند . آنهايي که طلاها را به کار گرفتند مادي و مصري بودند . منبت کاران ساردي و مصري بودند . آنان که از عاج خاتم مي ساختند بابلي و يوناني بودند . آنها که به تزئين ديوار پرداختند مادي و مصري بودند. به ياري اهورامزدا کاخي با شکوه در شوش بنا نهادم . اهورامزدا مرا و پدرم و کشورم را از هر آسيبي نگهدارد.))

متن کتيبه آنچنان گويا و قابل توجه است که همانند قرارداد پيمان کار ساختماني است که احتمالا يک راهنماي درستي در فنون ساختماني بناهاي شبيه به آن در تخت جمشيد و ساير امکنه هخامنشي به شمار مي رفته اکنون از آن اطلاعات و تجربه هاي فني  قابل ملاحظه اي آشکار مي شود. و علاوه بر اينها چند نکته اساسي و مهم در اين کتيبه نهفته است

1-   چون در طرح بنا ساخت ديوارهاي بلند در نظر بوده لذا معماري زمين را تا خاک بکر حفر کرده تا ساختمان ميتحکمي داشته است

2-      چون تپه طبيعي است در نتيجه پي سازي بستگي به فراز و نشيب تپه داشته است

3-   چون ستونهايي يا اندازه و وزن زياد در بنا طرح ريزي شده بود پي سازي مي بايد از استحکام کافي برخوردار باشد. به همين دليل محلهايي که لازم بود با سنگ و شن پر کرده و کوفته اند. سپس ديوارها و ستونها را بر پا داشته اند. نتايج کاوشها روشهاي مورد بحث در کتيبه را تاييد مي کند.

ديوارهاي کاخ عموما از خشت و گل ساخته شده که مصالحي مناسب براي دشت خوزستان است. روي ديوارها را با گچ و يا نقاشي ديواري تزئين کرده بودند . البته ديوارهاي ايوان سمت حياط مرکزي با آجر لعاب دار پوشانيده شده بود . که بر روي آن نقوش مختلف از جمله رديف سربازان جاويدان نقش شير جانوران افسانه اي همچون گاو يا شير بالدار دال شير با سر انسان نقش فروهر کتيبه هاي به خط ميخي و غيره تزئين شده بود . علاوه بر  اين نقوش گل نيلوفر آبي (لوتوس) در همه جاي اين تزئينات جايگاه ويژه اي دارد . در طرفين پله هاي کاخ نيز رديف سربازان جاويدان مشاهده مي شود.

بخشي از آپادانا در زمان اردشير اول (پس از سال 461 ق.م) دچار آتش سوزي شد و پس از آن قابل سکونت نبود . در زمان داريوش دوم اقدامي درباره اين کاخ صورت نگرفت ولي در زمان اردشير دوم بازسازي شد.

کاخ شائور:در سمت غربي رودخانه شائور در سالهاي اخير کاخي کشف شد که سبب همجواري با اين رودخانه امروزه به همين نام مشهور است. اين کاخ داراي تالاري به اندازه هاي 60/34*7/37 متر و تاسيسات جنبي است . تالار ستوندار داراي 64 ستون در 8 رديف 8 تايي است.در سمت شمالي ايواني است که دو رديف ستون 5 تايي دارد.پايه ستونها از سنگ بوده و ديوارها هم چون آپادانا از خشت است.در اينجا ديوارها با رنگهاي گوناگون رنگ آميزي شده اند و در برخي اتاقها نشانه هاي گچکاري نيز ديده مي شود.در کاخ مزبور تعدادي نقش برجسته و آجرهاي لعابدار يافت شده که حاکي از کاربرد و استفاده آنها در تزئينات کاخ است . و نقش برجسته ها با نقوش برجسته سنگي تخت جمشيد قابل مقايسه است . پايه ستونهاي کاخ سنگي است.و ليکن به احتمال فراوان ستونها چوبي بوده و روي آن را با گچ پوشانيده و نقاشي کرده اندو بر روي چند تا از پايه ستونها کتيبه هايي که به سه خط ايلامي بابلي و فارسي باستان است وجود دارد.

ارگ و شهر شاهي:بطوري که اشاره شد داريوش کاخ آپادانا را بر روي يک تپه بنا کرد . ولي تاسيسات درباري و مساکن درباريان را بر روي دو تپه ديگر بنا نهاد. بر همين اساس ديواري عظيم بر گرداگرد شهر (تپه هاي سه گانه)ساختند که در فواصل معين در آنها برجهايي نيز تعبيه شده بود . در نقاط مختلف درهاي ورودي و خروجي چندي نيز کار گذاشته بود . در اصلي در ضلع شرقي و در بخش تپه شهر شاهي ايجاد شده بود. که داراي اطاقهاي چندي در اطراف دروازه بوده است.از آثار شهر شاهي دو کاخ کوچککه يکي روبروي آپادانا و بنام ((هديش))و ديگري ((دژ)) که در جنوب تپه قرار دارد مورد بررسي و کاوش قرار گرفته اند.

معبد آپادانا در شوش: در چهار کيلومتري شمال شرق شوش بناي کوچکي از دوره هخامنشي کاوش و بررسي شد که آنرا معبد آپادانا   ناميده اند اين ساختمان بنايي است حدود 30 متر عرض و 45 متر طول دارد و از نقشه اي بسيار زيبا برخوردار است . در جلو يک تالار ستوندار با چهار ستون و در پشت آن تالار ديگري براي اجراي مراسم در اطراف اين تالار اتاقها و راهروهايي نيز ساخته شده است . اين بنا احتمالا در زمان اردشير دوم ساخته شده باشد. و آندره گدار معتقد است که محل اصلي آتش است . که ديوارآن آنرا از هرگونه پليدي يا بي حرمتي حفظ مي کرده است . جلوخان سرپوشيده ستوندار آن که در جلو واقع شده با دو محراب محل موعظه وعبادت آتشکده بود و واعظين در بالاي پلکان مي ايستادند و حضار در حياط جمع مي شده اند.

ازشوش دوره هخامنشي امروزه چيزي جز ويرانه اي  باقي نمانده است که بارها مصالح و اشياء آن به غارت و يغما رفته است. به هر حال آنچه از معماري با عظمت و شکوهمند کاخهاي شوش باقي مانده نشانه نبوغ و ابداع هنرمند ايراني است که هر زايش هنر و معماري ايراني سهمي ارزنده داشته است.

تخت جمشيد : اين مجموعه ساختماني در مرودشت و در 45 کيلومتري شهر شيراز واقع شده است. بر کوهي خشن بنام کوه رحمت تکيه داده و مشرف است بر دشت پهناور و حاصلخيزي که اطراف آنرا کوهها حلقه وار فرا گرفته اند.

با توجه با اسناد و مدارک موجود طرح ساختماني اين بنا احتمالا به دستور داريوش و معمارانش ترتيب داده شده و بي گمان نقشه کلي تخت جمشيد از پيش طرح ريزي شده است. سيستم کانال کشي و آبرساني و مجاري فاضلاب که در سطوح مختلف متناسب با کاربرد دقيق آنها قبلا در سنگ کوه کنده شده دليلي است بر اين مدعا . صفه اي گسترده و وسيع به ابعاد 457*274 متر که بخشي از کوه را تسطيح نموده و قسمتهاي ناصاف آن هموار و گوديهاي آن پر شده اند . اطراف اين صفه را برج و بارويي از تخته سنگهاي بزرگ که هم پشت بند صفه است و هم جنبه دفاعي داشته است.بلندي اين ديوار به تفاوت از حدود 12 تا 18 متر است . ابعاد سنگهايي که در اين ديوار طويل بکار رفته گاهي به 15 متر و وزن 30 تن مي رسد . اين سنگها را بدون ملات بر روي هم سوار کرده و با بستهاي آهنين به هم پيوند داده اند اتصال سنگها چنان با مهارت انجام گرفته که در پاره اي موارد درز ميان آنها ديده نمي شود . بر روي اين ديوار سنگي ديواري ديگر از خشت خام وجود داشته که لااقل قسمتي از آنرا با کاشيهاي رنگين (قهوه اي زرد و سبز آبي ) مانند آنچه در شوش به کار رفته بود نماسازي کرده بودند.نحوه دسترسي به صفه يکي از بديع ترين و جالب ترين قسمت هاست. پلکاني با عظمت و دو جانبه که پهناي آن 60/6 متر است به نحوي که در آغاز از هم جدا گشته اند و پس از طي مسافتي دوباره به هم مي رسند. اين پله ها به جاي اينکه از تخته سنگهاي متعدد با هم ترکيب شده باشند از يک قطعه سنگ عظيم الجثه حجاري و ساخته شده اند و حتي گاهي قسمتي از ديوار سنگي را نيز شامل مي شده است . از ديدگاه معماري جديد ممکن است اين شيوه کار غير منطقي به نظر مي آيد وليکن به واقع نمي توان تصور نمود سازندگاني که چنان ستونهاي بلند را با سر ستونهاي چند تني شان بر افراشته اند از مهارت و استادي بي بهره بوده اند . اين کار را مي توان اينگونه توجيه کرد نخست اينکه چنين ترکيبي بيشتر از واحدهاي جدا از هم به بنا استحکام مي بخشيد دوم آنکه سازندگان ساختمان را به عنوان تجمع مکانيکي در نظر نداشته بلکه آنرا يک واحد حجاري تمام ميدانسته تند . اين روش که عبارت بود از تراش يکپارچه واحد ساختماني نه ترکيب عوامل گوناگون : در احداث قاب درها و پنجره ها نيز بکار رفته است چه غالبا اين عناصر را از سنگي يکپارچه حجاري کرده اند . برخي معتقدند که اين راه پله بزرگ و شکوهمند با يک شيب تدريجي که مناسب سوارکاران است به سطح مي رسد و بلافاصله به يک عمارت باشکوه که بنايي جز دروازه تمام ملتها نيست منتهي مي شود.دروازه ملل(دروازه خشايار شا) با تنديسهاي عظيم گاو بالدار با سر انسان (لاماسوا/اسفنکس) ترکيب يافته که به نوعي  نگهبانان اين عمارت و مجموعه اند و مانع ورود اهريمني . اين بناي با شکوه و منفرد که به شکل يک کوشک است سنگ نبشته اي از خشايارشا را در بردارد با اين مضمون((اين دروازه همه ملتهاست)) اين اعلاميه بدان معناست که همه ملتها از اين جا به سوي قلمرو نيروهاي روحاني  عبور مي کرده اند . بي ترديد از ميان اين بناي منفرد آدمي داخل جهاني پر از شکوه خيره کننده مي شده است.

از نظر موقعيت ((اين دروازه بزرگ خشايارشا)) روي محور مربوط به ((تالار تخت)) قرار داشته نه روي محور آپادانا . اين مطلب را کتيبه فوق الذکر و تزيين ((تالار تخت )) و بازشناختن تشريفات که بناهاي مزبور را به هم ارتباط مي دهد تاييد مي کند.

بخش شمالي صفه تخت جمشيد از دو بخش مستقل تشکيل شده است.قسمت اول شامل ((تالار تخت)) و دو ((دروازه  بزرگ)) يعني دروازه خشايارشا و دروازه ناتمام است که واردين را به طرف ((تالار تخت)) راهنمايي مي کند که در آنجا نمايندگان ملتها اجتماع مي کرده اند . در اينجا مانند ساير کاخها فراز درگاهها را با گيلوئيهايي با شيار مقععر(قاشقي) تزئين نموده اند . روي سطح داخلي دو جرز هر مدخل نقش برجسته هاي شبيه به هم حجاري شده است که هر يک بيانگر رويدادي تاريخي است. قسمت دوم به ((آپادانا)) محدود مي شود که مربوط به روابط ميان پادشاه و بزرگان کشور خصوصا ((پارسي ها))و((ماديها)) بوده است.

شايان ذکر است که اين صفه عظيم و باشکوه به صورت سکوهايي مختلف السطوح ايجاد شده است. بطوريکه هر ساختمان بر روي سکوي ويژه خود بنا گرديده است به وسيله پله هاي جداگانه قابل دسترسي است . فضاهاي خالي ميان بناها حياطهايي را تشکيل ميداده که هر يک باغچه هاي مخصوص به خود داشته است. مشرف به همه بناهاي صفحه تخت جمشيد آپاداناي خشايارشا است.طول هر يک از اضلاع آن از طرف بيرون 75 مار و هر ضلع اتاق مرکزي آن 5/58 متر است. با سي و شش ستون سنگي مرتفع باريک که ظرافتي خاص دارند . بدون هيچگونه انحناء و هر چه به طرف بالا مي روند از قطر آنها کاسته مي شود و بار سقف بنا بر دوش آنهاست.قطر هر ستون 10/2 متر و بلندي آن 18 متر بوده است. هر ستون داراي 48 يا 36 شيار قاشقي است . بر فراز ستونها سر ستونهايي نيز به اشکال شير و جانوران خيالي با بيني عقاب حجاري شده اند که گويا مورد پسند واقع نشده و نيمه کاره آنها را کنار گذاشته اند . سر ستونها به بلندي سه متر و به شکل دو گاو پشت به هم داده اند که با رنگهاي گوناگون زنده رنگ آميزي شده بوده اند.

کاخ اختصاصي داريوش که پذيرايي اشخاص در آن صورت مي گرفته در ضلع غربي صفه قرار دارد . اين بنا نيز داراي ستونهاي مرتفع بوده است . روي پله هاي کاخ نقش خدمتگذاراني ديده مي شود که ظروف خوراکي در دست دارند و بره ها را براي کباب کردن مي بردند. به احتمال فراوان در زمان خشايارشا گنجايش اين کاخ اندک بوده است که کاخ ديگري در مجاورت آن ساخته شده است. نقش ديوارهاي پلکان کاخ جديد (کاخ سه دروازه) نشان مي دهد که براي پذيرايي-آن هم از نوع بزرگ- برپا گرديده است . يعني پادشاه در آنجا بار مي داده و از ميهمانان انبوه خود در جشنهاي رسمي پذيرايي مي کرده است . در آنسوي کاخ داريوش کاخهاي خشايارشا و اردشير  و قصرهاي کوچکتر و کم اهميت و بناهاي اداري و ... قرار دارند.

اگر بخواهيم مجموعه بناهاي تخت جمشيد را فقط نام ببريم عبارت خواهند بود از :

1-      پلکان بزرگ

2-      دروازه بزرگ خشايارشا معروف به دروازه تمام ملتها

3-      راهي که مدعوين از آن مي گذشتند

4-      پلکان شمالي کاخ آپادانا

5-      کاخ آپادانا

6-      پلکان شرقي آپادانا

7-      کاخ سه دروازه

8-      کاخ اختصاصي داريوش

9-      کاخ خشايارشاه مربوط به پذيرايي رسمي

10-تالار صدستون مربوط به پذيرايي هاي رسمي

11-تالار 99 ستوني (قسمت مرکزي خزانه) تالار تخت موقتي که به دستور داريوش ساخته شد.

12-انبارهاي خزانه شاهي

13-نماي جنوبي سکو که به طرف دشت است.

هنر و صنعت در دوره هخامنشیان

  صنایع ایران در دوره هخامنشیان دو نوع بوده است یکی صنایع مادی و پارسی و دیگر صنایع ملل و اقوام تابعه مانند بابلیها، فنیقیها، مصریها.

صنایع معروف مادی و پارسی، حجاری، معماری، اسلحه سازی، زرگری، پارچه بافی، فلزکاری و کاشی سازی بوده است. بابلیها در بافت قالی و ساختن کاشیهای زیبا، مردم لیدیه در زرگری و مجسمه سازی، مصریها در بافتن پارچه های کتانی و تهیه کاغذ از پاپیروس شهرت داشتند.

در ساختمان های ایران از دو سبک معماری متفاوت استفاده شده است. یکی ساختمان های با سقف چوبی(مثل ابنیه پرسپولیس)، دیگر سبک ساختمان های با طاق و گنبد.

عالی ترین ابنیه هخامنشی کاخهای سلطنتی به خصوص تالارهای بزرگ و بلند آن است. در دوران داریوش تیرهای چوبی بلندی از لبنان به تخت جمشید حمل گردیده و با استفاده از تیرهای بلند، استفاده از ستون به حداقل رسیده و مهارت معماران ایرانی با داشتن مصالح مناسب ظاهر گردیده است که امروز آثار آن دیده می شود. 

در تخت جمشید مهارت معماران و حجاران ایرانی در نمایش گارد شاه هخامنشی و خراج گزاران با نشان دادن لباس و کلاه و نوع هدیه ها که بادقت و ظرافت خاصی حجاری شده است، مشاهده می گردد.

آثار معروف هخامنشی عبارتند از :

1. آثار پاسارگاد قدیمی ترین اثر هخامنشی است که امروزه آن را مشهد مرغاب نیز می نامند و در 18 فرسنگی شهر شیراز واقع شده.

اولین قسمتی که در پاسارگاد به نظر می رسد تخت سلیمان نام دارد که از قطعات بزرگ سنگ سفید ساخته شده است، قطعه سنگ آهکی نیز وجود دارد که بر روی آن صورت آدم بالداری منقوش است. از مهم ترین آثار پاسارگاد مقبره کوروش بزرگ است که ابتدا دارای ستون هایی بوده که دیولافوآ به آن اشاره کرده است و هنوز پایه های چند ستون وجود دارد. در گذشته این ساختمان بنام مشهد مادر سلیمان نامیده می شده است.

اصل مقبره بالای هفت طبقه از سنگ های آهکی واقع شده و دیوارها و سقف مقبره از سنگ های بزرگ ساخته شده است. درون این مقبره خالی است و جز بعضی الواح و یک کتیبه ی عربی که بر دیوار منقوش است چیز دیگری دیده نمی شود.

ارین می نویسد روی این مقبره این عبارت نوشته شده است:

(ای مرد منم کوروش پسر کمبوجیه که سلطنت ایران را تاسیس کرده ام و پادشاه آسیا بوده ام، پس از جهت این بنا بر من بخل مکن.)

2. آثار بیستون بیستون محلی است در شش فرسنگی کرمانشاه که آنرا بغستان نیز می نامند. در این محل حجاری ها و کتیبه هایی نیز وجود دارد که در خصوص شوش، بابل و ماد است.

3. آثار تخت جمشید تخت جمشید در مرودشت فارس واقع است و این محل یکی از چهار پایتخت هخامنشیان بوده است.(اکباتان – شوش – تخت جمشید - بابل)

قصرهای تخت جمشید بر روی صفه ای واقع شده که طول آن 400 متر و عرض آن 300 متر است، اصل صفه در زمان داریوش ساخته شده است و خشایارشا و سایرین آن را تمام کرده اند.

4. قصر صد ستون این قصر در سمت چپ آپادانا در تخت جمشید واقع شده و ستون های آن در ده ردیف قرار گرفته است.

5. نقش رستم در یک فرسنگی تخت جمشید واقع شده است و در این ناحیه سه آرامگاه متعلق به پادشاهان هخامنشی وجود دارد. آرامگاه داریوش حتمی است ولی آرامگاه های دیگر به طور حتم معلوم نیست که مربوط به کدامیک از سلاطین است. مهم ترین کتیبه در نقش رستم، کتیبه داریوش است که به زبان پارسی و عیلامی و آشوری است.

6. آثار شوش شوش از شهرهای بسیار قدیم است. این شهر پایتخت عیلام بوده و بعدها پایتخت شاهان هخامنشی گردیده است. در آثار شوش کاشی هایی به دست آمده است که در آثار دیگر به آن اندازه وجود ندارد.

7. شهر استخر مانند هگمتانه و شوش و ری یکی از شهرهای آباد و پرجمعیت بوده و از دوران هخامنشیان تا قرن چهارم هجری مرکز بازرگانی و داد و ستد بوده است.

این شهر برج و باروهای محکم داشته که به مرور زمان ویران گردیده است. نام استخر نخستین بار در سنگ نبشته ایوان جنوبی کاخ تچر خوانده شده است. پس از آتش زدن و ویرانی تخت جمشید این شهر تا مدتی موقعیت و رونق سابق خود را داشته و به تدریج از اهمیت افتاده است. این شهر علاوه بر اینکه مرکز تجارت و بازرگانی بوده جایگاه حفظ و نگهداری آثار و کتاب های علمی و دینی بوده است.

 

در ساختمان تخت جمشید قرینه سازی به طور کامل رعایت شده و نقش ها از روی سلیقه و ابتکار، انتخاب و با ظرافت کشیده شده است و وسایل ساختمانی از نقاط مختلف کشور فراهم گردیده و قصرهای مختلف در این دوره ساخته شده است.

داریوش شاه در خصوص ساختمان کاخ شوش که قبل از تخت جمشید ساخته شده چنین می گوید:

«.... چوب سدر از کوه لبنان و چوب های دیگر را از کرمان و طلایی که در این کاخ به کار رفته از سارد و بلخ آورده شده و سنگ لاجورد و عقیق از خوارزم، نقره و مس از مصر، عاج از حبشه و هند به اینجا حمل گردیده و به کار رفته است.»

هنرمندانی که حجاری کرده اند از مردم سارد و زرگرانی که طلا را به کار برده اند مصری و مادی و آنهایی که آجرهای مینایی با نقوش مختلف ساخته اند بابلی بوده اند.

در این دوره علاوه بر خشت، انواع آجر از جمله آجرهای لعابی در ساختمان ها به کار می رفت که طراحی و قالب ریزی آنها، استادی و مهارت معماران و سازندگان این دوره را نشان می دهد. آجرهایی که در ساختمان پاسارگاد و پرسپولیس و شوش به کار رفته صرف نظر از تنوع، از نظر دقت در ترکیب مصالح اولیه و مقاومت در برابر حوادث به قدری جالب است که پس از چندین قرن سالم باقی مانده.

در این زمان تحول جدیدی در آجرهای لعاب دار به وجود آمد و لوحه و آجرهای لعاب دار به رنگ های مختلف آبی، سفید، زرد و سبز که در روی آنها شکل های نباتات و حیوانات مختلف نقش شده به کار رفته و به وسیله استادان متخصص در این زمینه، سبک معماری و ساختمانی مترقی تر گشته است. تحول دیگری که در معماری هخامنشیان به وجود آمده، ساختمان بناهای مختلف در نواحی گرم و سرد بوده است که با اصول فنی و در نظر گرفتن آب و هوا در فصول و مناطق مختلف و ساختن حیاط و محوطه ی باز در خانه رواج داشته است. معماری هخامنشی ترکیبی است از سبک های مختلف که با ابتکار و اصلاحات منطقه ای معماران ایرانی، به صورت سبک ممتاز و مستقلی درآمده و مورد تقلید معماران کشورهای دیگر واقع گردیده است.

تالارهای پرشکوه و دهلیزهای پهناور و ستون های عظیم، همه دلیل بر پیشرفت عملی مکتب معماری این دوره است.

هخامنشیان بناهای خود را در نقاط بلند و تپه های مصنوعی بنا می کردند و پلکان هایی که آنها می ساختند به قدری مستحکم و جالب بوده که ارزش کار معماران و مهندسان آن دوره را نشان می دهد.

دیگر از تحولات ساختمانی دوره هخامنشی صیقلی کردن سنگ ها است که این سنگ های صیقل شده را در قسمت های مختلف ساختمان ها به کار برده و انها را طوری جفت کرده اند که موجب شگفتی و حیرت است و باید بیننده بر آن بسیار دقیق باشد تا بتواند بفهمد که این سنگ ها یکپارچه است یا از هم جداست.

صنعت کاشی سازی در معماری هخامنشی وارد شده و نمونه ایی از آن در حفریات شوش به دست آمده است به نام تیراندازان یا جاویدان ها که در موزه لوور پاریس نگهداری می شود، دیگر از شاهکارهای این دوره هنر تزیینی و پوشاندن دیوارهای داخل اتاق و یا درهای چوبی با ورقه های نازک از نقره و طلا که آنهم برای اولین بار در حفریات شوش به دست آمده است.

به علت یکنواخت بودن معماری قصرهای هخامنشی بعضی ها عقیده دارند که تحول سریعی در سبک معماری این دوره به وجود نیامده و مانند آن است که همه ی این آثار را یک نفرساخته است ولی می توان این مطلب را این طور بیان کرد که این خود دلیل بر وجود یک مکتب آموزشی است که استادان فن یک سبک معینی را به شاگردان خود می آموخته اند.

پله های قصر هخامنشی را باستان شناسان و مهندسان از نظر اصول فنی و زیبایی کم نظیر می دانند زیرا این پله ها به اندازه ای وسیع و بالا رفتن از آن راحت است که ده سوار می توانند به آسانی پهلو به پهلو از آنها بالا روند چنانکه فرگوسن این پلکان را عالی ترین نمونه پلکان هایی می داند که در تمام عالم ساخته اند.

این پله ها مثل مدخل باشکوهی است که ما را به صفه می رساند که میان شش تا پانزده متر از سطح زمین بلندتر است و در حدود پانصد متر طول و سیصد متر عرض دارد و کاخ های شاهی را بر روی آن ساخته اند. در زیر این صفه شبکه ی تو در تویی برای بردن فاضلاب ساخته شده که قطر مقطع آن نزدیک دو متر است.

با در نظر گرفتن این مشخصات متوجه می شویم که معماری و ساختمان های این دوره از آثار جاودانی و بی نظیر جهان است که مهندسان ایرانی از خود به جای گذارده اند.

در بنای کاخ های هخامنشی مثل آپادانا و تالار بار، هنرمندان و کارشناسان و کارگران و صنعتگران ملل مختلف ایونی، مادی، مصری، لبنانی و لیدیایی شرکت داشته اند و مواد خام و مصالح ساختمانی را از مصر، بابل، ساردیس، بلخ و خوارزم و به خصوص سنگ و چوب سرو را از لبنان وارد می کرده اند.

از مهندسین ایرانی در دوران هخامنشی که مورد محبت خشایارشا بودند یکی ارتاخه و دیگر بوبارس را باید نام برد که اینها کانال معروف در دماغه ی کوه آتش را برای عبور کشتیهای ایرانی حفر کردند و پل معروف هلسپوت را بر روی تنگه داردانل ساختند.معماران و هنرمندان که از خارج به ایران آمده بودند و تحت نظر مهندسان و معماران ایرانی به کار اشتغال داشتند، موظف به ساختن قسمت هایی از ساختمان بودند که طرح آن را طراحان و مهندسان ایرانی می ریختند. استادان ایرانی پس از سنجش مهارت و استادی هنرمندان وظایفی از ساختمان سازی را به عهده آنها قرار می دادند ولی استادان ایرانی تا پایان کار نظارت داشته اند و بدین وسیله ایرانیان دوره هخامنشی با استفاده از هنرمندان کشورهای دیگر در ساختن آثار ایران موفق شدند که از تلفیق هنرهای عصر خود هنر عالی تری به وجود بیاورند و کاردانی معماران ایرانی سبب به وجود آمدن کاخ های عظیم و باشکوه شاهنشاهی هخامنشی شده است.

کاخ آپادانا یکی دیگر از آثار ارزنده این دوره است که سقف آن را بر روی ستون های متعدد به فاصله های زیاد کار گذاشته اند که از نظر اصول مهندسی رعایت کلیه ی دقایق علمی و فنی شده که این خود نشان دهنده ی آن است که مهندسان ایرانی از تجربه علمی و فنی بسیاری برخوردار بوده اند.دیاکونوو درباره زیبایی و سادگی سبک معماری دوران هخامنشی می نویسد: « در این دوره یک سبک مخصوص به وجود آمده بود که در آن سنن و آداب ملل مختلف ساکن در کشور هخامنشیان را جلوه گر می نمود.»پرفسور پوپ می گوید در میان کشورهای شرقی تنها کشوری که الهامات هنری به اروپا بخشیده ایران بوده است و این هنر به قدری بادوام و دارای نفوذ بوده که تنها یونان توانسته است تا حدی با آن برابری کند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مرداد 1389ساعت 12:28  توسط ساسان  | 

میمند

.

جغرافیای میمند

میمند در ۳۸ کیلومتری شمال‌شرقی شهرستان شهربابک در عرض ۳۰ درجه و ۱۶ دقیقه و طول ۵۵ درجه و ۲۵ دقیقه قراردارد. ارتفاع آن از سطح دریا ۲۲۴۰ متر و وسعت آن ۴۲۰ کیلومترمربع است این روستا بین شهرهای یزد، کرمان و شیراز قرار دارد. میمند در دهستان‌میمند، در شهرستان شهربابک و در استان کرمان واقع شده‌است. باران سالیانه آن ۱۸۵ میلیمتر است.

معرفی

میمند روستایی صخره‌ای و دستکند با چند هزار سال قدمت یادآور ایامی است که انسانها خدایان خود را در بلندای کوه‌ها جستجو می‌کردند و کوه مظهر صلابت و قدرت و الهه عزم و اراده و ایمان تلقی می‌شد. این بنای دستکند باستانی، بی‌گمان از نخستین سکونتگاه‌های بشری در ایران به شمار می‌رود، دورانی که هنوز ایرانیان مهرپرست بودند و کوه‌ها را مقدس می‌شمردند، اعتقادی که بعدها نیز جلوه تاریخی و مذهبی داشت و همانگونه که حضرت موسی در کوه طور به عبادت و عبودیت می‌پرداخت و پیامبرگرامی اسلام نیز در غار و کوه حرا به پیامبری مبعوث گردید. به هر تقدیر چند هزار سال پیش از این، انسانهایی دل سنگ‌ها را شکافتند و یادگاری را به جا گذاشتند که امروزه پس از گذشت سالیان همچنان نماد عزم و اراده و اقتدار اجداد ایرانی به‌شمار می‌رود. هنوز کسی واقف نیست که این مجموعه به دست چه کسانی بوجود آمده و انگیزه این مردمان از احداث چنین بناهایی چه بوده، اما انگیزه مردمان آن زمان بسیار مورد اهمیت قرار دارد، چون در آن زمان و با آن وسایل ابتدایی، آفرینش چنین مجموعة با عظمتی با معماری بی‌نظیر فابل تحسین است. عده‌ای از محققین نیز معتقدند که مهرپرستان از غارهایی که با دست در دل‌کوه کنده‌اند فقط برای عبادت و دفن مردگان استفاده می‌کردند و بعد از مدتی بنا به اضطرار ناشی ازآب و هوا و یا هر عامل محیطی مؤثر دیگری، این غارها را برای سکونت برگزیده‌اند. آئین مهرپرستی قبل از ظهور آئین‌زرتشت در ایران رواج داشته و تا مدت‌ها پس از ظهور وی نیز ادامه داشته‌است. میمند به دلیل استحکام دفاعی در طول تاریخ کمتر دستخوش تحولات کالبدی و اجتماعی شده‌است و بیشترین تغییر در آن مربوط به چند دهة اخیر می‌باشد. این تمدن در ابتدا برگرفته از آئین‌مهرپرستی و بعد از آن آئین‌زرتشت بوده‌است. در زمان ساسانیان شهربابک به عنوان زادگاه بابک سرسلسلة ساسانی مورد توجه خاص آنها بوده‌است. پس از ظهور اسلام و ورود آن به ایران مردم میمند که به آئین‌زرتشتی معتقد بودند به اسلام گرویده و مذهب شیعه را پذیرا گشتند.

آنچه مورد اهمیت است و بی شک بر نحوه شناخت میمند اثر گذارده این است که مسکن از روی هم گذاردن سنگ و آجر و غیره پدید نمیآید، یعنی در فضای باز ساخته نمی‌شود، بلکه با از میان برداشتن انبوهی از خاک شکل می‌گیرد و انسان نیاز به خشت و آجر و ملات ندارد، بلکه باید تودهای را بردارد تا پناهگاه مهیا شود. به همین دلیل برای اتاق، طاقچه در اندازه‌های مختلف کنده شده‌است که جای رختخواب، ظروف، صندوق، چراغ و غیرو کنده شده‌است. به همین دلیل کنار دیوارهای خانه گنجه گذارده نمی‌شود، بلکه با کندن دیوار، حفره یا طاقچه‌ای بوجود می‌آید که اشیاء و لوازم در آنها گذاشته شده و یا در آن‌ها آویزان می‌گردند.کل یک خانه که ممکن است شامل یک یا چند اتاق و اصطبل باشد یک کیچه‌است. یک واحد یک ورودی مشترک دارد و در پاگرد ممکن است طویله در یک سو و اتاق نشیمن در طرف دیگر باشد. همه کیچه‌ها یک ساختار ندارند. هم اندازه و هم تعداد اتاقها متفاوت است و همانگونه که ذکر شد نام هر واحد کیچه است(kiche) جدا کردن اتاق از پستو و یا پوشانیدن برخی از طاقچه‌ها با پردهای پارچه‌ای صورت می‌گیرد. کلیدون در دیوار کنار درب نصب می‌شود، کلید را در آن قرار می‌دهند تا زبانه پشت در قرار گیرد. درجه حرارت این اتاق‌ها حدود ۵ درجه متفاوت از بیرون است. در سال ۱۳۸۳در بهمن ماه در حالی که در بیرون حرارت ۱۰ درجه سانتیگراد بود، در درون ۱۵ درجه و در خرداد ماه ۱۳۸۴ در حالی که بیرون ۲۴ درجه سانتیگراد بود در درون ۱۸ درجه سانتیگراد بود. ایجاد اجاق و در زبان محلی دیدون (didon) در درون اتاقها و سوزاندن هیزم طی سالیان متمادی در آن موجب سیاهی رنگ سقف و بدنة اتاقها شده و برپا کردن آتش و تهیه غذا در درون اتاقها باعث گردیده تا بدنه داخل اتاق‌ها ایزولاسیون شده و باعث عمر بیشتر اتاق‌ها شود و متأسفانه چون دیگر در خیلی از اتاقها آتش افروخته نمی‌شود باعث شده تا خاک سقفها به آهستگی ریزش پیدا کند. اندازه این اتاق‌ها که البته از نظر هندسی منظم نیستند، متفاوت است و یک اتاق ۳×۴ به بلندی ۹۰/۱ تا ۱۰/۲ متر معمولی است و بزرگ‌ترین کیچه از ۹۰ متر مربع تجاوز نمی‌کند. کف پوش‌ها اکثراً نمد، مخشیف، گلیم یا قالیچه به اندازههای متفاوت در سایزهای۱۵۰×۱ و ۴۰/۱×۸۰/۱ متر موجود است. تعداد کیچه‌ها در خود روستا ۴۰۶ عدد و تعداد اطاق‌ها ۲۵۶۰ عدد می‌باشد. ساکنان این روستا دارای آداب و رسوم خاص هستند و در زبان و گویش آن‌ها هنوز از کلمات پهلوی ساسانی استفاده می‌شود. روستای ۳ هزارساله میمند تنها روستای تاریخی در جهان است که هنوز روابط سنتی زندگی در آن جریان دارد و می‌توان تعامل انسان و طبیعت در هزار دوم میلادی را بخوبی در آن دید. این روستا هفتمین منظر فرهنگی_طبیعی و تاریخی جهان بود که جایزه مرکوری را دریافت کرد. جایزه ملینا مرکوری جایزه‌ای است که از سوی دولت یونان و با همکاری مجامع فرهنگی بین المللی مانند یونسکو و ایکوموس (شواری حفاظت از بناها و محوطه‌های تاریخی) به آثاری اهدا می‌شود که دارای شرایط و ضوابط فرهنگی، طبیعی و تاریخی منحصر به فرد باشد. روستای میمند در مهر ماه ۱۳۸۵ به عنوان روستای نمونه ملی گردشگری معرفی گردید. مدارک برای شرکت در مسابقه بزرگ معماری آقا خان ارسال شده‌است و در ضمن اقداماتی جهت ثبت جهانی میمند صورت گرفته‌است. طبق افسانه‌های میمند روزی این روستا به وسیلهٔ مردی که از سوی خورشید می اید ایران را به شکوه قدیمی باز می گرداند.

معانی واژه میمند و اصطلاح آن

میمند در لغت و اصطلاح به تعابیر مردمانش و آنچه صاحبنظران در پیرامون آن نقل می‌کنند تعابیر متفاوتی دارد: ـ عده‌ای معتقدند اصطلاح و لغت میمند، از دو واژه (می‌) و (مند) است که (می) به معنای شراب و(مند) به معنای مست و مستی می‌باشد. اما تعبیر فلسفی این اصطلاح آن است که چون این روستا در قبل از اسلام حفر شده، مردان این نواحی (می) می‌نوشیده‌اند و مست می‌شده‌اند و این حفره‌ها را در اثر مستی می‌کنده‌اند. ـ عده‌ای دیگر عقیده دارند واژه میمند مأخذ از میمنت و مبارکی بوده‌است. ـ عده‌ای نیز بر این باورند که مردمان این نواحی از میمند فارس مهاجرت کرده‌اند و چون در این ناحیه اقامت گزیده‌اند، آن را میمند نام نهاده‌اند و باورهای دیگر....

ترجمهٔ کتیبههای بههای میمند هنگامی که کوه‌ها در این میمند شکاف بردارند و افسانه‌های میمند به حقیقت بپیوندند گنجینهٔ میمند پدیدار خواهد گشت و فقط یک نفر می تواند به ان دست پیداکند که او از سوی خورشید می اید

گیاهان دارویی منطقة میمند

گیاهان همواره در محیط زیست میمند وجود داشته وگیاهان دارویی در این منطقه نقش مهمی را ایفا نموده‌اند. آنچه مسلم است، انسان برای رهایی از درد و درمان بیماری‌ها در گذشته و حال بهترین شیوه را، استفاده از داروهای گیاهی در نظر داشته‌است و منطقة میمند از این امر مستثنی نیست

حمام میمند

حمام میمند که مثل خانههای آن در دل سنگ کنده شده یکی از عجایب این خانهها است که بصورت حمامهای سنتی دارای خزانه بوده و طبق روایات مردمان آنجا که به خاطر دارند و شواهد موجود مسائل و نکات بهداشتی در آن رعایت می‌شده‌است. ساختمان این حمام بدین طریق است که: کوچهای آنرا به داخل دالانی وصل می‌کند یعنی اول مانند دیگر حفرههای آن کوچه کنده شده و این کوچه در انتها به دالانی ختم می‌شود پس از دالان یعنی در وسط آن دری است که به رختکن حمام متصل می‌شود این رختکن دارای حوضی در وسط و سه سکو در اطراف می‌باشد. که درب دیگری آنرا به صحن حمام وصل می‌کند در پایین صحن خزانهای کنده شده که در سنگ است و منفذی هلالی شکل آنرا به صحن وصل می‌کند که برای برداشتن آب بوده در وسط خزانه گودالی است که جای قرار دادن دیگی برای گرم کردن آب بوده و در پایین و پشت این چاله دالانی است که درب آن به خارج حمام باز می‌شده که آتشخانه و محل برافروختن آتش در زیر حمام قرار داشته. برای گرم کردن حمام منفذی بوده که دود در آن میپیچیده و آنرا گرم می‌کرده که پس از گرم شدن گرفته می‌شده‌است. و اما در طرف راست خزانه حوضی بوده که محل شستن پا و آب کشیدن آن بودهاست و در طرف چپ حمام بریدگی کوچکی برای نظافت و دارو کشیدن بودهاست. طریقه حمام کردن به این ترتیب انجام می‌گرفته‌است که حمامی در جلو خزانه میایستاده و بدن مراجعهکنندگان را به‌وسیله ظرفی با ریختن آب خیس می‌کرده که پس از چرک کردن و ریختن آب دوباره و تمیز شدن بدن. فرد می‌توانسته برای غسل کردن داخل خزانه برود و پس از انجام غسل از سمت راست یعنی اطاقی که حوض در آن بوده خارج می‌شده و پای خود را آب میکشیده‌است. از نکات عجیب در این حمام آن است که سوراخی در بالای صحن و رختکن می‌باشد که سنگی مرمر بر روی آن گذاشتهاند که این سنگ به طرز عجیبی نور را در حمام منعکس می‌کند و در واقع منبع نور حمام می‌باشد. علاوه بر این دیگر منابع روشنایی حمام عبارت‌اند از: روغن گیاهی بنام (کن تون) یا کنده خشک پوسیدهای که کمتر دود می‌کند. ریشه گیاهی بنام (جلا) که نوعی خار بوده و از آن کتیرا به عمل میآورند و چراغموشی، که اکنون این حمام برقکشی شده‌است

مدرسه

مدرسه قدیم روستا، به همان شیوه و طرح واحدهای مسکونی ساخته شدهاست، با این تفاوت که عرض و عمق کیچه و مسیر ورود آن بیشتر از واحدهای مسکونی است. به طور کلی هرچه از ابتدای کیچه به عمق آن میرویم ابعاد کلاس‌ها گسترده تر می‌شود و این، به دلیل افزایش ضخامت بودهاست. طول کیچه مدرسه که در کوه کنده شده- حدود ۱۸ متر می‌باشد و عرض آن از ابتدا تا انتها بین ۱۵ الی ۶ متر متغیر است. در مجموع این مدرسه دارای ۵ فضا که از آنها به عنوان کلاس و دفتر استفاده می‌شده‌است. دوعدد از این فضاها در امتداد کیچه و سه تای آن‌ها در سه طرف ایوانی به ارتفاع سه مترکه در انتهای کیچه کنده شده قرار دارد که ابعاد آن ۵/۵ ×۵/۵ و دارای دو ورودی می‌باشد. حجاران میمندی این کلاس را در انتهای کیچه ساختهاند. زیرا ضخامت سقف به مرور که به عمق می‌رویم بیشتر می‌شود. در جلوه کیچه مدرسه، حیاط بزرگی قرار دارد که به سنگ خشکه چین محصور شده‌است. و درون آن درختی بنام (تایی) وجود دارد

مسجد

مسجد میمند مولود تغییراتی است که در یک یا چند واحد مسکونی داده شدهاست. این مسجد در حدود ۱۲۰ متر مربع وسعت داردو شکل آن مدور و نامنظم است بعد از عبور از راهرویی به پهنای ۵/۱ متر به صحن مسجد میرسیم. سقف مسجد بر روی سه ستون سنگی به ارتفاع دو متر بنا شدهاست. محراب مسجد در سنگ کنده شده و ارتفاع آن در حدود ۱ متر می‌باشد. حجاران میمندی که آثار و نشانههای تیشه آنها بر در و دیوارها و سقف مسجد هنوز به خوبی نمایان است. در مسجد طاقچهها، محراب و منبر سنگی ایجاد کردهاند. علاوه بر این در طرفین ورودی مسجد – در بدنه دیوار – طاقچههایی مخصوص قرار دادن کفش ایجاد کردهاند. کف مسجد فاقد سنگفرش و یا هر پوشش ساختمانی بوده و با قالیهای دستباف میمندی، کف سنگی آن فرش شده. این مسجد هیچگونه منفذی برای نورگیری ندارد و نور آن از طریق در ورودی مسجد تامین می‌شود بنای این مسجد با توجه به اسناد موجود به سال ۱۲۴۰ هجری قمری بر می‌گردد

حسینیه

حسینیه میمند، در وسط روستا قرار دارد و دارای سه ایوانچه با طاق گهوارهای است که در انتهای آنها ورودیهای حسینیه قرار دارند بنای حسینیه از تجمع چند منزل مسکونی صخرهای ایجاد شده و تمامی اجزای آن از سنگ تراشیده شدهاند فضاهای داخلی حسینیه دارای پلانی نامنظم بوده و ۲۰۰ متر مربع مساحت دارد که چهار ستون قطور مستطیل شکل ایستایی آن را حفظ می‌کنند در گذشته یک منبر سنگی چسبیده به زمین و متکی به اولین ستون کنار ورودی حسینیه وجود داشتهاست که اخیرا آنرا تراشیدهاند و به جای آن منبر چوبی قرار دادهاند. ارتفاع سقف حسینیه در بعضی از نقاط آن ۸۰/۱ و در نقاط دیگر، ۳۰/۲ متر می‌باشد. حسینیه میمند همچون سایر بناهای صخرهای فاقد هرگونه تزیین و اندودی می‌باشد و در آن کتیبهای که اشارهای به تاریخ حسینیه کردهباشد وجود ندارد این درحالی است که بنای حسینیه مدام در حال تغییر بوده و در دورههای مختلف فضاهایی به آن اضافه شدهاست تا مساحت داخلی آن جوابگوی ساکنین باشد. خدمات رفاهی و گردشگری مهمانسرا: در محیطی به قدمت تاریخ به شیوه کاملاً سنتی و برگرفته از طبیعت و معماری تاریخی روستا برای اقامت گردشگران داخلی و خارجی مهیا می‌باشد. رستوران سنتی(سفره سرای سنتی): مبلمان به شیوه کاملاً سنتی و برگرفته از طبیعت و معماری تاریخی روستا ساختهشدهو میزهای رستوران از سنگ و پایه چوبی دارد و با غذاهای بومی و سنتی از میهمانان پذیرایی می‌شود. در مبحث گردشگری نیز شرکت خصوصی آریان ایساتیس، برگزارکننده تورهای کوهنوردی و... در میمند می‌باشد


آنچه مورد اهمیت است و بی‌شک بر نحوه شناخت میمندی اثر گذارده این است که مسکن از روی هم گذاردن سنگ و آجر و غیره پدید نمی‌آید، یعنی در فضای باز ساخته نمی‌شود، بلکه با از میان برداشتن انبوهی از خاک شکل می‌گیرد و انسان نیاز به خشت و آجر و ملات ندارد، بلکه باید توده‌ای را بردارد تا پناهگاه مهیا شود. به همین دلیل برای اتاق، طاقچه در اندازه‌های مختلف کنده شده‌است که جای رختخواب، ظروف، صندوق، چراغ و غیرو کنده شده‌است. به همین دلیل کنار دیوارهای خانه گنجه گذارده نمی‌شود، بلکه با کندن دیوار، حفره یا طاقچه‌ای بوجود می‌آید که اشیاء و لوازم در آن‌ها گذاشته شده و یا در آن‌ها آویزان می‌گردند.کل یک خانه که ممکن است شامل یک یا چند اتاق و اصطبل باشد یک کیچه‌است. نام هر واحد کیچه (kiche) است. اندازه این اتاق‌ها که البته از نظر هندسی منظم نیستند، متفاوت است و یک اتاق ۳*۴ به بلندی ۹۰/۱ تا ۱۰/۲ متر معمولی است و بزرگترین کیچه از ۹۰ متر مربع تجاوز نمی‌کند. کف پوشها اکثراً نمد، مخشیف، گلیم یا قالیچه به اندازه‌های متفاوت در سایزهای۱۵۰*۱ و ۴۰/۱*۸۰/۱ متر موجود است. تعداد کیچه‌ها در خود روستا ۴۰۶ عدد و تعداد اطاق‌ها ۲۵۶۰ عدد می‌باشد. ساکنان این روستا دارای آداب و رسوم خاص هستند و در زبان و گویش آنها هنوز از کلمات پهلوی ساسانی استفاده می‌شود. روستای ۳ هزارساله میمند تنها روستای تاریخی در جهان است که هنوز روابط سنتی زندگی در آن جریان دارد و می‌توان تعامل انسان و طبیعت در هزار دوم میلادی را بخوبی در آن دید. این روستا هفتمین منظر فرهنگی_طبیعی و تاریخی جهان بود که جایزه مرکوری را دریافت کرد. جایزه ملینا مرکوری جایزه‌ای است که از سوی دولت یونان و با همکاری مجامع فرهنگی بین المللی مانند یونسکو و ایکوموس (شواری حفاظت از بناها و محوطه‌های تاریخی) به آثاری اهدا می‌شود که دارای شرایط و ضوابط فرهنگی، طبیعی و تاریخی منحصر به فرد باشد. روستای میمند در مهر ماه ۱۳۸۵ به عنوان روستای نمونه ملی گردشگری معرفی گردید..

خصوصیات طبیعی

آب و هوای میمند از نوع معتدل کوهستانی است که از ویژگیهای آن زمستانهای سرد و تابستانهای معتدل است. روستای‌میمند در مرز مشترک دشت و کوهستان قرار دارد و این دشت در فاصلة شهر بابک و میمند قرار داشته و درگذشته پوشیده از درختان‌پسته و بادام‌وحشی بوده‌است که در حال حاضر محدود به دشتهای اطراف روستای میمند می‌شود.کمی نزدیکتر به به روستای‌میمند نیز درختان توت و شاه‌توت به وفور یافت می‌شود. دشت میمند همچنین مملو از جانوران بیابانی همچون مار، سوسمار، جوجه تیغی، لاک‌پشت، خرگوش و... است. به علاوه در کوهستانهای‌میمند نیز حیوانات‌وحشی مختلفی همچون آهو، پلنگ، گرگ، روباه، بزکوهی، کبک و پرندگان شکاری یافت‌می‌شود. چندین رودخانة فصلی و تعدادی قنات به علاوه چند چشمه در میمند و اطراف آن وجود دارد که موجب رونق کشاورزی در این منطقه گردیده‌است. کشاورزی در میمند همچون سایر آثارطبیعی جلوه ویژه‌ای به این روستا می‌دهد. در فصل بهار میمند زیباترین چهره را به خود می‌گیرد. طراوت، شادابی و سرسبزی دشت میمند و آب و هوای مطلوب آن انبوهی از جمعیت شهرها و روستاههای اطراف را به سمت خود کشیده و مردم اوقات فراغت خود را در این روستا و یا درکنار چشمه‌ها، قنات‌ها و رودخانة میمند می‌گذرانند

«روستای صخره‌ای میمند» با کمک اروپا و استرالیا، سنگ نگاره‌های میمند تاریخ گذاری می‌شوند

با کمک کارشناسان اروپایی و استرالیایی طی طرحی ویژه روی سنگ نگاره‌های روستای تاریخی میمند؛ تحقیقات ویژه به منظور سال یابی دقیق این سنگ نگاره‌ها آغاز می‌شود. به گزارش «میراث خبر»، روستای باستانی میمند یکی از قدیمی ترین روستاهای کشور است که با گذشت حدود سه هزار سال از ساخت آن هنوز زندگی در آن جریان دارد. در اطراف این روستای آتشفشانی سنگ نگاره‌های مختلفی وجود دارد که نقش‌های مختلفی بر روی آنها حک شده‌است اما تاکنون تحقیقات چندانی روی این سنگ نگاره‌ها انجام نشده‌است


«فریبا کریمی»، مسئول بررسی‌های ویژه بر سنگ نگاره‌های میمند در این باره گفت: «با توجه به اهمیت سنگ نگاره‌ها در نشان دادن بخش‌هایی از شرایط تاریخی منطقه و به دلیل نبود امکانات و تکنولوژی بررسی سنگ نگاره‌ها در کشور قصد داریم با کمک کارشناسان اروپایی و استرالیایی بر روی سنگ نگاره‌های میمند و تاریخ گذاری آنها اقداماتی را انجام دهیم.» این گروه کارشناسان اروپایی و استرالیایی به دعوت مسئولان پروژه بزرگ میمند امسال به ایران سفر می‌کنند تا کار بررسی روی سنگ نگاره‌های این روستا را با کمک کارشناسان ایران آغاز کنند. تاکنون ۶۵ صحنه سنگ نگاره در منطقه شناسایی شده‌است، به گفته کریمی در میان این نقوش، صحنه‌هایی از شکار، جنگ، نقوش حیوانات نظیر سگ، اسب به خصوص بز دیده می‌شود. دو نمونه از این نقوش جزو سنگ نگاره‌های بی نظیر در کشور محسوب می‌شوند. یکی از این نقوش دارای رنگ و دیگری تصویری از صحنه شکار با تیر و کمان را نشان می‌دهد

کریمی همچنین در مورد اهمیت مطالعه سنگ نگاره‌های میمند گفت: «بررسی سنگ نگاره‌ها در کنار بررسی‌های باستان شناسی دیگر در روستا می‌تواند بخشی از شرایط زندگی و هنری و معیشتی ساکنان این منطقه را روشن تر سازد و به موضوع تاریخ گذاری دقیق روستای میمند کمک کند.»

بررسی سنگ نگاره‌ها در جهان جزو رشته‌های مهم باستان شناسی محسوب می‌شود که در کشورهایی نظیر استرالیا و کشورهای اروپایی طی چندین سال گذشته مطالعات ویژه‌ای را در این زمینه در محوطه‌های مختلف انجام داده‌اند. در بخش‌های مختلف کشور ایران به خصوص در مناطق کوهستانی سنگ نگاره‌های بسیار زیادی شناسایی شده که تاکنون به علت نبود امکانات و تخصص‌های ویژه تحقیقات گسترده‌ای در این زمینه انجام نگرفته‌است. لورواگوران باستان شناس ایتالیایی با توجه به سنگ نگاره‌های یافته شده قدمتی در حدود ۶ تا ۱۲ هزار سال برای تمدن میمند پیش بینی کرده است

براساس یک نظریه، با توجه به مستندسازی سنگ ‏نگاره‌‏هایی در ۸ کیلومتری جنوب میمند که در بیشتر آنها نقش شکار دیده می‌‏شود و توسط یک هیئت فرانسوی حدود ۳۵ سال پیش انجام شد، قدمت این روستا ۱۲ هزار سال تخمین زده شده است

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مرداد 1389ساعت 12:27  توسط ساسان  | 

صنایع دستس ایلام

صنایع دستی فعال امروز ایلام عبارتند از: گلیم بافت و گلیم گل برجسته در ایلام، سرآبله، ایوان، دره شهر، قالی بافی و قالیچه گل ابریشم در سرآبله، ایوان، دره شهر. گفتنی است دیگر صنایع دستی رایج در استان ایلام را دوج بافی، جیغ بافی، نمد مالی، خراطی، و ساخت زیورآلات تشکیل می دهد

گلیم بافی

گلیم بافی یکی از اصیل ترین صنایع دستی ایران است که به مراتب بیش از قالی بافی قدمت دارد. از خصوصیات گلیم آن است که از حیث وزن بسیار سبکتر از قالی بوده و به آسانی قابل حمل و نقل است ضمن آن که دارای ظرافت و زیبایی خاصی است

گلیم بافی در تمام ایران به عهده زنان بوده و زنان عشایری ایلام نیز آن را به گونه ای زیبا انجام می دهند، گلیم گل برجسته را می توان از گلیم های خاص یا گلیم های یک رو ولی غیر "سوماک" دانست، چرا که در بافت آنها از روش و تکنیک های مختلف گلیم ساده(پودگذاری)، بافت گلیم سوماک(پودپیچی) و شیوه بافت قالی(گره کامل) استفاده می شود و گلیم گل برجسته ایلام دارای معروفیت خاص است. این نوع گلیم با استفاده از نقشه بافته شود.

موج بافی

موج بافی از رشته های صنایع دستی رایج در ایلام است. موج بافی بیشتر در خانواده ها انجام می شود. انواع موج، احرامی، رانکه و چوغه (نوعی شال کردی که از حدود22 متر آن یک دست لباس تهیه می شود) است. دستگاه موج بافی چوبی بوده که گاه در روی زمین و گاه در داخل گودالی قرار می گیرد. هر دستگاه نیازمند دونفر است. یک نفر بافنده و یک نفر ماسوره پیچ. موج(رختخواب پیچ)، احرامی، در اطراف پاوه(نوسود) بافته می شود. شال کردی نیز در ایلام بافته می شود که کردها از آن لباس تهیه می کنند. اندازه موج به علت متغیر بودن عرض دستگاهها متفاوت است ولی بیشتر آن را یک پارچه به طول 10 متر و عرض 50 تا 60 سانتیمتر می بافند. پس از بافت آن را به چهار تخته تقسیم کرده و از پهنا به هم می دوزند. در بعضی از کارگاهها که عرض دستگاه بیشتر و بین 65 تا 70 سانتیمتر است, موج از سه قطعه تشکیل شده است

نمدمالی:

نمد کف پوشی است که از پشم حلاجی شده پهنه می شود و اگر در تولید آن دقّت و مهارت به کار رود دارای مزایای گوناگونی است. چون افزون برزیبایی رطوبت کمی را جذب می کند, حمل و نقل آن آسان است و بالاخره نسبت به هزینه اش بادوام است. نمد مورد مصرف ایلات و روستائیان است

چادرنشینان معمولاً برای نمد پشم, چین اول گوسفند را مورد مصرف قرار می دهند که مرغوبتر است. محصولات تولیدی از نمد عبارتند از: جلیقه چوپانی و فرش نمدی.

چپغ بافی

چادرنشینان برای استراحت خود و داشتن سرپناه از چادری استفاده می کنندکه سقف آن معمولاً از موی بز است و توسط خود عشایر بافته می شود. دیواره آن را "چپغ" می نامند و آن عبارت است از بافت حصیری به صورت دیواره که قریب 5/1 متر پهنا دارد و در روی آن نقش های متفاوتی به وسیله نخ های رنگارنگ پشمی ایجاد شده است.

 

 

خراطی

 

در ایلام از چوب درخت "کیکم" برای خراطی استفاده می کنند. تولیدات آنها بیشتر چوب سیگار و قوطی سیگار است. چوب سیگارها به شکل ماهی و یا اشکال دیگر بوده و بسیار ظریف و هنرمندانه ساخته می شود. چوب "کیکم" مصرفی را از جنگل مجاور شهر تهیه کرده و آن راتبدیل به قطعات کوچکتر نموده واز آن, بدنه چوب سیگار را می سازند, سپس آن را با سوهان به شکل موردنظر درمی آورند. پس از تراش و پرداخت کامل آن را با روغن چرب می کنند و بعد از این عمل چوب سیگار به رنگ نارنجی متمایل به سرخ درمی آید که همراه با نقوش طبیعی چوب بسیار جالب می شود. در شهرهای مهران و ایوان نیز کار خراطی انجام می شود

ساخت زیورآلات

کردها با توجه به اهمیت نقره در گذشته و سنن قوی خویش دارای جواهراتی هستند که هر چند بی شباهت به جواهرات ترکمن نیست, اما دارای ریزه کاری های خاص خود است که با توجه ساکن شدن عشایر رونق دیرین خود را از دست داده است. جواهرات کردی در خانه ها ساخته شده و گاه نیز آنها را در مغازه های زرگری عرضه می کنند.

قالی بافی

بافت قالی و بویژه بافت قالیچه های ابریشمی و کرکی در مناطق شهری, روستایی و عشایری از استان ایلام رواج دارد و زیباترین قالیچه های ابریشمی و کرکی را در دره شهر و روستاهای اطراف آن و قالی های با رجشمارهای تا حدود 40 را در شهرهای ایوان, ایلام و روستاهای اطراف آبدانان و ... می بافند. تولید قالیچه های ابریشمی بویژه ظرف سالهای اخیر در دره شهر از رونق قابل ملاحظه ای برخوردار شده است

از استادکاران نمونه استان ایلام می توان خانم ثروت منصوری, فریده ملکی, نسرین گوهری, صنعت بیگ محمدی در رشته گلیم برجسته, آقای خدارحم اولاد در قالی بافی, خانم بانو خورانی و جیران عبدل خانی در احرامی بافی, خانم معصومه شفیعی و آقای ارسلان امیر پناهی در رشته معرق کاری را نام برد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مرداد 1389ساعت 12:26  توسط ساسان  | 

نقش ورزش در جلوگیری از اعتیاد

نقش ورزش در جلوگيری از اعتياد

استاد دانشكده علوم توانبخشی

ورزش با تعرق و افزايش ضربان قلب ، كاهش اضطراب و افسردگی را موجب می شود

ورزش مستمر به طوريكه بدن شروع به تعرق كند ، باعث افزايش تراوش آنزيمهای آندورفين ، آنكفالين و دانپورفين كه خاصيت تسكين دهندگی دارند می شود

دكتر حسين نجمی، استاد دانشكده علوم توانبخشی دانشگاه علوم پزشكی ايران، در گفت و گو باسر دبير بخش ورزشی تبيان در خصوص نقش ورزش در جلوگيری از اعتياد افزود : ورزشی كه باعث تعرق شود و ضربان قلب را افزايش دهد ، ‌بدن را وادار به ترشح آنزيمهای مسكنی می كند كه باعث كاهش اضطراب ، افسردگی و افزايش انبساط خاطر و تقويت روحيه می شود

وی در ادامه با اشاره به نقش ورزش مستمر در افزايش هورمون رشد ، خاطر نشان كرد : هورمون رشد كه باعث ايجاد انگيزه ، شور و شوق زندگی در فرد می شود ، در سن 20 سالگی حداكثر تراوش خود را دارد و طبق تحقيقات متخصصيندر هر 10 سال ، 15 درصد از تراوشاين هورمون کاسته می شود ،‌در حاليكه ورزش مرتب ميزان تراوش هورمون رشد را در سنين بالا در بدن تنظيم می كند

دكتر نجمی با اشاره به نقش ورزش در ايجاد روحيه نشاط و از بين بردن افسردگی گفت : ورزش مرتب می تواند باافزايشروحيه ی شادی و نشاط ، افسردگی را در فرد كاهش دهد و تا حدودی جايگزين مواد مسكن خارجی می شودكه از خارج به بدن وارد می شود . به طور كلی زمانيكه فرد توسط ورزش به روحيه ای با نشاط دست يافته و بر اضطرابها و افسردگی های خود غلبه نمود ،‌نيازی به مواد مخدر ندارد

وی يكی ديگر از فوايد ورزش را جلوگيری از فشار خون و سكته های قلبی و مغزی دانست و گفت : از ديگر فوايد ورزش مستمر ،كاهش چربی مضر خون( L.D.L)و افزايش چربی مفيد خون مانند ( H.D.L ) است که اين امراز تجمع چربی داخل عروقو تنگی و انسداد رگها جلوگيری می كندو در مجموع از وقوع سكته های قلبی و مغزی و افزايش فشار خون جلوگيری میکند.

وی تصريح كرد : پس زمانيكه در اثر ورزش سيستم ايمنی بدن قوی تر شد ، سلولهای سرطانی نيز كمتر خود را نشان می دهند واين امر موجب کاهش احتمال بروز سرطان در افراد است

دكتر نجمی با بيان اينكه ورزش مستمر حدود 25 تا 30 سال عمر انسان را افزايش می دهد ، گفت : هر يك از ارگانهای بدن دارای عمر خاصی است ، به عنوان مثال قلب انسان در هنگام حيات حدود 2 ميليارد بار میتپد كه در اين رابطه ضربان قلب انسانهای مضطرب و عصبانی حدود 80 الی 85 بار است كه با ضرب اين تعداد در دقيقه و ساعت و روز و تقسيم آن بر 2 ميليارد ،‌عمر متوسط افراد عصبانی حدود 50 سال در می آيد ولی با توجه به اينكه نبض افراد ورزشكار حدود 50 بار در دقيقه می زند با انجام عمليات قبلی ، طول عمر متوسط اين افراد به حدود 85 می رسد و اين نشان می دهد كه ورزشكاران حدود 30 سال بيشتر از بقيه افراد عمر می كند

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مرداد 1389ساعت 12:26  توسط ساسان  | 

تیمپانو پلاستی

تیمپانو پلاستی TYMPANOPLASTY                                                                                  بیشترین روش جراحی مورد استفاده برای اوتیت میانی مزمن ،تیمپانو پلاستی است ( ترمیم صماخ به کمک جراحی ) باز سازی استخوانچه ها نیز ممکن است ضروری باشد . اهداف عمل جراحی تیمپانو پلاستی ، باز گرداندن کار کرد طبیعی گوش میانی ، ترمیم پارگی پف پیشگیری از عود عفونت و بهبود شنوایی می باشند .

پنچ روش برای تیمپانو پلاستی وجود دارد . در ساده ترین روش از نوع I  یا میرینگو تومی . هدف از جراحی تنها بستن سوراخ پرده صماخ است . در سایر روشها ( انواع 2-5 ) ترمیم بیشتر گوش میانی مد نظر است . اگر چه در بیماران مختلف ، میزان درگیری و تخریب ساختارهای گوش متفاوت است . در تمامی آنها تیمپانو پلاستی برای بهبود مکانیسم هدایت صوت به کار می رود .

تیمپانو پلاستی از راه مجرای شنوایی خارخی انجام می گیرد . محتویات گوش میانی به دقت مشاهده شده و زنجیره ی استخوانچه ها ارزیابی می شوند . اگر چه اوتیت میانی مزمن شایع ترین علت آسیب به زنجیره استخوانچه ها است ، این عارضه می تواند در اثر ناهنجاری های مادر زادی گوش میانی یا ضربه به سر ایجاد شود . بهبود قابل توجه شنوایی می تواند به دنبال بسته شدن سوراخ پرده صماخ و بازسازی استخوانچه ها حاصل گردد . جراحی معمولا به صورت سرپایی تحت بی حسی موضعی یا بیهوشی عمومی انجام می گیرد .

 

 

او سیکو لو پلاستیOSSICULOPLASTY                                                                                             اسیکولو پلاستی یک رو ش جراحی جهت بازسازی استخوان های گوش است و به منظور بهبود و حفظ شنوایی انجام می گیرد . از پروتز ساخته شده از موادی نظیر تفلون ، فولاد ضد زنگ و هیدرو کسی آپانیت برای مرتبط ساختن استخوانچه ها استفاده می شود تا مکانیسم هدایت صوت برقرار شود . با این حال هر قدر میزان آسیب بیشتر باشد . احتمال موفقیت جراحی و بازگشت شنوایی طبیعی کمتر خواهد بود .

ماستو ئید کتومی                                       MASTOIDECTOMY

اهداف جراحی ماستو ئید عبارتند از : خارج ساختن ماستوئید ، دسترسی به ساختارهای آسیب دیده و ایجاد یک گوش خشک و بردن ترشح . در صورت امکان استخوانچه ها در طی جراحی اولیه بازسازی می شوند . با این حال ، گاه وسعت بیماری موجب می شود تا جراحی در دو مرحله طرح ریزی شود.

ماستو ئید کتومی معمولا از طریق برش خلف گوش انجام می شود. عفونت با خارج ساختن سلولها ی هواییماستو ئید برطرف می شود . ماستو ئید کتومی ثانویه ممکن است برای بررسی کلستئاتوم عود کننده یا باقیمانده لازم باشد . مکانسیم شنوایی ممکن است در این مرحله باسازی شود . میزان موفقیت اصلاح ناشنوایی هدایتی تقریبا 75 درصد است . جراحی معمولا به صورت سرپایی انجام می گیرد . بیمار معمولا با یک پانسمان فشاری ماستو ئید مرخص می شود که پس از 24 تا 48 ساعت برداشته می شود . به هنگام جراحی باید مراقب عصب صوتی بود که از گوش میانی و ماستو ئید عبور می کند . پس از به هوش آمدن بیمار هر گونه علامتی از فلج عصب صورتی باید به پزشک گزارش شود .

مرینگو تومی ( تیمپانو تومی )          MYRINGOTOMY/TYMPANOTOMY

برش پرده صماخ را میرینگو تومی یا تیمپانو تومی می نامند . پرده صماخ به وسیله یک ماده بی حس کننده موضوعی نظیر فنل یا به وسیله ( یک جریان الکتریکی ) از داخل محلول لیدو کائین – اپی نفرین که برای بی حس کردن مجرای گوش و پرده صماخ به کار می رود ) بی حس می شود . این عمل بدون درد بوده و کمتر از 15 دقیقه طول می کشد .

در زیر میکروسکوپ ، برشی روی پرده صماخ ایجاد می شود تا از فشار بر آن کاسته شده و مایع سروزی یا چرکی از گوش میانی خارج گردد .

به طور معمول از این روش برای درمان اونیت حاد میانی استفاده نمی شود . اما در صورتی که درد بیمار بر طرف نشود ، می توان از آن استفاده نمود . هم چنین با این روش می توان ترشحات خارج شده را بررسی کرد تا با شناخت ارگانیسم از آنتی بیوتیک مناسب علیه آن استفاده نمود . برش در عرض 24 تا 72 ساعت ترمیم می یابد . اگر اوتیت حاد میانی عود کننده باشد و موارد منع مصرف وجود نداشته باشد ، از یک لوله متعادل کننده فشار می توان استفاده کرد . این لوله که موقتا نقش لوله استاش را در متعادل کردن فشار ایفا می کند ، برای 6 تا 18 ماه در گوش باقی می ماند . سپس آن را خارج کرده و محل سوراخ ترمیم می یابد . از این لوله عمدتا برای موارد عود کننده اوتیت حاد میانی در اطفال استفاده می شود .

استاد پد کتومی ( استاد پد تومی ) STAPEDEETOMY/STAPEDETOMY                            برای درمان اتو اسکلروز یکی از دو روش جراحی ، استاد پد کتومی یا استاد پد تومی ممکن است صورت گیرد . برای درمان جراحی ( استاد پد کتومی ) که از راه مجرا انجام می گیرد ، استخوان رکابی و بخشی از صفحه پایی آن خارج شده و از یک پیوند بافتی به همراه یک پروتز مناسب استفاده می شود . برخی از جراحان سوراخ کوچکی در صفحه پایی استخوان رکابی ایجاد کرده تا پروتز را نگه دارد و تنها بخش کوچکی از صفحه پایه رکابی را بر می دارند .

 ( استاد پد تومی ) صرف نظر از روش جراحی ، پروتز فاصله بین استخوان سندانی و گوش داخلی را پر می کند و هدایت صوتی را بهبود می بخشد . جراحی روی استخوان رکابی در بهبود شنوایی بسیار کارامد است . عدم تعادل یا سر گیجه حقیقی که به ندرت در سایر روش های جراحی گوشی میانی روی می دهد ، می تواند برای مدت مدت کوتاهی پس از برداشتن استخوان رکابی ایجاد شود . اختلالات تعادلی طولانی مدت نادر هستند .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مرداد 1389ساعت 12:25  توسط ساسان  | 

مناطق حاشیه نشین شهر ایلام

فهرست مطالب

بررسي ساختار اجتماعي مناطق حاشيه نشين شهر ايلام. 2

چكيده:. 2

مقدمه: 2

اهداف پژوهش. 8

تعريف مفاهيم. 9

فرضيه‌هاي پژوهشي. 11

چارچوب نظري. 12

روش شناسی پژوهش. 14

یافته های پژوهش داده های توصیفی. 15

آزمون آماری فرضیه های پژوهش:. 18

حاشيه نشيني و پيامدهاي آن در شهر ايلام. 22

منابع و مآخذ. 26

 

 

 

 

 

 

 

بررسي ساختار اجتماعي مناطق حاشيه نشين شهر ايلام

چكيده:

این بررسی به مطالعه و ارزیابی تطبیقی شاخصهای توسعه انسانی شهر- روستا در مناطق حاشیه نشین شهر ایلام(بان بور، بان  چرمگ و کمربندی) در مقایسه با میانگین این شاخصها در سطح استان و کشور در سال 1385 می پردازد. آمارهای پایه ای داده ها مربوط به سال 1383 می باشد.

جهت امکان مقایسه بهتر، آزمون بررسی ساختار اجتماعی- اقتصادی مناطق حاشیه نشین ایلام طراحی و بین خانوارهای نمونه اجراء گردید. اعتبار آزمون با کمک فرمول آلفای کرونباخ 62/0: α بدست آمد. نتایج جمع آوری اسنادی آمارها و مقایسه با نتایج آزمون حاشیه نشینی نشانگر توسعه نیافتگی و توزیع نابرابر هزینه- درآمد و دیگر شاخصهای توسعه انسانی بویژه مولفه های بهداشت و درمان و آموزش است. این نتایج همسویی بالایی با چارچوب نظری پژوهش(گیدنز، زیمل و مرتون) داشت. مهاجرت در این مناطق بیشتر در ساخت خویشاوندی و بر اثر دافعه اجتماعی- فرهنگی روستایی بوده است نه دافعه اقتصادی روستا یا جاذبه اقتصادی شهرها. آزمون فرضیات پژوهش و ترسیم شیب بتای اثرگذاری متغیر مستقل بر متغیرهای وابسته نمونه، نشانگر تاثیر بالای سواد سرپرست خانوار بیشتر بر سواد دختران و زنان این مناطق بصورت مثبت و همسو می باشد. در مجموع این بررسی یافته های نوینی در خصوص وضعیت ساختاری مناطق حاشیه نشین ایلام ارائه داده که در پایان نیز نمودارها و پیشنهاداتی آمده است.
واژگان کلیدی: جامعه شناسی شهری، آسیب شناسی اجتماع شهری، مناطق حاشیه نشین ایلام، آمارها و شاخصهای توسعه

مقدمه:


حاشيه‌نشيني از پيامدهاي توسعه ناهم سو و بدريخت در نظام شهرنشيني است. بيش از 50 درصد از جمعيت جهان در شهرها سكونت دارند، فضا‌هايي منطقه‌اي كه بستري گسترده از ساختارهاي خرد و كلان ارتباطي، تعارضات اجتماعي و خشونت‌هاي سازمان يافته را ترسيم مي‌نمايد. بسياري از مسائل اجتماعي-اقتصادي و سياسي در كشورهاي در حال توسعه ناشي از رشد و گسترش بدریخت نظامها و فضاهای شهرنشيني بوده است.(Homer-Dixon, 1995) در روند توسعه شهرنشيني به ويژه بعد از انقلاب صنعتي و قرن نوزدهم با دگرگوني ساختار اجتماعي-اقتصادي سنتي، توزيع نابرابر منابع و تسهيلات در فضاي منطقه‌اي توسعه يافته است که و با وضع مناسبات نوين اجتماعي، زمينه‌ساز شكل‌گيري ساختار از ريخت افتاده اي از توسعه بوده‌ايم. در اين ساخت به نقل از چارلز آبرامز« محدوده‌هاي فاقد يا تقليل يافته ای از تسهيلات و خدمات شهري به وجود آمد‌ند كه حاشيه‌نشينان بوده و در چرخه شهرنشيني  دروازه‌بانان اجتماعي (social gate Keepers)  ناميده‌ شدند. (زاهدي،1382: 25)
 زماني كه ساختار كلان در توزيع سرمايه با ايجاد نابرابري برخي از فضاهاي منطقه‌اي مثل روستاها و شهرهاي كوچك را محروم مي‌نمايد، به خلق پاره‌اي از نظامهاي وابسته ، حاشيه‌اي ، عقب‌مانده ، سكونتگاه‌هاي غيرقانوني و مهاجر Marginal-Illegal دامن مي‌زند. (حاشيه‌نشيني 2، شيخاوندي، 1382: 122-121) ساكنيني كه با پذيرش يا رد اهداف ساختار كلان شهري از راه مناسبات غيرتعريف شده و وسايل غيرقانوني درصدد كسب امتيازات محروم شده‌اند.(ر.ك: نظريه مرتون، مناسبات اهداف- وسيله) اين توزيع مناسبات و تسهيلات اثرات اقتصادي، اجتماعي و جنايي خواهد داشت. در اين پژوهش به ترسيم و بيان  تحليلي اين ساختارها و اثرات آن در مناطق حاشيه‌اي و پيرامونی شهر ایلام پرداخته مي‌شود.
طرح مسأله و بیان موضوع:
طبق آمار ارائه شده در برنامه اسكان بشري سازمان ملل (2003) از هر سه نفر در جهان يك نفر در خلال 30 سال آينده، زندگي خود را در مناطق حاشيه شهرها و سكونتگاه‌هاي غيرقانوني طي مي‌كند.(گاردين، 2003) در اين گزارش آمده 940 ميليون نفر در جهان (6/1جمعيت دنيا) در مناطق غيربهداشتي، بدون سرپناه  و بدور از خدمات عمومي- امنيتي، شهري زندگي مي‌كنند؛ آفريقا با 20 درصد ، آمريكاي لاتين با 14% و 550 ميليون نفر از جمعيت آسيا در مكانهايي زندگي مي‌نمايند كه در بيانيه سازمان مللUN,HSP مناطق حاشيه‌اي و غير قابل پذيرش ناميده شده‌اند.

كنيا- نايروبي

منطقه‌‌اي حاشيه با 600 هزار نفر بزرگترين مركز حاشيه‌نشيني جهان با نام Kibera

كامبوج، پنوم‌پن

جمعيت 230 هزار نفر حاشيه‌نشيني مهاجر

برزيل، ريودوژانيرو

منطقه حاشيه‌ايFavelas پايه‌ريزي شده در 1950 با 700 نفر با رشد بسيار سريع

سريلانكا،كلمبو

مركز قديمي شهر با صدها هزار نفر

مصر، قاهره

مناطق حاشيه‌اي در نواحي بياباني اطراف شهر كه از سوي دولت به مراكز نظامي و تخليه زباله‌ها انتقال يافت.

هند،‌ بمبئي

ده‌ها هزار حاشيه‌نشين كارگر در ايام فصل موسمي در مناطق dharavi   و orangi

جمعيت شهري كشورهاي در حال توسعه در 20 سال آينده (2025) با رشد بسيار انبوه با 70 ميليون نفر در سال به 4/4 ميليارد نفر خواهد رسيد. در گزارش Habitate UN. آمده در 30 سال آينده دو ميليارد نفر در سكونتگاه‌هاي غيرقانوني، ناسالم و شلوغ اطراف شهرها خواهند بود. افريقا با بالاترين نرخ رشد 9/71 % ، اقيانوسيه 1/24%،‌آسياي مركزي و جنوبي 58% ، شرق آسيا 31% غرب آسيا، 1/33%، آمريكاي لاتين و حوزه كارائيب 9/31% ، ‌آسياي جنوب شرقي 28% داراي جمعيت ساكن غيررسمي و ناسالم از نظر بهداشت و خدمات شهري هستند. گام يازدهم در هدف هفتم برنامه جهاني توسعه هزاره سازمان ملل(MDP,UN) به اسكان 100 ميليون نفر در سكونتگاه‌هاي داراي امكانات بهداشتي و خدمات شهري اذعان دارد.(2005 اكتبر، UN. Habitat).
 مهمترين سؤال بعد از ارائه و دريافت اين آمارهاي  شهرنشيني نزد پژوهشگران علم اجتماع اين است كه منبع اصلي اين افزايش درصد عظيم جمعيت فضاهاي شهري و اطراف‌آن چيست؟ پيتر گيزوسكي و توماس هومر ديكسون در پژوهش شهرنشيني و خشونت بستر مهمي از اين افزايش جمعيت را عامل مهاجرت روستائيان و مناطق فاقد امكانات رفاهي به شهرهاي بزرگ داراي توزيع بهينه تسهيلات و خدمات شهري مي‌دانند(Cizewsky.Thomass,1996).

جدول شماره 1: نرخ شهرنشيني برحسب مناطق جهان در حال توسعه

  منطقه

80-1965

90-1980

2005-1990

آفريقاي جنوب صحرا

8/4

9/5

8/5

شرق آسيا

3/4

3/3

2/3

چين

3/2

5/13

1/12

آسياي جنوبي

9/3

4/3

0/4

خاورميانه و شمال‌آفريقا

6/4

4/4

7/4

آمريكاي لاتين

9/3

0/3

1/3

 Source: Gizewsky –Thomas, "urban growth and violence, 1996.on ILO 1995

درصد بسياري از نرخ رشد شهرنشيني در جهان را مهاجرت مناطق روستايي به شهرها و كلان‌شهرها مي‌دانند، پديده‌اي كه در كشورهاي درحال توسعه بسيار شديد مي‌باشد؛ چيزي كه آمارها نشان مي‌دهد:

جدول 2: سهم مهاجرت در رشد شهرنشيني جهان در 95-1970

  مناطق جهان

حجم مهاجرت به شهرها (هزارنفر)

جمعيت‌شهرنشيني (هزار نفر)

درصد سهم مهاجرت در رشد شهرها

1995

1975

آفريقا- تانزانيا

417

8971

1602

96/84

آمريكاي لاتين، برزيل

1934

115674

66793

35/59

آسيا، ايران

505

31066

15240

84/47

 Source: Gizewsky –Thomas, 1995 دلايل اصيل مهاجرت در نقاط مختلف جهان در پيوستار مهاجرتي شهر- روستا متفاوت است­­­، (جاذبه شهري يا دافعه روستاها) مثلاً برعكس مناطق آسياي غربي و آمريكاي لاتين در نواحي آسياي جنوبي و آفريقا دافعه روستاها بزرگترين عامل مهاجرت بوده است. با وجود اين تمايزها در آينده‌(2015) سهم شهرنشيني و مهاجرت و سكونتگاه‌هاي غيررسمي همچنان روندي رو به رشد خواهد داشت. (Ibid,1995)

جدول3: جمعيت شهرنشينان تا سال 2015

 مناطق‌جهان

 1950 -%

 1995 -%

 2015

% - متوسط رشد1950

% - متوسط رشد 1995

% - متوسط رشد 2015

آفريقا

5/14

7/34

9/53

9/4

7/4

4/4

تانزانيا

8/3

4/24

3/36

1/6

1/7

9/5

آسيا

4/16

5/34

1/50

1/4

7/3

1/3

ايران

0/27

4/60

7/69

1/5

0/5

0/4

آمريكاي‌مركزي

7/39

3/68

3/82

8/4

2/3

7/0

پاناما

7/35

9/54

8/62

2/4

7/2

4/2

اروپا

2/56

0/75

2/82

7/1

7/5

7/0

بريتانيا

2/84

5/89

4/91

7/0

3/0

3/0

آمريكاي شمالي

9/63

4/76

0/85

8/2

7/1

5/1

ايالات متحده

2/64

2/76

4/80

7/2

2/1

1/1

اقيانوسيه

4/64

9/70

8/78

9/2

6/1

6/1

زلاندنو

5/72

3/84

8/86

7/2

0/1

0/1

آمريكاي‌جنوبي

2/43

0/78

0/90

6/4

8/2

8/1

آرژانتين

3/65

5/87

6/90

8/2

6/1

3/1

 Source: ibid, 1996

در كشور ايران نيز همراه با ساير كشورهاي جهان در حال توسعه شاهد رشد و گسترش شهرنشيني و متعاقب آن اسكان غيررسمي بوده‌ايم. نقش مهاجرت به ويژه جاذبه رو به رشد شهرهای کشور و تجمع تبعیض آمیز سرمایه در این فضاهای منطقه ای عامل مهمي در گسترش شهرنشيني در ایران بوده است.

جدول 4: رشد شهرنشيني ايران، استان ايلام، شهر ايلام طي روند 25 ساله %

منطقه

65-1355

75-1365

85-1375

ايران استان ایلامشهر ايلام 

1/52/374/2

0/523/142/1

0/404/108/1

  در اين ميان نقش مهاجران روستايي در مهاجرت به شهرهاي بزرگ بيشتر بوده و در اكثر شهرها، مهاجرتها ساختي 70% با خاستگاه روستايي بدست آمده است.(زنجاني،1382: 233 به نقل از آقابخشی،1382ج2) بطوري كه در این سالها سهم مهاجرت نيز همسو با ديگر كشور هاي در حال توسعه در ايران و ایلام از سهم رشد طبيعي جمعيت شهري بالاتر رفته است. اين پديده انعكاسي گسترده داشته و در شهر ایلام و مناطق اطراف مشاهده ميگردد.

جدول5: تراكم و جمعيت شهرنشيني در مناطق مورد مطالعه و منتخب، 1382

 مناطق

تراكم جمعيتKM

درصد شهرنشيني 1375

پيش‌بيني درصد شهرنشيني 1385

جمعیت شهرنشین 1375  هزار نفر

نرخ رشد سالانه جمعيت 75-1370

ايران

8/40

7/63

4/67

36818

47/1

استان ايلام

23/24

5/52

3/54

260

11/1

استان تهران

6/620

5/85

0/86

7654

29/2

شهر ايلام

35/58

3/53

1/56

126

15/1

منابع: آشتياني، 1382 صص 62-56 و 140-135، مركز آمار ايران، خلاصه آماري پايه استانها، 1382؛ آمارنامه استان ایلام، 1383

 به گزارش سازمان بهزيستي كشور پيش بيني مي‌شود تا پايان دهه 1380 جمعيتي 15 ميليوني از روستائيان كشور به شهرها مهاجرت نموده و اين امر بيش از دهه‌هاي 60-50 به صورت يك مسأله اجتماعي در ايران خواهد بود. (ميري‌آشتياني، 1382)
مهاجرت و هجوم از مناطق روستايي به شهرها بيشتر از همه در كشور ايران بر اثر جاذبه شهري بوده است. (Gizewsky,1995, on web:library.uttorento.ca) اختصاص درصد بالايي از درآمد و تسهيلات و خدمات بهينه انساني در شهرها به ويژه در روند سي ساله 75-1345 نسبت به روستاها راهكار حل معضل عدم اشتغال، انبوهي و رشد جمعيت روستاها در ساخت مهاجرت به شهر جلوه نموده است؛ بطوریکه 5/48 درصد از جمعیت شهرنشین استان ایلام در شهر ایلام ساکنند. این حجم بالای جمعیت در مقایسه با وجود 14 شهر در این استان نشانگر هجوم انبوهه عظیمی از جمعیت استان به این شهر است. شهر ایلام در مقایسه با سایر شهرهای استان یک استثناء شهرنشینی و همانند یک ابرشهر در مقیاس بسیار کوچک است.  با توجه به آمارهاي ارائه شده در جدول بالا ملاحظه مي‌شود كه توزيعي ناعادلانه از ثروت بين نقاط شهري در روندی چند ساله با مناطق روستايي ایجاد شده است. اختصاص حجم بيشتري از تسهيلات و خدمات بهينه انساني در شهرهاي كشور و استان ایلام زمينه‌ساز مهاجرت گسترده‌تر روستائيان بوده به صورتي كه نسبت درآمدهاي شهري به روستاها حدود 6 به يك بوده است. (ميري آشتياني، 1382: 147) که در استان ایلام به حدود 6 به سه می رسد. شكاف درآمدي ميان نقاط شهري و روستايي در سال 1380 حدود 16 برابر مي‌باشد و از نظر امكانات رفاهي- عمومي 98% از روستاها فاقد گاز لوله‌‌كشي، 20% آب شرب لوله‌كشي و 95% از وسيله نقليه موتوري محروم بوده‌اند. از لحاظ آموزشي اختلاف روستاها و شهرها شديد است يك ميليون و 700 هزار نفر از دختران روستا از تحصيل بازمانده‌اند .(همان منبع: 152-147)
مهمترين اثر و بدترين پيامد ناگوار اين مهاجرت عظيم به شهرها، شكل‌گيري و پيدايش بحران حاشيه‌نشيني است. مطالعات نشان مي‌دهد كه حدود 80 درصد حاشيه‌نشينان شهرها را مهاجران روستايي تشكيل مي‌دهند.(همان منبع، ص 150) مسلم است كه انگيزه اصلي اين حاشيه نشينان از اقامت و مهاجرت دستيابي به اشتغال و استفاده از فرصت‌هاي شغلي بهتر شهرها مي‌باشد. در تحقيق نعمت‌الله تقوي در مهاجرتهاي روستا- شهري آمده كه 55% از مهاجران روستايي علل مهاجرت را كار و دستيابي به شغل بهتر ذكر كرده‌اند.(تقوي، 1371 :44 به نقل از ميري آشتياني، 1382: 153)
پديده حاشيه‌نشيني در شهر ايلام به صورت يك مسأله حاد اجتماعي جلوه‌گر شده است. مناطق و فضاي كالبدي اطراف شهر به صورت نواحي جرم‌خيز جلوه‌گر شده است، به طوري كه شاهد توزيع نامناسب و نابرابري از شاخص‌هاي توسعه انساني HDI مصوب سازمان ملل هستيم. پديده‌اي كه زمينه ايجاد پيوند و همزیستي بين جرم و حاشيه نشيني شده است بطور نمونه نتايج پژوهش براتوند و اسدالهي (1384) در مورد حاشيه‌نشيني سيد خلف اهواز نشان داد؛ توزيع نسبي جرايم در اين منطقه 1923 مجرم در يكصدهزار نفر مي‌باشد كه توزيعي آسيب‌زا و بحراني را نشان مي‌دهد، در حالي كه اين توزيع در منطقه مرفه نشين كيانپارس 101 به صد هزار نفر بوده است.(آقابخشی،1384: 12)


اهداف پژوهش


اين پژوهش اهدافي چند را پي مي‌گيرد و سعي در تحقق آنها مي‌رود:
1- توصيفي آماري از ساخت مهاجرت يعني خاستگاه اوليه، زمان مهاجرت و علت اصلي آن در مورد مناطق حاشیه نشین ترسيم گردد.
2- توصيفي آماري- اكتشافي از سطح سواد سرپرست و اعضاء خانواده، اشتغال و بيكاري و بعد خانوار و ازدواج حاشيه‌نشينان ارائه گردد.
3- بافت ساختمان سازي خاص حاشيه‌نشينان، خدمات شهري دريافتي، موقعيت مكاني- منطقه‌اي فضاهاي حاشيه‌نشين‌ها بررسي و تحليل شود.
سؤالات تحقيق
اين تحقيق سعي در پاسخگويي به سؤالات زير دارد:
1- ساختار مهاجرت مناطق حاشيه‌نشين ايلام و علت حاشیه نشینی آنها چيست؟
2- توصيف مفهومي آموزش، سواد، بعد خانوار و ميانگين سني حاشيه‌نشينان چگونه است؟
3- ساخت شاخص‌هاي اقتصادي، بهداشتي و خدمات شهري و بافت معماري ساختمان مناطق حاشيه‌نشيني به چه صورتي مي‌باشد و آيا نسبت به متوسط جامعه ايراني، استان ايلام و شهر ايلام بهينه و هم عرض است؟
4- ساخت جمعيتي خانواده چگونه است و آيا با متوسط جامعه شهري ايران و ايلام متفاوت است؟


تعريف مفاهيم


پژوهشگران و متخصصان تعاريف نظري عملياتي  بسياري را براي حاشيه‌نشيني ذكر كرده‌‌اند و براي آن معادلهاي فارسي زاغه‌نشيني، كپرنشيني، ‌اسكان غيررسمي- غيرقانوني، كانونهاي زيستي خودانگيخته (حبيبي،1380 :37 به نقل از حاتمي‌نژاد 1382: 149)، آلونك نشيني، زورآباد، حلبي‌آباد، حصيرآباد براي واژه‌هاي تخصصي:Slum, shanti town, Illegal-squotter settlements, Bidonville, Marginal ,Ghetto  ذكر كرده‌اند. هر يك از مفاهيم فوق داراي بار معنايي و مفهومي خاصي مستتر در ديدگاهي دارد كه آن واژه را به كار مي‌برد. در اين پژوهش معادل حاشيه‌نشيني مفيد و كاربري مي یابد در تعريف آن آورده‌اند:
« حاشيه‌نشيني در تقابل كشورهاي پيشرفته و توسعه يابنده و به علت بروز نابرابري و تبعيضات اقتصادي- اجتماعي در اطراف شهرهاي كلان شكل مي‌گيرد» (سمينار حاشيه‌نشيني ج 2 مقدمه، 1382)
« نوعي توسعه شهري بدون برنامه‌ريزي و كنترل و بدون رعايت مقررات شهرسازي توسط توده مردم»(همان منبع)
«مناطق پيرامون شهرهاي بزرگ كه به طور كلي محصول رشد ناهمگون شهري و انباشت تعارض‌آميز و تنش‌زاي سرمايه و بيكاري روستايي و انهدام ارتباطات خانوادگي- سنتي مي‌باشد.» (رئيس دانا،1380 ص20)
«شيوه‌اي خاصي از اسكان كه داراي ويژگي‌هايي غير از روشهاي اسكان رسمي- قانوني و عرفي كشور در اطراف مراكز اصلي شهرنشيني مي‌باشد»( مكعبي 1382: 82  به نقل از آقابخشی، 1382: جلد 2)
« سكونتگاه‌هاي غيررسمي نابسامان Irregular settlement  به گسست كالبدي پاره اي از نواحي مسكوني از پيكره كل شهر و  در چارچوب كاهش میزان برخورداري از خدمات شهري - اجتماعي و كيفيت سكونت از يك سو و  از سويي ديگر به حاشيه رانده شدن  و انزواي اجتماعي پاره اي از گروه ها در اين گونه سكونتگاه ها اطلاق مي شود. »(جواهري پور،1382: 99، به نقل از همان منبع، جلد2)
 « فضاهاي زندگي غير رسمي و نامتعارف شهري كه بازتاب فضايي بيمار گونه از اقتصاد و مديريت ضعيف برنامه ريزي فضايي - منطقه اي و معلول بي عدالتي هاي اجتماعي - اقتصادي در سطوح ملي استاني و محلي است. »(حاتمي نژاد،1382: 149 به نقل از همان، جلد2)
 «خانوارها و افرادي كه در محدوده اقتصادي- اجتماعي شهر ساكن هستند ولي جذب اقتصاد و اجتماع شهري نشده‌اند و در حاشيه فعاليت‌هاي زندگي مردم شهرنشين قرار گرفته‌اند.»(گزارش برنامه عمراني سازمان برنامه بودجه 1350 به نقل از حاج يوسفي،1382، ص182: در سمینار حاشیه نشینی، جلد2).
«تمام افرادي كه در محدوده اقتصادي شهر ساكن‌اند ولي جذب اقتصاد شهري نشده‌اند.» (همان منبع ، ص 183).
«حاشيه‌نشيني شهري از ابعاد مختلف زندگي فيزيكي يعني مسكن نابهنجار، روند نامناسب بعد اجتماعي يعني فرهنگ، رفتار اجتماعي جدا از جامعه شهري و از بعد اقتصادي با ميانگين پايين اشتغال، درآمد و مهارت مشخص تعريف مي‌شود.»(همان منبع ص 184)
اكثريت تعاريف بالا بار منفي از لحاظ مفاهيم و ساختارهاي مرتبط را در خود نهفته دارد. اين منفي‌نگري را شايد بتوان نقيصه‌اي در امر تعريف مفاهيم كه نقطه آغاز هر پژوهشي است؛ دانست و بر تحليل آتي محقق از مفهوم مورد پژوهش اثر سوء دارد.(ساروخاني، 1383: 93-92) لذا سعي شده است در ارائه تعريف از پديدة حاشيه‌نشيني در ايران و ایلام با ديدي غيرسوگيرانه و عملياتي اقدام شود كه جامعيت مفاهيم و اهداف پژوهشي را در برگيرد. با الگوگيري از تعريف اخير، حاشيه‌نشيني عبارتست از :
فضايي منطقه‌اي- كالبدي كه از ابعاد چندگانه‌اي در سطح پايينتري از متوسط جامعه منطقه‌اي شهر قرار دارد.
1. بعد مهاجرت: جمعيت اكثريت خانوار حاشيه‌نشيني حداكثر به فاصله يك نسل متولد خارج از فضاي منطقه‌اي و سكونتگاهي فعلي بوده‌اند و از تراكم نسبي بالاتر از متوسط 74/0 شهر برخوردار است.
2. بعد خانوار و خانواده: نوع خانواده حاشيه‌نشين نيمه گسترده پدرپسري با ازدواج درون گروهي-خويشاوندي با بعد خانوار بالاتر از متوسط شهر و فضاي منطقه مركز.
3. بعد خدمات شهري و معماري: ارائه خدمات اوليه شهري در سطح پايين‌تر از شهر مركزي با نوع ساختمان سازي كمتر از حد متوسط اقتصادي و با مصالح ساختماني کمتر از ميانگين زيربناي ساختمان.
4. آموزش و بهداشت: سطح نسبي سواد ، ثبات تحصيلي و خدمات بهداشت و درمان پايين‌تر از متوسط‌‌ها در شهر.
5. بعد اقتصاد و درآمد: نوع اقتصاد، معيشتي با مشاغل اوليه خدماتی و سرمايه ای كمتر از متوسط شهر با اقتصاد پيراموني و اشتغال كاذب و فصلي و نرخ بيكاري بالاتر از ميانگين فضاي منطقه‌اي مركز.
در مجموع ساختار كالبدي مناطق حاشيه‌نشين با جلوه‌هاي ذهني ساخت اجتماعي (Gemienschaft) پايدار همراه با جلوه‌هاي عيني ساخت جامعه‌اي (Gezelschaft) ضعيف‌ و ناپايدار مشخص مي‌شود. (ر.ك. چارچوب نظري فرديناند تونيس).


فرضيه‌هاي پژوهشي


اين پژوهش درصدد ارزيابي و آزمون صحت فرضيات زير مي‌باشد.
1- مناطق حاشيه‌نشين مورد مطالعه از لحاظ شاخص‌ها و معيارهاي زير بالاتر از حد متوسط ايران و ایلام  مي‌باشند:
بعد خانوار      ميزان مهاجرت‌پذير                نرخ بيكاري و عدم اشتغال        
2- مناطق حاشيه‌نشيني مورد مطالعه از لحاظ شاخصها و معياري زير پايينتر از حد متوسط ايران و ایلام  مي‌باشند:
• نوع كيفيت مصالح ساختماني از لحاظ استاندارد معماري شهري
• خدمات اوليه شهري مثل آب، برق، گاز و تلفن، آسفالت معابر، روشنايي معابر، سيستم دفع فاضلاب
• سطح نسبي سواد سرپرستان خانوار
• خدمات بهداشت و درمان از لحاظ تخت بيمارستان پزشك و مراكز پزشكي
• پايداري و ثبات تحصيلي
• ميزان اشتغال
• نسبت جنسی
• میانگین سنی سرپرست خانوار
3- نوع اقتصاد مناطق حاشيه‌اي بيشتر معيشتي با اولويت مشاغل يدي، ‌فصلي و موقت با درآمد كم مي‌باشد.
4- نوع ازدواج خانوارهاي حاشيه‌نشيني درون‌ همسری و خويشاوندي است.


چارچوب نظري


ساختار نظري- مفهومي پژوهشي را از بنيادها و اسكلت اصلي تحقيق مي‌دانند اين طرح پژوهشي نيز در اين راستا عمل مي‌كند و سعي در كاربري از نظريات مرتن، گيدنز و زیمل مي‌رود.
نظريه ساختيابي گيدنز
گيدنز معتقد است ساختار اجتماع انساني از دو ويژگي و بعد  برخوردار است:
الف) قواعد و قوانيني كه در مناسبات اجتماعي و سلسله مراتب نظام اجتماع تعريف مي‌گردد.
ب) منابع نظام كه در امكانات و تسهيلات بيشتر با جلوه اقتصادي نمود پيدا مي‌كند.(جواهري‌پور 1382: 103-101 به نقل از آقا بخشی 1382، ج 2)
كنشگران از هر دو ويژگي ابعادي اين ساختارها بهره مي‌برند و در فرآيند كنش متقابل Interaction آنها با شكل‌گيري الگوهاي متغيري از نهادها و سازمانهاي انساني به توزيع منابع ساختاري پرداخته و اين روند در گستره‌اي زماني- مكاني بازتوليد ، دگرگون و ساختيابي مي‌گردد.(كسل،1383 : 179-167)
ساختار اجتماعي و فضاي منطقه‌اي‌ در شهر ایلام در چارچوب نظام تعريف شده شهرنشيني و شهرسازي (الف: قواعد و قوانين ساختار كليدي) با حذف، تعديل و كنارگذاري حاشيه‌نشينان مورد مطالعه به دليل عدم التزام به اين ساختار پذيرفته در توزيع منابع ساختي و ساختيابي شده اجتماع مركز شهر ایلام(ب: منابع نظام) به امر بازتوليد زماني- مكاني سيستم توزيعي مي‌پردازد كه در گستره فضاي منطقه‌اي آن برخي به حاشيه‌ اين فضا رانده يا جذب هسته مركزي اين ساختار نمي‌گردند و در این چرخه فرد، حاشیه نشین جامعه مرکز می شود.(همان منبع، 1383)
نظريه كاركردگرايي ساختي مرتون درباره كژكاركرد
ساخت اجتماعي و بي‌هنجاري
رابرت. سی. مورتون در روندي ساختاري به عنوان يكي از جلوه‌هاي كاركردي ، انحرافات اجتماع را ملاحظه نموده و در تقابل با روانشناسان جنايي- قضايي قرار مي‌گيرد كه انحراف اجتماعي افراد را به كشش‌هاي غرايز و فردنگرانه ارتباط مي‌دهند.(سخاوت، 1383 : 52-50)
در توزيع نقش و طرح سلسله مراتب قشربندي اجتماعي برخي از كنشگران از منابع ساختاري نظام کم بهره و يا بي‌بهره مي‌شوند. مرتون معتقد است که در مطالعه رفتار انحرافي افراد بايستي دوگزينه اهداف جامعه يعني پديده‌ها مطلوب مادي و معنوي مورد تأييد اجتماع و وسايل و ابزار تحقيق و ترسيم به اهداف ساختار اجتماعي لحاظ گردد.(ريتزر 1380: 150-144)
در مطالعه رفتار كژكاركردي حاشيه‌نشينان دو مشخصه ساختي وجود دارد:
1- طغيان‌گري: با عدم پذيرش اهداف و وسايل رسيدن به آنها از سوي فرد حاشيه نشين جامعه روبرو هستيم. « و اين امر وقتي حاصل مي‌شود كه فرد به دليل ناكافي و قرار گرفتن در حاشيه فضاي منطقه‌اي كلان‌شهر خود را از فشار معيارهاي حاكم جامعه رهايي داده و سعي مي‌كند نظم و مقررات طراحي شده پيشين را طرد كند (احمدی، 1384) به راههايي نوين با نظمي جديد  و خودساخته براي تحقيق اهداف خود خواسته متوسل مي‌شود .
2- نوآوري: فرد هدفهاي جامعه در كسب منابع و ثروت را پذيرفته و دروني كرده، بي‌آنكه هنجارهاي اخلاقي- قانوني ساخت كلاني جامعه (وسايل) را پذيرفته باشد يا به ابزار تحقق اهداف بر اثر توزيع نابرابر منابع و وسايل ساختاري دسترسي داشته باشد. مرتون مي‌گويد فرد در جايگاه حاشيه‌اي به گروههاي چرخه‌اي جرم و بزهكاري پاسخ مثبت مي‌دهد: (كوزر، 1382: 268) در امر حاشيه‌نشيني در اطراف شهرها ملاحظه مي‌شود حاشيه‌نشين‌ها براي اسكان غيررسمي خود و زندگي به راههاي نوين، خلاقانه و نوآوري روي مي‌آورند كه از نظر مرتن اين جلوه‌هاي نو را به كاركرد حاشيه‌نشيني مي‌توان لحاظ و كاربري داد.
نظريه تحليل پول در نظام مبادلات اقتصادي: جرج زيمل
زيمل معتقد است در يك نظام ساختي(نک: نمودار زیر) با بافت مدرن شهري و حاكميت مناسبات اجتماعي مابعد سنتي- صنعتي جامعه‌اي Geselschaft نظام مبادلات اقتصادي كلاسيك بر مبناي اعتماد خويشاوندي جاي خود را به اعتماد ساختي نظام‌مند بر مبناي پول قراردادي ميدهد. قواعد و مقررات ساخت يافته توزيع پول در درازمدت بستر فاصله زماني- مكاني و ساختاري افراد جامعه از لحاظ بهره‌وري از منابع نظام مي‌گردد. (رتيزر 1380: 160-157)


 روش شناسی پژوهش


روش اصلي اين تحقيق در جمع‌آوري اطلاعات از منابع داده‌ها به صورت توصيفي اكتشافي بوده كه براي تجميع اطلاعات از تكنيك‌هاي اجراي آزمون، مشاهده مستقيم از مناطق حاشيه‌نشيني مورد مطالعه، مطالعات اسنادي و از شاخص هاي آمار توصيفي استفاده شده است.
طراحي پرسشنامه حاشیه نشینی:
آزمون‌ اطلاعات اوليه منطقه‌اي به صورت باز پاسخ بر مبناي اهداف و فرضيات پژوهش و بر اساس ساخت نظری تحقیق طراحي ‌گردید که در آن با مراجعه حضوری به خانوار حاشیه نشین با آنها در مورد شاخصهای توسعه انسانی- شهری و ساختار اقتصادی- اجتماعی مدنظر در تعریف حاشیه نشینی مصاحبه شد.
جامعه آماري و نمونه‌گيري
اين بررسي در جامعه آماري حاشيه نشينان شهر ایلام یعنی در سه فضای منطقه ای پیرامونی یعنی بان بور(banbur)، بان چرمگ(ban charmag) و کمربندی اجرا گردیده است. هر يك از فضاهاي منطقه‌اي به عنوان يك طبقه برگزیده كه از ميان آنها برحسب درصد جمعيت خانوار و با واحد نمونه خانوار به صورت تصادفي گزينش‌ گردید. نوع نمونه‌گيري اين پژوهشي تصادفی طبقه‌اي و واحد آن خانوار مي‌باشد. پرسشگر در سه مرحله مشخص نقاط نمونه را در هر طبقه يا فضاي منطقه‌اي بر اساس خيابان انتخاب و از هر خيابان برحسب درصد نسبي آن طبقه خانواري را انتخاب و از سرپرست و يا يكي از افراد با سواد و مطلع بالاي 18 سال مصاحبه نموده که در صورت عدم حضور آزمودني مطلع واجد شرايط، واحد نمونه‌اي ديگر از همان خيابان يا كوچه انتخاب گردید.
آزمون آماري تحليل اطلاعات
تجزيه و تحليل اطلاعات به صورت توصيفي با ارائه جداول صورت پذيرفته و در مورد آزمون فرضيه‌هاي پژوهش با توجه به متغيرهاي اسمي- رتبه‌اي برخی از شاخص‌ها با آزمون X2  ناپارامتري به بيان تفاوت معناداري فرضيه‌ها پرداخته و در مورد دیگر شاخصهای پارامتری از آزمون F  استفاده شد. برای بیان همبستگی متغیرها از ضریب اتا(آزمونEta)، برای تعیین شدت همبستگی از آزمون C و برای سنجش اثر متغیر مستقل بر متغیر وابسته از تحلیل رگرسیون چندمتغیره استفاده شده است. قبل از اجراي آزمون بطور مقدماتي از طريق تعيين همبستگي دروني ميان اجزاء به كمك فرمول آلفاي كرونباخ α به سنجش پايايي گويه‌ها و سؤالات اقدام شد که پایایی داده ها در حد 62/0: α بدست آمد.


یافته های پژوهش
داده های توصیفی


ابتدا در بیان و تحلیل حاشیه نشینی در شهر ایلام به توصیف داده های حاصل از آزمون حاشیه نشینی ایلام و آمارهای جمع آوری شده از اسناد و مدارک پرداخته می شود.
جدول 7: داده های توصیفی خانوار حاشیه نشینان ایلام 

شاخص

میانگین سنی

سطح سواد

مشاغل

میانگین خانوار

ازدواج مجدد و نوع

سطح سواد مادر

سواد دختران

سواد پسران

نسبت جنسیت

منطقه

مناطق حاشیه نشین ایلام

 21

ابتدائی76%

3/29% بیکار7/35%خدماتی آزاد

6 نفر: 7/32%

48% یکباردرون همسری 64%

 کم سواد

 ابتدائی

 راهنمایی

 105

توسعه نیافتگی سطح و گستره سواد و آموزش در مناطق حاشیه نشین شهر ایلام بویژه در مورد دختران و زنان مشاهده می شود. همسویی بالای سطح سواد در کشور(9/86% مناطق شهری و 5/70% روستایی) و استان ایلام(7/77% نقاط شهری و 4/70% نقاط روستایی) با این مناطق دیده می شود. هر چند گستره سواد و آموزش در این مناطق چندان متمایز نیست؛ ولی سطح سواد بیشتر در حد ابتدایی تثبیت شده که نشانگر افت بالای تحصیلی در مناطق حاشیه نشین است. میانگین خانوار این مناطق(7 نفر) توسعه نیافته تر از کل کشور(4 نفره نقاط شهری و 7 نفره نقاط روستایی) و استان ایلام( 6/5 نفر در شهرها و 06/6 در نقاط روستایی) می باشد. میانگین سنی مناطق حاشیه نشین(21 سال) پهن بودن قاعده هرم سنی جمعیت این مناطق در مقایسه با کل کشور(25 سال) است. سطوح درصدی مشاغل، اقتصاد معیشتی و نرخ بالای بیکاری(7/22%) را در مقایسه با نرخ بیکاری کشور(9/11% در شهرها و 5/13% در نقاط روستایی) و نرخ بیکاری در استان ایلام(4/12% در شهرها، 2/17% روستاها و 3/15% در شهر ایلام) نشان می دهد که در ساخت نظری گیدنز و مرتون قابل تحلیل است. این امر مولد آسیبهای اجتماعی بالا مثل عدم اشتغال و بیکاری، مشاغل کاذب و فصلی، بزهکاری و بروز جرم و جنایت در این مناطق باشد.(میانگین خانوار در منطقه حاشیه نشین بان بور72/5، بان چرمگ72/7 و کمربندی 88/5).

جدول 8 : داده های توصیفی مهاجرت و شاخصهای منطقه ای- شهری، %

شاخص

کاربری اراضی متروک

ارائه خدمات شهری

محل سکونت قبلی

شغل قبلی

علت اصلی مهاجرت

بازگشت به روستا

منطقهمطالعه

رها شده

محل بازی کودکان

محل ریختن زباله

تجمع معتادین

مناطق حاشیه نشین ایلام

 14

 4/15

 38

 32

 ضعیف: 86

 روستا: 56

کشاورزی و  زراعت: 52

جاذبه شهری: 7/42 و دافعه روستا: 3/57

خیر: 67% (3/97% در پژوهش زنجانی)

داده های جدول هشت نیز عدم توسعه و عقب ماندگی این مناطق در شاخصهای عمده شهری- منطقه ای را نشان داده و ملاحظه می شود و بر خلاف دیدگاه نظری گیزوفسکی و توماس(1996) دافعه روستاها همانند مناطق جنوب و جنوب شرق آسیا طبق دیدگاه نظری اورت سی لی به عنوان عاملی قوی در دفع و برون ریزی روستا نشینان ایلامی بوده است و  میتوان گفت در برهه ای خاص از دوران بازسازی بعد از جنگ هشت ساله با سرمایه گذاری غیربهینه در تقویت مناطق روستایی مهاجرت تشدید گردیده است. در جدول 9 با ترسیم درصد خطای نسبی و متوسط هزینه و درآمد سالانه خانوار شهری- روستایی ایلام طی سالهای 83-1378 هزینه مندی بالا و درآمدزایی کم در شهر ایلام و سایر نقاط شهری بر عکس فضاهای منطقه ای روستانشین، دیده می شود که با وجود اثرات اقتصادی منفی حضور در شهر ایلام و فایده بخشی ماندن در روستاها، بلکه این یک دافعه اجتماعی- فرهنگی روستایی است که زمینه تشدید مهاجرت روستائیان این استان را بویژه به شهر ایلام فراهم کرده است.

جدول9: در صد خطای نسبی هزینه و درآمد سالانه خانوار شهری- روستایی ایلام

متوسط مناطق ایلام

1378

1379

1380

1381

1382

1383

درآمد سالانه خانوار

شهری

90/10

34/10

07/10

76/15

02/12

8/11

روستایی

77/13

08/13

15/9

59/11

12/18

7/17

هزینه سالانه خانوار

شهری

45/2

69/2

67/2

62/2

12/10

78/2

روستایی

65/2

24/2

93/1

10/2

41/10

39/2

فراوانی درصدی محل سکونت قبلی، ساخت روستایی بودن مهاجرت را در این استان نشان داده که همسو با کشور تقریبا 3/2 مهاجران دائم شهرهای کشور را روستاییان تشکیل داده که با وجود نگرشی منفی در ارائه خدمات شهری به آنها ولی  67% از حاشیه نشینان شهر ایلام تمایل به ترک محل فعلی را ندارند.(3/97% روستاییان مهاجر کشور در تحقیق زنجانی،1382 :111 به نقل از آقابخشی، 1382)

یافته های جدول 10 ضعف معماری شهری و آسیب زا بودن این مناطق در برابر سوانح طبیعی مثل سیل، زلزله و شیوع بیماری های واگیردار را نشان می دهد. با دفع غیر بهداشتی زباله (57%) در زمینهای متروکه و رها شده در مناطق حاشیه نشین (72%) و با ارتباط ضعیف با نهادهای درمانی(07/70%) و عدم حضور این مراکز در این مناطق آسیب پذیری تشدید می گردد. در ضمن نوع و کیفیت غیراستاندارد بافت معماری و سکونت حاشیه نشینان را میتوان با دیدگاه نظری مرتون در خصوص ارتباط متقابل ماتریس وسیله- هدف در بین کنشگران جامعه تفسیر کرد. این افراد بر اثر دافعه روستایی با مهاجرت به شهرها و عدم امکان جذب در ساختار کلان شهری(نظریه گیدنز و زیمل) با نوآوری به رد ابزارهای نیل به اهداف جامعه شهرنشین(مجموعه قوانین شهرسازی و رعایت نظام نامه های آن در ساخت و ساز) می پردازند.

جدول 11:شاخص های خدمات شهری

شاخص

خدمات امدادی

حضور نهادهای دولتی

خدمات امنیتی پلیسی

واکنش نهادهای قضایی

خدمات اولیه شهری

منطقه

مناطق حاشیه نشینایلام

36% کمیته امداد22% بهزیستی9% طرح رجایی22% مستقل

 80%ضعیف

 56%مثبت

 94%ضعیف

 84%ضعیف

 عدم حضور و ضعف خدمات شهری و نهادهای دولتی در نتایج جدول 11 مشاهده می شود که به ویژه دیدگاه منفی حاشیه نشینان نسبت به واکنش ها و برخورد نهادهای قضایی در مقابله با رشد و گسترش آسیب های اجتماعی در مناطق مذکور قابل توجه است.

آزمون آماری فرضیه های پژوهش:


• فرضیه اول: بعد خانوار در مناطق حاشیه نشین ایلام بالاتر از حد متوسط ایران و ایلام است. این فرضیه همسو با یافته های جدول 7 در سطح معناداری 95%:α و74%:df با نمره آزمون 49/2:f تایید و فرض عدم تفاوت معنادار بعد خانوار مناطق حاشیه نشین با متوسط کشور و ایلام رد می شود .
• فرضیه دوم: میزان مهاجرت پذیری مناطق حاشیه نشین ایلام بالاتر از میانگین کشور و ایلام است. این فرضیه با نمره آزمون 68/1: fرد گردید. شاخص سطح مهاجرت این مناطق با سطح مهاجرت کشور و ایلام تفاوت معناداری نداشته که این عدم تفاوت با کمک آزمون 04/1: cنشان داد با سطح مهاجرت در استان شدت همسویی بیشتری دارد.
• فرضیه سوم: نرخ بیکاری در این مناطق بالاتر از شاخص بیکاری کشور و ایلام است. این فرضیه با آزمون 64/2: fتایید گردید.
• فرضیه چهارم: میانگین سنی مناطق حاشیه نشین ایلام کمتر از میانگین سنی کشور است. این فرضیه با معنا داری 98/:α و05/1: fرد شده که نشانگر معنادار بودن تفاوت موجود در میانگین سنی این مناطق و کشور است.
• فرضیه پنجم: خدمات اولیه شهری و مشترکان آن کمتر ازحد متوسط استاندارد کشور و ایلام است. در سطح معناداری 97%:α و74:df با آزمون خی دو تفاوت معناداری ملاحظه نشده و فرض صفر تایید گردید.(206/16:x2)
• فرضیه ششم: نوع کیفیت مصالح ساختمانی از لحاظ استاندارد معماری شهری پایین تر از استاندارد کشور است. با آزمون   fفرض عدم تفاوت معناداری رد گردیده و با 99%:α این فرضیه تایید شد.(76/2:f)
• فرضیه هفتم: میانگین نسبی سواد سرپرستان خانوار پایین تر از میانگن سطح سواد جامعه ایران است. این فرضیه با 95%:α و 06/1f: تایید گردید. سطح سواد حاشیه نشینان (ابتدایی) بسیار پایینتر از استاندارد جامعه ایرانی است.(دیپلم)
• فرضیه هشتم: خدمات بهداشت و درمان در مناطق حاشیه نشین ضعیفتر از استاندارد خدمات درمانی کشور و ایلام است. با آزمون x2 در حد 95%:α این فرضیه تایید و طبق نظر ساکنین مناطق و مشاهده آزمونگران حوزه فعالیت مراکز درمانی و بهداشتی ضعیف می باشد.(3/14: x2)
• فرضیه نهم: ثبات تحصیلی حاشیه نشینان پایینتر از استاندارد کشور و ایلام است. در حد معناداری 95%:α و 42/2:f تفاوت معناداری بین شاخص ها مشخص گردید. مقایسه سطح سواد والدین و فرزندان در مناطق حاشیه نشین نشان دهنده افت تحصیلی شدید در این مناطق است.
• فرضیه دهم: نرخ اشتغال در مناطق حاشیه نشین ایلام کمتر از نرخ اشتغال کشور و ایلام است. با اطمینان 98%:α  و 74/14%: fاین فرضیه رد گردید. گسترش اشتغال در مناطق حاشیه نشین ایلام و متوسط اشتغال کشور و استان تفاوت معناداری نداشتند.  
• فرضیه یازدهم: بین نسبت جنسی ساکنین مناطق حاشیه نشین و متوسط این نسبت در کل کشور تفاوت معناداری وجود ندارد. با اطمینان 99%:α  و 75:df این فرضیه رد شد.(74/1:f) نتایج جدول 7 این تفاوت معنادار را بین حاشیه نشینان (105) و کل کشور(102) نشان می دهد. در این مناطق به ازاء هر    100نفر زن تقریبا 105نفر مرد وجود دارد.
• فرضیه دوازدهم: نوع ازدواج در خانوارهای حاشیه نشین نمونه درون همسری- خویشاوندی است. با اطمینان 98%:α این فرضیه تایید گردید.(07/12: x2،74:df)
• فرضیه سیزدهم: اقتصاد خانوار مناطق حاشیه نشین ایلام معیشتی- خدماتی است. با درجه آزادی 72:df و95%:α با کمک آزمون  x2ملاحظه شد بین اعضاء تفاوت معناداری وجود نداشته و درصد بالایی از سرپرستان خانوار در مشاغل خدماتی آزاد با اقتصاد نوع معیشتی و فصلی امرار معاش دارند.
رگرسیون چندمتغیره
بعد از آزمون فرضیات تحقیق و مشاهده معناداری تفاوت بین متغیرهای آزمون حاشیه نشینی و داده های آماری مناطق مشاهده شد بیشترین متغیر مداخله گر و اثرگذار بر دیگر متغیرها؛ سواد و آموزش رسمی سرپرستان خانوار  است. پس به بررسی ارتباط عاملی این متغیر با برخی از شاخصهای ملاک به عنوان متغیرهای وابسته به طریق رگرسیون چندمتغیره اقدام شد. بتا(β) یا شیب اثرگذاری متغیر مستقل سواد سرپرست خانوار با متغیرهای ملاک در جدول 12 آمده است که ضریب اتا(آزمونEta) آنها نیز برای اطمینان از وجود رابطه همبسته بین متغیرها محاسبه شد.
جدول 12: نتایج آزمون Eta و رگرسیون چندمتغیره متغیر مستقل سواد سرپرستان خانوار

 متغیر مستقل:  سواد سرپرست خانوار در منطقه حاشیه نشین ایلام

 β ضریب بتا(تاثیر)

متغیرهای وابسته Dependents var.

تعداد اعضای خانوار

ازدواج مجدد

نوع شغل

سواد مادر خانوار

سواد دختران خانوار

سواد پسران خانوار

29/0 -

42/0-

098/0

43/0

56/0

282/0

آزمونEta

464/0

54/0

448/0

*

*

*

در نمودار تحلیل مسیر زیر جهت و شدت اثرگذاری متغیر مستقل(سواد سرپرست خانوار در منطقه حاشیه نشین ایلام) بر متغیرهای وابسته بروشنی ترسیم شده است: نمودار تحلیل مسیر  اثر متغیر مستقل سواد سرپرست خانوار بر متغیرهای وابسته و ضریب Eta آنها
رشد سواد و آموزش رسمی در بین سرپرستان خانوار مناطق حاشیه نشین ایلام مشاهده می شود اثرگذاری مستقیم دارد. رشد سواد دختران و زنان همسو با این گسترش و تغییر در متغیر مستقل افزایش می یابد و این افزایش اثر معکوس و بالایی بر مولفه ازدواج مجدد این سرپرستان دارد. در این بین ضریب Eta همبستگی بالایی را بین سن سرپرستان خانوار و تعداد اعضای آن(652/0: Eta) و نیز بین سن و ازدواج مجدد آنها(654/0: Eta) دارد.(ن.ک: نمودارهای بخش ضمیمه مقاله)
نتيجه‌گيري و ارائه پیشنهادات
این بررسی داده های جدیدی را از فضای منطقه ای حاشیه نشینی شهر ایلام(بان بور، بان چرمگ و کمربندی) و توزیع نامناسب شاخصهای توسعه انسانی(Human Development) و شهرنشینی در مقایسه با استان و کل کشور به ما نشان داد. توزیع غیربهینه درآمد و هزینه سالانه خانوار بین مناطق شهری و روستایی این استان و تحمیل هزینه اضافی و تبعیض آمیز در برخی از اقلام سبد خانوار روستایی مثل پوشاک(6/10% هزینه خانوار روستایی در برابر 09/6% خانوار شهری)، حمل و نقل و ارتباطات(27/14% در خانوار روستایی و 85/13% هزینه خانوار شهری)، لوازم و خدمات خانوار(06/9% خانوار روستایی و 61/5% خانوار شهری) و هزینه بهداشت و درمان(22/9% خانوار روستایی و 34/7% خانوار شهری) عاملی اقتصادی- اجتماعی در تایید دیدگاه دافعه اجتماعی- فرهنگی روستاهای این استان است؛ چون با وجود هزینه مندی بالا و درآمدزایی کم سکونت در شهر ایلام بر عکس نقاط روستایی باز هم مهاجرت در روندی صعودی متحول شده است.(عدم جاذبه شهری ایلام) این امر خارج از یک مولفه دافعه اقتصادی روستا قابل تفسیر است. درون خود فضای شهری ایلام نیز این توزیع درآمد و هزینه ناکارآمد و توسعه زا نیست.(مثل مناطق مرفه نشین میدان سعدی و بلوار آزادی) این یافته همسو با چارچوب نظری پژوهش(گیدنز و زیمل) است بدین معنا که ساختار جامعه شهری در توزیع منابع کلان خود تبعیض آمیز رفتار نموده که در نهایت برخی از کنشگران این اجتماع به حاشیه بهره وری از منابع ساختار کلان رانده می شوند.
 یافته های آزمون سنجش و ارزیابی ساختار اقتصادی- اجتماعی مناطق حاشیه نشین شهر ایلام نشانگر توسعه نیافتگی این فضای منطقه ای است. شاخصهای خانوار، آموزش و جمعیت توزیع نامناسبی را در مقایسه با میانگین استان و کل کشور نشان می دهد. توزیع مهاجرت در استان نشان داد که در دوره زمانی جنگ هشت ساله ایران و عراق در این استان شاهد کاهش نرخ مهاجرت به شهرها بوده ایم؛ ولی بعد از پایان جنگ با توزیع درآمد و تزریق نقدینگی و سرمایه در نقاط شهری، ساختار مهاجرت از روستاها به فضاهای شهری بویژه مرکز استان بصورت هجوم انبوهه واری داشته و این سیل در قالب مهاجرت خویشاوندی بصورت بنیادی بوده است. آزمون فرضیات این پژوهش نیز در تایید یافته های اسنادی و آمارهای مناطق تفاوت معناداری را بین شاخصهای توسعه انسانی فضاهای منطقه ای حاشیه نشین شهر ایلام با متوسط استان و کشور گوشزد نمودند. با کمک فرمول آماری رگرسیون چندمتغیره شیب تاثیر برخی از مهمترین متغیرهای مستقل مثل توسعه و گسترش سواد و آموزش رسمی و مولفه ها و ارزشهای اجتماعی همسو با آن در بین سرپرستان خانوار این مناطق با متغیرهای وابسته مانند سواد دختران و زنان، ازدواج مجدد سرپرست خانوار و تعداد اعضای خانوار سنجیده شد. همسویی مولفه سواد با کمک آزمون اتا با متغیرهای ملاک نشان داد بیشترین رابطه همبستگی بین سن سرپرست خانوار و تعداد اعضای آن(652/0) سن سرپرست و ازدواج مجدد او(564/0)، سن سرپرست و ازدواج دوم(561/0)  و سواد سرپرست با سواد دختران و زنان خانوار(560/0) در شدیدترین حالت بود.(ر.ک: نمودارهای بخش ضمیمه مقاله)
در مجموع سرمایه گذاری در گسترش و توسعه آموزش و سواد رسمی، توزیع بهینه شاخصهای توسعه انسانی بویژه خدمات اولیه شهری، امنیت اجتماعی، گسترش نهادهای بهداشتی و آموزشی، نظارت بر استانداردهای معماری شهری و ایجاد تسهیلات رفاهی- مادی در تحقق این استانداردها، توزیع بهینه منابع اقتصادی بین فضاهای شهری و روستایی استان خصوصاً در اقلام مصرفی سبد خانوار مثل پوشاک، مسکن، و اقلام خدماتی مانند ارتباطات و حمل و نقل، درمان و خدمات خانوار در روستاها برای تنظیم موج مهاجرت و حاشیه نشینی این شهرستان و استان پیشنهاد می گردد.

حاشيه نشيني و پيامدهاي آن در شهر ايلام

 

افزايش بي رويه و شتابان جمعيت با توجه به گنجايش شهر، باعث شتاب در ساخت و سازهاي ناهمگون و بدون برنامه ريزي صحيح شهري و عدم توجه در توزيع امكانات و خدمات، جهت برخورداري افراد از امكانات اقتصادي و زيست محيطي و تمركز كاربريهاي خاص اداري ـ سياسي و اقتصادي در مناطق ويژه شهر مي گردد. به طوري كه در قرن نوزدهم جمعيت شهري اروپا از 5/5 ميليون نفر به 48 ميليون نفر رسيده است اين رقم در آسيا طي يك دوره پنجاه ساله (1950 ـ 1900) جمعيت شهري اين قاره از 19/5 ميليون نفر به 105 ميليون نفر افزايش يافته است (دو برابر قاره اروپا) آثار و شواهد مويد اين نكته است كه سابقه حاشيه نشيني در ايران به سالهاي 1300 بر مي گردد ولي شدت و رواج آن در طي چند دهه اخير مي باشد، نتايج سرشماري هاي انجام يافته در ايران نشان مي دهد كه در سال 1335 جمعيت شهري 31/4 درصد، در سال 1345 به ميزان 38/7 درصد، در سال 1355 به ميزان 47 درصد، در سال 1365 به ميزان 54/3 درصد و در سال 1375 به ميزان 61/65 درصد بوده است نتايج سرشماريهاي فوق نشانگر آن است كه در طي 40 سال اخير نسبت جمعيت شهري ايران در مقايسه با سال 1335 به طور كلي وارونه شده است. رشد شتابان شهرنشيني و افزايش ميزان مهاجرت روستاييان به شهرها مسئله حاشيه نشيني و مسكن مناسب را پديد آورده است، پديده حاشيه نشيني از نيمه قرن نوزدهم به شدت توسعه يافت و در سالهاي اخير به بيشترين حد خود رسيده است چرا كه پايين بودن درآمد در روستاها و نبودن فرصتهاي اشتغال در جريان حركت روستاييان به شهرها و رشد سريع جمعيت شهري، كمبود مسكن روز به روز نمايان تر شده و تعداد جمعيت حاشيه نشينان افزايش چشمگيري داشته است. پروفسور حسين شكويي در كتاب ديدگاههاي نو در جغرافياي شهري چنين بيان داشته كه امروزه انسان شهري دريك بيمارستان دولتي متولد مي شود در يك مدرسه و دانشگاه دولتي به تحصيلاتش ادامه مي دهد ساعاتي از عمر خود را در وسايل حمل و نقل عمومي تلف مي كند از آب لوله كشي دولتي استفاده مي كند زباله خود را به سازمانهاي دولتي تحويل مي دهد در كتابخانه هاي دولتي مطالعه مي كند و در آنجا به كتابهاي مورد نياز خود دست مي يابد، اوقات خود را در پاركهاي دولتي مي گذارند و پليس از اموالش محافظت مي كند سيستمهاي درماني و سازمانهاي آتش نشاني دولتي در مواقع ضروري به كمك او مي شتابند و در نهايت اين انسان شهري در پايان در يك بيمارستان دولتي جان مي سپارد و در يك گورستان دولتي به خاك سپرده مي شود به فرموده دكتر اصغر نظريان استاد دانشگاه حاشيه نشيني حاصل مديريت بد شهري است، همچنين خانم دكتر محبوبه عباسقلي پور مي گويد: فاصله زيادي ميان فضاي روستايي و شهري وجود دارد در شهرها امكانات بسياري هست اما روستاها چيزي براي روستاييان ندارند ولي در مقابل وسايلي مانند تلويزيون در اين محيط هاي كوچك و محروم هست كه بسياري از امكاناتي كه فرد در روستا به هيچ وجه قادر به دستيابي آنها نيست را نشان مي دهد. دكتر اقليما عنوان مي كند كه حاشيه نشينان از بهترين افراد كشور هستند اين افراد تا پيش از اين در روستاها و يا شهرهاي كوچك انسانهاي زحمت كش و داراي جايگاه اجتماعي بوده و چرخهاي اقتصادي جامعه را با سخت ترين شرايط شرافتمندانه مي چرخاندند، با توجه به مطالب فوق در اين مقاله سعي مي شود تا حدودي موضوع حاشيه نشيني و پيامدهاي آن در شهر ايلام مورد بررسي قرار گيرد. جمعيت شهر ايلام در سال 1335 بالغ بر 8346 نفربوده است كه با شتابي فزاينده در طي چهار دهه اخير نزديك به 130000نفر رسيده است بررسي ميزان جمعيت شهر ايلام در مقاطع ده ساله مبين آن است كه جمعيت اين شهر در اولين دهه مورد بررسي با رشد 6/4 درصد در دومين دهه 7/7 درصد و سومين دهه 10/6 و در چهارمين دهه 1/5 درصد رشد جمعيت داشته است افزايش نرخ جمعيت در دهه 55ـ 65 به علت جنگ تحميلي عراق در سال 1359 و مهاجرت بيشتر جمعيت مناطق مرزنشين درگير جنگ به شهر ايلام مي باشد زيرا در اين زمان شهر ايلام به علت فاصله بيشتر نسبت به شهرهاي مرزي با عراق و همچنين مركزيت استان پذيراي سيل فراوان مهاجرين و در نتيجه افزايش جمعيت خود بوده است. مجموعه اين عوامل باعث ايجاد مشكلاتي از جمله توزيع نابرابرامكانات و خدمات، گسترش فيزيكي شهر در جهان نامناسب تخريب منابع طبيعي، آلودگيهاي زيست محيطي، حاشيه نشيني .... شده است آنچه مشخص است اينكه شهر ايلام در چند دهه اخير رشد شتابان و بي برنامه اي را دنبال كرده است به طوري كه از آثار آن مي توان به بورس بازي زمين، ساخت و سازهاي غيرقانوني و حاشيه نشيني اشاره كرد. همانطوري كه مي دانيم مازاد جمعيت در روستاهاي استان به دلايل مختلف روانه شهر ايلام مي شوند و به دليل نداشتن راهكارهاي مناسب و نداشتن برنامه جامع و عدم سازماندهي مناسب در مورد محل اسكان به حاشيه رانده مي شوند و در آنجا اقدام به ساخت و سازهاي غيرقانوني مي كنند سياستي كه در شهر ايلام مورد توجه قرار مي گيرد عدم خدمات رساني شركت هاي آب و فاضلاب، برق و برخوردهاي شهرداري شهر ايلام مي باشد با توجه به اينكه بيشتر ساكنان اين حاشيه ها داراي درآمدي ناچيز و از لحاظ طبقاتي جزءطبقات پايين جامعه مي باشند كه اغلب بصورت كارگر روزمزد و يا در بخشهاي غيررسمي مشغول به كار مي باشند، سكونتگاههاي آنها بدليل اصل غير قانوني بودن داراي زيرساختهاي در حد بسيار پايين مي باشند (اين ساختمانها در مناطق حاشيه نشين شهر ايلام به هيچ عنوان از استحكام و مقاومت لازم برخوردار نيست به طوري كه بر اثر زلزله با شدت حتي 2 تا 3 ريشتر امكان تخريب آنها وجود دارد) و از لحاظ خدمات شهري (شبكه ارتباطي، منابع آب و برق، مدارس، مراكز بهداشت و درمان، سيستم هاي تخليه فاضلاب و ...) وضعيت اسف باري دارند، آيا بكارگيري چنين سياستي مي توان راه حل مناسبي جهت مبارزه با حاشيه نشيني باشد؟ سوالاتي كه در اينجا مطرح است اينكه شوراهاي اسلامي شهر ايلام طي دو دوره گذشته جهت جلوگيري از گسترش حاشيه نشيني چه اقداماتي انجام داده اند؟ تمام همشهريان عزيز به ياد دارند چندي پيش شاهد حضور افراد مختلف با تفكرات ديدگاهها و وابستگي هاي حزبي جهت قرار گرفتن در تركيب نهايي شوراي شهر ايلام بوده ايم و يكي از هزاران شعار تبليغاتي در آن ماراتن بزرگ سر و سامان دادن به وضعيت حاشيه نشينان شهر ايلام بود حال بعد از گذشت چند ماه از شروع فعاليت شوراي جديد شهر زيبنده نيست اعضا محترم شورا كه از اهداف آنها طبق قانون رفع مسايل و مشكلات شهري از قبيل جلوگيري از رشد بي قواره و بي برنامه شهر، رفع معضل حاشيه نشيني ... مي باشد، شورا را محل تاخت و تاز و مشاجرات و تنشهاي دروني كنند و خود را به پيرايه هاي سياسي آغشته نمايند و هر روز انعكاسي از آن به بيرون از مجموعه شورا انتقال يابد. آيا اين شائبه قوت نمي گير كه اين قشر آسيب پذير (اتفاقا با توجه به ميزان جمعيت داراي آراء زياد مي باشند) فقط در زمان انتخابات مورد توجه قرار مي گيرند؟ چگونه است خانه هاي حاشيه شهر ايلام از خدمات آب، برق و ... محروم و با جوابهاي نظير اينكه كار شما غيرقانوني (فاقد سند پروانه ساخت و ساز، پايان كار...) است از اين خدمات عمومي محروم مي باشند و بعضاً تعدادي از اين خانه ها از اين امتيازها برخوردارند آيا در جواب نمي توان اثري از رابطه به جاي ضابطه، رفاقت و يا ... مشاهده كرد؟ با توجه به اين كه مهاجرين زندگي در حاشيه شهرها را بهتر از زندگي در روستا مي دانند و هر روز بر تعداد آنها اضافه مي شود و درصد مشكلات اجتماعي، اخلاقي، بهداشتي و امنيتي حاشيه ها معمولاً بيشتر از نقاط ديگر شهري است مسئولين امر جهت رفع اين معضلات چه اقداماتي تاكنون انجام داده اند؟ سوالي كه مردم از فرماندار محترم شهرستان ايلام دارند (ايشان رئيس شوراي تامين شهرستان عضو كميسيون ماده 100 و ميزبان جلسات كميته ساماندهي شهر ايلام مي باشند) اين است كه آيا استفاده از لودر و بولدوزر جهت تخريب منازل اين قشر آسيب پذير جامعه چاره اي اصولي است؟ آيا اين تهديدهاي غير اصولي كه بعضاً با تجمع اعتراض آميز اين افراد همراه است نتيجه اي غير از اين به همراه دارد كه كل خدمات نظام شهري را به زير سوال مي برند؟ آيا با عدم ارائه خدمات عمومي در مناطق شهر ايلام اين مشكل حل مي شود؟ آقاي فرماندار آيا وقت آن نرسيده كه در جلسات كميته ساماندهي شهر به جاي دعوت از كارشناسان جنگلداري، تاريخ و زبان (ضمن احترام كه براي اين عزيزان قايليم) از برنامه ريزان شهري و جامعه شناسان و متخصصين در امر شهرسازي دعوت شود. معضل حاشيه نشيني باعث توسعه ناهمگون شهر ايلام شده است، مطالعات ميداني مويد اين نكته است كه قسمتهايي كه با معضل حاشيه نشيني روبرو هستند (قسمت هاي شمالي و شرقي شهر ايلام) علاوه بر مشكلات اجتماعي و ... در آينده به دليل شيب زياد دامنه هايي كه در آنها ساخت و ساز انجام گرفته شاهد حركات دامنه اي (ريزش، خزش، لغزش، حركات سولي فولوكسيون و جريانات گلي...) خواهيم بود. در قسمتهاي جنوبي شهر ايلام نيز چند سالي است كه شاهد حضور جمعيتي كه به ظاهر در مساكني (آلونك نشين) با تعداد جمعيتي قابل تامل هستيم، اين افراد در خانه هاي محقر در منطقه اي كثيف با تغذيه اي نامناسب و تعداد زيادي بچه زندگي مي كنند كه نوجوانان و جوانان آنها به دليل نداشتن ابتدايي ترين امكانات رفاهي و ... به سرعت جذب شغلهاي كاذب مي شوند اين مجموعه زير خط فقر زندگي مي كنند و به دليل كمبود دريافت ارزشهاي مواد غذايي و خوراكي شاهد بروز بيماريهاي گوناگون عفوني در بين جمعيت آنها هستيم (تعبيري كه متخصصان شهري براي اين نواحي استفاده مي كنند آپانديس شهري است) فرزندان آنها در خيابانهاي شهر با التماس، عابران را براي خريد يك آدامس، واكس زدن ارزان قيمت و يا تكدي گري در چهار راهها و يا ورودي هاي پمپ بنزين هاي سطح شهر و يا در گوشه اي از پياده روها بر روي پاهاي مادران خود با خواهش و تمنا دستي به سوي رهگذران دراز كرده اند مسئولين امر و مراجع تصميم گيرنده در سطح استان مي بايست تمهيدات لازم و برنامه اي مدون جهت جلوگيري از اين رشد ناموزون شهر (و عواقب اجتماعي آن كه در مرحله اي از بحران است) اتخاذ كنند. در تحقيقات به عمل آمده شهر ايلام چنين نشان مي دهد كه درآمد اكثر مهاجرين پس از مهاجرت به شهر ايلام 10 الي 15 برابر افزايش يافته است، اكثر آنها قبل از مهاجرت كارهاي چون كشاورزي، دامپروري، زراعت ... انجام مي داده اند ولي امروزه با مشغول شدن در شغلهاي نظير سيگار فروشي درآمد آنان به بيست برابر افزايش يافته است، همچنين برخورداري اين افراد از امكانات رفاهي، خدماتي و... كه از عمده عوامل مهاجرت از روستا به شهر ايلام بوده بيش از زماني بوده كه در روستا زندگي كرده اند، و با وجود اينكه مشاغل نظير كارگري (رفتگري و باربري) برگزيده اند از وضعيت فعلي خود راضي بوده و حاضر به بازگشت به موطن اصلي خود (روستا) نيستند چرا كه مشكلات امرار معاش به دليل نبود كسب و كار مناسب، مشكلات ادامه تحصيل فرزندان ... را از دلايل مهاجرت به شهر عنوان كرده اند آنچه محرز است اينكه برنامه ريزي علمي براي برطرف كردن موانع و گسترش اين موضوع صورت نگرفته است، بنابراين امكان تعديل اين معضل اجتماعي وجود دارد به شرط اين كه بجاي هياهو و برنامه ريزي هاي ظاهري برنامه ريزي علمي و جامع صورت پذيرد. منابع: 1ـ شكويي، حسين، ديدگاههاي نو در جغرافياي شهري، انتشارات سمت سال 1373 2ـ رباني، رسول و همكاران، پديده حاشيه نشيني و پيامدهاي اجتماعي و فرهنگي اصفهان، مجله پژوهشي علوم انساني

منابع و مآخذ


1- احمدی، حبیب(1384) جامعه شناسی انحرافات، تهران: انتشارات سمت
2- آقابخشي، حبيب‌اله و همكاران(1382)حاشيه‌نشيني و اسكان غيررسمي، مجموعه مقالات، تهران: انتشارات دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشی، جلد اول
3- آقابخشي، حبيب‌اله و همكاران(1382)حاشيه‌نشيني و اسكان غيررسمي، مجموعه مقالات، تهران: انتشارات دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشی، جلد دوم
4- انجمن‌ جامعه‌شناسان ايران(1383)آسيب‌هاي اجتماعي ايران(مجموعه مقالات)، تهران: انتشارات آگاه، جلد اول
5- انجمن جامعه‌شناسي ايران(1381)آسيب‌‌هاي اجتماعي و روند تحول آن در ايران، تهران: انتشارات آگاه، جلددوم
6-  انجمن جامعه‌شناسي ايران(1381)پرخاشگري و جنايت(مجموعه مقالات)، تهران: انتشارات آگاه، جلد سوم
7- اسدالهی، عبدالرحیم و محمود براتوند (1384)حاشيه‌نشيني و جرم، مقايسه موردي كوي سيدخلف و كيانپارس، اهواز: شوراي تحقيقات زندانهاي خوزستان
8- رئيس دانا، فريبرز(1380)بررسي‌هايي در آسيب‌شناسي اجتماعي ايران، تهران: انتشارات دانشگاه علوم بهزيستي
9- رتيرز، جورج(1380)نظريه جامعه‌شناسي در دوران معاصر،‌ ترجمه محسن ثلاثي، تهران: انتشارات عملي، چاپ پنجم
10- زاهدي، محمدجواد(1383)توسعه و نابرابري، تهران: انتشارات مازيار
11-  ساروخاني، ‌باقر(1382)روشهاي تحقيق در علوم اجتماعي، تهران:  پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، جلد اول، چاپ چهارم
12-  ساروخاني، ‌باقر(1382)روشهاي تحقيق در علوم اجتماعي تهران:  پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، جلد دوم، چاپ چهارم
13- ستوده، هدايت‌اله(1376)آسيب‌شناسي اجتماعي، تهران: نشر آواي نور، چاپ چهارم
14- سخاوت، جعفر(1383)جامعه‌شناسي انحراف اجتماعي، تهران: دانشگاه پيام نور، چاپ يازدهم
15- شیخاوندی، داور(1376) جامعه شناسی انحرافات و آسیب شناسی اجتماعی شهری، تهران: نشر آگاه
16- كسل، فيليپ(1383)چكيده آثار آنتوني گيدنز، تهران: نشر ققنوس
17- كوزر، لوئيس(1373)زندگي و انديشه بزرگان جامعه‌شناسي، ‌ترجمه محسن ثلاثي، تهران: نشر علمي، چاپ دهم
18- گروهي از مؤلفان(1383)بررسي مسائل اجتماعي، تهران: انتشارات پيام نور، چاپ دوم
19- گيدنز،‌ آنتوني(1383)جامعه‌شناسي، ترجمه منوچهر صبوري، تهران: نشر ني، چاپ پنجم
20- محسني، منوچهر(1379)بررسي آگاهي‌ها و نگرشها و رفتارهاي اجتماعي- فرهنگي در ايران، تهران: دبيرخانه شوراي فرهنگ عمومي وزارت کشور
21- مركز آمار(1382) ايران در آينه آمار سال 1381، ‌شماره 22، تهران: دفتر انشارات و اطلاع رسانی
22- مركز آمار ايران(1382)آمار پايه‌اي استانها در سال 1382 شماره 3847، تهران: دفتر انشارات و اطلاع رسانی
23- مركز آمار ايران(1383)آمارگيري از ويژگيهاي اقتصادي- اجتماعي خانوار 1382، شماره 3817 تهران: دفتر انتشارات و اطلاع رسانی مرکز آمار
24- مركز آمار ايران(1384)آمارگيري از ويژگيهاي اشتغال و بيكاري خانوار 1383، شماره 3872 ، تهران: دفتر انتشارات و اطلاع رسانی مرکز آمار
25- مركز آمار ايران(1384) سالنامه آماری کشور 1383، شماره 3865 ، دفتر تهران: دفتر انتشارات و اطلاع رسانی مرکز آمار
26- مركز مديريت و برنامه‌ريزي استان ايلام(1384) سالنامه آماري استان ايلام در سال 1383، ایلام: سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان، نشريه شماره 001/85
27- ميري آشتياني، الهام(1382)مقدمه‌اي بر آسيب‌شناسي اجتماعي ايران، تهران: نشر فرهنگ گفتمان
28- www.lihatary.utorento.ca/pcs/orban with the:Homer dixon,thomad Giaweki,peter;urban Growth and vilence.June 1995
29- www.unhabitat.org/global-report.asp with the: chalenge of slums 2005
30- vidal,john.everythith… indegardian Saturday oct 4.2003
31- www.free_definition/shuntwe_tone.htmle on : 7.2005

References:
1. Agha baxshi and others(1382-2003)Hashie neshini va Eskan e gheir e rasmi,Vol. 1 Tehran: Behzisti university press
2. Agha baxshi and others(1382-2003)Hashie neshini va Eskan e gheir e rasmi,Vol. 2 Tehran: Behzisti university press
3. Ahamadi, Habib(1384-2005) jamee shenasi enherafat, Tehran: Samt pub.
4. Anjomene jameeshenasie Iran(1381-2002) Asinhaye Ejtemaie va ravande tahavole an dar Iran, Vol: 2, Tehran: Agah pub.  
5. Anjomene jameeshenasie Iran(1381-2002)Parxashgari va Jenayat, Vol: 3, Tehran: Agah pub.
6. Anjomene jameeshenasie Iran(1383-2004)Asibshenasi ejtemaie Iran,Vol:1, Tehran: Agah pub.  
7. Asadollahi, Abdorrahim and mahmud baratvand(1384-2005)Hashie neshini va Jorm, Ahwaz: xuzestan prisons press
8. Castle, Philip(1383-2004)chekideh Asare Anthony Giddens, Tehran: Qoqnus Pub.
9. Cozier, Lewis (1373-1994)Zendegi va Andisheh Bozorgane Jamee shenasi, Persian translation by Mohsen Thalathi, 10th Eid, Elmi pub.
10. Giddens, Anthony(1383-2004)Jameeshenasi, , Persian translation by Mohsen Thalathi, 5th Edi., Tehran: Ney Pub.
11. Group of Edditors(1383-2004) Barresie Masaele Ejtemaie Iran, 2nd, Tehran: Payame Nur university press
12. Iranian Statistic centre (1382-2003) Amare Payeie Ostanha dar sale 1382-2003, No.3847, Tehran: publication centre
13. Iranian Statistic centre (1383-2004) Amargiri az vijhegihaye Eqtesadi-Ejtemaie xanevar sale 1382-2003, No.3817, Tehran: publication centre
14. Iranian Statistic centre (1384-2005) Amargiri az vijhegihaye Eshteghal va Bikari dar sale 1383-2004, No.3872, Tehran: publication centre
15. Iranian Statistic centre (1384-2005) Salnameh Amarie keshvar dar sale1383-2004, No.3865, Tehran: publication centre
16. Iranian Statistic centre(1382-2003)IRAN dar Aieneh Amare sale 1381-2002, No.22, Tehran: publication centre
17. Management & Planning centre of ILAM(1384-2005) ) Salnameh Amarie keshvar dar sale1383-2004, No. 85/001, ILAM: Management & Planning centre of ILAM press
18. Mirie Ashtiani, Elham(1382-2003) moqaddameie bar Asibshenasi Ejtemaie IRAN, Tehran: Farhange Gofteman pub.
19. Mohseni, Alireza(1379-2000)barrasie agahiha va negareshha va raftarhaye ejtemaie-farhangi dar Iran, Tehran: public culture commission of Interior ministry press
20. Raies dana, Fariborz(1380-2001)Barrasihaie dar Asibshenasi Ejtemaie Iran,Tehran: Behzisti university press
21. Ritzier, George(1380-2001)Nazariehaye Jameeshenasi da Dorane Moaser, Persian translation by Mohsen Thalathi, 5th Edi, Tehran: Elmi pub.
22. Saruxani, Baqer(1382-2003)Ravesh haye tahqiq dar Olume Ejtemaie, Vol:1, 4th Edi, Tehran: pajhuheshgahe olume ensani va motaleate farhangi pub.
23. Saruxani, Baqer(1382-2003)Ravesh haye tahqiq dar Olume Ejtemaie, Vol:2, 4th Edi, Tehran: pajhuheshgahe olume ensani va motaleate farhangi pub.
24. Sexavat, Jaafar(1383-2004)Jamee shenasie Enherafate Ejtemaie, 11th Edi, Tehran: Payame Nur university press
25. Sheixavandi, Davar(1376-1997) Jamee shenasie Enherafat va Asibshenasi Ejtemaie shahri, Tehran: Agah Pub.
26. Sotudeh, Hedayat(1376-1997)Asibshenasie Ejtemaie, 4th Edi, Tehran: Avaye nur pub.
27. vidal,john.everythith… indegardian Saturday oct 4.2003
28. www.free_definition/shuntwe_tone.htmle
29. www.lihatary.utorento.ca/pcs/orban with the:Homer dixon,thomad Giaweki,peter;urban Growth and vilence.June 1995
30. www.unhabitat.org/global-report.asp with the: chalenge of slums 2005
31. Zahedi, Mohammad Javad(1383-2004)Toseae va Nabarabari, Tehran: Maziar pub

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مرداد 1389ساعت 12:24  توسط ساسان  | 

حکم حکومتی در فقه علوی

حکم حکومتي در فقه علوي

 

پيشرفت و تعالي جوامع انساني در گرو قوانين حاکم بر آنها است. بي گمان چگونگي گزينش کارگزاران، عزل و نصب آنان،برنامه ريزي هاي خرد و کلان و چگونگي اجراي قوانين، نقش بسزايي در خروج از بن بست ها و عبور از پيچ و خم و گره هاي کورناشي از روابط انسان ها دارد.

از سوي ديگر نظام قانون گذاري دين مقدس اسلام ضمن برخورداري از امتيازات فراوان، همانند جامع و کامل بودن، باويژگي هايي ديگر نيز همراه است ، از جمله اين که تنوع و فراواني اقسام حکم و دستورها را به لحاظ حالات و شرايط مختلف مکلف برمي شمرد.

با توجه به اين ويژگي مي توان گفت: در سيستم قانون گذاري اسلام در هيچ زمان و مکاني و در هيچ موقعيتي بن بست قانوني ياگره باز نشدني وجوند ندارد.

از جمله اين اقسام، که در گره گشايي و عبور از بن بست هاي اجتماعي و اداره حکومت کاربرد وصف ناپذيري را بر عهده داردحکم حکومتي است.

اين نوشته که نگاهي دارد به پاره اي از احکام حکومتي صادر از مولا امام علي(ع). پيش از آغاز بحث توجه به چند نکته سودمنداست:

 

 

1. مقاله از دو بخش تشکيل شده: در بخش اول به مباحثي پرداخته ايم که هر چند موضوعاتي مستقل و شايسته تحقيقند ولي در اين نوشته با هدف بستر سازي براي بخش دوم فراهم شده اند.

2. حکم حکومتي با نام هاي ديگري همانند «حکم ولايي »، «حکم حاکم »، «حکم ولايتي » و «حکم متغير» نيز ياد مي شود.

3. بحث از احکام حکومتي بدين معنا نيست که ائمه(ع) با ناديده انگاشتن احکام الهي حق صدور حکم حکومتي دارند، زيرااحکام حکومتي بايد با رعايت احکام ثابت الهي باشد به گونه اي که احکام حکومتي هميشه در طول احکام الهي است نه درعرض آنها، هر چند ممکن است ميان احکام حکومتي و اولي تزاحم بوده باشد که در آن صورت مرجع، قواعد باب تزاحم است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بخش اول: کليات

 مفهوم حکم

 معناي لغوي: پر واضح است بحث و کنکاشي از مفهوم واژه «حکم » از مباحث مهم و زيربنايي مطالب آينده به شمار مي آيد، زيرا حکم در موارد مختلف در معاني گوناگون به کار مي رود و پيش از هر بحثي بايد روشن شود مقصود از آن کدام معنا است. ازاين رو اشاره اي هر چند اجمالي به نظريات صاحب نظران در لغت لازم است. صاحبان فرهنگ فارسي و عربي براي واژه حکم معناهاي چندي بيان کرده اند، از جمله: زبيدي در تاج العروس حکم را به معناي قضاوت دانسته است:

 

الحکم بالضم القضاء في الشي ء بانه کذا او ليس کذا.() برخي صاحب نظران ديگر نيز همانند زبيدي حکم را به معناي قضاوت دانسته اند مانند:

جوهري() و ابن سيده و ازهري به گزارش ابن منظور.() معناي ديگر براي اين واژه، منع و بازدارندگي است. راغب اصفهاني مي نويسد:

حکم اصله منع منعا للاصلاح و منه سميت اللجام حکمة الدابة.() در اين معنا ابن فارس() و ابن اثير() نيز باراغب اصفهاني موافقند.

معناي اصطلاحي: فقها حکم را در فصل مستقلي مورد بحث قرار نداده اند بلکه به مناسبت هاي گوناگون در لابه لاي کلماتشان آن را مطرح و تعريف و بعضي از احکام آن را متعرض شده اند.

از آن جا که اصطلاح حکم ميان فقيهان با کاربردهاي گوناگوني مورد استفاده واقع شده تعريف هاي متعددي از آن نيز به چشم مي خورد، از جمله: شهيد اول مي نگارد: حکم شرعي عبارت است از: خطاب شارع که مربوط به کارهاي مکلفان مي شود، به گونه اقتضا يا تخيير. برخي کلمه «وضع » را نيز اضافه کرده اند.() فاضل مقداد نيز همين تعريف را با افزودن «اوالوضع » پسنديده است.() محقق ناييني در تعريف حکم مي نويسد:

حکم شرعي عبارت است از: آنچه در مورد عمل مکلفان به گونه اقتضا (وجوب، حرمت، کراهت و استحباب) يا تخير (اباحه)جعل شده است.() آيت اللّه خويي در تعريف حکم آورده است:

حکم عبارت است از: اراده و کراهت مولي.() شهيد صدر پس از انتقاد از تعريف شهيد اول و فاضل مقداد مبني بر اين که خطاب شرعي حکم نيست بلکه کاشف از آن است،مي نويسد:

 

حکم شرعي، تشريعي است که از طرف خدا براي منظم ساختن زندگي انسان صادر شده است.() اقسام حکم حکم شرعي از زوايا و نگاه هاي مختلف تقسيم پذير است. برخي از اين اقسام ارتباط نزديک با موضوع اين نوشته دارد.

اين نوشته جهت تبيين جايگاه حکم حکومتي در ميان اقسام گوناگون حکم و تفاوت آن با هر يک از آنها به ناچار بايد توجهي (هرچند شتاب زده) به اين تقسيمات داشته باشد.

پاره اي از اين تقسيمات که پيوند وثيق با بحث مورد نظر دارد عبارت است از:

 

 

 

 

1. حکم تکليفي و وضعي:

 حکم به اعتبار ويژگي هايي که در خود حکم نهفته است به تکليفي و وضعي تقسيم مي شود.

درتعريف حکم تکليفي عبارات گوناگوني به کار گرفته شده است، از جمله:

حکم تکليفي، اعتبار صادر شده از سوي شارع مقدس به گونه اقتضا و يا تخير است.() حکم تکليفي به لحاظ ملاک الزام و تخيير به احکام خمسه وجوب، حرمت، استحباب، کراهت و اباحه تقسيم شده است.

واجب نيز به اقسام فراواني مانند عيني و کفايي، تعييني و تخييري، موقت و غيرموقت، مضيق و موسع، مطلق و مشروط، منجزو معلق، تعبدي و توصلي، نفسي و غيري، اصلي و تبعي، مولوي و ارشادي تقسيم شده است. حرام و استحباب و کراهت نيزاقسام زيادي دارند که به جهت دور نشدن از هدف نوشته از ورود به آنها خودداري مي شود.

اما حکم وضعي با تعابير مختلفي تعريف شده، از جمله صاحب مباحث الحکم آورده است:

حکم وضعي يعني اعتبار شرعي که اقتضا و تخيير را در بر ندارد.() در احکام وضعي مطالب زيادي ميان صاحب نظران مورد اختلاف واقع شده مانند شمار احکام وضعي، قابليت و عدم قابليت جعل مستقل.

 

 

 

 

 

فرق هاي حکم تکليفي و وضعي:

 از آنچه در تعريف هر يک از حکم تکليفي و وضعي گفته شده فرق هاي اين دو روشن مي شود، از جمله:

1. فصلي شدن احکام تکليفي، مشروط به وجود شرايط عامه تکليف (علم، قدرت و عقل) است، اما فعليت احکام وضعي به هيچ يک از اين شرايط متوقف نيست.

2. احکام تکليفي وجوب، حرمت، استحباب و کراهت، استحقاق ثواب يا عقاب را در پي دارند برخلاف احکام وضعي که به تنهايي اين گونه نيستند.

3. تعلق احکام تکليفي مشروط به بلوغ است ولي تعلق احکام وضعي مشروط به بلوغ نيست.

4. احکام تکليفي مستقيما به افعال مکلفان تعلق مي گيرد ولي احکام وضعي به طور غيرمستقيم به افعال مکلف تعلق مي گيرد.

البته در احکام وضعي نسبت به تعريف و ماهيت آنها و نيز تعداد آنها نظريات مختلفي وجود دارد. آنچه گفته شد بر مبناي مشهور فقها است.

 

 

 

 

 

 

2. حکم واقعي و ظاهري:

 تقسيم ديگر براي حکم در دانش فقه و اصول، تقسيم آن به واقعي و ظاهري است. اين تقسيم،پيوند وثيقي با تبيين جايگاه حکم حکومتي دارد و به اعتبار ويژگي و اوصاف مکلف مانند علم، جهل و شک انجام مي پذيرد.

در تعريف هر يک از اين دو قسم، عبارات متفاوتي به کار گرفته شده ولي روح و مقصود تمامي آنها يکي است و آن اين که اگرشارع حکمي را به عنوان اولي براي موضوعي خاص جعل کند حکم واقعي است. در اين جعل، علم، جهل يا شک مکلف لحاظ نشده و صرفا براساس مصالح و مفاسد واقعي صورت گرفته است، مانند وجوب نماز و حرمت شرب خمر.

اگر شارع مقدس حکمي را در ظرف جهل و شک نسبت به احکام واقعي وضع کند حکم ظاهري است. هدف از جعل حکم ظاهري خارج ساختن مکلف از حالت شک و بلاتکليفي است.

شهيد صدر در اين باره مي نويسد:

حکم واقعي حکمي است که در موضوع آن شکي نسبت به حکم شرعي قبلي فرض نشده باشد و حکم ظاهري آن است که درموضوع آن نسبت به حکم شرعي قبلي شک فرض شده است.() با دقت در تعريف حکم واقعي و ظاهري فرق هر يک نيز آشکار مي شود و نيازي به بحث ندارد.

 

 

 

3. حکم اولي و ثانوي:

 از تقسيمات ديگر حکم، تقسيم آن به اولي و ثانوي است. اين تقسيم افزون بر اين که با مقصد اين نوشته ارتباط تنگاتنگي دارد ابزار کار مجتهدان براي حل بسياري از مشکلات به ويژه مقولات اجتماعي و حکومتي است.

اين تقسيم به لحاظ حالاتي است که براي مکلف پيش مي آيد.

از اين رو در تعريف حکم اولي ممکن است گفته شود:

حکم اولي حکمي است که شارع مقدس با توجه به مصالح و مفاسدي که در خود موضوع وجود دارد آن را جعل مي کند.

(درصورت مصلحت ملزم، وجوب و در صورت مفسده ملزم، حرمت). اما حکم ثانوي حکمي است با نظر به حالت خاص و استثنايي مکلف شارع آن را جعل مي کند.

اين تعريف از حکم اولي و ثانوي را مي توان از بيانات آيت اللّه شيخ عبدالکريم حايري يزدي استفاده کرد.()

 

 

 

 

 

 

تفاوت حکم اولي و ثانوي:

 پاره اي از فرق هاي اساسي ميان حکم اولي و ثانوي عبارتند از:

1. حکم اولي هميشگي است ولي حکم ثانوي موقت است تا هنگامي که حالت اضطرار استثنايي براي مکلف باشد حکم ثانوي نيز هست و با رفع حالت ويژه، حکم ثانوي نيز منتفي خواهد شد.

2. حکم اولي بر همه مکلفان واجب است حتي جاهل و عالم نسبت به آن يکسانند. اين که گفته شده خداوند در هر واقعه اي حکمي را جعل کرده است که جاهل و عالم در آن مشترکند مقصود همين حکم اولي است، اما حکم ثانوي بر همه مکلفان مشترک نيست بلکه تنها شامل کسي است که در موقعيت استثنايي و حالت اضطراري قرار دارد.

3. احکام ثانوي هميشه در طول احکام اولي قرار دارند،() به اين معنا که واجب اصلي که در ابتدا بر مکلف واجب شده همان حکم اولي است و پس از حدوث حالت استثنايي به جاي حکم اولي، حکم ثانوي جايگزين مي شود.

4. در تعارض ميان حکم اولي و حکم ثانوي حق تقدم با حکم ثانوي است ، زيرا حکم ثانوي به منزله خاص و حکم اولي به منزله عام است و خاص هميشه بر عام مقدم است.

از جمله مباحث حکم ثانوي عبارت است از: شرايط و عناويني که شارع مقدس با حدوث آنها حکم ثانوي را جعل مي کند.

 

فقها نسبت به مصاديق حکم ثانوي نظر يکسان ندارند. برخي، مصاديق را در مواردي خاص مانند عسر و حرج، اضطرار و تقيه منحصر دانسته اند، ولي اين انحصار وجهي ندارد، زيرا هر جا امکان عمل به حکم اولي نباشد نوبت به جعل حکم ثانوي مي رسد.

پاره اي از مواردي که در کلام فقها مصداق عنوان ثانوي شمرده شده عبارتند از:

1. هر جا عمل به حکم اولي موجب عسر و حرج باشد، 2. به ارتکاب حرام يا ترک واجب مضطر شود، 3. هر جا انجام دادن حکم اولي سبب ضرر مکلف و اضرار به ديگران باشد، 4. پاي تقيه در ميان باشد، 5. اگر حکم اولي به امر مهمي تعلق گيرد چنانچه اين امر مهم با امر اهمي در تنافي و تعارض باشد حکم عنوان مهم جايش رابه حکم امر اهم واگذار مي کند و در مورد عنوان مهم، نوبت به حکم ثانوي مي رسد، 6. امر پدر نسبت به پسر و نيز امر شوهر نسبت به زن در دايره احکام غيرالزامي (مستحب و مکروه) سبب مي شود حکم اولي مورد عمل واقع نشود.

 

چند تذکر:

1) احکام ثانوي احکام واقعي هستند، زيرا اينها مانند احکام اولي جهت تحصيل مصالح و منافع واقعي بندگان مقرر گرديده اند.بنابراين تقسيم در تقسيم حکم به اولي و ثانوي، حکم واقعي است نه حکم تکليفي.

2) هر چند برخي از بزرگان احکام ظاهري را به لحاظ اين که در طول احکام اولي قرار دارند با عنوان حکم ثانوي يادکرده اند ولي اگر مقصود حرف اشتراک در نام باشد حرفي نيست و اگر فراتر از نام گذاري، اشتراک در ماهيت و عملکرد ميان حکم ثانوي و ظاهري نيز مقصود باشد نادرست است. توضيح اين مطلب خواهد آمد.

3) جاعل حکم ثانوي پس از تحقق موضوع، شارع مقدس است.

اين مطلب در تبيين تفاوت ميان احکام ثانوي و حکومتي نقش کليدي دارد.

4) تشخيص تحقق يا عدم تحقق مصداق عنوان ثانوي مانند ديگر موضوعات برعهده مکلف است.

 

4. حکم حکومتي و غيرحکومتي

 اين تقسيم که محور و هدف اساسي اين نوشته را تشکيل مي دهد به لحاظ خصوصيات حاکم و جاعل حکم صورت مي گيرد.

پيش از اين در مقدمه به اهميت و کارکرد حکم حکومتي در سيستم قانون گذاري اسلام اشاره شد. گره گشايي حکم حکومتي به ويژه در بن بست هاي اجتماعي و اداره حکومت جايگاه رفيعي را رقم زده است. با توجه به اين امور، مباحث حکم حکومتي رابا تفصيل بيشتر تحت عناوين زير پي مي گيريم:

 

تعريف حکم حکومتي

 فقها از حکم حکومتي تعريف دقيقي به دست نداده اند و نبود تعريف جامع و مانع، در تمام مباحث مربوط به آن مشهود است.

درهر صورت براي حکم حکومتي تعريف هايي شده است.

صاحب جواهر مي نويسد:

حکم عبارت است از: فرمان حاکم (نه خداي متعال) بر عمل کردن به حکم شرعي تکليفي يا عمل به حکم وضعي يا عمل به موضوع آن دو، در مورد خاص.() هر چند صاحب جواهر در مقام تعريف حکم قضايي است اما در پايان بحث تصريح مي کند که چون از اطلاق مقبوله عمر بن حنظله() براي حاکم [جامع شرايط] جعل ولايت استفاده مي شود تعريف مذکور همچنان که حکم قضايي را شامل مي شود حکم حکومتي را نيز در برمي گيرد.() اين تعريف به دو ويژگي حکم حکومتي اشاره دارد:

 

اول: مصدر جعل حکم حکومتي حاکم است، در برابر حکم شرعي غيرحکومتي که مصدر آن شارع مقدس است و فتواي مجتهد کاشف از آن است.

دوم حکم حکومتي در طول حکم شرعي است و نسبت به احکام تکليفي و وضعي و يا تحقق موضوع هر يک جنبه اجرايي دارد. بنابراين موضوع حکم حکومتي فراگير است و حکم تکليفي، وضعي، تحقق موضوع هر يک و احکام قضايي را شامل مي شود.

 

اشکال: مستفاد از اين تعريف اين است که حکم حکومتي هميشه ماهيت اجرايي دارد در حالي که بعضي از احکام حکومتي جنبه اجرايي ندارد، مانند حکم به رؤيت هلال.

جواب: صاحب جواهر پاسخ اين اشکال را اين گونه داده است که لازم نيست حکم حکومتي در مورد اختلاف باشد و جنبه اجرايي داشته باشد. ايشان مثال مي زند به حکم به رؤيت هلال که نه در مورد نزاع است و نه جنبه اجرايي دارد.() صاحب الميزان پس از بحث از نيازهاي ثابت و متغير، در مقام تبيين رفع نيازهاي متغير به وسيله احکام حکومتي مي نويسد:

 

احکام حکومتي تصميماتي است که ولي امر در سايه قوانين شريعت و رعايت موافقت آنها به حسب مصلحت زمان آنجا ذکرمي کند و طبق آنها مقرراتي وضع نموده و به اجرا درمي آورد.() ايشان براي توضيح بيشتر به دنبال تعريف حکم حکومتي مي نگارد:

مقررات مذکور (حکم حکومتي) لازم الاجرا بوده و مانند شريعت داراي اعتبار هستند با اين تفاوت که قوانين آسماني ثابت وغيرقابل تغيير و مقررات وضعي قابل تغييرند و در ثبات و بقا تابع مصلحتي هستند که آنها را به وجود آورده است و چون پيوسته زندگي جامعه انساني در تحول و رو به تکامل است طبعا اين مقررات تدريجا تغيير و تبدل پيدا کرده و جاي خود را به بهتر ازخود خواهند داد.()

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 ماهيت حکم حکومتي

 در مورد حقيقت حکم حکومتي نظريات مختلفي ابراز شده است، از جمله:

1. حکم حکومتي در طول حکم اولي و ثانوي است و به انگيزه اجراي هر يک از اين دو از سوي حاکم صادر مي شود.

بنابراين حکم حکومتي ماهيتي جدا از اين دو نيست و در برابر آن دو قرار ندارد بلکه حکم حکومتي، يا دستور به اجراي احکام اولي است مانند حکم به اجراي حدود و جمع آوري زکات و يا دستور به اجراي احکام ثانوي است مانند اجراي حکم ثانوي در قضيه تحريم تنباکو. توضيح اين که چون اجرا و عمل به آيه «اوفوا بالعقود...»() در عقد قرار داد خريد و فروش تنباکو در قضيه تالبوت سبب ضرر و زيان مسلمانان و موجب سلطه و نفوذ کافر بر کشور اسلامي مي شد با عنوان ثانوي (ضرر و زيان مسلمانان و سلطه کفار) وجوب عمل به عقد جايش را به حرمت داد و در نتيجه عمل به آن قرار داد حرام شد و آنچه از ميرزاي شيرازي صادر شدحکم به حرمت نبود بلکه حکم حکومتي به اجراي حرمتي بود که با تحقق عنوان ثانوي محقق شده بود.() 2. احکام حکومتي در مقابل حکم اولي و ثانوي است و ماهيتي غير از آنها دارد. هر چند در برخي از موارد حکم حکومتي از نظرمصداق با حکم اولي و ثانوي متحد است ولي گاهي از نظر مصداق با آن دو متحد نيست، مانند حکم به رؤيت هلال.

به نظر مي رسد نظر اول از جهاتي اشکال داشته باشد، از جمله:

اولا، پيش از اين گذشت که در برخي موارد، حکم حکومتي ماهيت اجرايي نسبت به حکم اولي و ثانوي ندارد، مانند حکم به رؤيت هلال که براساس نظريه اول اين گونه موارد، از حکم حکومتي خارج است.

 

ثانيا، مواردي را که حاکم شرع تشخيص مي دهد مصلحت ملزمه دارد مانند گرفتن ماليات و مصداق حکم اولي و ثانوي نيست بايد از احکام حکومتي خارج دانست و حال آن که بي گمان يکي از مصاديق احکام حکومتي خواهد بود.

 

ثالثا، در همان مواردي که حکم حکومتي با حکم اولي و ثانوي از نظر مصداق متحد است حيث حکم حکومتي با حيث حکم اولي و ثانوي تفاوت مي کند، زيرا حکم حکومتي متقوم است به اين که مصدر صدورش حاکم باشد براساس مصلحت يا مفسده ملزمه اي که او درک کرده است و اما حکم اولي و ثانوي متقوم است به اين که از شارع صادر شود. بنابراين در يک مورد، دو حکم با دو ماهيت و چيستي مختلف جمع شده اند و اجتماع دو امر اعتباري در يک مصداق خارجي افزون بر اين که اشکالي نداردمصاديق فراواني نيز دارد.

شاهد مدعا اين است که در مورد اجتماع حکم حکومتي با حکم اولي ثانوي از آن جهت که حکم اولي يا ثانوي است رعايت آن بر همه مکلف ها واجب نيست بلکه بر هر که موضوع آن باشد واجب مي شود و اما از آن جهت که حکم حکومتي است بر همه مکلف ها رعايت آن واجب است، زيرا در حکم حکومتي شارع مصلحت عامه را در صدور و عمل به آن حکم تشخيص داده است.

از اين مطلب، مشکلي که بعضي در رفع آن به زحمت افتاده اند حل مي شود.

 

 

توضيح: حضرت امام درباره احکام حکومتي و ثانوي دوتعبير دارد که به حسب ظاهر با همديگر تنافي دارند:

 

1. حکم مرحوم ميرزاي شيرازي در حرمت تنباکو چون حکم حکومتي بود، براي فقيه ديگر واجب الاتباع بود و همه علماي بزرگ ايران جز چند نفر از اين حکم متابعت کردند.

حکم قضاوتي نبود... روي مصالح مسلمين و به عنوان ثانوي اين حکم حکومتي را صادر فرمودند و تا عنوان وجود داشت اين حکم نيز بود و با رفتن، حکم هم برداشته شد.() 2. احکام ثانويه، ربط ي به اعمال ولايت فقيه ندارد.() به حسب ظاهر ميان بيان اول و دوم تنافي و تناقض ديده مي شود، چون در بيان اول با حفظ حکم ثانوي بودن تحريم تنباکو آن را حکم حکومتي دانسته اند ولي در بيان دوم فرموده اند که احکام ثانوي ربط ي با اعمال و حکم حاکم ندارد.

از اين رو بعضي تصور کرده اند که امام در بيان دوم از بيان اول برگشته است. براي رفع تنافي ممکن است بگوييم: در بيان اول مقصود امام اين است که پس از تحقق موضوع عنوان ثانوي و حکم حاکم (ميرزاي شيرازي) تحريم حکم حکومتي است و در بيان دوم مقصوداين است که عنوان ثانوي با صرف نظر از حکم حاکم ربط ي به ولي فقيه ندارد و حکم حکومتي نيست.

 

 

 

 

تفاوت حکم حکومتي با حکم اولي

 پس از اثبات نظريه دوم لازم است فرق هاي حکم حکومتي با حکم اولي و نيز فرق هاي آن با حکم ثانوي تبيين شود، زيراموارد بسياري مورد اشتباه و اختلاف واقع شده است که مصداق کدام يک از اين سه نوع حکم است. از اين رو اشاره به اين تفاوت ها ضروري است، از جمله تفاوت ها عبارتند از:

1. يکي از فرق هاي حکم حکومتي با حکم اولي از ناحيه مصالح و مفاسدي است که فلسفه صدور حکم مي باشند، زيرا در حکم حکومتي مصالح و مفاسد بر محور اجتماع و عموم مي چرخد، اما مصالح و مفاسد در احکام اولي داير مدار شخص مکلف است.

از سوي ديگر ملاک در وجود و عدم مصالح و مفاسد در احکام اولي تشخيص شارع مقدس است اما در حکم حکومتي ملاک دروجود و عدم مصلحت و مفسده، تشخيص حاکم و ولي فقيه است. از اين رو يکي از بحث هاي اساسي در حکم حکومتي شناخت مصلحت و روش هاي کشف آن است.

2. فرق اساسي ديگر، در قلمرو زمان استمرار حکم و امکان تغيير و عدم تغيير (دوام و موقت) است، زيرا حکم اولي غيرقابل تغيير است، چون در احکام اولي، حکم به عنواني تعلق گرفته که در هر زمان و مکان وجود خارجي پيدا کند، مانند وجوب نماز که به عنوان انسان مکلف عاقل تعلق گرفته. به ا صطلاح منطقي جعل احکام اولي به گونه قضيه حقيقي است و رواياتي که دلالت دارد حلال و حرام() خدا تا روز قيامت استمرار دارد ناظر به حکم اولي است. اما احکام حکومتي قابل تغيير وموقتي اند،() زيرا حکم داير مدار وجود مصلحت و مفسده اي است که حاکم آن را تشخيص داده است. بنابراين هرگاه تشخيص حاکم منتفي شود حکم نيز تغيير خواهد کرد. از اين رو محقق ناييني در مقام فرق گذاري ميان حکم حکومتي و اولي مي نويسد:

 

قوانين راجعه به اين قسم (سياسات) نظر به اختلاف مصالح و مقتضياتش به اختلاف اعصار لامحاله مختلف و در معرض نسخ تغيير است و مانند قسم (احکام اولي) مبتني بر دوام و تاييد نتواند بود.() 3. تفاوت سوم، نسبت به قلمرو اعتبار و مخاطبان است، چون حکم اولي در موارد اختلاف تنها بر مجتهدي که آن را استنباط کرده و بر مقلدانشان حجت است و وجوب پيروي دارد، اما حکم حکومتي بر تمام مکلفان حتي مقلدان مراجع ديگر بلکه برمجتهدان ديگر پيروي از آن واجب است و نقض آن از سوي آنان ناروا است حتي اگر از جهت علمي اعلم باشند.

 

حضرت امام در اين باره فرموده است:

اگر فردي از فقها توفيق تشکيل حکومت را يافت پيروي از او بر فقهاي ديگر واجب است.() آيت اللّه شهيد صدر در اين باره فرموده است:

هرگاه حاکم اسلامي (ولي فقيه) با در نظر گرفتن مصلحت عموم به چيزي فرمان دهد پيروي از او بر همگان لازم است حتي برکساني که عقيده دارند مصلحت مقصود حاکم اهميت ندارد.() 4. فرق ديگر از ناحيه مصدر جعل است، زيرا احکام اولي از سوي شارع صادر مي شود، چون حکم اولي يا مستقيما مجعول ذات مقدس الهي به عنوان شارع است يا توسط رسول خدا(ص) يا يکي از ائمه(ع) به عنوان اخبار از اراده شارع مقدس بيان شده است. اما مصدر صدور حکم حکومتي، حاکم اسلامي ا ست نه به عنوان شارع يا اخبار از اراده شارع. از اين رو فقها فرموده اند:حاکم (قاضي و غيرقاضي) به هنگام صدور حکم بايد انشا کند. صاحب جواهر در تعريف حکم فرموده است:

 

الحکم فهو انشاء انفاذ من الحاکم.

 فرق حکم حکومتي با حکم ثانوي

با تبيين و توضيح وجوه فرق ميان احکام اولي و حکومتي تا حدودي فرق ميان احکام حکومتي و ثانوي روشن مي شود، زيراپاره اي از آن فرق ها در اين بحث نيز راه دارد. به هر حال برخي از فرق هاي حکم ثانوي و حکومتي عبارت است از:

 

1. قلمرو احکام ثانوي محدود است به عناوين ثانوي، اما احکام حکومتي در قلمرو مصالح و مفاسد مربوط به حکومت و جامعه است و محدود به عناوين خاصي نيست.

2. تشخيص موضوع در احکام ثانوي به مکلف واگذار شده است و تشخيص هر مکلفي معتبر است، اما تشخيص موضوع احکام حکومتي يعني مصلحت و مفسده ملزمه مربوط به حکومت و جامعه بر عهده حاکم شرع است.

3. حکم ثانوي همانند حکم اولي مجعول شارع است، به اين معنا که مصدر آن ذات مقدس خداوند است به عنوان شارع يارسول خدا(ص) يا يکي از ائمه(ع) به عنوان اخبار و کشف از اراده شارع مقدس، اما احکام حکومتي از سوي رسول خدا(ص) يايکي از ائمه(ع) و در عصر غيبت از سوي فقيه جامع شرايط به عنوان حاکم و مدير جامعه صادر مي شود نه به عنوان شارع و يااخبار از اراده شارع مقدس، هر چند از آن جهت که شارع به او اجازه حکم حکومتي را داده، مي توان حکم حکومتي را به خداوندنسبت داد.

 

اقسام حکم حکومتي

 از آنچه گذشت روشن مي شود حکم حکومتي اقسام متعددي دارد، از جمله:

1. حکم حکومتي به لحاظ مصدر (حاکم)، يا جزء احکام حکومتي رسول اللّه(ص) است و يا از ائمه(ع) يا از فقها.

2. حکم حکومتي به لحاظ نوع حکم، يا ماهيتي اجرايي نسبت به احکام الهي دارد مانند حکم به جمع آوري زکات، اجراي حد وحکم به قتل سلمان رشدي به عنوان مصداق ساب النبي(ص) و يا اجرايي محض دارد مانند عزل و نصب مسؤولان اجرايي حکومت در بخش هاي مختلف قضايي و اجرايي يا حکمي غيراجرايي است مانند حکم به رؤيت هلال.

3. حکم حکومتي به لحاظ آثار و نتايج، اقسام مختلف دارد:

اقتصادي، اجتماعي، سياسي، جزايي، عبادي و... .

بخش دوم: نمونه هايي از احکام حکومتي امام علي(ع)

 در اين بخش برخي از احکام حکومتي مولا علي(ع) به عنوان نمونه و مصداق مباحث پيشين مورد رسيدگي قرار مي گيرد. پيش از آغاز بحث، يادآوري نکاتي سودمند است:

1. بحث و تحقيق سندي نسبت به موارد گزارش شده صورت نمي پذيرد، زيرا اين بخش بيشتر گرايش تاريخي و اطلاع رساني دارد تا فقهي، چون احکام حکومتي آن حضرت، به عنوان منبع استنباط گزارش نمي شود.

2. اين نوشته مدعي استقصاي تمامي موارد احکام حکومتي آن حضرت نيست، چه اين که چنين کاري نياز به جستجوي بيشتر دارد که از حوصله اين نوشته خارج است.

 

3. جهت تنظيم و جلوگيري از پراکندگي، مواردي تحت اقسام گوناگون حکم حکومتي به عنوان نمونه گزارش مي شود.

4. براي تهيه مطالب اين بخش افزون بر منابع حديثي شيعه و سني از کتاب هاي سيره و تاريخ نيز بهره گرفته شده است.

5. برخي از مواردي که به عنوان حکم حکومتي گزارش شده با تمام ضوابط حکم حکومتي و برخي با پاره اي از آنها انطباق وهماهنگي دارد. از اين رو ممکن است با غيرحکم حکومتي نيز قابل توجيه باشد، از باب مثال حمل بر استحباب يا کراهت ياهر عنوان ثانوي. در هر صورت توجيه اين موارد به حکم حکومتي يک احتمال است و قابل نقد مي باشد.

 

6. احکام حکومتي مصاديق فراواني دارد، از جمله:

الف) احکامي که تحت عنوان عزل و نصب کارگزاران از آن حضرت صادر شده است،() ب) تمامي احکامي که با عبارت «قضي »، «حکم » و «امر» از آن حضرت صادر شده است، ج) احکامي که به عنوان تعزير از مولي علي(ع) رسيده است، د) فرمان هايي که در جنگ ها از آن حضرت صادر شده است.() در اين بخش هيچ يک از اين اقسام مورد بررسي قرار نمي گيرد و تنها پاره اي که در بردارنده حکمي است و نمي تواند از احکام ديگر غير از حکم حکومتي باشد مورد بررسي قرار گرفته است.

7. نسبت به جعل قانون توسط ائمه(ع) نظرياتي ابراز شده است. به نظر مي رسد که ائمه(ع) حق قانون گذاري داشته اند ولي از آن استفاده نکرده اند، ليکن رسول خدا(ص) در مواردي محدود از اين حق استفاده کرده است. اما نسبت به جعل حکم حکومتي درطول احکام الهي و با رعايت آنها نه تنها چنين حقي دارند که در موارد زياد به ويژه اميرمؤمنان از اين حق استفاده کرده اند.

 

 احکام عبادي

1. خواندن نماز مستحبي به جماعت: پرواضح است از نگاه فقه شيعي خواندن نوافل با جماعت مشروع نيست و خودحضرت امير در کوفه از برپايي نمازهاي مستحبي به جماعت نهي کرده بود. با اين وصف به جهت رعايت شرايط حاکم بر آن زمان و مکان و مصالح جامعه آن روز پس از نهي، دستور داد نمازهاي مستحبي با جماعت خوانده شود. عمار مي گويد:

از امام صادق(ع) درباره حکم نمازهاي ماه رمضان در مساجد (يعني با جماعت خواندن نوافل) پرسيدم. آن حضرت فرمود:علي(ع) چون به کوفه آمد به فرزندش حسن(ع) فرمان داد تا در ميان مردم صدا زند که نماز [مستحبي] در ماه رمضان درمساجد با جماعت خوانده نشود. پس از اعلان فرمان پدر، مردم فرياد برآوردند: وا عمرا! وا عمرا! وا عمرا! چون امام حسن(ع) به خدمت پدر رسيد حضرت از سبب فرياد مردم پرسيد. پس از پاسخ آن حضرت، دستور داد به مردم بگويد که نماز [مستحبي] رابا جماعت بخوانند.() 2. قرار دادن زکات بر اسب: ميان فقها اختلاف است که آيا زکات بر نه چيز واجب است يا بر بيشتر از نه چيز؟ مشهور فقيهان باور اول را پذيرفته اند. پس بنا بر مبناي مشهور، وجوب زکات بر غير نه مورد() حکم حکومتي خواهد بود،مانند روايت زراره و محمدبن مسلم از امام باقر(ع).

 

علي(ع) بر اسب نجيب بياباني در هر سال دو دينار و بر برزون (اسب مجهول النسب) يک دينار زکات واجب کرد.() 3. تحليل خمس: يکي از واجبات از منظر فقه شيعه پرداخت خمس است. در روايتي از علي(ع) مي خوانيم:

مردم در مورد شکم و غرايز جنسي هلاک شدند، زيرا [براي سير کردن شکم و اشباع غرايز جنسي] حق ما را نپرداختند.شيعيان ما و پدرانشان از پرداختن خمس معافند.() در روايات ديگر از آن حضرت،() تصريح شده در عصر غيبت خمس بر شيعيان حلال شده. توجيه اين روايات چنين است که بگوييم: حضرت مصلحتي را در نگرفتن خمس از شيعيان آن روزگار ملاحظه کرده است و بر اساس آن، حکم حکومتي کرده بر واجب نبودن پرداخت خمس.

 

4. واگذاري پرداخت زکات: از کتاب و سنت استفاده مي شود، دريافت زکات به اختيار حاکم اسلامي است. با اين وصف اميرمؤمنان اين کار را در اختيار زکات دهندگان گذارده است. آن حضرت در نامه بيست و پنجم نهج البلاغه خطاب به جمع آورندگان زکات مي فرمايد:

سپس مي گويي: اي بندگان خدا، ولي و خليفه خدا مرا براي دريافت حق الهي به سوي شما فرستاده است. آيا خداوند در ميان اموال شما حقي (زکات) قرار داده است تا آن را به ولي خدا برسانم؟ اگر کسي گفت: حقي نيست، به او مراجعه نکنيد و اگر جواب مثبت داد او را رها کن بدون ترساندن يا وعيد دادن به او يا برخورد خشونت آميز. هر درهم و ديناري را که به عنوان زکات پرداخت کرد بگير.

 

 

حضرت امام خميني در مقام پاسخ و رد نظر کساني که امر زکات را به استناد اين روايت در اختيار زکات دهنده قرار داده است مي گويد:

اين فرمايش حضرت يک حکم حکومتي است و نمي شود بدان فتوا داد.()

 

 احکام اقتصادي

 اميرمؤمنان علي(ع) در مواردي براساس پاره اي از مصالح و رعايت شرايط حاکم بر جامعه، احکام ولايي موقت را صادر کرده است، از جمله:

 

1. عفو از اجاره مغازه هاي بازار: شيخ حر عاملي در وسائل الشيعه بابي را تحت عنوان عدم جواز اخذ کرايه از مغازه ها بازکرده و در آن چند حديث گزارش کرده است، از جمله:

 

علي(ع) مي فرموده است: بازار مسلمان ها همانند مسجد آنها است. هر کسي در تصرف مکاني از ديگران سبقت بگيرد آن کس بدان مکان تا شب سزاوارتر است.

 

روش علي(ع) اين بود که از دکان هاي بازار اجرت نمي گرفت.() 2. منع اهل ذمه از تجارت صرافي: علي(ع)، به بعضي از شغل ها اهميت خاصي مي داد. از اين رو برخي از افراد را ازاشتغال به آنها منع مي کرد، چنان که در نامه اي به رفاعه قاضي اهواز مي نويسد که از کسب صرافي اهل ذمه جلوگيري کند.() 3. منع از شکار کبوتر در شهرها: در رواياتي از شکار کبوتر در شهرها نهي شده. صاحب دعائم الاسلام آورده است:علي(ع) از شکار کبوتر در شهرها نهي کرد و به شکار آن در روستاها اجازه داد.() پر واضح است اين حکم جز حکومتي بودن نمي تواند توجيه ديگري داشته باشد و حمل بر استحباب خلاف ظاهر است.

 

4. منع از خوردن برخي از گوشت هاي حلال: از رواياتي استفاده مي شود مولا علي(ع) از خوردن گوشت بعضي از حيوانات حلال گوشت به جهت پاره اي از ملاحظات و مصالح بهداشتي نهي کرده است، از جمله در معالم القربه گزارش شده است:

علي(ع) از ذبح گاوهاي فلج، زمينگير، يک چشم، نابينا، بي دندان، گردن مويين، ديوانه، دارنده سم چاکدار و بيمار نهي کرده است. 5. سوزاندن اموال محتکر:

از رواياتي که از آن حضرت درباره مجازات محتکر وارد شده استفاده مي شود مجازات هاي شديدي براي محتکر قائل بود، ازجمله در نامه اي به رفاعة بن شداد آمده است:

از احتکار نهي کن. هر کس را که مرتکب احتکار شد او را به دردآور (تنبيه بدني کن) سپس با آشکار ساختن اموال احتکاري،محتکر را مجازات کن.() در روايت ديگر وارد شده است:

اميرمؤمنان بر شط فرات مي گذشت که به کپه غله اي که براي گران شدن نگهداري مي شد برخورد. آن حضرت دستور داد آنها رابسوزانند.() به همين مضمون دو روايت ديگر نيز رسيده است: يکي درباره اموال احتکار شده در اطراف کوفه توسط عبدالرحمن بن قيس() و ديگري درباره اموال احتکار شده به قيمت صد هزار درهم() که علي(ع) آنها را سوزاند.

6 . مصادره اموال: در بعضي از روايات آمده است: اميرمؤمنان در مواردي اموال را مصادره مي کرد، از جمله صاحب دعائم الاسلام گزارش کرده است:

 

علي(ع) اشعث را احضار و اموال وي را (به مبلغ صد هزار درهم) مصادره کرد.()

7. تفاوت در تعيين جزيه و خراج: امام علي(ع) مقدار جزيه اي را که اهل ذمه بايد پرداخت کنند در مکان هاي مختلف کم و زياد مي کرد و نيز در مورد خراج، از جمله مصعب بن يزيد انصاري گفته است:

اميرمؤمنان علي(ع) مرا مسؤول چهار روستاي مدائن (بهقباذات، نهرسير، نهرجوير و نهرالملک) تعيين کرد و مامور ساخت برهر جريب زمين زراعتي پر محصول يک درهم و نيم و بر هر جريب زمين متوسط يک درهم و بر هر جريب زمين زراعتي کم محصول دو ثلث درهم و بر هر جريب باغ انگور ده درهم و بر هر جريب نخلستان ده درهم و بر هر جريب باغ هايي که داراي نخل و درختان ديگر است ده درهم مقرر کنم... و نيز بر بزرگان مجوس که بر يابو سوار مي شوند و انگشتر طلا به دست مي کنند48 درهم و از متوسطان و تجارشان 24 درهم و از فقيرشان دوازده درهم جزيه دريافت کنم.() 8 . قيمت گذاري: حضرت امير در

 

عهدنامه مالک اشتر در اين باره فرموده است:

بايد خريد و فروش آسان و براساس ميزان و عدالت و با نرخ هاي رايج انجام گيرد تا به فروشنده و خريدار اجحاف نشود.() در روايتي آمده است:

علي(ع) در کنار شط از ميزان قيمت ها پرس و جو مي کرد.()

 

 

 

 احکام اجتماعي

 از رواياتي استفاده مي شود اميرمؤمنان به رفاه عمومي و مسائل اجتماعي اهتمام زياد مي ورزيد و احکامي را که متضمن رعايت مصالح عمومي بود صادر مي کرد، از جمله در امور ساخت و ساز ساختمان آمده است:

 

1. تخريب ساختمان هاي غيرمجاز: اصبغ بن نباته از اميرمؤمنان گزارش کرده است:

علي(ع) با مشاهده خانه هاي بني البکاء فرمود: اين جا جزء بازار است. سپس دستور تخليه و تخريب آنها را صادر کرد.()از اين روايت و روايت ديگر استفاده مي شود که نقشه شهر و بازار در اختيار حاکم اسلامي است و چنانچه مقررات رعايت نشود، جهت رعايت مصالح مسلمانان، اين قبيل ساختمان ها خراب مي شوند.

2. بستن مجاري فاضلاب: در رواياتي وارد شده که آن حضرت مجاري فاضلاب را سد مي کرد، از جمله در معالم القربه آمده است:

علي(ع) امري کرد به بستن مجاري فاضلاب و چاه هاي مستراح که در مسير مسلمان ها بود.() 3. ايجاد ساختمان براي نگهداري حيوانات گمشده:

آن حضرت در تهيه بناهاي مورد نياز عموم تا آن جا اهميت مي داد که در روايات آمده ساختماني را به حيوانات گمشده،()ساختماني را به کارهايي مانند اداره() پست، ساختماني را به سکونت درماندگان يا مداواي بيماران و کاتبان امور مالياتي اختصاص داده بود. به عنوان نمونه در مناقب ابن شهر آشوب آمده است:

 

علي(ع) اصطبلي براي حيوانات گمشده ساخته بود و حيوانات گمشده را از بيت المال به مقداري که نه چاق شوند و نه لاغر علف مي داد.() 4. امتحان سخنرانان: اميرمؤمنان در مواردي برنامه گزينش داشت، از جمله در معالم القربه آمده است:

علي(ع) حسن بصري را که براي مردم سخنراني مي کرد امتحان کرد و از او پرسيد: ستون دين چيست؟ جواب داد: ورع وپرهيزکاري. سپس پرسيد: آفت دين چيست؟ جواب داد:

 

طمع.

پس از آن به او فرمود: حالا اگر مي خواهي سخنراني کن.() 5. منع از ازدواج موقت: ائمه(ع) برخي از اصحاب خويش را به جهت مصالحي از ازدواج موقت منع کرده اند. علي(ع) ازرسول خدا نقل مي کند که آن حضرت در جنگ خيبر (در ايام جنگ) گوشت الاغ اهلي و ازدواج موقت را حرام کرد.() پرواضح است منع موقتي ازدواج موقت با تحريم هميشگي آن که بدعت است تفاوت بسيار دارد.

 

6. منع نشستن مردان در معابر: صاحب کتاب البيان و التبيين آورده است: علي(ع) در کوفه مردم را از نشستن بر سر راه منع کرده بود. در اين باره با او سخن گفتند. فرمود: به يک شرط، کاري به کارتان ندارم.

گفتند: آن شرط چيست؟ فرمود: چشم پوشيدن [از نامحرم]، جواب سلام عابران را دادن() و...

 

 

احکام جزايي

 موارد احکام حکومتي در امور جزايي و قضايي فراوان است.

شايد بتوان گفت: بيشتر قضاوت هاي آن حضرت مصداق حکم حکومتي است. در اين بخش نمونه هايي از اين احکام بيان مي شود:

 

1. مجازات داستان سرايان: در روايات وارد شده حضرت امير افزون بر جلوگيري از قصه سرايي، قصه گوها را مجازات کرده است: امام صادق از قول اميرمؤمنان گزارش مي کند آن حضرت شخص قصه سرايي را در مسجد ديد، او را کتک زد و سپس بيرونش کرد.()

2. مجازات منجمان: از برخي روايات استفاده مي شود حضرت امير بعضي از منجمان را مجازات هاي شديد مي کرده است،از جمله:

حضرت امير خطاب به مسافر بن عفيف ازدي که مسلمانان را از حرکت به سوي نهر وانيان در ساعات خاصي نهي کرده بود آفرمود: اگر به من خبر رسد که تو در ستارگان مي نگري تا وقتي که من حکومت دارم تو را براي هميشه به زندان مي افکنم. به خدا سوگند، محمد(ص) نه منجم بود و نه کاهن.()

3. تخريب محل تجمع افراد هرزه: در روايتي وارد شده است که امام علي(ع) دستور داد محلي را که اشخاص هرزه وبدکار جمع مي شدند خراب کنند.()

 

 

 

منابع :

مجله فقه اهل بیت فارسی – شماره 28 ، رحمانی ، محمد – صفحه 17- - 56 - 1380

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مرداد 1389ساعت 12:21  توسط ساسان  | 

تاریخچه حجاب

بررسی اولیه :

ريشه بيشتر انحرافات دينی و اخلاقی نسل جوان را در لابلای افكار و عقايد آنان بايد جستجو كرد . فكر اين نسل از نظر مذهبی آنچنانكه بايد راهنمائی‏ نشده است و از اين نظر فوق العاده نيازمند است
اگر مشكلی در رهنمائی اين نسل باشد بيشتر در فهميدن زبان و منطق او و روبرو شدن با او با منطق و زبان خودش است . و در اينوقت است كه هر كسی احساس می‏كند اين نسل ، برخلاف آنچه ابتدا به نظر می‏رسد ، لجوج نيست‏ ، آمادگی زيادی برای دريافت حقايق دينی دارد
هدف نويسنده و همچنين هدف گروه روشنفكر و متدين انجمن اسلامی پزشكان‏ از طرح و بحث و نشر " مسأله حجاب " اينست كه احساس شد گذشته از انحرافات عملی فراوانی كه در زمينه حجاب به وجود آمده اين مسأله و ساير مسائل مربوط به زن وسيله‏ای شده در دست يك عده افراد ناپاك و مزدور صفت كه از اين پايگاه عليه دين مقدس اسلام جار و جنجال تبليغاتی راه‏ بيندازند . بديهی است در شرايط موجود كه نسل جوان از جنبه مذهبی به قدر كافی راهنمائی نمی‏شود اين تبليغات آثار شوم خود را می‏بخشد
بدون شك پديده " برهنگی " بيماری عصر ما است . دير يا زود اين‏ پديده به عنوان يك " بيماری " شناخته خواهد شد . فرضا ما كوركورانه از غرب تقليد كنيم ، خود پيشتازان غربی ماهيت اين پديده را اعلام خواهند كرد . ولی ما اگر به انتظار اعلام آنها بنشينيم می‏ترسم خيلی دير شده باشد . اگر می‏خواهيد ببينيد كار برهنگی در غرب به كجا رسيده و فرياد چه كسانی‏ را بلند كرده است اين قسمت از نامه يكی از هنرپيشگان معروف جهان را به‏ دخترش كه به قول خودش چهل سال مردم روی زمين را خندانده است بخوانيد
اين نامه مثل معروف عاميانه خودمان را به ياد می‏آورد : " عزا چه عزائی‏ است كه مرده شوی هم گريه می‏كند 
او پس از آنكه به دخترش اجازه می‏دهد " فقط به خاطر هنر می‏توان لخت‏ و عريان به روی صحنه رفت " و تأكيد می‏كند كه اين لختی منحصرا در روی‏ صحنه و برای ضرورت هنر باشد ، می‏نويسد :
" . . . برهنگی بيماری عصر ما است . من پيرمردم و شايد حرفهای‏ خنده‏آور بزنم . اما به گمان من تن عريان تو بايد از آن كسی باشد كه روح‏ عريانش را دوست می‏داری . بد نيست اگر انديشه تو در اين باره مال ده‏ سال پيش باشد ، مال دوران پوشيدگی . نترس اين ده سال ترا پيرتر نخواهد كرد . به هر حال اميدوارم تو آخرين كسی باشی كه تبعه جزيره لختی‏ها بشوی
نويسنده اين نامه به داشتن بعضی افكار انسانی معروف است . اين سخنان وی نشانه ديگری است از بهره‏مند بودن او از برخی افكار انسانی
همانطور كه در مقدمه چاپ اول اين كتاب به اطلاع خوانندگان محترم رسيد ، محتوای اصلی و اولی اين كتاب ، يك سلسله بحثها و درسها بوده است كه‏ در جلسات انجمن اسلامی پزشكان القا شده است و پس از استخراج از ضبط صوت و تنظيم و اصلاح عبارات و اضافه برخی از مطالب به صورت كتاب در آمده است
در چاپ دوم ، تجديد نظرهائی نسبت به چاپ اول به عمل آمد و در مقدمه‏ آن چاپ متذكر شديم كه در تجديد نظر هيچ مطلبی حذف نگرديد بلكه يك‏ سلسله مطالب اضافه شد . مطالب اضافی غالبا مطلب مستقلی نيست ، تتميم‏ و تكميل است برآنچه در چاپ اول بوده و لهذا ضمن فصول كتاب گنجانيده‏ شده است . فقط يك فصل در آخر كتاب تحت عنوان " شركت زن در مجامع " اضافه شد و البته فصل فتواها كه در چاپ اول خيلی به اختصار برگزار شده‏ بود در چاپ دوم تكميل شد و آنرا نيز در حقيقت يك فصل اضافی بايد شمرد
برخی مطالب در چاپ دوم پس و پيش شد ، عبارات در موارد جزئی اصلاح‏ گرديد ، مدارك اخبار و احاديث در پاورقيها نشان داده شد ، در آخر كتاب‏ فهرست اعلام اشخاص و كتب و اماكن را اضافه كرديم ، دو فهرست هم يكی‏ برای آيات كريمه قرآن و يكی ديگر برای احاديث و اشعار و كلمات مشهور قرار داديم . از اين رو چاپ دوم از چاپ اول بسی كاملتر و جامعتر از آب‏ در آمد و در حدود يك ثلث بر جلد اول اضافه گشت .

در چاپ سوم اضافات و اصلاحات بسيار ناچيز و مختصری صورت گرفت كه قابل ذكر نبود . اكنون كه چاپ جديد اين كتاب منتشر می‏شود ، يك سلسله تجديد نظرهای ديگری به عمل آمد . اين تجديد نظرها نيز همه از نوع اضافات و توضيحات است و كمی هم اصلاحات ، چيزی كم نشده‏ همچنانكه در جوهر مطالب كتاب نيز تغييراتی داده نشده است

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه

لزوم پوشيدگی زن در برابر مرد بيگانه يكی از مسائل مهم اسلامی است . در خود قرآن كريم درباره اين مطلب تصريح شده است . عليهذا در اصل مطلب از جنبه اسلامی نمی‏توان ترديد كرد
پوشيدن زن خود را از مرد بيگانه يكی از مظاهر لزوم حريم ميان مردان و زنان اجنبی است ، همچنانكه عدم جواز خلوت ميان اجنبی و اجنبيه يكی ديگر از مظاهر آن است . اين بحث را در پنج بخش بايد رسيدگی كرد : 1 - آيا پوشش از مختصات اسلام است و پس از ظهور اسلام از مسلمين به‏ غير مسلمين سرايت كرده است ؟ يا از مختصات اسلام و مسلمين نيست و در ميان ملل ديگر قبل از اسلام نيز وجود داشته است ؟

2 - علت پوشش چيست ؟
چنانكه می‏دانيم در ميان حيوانات هيچگونه حريمی ميان جنس نر و جنس‏ ماده وجود ندارد ، آنها آزادانه با يكديگر معاشرت می‏كنند . قاعده اولی‏ طبيعی اين است كه افراد انسان نيز چنين باشند . چه موجبی سبب شده كه ميان جنس زن و مرد حريم و حائلی به صورت‏ پوشيدگی زن يا به صورت ديگر به وجود آيد ؟

 

اختصاص به پوشش ندارد ، در مطلق اخلاق جنسی جای چنين سؤالی هست
درباره حيا و عفاف نيز همين پرسش هست . حيوانات در مسائل جنسی احساس‏ شرم نمی‏كنند ولی در انسان بالاخص در جنس ماده حيا و شرم وجود دارد
 3- فلسفه پوشش از نظر اسلام
 4- ايرادها و اشكالها   
 5- حدود پوشش اسلامی چيست ؟
آيا اسلام طرفدار پرده نشينی زن است همچنانكه لغت " حجاب " بر اين‏ معنی دلالت می‏كند ، يا اسلام طرفدار اين است كه زن در حضور مرد بيگانه‏ بدن خود را بپوشاند بدون آنكه مجبور باشد از اجتماع كناره‏گيری كند ؟ و در صورت دوم حدود پوشش چقدر است ؟ آيا چهره و دو دست تا مچ نيز بايد پوشيده شود يا ماورای چهره و دو دست بايد پوشيده شود اما چهره و دو دست‏ تا مچ پوشيدنش لازم نيست ؟ و در هر حال ، آيا در اسلام مسأله‏ای به نام " حريم عفاف " وجود دارد يا نه ؟ يعنی آيا در اسلام مسأله سومی كه نه " پرده نشينی " و " محبوسيت " و نه " اختلاط " باشد وجود دارد يا خير ؟ و به عبارت ديگر آيا اسلام طرفدار جدا بودن مجامع زنان و مردان است يا نه ؟
بخش اول تاريخچه حجاب :  

1- آيا در ميان ملل ديگر قبل از اسلام حجاب بوده است ؟

 2-  وضع حجاب در جاهليت عرب 
 3- حجاب در قوم
4- حجاب در ايران باستان
 5- حجاب در هند

تاريخچه حجاب

اطلاع من از جنبه تاريخی كامل نيست . اطلاع تاريخی ما آنگاه كامل است‏ كه بتوانيم درباره همه مللی كه قبل از اسلام بوده‏اند اظهار نظر كنيم . قدر مسلم اينست كه قبل از اسلام در ميان بعضی ملل حجاب وجود داشته است
تا آنجا كه من در كتابهای مربوطه خوانده‏ام در ايران باستان و در ميان‏ قوم يهود و احتمالا در هند حجاب وجود داشته و از آنچه در قانون اسلام آمده‏ سخت‏تر بوده است . اما در جاهليت عرب حجاب وجود نداشته است و به‏ وسيله اسلام در عرب پيدا شده است
ويل دورانت در صفحه 30 جلد 12 " تاريخ تمدن " ( ترجمه فارسی ) راجع‏ به قوم يهود و قانون تلمود می‏نويسد : 
 اگر زنی به نقض قانون يهود می‏پرداخت چنانكه مثلا بی آنكه چيزی بر سر داشت به ميان مردم می‏رفت و يا در شارع عام نخ می‏رشت يا با هر سنخی‏ از مردان درد دل می‏كرد يا صدايش آنقدر بلند بود كه چون در خانه‏اش تكلم‏ می‏نمود همسايگانش می‏توانستند سخنان او را بشنوند ، در آن صورت مرد حق‏ داشت بدون پرداخت مهريه او را طلاق دهد .

عليهذا حجابی كه در قوم يهود معمول بوده است از حجاب اسلامی چنانكه‏ بعدا شرح خواهيم داد بسی سخت‏تر و مشكلتر بوده است
در جلد اول " تاريخ تمدن " صفحه 552 راجع به ايرانيان قديم می‏گويد :
 در زمان زردشت زنان منزلتی عالی داشتند ، با كمال آزادی و با روی‏ گشاده در ميان مردم آمد و شد می‏كردند
آنگاه چنين می‏گويد : " پس از داريوش مقام زن مخصوصا در طبقه ثروتمندان تنزل پيدا كرد
زنان فقير چون برای كار كردن ناچار از آمد و شد در ميان مردم بودند آزادی‏ خود را حفظ كردند ولی در مورد زنان ديگر ، گوشه‏نشينی زمان حيض كه‏ برايشان واجب بود رفته رفته امتداد پيدا كرد و سراسر زندگی اجتماعيشان‏ را فرا گرفت ، و اين امر خود مبنای پرده‏پوشی در ميان مسلمانان به شمار می‏رود . زنان طبقات بالای اجتماع جرأت آن را نداشتند كه جز در تخت روان‏ روپوش دارد از خانه بيرون بيايند ، و هرگز به آنان اجازه داده نمی‏شد كه‏ آشكارا با مردان آميزش كنند . زنان شوهردار حق نداشتند هيچ مردی را ولو پدر با برادرشان باشد ببينند . در نقشهائی كه از ايران باستان بر جای‏ مانده هيچ صورت زن ديده نمی‏شود و نامی از ايشان به نظر نمی‏رسد
چنانكه ملاحظه می‏فرمائيد حجاب سخت و شديدی در ايران باستان حكمفرما بوده ، حتی پدران و برادران نسبت به زن شوهردار نامحرم شمرده می‏شده‏اند
به عقيده ويل دورانت مقررات شديدی كه طبق رسوم و آئين كهن مجوسی‏ درباره زن حائض اجرا می‏شده كه در اتاقی محبوس بوده ، همه از او در مدت عادت زنانگی دوری می‏جسته‏اند و از معاشرت با او پرهيز داشته‏اند سبب اصلی پيدا شدن حجاب در ايران باستان‏ بوده است . در ميان يهوديان نيز چنين مقرراتی درباره زن حائض اجرا می‏شده است
اما اينكه می‏گويد : " و اين امر خود مبنای پرده پوشی در ميان مسلمانان‏ به شمار می‏رود " منظورش چيست ؟
آيا مقصود اينست كه علت رواج حجاب در ميان مسلمانان نيز مقررات‏ خشنی است كه درباره زن حائض اجرا می‏شود ؟ ! همه می‏دانيم كه در اسلام‏ چنين مقرراتی هرگز وجود نداشته است و ندارد . زن حائض در اسلام فقط از برخی عبادات واجب نظير نماز و روزه معاف است ، و همخوابگی با او نيز در مدت عادت زنانگی جايز نيست ، ولی زن حائض از نظر معاشرت با ديگران هيچگونه ممنوعيتی ندارد كه عملا مجبور به گوشه‏نشينی شود
و اگر مقصود اينست كه حجاب رايج ميان مسلمانان عادتی است كه از ايرانيان پس از مسلمان شدنشان به ساير مسلمانان سرايت كرد ، باز هم سخن‏ نادرستی است . زيرا قبل از اينكه ايرانيان مسلمان شوند آيات مربوط به‏ حجاب نازل شده است
از سخنان ديگر ويل دورانت هر دو مطلب فهميده می‏شود يعنی هم مدعی است‏ كه حجاب به وسيله ايرانيان پس از مسلمان شدنشان در ميان مسلمانان رواج‏ يافت و هم مدعی است كه ترك همخوابگی با زن حائض ، در حجاب زنان‏ مسلمان و لااقل در گوشه‏گيری آنان مؤثر بوده است

 

در جلد 11 صفحه 112 ( ترجمه فارسی ) می‏گويد :  
 ارتباط عرب با ايران از موجبات رواج حجاب و لواط در قلمرو اسلام‏ بود . عربان از دلفريبی زن بيم داشتند و پيوسته دلباخته آن بودند و نفوذ طبيعی وی را با ترديد معمولی مردان درباره عفاف و فضيلت زن تلافی‏ می‏كردند . عمر به قوم خود می‏گفت : با زنان مشورت كنند و خلاف رأی ايشان‏ رفتار كنند . ولی به قرن اول هجری مسلمانان زن را در حجاب نكرده بودند ، مردان و زنان با يكديگر ملاقات می‏كردند و در كوچه‏ها پهلو به پهلوی‏ می‏رفتند و در مسجد با هم نماز می‏كردند
حجاب و خواجه‏داری در ايام وليد دوم ( 126 - 127 هجری ) معمول شد
گوشه گيری زنان از آنجا پديد آمد كه در ايام حيض و نفاس بر مردان حرام‏ بودند 
در صفحه 111 می‏گويد :   
 پيمبر از پوشيدن جامه گشاد نهی كرده بود ، اما بعضی عربان اين دستور را نديده می‏گرفتند . همه طبقات زيورهائی داشتند . زنان پيكر خود را به‏ نيم تنه و كمربند براق و جامه گشاد و رنگارنگ می‏آراستند ، موی خود را به‏ زيبائی دسته می‏كردند يا به دو طرف سر می‏ريختند ، يا به دسته‏ها بافته به‏ پشت سر می‏آويختند و گاهی اوقات با رشته‏های سياه ابريشم نمايش آنرا بيشتر می‏كردند . غالبا خود را به جواهر و گل می‏آراستند . پس از سال 97 هجری چهره خويش را از زير چشم به نقاب می‏پوشيدند . از آن پس اين عادت‏ همچنان رواج بود

ويل دورانت در جلد 10 " تاريخ تمدن " صفحه 233 راجع به ايرانيان‏ باستان می‏گويد :   
 داشتن متعه بلامانع بود . اين متعه‏ها مانند معشوقه‏های يونانی آزاد بودند كه در ميان مردم ظاهر و در ضيافت مردان حاضر شوند ، اما زنان‏ قانونی معمولا در اندرون خانه نگهداری می‏شدند . اين رسم ديرين ايرانی به‏ اسلام منتقل شد . 
ويل دورانت طوری سخن می‏گويد كه گوئی در زمان پيغمبر كوچكترين دستوری‏ درباره پوشيدگی در زن وجود نداشته است و پيغمبر فقط از پوشيدن جامه گشاد نهی كرده بوده است ! و زنان مسلمان تا اواخر قرن اول و اوايل قرن دوم‏ هجری با بی حجابی كامل رفت و آمد می‏كرده‏اند . و حال آنكه قطعا چنين‏ نيست . تاريخ قطعی برخلاف آن شهادت می‏دهد . بدون شك زن جاهليت همچنان‏ بوده كه ويل دورانت توصيف می‏كند ولی اسلام در اين جهت تحولی به وجود آورد . عايشه همواره زنان انصار را اينچنين ستايش می‏كرد : مرحبا به زنان انصار ، همينكه آيات سوره نور نازل شد يك نفر از آنان ديده نشد كه مانند سابق بيرون بيايد . سر خود را با روسريهای مشكلی‏ می‏پوشيدند . گوئی كلاغ روی سرشان نشسته است .      
در سنن ابوداود جلد 2 صفحه 382 همين مطلب را از ام‏سلمه نقل می‏كند با اين تفاوت كه ام‏سلمه می‏گويد : پس از آنكه آيه سوره احزاب ( « يدنين عليهن من جلابيبهن ») نازل‏ شد ، زنان انصار چنين كردند 
" كنت گوبينو " در كتاب سه سال در ايران نيز معتقد است كه حجاب‏ شديد دوره ساسانی ، در دوره اسلام در ميان ايرانيان باقی ماند . او معتقد است كه آنچه در ايران ساسانی بوده است تنها پوشيدگی زن نبوده است بلكه‏ مخفی نگه داشتن زن بوده است .  



مدعی است كه خودسری موبدان و شاهزادگان‏ آن دوره به قدری بود كه اگر كسی زن خوشگلی در خانه داشت نمی‏گذاشت كسی از وجودش‏ آگاه گردد و حتی الامكان او را پنهان می‏كرد زيرا اگر معلوم می‏شد كه چنين‏ خانم خوشگلی در خانه‏اش هست ديگر مالك او و احيانا مالك جان خودش هم‏ نبود .  
 جواهر لعل نهرو " نخست وزير فقيد هند نيز معتقد است كه حجاب از ملل غير مسلمان : روم و ايران ، به جهان اسلام وارد شد . در كتاب " نگاهی به تاريخ جهان " جلد اول صفحه 328 ضمن ستايش از تمدن اسلامی ، به‏ تغييراتی كه بعدها پيدا شد اشاره می‏كند و از آنجمله می‏گويد :   
 يك تغيير بزرگ و تأسف‏آور نيز تدريجا روی نمود و آن در وضع زنان‏ بود . در ميان زنان عرب رسم حجاب و پرده وجود نداشت . زنان عرب جدا از مردان و پنهان از ايشان زندگی نمی‏كردند بلكه در اماكن عمومی حضور می‏يافتند ، به مسجدها و مجالس وعظ و خطابه می‏رفتند و حتی خودشان به وعظ و خطابه می‏پرداختند . اما عربها نيز بر اثر موفقيتها تدريجا بيش از پيش‏ رسمی را كه در دو امپراطوری مجاورشان يعنی امپراطوری روم شرقی و امپراطوری ايران وجود داشت اقتباس كردند . عربها امپراطوری روم را شكست دادند و به امپراطوری ايران پايان بخشيدند . اما خودشان هم گرفتار عادات و آداب ناپسند اين امپراطوريها گشتند . به قراری كه نقل شده است‏ مخصوصا بر اثر نفوذ امپراطوری قسطنطنيه و ايران بود كه رسم جدائی زنان از مردان و پرده‏نشينی ايشان در ميان عربها رواج پيدا كرد . تدريجا سيستم " حرم " آغاز گرديد و مردها و زنها از هم جدا گشتند .  

سخن درستی نيست . فقط بعدها بر اثر معاشرت اعراب مسلمان با تازه‏ مسلمانان غير عرب ، حجاب از آنچه در زمان رسول اكرم وجود داشت شديدتر شد نه اينكه اسلام اساسا به پوشش زن هيچ عنايتی‏ نداشته است
از سخنان نهرو بر می‏آيد كه روميان نيز ( شايد تحت تأثير قوم يهود ) حجاب داشته‏اند و رسم حرمسراداری نيز از روم و ايران به دربار خلفای‏ اسلامی راه يافت . اين نكته را ديگران نيز تأييد كرده‏اند
در هند نيز حجاب سخت و شديدی حكمفرما بوده است ولی درست روشن نيست‏ كه قبل از نفوذ اسلام در هند وجود داشته است و يا بعدها پس از نفوذ اسلام‏ در هند رواج يافته است و هندوان غير مسلمان تحت تأثير مسلمانان و مخصوصا مسلمانان ايرانی حجاب زن را پذيرفته‏اند . آنچه مسلم است اينست‏ كه حجاب هندی نيز نظير حجاب ايران باستان سخت و شديد بوده است . از گفتار ويل دورانت در جلد دوم تاريخ تمدن بر می‏آيد كه حجاب هندی به‏ وسيله ايرانيان مسلمان در هند رواج يافته است
نهرو پس از سخنانی كه از او نقل كرديم می‏گويد : " متأسفانه اين رسم ناپسند كم‏كم يكی از خصوصيات جامعه اسلامی شد و هند نيز وقتی مسلمانان بدينجا آمدند آنرا آموخت 
به عقيده نهرو حجاب هند به واسطه مسلمانان به هند آمده است
ولی اگر تمايل به رياضت و ترك لذت را يكی از علل پديد آمدن حجاب‏ بدانيم بايد قبول كنيم كه هند از قديمترين ايام حجاب را پذيرفته است
زيرا هند از مراكز قديم رياضت و پليد شمردن لذات مادی بوده است

راسل در " زناشوئی و اخلاق " صفحه 135 می‏گويد : " اخلاق جنسی آنچنان كه در جوامع متمدن ديده می‏شود از دو منبع سرچشمه‏ می‏گيرد : يكی تمايل به اطمينان پدری ، و ديگری اعتقاد مرتاضانه به خبيث‏ بودن عشق . اخلاق جنسی در اعصار ماقبل مسيحيت و در ممالك خاور دور تا به‏ امروز فقط از منبع اول منشعب می‏شود ، و استثنای آن هند و ايران است كه‏ ظاهرا رياضت طلبی در آنجا پديد آمده و در سراسر جهان پراكنده شده است‏ " . به هر حال آنچه مسلم است اينست كه قبل از اسلام حجاب در جهان وجود داشته است و اسلام مبتكر آن نيست ، اما اينكه حدود حجاب اسلامی با حجابی‏ كه در ملل باستانی بود يكی است يا نه ؟ و ديگر اينكه علت و فلسفه‏ای كه‏ از نظر اسلام حجاب را لازم می‏سازد همان علت و فلسفه است كه در جاهای‏ ديگر جهان منشأ پديد آمدن حجاب شده است يا نه ؟ مطالبی است كه در قسمتهای بعدی به تفصيل درباره آنها سخن خواهيم گفت .  

 

 

 

 

 

بخش دوم علل پيدا شدن حجاب :  

1-  ريشه فلسفی
 2- ريشه اجتماعی  
 3- ريشه اقتصادی
 4- ريشه اخلاقی
 5- ريشه روانی
 6- تدبير غريزی شگفت انگيز زن

 

علت پيدا شدن حجاب

علت و فلسفه پيدا شدن حجاب چيست ؟ چطور شد كه در ميان همه يا بعضی‏ ملل باستانی پديد آمد ؟ اسلام كه دينی است كه در همه دستورهای خويش‏ فلسفه و منظوری دارد چرا و روی چه مصلحتی حجاب را تأييد و يا تأسيس كرد ؟ . مخالفان حجاب سعی كرده‏اند جريانات ظالمانه‏ای را به عنوان علت پيدا شدن حجاب ذكر كنند ، و در اين جهت ميان حجاب اسلامی و غير اسلامی فرق‏ نمی‏گذارند ، چنين وانمود می‏كنند كه حجاب اسلامی نيز از همين جريانات‏ ظالمانه سرچشمه می‏گيرد
در باب علت پيدا شدن حجاب نظريات گوناگونی ابراز شده است و غالبا اين علتها برای ظالمانه يا جاهلانه جلوه دادن حجاب ذكر شده است . ما مجموع آنها را ذكر می‏كنيم . نظرياتی كه به دست آورده‏ايم بعضی فلسفی و بعضی اجتماعی و بعضی اخلاقی و بعضی اقتصادی و بعضی روانی است كه ذيلا ذكر می‏شود :
  1- ميل به رياضت و رهبانيت  ( ريشه فلسفی

2- عدم امنيت و عدالت اجتماعی ( ريشه اجتماعی 
 3- پدرشاهی و تسلط مرد بر زن و استثمار نيروی وی در جهت منافع‏ اقتصادی مرد ( ريشه اقتصادی 
 4- حسادت و خودخواهی مرد ( ريشه اخلاقی   
5- عادت زنانگی زن و احساس او به اينكه در خلقت از مرد چيزی كم‏ دارد ، به علاوه مقررات خشنی كه در زمينه پليدی او و ترك معاشرت با او در ايام عادت وضع شده است ( ريشه روانی 
علل نامبرده يا به هيچ وجه تأثيری در پيدا شدن حجاب در هيچ نقطه از جهان نداشته است و بی جهت آنها را به نام علت حجاب ذكر كرده‏اند و يا فرضا در پديد آمدن بعضی از سيستمهای غير اسلامی تأثير داشته است در حجاب‏ اسلامی تأثير نداشته است يعنی حكمت و فلسفه‏ای كه در اسلام سبب تشريع‏ حجاب شده نبوده است
همانطور كه ملاحظه می‏شود مخالفان حجاب گاهی آن را زائيده يك طرز تفكر فلسفی خاص درباره جهان و لذات جهان معرفی می‏كنند و گاهی ريشه سياسی و اجتماعی برای آن ذكر می‏كنند و گاهی آنرا معلول علل اقتصادی می‏دانند و گاهی جنبه‏های خاص اخلاقی يا روانی را در پديد آمدن آن دخالت می‏دهند
ما هر يك از اين علل را ذكر و سپس انتقاد می‏كنيم و ثابت می‏كنيم كه‏ اسلام در فلسفه اجتماعی خود به هيچيك از اين جهات نظر نداشته است و هيچيك از آنها با مبانی مسلم و شناخته شده اسلام وفق نمی‏دهد و در خاتمه به يك علت اساسی اشاره می‏كنيم كه از نظر ما موجه‏ترين آنها به شمار می‏رود

رياضت و رهبانيت

ارتباط مسأله پوشش با فلسفه رياضت و رهبانيت از اين جهت است كه‏ چون زن بزرگترين موضوع خوشی و كامرانی بشر است ، اگر زن و مرد معاشر و محشور با يكديگر باشند ، خواه ناخواه دنبال لذتجوئی و كاميابی می‏روند
پيروان فلسفه رهبانيت و ترك لذت برای اينكه محيط را كاملا با زهد و رياضت سازگار كنند بين زن و مرد حريم قائل شده پوشش را وضع كرده‏اند ، كما اينكه با چيزهای ديگری هم كه نظير زن محرك لذت و بهجت بوده است‏ مبارزه كرده‏اند . پديد آمدن پوشش طبق اين نظريه ، دنباله و نتيجه پليد دانستن ازدواج و مقدس شمردن عزوبت است
ايده رياضت و ترك دنيا همانطوری كه در موضوع مال ، فلسفه فقر طلبی و پشت پا زدن به همه وسائل مادی را به وجود آورده است ، در مورد زن فلسفه‏ تجرد طلبی و مخالفت با جمال را ايجاد كرده است . بلند نگهداشتن مو كه‏ در ميان سيكها ، هندوها و بعضی‏ها در اويش معمول است نيز از مظاهر مخالفت با جمال و مبارزه با شهوت و از ثمرات فلسفه طرف لذت و ميل به‏ رياضت است . می‏گويند كوتاه كردن و ستردن مو ، سبب فزونی رغبت جنسی‏ می‏گردد و بلند كردن آن موجب تقليل و كاهش آن است

در كتاب " زناشوئی و اخلاق " صفحه 30 می‏گويد : 
 بخصوص در قرون اول مسيحيت اين طرز فكر سن پول ( بولس مقدس ) از طرف كليسا اشاعه تمام يافت و تجرد مفهوم تقدس به خود گرفت و عده‏ بيشماری راه بيابان پيش گرفتند تا شيطان را منكوب سازند ، شيطانی كه هر آن ذهن آنان را از تخيلات شهوانی مملو می‏ساخت . كليسا ضمنا با استحمام‏ به مبارزه پرداخت زيرا خطوط بدن ، انسان را به طرف گناه می‏راند . كليسا چرك بدن را تحسين كرده رايحه بدن صورت بوی تقدس را به خود گرفت زيرا باز به نظر سن پول نظافت بدن و آرايش آن با نظافت روح منافات دارد
شپش مرواريد خدا شناخته شد...
اينجا اين پرسش پيش می‏آيد كه اساسا علت تمايل بشر به رياضت و رهبانيت چيست ؟ بشر طبعا بايد كامجو و لذت طلب باشد . پرهيز از لذت‏ و محروم كردن خود بايد دليلی داشته باشد
چنانكه می‏دانيم رهبانيت و دشمنی با لذت جريانی بوده كه در بسياری از نقاط جهان وجود داشته است . از جمله مراكز آن در مشرق زمين ، هندوستان ، و در مغرب زمين يونان بوده است . نخله " كلبی " كه يكی از نخله‏های‏ فلسفی است و در يونان رواج داشته است ، طرفدار " فقر " و مخالف لذت‏ مادی بوده است

پاورقی : 1 - سرسلسله كلبيون يكی از شاگردان سقراط است به نام " انتيس طينس‏ " . او مانند استاد خود غايت وجود را در كسب فضيلت دانست ولی فضيلت‏ را در ترك همه تمتعات جسمانی و روحانی می‏دانست . گفته‏اند : " از اين‏ جهت او و پيروانش را كلبيون می‏گفتند كه گفتگوهای " انتيس طينس " در محلی از شهر آتن‏ واقع می‏شد كه به مناسباتی آنجا را " سگ سفيد " می‏خواندند . و نيز به‏ سبب اينكه پيروان او در شيوه انصراف از دنيا و اعراض از علائق دنيوی‏ چنانكه مبالغه كردند كه از آداب و رسوم معاشرت و لوازم زندگانی متمدن‏ نيز دست برداشته حالت دام و دد اختيار نمودند ، با لباس كهنه و پاره و سر و پای برهنه و موی ژوليده  ( مانند هيپی‏های عصر ما ) ميان مردم می‏رفتند و در گفتگو هر چه بر زبان می‏گذشت بی ملاحظه می‏گفتند ، بلكه در زخم زبان‏ اصرار داشتند و به فقر و تحمل رنج و درد ، سرفرازی می‏كردند و همه قيود و حدودی كه مردم در زندگانی اجتماعی بدان مقيد شده‏اند ترك كرده حالت‏ طبيعی را پيشه خود ساخته بودند .

يكی از علل پديد آمدن اينگونه افكار و عقايد ، تمايل بشر برای وصول به‏ حقيقت است . اين تمايل در بعضی افراد فوق العاده شديد است ، و اگر با اين عقيده ضميمه گردد كه كشف حقيقت از برای روح آنگاه حاصل می‏شود كه‏ بدن و تمايلات بدنی و جسمانی مقهور گردد ، قهرا منجر به رياضت و رهبانيت می‏گردد . به عبارت ديگر ، اين انديشه كه وصول به حق جزا از راه‏ فنا و نيستی و مخالفت با هوای نفس ميسر نيست ، علت اصلی پديد آمدن‏ رياضت و رهبانيت است
علت ديگر پديده رياضت آميخته بودن لذات مادی به پاره‏ای از رنجهای‏ معنوی است . بشر ديده است كه همواره در كنار لذتهای مادی يك عده‏ رنجهای روحی وجود دارد . مثلا ديده است كه هر چند داشتن ثروت موجب يك‏ سلسله خوشيها و كامرانيها است اما هزاران ناراحتيها و اضطرابها و تحمل‏ ذلتها در تحصيل و در نگهداری آن وجود دارد .  

 

بشر ديده است كه آزادی و استغناء و علو طبع خود را به واسطه اين لذات مادی از دست می‏دهد . از اينرو از همه آن لذات چشم پوشيده تجرد و استغناء را پيشه خود ساخته است
شايد در رياضت هندی ، عامل اول ، و در فقر طلبی كلبی يونانی عامل دوم‏ بيشتر مؤثر بوده است
علل ديگری نيز برای پديد آمدن رياضت و گريز از لذت ذكر كرده‏اند . از آنجمله اينكه محروميت و شكست در موفقيتهای مادی مخصوصا شكست در عشق ، سبب توجه به رياضت می‏گردد . روح بشر پس از اين نوع شكستها انتقام خود را از لذتهای مادی بدين صورت می‏گيرد كه آنها را پليد می‏شناسد و فلسفه‏ای‏ برای پليدی آنها می‏سازد
افراط در خوشگذرانی و كامجوئی عامل ديگر توجه به رياضت است . ظرفيت‏ جسمانی انسان برای لذت محدود است . افراط در كامجوئی و لذات جسمانی و تحميل بيش از اندازه ظرفيت بر بدن موجب عكس العمل شديد روحی مخصوصا در سنين پيری می‏گردد . خستگی ، سرخوردگی به وجود می‏آورد
تأثير اين دو علت را نبايد انكار كرد ولی مسلما اينها علت منحصر نمی‏باشند . تأثير اين دو علت بدين نحو است كه پس از شكستها و عدم‏ موفقيتها ، و يا خستگيها و فرسودگيها ، انديشه وصول به حقيقت در روح‏ بيدار می‏گردد . توجه به ماديات و غرق شدن در انديشه‏های مادی خود مانعی‏ است برای اينكه انسان درباره ازليت و ابديت و حقيقت جاودانی بيانديشد و در اين جهت فكر و تلاش كند كه از كجا آمده‏ام و در كجا هستم و به كجا می‏روم ؟ اما همينكه به واسطه شكست و يا خستگی ، حالت گريز و بی رغبتی‏ نسبت به ماديات در روح پديد آمد ، انديشه در مطلقات بلامزاحم مانده جان‏ می‏گيرد . اين دو عامل هميشه به كمك عامل اول سبب توجه به رياضت می‏شود . و البته بعضی از افرادی كه به سوی رياضت كشيده می‏شوند تحت تأثير اين‏ دو عامل می‏باشند نه همه آنها .  

 

بررسی

اكنون ببينيم از نظر اسلام و طرز تفكری كه اسلام به جهان عرضه داشته است‏ آيا چنين تعليل و توجيهی برای پوشش صحيح است ؟
اسلام خوشبختانه يك طرز تفكر و جهانبينی روشن دارد ، نظرش درباره‏ انسان و جهان و لذت روشن است و به خوبی می‏توان فهميد كه آيا چنين‏ انديشه‏ای در جهانبينی اسلام وجود دارد يا نه ؟
ما منكر نيستيم كه رهبانيت و ترك لذت در نقاطی از جهان وجود داشته‏ است و شايد بتوان پوشش زن را در جاهائی كه چنين فكری حكومت می‏كرده‏ است از ثمرات آن دانست ، ولی اسلام كه پوشش را تعيين كرد نه در هيچ جا به چنين علتی استناد جسته است و نه چنين فلسفه‏ای با روح اسلام و با ساير دستورهای آن قابل تطبيق است

 

اصولا اسلام با فكر رياضت و رهبانيت سخت مبارزه كرده است و اين مطلب‏ را مستشرقين اروپائی هم قبول دارند . اسلام به نظافت تشويق كرده ، به جای‏ اينكه شپش را مرواريد خدا بشناسد گفته است : " « النظافة من اعيمان » " . پيغمبر اكرم شخصی‏ را ديد در حالی كه موهايش ژوليده و جامه‏هايش چركين بود و بد حال می‏نمود . فرمود : " « من الدين المتعة » " ( 1 ) يعنی تمتع و بهره بردن از نعمتهای خدا جزو دين است . و هم آنحضرت فرمود : " « بئس العبد القاذوره » " ( 2 ) يعنی بدترين بنده شخص چركين و كثيف است
اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : " « ان الله جميل يحب الجمال » " ( 3 ) خداوند زيبا است و زيبائی را دوست می‏دارد . امام صادق فرمود : " خداو ند زيبا است و دوست می‏دارد كه بنده‏ای خود را بيارايد و زيبا نمايد و بر عكس ، فقر را و تظاهر به فقر را دشمن می‏دارد . اگر خداوند نعمتی به‏ شما عنايت كرد بايد اثر آن نعمت در زندگی شما نمايان گردد . به آنحضرت‏ گفتند چگونه اثر نعمت خدا نمايان گردد ؟ فرمود به اينكه جامه شخص نظيف‏ باشد ، بوی خوش استعمال كند ، خانه خود را با گچ سفيد كند ، بيرون خانه‏ را جاروب كند ، حتی پيش از غروب چراغها را روشن كند كه بر وسعت رزق‏ می‏افزايد " ( 4 )
در قديمی‏ترين كتابهائی كه در دست داريم مانند " كافی " كه يادگار هزار سال پيش است ، بحثی تحت عنوان " باب الزی و التجمل " وجود دارد . اسلام به كوتاه كردن و شانه كردن مو و به كار بردن بوی خوش و روغن‏ زدن به سر سفارشهای اكيد كرده است

عده‏ای از اصحاب رسول اكرم به خاطر اينكه بهتر و بيشتر عبادت كنند و از لذات روحانی بهره‏مند شوند ترك زن و فرزند كردند ، روزها روزه‏ می‏گرفتند و شبها عبادت می‏كردند . همينكه رسول خدا آگاه شد آنها را منع‏ كرد و گفت من كه پيشوای شما هستم چنين نيستم ، بعضی روزها روزه می‏گيرم ، بعضی روزها افطار می‏كنم ، بعضی روزها افطار می‏كنم ، قسمتی از شب را عبادت می‏كنم و قسمتی ديگر نزد زنهای خود هستم . همين عده از رسول خدا اجازه خواستند كه برای اينكه ريشه تحريكات جنسی را از وجود خود بكنند ، خود را اخته كنند . رسول اكرم اجازه نداد ، فرمود در اسلام اين كارها حرام‏ است
روزی سه زن به حضور رسول اكرم آمده از شوهران خود شكايت كردند . يكی‏ گفت شوهر من گوشت نمی‏خورد . ديگری گفت شوهر من از بوی خوش اجتناب‏ می‏كند . سومی گفت شوهر من از زنان دوری می‏كند . رسول خدا بيدرنگ در حالی كه به علامت خشم ردايش را به زمين می‏كشيد ، از خانه به مسجد رفت و بر منبر آمد و فرياد كرد : چه می‏شود گروهی از ياران مرا كه ترك گوشت و بوی خوش و زن كرده‏اند ؟ ! همانا من خودم هم گوشت می‏خورم و هم بوی خوش‏ استعمال می‏كنم و هم از زنان بهره می‏گيرم . از روش من اعراض كند از من‏ نيست ( 1 )

پاورقی : 1 - " كافی " تأليف محمد بن يعقوب كلينی جلد 5 صفحه 496 ، و وسائل‏ جلد 3 ص . 14 برای روايات نهی از تبتل و اختصا ( رهبانيت و خود را اخته كردن ) رجوع شود به " صحيح بخاری " جلد 7 صفحات 4 و 5 و 40 و " صحيح مسلم " جلد 4 صفحه 129 و " جامع ترمذی " چاپ هند صفحه 173

دستور كوتاه كردن لباس - برخلاف معمول اعراب كه لباسهايشان به قدری‏ بلند بود كه زمين را جاروب می‏كرد - به خاطر نظافت است كه در اولين‏ آيات نازله بر رسول اكرم بيان شده است : « و ثيابك فطهر »( 1 )
همچنين استحباب پوشيدن جامه سفيد يكی به خاطر زيبائی است و ديگر به‏ خاطر پاكيزگی است ، زيرا لباس سفيد چرك را بهتر نمايان می‏سازد و به‏ همين موضوع در روايات اشاره شده است : « البسوا البياض فانه اطيب و اطهر » . ( 2 ) رسول اكرم هنگامی كه می‏خواست نزد اصحابش برود به آئينه‏ نگاه می‏كرد ، موهای خود را شانه و مرتب می‏ساخت و می‏گفت خداوند دوست‏ می‏دارد بنده‏اش را كه وقتی كه به حضور دوستان خود می‏رود خود را آماده و زيبا سازد ( 3 ) . ، يعنی لباس سفيد بپوشد كه زيباتر و پاكيزه‏تر است
قرآن كريم آفرينش وسائل تجمل را از لطفهای خدا نسبت به بندگانش‏ قلمداد كرده است و تحريم زينتهای دنيا بر خود ، سخت مورد انتقاد قرآن‏ قرار گرفته است : " « قل من حرم زينة الله التی اخرج لعباده و الطيبات‏ من الرزق »" ( 4 ) .

پاورقی : 1 - جامه‏های خويش را پاكيزه گردان . سوره المدثر ، آيه . 4 2 - وسائل ، جلد اول صفحه . 280 3 - وسائل ، جلد اول صفحه . 278 4 - بگو چه كسی زينتهائی كه خدا برای بندگان خود آفريده و روزيهای‏ پاكيزه را حرام كرده است ؟ سوره الاعراف ، آيه . 32

در احاديث اسلامی آمده است كه ائمه اطهار با متصوفه كرارا مباحثه كرده و مرام آنان را با استناد به همين آيه باطل نشان داده‏اند
اسلام التذاذ و كامجوئی زن و شوهر از يكديگر را نه تنها تقبيح نكرده‏ است ، ثوابهائی هم برای آن قائل شده است . شايد برای يك نفر فرنگی‏ شگفت انگيز باشد اگر بشنود اسلام مزاح و ملاعبه زن و شوهر ، آرايش كردن‏ زن برای شوهر ، پاكيزه كردن شوهر خود را برای زن مستحب می‏داند . در قديم‏ كه به پيروی از كليسا همه گونه التذاذات شهوانی را تقبيح می‏كردند ، اين‏ حرفها را تخطئه كرده حتی مسخره می‏دانستند
اسلام التذاذات جنسی در غير محدوده ازدواج قانونی را به شدت منع‏ فرموده است و آن خود فلسفه خاصی دارد كه بعد توضيح خواهيم داد ، ولی‏ لذت جنسی در حدود قانون را تحسين كرده است تا جائی كه فرموده دوست‏ داشتن زن از صفات پيغمبران است : « من اخلاق الانبياء حب النساء » (2)
در اسلام زنی كه در آرايش و زينت خود برای شوهر كوتاهی كند ، نكوهش‏ شده است كما اينكه مردانی كه در ارضاء زن خود كوتاهی می‏كنند نيز نكوهش‏ شده‏اند

حسن بن جهم می‏گويد : بر حضرت موسی بن جعفر عليه السلام وارد شدم ، ديدم‏ خضاب فرموده است . گفتم رنگ مشكی به كار برده‏ايد ؟ فرمود : بلی ، خضاب و آرايش در مرد موجب افزايش پاكدامنی در همسر او است . برخی از زنان به اين جهت كه شوهرانشان خود را نمی‏آرايند ، عفاف را از دست می‏دهند ( 1 )
حديث ديگری از پيغمبر اكرم صلی الله عليه و آله نقل شده كه : « تنظفوا و لا تشبهوا باليهود »
يعنی نظيف باشيد و خودتان را شبيه به يهود نكنيد . بعد فرمود زنان‏ يهودی كه زناكار شدند بدان جهت بود كه شوهرانشان كثيف بودند و مورد رغبت واقع نمی‏شدند . خودتان را پاكيزه كنيد تا زنانتان به شما راغب‏ گردند عثمان بن مظعون يكی از اكابر صحابه رسول اكرم است ، خواست به تقليد از راهبان ، به اصطلاح تارك دنيا شود ، ترك زن و زندگی كرد و لذتها را بر خويش تحريم ساخت
همسرش نزد رسول خدا آمده عرض كرد يا رسول الله ! عثمان روزها را روزه‏ می‏گيرد و شبها به نماز بر می‏خيزد . پيغمبر اكرم صلی الله عليه و آله‏ خشمگين شده برخاست به نزد وی آمد . عثمان مشغول نماز بود . صبر كرد تا نمازش تمام شد ، فرمود : ای عثمان خدا مرا به رهبانيت دستور نفرموده‏ است . دين من روشی منطبق بر واقعيت و در عين حال ساده و آسان است . " « لم يرسلنی الله تعالی بالرهبانية و لكن بعثنی بالحنيفية السهلة السمحة» " ( 3 ) يعنی خداوند مرا برای رهبانيت و رياضت نفرستاده است ، مرا برای شريعتی فطری و آسان و با گذشت فرستاده است .

 

من نماز می‏خوانم و روزه می‏گيرم و با همسرانم نيز مباشرت دارم . هر كس كه دين مطابق با فطرت‏ مرا دوست می‏دارد بايد از من پيروی كند . ازدواج يكی از سنتهای من است

عدم امنيت

ريشه ديگری كه برای به وجود آمدن پوشش ذكر كرده‏اند ناامنی است . در زمانهای قديم بيعدالتی و ناامنی بسيار بوده است . دست تجاوز زورمندان و قلدران به مال و ناموس مردم بيباكانه دراز بوده است . مردم اگر پول و ثروتی داشتند ناچار بودند به صورت دفينه در زير خاك پنهان كنند . علت‏ مخفی ماندن گنجها اينست كه صاحبان طلا و ثروت جرأت نمی‏كردند كه حتی‏ بچه‏های خود را از پنهانگاه ثروت خود آگاه سازند . می‏ترسيدند كه راز آنها به وسيله بچه‏ها فاش شود و مورد تجاوز و گزند قلدران واقع شوند . بدين‏ ترتيب گاهی اتفاق می‏افتاد كه پدر با مرگ ناگهانی از دنيا می‏رفت و فرصت نمی‏كرد اسرار خود را به فرزندش بسپارد . قهرا دارائی او در زير خاكها مدفون می‏ماند . جمله معروف استر ذهبك و ذهابك و مذهبك : پول و مسافرت و عقيده خود را آشكار نكن ، يادگار آن زمانها است

همانطور كه در مورد ثروت امنيت نبود ، راجع به زن هم امنيت وجود نداشت . هر كس زن زيبائی داشت ناچار بود او را از نظر زورمندان مخفی نگهدارد . زيرا اگر آنها اطلاع پيدا می‏كردند . او ديگر مالك زن خود نبود
ايران دوره ساسانی ناظر جنايتها و فجايع عجيبی در اين زمينه بوده است‏ . شاهزادگان و موبدان و حتی كدخداها و اربابها هرگاه از وجود زن زيبائی‏ در يك خانه مطلع می‏شدند به آن خانه می‏ريختند و زن را از خانه شوهرش‏ بيرون می‏كشيدند . در آن موقع سخن از پوشش و حجاب نبود . سخن از به‏ اصطلاح قايم كردن و مخفی داشتن زن بود كه احدی نفهمد . ويل دورانت در كتاب " تاريخ تمدن " قضايای شرم‏آوری در اين باره از ايران قديم نقل‏ می‏كند . كنت گوبينو در كتاب " سه سال در ايران " می‏گويد : حجابی كه‏ هم اكنون در ايران است بيش از آن اندازه كه مستند به اسلام باشد مستند به ايران قبل از اسلام است . و می‏نويسد كه در ايران قديم مردم هيچ امنيتی‏ در مورد زنها نداشتند
درباره انوشيروان - كه به غلط او را عادل خوانده‏اند - نقل شده كه وقتی‏ يكی از سرهنگان ارتش او زنی زيبا داشت . انوشيروان به قصد تجاوز به زن‏ او در غياب او به خانه‏اش رفت . زن جريان را برای شوهر خود نقل كرد
بيچاره شوهر ، ديد زنش را كه از دست داده سهل است جانش نيز در خطر است . فورا زن خويش را طلاق گفت . وقتی انوشيروان مطلع شد كه وی زنش‏ را طلاق داده است به او گفت شنيدم يك بوستان بسيار زيبائی داشته‏ای و اخيرا آن را رها كرده‏ای ، چرا ؟ گفت جای پای شير در آن بوستان ديدم‏ ترسيدم مرا بدرد . انوشيروان خنديد و گفت ديگر آن شير به آن بوستان‏ نخواهد آمد

اين نا امنی‏ها اختصاص به ايران و به زمانهای قديم نداشته است
داستان اذان نيمه شب كه در " داستان راستان " آورده‏ايم نشان می‏دهد كه‏ چگونه مشابه اين جريانها در دوران تسلط مردم ماوراء النهر بر دستگاه‏ خلافت بغداد ، در بغداد هم رواج داشته است . در همين زمانها نزديك‏ خودمان يكی از شاهزادگان در اصفهان از اينگونه تجاوزها زياد داشته است و مردم اصفهان قصه‏های زيادی از زمان حكومت او نقل می‏كنند

بررسی

ما وجود نا امنی‏ها و بيعدالتی‏های زمان گذشته و تأثير آنها را در مخفی‏ كردن زن منكر نيستيم

مسلما حجابهای افراطی و عقائد افراطی درباره پوشيدن زن معلول همين نوع‏ جريانهای تاريخی است . ولی بايد ببينيم آيا فلسفه پوشش زن در اسلام همين‏ " قر " می‏زنند و او را از شوهر و فرزند آواره می‏كنند . اينگونه حوادث‏ و يا حوادثی از قبيل ربودن زنان و دختران به وسيله تا كسی يا وسيله ديگر زياد اتفاق می‏افتد و در روزنامه‏ها می‏خوانيم . در روزنامه اطلاعات مورخ 6 أ 47 / 9 تحت عنوان " زنان امريكا در معرض خطر حملات جنسی " می‏نويسد : . " واشنگتن آسوشيتدپرس - سه پزشك محقق امريكائی در گزارشی كه برای‏ دولت امريكا تهيه كرده‏اند اعلام نموده‏اند كه در ميان ايالات امريكا لوس‏آنجلس از لحاظ ميزان " زنای به عنف " مقام اول را دارد و واشنگتن‏ مقام سيزدهم را حائز است . البته اين بدان معنی نيست كه زنان و دختران‏ در واشنگتن از حملات جنسی در امانند ، اما امنيت آنها از بسياری از شهرهای بزرگ امريكا بيشتر است . در هر صد هزار جمعيت لوس‏آنجلس 52 مورد زنای به عنف وجود دارد . در حالی كه در واشنگتن اين رقم 17 / 7 می‏باشد . در نيويورك در مدت شش ماه 3000 شكايت از هتك ناموس به زور به اداره پليس رسيده است . سن اين عده شاكيان بين شش سال تا هشتاد و هشت سال بوده و قسمت اعظم شاكيان چهارده ساله بوده‏اند "
پس اين ادعا كه در عصر ما امنيت ناموسی كامل برقرار است و صاحبان‏ نواميس بايد از اين نظر خاطرشان جمع باشد ياوه‏ای بيش نيست
ثانيا فرض كنيم امنيت ناموسی كامل در جهان برقرار شده و تجاوز به‏ عنف ديگر وجود ندارد و هر تجاوزی كه به نواميس مردم می‏شود از روی رضای‏ طرفين است ، ريشه نظر اسلام درباره پوشش چيست ؟ آيا نظر اسلام به عدم‏ امنيت بوده تا گفته شود اكنون كه امنيت كامل برقرار شده دليلی برای‏ پوشش نيست ؟

مسلما علت دستور پوشش در اسلام عدم امنيت نبوده است . لااقل علت‏ منحصر و اساسی ، عدم امنيت نبوده است ، زيرا اين امر نه در آثار اسلامی‏ به عنوان علت پوشش معرفی شده است و نه چنين چيزی با تاريخ تطبيق می‏كند . در ميان اعراب جاهليت پوشش نبود و در عين حال امنيت فردی به واسطه‏ زندگی خاص قبيله‏ای و بدوی وجود داشت . يعنی در همان وقت كه در ايران‏ ناامنی فردی و تجاوز به ناموسی به حد اعلی وجود داشت و پوشش هم بود ، در عربستان ، اينگونه تجاوز بين افراد قبائل وجود نداشت
امنيتی كه در زندگی قبيله‏ای وجود نداشت امنيت اجتماعی يعنی امنيت‏ گروهی بود و اينگونه عدم امنيت‏ها را پوشش نمی‏تواند چاره نمايد . به اين‏ معنی كه قبيله‏ای به قبيله ديگر شبيخون می‏زد . در اين شبيخونها كه به‏ وسيله قبيله بيگانه انجام می‏شد همه چيز دستخوش غارت می‏گرديد ، هم مرد اسير می‏شد و هم زن ، پوشش زن برای او امنيت نمی‏آورد
زندگی اعراب جاهليت با همه تفاوت عظيم و فاحشی كه با زندگی صنعتی و ماشينی عصر ما داشته ، از اين جهت مانند عصر ما بوده يعنی فحشا و زنا حتی در مورد زنان شوهردار فراوان بوده است . ولی به خاطر يك نوع‏ دموكراسی و نبودن حكومت استبدادی ، كسی زن كسی را به زور از خانه‏اش‏ بيرون نمی‏كشيد . با اين تفاوت كه نوعی عدم امنيت فردی در زندگی ماشينی‏ امروز هست كه در آن عصر نبود

پوشش ، برای جلوگيری از تجاوز كسانی است كه در يك جا زندگی می‏كنند . بر حسب خوی و عادت قبيله‏ای بين افراد يك قبيله‏ اينجور تجاوزها وجود نداشته است . لهذا نمی‏توانيم بگوئيم كه اسلام صرفا به خاطر برقرار ساختن امنيت دستور پوشش را وضع كرد
فلسفه اساسی پوشش چيز ديگر است كه توضيح خواهيم داد . در عين حال‏ نمی‏خواهيم بگوئيم كه مسأله امنيت زن از گزند تجاوز مرد به هيچ وجه مورد توجه نبوده است . بعدا در آنجا كه به تفسير آيه " جلباب " می‏پردازيم‏ ، خواهيم ديد كه قرآن كريم بدين اصل توجه داشته است . مدعی اين موضوع‏ نيز نيستيم كه در عصر ما اين فلسفه بی مورد است و امنيت كامل برای زن‏ از ناحيه تجاوزات مردانه برقرار است . تجاوزات به عنف كه در كشورهای‏ به اصطلاح پيشرفته همه روزه رخ می‏دهد ، در روزنامه های ما هم منعكس است‏ را خلق كردند

گويندگان اين سخن ، سعی كرده‏اند مسائل ديگری از قبيل نفقه و مهر را نيز براساس مالكيت مرد نسبت به زن توجيه كنند

 

در كتاب " انتقاد بر قوانين اساسی و مدنی ايران " صفحه 27 می‏نويسد :
" هنگامی كه قانون مدنی ايران تدوين شد هنوز از برده فروشی در بعضی از نقاط دنيا اثری به جا بود و در ايران نيز با اينكه اين كار علی الظاهر از ميان رفته بود ولی باز در مغز قانونگزاران آثاری از برده‏فروشی و آزار به زير دستان وجود داشت . زن را در آن دوره چون " مستأجره " می‏پنداشتند . زن حق نداشت با مردان نشست و برخاست كند و در اجتماعات‏ راه يابد و به مقامات دولتی برسد . اگر صدای زن را نامحرم می‏شنيد آن زن‏ بر شوی خود حرام می‏شد . خلاصه مردان آن دوره زن را چون ابزاری می‏دانستند كه كار او منحصرا رسيدگی به امور خانه و پروردن فرزند بود و هنگامی كه‏ اين ابزار می‏خواست از خانه بيرون برود او را سر تا پا در چادری سياه‏ می‏پيچانيدند و روانه بازار يا خيابان می‏كردند "
علائم و نشانه‏های افترا و غرض و مرض از اتمام اين نوشته پيداست . كی‏ و كجا چنين قاعده‏ای وجود داشت كه اگر صدای زن را نامحرم می‏شنيد بر شوی‏ خود حرام می‏شد ؟ آيا در جامعه‏ای كه دائما سخنرانان مذهبيش از بالای منابر خطابه زهرای مرضيه را در مسجد مدينه و خطابه‏های زينب كبرا را در كوفه و شام به گوش مردم می‏رسانند ، ممكن است چنين فكری در ميان مردم آن جامعه‏ پيدا شود ؟ ! كی و كجا زن در ايران اسلامی برده مرد بوده است ؟ همه‏ می‏دانند كه در خانواده‏های مسلمان بيش از آنكه زن در خدمت مرد باشد ، مرد به حكم وظيفه اسلامی در خدمت زن بوده وسيله آسايش او را فراهم‏ می‏كرده است . زن در خانواده‏هائی مورد اهانت و تحقير و ظلم قرار گرفته‏ كه روح اسلامی در آن خانواده‏ها نبوده يا ضعيف بوده است

عجبا می‏گويد : " زن حق نداشت كه با مردان نشست و برخاست كند . " من می‏گويم : بر عكس ، در محيطهای پاك اسلامی اين مرد بود كه حق نداشت‏ در نشست و برخاستها از زن بيگانه بهره‏برداری كند . اين مرد است كه‏ همواره حرص می‏ورزد كه زن را وسيله چشم چرانی و كامجوئی خود قرار دهد . هيچگاه مرد به طبع‏ خود مايل نبوده حائلی ميان او و زن وجود داشته باشد و هر وقت كه اين‏ حائل از ميان رفته آنكه برنده بوده مرد بوده است و آنكه باخته و وسيله‏ شده زن . امروز كه مردان موفق شده‏اند با نامهای فريبنده آزادی و تساوی و غيره اين حائل را از ميان ببرند زن را در خدمت كثيفترين مقاصد خويش‏ گرفته‏اند . بردگی زن ، امروز به چشم می‏خورد كه برای تأمين منافع مادی يك‏ مرد در يك مؤسسه تجارتی خود را صد قلم برای جلب مشتری مرد می‏آرايد و به‏ صورت " مانكن " در می‏آيد و شرف خود را در ازاء چندرغا ز حقوق می‏فروشد
اين نشست و برخاست‏ها كه امثال اين نويسنده آرزوی آنرا می‏كنند جز بهره‏كشی مرد و بهره‏دهی زن مفهومی ندارد . همه می‏دانند نشست و برخاست‏ها در محيطهای پاك كه موضوع بهره‏كشی مرد از زن در ميان نبوده است هيچگاه‏ در جامعه اسلامی ممنوع نبوده است
نويسنده همين كتاب ، تاريخ روابط زن و مرد را از نظر جامعه‏شناسی به‏ چهار دوره تقسيم می‏كند : دوره اول مرحله طبيعی و اشتراكی اوليه كه زن و مرد بدون هيچگونه قيد و شرطی با هم خلطه و آميزش داشته‏اند . در اين دوره به عقيده اين نويسنده‏ اساسا زندگی خانوادگی وجود نداشته است
دوره دوم دوره تسلط مرد است . در اين دوره مرد بر زن غلبه كرده خود را مالك او دانسته او را همچون ابزاری در خدمت خود در آورده است . حجاب يادگار اين دوره می‏باشد

دوره سوم مرحله قيام و اعتراض زن است . در اين مرحله زنان از ناسازگاری مردان به ستوده آمدند و در مقابل مظالم آنها ابتدا مقاومت‏ كردند و چون دريافتند كه طبيعت خشن مردان به اين آسانی حاضر نيست حق‏ آنها را رعايت كند به منظور احقاق حق خود متدرجا عليه مردان طغيان كردند ، اتحاديه‏ها تشكيل دادند ، به وسيله مطبوعات و كنفرانسها و دسته بندی‏ها با مردان مبارزه كردند . ضمنا چون دريافتند كه زورگوئی مردان نتيجه‏ تربيت ناسالم عهد كودكی و مخصوصا تبعيض بين پسران و دختران است در رفع‏ نقائص آموزش و پرورش عمومی كوشيدند
دوره چهارم مرحله تساوی حقوق زن و مرد است و به دوره اول شباهت كامل‏ دارد . اين دوره از اواخر قرن نوزدهم شروع شده هنوز در همه جا استقرار نيافته است
از نظر اين منطق ، پوشش زن عبارت است از زندانی شدن زن به دست مرد ، و علت اينكه مرد ، زن را اينچنين اسير می‏كرده اين است كه می‏خواسته هر چه بيشتر از وجود او بهره اقتصادی ببرد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مرداد 1389ساعت 12:20  توسط ساسان  | 

استرس و ورزش

استرس در حقیقت چیست ؟

استرس اصطلاح و موضوع عینی و معینی نیست، حتی اگر شما بتوانید به بهترین شکل استرس را تعریف نمایید، باز هم برای توضیح آن از امور غیر عینی، همچون احساس ناراحتی جسمی یا روحی کمک خواهید گرفت.

تعریف ذهنی از استرس روشن می سازد که استرس مترادف و هم معنای کار محوله یا انجام مسئولیت های متعدد نیست، زیرا در این صورت هیچ کس را نمی توان یافت که زندگی عاری از استرس داشته باشد. اگرچه افرادی هستند که کارهای زیاد و مسئولیت های بزرگی بر عهده ی آنان است، اما دچار استرس نمی شوند و با مسائل به خوبی کنار می آیند. استرس نه تنها خود ناشی از شرایطی است که ما با آن مواجه هستیم، بلکه تا حدودی نیز زاییده ی نگرش خاص ما در برخورد با آن موقعیت است. از همین رو، می توان گفت افراد متفاوت، عکس العمل های مختلفی در برابر استرس از خود نشان می دهند. درست مثل این که در قطاری باشید که مسافران زیادی دارد، ناگهان قطار بین دو ایستگاه متوقف می شود. اگر در آن لحظه به مسافران توجه کنید، عده ای را بی تفاوت، عده ای را ناراحت و تعدادی از مسافران را هم مضطرب و نگران خواهید یافت .

 

 

 

 

 

ورزش و تغذیه سالم استرس را کاهش می دهند

تغذیه

هر انسانی در شرایطی خاص و یا بجرانی با استرس روبرو شده است. استرس و فشار روحی به غیر از اتکه با شرایط روحی و اعتماد به نفس شخص در ارتباط باشد، با تغذیه و شرایط بدنی نیز مرتبط است .
ورزش صحیح و تغذیه سالم به بدن کمک می کنند تا در کنترل سیستم عصبی، بدست آوردن اعتماد به نفس و کار کردن و فرمان گرفتن صحیح در شرایط بحرانی موفقتر عمل کند .
تحقیقات نشان داده است که اشخاصی که تغذیه سالم دارند و مرتب ورزش می کنند بسیار کمتر از اشخاص دیگر در شرایط بحرانی عصبی می شوند .
برخی از مواد غذایی با کمبود ویتامین و داشتن قند بالا،  باعث می شوند تا یدن به سوی اضطراب، عصبانیت و استرس تمایل پیدا کند. بهترین شکل تغذیه برای جلوگیری از چنین مسیله ای، مصرف میوه، سبزیجات و دانه ها و غلات کامل است .
و برای کاهش استرس و عصبانیت پیشنهاد می شود. دانه ها و غلات کامل، سبزیجات، تخم مرغ و ماهی از مواد عذایی هستند که حاوی ویتامین های ب

می باشند .
گردوی تازه میوه ای است که به درمانگر بیماریهای عصبی شهرت دارد. عسل نیز همین خاصیت را دارد. جو و نان جو نیز برای سیستم عصبی مفید هستند. از میوه های دیگر می توان به موز، زرد آلو و میوه های خشک شده اشاره کرد .

اما قهوه، شکلات، مشروبات الکلی، ادویه جات زاید، شکر، گوجه فرنگی، بادمجان و فلفل ها می بایست کمتر شوند و یا اصلا .
ورزش
ورزش و تمرینات ورزشی نیز در کاهش و رفع استرس، و فشارهای عصبی بسیار موثرند. کارشناسان می گویند کسانی که مرتبا" ورزش می کنند، در فشارهای عصبی راحتتر خود را کنترل می کنند و تصمیمات بهتری می گیرند .

انجام تمرینات ورزشی باعث می شود تا بدن فشار خون خود را تنظیم کند و سیستمهای عصبی استقامت بیشتری کسب کنند. پس بدین صورت بدن می تواند کنترب بهتری در شرایط بحرانی و فشارهای روحی داشته باشد .

از سویی، قدرتمند شدن عضلات و بطور کلی آناتومی بدن باعث می شود تا شخص از لحاظ روحی اعتماد به نفس بیشتری داشته باشد .

انجام هر نوع ورزش و تمرینی اما بطور مستمر و از روی برنامه، قابلیت غلبه بر استرس را ارایه می کند. هر چه ورزش دارای استقامت بیشتری باشد، می توان گفت که استرس را بیشتر کاهش می دهد. ورزشهایی نظیر یوگا، که ورزشی روجی-جسمی است، با موضوع اعتماد به نفس و اعتقاد بیشتر سر و کار دارند. ورزشهایی دیگر نظیر ورزشهای Extreme نیز چون جادثه جویانه هستند، می توانند قابلیت غلبه بر فشارهای روحی را در مدت زمان کوتاهی افزایش دهند .

 

استرس و روشهای کنترل آن با ورزش

در دنیای امروز دانستن راه و روش زندگی و پیشرفت عملاً بدون استرس امکان پذیر نیست و در بین جوامع بشر بصورت قانون درآمده است. نظام پیچیده کنونی ما چنان است که دستگاه عصبی ما در طی روز دائماً از سوی تکان های استرس زای کوچک و بزرگ بسیار زیادی بمباران می شود و دستگاههای عصبی- عضلانی ما دائم در حالت تنش بسر می برند.

درنتیجه استرس یکی از عمومی ترین مشکلاتی است که افراد با آن روبرو هستند و از آنجائی که امروزه مسئله سالم زیستن و رابطه آن با فعالیتهای بدنی اهمیتی اساسی یافته است، تمرین و ورزش یکی از ساده ترین ابزاری است که استرس را کنترل می کند.

ما می دانیم که ورزش مداوم بدنی در صورتی که بدرستی انجام شود و با بیماری شخص در تضاد نباشد در نگهداری سلامت جسم و روان و بهزیستی فرد و پیشگیری از بسیاری از بیماریها، یکی از مهمترین عوامل بشمار می رود. و این واقعیتی است که فعالیت بدنی استرس عاطفی را بطور موثر می نشاند و بسیاری از پیامدهای ناخوشایند آنرا خنثی می کند. اگر چه ورزش مشکلات در کار را حل نمی کند و یا وقتی در ترافیک قرار گرفته اید کار پلیس راهنمائی را انجام نمی دهد و راه را برای شما باز نمی کند ولی مطمئناً به دلیل فعل و انفعالاتی که در بدن صورت می گیرد به شما کمک می کند که از عهده فشار روحی برآئید و از تبدیل آن به یک مسئله مزمن جلوگیری کنید .

 

تمریناتی که استرس را کاهش می دهند:

1- به پاهای خودتان نگاه کنید. پنجه پا را جمع کند و انقباض عضلانی را بررسی کنید. سپس پنجه پا را بحالت اولیه برگردانید و یکبار دیگر این کار را تکرار کنید. سپس بمدت ۳۰ ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.

۲- پاها را بطرف بالا، بطرف صورت ببرید و سپس انقباض عضلانی را در پاها و عضلات مشاهده نموده و آن را در همان وضع نگه دارید و سپس بحالت اول برگردانده و آنرا دوباره تکرار کنید سپس بمدت ۳۰ ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.

۳- همانندی که پاشنه ها را در شن فرو می برید، آنها را روی کف زمین فشار دهید. انها را در آن وضع نگه داشته و انقباض پشت ران را بررسی کنید. سپس بحالت اولیه برگردانده و تمرین را یکبار دیگر تکرار کنید. سپس بمدت ۳۰ ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.

۴- ران را منقبض می کنیم و ساق پا را به ملایمت بلند می کنیم، آنرا نگه داشته و انقباض را بررسی می کنیم. سپس آنرا بحالت اولیه برمی گردانیم سپس با پای چپ این تمرین را تکرار می کنیم، دوباره این عمل را با هر دو پا تکرار می کنیم. سپس بمدت ۳۰ ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.

۵- نشیمنگاه را منقبض کنید و سپس آنرا خیلی ملایم کمی از زمین بلند کنید. آنرا مدتی بهمین وضعیت نگه داشته و انقباض آنرا مورد توجه قرار دهید. سپس بحالت اولیه برمی گردانیم. تمرین را دوباره تکرار کنید. سپس بمدت ۳۰ ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.

۶-عضلات شکم را منقبض کرده و آنرا مدتی در حال انقباض نگه دارید. سپس وضعیت انقباض را بررسی کنید. بعد بحالت اولیه برگردانده و تمرین را دوباره تکرار کنید. سپس بمدت ۳۰ ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.

۷- عضلات شکم را بطرف داخل ببرید،( نفس عمیق بکشید) سپس قسمت پائینی پشت را روی زمین بخوابانید و آنرا بهمان حالت نگه داشته تا فشار وارده به معده و قسمت پائینی پشت را احساس کنید. بعد بحالت اولیه برگردانید. عمل را دوباره تکرار کنید. سپس بمدت ۳۰ ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.

۸- نفس عمیق بکشید و آنرا در سینه نگه داشته و سپس آنرا بیرون دهید. این عمل را تکرار کنید. باید توجه داشته باشید که هوا را بحالت آرام بیرون داده و خیلی آرام بحالت اولیه برگردانید. سپس بمدت ۳۰ ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.

۹- بازوهایتان را کنار بدنتان قرار داده و هر دو مشت را محکم جمع کرده و آنرا بهمین حالت نگه دارید. سپس حالت انقباض را بررسی کرده و بعد بحالت اولیه برگردانید. عمل را یکبار دیگر تکرار کنید. سپس بمدت ۳۰ ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.

۱۰- با بالابردن دستها بطرف شانه ها آرنج را خم کنید و انها را همینطور محکم بحالت انقباض نگه دارید و کشش عضلات بازو را بررسی کنید. سس بحالت اول برگردانده و عمل را دوباره تکرار کنید. سپس بمدت ۳۰ ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.

۱۱- طوری که کف دست بالا باشد، بازوها را روی زمین بخوابانید و عضلات قسمت عقب بازو را روی زمین فشار دهید. حالت انقباض عضلات مربوطه را بررسی کنید. آنرا منقبض کرده و سپس بحالت اولیه برگردانده، تمرین را تکرار کنید. سپس بمدت ۳۰ ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.

۱۲- شانه ها را نخست کمی بلند کنید وسپس آنرا تا جای ممکن بالا نگه دارید و در همان وضع بمانید. وضعیت انقباض را بررسی کنید و سپس بحالت اولیه برگردانید و عمل را دوباره تکرار کنید. سپس بمدت ۳۰ ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.

۱۳- سر را به ملایمت به عقب بکشید و وضعیت انقباضی پشت گردن را توجه کنید و آنرا در همان وضع نگه دارید و سپس بحالت اولیه برگردانید. عمل را یکبار دیگر تکرار کنید. سپس بمدت ۳۰ ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.

۱۴- سر را به ملایمت بطرف سینه خم کنید و در همان وضعیت نگه داشته و انقباض گردن را مورد توجه قرار دهید. بعد بحالت اولیه برگردانده و عمل را یکبار دیگر انجام دهید. سپس بمدت ۳۰ ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.

۱۵-  زبانتان را به سقف دهان فشار داده و آنرا در همان وضع نگه دارید. حالا بحالت اولیه برگردانده و عمل را دوباره تکرار کنید. سپس بمدت ۳۰ ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.

۱۶- چشمهایتان را محکم ببندید و آنها را کاملا بسته نگه داشته و وضعیت انقباضی را مورد توجه قرار دهید. سپس بحالت اولیه برگردانید و توجه داشته باشید که چشمها پس از توجه به حالت انقباضی با ملایمت بسته باشد. سپس عمل را دوباره تکرار کنید. سپس بمدت ۳۰ ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.

۱۷- پیشانی تان را چروک داده و وضعیت آن را مورد توجه قرار دهید سپس آنرا برای مدت کمی بهمان حال نگه داشته و بعد بحالت اولیه برگردانید. عمل را تکرار کنید. سپس بمدت ۳۰ ثانیه تمام بدن را شل کرده و عضلات را انبساط دهید.

● نکات مهم

فردی که می خواهد تمرینها را انجام دهد بایستی به راحتی روی زمین دراز کشیده و صورتش بطرف بالا باشد و بالشی زیر زانوهایش قرار دهد.

هر گروه عضلانی بطور مرتب منقبض می شود از وارد کردن هر گونه فشار اجتناب کنید.

توجه داشته باشید که احساس کشش عضلانی و تمدد اعصاب باید اساسی و بنیادی باشد تا اینکه اثرات و ثمرات آن بدست آید.

هر انقباض باید برای چند ثانیه حفظ و نگهداری شود و سپس عضلات کاملا بحالت شل( حالتی در مقابل انقباض) یعنی بحالت انبساط قرار گیرد.

تمرینات باید در محیطی آرام و بدون سر و صدا انجام گیرد و در تمام مدت تمرین باید به خوبیها و زیبائیها فکر کرد و ناراحتی را از یاد برد.

 

فعالیت بدنی وفوائد روانی ناشی از آن

بیانه انجمن بین المللی روانشناسی ورزش (ISSP)

در قرن بیستم کاهش اساسی در شدت وتعدد فعالیتهای بدنی بوقوع پیوسته که تاکنون بشر درگیر آن نبود است. این وضعیت تاثیر قابل توجهی بر افراد جامعه داشته است. در این ارتباط فدراسیون بین المللی طب ورزشی (FIMS) بیانیه ای با عنوان (فعالیت بدنی عامل مهمی برای سلامت ) در ژوئن 1989 صادر کرده است.

این بیانیه ارتباط میان کمبود فعالیت بدنی واختلال قلبی- عروقی ومرگ را نشان می دهد.همچنین این بیانیه بر این موضوع تاکید دارد که چنانچه ورزش جز لاینفکی از اوقات فراقت مردم را تشکیل دهد، به طور قطع بیماریهای عروق کرونر ویا دیگر بیماریهایی که منجربه مرگ می شوند کاهش خواهند یافت.

بد نیست این بیانیه را با نشان دادن تاثیرات نافع فعالیت های بدنی در روح وروان انسان همراه با آوردن نظرات بین المللی روانشناسی ورزش (ISSP)در این خصوص کامل کنیم.

مطالعات انجام شده نشان می دهد که ورزش هم در کوتا مدت وهم در دراز مدت تقویت روانی وبهبود ذهنی به همراه می آورد.

همچنین مشخص شده است که فعالیتهای بدنی تاثیرات مثبتی در ایجاد اعتماد به نفس در بزرگسالان دارد.((sonstroem-1984 فعالیت هوازی می تواند اضطراب، افسردگی،تنش واسترس را کاهش می دهد.

از نظر بالینی این امر مسلم شده که فعالیت بدنی می تواند اثرات سودمندی بر بیماریهای فشارخون،پوکی استخوان،دیابت بزرگسالان وبرخی اختلالات روانی داشته باشد.برآورد شده است که در حدود 25 درصد مردم از افسردگی واضطراب ودیگراختلالات روحی به درجات ضعیف تا متوسط رنج می برند. بعضی از این بیماران سعی می کنند بدون مراجعه به متخصصین با اضطرایهای درونی خود بسازند.

فعالیت های بدنی در محیطهای طبیعی می تواند راهی مطمئن برای اضطراب وهیجانات درونی اینگونه افراد باشد.((brown-1988 همانگونه که عدم فعالیت بدنی ممکن است همراه با علائمی از افسردگی باشد.(farmer et-at-1988)

مطالعات انجام شده بر روی بیماران افسرده نشان می دهدکه فعالیتهای هوازی می تواند به اندازه اشکال دیگر اینکه این فعالیتها می تواند اثر افسردگی زدایی بر روی بیمارانی که دارای درجات خفیف تا متوسطی افسردگی هستند داشته باشد.

(نورث)وهمکاران در سایر 1990با بکار بردن تکنیک فراتحلیلی دریافتند که فعالیت ورزشی برای همه انواع اختلالات افسردگی مفیدتر از سایر فعالیتهای زمان فراغت است.

مطالعات انجام شده در ارتباط با تاثیر ورزشهای بی هوازی بر روی بیمارانی که از افسردگی رنج می برند بسیار محدود است ولی در هر حال ، نتایج بدست آمده حاکی از آن است که اینگونه ورزشها نیز پیشرفتهای مشابه با آنچه که متعاقب ورزشهای هوازی بدست می آید داشته است. ورزشی غیره هوازی می تواند منتهی به نتایج بهتری از ورزش هوازی باشد.

هیچ یک از این مطالعات با بیمارانی که دارای اختلالات جدی افسردگی می باشد انجام نشده است اگر چه تجربه بالینی نشانگر آن است که ارزش محدودی در تداخل تمرین برای چنین افرادی وجود دارد(Martines-1990)

ورزش شنا تاثیر مثبتی در حالات روحی وکاهش اضطراب در افراد عادی دارد.مشاهده شده است که بعد از ورزش شنا،شناگر بطور قابل ملاحظه ای کمتر عصبانی،افسرده ،خشمگین وهیجان زده می شود.(Berger & Qwen-1983)

تمرین با وزنه برای آقایان با افزایش اعتماد به نفس همراه است (Tucker-1982-1984). در حالیکه شمشیربازی تمرکز فکر را افزایش می دهد،تمرین به شرکت کنندگان در یوگا کمک می کند تا کمتر مضطرب ،عصبی ،افسرده،خشمگین وآشفته شوند.

نشان داده شده است که تنش عصبی،افسردگی،عصبانیت،خستگی وآشفتگی ،همگی متعاقب فعالیت های بدنی کاهش می یابد در حالیکه نیروی ذهنی افزایش می یابد.(Morgan-1980)

تمرین مستمروزمان بندی می تواند اثری مثبت بر حالات روحی داشته واضطراب را در افراد عادی کاهش دهد در حالیکه تمرین شدید ومتوالی ممکن است به خستگی،اضطراب وافسردگی منتهی شود(Dishman-1988).

همچنین اینطور به نظر می رسد که اشتغال معتادانه وحرفه ای مجبور می شود تمرین را متوقف کند منتهی شود.(Dishman-1985).

فعالیتهای بدنی برای افراد مسن بسیار مفید بوده وتاثیر بسیار خوبی بر روحیه آنها می گذارد.همچنین اینگونه فعالیتها اثر مثبتی بر سطح نمرات دانش آموزان در سطوح ابتدایی دارد (Shephard et al..-1989). فوائد روانی فعالیت های بدنی مناسب با محیط اشتغال افراد در مقالات بسیاری ذکر شده است بر اساس تحقیقات وسیع کوکس،گاتس،بوت وکر،که در سال 1988 انجام گرفت این نتیجه بدست آمدکه مدیریت صنعتی متقد است که نیروی کار سالم مولدتر ورضا یتبخش تر می باشد هنگامیکه برنامه های مناسب ورزشی بتواند بعنوان یک رسانه غیر شغلی برای افزایش برخورد کارمندان در سطوح عرضی، ایجاد ارتباطات وبهبود همبستگی گروهی تیم کار مورد استفاده قرار بگیرد.

فوائد روانی که فعالیتهای بدنی برای هر فرد دارد از این قرار است. تغیرات مثبت در خودپنداری ، افزایش اعتماد به نفس وخودآگاهی ،تغیرات مثبت در خلق وخوی،تعدیل تنش ، هیجان دگی ،افسردگی واضطراب ،تاثیربر اضطراب قبل از دوره قائدگی، افزایش انرژی و توانایی در برخورد با فعالیت های روزمره ، افزایش اشتیاق به ورزش وروابط اجتماعی وپیشرفت مثبت در تحمل مشکلات.

روزنفلد تنن بام، راسکین وهافمن در سال 1989 گزارش دادند که برنامه های آمادگی جسمانی باعث تعدیل حساسیت های روحی وافزایش کارایی در محیط گار می گردد.2 تا 5 ساعت بعد از فعالیت های هوازی با شدت متوسط تا شدید، سطح اضطراب ، تنش عضلانی وفشار خون کاهش می یابد .

برای مثال: تحقیق گزارش شده به وسیله پتر وزلو ، لارنس ، هتفیلد، کوبیتز وسلازرا در سال 1991، از این عقیده که فعالیتهای هوازی کاهش اضطراب را به همراه داند حمایت می کند .از طرف دیگر ورزشهای کم شدت که در کوتاه مدت انجام می شوند تاثیری بر کاهش اضطراب ندارند (Dishman-1988) همچنین کروزولارنس در سال 1987 نتیجه گرفته که اشخاصی که از نظر هوازی آماده هستند پاسخ تعدیل یافته ای به استرس های روانی – اجتماعی دارند واین موضوع بعد از شرکت در فعالیت های دراز مدت در مقایسه با فعالیتهای رقابتی حاد.شدید مشخص تر است. استیفنز در سال 1988 رابطه مثبتی میان سطح فعالیت بدنی وسلامت روانی یافته .

ISSP(انجمن بین المللی روانشناسی ورزش) همه مردم را به شرکت در فعالیت های بدنی که بطور مداوم انجام می شود تشویق می کند. در این ارتباط این انجمن توصیه می کند که مردم در بیشتر از یک فعالیت شرکت نمایند تا هم قابلیت های هوازی وهم قابلیت های غیر هوازی تقویت گشته وبهبودیابند.

در هر صورت فعالیت های غیر رقابتی ترجیع داده می شود ولی اگرانجام مسابقه مورد نظر باشد باید از هیجانات ناشی از آن و برخوردهای غیر اخلاقی پرهیز گردد.

فعالیتهای بدنی انتخاب شده برای افراد باید خوشایند ورضایتبخش باشد (Owen&Berger-1988) چرا که لذت بردن از ورزش تداوم آن را افزایش می دهد . به منظور کسب منافع از فعالیتهای بدنی ، دیوریس سال 1981 توصیه کرده است که افراد باید در فعالیت های کم شدتی مشغول شوند که منتج به 30 تا 60 درصد اختلاف میان ارزشهای ضربان قلب بیشینه وزمان استراحت باشد.

هر چند 20 تا 30 دقیقه ورزش ممکن است برای کاهش استرس کافی باشد اما 60 دقیقه ورزش فوائد روانی بیشتر را ایجاد می کند.

مطابق با نظریات کالج آمریکایی طب ورزش (ACSM) ورزشی که 20 تا 30 دقیقه وحداقل 3 بار در هفته وبا شدت 60 تا 90 درصد حداکثر ضربان قلب انجام پذیرد می تواند فوائد روانی بیشتری را دارا باشد . با این همه دیگر فعالیت های تفریحی از قبیل :بازیهای توپی ، ورزشهای آبی وامثالهم نیز می تواند از نظر روانی ثمر بخش ومفید باشند.

بطور خلاصه ، با در نظر گرفتن بیانیه انستیتو ملی بهداشت روانی آمریکا وتحقیقی که در اینجا بررسی ومرور گردید فوائد روانی بالقوه فعالیت های بدنی منظم ومستمر به قرار زیر است:

1-  ورزش می تواند به کاهش سطح اضطراب کمک می کند.

2-  ورزش مستمر می وتواند به کاهش سطح افسردگی خفیف تا متوسط کمک کند .

3-  ورزشهای مستمر ومداوم می تواند به کاهش اختلالات عصبی واضطراب کمک نمایند.

4-  ورزش می تواند عاملی فرعی وکمکی برای درمان تخصصی افسردگی شدید باشد.

5-  ورزش می تواند به کاهش انواع گوناگون استرس کمک کند .

6-  ورزش می تواند اثرات روحی وروانی نافعی در همه سنین وبرای هر دوجنس داشته باشد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مرداد 1389ساعت 12:19  توسط ساسان  | 

خسرو و شیرین

داستان خسرو و شيرين يكي از غمناك ترين داستانهاي ادبي ماست. اين داستان به صورت كاملا خلاصه در اینجا آورده می شود:


«شيرين» دختر پادشاه ارمنستان و «خسرو» شاهزاده ايراني، از نوادگان «انوشيروان» بود. «شاپور» يكي از همرهان خسرو كه در ضمن نقاش زبر دستي هم بوده و عجيب آنكه اگر شاپور نبود ماجرايي بنام شيرين و فرهاد يا خسرو بوجود نمي آمد!
شاپور در كنار چشمه ايي(!) شيرين رو مي بينه و وصف زيبايي اونو به گوش خسرو مي رسونه و شايد هم تصويري از شيرين براي خسرو نقاشي مي كنه. خسرو علاقمند به ديدن شيرين ميشه و شاپور رو به سراغ شيرين مي فرسته.
روزي كه شيرين همراه دختران و نديمه هاش به شكارگاه اومده بود، شاپور عكسي از خسرو (كه خيلي زيبا بوده) را به صورت تابلويي بزرگ نقاشي مي كنه و بر درختي در مسير شيرين آويزون مي كنه. وقتي شيرين عكس خسرو را مي بينه به شدت توجهش جلب ميشه! دختران همراهش براي جلوگيري از پيشامدهاي احتمالي، عكس خسرو رو پاره مي كنند!
ولي شاپور فردا دوباره نقاشي ديگري از خسرو مي كشه و دوباره بر روي درخت، در مسير شيرين، آويزون مي كنه ... و سه بار اين كار رو انجام ميده و هر بار عكس رو پاره مي كنند! سومين بار، شاپور خودش رو به شيرين نزديك مي كنه و موضوع رو توضيح ميده.
حالا شيرين نديده! عاشق خسرو شده و سوار بر اسب تندرو «شبديز» به سمت مدائن مي تازه.جالب اينه كه همون موقع خسرو هم به سمت ارمنستان مياد و اين دو همديگر رو در محلي ملاقات مي كنند ولي چون شيرين براي آبتني لباسهاشو در آورده بوده، خسرو دختري از دور مي بينه ولي نزديك نميشه و شيرين هم صورتش رو با گيسوانش مي پوشونه و اين دو همديگر رو از نزديك نمي بينند و بنابراين همديگر رو نمي شناسند!
البته آن دو بعدا باهم ملاقات مي كنند و حتي سر موضوعي به اختلاف مي رسند و خسرو با دختري بنام «مريم» ازدواج مي كنه! هر چند مريم بعدا فوت مي كنه!......... شيرين دوست داشته كه خسرو پادشاه بشه تا بعد باهم ازدواج كنند! ولي وقتي خسرو به پادشاهي مي رسه، از بد روزگار پدر شيرين هم مي ميره و ناچارا شيرين هم شاه ارمنستان ميشه و باز نمي تونند آنها با همديگه ازدواج كنند!
***

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مرداد 1389ساعت 12:16  توسط ساسان  | 

شهید

مقام و منزلت شهید در اسلام :

شهید یکی از نام های خداوند است . و به کسانی که در راه پروردگار کشته می شوند ، شهید می گویند . زیرا شهدا بعد از کشته شدن زنده بوده و در پیشگاه خداوند روزی می خورند و شاهد اعمال امت هستند و در قیامت شفاعت می نمایند . شهادت سعادتی است که آرزوی مردان و زنان با خدا بوده است و عده ای از پیامبران به این رستگاری عظیم رسیده اند از جمله حضرت زکریا و حضرت یحیی و روایت است که بنی اسرائیل در یک روز هفتاد پیامبر را شهید کردند . همچنین رسول خدا بر اثر زهری در غذا به وسیله زن یهودیه از دنیا رفت . لذا اصحاب می گفتند پیامبر هم شهید شده است .

امامان معصوم و دختر محبوب پیامبر به وسیله شهادت از دنیا رفتند و در بستر مرگ طبیعی نمردند و این اهمیت مسئله ی شهادت را نشان می دهد .

شهادت باعث زنده بودن دین است و تا کنون اگر از دین اسلام نامی باقی مانده و این چنین در حال گسترش است مرهون قلم دانشمندان و خون شهیدان است  

انقلاب اسالامی با خون هزاران شهید به پیروزی رسید و در راه تداوم خود نیز چه در دفاع مقدس و چه در سنگرهای دیگر شهدای بزرگواری را تقدیم اسلام عزیز نموده است . که     می توان گفت جایگاه شهدای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس همان جایگاه شهدای کربلا       می باشد .

استاد شهید مرتضی مطهری می فرماید : شهید از راه خون خودش نوعی جاودانگی به خویشتن می دهد و به هستی خود ارزش ابدی می بخشد . و برای همیشه این خون در رگ های اجتماع می جهد و چون حماسه آفریده گریه بر او ، شرکت در حماسه اش و هماهنگی با روحش و موافقت با نشانه اش و حرکت در موجش است .

"پا به پای آفتاب ، ج3 ص 261 " شهادت به معنای گواهی دادن ، کشته شدن در راه خدا است .

نخستین شهید اسلام سمیه مادر عمار یاسر بود . که با نیزه ابو جهل در زیر شکنجه به شهادت رسید . پس از او نیز مسلمانانی که چه زیر شکنجه ها ، چه در جبه های جنگ با مشرکان و چه در دفاع از حق و مواجهه با حکام ستمگر جان باخته اند ، همواره سر مشق آزادگان خدا جوی بوده اند .

در علت نامگذاری چنین مرگی به (( شهادت )) گفته اند : یا بدان جهت است که فرشتگان رحمت خدا در صحنه شهادت حضور می یابند  ، یا بدان سبب است که خدا و رسول ، به بهشتی بودن شهدا گواهی می دهند ، یا اینکه شهید در قیامت همراه انبیا بر امت های دیگر گواهی می دهد یا اینکه شهید زنده و حاضر است به مقتضای (( بل احیاء عند ربهم یرزقون )) یا بدان جهت که شهید به شهادت حق قیام می کند تا کشته شود .

فیض شهادت ، چنان ارزشمند است که اولیا دین همواره از خداوند آرزوی آن را داشته اند .

در دعا های ما نیز مکرر از خداوند ، درخواست شهادت شده است و روایات بسیاری درباره شهادت و جایگاه شهید آمده است .

از رسول خدا نقل است که درباره شهادت می فرماید : بالاتر از هر نیکی ، نیکی است ، تا آنکه انسان در راه خدا کشته شود . پس چون در راه خدا کشته شد ، بالاتر از آن نیکی نیست .

در احادیث است که : شهادت ، برترین مرگ است . قطره خون شهید ، نزد خدا از بهترین قطرات است شهادت موجب آمرزش گناهان می شود .

شهید از سوال قبر ، مصون است و فشار قبر ندارد و در بهشت ، با حوریان هم آغوش است . شهید حق شفاعت دارد . شهدا اولین کسانی اند که وارد بهشت می شوند و همه به مقام شهیدان غبطه می خورند . تقرب به وجه الله از خصوصیات شهید است و این نتیجه نفی بعد لجنی از وجود خویش و رسیدن به خلود و قداست کامل دریای شهادت است .

 

درجات شهادت :

در تاریخ اسلام ، شهدا به دسته های مختلف تقسیم می شوند که از نظر مقام و منزلت با هم فرق دارند .

ابتدا شهدای قبل از هجرت که شامل – سمیه و یاسر و چند نفر دیگه است . سپس شهدای جنگ های صدر اسلام از قبیل حضرت همزه که در احد شهید شد و جعفر طیار و زیر ابن حارثه و عبدالله بن رواحه در موته تا خیبر که چوپانی به نام اسود راعی که تازه مسلمان بود قبل از اینکه یک رکعت نماز بخواند شهید شد .

دسته ی دیگر ، شهدای جنگ های صفین و جمل هستند از قبیل اویس قرنی و عمار و یاسر و هاشم  مرتال که در رکاب حضرت علی (ع) شهید شدند .

دسته ی سوم شهدای کربلا هستند از قبیل حبیب بن مظاهر و مسلم بن عوبحه وبریر ابن خفیر و زهیر ابن قین و مسلم بن عقیل و ....

همچنین صدها نفر از شیعیان در راه مبارزه با ستمکاران به شهادت رسیدند که از جمله حجربن عدی و میثم تمار و ....

بعد از این ها هزاران عالم و مبارز دیگر در راه جهاد با دشمنان خدا به شهادت رسیدند از قبیل میرزا کوچک خان جنگلی و نواب صفوی و مدرس و ... تا انقلاب بیش از هزار شهید تقدیم اسلام شد .

از نظر درجه و مرتبه ، هفت نفر سرور شهدا هستند : پیامبر (ص) و علی (ع) و حمزه و جعفر و حسن و حسین و ابوالفضل (ع) سپس شهدای کربلا از همه بالاتر هستند . سپس شهدای بدر و احد و موته تا برسد به شهدای صفین و اصحاب امامان تا شهدای انقلاب  ودفاع مقدس مردم ایران .

در مکاتب خاندان وحی ، شهادت ، مطلوب و معشوق آنان است و امامان مسموم یا مقتول بوده اند و مرگشان شهادت بوده است . گرچه جان ائمه و اولیا خدا و بندگان خالص عزیز است ، ولی دین خدا عزیزتر است .  

 

ارزش شهید در آیات و روایات :

سوره آل عمران ، آیه 169-171 ای پیامبر : هرگز گمان مبر آن ها که در راه خدا کشته می شوند مردگانند ، بلکه آن ها زنده اند و نزد پروردگارشان روزی داده می شوند . آن ها به خاطر نعمت های فراوانی که خداوند از فضل خود به آن ها بخشیده است خوشحالند و به خا طر کسانی که (مجاهدانی) که بعد از آن ها به آن ها ملحق نشدند نیز خوش وقتند " زیرا مقامات برجسته آن ها را در آن جهان می بینند و می دانند " که نه ترسی بر آن ها است و نه غمی خواهند داشت و از نعمت خدا و فضل او (نسبت به خودشان نیز) مسرورند ، و (می بینند که ) خداوند پاداش مومنان را ضایع نمی کند . (نه پاداش شهیدان و نه پاداش مجاهدانی که شهید نشدند )

در فرهنگ قرآن از شهادت با تبعید (( قتل فی سبیل الله )) یاد شده است در آیه ی 154 سوره بقره خداوند می فرماید : به کسانی که در راه خدا کشته می شوند ، مرده نگویید ، بلکه آنان زنده اند ولی شما درک نمی کنید ، نیز خداوند مشتری اموال و جان های کسانی است که در راه خدا می جنگند ، می کشند و کشته می شوند و پاداش بهشت از خداوند می گیرند .

در جایی دیگر خداوند در سوره ی توبه آیه 111 می فرماید : این فداکاری و از جان گذشتگی در راه خدا و دین ، نهایت رستگاری مومن است و آنان که جان خویش را بر سر دین می نهند ، هم به کامیابی می رسند و هم شهادتشان در چشمه ی الهام و الگوی فداکاری برای دیگران محسوب می شود .

روایت است که از حضرت سجاد (ع) در برابر تهدیدی که ابن زیاد کرد که آن حضرت را بکشند فرمود : مرگ برای ما عادت است و شهادت ، افتخار ماست مرا از مرگ می ترسانی . بحارالانوار ، ج 45 ص 135

امام خمینی می فرماید : مرگ سرخ به مراتب بهتر از زندگی سیاه است و ما امروز به انتظار شهادت نشسته ایم تا فردا فرزندانمان در مقابل کفر جهانی با سرافرازی بایستند .         صحیفه نور ج9 ، ص 97

 

 

پاداش شهیدان :

حضرت علی (ع) فرمود : من بر مرکب پیغمبر پشت سر ایشان سوار بودم و از غزوه ذات السلاسل بر می گشتیم از پیامبر پرسیدم فضیلت جنگجویان در راه خدا را برایم تشریح کن پیامبر فرمود : هنگامی که جنگجویان تصمیم بر شرکت در میدان جهاد می گیرند . خداوند آزادی از آتش دوزخ را برای آن ها مقرر می دارد . و هنگامی که سلاح بر می دارند و آماده میدان می شوند فرشتگان به وجود آن ها افتخار می کنند . و هنگامی که همسر و فرزند و بستگان آن ها با آن ها خداحافظی می کنند از گناهان خود خارج می شوند از این موقع آن ها هیچ کاری نمی کنند مگر اینکه پاداش آن ، مضاعف می گردد و در برابر هر روز پاداش عبادت هزار عابد برای آن ها نوشته می شود . هنگامی که با دشمنان روبه رو می شوند ، مردم جهان نمی توانند میزان ثواب آن را درک کنند . و هنگامی که پای به میدان نبرد می گذارند و نیزه ها و تیرها رد و بدل می شود جنگ تن به تن شروع گردد فرشتگان با پر و بال خود اطراف آن ها را می گیرند و از خدا می خواهند که در میدان ثابت قدم باشند این موقع منادی فریاد می زند الجنه تحت ظلان السیوف " بهشت در سایه شمشیرها است . در این زمان ضربات دشمن بر پیکر شهید ساده تر و گواراتر از نوشیدن آب خنک در تابستان می باشد .  هنگامی که شهید از مرکب خود می غلطد هنوز به زمین نرسیده حوریان بهشتی به استقبال او مس شتابند و نعمت های بزرگ معنوی و مادی که خدا برای او فراهم ساخته است ، برای او شرح می دهند . هنگامی که شهید بر روی زمین قرار می گیرد زمین می گوید : آفرین بر روح پاکیزه ای که از بدن پاکیزه پرواز می کند ، بشارت باد بر تو ، نعمت هایی در انتظار توست که هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده و بر قلب هیچ انسانی خطور نکرده است و خداوند    می فرماید : من سرپرست بازماندگان اویم . هر کس  آن ها را خشنود کند مرا خشنود کرده و هر کس آن ها را به خشم آورد مرا به خشم آورده است .

 

آرمان های شهدا :

اگر چه شهدا در ظاهر در میان ما نیستند ولی آن ها شاهد اعمال ما می باشند پس باید تلاش کنیم آرمان ها و اهداف مقدس آن ها را ادامه دهیم .

شهدا چه آرمان هایی دارند ؟

1-  احیاء دین اسلام و محافظت از ارزش های اسلامی

2- پیروی از خط امام و رهبری

3- حرکت پشت سر روحانیت اصیل و در خط امام

4- مبارزه با مستکبرین و عدم تواضع مقابل خواسته های ناحق آن ها

5- حفظ عفاف زنان و مبارزه با بدحجابی و بی بندوباری

6- زنده نگه داشتن فرهنگ شهادت طلبی و مهدویت که این دو عامل بقاء انقلاب اسلامی است .

7- مجاهدت در سنگرهایی که نظام اسلامی به آن ها نیاز دارد از جمله سنگر علم و دانش .

 

فضیلت شهادت :

شهید شدن بهترین نوع مرگ است و آرزوی اولیاء خدا ، شرافت ترین مرگ شهادت است .

امام سجاد (ع) می فرماید : هیچ قطره ای نزد خدای عزوجل محبوبتر از دو قطره نیست ؛ قطره خونی که در راه خدا ریخته شود و قطره اشکی که بنده در دل شب تار برای خدای عزوجل می ریزد .

امام علی (ع) در پایان عهدنامه خود به مالک اشتر می فرماید : من از خداوند ، به رحمت گسترده و قدرت عظیمش بر آوردن هر خواهش و مطلوبی مساٌلت دارم که عاقبت من و تو را به سعادت و شهادت ختم می فرماید .

 

مقدر شدن شهادت و مرگ :

قرآن می فرماید : اگر ما را اختیاری بود این جا کشته نمی شدیم بگو اگر در خانه های خود هم می بودید ، کسانی که کشته شدن بر آن ها مقرر شده است از خانه به قتلگاهشان بیرون می رفتند . " ای کسانی که ایمان آورده اید همانند آن کافران مباشید که درباره برادران خود که به جنگ رفته بودند ، می گفتند : اگر نزد ما مانده بودند نمی مردند یا کشته نمی شدند خدا این پندار در دل آن ها نهاده و خداست که زنده می کند و می میراند .

 

 

عشق به شهادت :

پیامبر خدا : دوست دارم که در راه خدا بجنگم و کشته شوم و باز بجنگم و کشته شوم و باز بجنگم و کشته شوم .

 

شوق به شهادت :

امام علی (ع) : عرض کردم ای رسول خدا مگر در روز احد که تعدادی از مسلمانان شهید شدند و من از شهادت محروم ماندم و این امر بر من گران آمد به من نفرمودی : مژده بادا تو را که در آینده به شهادت خواهی رسی ؟ رسول خدا به من فرمود در آن صورت صبر تو چگونه است ؟ عرض کردم ای رسول خدا ! این جا جای صبر نیست بلکه جای شادی و شکر است .

اگر سخن بگویم ، می گویند برای حکومت حرص می زند و اگر خاموش بمانم گویند از مرگ می ترسد . هیهات! به خدا سوگند که انس پدر ابوطالب با مرگ بیشتر از انس کودک با پستان مادرش می باشد .

 

شهادت و پاک شدن گناهان :

پیامبر اکرم می فرماید : شهادت هر چیزی را جبران می کند ، مگر قرض را . نخستین قطره خونی که از شهید ریخته می شود همه گناهان او بخشوده می شوند مگر قرض پرداخت نشده .

امام باقر می فرماید : شهید شدن هر گناه را پاک می کند جز وام ، وام فقط به ادا شدن پاک می شود .

 

عدم گرفتاری شهید در قبر :

پیامبر خدا : کسی که با دشمن روبه رو شود و پایداری ورزد تا کشته شود و یا پیروز گردد ، در قبر خود گرفتار نشود . درباره ی عدم گرفتاری شهید در قبر سوال شد ، فرمودند : درخشش شمشیرها بر سر او برای گرفتاری او کافیست .

 

آرزوی شهید :

پیامبر خدا (ص) : هیچ کس نیست که پس از مرگ نزد خدا از خیر بهره مند باشد و در عین حال خوش داشته باشد که به دنیا برگردد گرچه همه دنیا به او داده شده مگر شهید که چون فضیلت شهادت را می داند ، آرزو می کند برگردد تا در دنیا کشته شود .

هیچ کس نیست که به بهشت رود در عین حال دوست داشته باشد به دنیا برگردد و از آنچه بر روی زمین است برخوردار شود مگر شهید که بر اثر مشاهده کرامت شهادت ، آرزو می کند برگردد و ده بار کشته شود .

 

 

ثواب شهادت طلبی :

پیامبر خدا (ص) : هر که به راستی خواهان شهادت باشد ثواب آن به او داده می شود هر چند به شهادت نرسد . هر که صادق انه از خداوند شهادت مساٌلت کند خداوند اورا به منزلت های شهادت برساند ، هرچند در بستر خود بمیرد .

 

نقش نیت در شهادت :

پیامبر خدا (ص) : بها کسانی که با جنگ افزار کشته شوند اما نه شهید باشند و نه مجروح و بها کسانی که در بستر خود به مرگ طبیعی بمیرند ، اما نزد خداوند صدیق و شهید به شمار آیند .

 

آنچه حکم شهادت دارد :

1- پیامبر خدا (ص) : چنانچه بخواهند مال کسی را به ناحق بگیرند و او در راه دفاع از آن بجنگد و کشته شود شهید است ، هرکه در راه دفاع از خانواده خود در راه خدا به ستم کشته شود شهید است . هرکه در راه دفاع از همسایه کشته شود شهید است . هرکه در راه خدای عزوجل کشته شود شهید است . هرکه در راه دفاع از جان خود کشته شود شهید است . هرکه در راه دفع ستم کشته شود شهید است .

2- پیامبر خدا (ص) هرکه عاشق شود و عشق را بپوشاند و پاکدامنی ورزد و بدان سبب بمیرد شهید است . امام علی (ع) می فرماید : مجاهدی که در راه خدا به شهادت برسد پاداشش بیشتر از کسی نیست که بتواند گناه کند ولی پاکدامنی ورزد .

3- امام علی (ع) : مومن در هر حالی که بمیرد و در هر لحظه و ساعتی که جانش گرفته شود ، شهید است . پیامبر خدا : هرکه به دوستی آل محمد بمیرد شهید مرده است .

 

برترین شهیدان :

پیامبر خدا (ص) : برترین شهیدان کسانی هستند که در صف مقدم می جنگند و از دشمن روی بر نمی گرداند ، تا آنکه کشته شود اینان در بالا خانه های بهشت می آرامند ، پروردگارشان به روح آنان می خندد و هرگاه پروردگارت در جایی بخندد ، او را حسابرسی نباشد .

ثواب مجروح در راه خدا :

پیامبر خدا (ص) : هرکه در راه خدا مجروح شود ، در روز قیامت بویش همچون بوی مشک باشد و رنگش مانند زعفران و نشان شهیدان بر اوست و هرکه از روی اخلاص شهادت را از خداوند بخواهد ، خداوند اجر شهید به وی دهد هر چند در بسترش بمیرد .

شهیدان اهل بیت :

امام حسن (ع) می فرماید : جد محبوبم رسول خدا به من فرمود : که امر امامت را دوازده امام از اهل بیت و برگزیدگان او به عهده خواهند گرفت ، هیچ یک از ما نیست مگر آنکه کشته و شهید شود .

منابع :

قرآن

بحارالانوار

صحیفه نور

پابه پای آفتاب (استاد مطهری )

مقام ومنزلت شهید (محمد تقی صدفی پور)

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مرداد 1389ساعت 12:16  توسط ساسان  |