misa

مقاله

هوش

هوش

هوش توانایی ذهنی است و قابلیت‌های متنوعی همچون استدلال، برنامه‌ریزی، حل مسئله، تفکر انتزاعی، استفاده از زبان، و یادگیری را در بر می‌گیرد. نظریه‌های هوش در طول تاریخ تغییر کرده‌اند[۱].

هوشبهر

در سنجش‌های سنتی تر تیزهوشی، افرادی که میزان ضریب هوشی (هوشبهر - IQ) آن‌ها از حد مشخصی بیشتر باشد تیزهوش نامیده می‌شوند. این حد مشخص در نمونه گیری‌های مختلف، با توجه به نوع آزمون و جامعهٔ آماری که ضریب هوشی به صورت نسبی نسبت به آن سنجیده می‌شود متفاوت است. اما باز هم به صورت معمول می‌توان ۱۲۰ را عددی دانست که در بیشتر آزمون‌ها مرز تیزهوشی فرض می‌شود و به افرادی که ضریب هوشی بیش از این مقدار را داشته باشند تیزهوش گفته می‌شود.

هوش هیجانی

هوش هیجانی (یا هوش احساسی یا هوش عاطفی که با حروف اختصاری EQ نشان داده می‌شود[۲]) بخش مهمی از «هوش» است که شامل توانایی شناخت، درک و تنظیم هیجان‌ها (احساسات) و استفاده از آنها در زندگی است[۳].

تیزهوشی

«تیزهوشی» مجموعه‌ای است از استعدادها، ویژگی‌های شخصیتی، و الگوهای رفتاری. تیزهوشی به معنای وسیع آن ویژگی برجسته‌ای است که ورای مفهوم صرف هوشبهر (IQ) قرار دارد. آزمون‌هایی برای سنجش میزان تیزهوشی ساخته شده‌اند که تنها بخشی از مفهوم تیزهوشی را می‌سنجند، تشخیص، روان‌سنجی و ساختار تیزهوشی محل بحث و اختلاف نظر است و حوزه‌ای در حال پیشرفت است[۴].

تیزهوشی پنهان

تیزهوشی پنهان (نهفته) برای گروه بزرگی از افراد به کار می‌رود: تیزهوشان ناتوان از یادگیری، تیزهوشان معلول، نیزهوشان در معرض خطر، تیزهوشان متفاوت از نظر فرهنگی یا نژادی، تیزهوشان کم آموز و زنان تیزهوش.
گروهی از اینان در شرایط نامساعد محیطی، طبقه اقتصادی - اجتماعی پایین، اقلیت نژادی و قومی قرار دارند یا زبان رسمی زبان دوم آنهاست . دانش‌آموزان دختر نیز در این گروه جای می‌گیرند.
گروه دوم با معیارهای تشخیص سنتی مدارس غیرپیشرفته تلقی می‌شوند مانند دانش‌آموزانی که در زمینه‌های متفاوت خلاقیت و هوش‌های گوناگون برجسته‌اند مانند هنرهای تجسمی و نمایشی، رفتار روانی - اجتماعی رهبری، توانایی‌های حرکتی.
گروه سوم دانش‌آموزان کم آموز تحصیلی، معلولان حرکتی، ناتوانان در یادگیری و افراد دچار مشکلات عاطفی را شامل می‌شود
[۵]

دام هوش

بسیاری از مردم که خود را بسیار باهوش می‌دانند، الزاماً متفکران خوبی نیستند. آنان در «دام هوش» گرفتارند. این دام جنبه‌های بسیاری دارد، که در اینجا فقط به دو مورد از آنها اشاره می‌کنیم:
شخص بسیار باهوش می‌تواند درباره‌ی موضوعی عقیده‌ای را بپذیرد و از هوش خود جهت دفاع از این عقیده استفاده کند. این شخص هر چه باهوش‌تر باشد بهتر می‌تواند از عقیده‌اش دفاع کند. هر چه دفاع از عقیده بهتر باشد، شخص نیاز کمتری به انتخاب‌های دیگر پیدا می‌کند، یا به حرف دیگری گوش می‌دهد. اگر شما خود را محق بدانید، چرا باید این کار را بکنید؟ در نتیجه، بسیاری از ذهن‌های بسیار باهوش در دام فکرهای ضعیف می‌افتند؛ زیرا قادرند از این فکرها دفاع کنند.
جنبه‌ دوم دام هوش، آن است که شخص با این اندیشه بزرگ می‌شود که خود را از اطرافیانش باهوش‌تر می‌داند (شاید هم این تصور درست باشد)، می‌خواهد بیش‌ترین سود ممکن را از هوش خود ببرد. سریع‌ترین و مطمئن‌ترین راه برای سود بردن از هوش «اثبات اشتباه دیگران» است. یک چنین سیاستی فوراً نتیجه می‌دهد و برتری شما را محرز می‌سازد. سازنده بودن، پاداش کم‌تری دارد؛ زیرا ممکن است سال‌ها کار لازم باشد تا مؤثر بودن عقیده‌ای آشکار گردد. بنابراین، بدیهی است انتقادی و مخرب بودن، کاربرد بسیار خوشایندتری برای افراد باهوش است.
[۶]

انتقادها به مفهوم هوش

غالبا معیارهای معینی نظیرِ توانایی حلِ مساله، استدلال، قدرتِ حافظه و مانند آن را تعیین کننده ی هوش در هر فرهنگی می دانند. دانشمندانی نظیر بری (۱۹۷۴) شدیدا ًبا این عقیده مخالف اند. آنها طرفدارِ نسبی‌گرایی فرهنگی ست. از این دیدگاه، مفهوم هوش از فرهنگی به فرهنگ دیگر متفاوت است. برای مثال استرنبرگ (Sternberg)(۱۹۷۴) نشان داد که مهارت های هماهنگی در جوامعِ بدوی و نانویسا برای زندگی این جوامع بسیار ضروری به شمار می آیند و به عنوانِ معیاری برای سنجشِ میزان هوش افراد بکارمی رود. ( مثلا ً آن دسته از مهارت های حرکتی که برای تیراندازی با تیر و کمان لازم است ). با این حال این مهارت ها برای اکثر مردمِ جوامع با سواد و پیشرفته تر هیچ رابطه ای با هوش ندارند. در فرهنگ های غربی، هوش را اغلب تواناییِ فرد در حلِ مسائلِ دشوار و تفکرِ خلاق می دانند. در حالی که در بسیاری از فرهنگ های غیر غربی هوش تا حد زیادی تحتِ شرایطِ اجتماعی بررسی می شود. در این گونه فرهنگ ها میزانِ نقش پذیری فرد در مسئولیت های اجتماعی، همکاری با دیگران و مهارت در ایجاد روابطِ بینِ فردی به عنوانِ معیاری برای سنجشِ هوش در نظر گرفته می شوند. [۷]

هوش و یادگیری زبان دوم

هوش به طور سنتی از نظر توانایی‌های زبانی و منطقی-ریاضی تعریف شده است. تصور ما از IQ (بهرة هوشی) بر چند نسل آزمایش این دو حوزه مبتنی است که از پژوهش آلفرد بینت در اوایل قرن بیستم نشأت می‌گیرد. به نظر می‌رسد موفقیت در مؤسسات آموزشی و به طور کلی در زندگی به بهرة هوشی وابسته است. از دیدگاه الگوی یادگیری هدفمند اوسوبل، بی‌شک هوش بالا متضمن فرآیند بسیار مؤثر به یاد سپاری اقلام است که به خصوص در ایجاد سلسله‌مراتب مفهومی و حذف سامان‌مند سلسله‌مراتبی که مفید نیستند، ثمربخش است. سایر روانشناس‌های شناختی به صورتی پیچیده‌تر به فرآیند حافظه و سیستم به‌یاد‌آوری پردخته‌اند.

در درک ارتباط میان هوش با یادگیری زبان دوم، آیا می‌توان به سادگی چنین گفت که یک فرد «باهوش» می‌تواند در یادگیری زبان دوم موفق‌تر باشد، صرفاً به این دلیل که هوش بیشتری دارد؟ به هر حال، ظاهراً بزرگ‌ترین مانع در یادگیری زبان دوم به مسئلة حافظه برمی‌گردد، به طوری که فقط اگر بتوان تمام چیز‌هایی را که تدریس یا شنیده می‌شود، به خاطر سپرد، می‌توان در یادگیری زبان بسیار موفق بود. به نظر می‌رسد «بهرة هوشی یادگیری زبان» ما پیچیده‌تر از اینها باشد.

هوارد گاردنر (۱۹۸۳) یک تئوری بحث‌انگیز از هوش ارائه داد که تفکرات سنتی را راجع به بهرة هوشی در هم ریخت. گاردنر هفت شکل مختلف از دانش معرفی کرد که از نظر او تصویری جامع‌تر از هوش به دست می‌دهند. او پنج شکل دیگر هوش علاوه بر دو شکل معمول (یعنی شمارة ۱ و ۲) ارائه داد:

  • زبانی
  • منطقی-ریاضی
  • هندسی یا فضایی (توانایی شناخت راه در یک محیط، ایجاد تصویر ذهنی از واقعیت و تغییر بی‌درنگ و آسان آن)
  • موسیقایی یا آهنگین (توانایی درک و ایجاد الگوهای آهنگین و نواختی)
  • جسمانی-حرکتی (حرکت جنبشی مناسب، مهارت عضلانی)
  • میان‌فردی (توانایی درک دیگران، احساسات، انگیزه‌ها و نحوة تعامل آنها با یکدیگر)
  • درون‌فردی (توانایی درک و شناخت خویشتن، ایجاد حس خودشناسی یا آگاهی به هویت و ماهیت خود)

گاردنر معتقد بود که ما با توجه به همان دو مقولة اول، سایر توانایی‌های ذهنی بشر را نادیده می‌گیریم و فقط بخشی از توانمندی کلی ذهن انسان را مد نظر قرار می‌دهیم. علاوه بر این، او نشان داد که تعریف سنتی ما از هوش، فرهنگ‌گراست یعنی به فرهنگ محدود می‌شود. «حس ششم» یک شکارچی در گینة نو یا توانایی‌های رهیابی یک ملوان در جزیرة میکرونزی با تعریف غرب از بهرة هوشی توجیه نمی‌شوند.

رابرت استرنبرگ (۱۹۸۵، ۱۹۸۸) نیز به صورتی مشابه و بنیادین دنیای اندازه‌گیری سنتی هوش را تکان داده است. استرنبرگ در دیدگاه «سه‌گانة» خود راجع به هوش، سه نوع «هوشمندی» ارائه داد:

  • توانایی برای تفکر تحلیلی جزء به جزء
  • توانایی تجربی برای تفکر خلاق و ترکیب خردمندانة تجارب مجزا و متفاوت
  • توانایی بافتی یا زمینه‌ای: «فن شهرزیستی» که فرد را قادر می‌سازد تا «بازی مدیریت محیط (دیگران، موقعیت‌ها، نهادها، بافت‌ها) را بازی کند».

استرنبرگ استدلال کرد که قسمت عمدة تئوری روان‌سنجی به سرعت ذهن مربوط می‌شود و لذا پژوهش خود را به آزمون‌هایی اختصاص داد که بصیرت، حل مسئلة واقعی، شعور،‌ ایجاد تصویر وسیع‌تر از اشیا و سایر امور عملی را می‌سنجند و به موفقیت در زندگی بسیار نزدیکند.

سرانجام، اثر دانیل گلمن به نام هوش عاطفی (۱۹۹۵) در تلاشی دیگر به منظور یادآوری انحراف تعاریف و آزمون‌های هوش سنتی، به طور منطقی احساس را به جای کارکرد فکری قرار می‌دهد. حتی مدیریت چند احساس اصلی- خشم، ترس، لذت، عشق، نفرت، شرم و غیره- نیازمند پردازش مؤثر ذهنی یا شناختی است. گلمن در بحث بیشتر استدلال می‌کند که «ذهن عاطفی بسیار حساس‌تر و سریع‌تر از ذهن عقلی است و حتی بدون یک لحظه درنگ و بدون اینکه بداند چه می‌کند، دفعتاً واکنش نشان می‌دهد. این سرعت از واکنش آگاهانه و تحلیلی که نشانة ذهن متفکر است، جلوگیری می‌کند» (گلمن ۱۹۹۵: ۲۹۱). نوع ششم و هفتم هوش مورد نظر گاردنر (میان و درون‌فردی) نیز حاکی از پردازش عاطفی است، اما گلمن عاطفه را در بالاترین سطح سلسله مراتب توانایی‌های انسان قرار می‌دهد.

با افزایش مفاهیم و اشکال مختلف هوش توسط گاردنر، استرنبرگ و گلمن، راحت‌تر می‌توانیم به رابطة بین هوش و یادگیری زبان دوم پی ببریم. در تعریف سنتی خود، هوش با موفقیت در یادگیری زبان دوم چندان ارتباطی ندارد یا به عبارت دیگر، افراد، صرفنظر از میزان بهرة هوشی خود (با بهره‌های هوشی متفاوت) در یادگیری زبان دوم موفق بوده‌اند. اما گاردنر ویژگی‌های مهم دیگری را به مفهوم هوش اضافه می‌کند، ویژگی‌هایی که می‌توانند در موفقیت زبان دوم، نقش مهمی داشته باشند. هوش آهنگین می‌تواند سهولت نسبی درک و تولید الگوهای آهنگ یک زبان توسط برخی زبان‌آموزان را توجیه کند. حالت جسمانی-حرکتی پیش از این در ارتباط با یادگیری واج-آواشناسی زبان بحث شده است. اهمیت هوش میان‌فردی در فرآیند ارتباطی کاملاً مشهود و واضح است. عوامل درون‌فردی به تفصیل در فصل ششم این کتاب بحث خواهند شد. حتی شاید بتوان با گمانه‌زنی مشخص کرد که هوش هندسی به خصوص «تشخیص راه یا جهت‌یابی» تا چه حد می‌تواند آموزندة فرهنگ دوم را در رشد بی‌دردسر در یک محیط جدید یاری دهد. توانایی‌های تجربی و بافتیِ مد نظر استرنبرگ، مؤلفه‌های «استعداد» را روشن می‌سازد، استعدادی که برخی افراد در یادگیری سریع، مؤثر و بی‌دردسر زبان دارند. در نهایت، EQ (بهرة عاطفی) که توسط گلمن معرفی شد، احتمالاً در توجیه موفقیت یادگیری زبان دوم، هم در اتاق درس و هم در بافت‌های فاقد آموزش، بسیار مهم‌تر از هر عامل دیگر است.

مؤسسات آموزشی اخیراً هوش هفت‌گانة مورد نظر گاردنر را در انواع مختلف یادگیری مدرسه‌محور به کار برده‌اند. به عنوان مثال، توماس آرمسترانگ (۱۹۹۳، ۱۹۹۴)، توجه معلمان و دانش‌آموزان را به «هفت شکل هوشمندی» معطوف کرد و آموزگاران را در فهم این مطلب که هوش زبانی و منطقی-ریاضی تنها راه عملی موفقیت نیست، یاری رساند. بهرة هوشی بالا در نگاه سنتی شاید تضمین کنندة نمرات تحصیلی بالا باشد، اما تعیین کنندة موفقیت در کار و کسب، خرید و فروش، هنر، برقراری ارتباط، مشاوره یا آموزش نیست.

اولر چندی پیش در یک مقاله، صریحاً نشان داد که هوش ممکن است مبتنی بر زبان باشد. «شاید زبان فقط یک پیوند حیاتی در جنبة اجتماعی پیشرفت فکری نباشد، بلکه خود شالودة هوش باشد» (۱۹۸۱الف: ۴۶۶). طبق نظر اولر، مباحث ژنتیک و عصب‌شناسی «رابطه‌ای عمیق و حتی نوعی یگانگی را میان هوش و استعداد زبانی نشان می‌دهد» (ص۴۸۷). نتایج فرضیة اولر راجع به یادگیری زبان دوم جالب توجه است. هم یادگیری زبان اول و هم یادگیری زبان دوم باید با عمیق‌ترین مفاهیم معنی مرتبط باشند. بنابراین، همانطور که قبلاً در تئوری یادگیری اوسوبل گفتیم، یادگیری مؤثر زبان دوم، اشکال سطحی زبان را با تجارب پرمعنی پیوند می‌دهد. تقویت این پیوند ممکن است به چند صورت در واقع یک عامل هوش باشد.

مسائل زیادی را می‌توان از درک اصول یادگیری که در اینجا ارائه شده‌اند و نیز راه‌های مختلف درک چیستی هوش، نتیجه‌گیری کرد. برخی از جنبه‌های یادگیری زبان ممکن است مستلزم فرآیند شرطی شدن باشد؛ جوانب دیگر شاید نیازمند فرآیند شناختی هدفمند باشد؛ برخی جنبه‌های دیگر ممکن است به امنیت زبان‌آموزان در تعامل آزادانه و مشتاقانه با یکدیگر وابسته باشد. هر کدام از این جنبه‌ها حائز اهمیت است، اما هیچ ترکیب سازگار تئوری وجود ندارد که تمام بافت‌های یادگیری زبان دوم را دربرگیرد. هر معلم باید یک فرآیند تقریباً درون‌یافتی را برای تشخیص بهترین ترکیب تئوری جهت تحلیل آگاهانة بافت خاص مد نظر اتخاذ کند. درک منسجم شایستگی و نقاط ضعف و قوت هر تئوری یادگیری، این درون‌یافت را کامل‌تر می‌کند.[۸]

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کودکان کم توان ذهنی

عقب‌ماندگی ذهنی را نمی‌توان بصورت یك پدیده مطلق تعریف كرد بلكه باید به عنوان پدیده‌ای چند بعدی كه وجوه مختلف آن به فیزیولوژی،روانشناسی،پزشكی،تعلیم و تربیت و جامعه‌شناسی مربوط می‌گردد مورد بررسی قرار داد. . حدود 3%جمعیت یك جامعه را كم‌توانان ذهنی تشكیل می‌دهند .چون خانواده این بنیادی‌ترین واحد اجتماع اولین عضو در گیر در گروه است وبهداشت روانی این هسته اجتماعی همواره مورد توجه و اهمیت قرار داشته است لذا این امرجامعه را ملزم می‌دارد تا  كم‌توان ذهنی را بعنوان یك معضل اجتماعی و نه فردی مورد توجه، بررسی و حمایت   قرار دهد .

آنجه در این مقاله مورد نظر است شناخت  كودكان كم‌توان ذهنی وسطح تواناییهای آنها در گروههای مختلف و نیز بررسی بهداشت روانی خانواده های آنان و آشنایی با واكنشهای رایج والدین در مواجه با معلولیت ذهنی فرزندشان ، می‌باشد.

 

تعریف و طبقه بندی كودكان كم‌توان ذهنی

 علایم بالینی نظیر، تاخیر در راه رفتن ، تاخیر در حرف زدن ، عدم استقرار و سكون ، عدم توانایی در انجام امور در حد سن خود و مانند آن ، زنگهای خطری هستند كه می‌توانند پیش‌آگهی كم‌توانی ذهنی به حساب آیند.

طبق تعریف انجمن عقب‌ماندگی ذهنی آمریكا (:(AAMD

" عقب‌ماندگی ذهنی مربوط می‌شودبه كنش عمومی هوش كه به طورمعنی‌دار یا قابل ملاحظه‌ای كمتر از حد متوسط عمل كرده و با نقایصی دررفتار سازشی توام بوده و در دوران رشد پدیدار شده است".

برای تسهیل در شناخت توانایی كودكان كم‌توان ذهنی و به منظور ارائه خدمات آموزشی و توانبخشی، آنان را به سه گروه تقسیم كرده‌اند :

 

 

-كم‌توان ذهنی آموزش‌پذیر:

این افراد دارای هوشبهر۵۴تا۶۹بوده و حدود 70 تا 80 درصد جمعیت كم‌توانان ذهنی را تشكیل می‌دهند. به دلیل آنكه شناسایی و تشخیص این كودكان در سنین پایین مشكل است معمولاآنها در سنین مدرسه شناسایی می‌شوند.كودكان كم‌توان ذهنی آموزش‌پذیر از لحاظ یادگیری مطالب درسی نسبت به كودكان همسن خود به نحو بارزی عقب هستند و در مهارتهای تحصیلی می‌توانند  درطول تمام سالهای تحصیلی حداكثر تا كلاسهای سوم- چهارم-پنجم ابتدایی پیشرفت داشته باشند.لذا اصطلاح آموزش‌پذیر به حداقل آموزش‌پذیری در زمینه‌های درسی؛مهارتهای اجتماعی و شغلی اطلاق می‌گردد(افروز؛1370).این افراد در هر سنی كه باشند از لحاظ هوش و سایرقوای ذهنی ؛ در حد كودكان 8 تا 10 ساله باقی  می‌مانند.

-كم‌توان ذهنی تربیت‌پذیر:

این گروه دارای هوشبهر 50-25 میباشند و حدود 10 تا 20 درصد كل كم‌توانان ذهنی را تشكیل می‌دهند.كودكان كم‌توان ذهنی تربیت ‌پذیر به خلاف گروه آموزش‌پذیربه خاطر مشخصات كلینیكی و جسمانی از دوران نوزادی و طفولیت قابل شناسایی و ازهمان ابتدا درراه‌رفتن ، حرف‌زدن ، مهارتهای خودیاری به طور قابل ملاحظه‌ای دچار كندی و ضعف هستند.به طور كلی هدفهای تربیتی آنان در جهت رسیدن به خودیاری و خودكفایی در زمینه‌های فردی و اجتماعی است.این گروه ازافراد درهر سنی كه باشند درحدود تواناییهای ذهنی كودكان 6 تا 7 ساله باقی  می‌مانند.

-كم‌توان ذهنی حمایتی:

بهره هوشی این دسته از كم‌توانان ذهنی زیر25 می باشد وحدود 3 تا 5 درصد كل كم‌توانان ذهنی را تشكیل می‌دهند و اصطلاحا آنان را "ایزوله" یا "پناهگاهی" می‌نامند.هیچگونه آموزش و تربیتی در مورد آنان نتیجه بخش نبوده و نیاز فوق‌العاده به كمك مستمر در انجام كارهای شخصی دارند.در بالاترین سطح در حد كودكان سه ساله هستند.(داورمنش،1376)

خانواده و كودك كم‌توان ذهنی

 همانطور كه در بالا توضیح داده شد كودكان كم‌نوان ذهنی معمولا با علایم بالینی تاخیر در گفتار؛ تاخیر در مهارتهای حركتی و... قابل شناسایی هستند .كودكی كه تا 3 سالگی هنوز توانایی تكلم ندارد و یا ازلحاظ رشد حركتی نمی‌تواند بایستد یا راه برود دارای پیش آگهی كم توانی ذهنی است.معمولا والدین؛ خصوصا مادران اولین كسانی هستند كه این تاخیر را درك می‌كنند؛ امانحوه برخوردشان بنا به شرایط روحی و شخصیتی ،متفاوت است. گروهی تاخیر كودك خود را انكار كرده ؛ آن را به عوامل خارجی نسبت میدهند و یا با مقایسه با افرادی كه دیر به این توانائیها دست یافته‌اند در صددتوجیه تاخیر رشدی كودك خود برمی‌آیند.گروهی آنرا پنهان نموده و سعی می‌كنند كمتر كودك  را در جمع اطرافیان حاضر نمایند و گروهی نیز با احساس گناه و تقصیرسعی در ارائه خدمات ویژه و حمایت بی‌رویه از وی مینمایند .اما آنچه مهم است اینكه بهداشت روانی خانواده با بحران قبول این معضل روبرو است و گذراز آن رنج فراوانی را به خانواده تحمیل می‌كند. والدین این كودكان را می‌توان با  توجه به عكس العملهای متفاوتی كه نسبت به كم توانی ذهنی فرزندشان دارند به دو گروه تقسیم كرد:والدین پذیرنده ؛ والدین ناپذیرا.

 

والدین پذیرنده

عكس‌العملی كه جنبه سازندگی و تطابق دارد آنست كه والدین ؛واقعیت عدم توانایی‌های فرزند خود را بادرك منطقیو  عاقلانه  قبول می‌كنند.مسلما اینگونه برخورد منافع بسیاری  هم كودك و هم برای والدین بدنبال آورده؛ضمنابرای سایر اعضاء خانواده و بالطبع برای كل جامعه نیز بسیار مفید و سودمند می‌باشد.

بدون شك گذر از بحران پذیرش و رسیدن به تفكر منطقی توسط والدین مسئله ساده‌ای نیست و بستگی كامل به بلوغ روانی و راهنمایی صحیح آنان دارد.نتیجه این تفكر منطقی را در رشد كودك می‌توان بوضوح مشاهده كرد زیراكودكی كه والدینش با امید تلاش می‌كنند تا به نهایت تواناییهای خود دست یابد، با كسب اندك توانایی مورد تشویق و توجه قرار گرفته و سعی در كسب تواناییهای جدیدتر مینماید .

 

والدین ناپذیر

این گروه ازوالدین كه معمولا اكثریت قریب به اتفاق والدین كودكان كم‌توان ذهنی را تشكیل می‌دهند، در رویارویی با كم‌توانی‌ ذهنی فرزندشان روحیه خود را باخته و با نشان دادن واكنش‌های غیرمنطقی وضعیت را از آنچه كه هست خراب‌تر می‌كنند.چنین والدینی از نظر نوع واكنش؛ به دو گروه تقسیم می‌شوند: والدین پنهان كننده؛ والدین انكار كننده.(داورمنش ؛1376)

این واكنشها نباید عمدی و آگاهانه از طرف والدین تلقی گردد؛ بلكه باید به عنوان واكنش در مقابل موقعیتی كه نسبت به خودشان تهدید كننده احساس می‌كنند، یعنی قبول كم‌توانی ذهنی فرزندشان ، محسوب شود. به تعبیر علمی‌ترمی‌توان آنها را مكانیسم‌های دفاعی نامید.استفاده از مكانیسم‌های دفاعی روانی یك واكنش عمومی و آگاهانه نیست و بیشتر بصورت یك واكنش خودكار و نا آگاهانه در مقابل یك موقعیت تهدید كننده بروز می‌كند.

 

واكنش‌های متداول در میان والدین

والدین با توجه به نوع شخصیت و شرایط اجتماعی و محیطی خود ؛واكنشهای متفاوتی از خود نشان می‌دهند امایك دسته از واكنش‌ها به طور مشترك در میان اكثریت آنها دیده می‌شود كه متداول‌ترین آنها عبارتند از:تمایل به طرد كودك ، مشكلات و اختلافات زناشویی ، درگیری با خود درونی ، واكنش‌های اضطرابی و احساس گناه.

طرد كودك

معمولا چنین والدینی توجه زیادی به رشد كودك خود نشان می‌دهندوبه تصور خود با توقعات بالا و سختگیری به كودك به او  كمك می‌كنند اما این اساسا انعكاس ترس ووحشت و اختلال خود والدین است وآنان ناخودآگاه كودك را طرد می‌كنند و این نوع رفتارها تنها كودك را بسوی اختلالات عاطفی وخیم سوق می‌دهد.

مشكلات و اختلافات زناشویی

گاه یكی از والدین یا هردو ممكن است دیگری را برای وضعیت كودك مقصر بشناسند ویا توجه بیش ازحد یكی ازوالدین به كودك كم‌توان ذهنی ایجاد احساس فراموش شدگی در والد دیگر و یا حتی سایر افراد خانواده نماید  كه این امر منجر به ایجاد احساسات ناخوشایند در آنها شده و تحمل آنها را نسبت به یكدیگر تحت تاثیر قرار داده موجب نزاع‌ها و كشمكشهای زناشویی و خانوادگی میشود.

 

درگیری با خود درونی

هر پدریا مادری تا حد زیادی فرزندشان را تجلی خود می بینند؛ به طوری كه با هر موفقیتی كه كودكشان بدست می‌آورد مغرور شده و آنرا موفقیت خود می‌پندارند و بالعكس هر شكست كودك را شكست خود تلقی می‌كنند.بنا براین هرگونه ناتوانی و یا كم‌توانی كودك را نقص یا اشكال خود پنداشته ، در نتیجه غرور آنها كه همان عشق به خود یا خودشیفتگی آنان است جریحه‌دارمی‌شود.لذا وقتی فرزند چنین والدینی به عنوان كم‌توان ذهنی تشخیص داده می‌شود احساس می‌كنند كه این توصیف خود آنها نیز هست.

واكنش‌های اضطرابی

تكرار مداوم این سؤال در ذهن كه:"وقتی ما دیگر برای كمك به او نباشیم؛چه اتفاقی خواهد افتاد؟"بصورت ترسی مداوم و آزاردهنده والدین را دچاراضطراب و واكنشهای عاطفی پیچیده نموده و سازگاری آنان را با محیط دشوار می‌كند .اگر این چنین ترسی بصورت عمیق و دائمی درآید والدین را به كناره‌گیری ازتماس‌های اجتماعی وادار می‌سازد ، در نتیجه والدین تمایل به تمركز دائمی و بیش ازحد بر فعالیت‌های كودك پیدا می‌كنند كه این افزایش توجه و تمركز به نا‌توانی‌های كودك موجب بروز اختلالات شخصیتی بیشتر والدین و كودك می‌شود.

احساس گناه والدین

 اغلب اتفاق می‌افتد كه والدین كودكان كم‌توان ذهنی به اشكال مختلف خود را مسئول یا مقصر در وضعیت كودك می‌دانند و آن را ناشی ازعملی تلقی می‌كنند كه قبلا انجام داده‌اند.

"مورای"در بحثی راجع به احتیاجات والدین كودكان كم‌توان ذهنی می گوید:"تضاد و درگیری والدین اغلب دارای ریشه مذهبی می‌باشد و ظهور كم‌توانی ذهنی دركودك معمولا آنها را در شرایطی قرار می‌دهد كه احساس كنند از لطف و حمایت خداوند دور افتاده‌اند.چنین والدینی اگر درمحیط بسیار محدود مذهبی قرار گیرند ازاحساس گناه و تقصیر آكنده خواهند شد".

تحقیقات نشان داده است والدینی كه دارای اعتقادات مذهبی شدید‌تركمتر دچار مشكلات عاطفی حاد هستندواین واقعیت را می‌پذیرند كه وضعیت كودك خواست خداوند بوده و انسان نمی‌تواند دخالتی در آن داشته باشد.وجود چنین نگرشی كمك بزرگی درپذیرش كم‌توانی كودك می‌باشد.  

 

حل مشكلات و مسایل والدین از طریق مشاوره

مشكلات عاطفی والدین را می‌توان به دو گروه تقسیم اصلی تقسیم كرد:

الف-واكنش‌های ناشی ازكمبود دانش كافی و گاهی حتی نادرست ، راجع به كم‌توانی ذهنی و علل آن.

ب-واكنش‌هایی كه تغییرات شخصیتی قابل توجهی را بروزمیدهند كه برای حل آن احتیاج به كمك بیشترنظیر روان‌درمانی است.

با در نظر گرفتن مطالب بالا می‌توان چنین استنباط كرد كه والدین كودكان كم‌توان ذهنی نیاز دارند تا ازماهیت رابطه عاطفی خود با كودكشان آگاه شده ، بدانند كه كدامیك از احتیاجات شخصی آنان در مواجهه با وضعیت كودك كم‌توان ذهنی‌شان مورد تهدید قرار گرفته است.

یكی ازاهداف اصلی مشاوره با والدینی كه دارای كودك كم توان ذهنی هستند؛پرورش احساس قبول كامل كودك ؛چه ازلحاظ عاطفی و چه از لحاظ ذهنی است.چنین پذیرشی نتایج بسیارخوبی را بدنبال دارد: اول آنكه كودك و والدین هر دو احساس امنیت بیشتری نموده و نگرش هر دو جنبه مثبت‌تری بخود می‌گیرد؛ در نتیجه والدین با انگیزه و امید ، مناسب با تواناییهای كودك ، در صدد پیگیر آموزش و توانبخشی كودك برآمده  و كودك نیز برای رشد انگیزه بیشتری ازخود نشان می‌دهد.  دوم آنكه برداشت شخصی والدین مثبت‌تر گشته؛فشارهای عصبی خارج ازكنترل كاهش می‌یابد و ارتباطات افراد خانواده با یكدیگر ازامنیت بیشتری برخوردار شده  وراحتتر با اطرافیانشان ارتباط برقرار می‌كنند

 

 

 

 

 

 

 منابع

1.      هوش هیجانی، دکتر تراویس برادبری، ترجمه مهدی گنجی، نشر ساوالان، تهران، ۱۳۸۴

2.      ناصرالدین کاظمی حقیقی. «روابط متقابل خانواده و تیزهوشی، بررسی مطالعات». ج. سال اول. پاییز۱۳۷۱. ۲۷۷.

3.      لوپارت، جودی. «تیزهوشی پنهان». ج. سال چهارم. ترجمهٔ فاطمه یزدانی. مهر-آذر۱۳۷۴. ۲۶۱ تا ۲۷۹.

4.      درس‌های درست اندیشیدن، ادوارد دو بونو، ترجمه‌ی ملک‌دخت قاسمی نیک‌منش، نشر آمه (1389)، ص 14- 15

5.      مبانی شناخت انسان اثر مایکل آیزنک ترجمهٔ ب. کوشا- چاپ اینترنتی ویرایش اول ۱۳۸۷- (فصل اول) ص۵۸نسخه ی PDF

6.      افروز؛غلامعلی؛مقدمه‌ای بر روانشناسی و آموزش و پرورش كودكان عقب‌مانده ذهنی؛انتشارات دانشگاه تهران؛1370

7.      داورمنش؛عباس؛آموزش و توانبخشی كودكان معلول ذهنی؛انتشارات نهال؛1376

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت 11:45  توسط ساسان  | 

هندبال

هندبال

 

ابعاد زمین هندبال

در تصویر مارا فریتون هندبالیست آلمانی در چارچوب لیگ هندبال بوندس‌لیگای زنان (۲۰۰۶) و در ورزشگاه وستستادهال در حال پرتاب توپ به سمت دروازه حریف می‌باشد.

هندبال ورزشی گروهی است که دو تیم شرکت کننده در آن، هر کدام دارای هفت بازیکن هستند، از این هفت بازیکن یک نفر به عنوان دروازه‌بان جلوی دروازه می‌ایستد. در ورزش هندبال بازیکنان برای کسب امتیاز باید توپ را درون دروازه حریف جای دهند. در این ورزش از دست برای پاس دادن و شوت کردن استفاده می‌شود. در هندبال تیمی برنده است که تعداد گل بیشتری بزند. این بازی در سال ۱۹۲۰ ابداع گردید. مدت استاندارد بازی هندبال دو نیمه ۳۰ دقیقه‌ای است.

هندبال داخل سالن، هندبال روی چمن، هندبال ساحلی (شنبال)، هندبال چکی، هندبال آمریکایی و هندبال گالیک، اقسام مختلف هندبال هستند. به هندبالی که به صورت امروزی و در داخل سالن انجام می‌شود، هندبال تیمی، هندبال المپیکی و هندبال اروپایی نیز می‌گویند. هندبال روی چمن و هندبال چکی از انواع خارج سالنی هستند که در گذشته بیشتر مرسوم بوده‌اند. نوع دیگر هندبال که در ساحل‌ها برگزار می‌گردد، هندبال ساحلی یا شنبال (به انگلیسی: sandball) است. شکل و روش هندبال آمریکایی و هندبال گالیک کاملا" با هندبال مرسوم و آنچه که در المپیک برگزار می‌گردد، متفاوت است. ورزش هندبال یک ورزش سریع است که دارای برخوردهای بدنی فراوان است.

دوره‌های زمانی بازی هندبال

در بازی استاندارد برای افراد بالای ۱۶ سال، در دو نیمه ۳۰ دقیقه ای و یک زمان استراحت ۱۰ دقیقه ای میان این دو نیمه برگزار می شود. برای افراد ۱۲ تا ۱۶ سال، در دو نیمه ۲۵ دقیقه ای و یک زمان استراحت ۱۰ دقیقه ای میان این دو نیمه برگزار می شود. برای افراد ۸ تا ۱۲ سال، در دو نيمه ۲۰ دقیقه ای و یک زمان استراحت ۱۰ دقیقه ای میان این دو نیمه برگزار می شود.و تيمي برنده است كه بيشترين گل را به تيم حريف بزند .

اندازه توپ هندبال

  • سایز III : در بازی مردان، بزرگتر از ۱۶ سال: محیط توپ هندبال ۵۸ تا ۶۰ سانتیمتر و وزن آن ۴۲۵ تا ۴۷۵ گرم است.
  • سایز II : در بازی زنان، پسران نوجوان بین ۱۲ تا ۱۶ سال و دختران بزرگتر از ۱۴ سال : محیط توپ هندبال ۵۴ تا ۵۶ سانتیمتر و وزن آن ۳۲۵ تا ۳۷۵ گرم است.
  • سایز I : خردسالان بزرگتر از ۸ سال: محیط توپ ۲۹۰ تا ۳۳۰ و وزن توپ ۵۰ تا ۵۲ گرم است.

زمین بازی هندبال داخل سالن

تصویری از دیدار هندبال فرانسه و جمهوری چک در مسابقات قهرمانی اروپا، سال ۲۰۱۰

زمین بازی یک مستطیل در اندازه ۴۰ متر در ۳۰ متر است. منطقه ایمنی پیرامون زمین دست کم ۱ متر از خط‌های طولی زمین فاصله دارد و در قسمت خط گل نیز ۲ متر دورتر از خط گل می باشد. پهنای خط کشی زمین بازی، در هندبال ۵ سانتیمتر می‌باشد اما خط کشی میان دو تیر یک دروازه ۸ سانتیمتر پهنا دارد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت 11:44  توسط ساسان  | 

ویژگیهای حکومت درخشان امام زمان (عج) در هنگام ظهور

ویژگیهای حکومت درخشان امام زمان (عج) در هنگام ظهور
ما نمى توانيم درخشندگى حكومت جهانى حضرت قائم (عج) را آن طور كه هست نشان دهيم، ولى شايد با ذكر چند ويژگى از ويژگيهاى اين حكومت، دورنمايى از اين نظام بهشتى و سراسر عدل را توصيف نماییم. همان گونه كه خداوند در آیه 71 سوره حدید فرموده است : " بدانید که خداوند زمين را پس از مرگش زنده مى كند." امام صادق (ع) اين آيه را با ظهور امام قائم (علیه السلام) تطبيق نموده و فرمودند: "خداوند زمين را به عدالت قائم (عج) پس از مرگ رهبران ستمگر زنده مى گرداند." با مقايسه زمين خشك و مرده با زمين پر از گل و گياه و ميوه و سبزه و آب و مقايسه آن با حكومت مهدى (عج) به دست مى آوريم كه حكومت جهانى آن حضرت تا چه اندازه اى از عدل و صفا و امنيت و شادمانى در همه زمينه ها برخوردار است.
از مهمترین ویژگیهای منحصر به فرد حکومت درخشان امام زمان (عج) توحيد سراسرى در همه زمينه ها است.
امام صادق (ع) فرمودند: " وقتى كه قائم (عج) قيام كند هيچ كافر و مشرك پيدا نمى شود مگر اين كه قيام او را انكار كرده و ناپسند مى شمرد ولى كار به جايى مى رسد كه اگر كافر و مشركى در میان سنگى سخت، پنهان شده باشند، آن سنگ مى گويد: این مؤمن در میان من كافر است مرا بشكن و او را از بین ببر .
و در عبارت ديگر فرمودند: " قائم (عج) همه دين را در همه عالم آشكار مى سازد." همچنین امام باقر (ع) در خصوص ویژگی حکومت امام مهدی (عج) فرمودند: " حكومتهاى باطل نابود گردد، حكومتش شرق و غرب را فرا گيرد، دين خدا به وسيله قائم (عج) زنده گردد و بدعتها و باطلها نابود شود. "

مـــولا وقـت آمـدنـت ديـــر شـــــد بـيـا
ايـــن دل در انـتـظار فـــرج پــيــر شـدبـيـا
اين جمعه هـم گذشـت ولـيـكن نيامـدي
آيـات غـربـتـم هــمـه تـفـسـيـر شـد بـيا
هر شب به ياد خال لـبت گريه مي كنم
عـكـسـت مـيـان آيـنـه تـصـويـر شـد بـيا
در دفـتـرم بـه يـاد تـو نـرگس كشيده ام
نـرگـس هـم از فـراق تـو دلـگيـر شد بيا

گفتیم از مهمترین ویژگیهای حکومت درخشان امام زمان (عج ) توحيد سراسرى در همه زمينه هاست. امام صادق (ع) در ضمن روايتى به "مفضل" در این زمینه فرمود: " به خدا سوگند! در عصر ظهور اختلاف از ميان اديان برداشته مى شود و همه دينها به صورت يك دين درمى آيند چنان كه خداوند در قرآن مى فرمايد: تنها دين در نزد خدا اسلام است." به اين ترتيب وحدت جهانى معنوى پديد مى آيد و به اين ترتيب مى بينيم توحيد در حكومت و سياست و دين و قانون و در يك كلمه توحيد در تمام زمينه ها كه شالوده اساسى يك حكومت درخشان است، در حكومت حضرت امام مهدى (عج) تحت رهنمودهاى آن بزرگ مرد الهى پديدار مى شود. چنان كه روايتى از امام كاظم (ع) آمده است که در تمام نقاط مشرق و مغرب كسى باقى نمى ماند جز اين كه معتقد به يكتايى خدا است.

صحبتهای حجت الاسلام و المسلمین فصیحی غزنوی :
«
بر اساس روایات یکتا پرستی عمومی در حکومت امام زمان (ع) چگونه برقرار می شود ؟
در قران کریم و در روایات معصومین (علیهم السلام ) و در کتابهای اهل سنت و کتابهای اهل تشیع مطالب زیادی به چشم می خورد که حکومت امام مهدی (ع) جهانی می باشد. مرحوم" شیخ مفید" در کتاب گران سنگ خود "الارشاد" به نقل از" علی بن عقبه" که از پدرش روایت می کند، می نویسد که چون حضرت قائم قیام کند به عدالت حکم فرماید و دوران ستم برداشته شود و را هها امن گردد و زمین برکتهای خود را بیرون آورد و هر حقی به اهلش رسد و اهل هیچ کیش و آیینی به جایی نماند جز این که همگی اعتراف به ایمان نمایند. این جمله ایشان حاکی از این است که تمام ادیان موجود در زمان ظهور حضرت مهدی (ع) از بین خواهد رفت و همه انسانهایی که در آن زمان حضور دارند از هر کیش و آیین و هر عقیده ای که باشند به آیین اسلام گرایش پیدا می کنند. خداوند متعال در سوره مبارکه آل عمران آیه 83 می فرماید : تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند از روی اختیار یا اجبار در برابر فرمان خداوند تسلیم اند.
بسیاری از مفسران قرآن کریم هم این آیه مبارکه را به حکومت جهانی امام مهدی (ع) مرتبط می سازند که در زمان ظهور آن حضرت و حکومت حقه آن حضرت، انسانها چه با اکراه و چه با اختیار در برابر فرمان امام مهدی (ع) تسلیم می شوند و همه به آیین او ایمان می آورند. از جمله امام صادق (ع) در تفسیر این آیه مبارکه می فرمایند: هنگامی که قائم آل محمد قیام کند هیچ زمینی نیست مگر این که در آن ندا شود «لا اله الا الله محمداً رسول الله»
از این مطالب چنین بر می آید که تحقق حکومت جهانی بر اساس اسلام یکی از مسایل مهم و اساسی حکومت مهدوی است. همچنین در حکومت عمومی حضرت مهدی (عج) هیچ کسی باقی نمی ماند که به دین و آیین خودش باشد بلکه تمام ادیان تسلیم فرمان امام مهدی (عج) می شوند و تحت حکومت اسلامی زندگی می کنند. ممکن است کسانی هم مخالف حکومت امام مهدی (عج) بوده اما جرأت ابراز آن را ندارند

من و پنجره وجمعه دست در دست انتظار پشت حوصله باغ بیدار نشسته ایم تا مبادا روزی که می آیی خواب به سراغمان بیاید!
راستی برای چندمین بار شکوفه های بهار نارنج دلم به شوق آمدنت شکوفا شدند و در خزان نیامدنت بر زمین ریختند، پس کی می آیی ؟
وقتی اشک میهمان آسمان چشمان من می شود، در عصر نیامدنت می فهمم که هنوز باید شمع روشن کند .
آخر تا چند جمعه دیگر می توانم تاب بیاورم؟ شمع دلم آب شد، پس کی می آیی؟
پيشرفت عجيب علوم از دیگر ویژگیهای حکومت درخشان امام مهدی (عج) است. شكى نيست كه علم و دانش و رشد فكرى و فرهنگى نقش به سزايى در تكامل انسان دارد و بسيارى از مشكلات سر راه تكامل را رفع مى كند. در عصر انقلاب جهانی امام مهدى (عج) يكى از امور، پيشرفت عجيب علوم در تمام زمينه ها است.
امام صادق (ع) در این باره فرمودند: " اصول علم و دانش، داراى بيست و هفت حرف (یا رشته) است، تمام پيامبران آنچه براى مردم تا حال آورده اند دو حرف بوده، وقتى كه قائم ما قيام كند بيست پنج حرف ديگر را نيز آشكار مى سازد و در ميان مردم رواج مى دهد و ضميمه آن دو حرف مى كند تا بيست و هفت حرف تكميل گردد."
پيشرفت علوم در عصر امام زمان (عج) نه تنها در علوم انسانى، بلكه در علوم صنعتى و اقتصادى و دیگر علوم نيز پديد خواهد آمد. امام صادق (ع) فرمودند: " مؤمن در عصر حكومت مهدى (عج) در حالي كه در مغرب سكونت دارد، برادرش را كه در مشرق است مى بيند." اينها نمونه هايى از روايات است كه حكايت از پيشرفت و رشد همه جانبه علوم مختلف در حكومت جهانى حضرت مهدى (عج) دارد.

بوستان انتظار
علاقه مندان به مطالعه کتابهای مهدویت ! " عصاره خلقت " عنوان کتابی است که در این قسمت معرفی می کنیم . این کتاب از آثار آیت الله "عبدالله جوادی آملی" است. این مجموعه کوتاه و نفیس که در وصف آن عصاره خلقت، امام زمان (عج) است از مجموعه گفتار و نوشتار حضرت استاد خوشه چینی شده است که در اختیار اندیشمندان و علاقه مندان به فرهنگ دینی قرار گرفته است. این اثر نغز حاوی نکات عمیق و برجسته ای است که قطعاً برای اقشار و طبقات مختلف، کارآمد و مؤثر است و با تمام ایجاز و اختصاری که دارد می تواند خوانندگان گرامی را به عظمت و بزرگی آن مظهر کبریایی حق تعالی توجه داد و راه را برای هدف فوق استوار سازد. این کتاب در سال 1382 در مرکز نشر اسرا در قم به چاپ رسیده و منتشر گردیده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت 11:44  توسط ساسان  | 

ولادت رسول

 جعفریان، رسول - رخداد نابود کردن ابرهه در سال ولادت پیامبر (ص) به مراتب مهم تر و معنادار تر از خشک شدن دریاچه ساوه، فروریختن کنگره های کاخ کسری و خاموش شدن آتش آتشکده فارس بود.

در باره ولادت رسول اکرم (ص) به وقوع رخدادهای شگفتی چون فرونشستن آتش آتشکده فارس، ریختن کنگره های کاخ کسری و خشکیدن دریاچه ساوه اشاره شده است. در این که این اشارات داستانی است یا تاریخی، و این که آیا به صورت تاریخی قابل اثبات است یا نه، مطالبی ابراز شده است. اما در این میان به نظر می رسد از یک نشانه غفلت شده است، نشانه ای که تاریخی و قرآنی و در متن تحولات مکه است.
همگی مورخان ولادت رسول الله (ص) را در عام الفیل می دانند و این باید تاریخی باشد، زیرا تمام گزارش نویسان سیره اتفاق نظر دارند که حضرت اندکی و در برخی نقلها پنجاه روز پس از واقعه ابرهه به دنیا آمد.
ماجرای ابرهه، حاکم یمنی که مسیحی متعدی بود به هدف نابود کردن کعبه آغاز شده و به نابودی او منجر شد و چندی پس از آن بود که محمد (ص) در همان سال، یعنی عام الفیل متولد شد.
زمانی که پس از بعثت رسول الله (ص) سوره فیل بر آن حضرت نازل شد و آن واقعه تاریخی را بیان کرد، شنیده نشد که مشرکان که آن همه اتهام به رسول خدا (ص) می زدند، این واقعه را تکذیب کرده باشند.
بدین ترتیب قرائن و شواهد نشان می دهد که درست پیش از ولادت رسول خدا(ص)، واقعه ابرهه و حمله او به کعبه رخ داده و پس از نابودی ابرهه به صورت معجزه آسا ـ چنان که خداوند در قرآن آورده ـ حضرت پای به عرصه وجود نهاده است.
مقایسه ماجرا ابرهه با آنچه در باره آتشکده فارس، دریاچه ساوه و کاخ کسری گفته می شود، می تواند به ما نشان دهد که این واقعه از چندین جهت به عنوان نشانی از ظهور حضرت محمد (ص) برجستگی و بر آنها ترجیح دارد:
نخست آن که دین اسلام به نفوذ مسیحیت و مشروعیت آن خاتمه داد و ابرهه که سمبل نشر مسیحیت بود، به دلیل جسارتی که به خانه خدا کرد، خود و لشکرش به فجیع ترین شکل از میان رفت.
دوم آن که مقدر بود تا کعبه که کهن ترین خانه خدا روی زمین بود، بار دیگر در دعوت و بعثت جدید جایگاه خویش را به دست آورد. ابرهه که با خانه کعبه درافتاد از میان رفت تا این خانه بماند و مرکزی برای موحدان جدیدی باشد که پای خویش را در جای پای ابراهیم گذاشته بودند.
سوم رخ دادن آن دقیقا در سال ولادت رسول الله (ص) بهترین دلیل است بر این که این معجزه آشکار مقدمه ظهور بعثت جدید بوده است، ظهور نوری که از ولادت رسول خدا (ص) ساطع شد، درخشید و جهان را روشن و منور ساخت.
اگر پیوند آیات سوره فیل را با سوره ایلاف قریش مرتبط بدانیم، آنچه در سوره ایلاف آمده، دنبال همان آیات و اهدافی است که خداوند از نابودی ابرهه دارد؛ به ویژه این آیت که «فلیعبدوا رب هذا البیت».
خداوند کعبه را از شر ابرهه و نقشه های دشمنانه آنان نجات داد تا قریش به عبادت رب کعبه بپردازند. هدف کعبه، عبادت خداوند یکتا و در یک سخن چیزی بود که هدف بعثت رسول اکرم بود. اکنون خطر رفع شده و محمد (ص) متولد شده است. ولادتش مبارک باد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت 11:43  توسط ساسان  | 

ورزش

وَرزش به تمامی گونه‌های فعالیت فیزیکی بدن گفته می‌شود که شرکت کنندگان آن می‌توانند به صورت منظم و سازمان یافته یا گاه به گاه در آن شرکت کنند و از آن برای بهبود تناسب اندامشان و یا فراهم آوردن سرگرمی و تفریح بهره ببرند. ورزش می‌تواند به صورت رقابتی برگزار شود که در این صورت باید بر پایهٔ رشته قوانینی که مورد توافق همگان است، یک یا چند برنده در آن مشخص گردد که در این گونه ورزش‌ها شرکت کنندگان باید درجه‌ای از توانمندی‌های مربوط به آن رشته را دارا باشند بویژه در رده‌های بالاتر. هم اکنون با در نظر گرفتن ورزش‌های تک نفره، صدها رشتهٔ ورزشی وجود دارد. ورزش‌های گروهی می‌تواند در افراد را در قالب دو یا چند تیم دسته بندی کند و تیم‌ها با هم رقابت کنند یا اینکه افراد به صورت تکی با دیگران رقابت می‌کنند. گونه‌هایی از فعالیت‌های غیر فیزیکی وجود دارد که گاهی آن‌ها را به ورزش نسبت می‌دهند؛ برای نمونه می‌توان به ورق‌بازی و بازی‌های تخته‌ای اشاره کرد. البته در حالت کلی نمی‌توان از این فعالیت‌ها با نام ورزش یاد کرد چون تکاپوی فیزیکی در آن‌ها وجود ندارد.

تعریف ورزش به هدف و منظور از انجام آن بستگی دارد.

برای نمونه پیکارهای شنا که در برابر هزاران نفر در یک استخر سرپوشیده مسابقاتی انجام می‌گیرد یک گونه از ورزش بشمار می‌رود در حالیکه شنا در یک استخر معمولی یا در دریا یک تفریح شمرده می‌شود.

رشته‌های فراوانی در ورزش وجود دارند و مردم زمان و هزینه زیادی را چه به عنوان شرکت کننده و چه به عنوان تماشاگر صرف ورزش می‌کنند.

ورزش و ورزش کردن طی سالیان طولانی از قالب یک تفریح و سرگرمی به قالب یک حرفه و فعالیت درآمده‌است و تعداد بیشماری از ورزشکاران حرفه‌ای در سراسر جهان از طریق ورزش به ثروت رسیده‌اند. این یکی دیگر از خصوصیات ورزش به شمار می‌آید.

امروزه ورزش زنان نیز جایگاه ویژه‌ای در مجامع بین‌المللی پیدا کرده‌است.

واژهٔ ورزش که از دیرباز معنای تمرین و ممارست داشت به هنگام تصویب «قانون ورزش اجباری در مدارس» در ۱۶ شهریور ماه ۱۳۰۶ خورشیدی به‌طور رسمی به معنای امروزی وارد قاموس واژگان دولتی ایران شده‌است.*[۱]

 

 

 

 

 

 

پیشینه

توسعهٔ ورزش‌ها با توجه به گذشتهٔ کامل آن‌ها، مطالب مهمی را دربارهٔ دگرگونی‌های اجتماعی و دگرگونی‌های خود ورزش‌ها آشکار می‌کند.

کشف‌های بسیار مدرنی در فرانسه، آفریقا و استرالیا دربارهٔ هنر غارنشین‌ها وجود دارد (برای نمونه لاسکائوکس) که مربوط به زمان ماقبل تاریخ است اطلاعات زیادی دربارهٔ جشن‌های مذهبی و رفتار انسان‌ها از آن دوران را در دسترس قرار می‌دهد. دانشمندان با کمک تاریخ نویسی کربنی دریافته‌اند که پیشینهٔ برخی از این منابع به ۳۰۰۰۰ سال پیش باز می‌گردد. شواهد مستقیم و کافی دربارهٔ ورزش از این منابع بدست نیامده‌است اما می‌توان این برداشت را داشت که فعالیت‌هایی در آن دوران وجود داشته که برابر ورزش در زمان ما می‌شده‌است.

واقعیت‌های هنری و ساختاری وجود دارد که نشان می‌دهد که در ۴۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح چینی‌ها با ورزش و فعالیت‌های شبیه آن سر و کار داشته‌اند. به‌نظر می‌رسد که ورزش ژیمناستیک یکی از ورزش‌های پرطرفدار و عمومی در چین باستان بوده‌است. آثار باقیمانده از فرعون‌ها نشان می‌دهد که تعداد زیادی از ورزش‌ها، شامل شنا و ماهیگیری، بطور کامل توسعه و تکمیل شده بود و بطور منظمی در چندین هزار سال قبل در مصر باستان انجام می‌شده‌اند. سایر ورزشهای مصر باستان شامل پرتاب نیزه، پرش ارتفاع و کشتی گرفتن بود. ورزش‌های ایران یا پرشیای باستان مانند هنر نظامی ایرانیان درزمان زرتشتیان ارتباط نزدیکی با مهارت‌های دفاعی و رزمی جنگی داشت. از رشته‌های ورزشی دیگری که در پرشیا رواج داشت از چوگان و شمشیربازی سوار بر اسب می‌توان نام برد. در اروپا، علائم باقیمانده از ایرلند باستان شمایلی از آماده کردن جنگاوران برای جنگ را نشان می‌دهد که یادآور ورزش هاکی ایرلندی در عصر حاضر است. پیشینه این تصاویر به ۱۳ قرن قبل از میلاد مسیح باز می‌گردد.

شمار زیادی از رشته‌های ورزشی از قبیل، کشتی، دویدن، بکس، پرتاب نیزه، پرتاب دیسک، راندن گاری در زمان یونان باستان وجود داشته‌اند. این فعالیت‌ها ارتباط فرهنگ نظامی و توسعه ورزش در یونان باستان را نشان می‌دهد. از زمانی که یونانی‌ها المپیک را بوجود آوردند، ورزش بخشی از فرهنگ این کشور شده‌است. بازیهای المپیک در ابتدا هر چهار سال یکبار در المپیا (دهکده کوچکی در پلئوپونس) برگزار می‌شده‌است. از آن روزگار تا زمان حال این ورزشها به‌شکل فزاینده‌ای سازمان یافته‌تر شده‌اند و مقررات ویژه‌ای برای آنها تدوین شده‌است. صنعتی شدن زمان استراحت و تفریح بیشتری برای شهروندان کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه فراهم کرده و باعث شده مدت زمان بیشتری برای ورزش صرف کنند. چه به‌عنوان تماشاچی مسابقه‌های هیجان‌انگیز ورزشی و چه به‌عنوان شرکت کننده در اینگونه رقابت‌ها. این گرایش‌ها و تمایل‌ها با کارآیی مد یاوسایل ارتباط جمعی گسترده و ارتباطات جهانی وسیع ادامه دارد. حرفه‌ای شدن در یک ورزش یک مورد و امتیاز خاصی شده و بعلاوه بودن آنها محبوبیت ومردمی بودن ورزش‌ها را افزایش داده‌است، تا آن جا که طرفداران ورزش‌ها شروع به تبلیغ و نمایش ورزشکاران حرفه‌ای از طریق رادیو، تلویزیون و اینترنت کرده اندکه همه آنها در تمرین‌ها و رقابتهای ورزشی با ورزش‌های آماتور شرکت و نقش دارند.

فوتبال محبوب‌ترین و مردمی‌ترین ورزش در سطح جهان است.

 

جایگاه ورزش در ایران باستان

دکتر گریشمن، باستان شناس فرانسوی درباره ورود آریان‌ها هزار سال قبل از میلاد می‌گوید: این سواران ایرانی با زن، بچه و گله وارد شدند و مزیت تقسیم ناحیه را به مالک کوچک متعدد به دست آوردند و بیشتر آنان همراه گروه سواران خود به خدمت امرای محلی درآمدند.


آریایی‌ها یکی از شعب مردمان هند و اروپایی بودند. برخی از باستان شناسان معتقد هستند که ساکنین اولیه آریان‌ها یا آریایی‌ها در قسمت شرقی و جنوب شرقی دریای خزر بوده و برخی دیگر آن‌ها را به مردمان قفقازیه که به قسمت‌های جنوبی خزر آمده‌اند نسبت می‌دهند.

اینان مردانی بودند که به عنوان سرباز مزدور زندگی می‌کردند. ایشان سربازانی را تشکیل می‌دادند که می‌بایست یک روز جانشین امرایی بشوند که خود در خدمت ایشان بودند.

تاریخ مهاجرت آن‌ها نیز به درستی روشن نیست ولی بین دو هزار سال تا پانصد سال قبل از میلاد این قوم به سرزمین ایران آمده و افراد بومی و محلی را به جنوب برده‌اند.

بنابراین آریان‌ها مردمانی قوی، سلحشور و صحرا گرد بوده و کار عمده شان پرورش حیوانات اهلی و شکار و سواری و تیراندازی بوده‌است.

ورزش و تقویت قوای بدنی و مهارت در جنگ و سواری و تیراندازی و راهپیمایی از اصول متداول این مردم بوده‌است قومی که دائما در حال کوچیدن و منازعه با بومی‌های محلی بوده و به قهر و غلبه زمینها و کشتزارها را تصاحب می‌کرده قطعا باید چالاک و سلحشور و بردبار و قوی اندام باشند.

این مردم بتدریج شهر نشین شده و ده و شهر و قصبه بوجود آورده‌اند از وقتی که آریان‌ها شهر نشین شدند همیشه مورد هجوم شعبه دیگر آریایی‌هاسکاها واقع شدند.

قبل از تشکیل دولت ماد، آریان‌ها بشکل ملوک الطوایفی می‌زیسته و رئیس هر خانواده با قدرت کامل خانواده را اداره می‌کرد، و در مواقع جنگ یکی از رؤسای این خانواده فرماندهی لشکر را به عهده می‌گرفتند که بعدا مقام سلطنت از همین اختیارات به وجود آمد. در آن زمان هیچ یک از امراء و سلاطین قدرت رئیس خانواده را تهدید نمی‌کردند.

از قرن نهم قبل از میلاد سه تیره بزرگ آریایی در سرزمین ایران به حکومت رسیدند، در مشرق باختری‌ها، در مغرب مادها و در جنوب پارس‌ها.

آن چه از اخلاق و آداب این زمان روشن است حالت آماد گی قوم آریایی برای حرکت و جنگ و دفاع بوده و در این عصر کشت غلات کاملا مرسوم شده و در دهات و قصبات مزارع رونق بیشتری یافتند.

تربیت حیوانات اهلی را عملی ساخته و اسب و سگ از نظر فوایدی که در جنگ و سفر و حضر و نگهبانی رمه و گله داشتند بیشتر اهمیت داشت.

روحیه ورزشکاری

تحریک و تحرک بخشیدن به ورزشها اغلب یک حالت ووسیله بیاد ماندنی نمی‌باشد. برای مثال، پیشقدمان دریانوردی و قایق رانی اغلب می‌گفتند که اغلب مسابقه قایق‌های باد شونده به معنی تحریک بخشیدن به مهارتهای یادگیرندگان قایق رانی و دریانوردی است. اما با وجود این، اغلب مهارتهای محرک برای افزایش قابلیت کارآیی و عملکرد در موقع رقابت بیشتر از یادگیری باهم ادغام می‌شوند. روحیه ورزشکاری یک روحیه یا حالتی را بیان می‌کند که از آن فعالیت یا رقابت بخاطر خود آن لذت می‌برند. این حالت عاطفی معروف توسط خبرنگار ورزشی Grantland Rice به این صورت معنی می‌شود که مهم نیست که شما برنده یا بازنده شدید بلکه این مهم است که بازی را انجام داده‌اید. ، " و شعار المپیک مدرن که توسط بنیان گذار آن Pierre de Coubertin این است. مهمترین چیز این نیست که برنده نشدید اما این است که شما شرکت کردید، نمونه‌هایی از بیان این حالت عاطفی مناسب هستند. بیان می‌شود.

اما اغلب فشار برای رقابت یا یک تمایل فردی برای احراز کارآیی مانند فشار و زور تکنولوژیمی تواند بر بازی لذت بخش و رقابت عادلانه توسط شرکت کنندگان تاثیر بگذارد.

افراد مسئول برای فعالیتهای تفریحی اغلب در جستجوی شناخته شدن و کسب احترام در ورزشها هستند که با پیوستن به فدراسیون ورزشها مانند کمیته بین المللی المپیک یا با تشکیل هیئت منظم وقانونی اقدام به این کار می‌کنند. دراین صورت ورزشها از حالت تفریحی به حالت رسمی عوض می‌شوند: در ارتباط با اعضای جدید اخیر از قبیل دوچرخه سواران BMX، کوهنوردان برفی، و کشتی گیران هستند بعضی از این فعالیتها جنبه عمومی و همگانی دارند اما شکل گیری غیر یکسان در فرمهای مختلف برای مدت زمان طولانی دوام داشته‌است. در حقیقت، مققرات رسمی ورزشها در ارتباط با زندگی مدرن و توسعه فزاینده‌است.

روحیه ورزشکاری، تحت هر اسمی مربوط به رفتار رقابت کننده در قبل، در طی و بعد از رقابت می‌باشد. نه تنها اگر یک ورزشکار برنده شود باید روحیه ورزشکاری خوبی داشته باشد وآن را حفظ کند بلکه اگر او ببازد باید همچنین این روحیه را حفظ کند. برای مثال در فوتبال روحیه ورزشکاری چنان ملاحضه شده‌است که برای معالجه یک ورزشکار زخمی از طرف مقابل توپ را به بیرون از زمین بازی شوت می‌کند که امکان معالجه او را فراهم سازند. بطور دوجانبه تیم دیگر انتظار دارد که توپ را در موقع پرتاب به داخل زمین بازی دریافت کند

خشونت در ورزشها شامل رد شدن از روی خط رقابت عادلانه و ایجاد خشونت و دعوا است. ورزشکاران، مربیان، طرفداران آنها و والدین بعضی وقتها رفتار خشونت آمیز را بر علیه افراد یا املاک و تاسیسات در نمایش ناراحتی از عادلانه بودن نمایش، احاطه طرف مقابل و عصبانیت یا جشن و سرور در پیش می‌گیرند.

 

 

 

تغذیه

امروز بیش از هر زمان دیگری ارزش فعالیتهای بدنی و نقش آن در سلامت شناخته شده‌است. در واقع زندگی ماشینی، فعالیتهای حرکتی روزمره را کاهش داده و برای جلوگیری از بروز بسیاری از بیماریها ورزش امری ضروری است. گاهی یک ورزشکار فراتر از حفظ سلامتی در رشته‌ای خاص جهت کسب مقام قهرمانی کوشش مستمر می‌نماید که در این شرایط تمامی عوامل در بدن تغییر می‌کنند. قلب، ریه، دستگاه گوارش، هورمون‌ها، سیستم عصبی و بخصوص ماهیچه‌ها نیاز به تطابق با وضعیت جدید دارند. در واقع هیچ استرس و فشاری مانند یک ورزش سنگین و طولانی مدت روی بدن تأثیر نمی‌گذارد. بنابراین جهت کسب مقام قهرمانی یکی از مسایل مهم، تغذیه ورزشکاران است. البته فراموش نکنیم هدف از ورزش، سلامتی روح و جسم است و در کنار آن رقابت سالم در مسابقات و نه فقط کسب مقام قهرمانی به هر قیمتی.

انرژی

انرژی مورد نیاز برای یک ورزشکار به عوامل مختلفی مثل خصوصیات فردی ورزشکار (قد، وزن، جثه فرد، جنس، سن و بلوغ)، مدت ورزش، نوع و شدت ورزش و شرایط جغرافیایی محل زندگی فرد بستگی دارد. بطور کلی طی فعالیت ورزشی از یک طرف میزان متابولیسم پایه (BMR) افزایش می‌یابد و از طرف دیگر فعالیت فرد زیاد می‌شود. بنابراین مقدار نیاز انرژی بین ۳ تا ۶ هزار کیلو کالری در روز توصیه می‌شود. برای ورزش‌های سنگین مثل اسکی، ماراتن و ورزش‌های تیمی حداکثر انرژی لازم است که برای این نوع ورزش‌ها توصیه می‌شود ۷۵-۷۰ درصد کالری رژیم از منبع کربوهیدرات که قسمت اعظم آن از نوع کمپلکس می‌باشد تأمین گردد.

در ورزش‌هایی که انرژی زیادی در مدت کوتاه نیاز دارند مثل کشتی و شنای ۵۰ متر، میزان نیاز انرژی بین ۵۰۰-۳۰۰۰ کیلو کالری است. کمترین میزان نیاز به انرژی مربوط به فعالیت‌های ورزشی با شدت کم و مدت طولانی و یا ورزش‌هایی که با شدت زیاد و مدت کم انجام می‌شود است. ورزش‌هایی مثل پرش طول، پرش ارتفاع، پرتاب دیسک، پرش با نیزه و غیره.... به طور کلی میزان نیاز انرژی برای زنان ورزشکار ۱۰ درصد کمتر از مردان ورزشکارمی‌باشد.

پروتیین

پروتیین برای رشد و بازسازی، انقباض عضلانی و گاهی تولید انرژی برای ورزشکاران لازم است. اما مصرف زیاد پروتیین بر قدرت عضلانی نمی‌افزاید (فقط حجم عضلات را زیاد می‌کند) و توصیه می‌شود ۱۵-۱۲ درصد انرژی مصرفی بایستی از منبع پروتیین تأمین می‌شود. چون نیاز ورزشکاران به انرژی افزایش می‌یابد، بنابراین مقدار پروتیین مورد نیاز برای فعالیت‌های ورزشی حداکثر ۵/۱ گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن در روز است که در مورد پروتیین مصرفی توصیه می‌شود.

نسبت پروتیین حیوانی به گیاهی ۶۰ به ۴۰ می‌باشد و نوع پروتیین مصرفی بهتر است از گوشت‌های کم چربی (گوشت سفید مثل مرغ و ماهی) و بیشتر بصورت کبابی یا آب پز باشد. سفیده تخم مرغ و لبنیات کم چربی نیز از منابع خوب پروتیین هستند. جگر منبع خوبی از پروتیین، آهن، فسفر، ویتامین‌های گروه AوB می‌باشد. اما بدلیل اینکه غنی از اسیدهای نوکلییک، ترکیبات پورین‌دار و کلسترول است، مصرف آن بیش از هفته‌ای یک بار توصیه نمی‌شود. باید به این نکته توجه کرد که مصرف زیاد پروتیین باعث ایجاد عوارضی مثل از دست دادن کلسیم، خشکی بدن، ایجاد نقرس، دهیدراتاسیون یا کاهش آب بدن، کنونریس و اختلالات کلیوی می‌شود.

چربی

جهت تولید انرژی برای فعالیتهایی که مدت زیادی طول می‌کشد سوختن مواد حاوی چربی ضروری است. با طولانی شدن ورزش، اسیدهای چرب آزاد از ذخایر بافت چربی رها می‌شوند و برای مصرف عضلات به عنوان سوخت استفاده می‌شوند.

عضلات در ۶۰ تا ۹۰ دقیقه ابتدای ورزش از گلوکز و گلیکوژن ذخیره شده استفاده می‌کنند و پس از ۹ دقیقه اسیدهای چرب آزاد جهت سوخت مصرف می‌شوند. تحقیقات نشان داده که چربی زیاد در رژیم غذایی باعث کاهش قدرت ورزشکاران می‌شود. در تحقیقی که روی دوچرخه سواران انجام گرفته مشاهده شده دوچرخه سوارانی که غذای مصرفی آنها غنی از کربوهیدرات پیچیده (نان‌های سبوس دار، پاستا و...) و محدود از چربی بوده، تا ۲۴۰ دقیقه دوچرخه‌سواری کرده‌اند. در حالی که در نتیجه خوردن غذای چرب مقاومت آنها کم شده و حداکثر تا ۷۵ دقیقه توانسته‌اند فعالیت دوچرخه سواری داشته باشند. بطور کلی چربی مصرفی باید کمتر از ۲۵ درصد کالری رژیم باشد که از این مقدار ۱۰ درصد آن به اسیدهای چرب غیر اشباع حاوی چند باند دوگانه (روغن گیاهی مایع) اختصاص داده شود.

آب

آب تنها ماده‌ای است که کمبود یا فقدان آن تهدید جدی برای سلامتی است. بخصوص در فعالیتهای ورزشی فقدان آب و یا کمبود آب سبب خستگی زودرس ورزشکار می‌شود. نقش آب برای فعالیت قلب و عروق، متابولیسم مواد مغذی، سیستم تنظیمی حرارت بدن و همچنین دفع مواد زاید حاصل از متابولیسم سلولی است. از طرف دیگر انتقال آب از داخل به خارج از سلول و بالعکس متضمن جابجایی یون‌های سدیم، پتاسیم، کلرومنیزم است. هر چند که عرق یک ترکیب هیپوتونیک (رقیق) است و غلظت سدیم، پتاسیم و کلر در عرق کمتر از خون است، ولیکن در فعالیتهای طولانی مدت تعریق زیاد سبب افزایش غلظت خون و در نتیجه خستگی و عدم توان ورزشی می‌شود. مصرف نوشیدنی‌ها و ترکیب آن در فعالیتهای ورزشی به عواملی مثل حرارت محیط، رطوبت محیط، خصوصیات مورفولوژیک و بیوشیمیایی فرد و شدت و مدت ورزش بستگی دارد.

بطورکلی توصیه می‌شود قبل از مسابقات ورزشی حدود ۵۰۰-۴۰۰ سی سی از نوشیدنی‌های مختلف که حاوی گلوکز است، استفاده شود و گاهی اوقات کمی الکترولیت به این نوشیدنی‌ها اضافه شود.

مواد معدنی

در حین فعالیتهای ورزشی نیاز به مصرف بسیاری از مواد معدنی در ورزشکاران افزایش می‌یابد. به عنوان مثال نیاز به کلسیم در ورزشکاران زیادتر می‌شود زیرا کلسیم در افزایش دانسیته استخوانی، از بین رفتن استرس‌های ناشی از ورزش و افزایش توان ورزشی نقش بسزایی ایفاد می‌کند. نیاز به منیزیم افزایش می‌یابد زیرا منیزیم در متابولیسم مواد مغذی و تولید انرژی شرکت می‌کند. نیاز به فسفر افزایش می‌یابد بدلیل اینکه فسفر در تنظیم انرژی بصورت ATP، تعادل اسید و باز و در نتیجه افزایش توان ورزشی مؤثر است.

نیاز به «روی» افزایش می‌یابد زیرا روی جزء ساختمانی بسیاری از آنزیم‌هایی است که در متابولیسم مواد مغذی شرکت می‌کنند و همچنین به همراه مس و آهن در سنتز هموگلوبین و خونسازی شرکت می‌کند. نیاز به مصرف مس به دلیل نقشی که در بالا بردن درصد جذب آهن، سنتزمیلین و فسفر لیپیدها، استحکام بافت پیوندی و همین طور آزادسازی انرژی از مواد مغذی دارد افزایش می‌یابد. و بالاخره نیاز به آهن بدلیل نقشی که آهن در انتقال اکسیژن به صورت هموگلوبین و میوگلوبین و خونسازی دارد بیشتر می‌شود. بنابراین مواد معدنی در تأمین سلامت ورزشکاران از جایگاه ویژه‌ای برخوردار هستند.

ویتامین‌ها

مصرف ویتامین‌ها باید در ورزشکاران جهت افزایش توان ورزشی و کاهش خستگی ناشی از ورزش افزایش یابد. این گروه از مواد مغذی هرچند نقش انرژی‌زایی ندارند و لیکن به صورت کوآنزیم در متابولیسم مواد مغذی شرکت می‌کنند. به عنوان مثال ویتامین‌های B2،B1،B3 همگی برای انرژی‌زایی نقش مهمی دارند. مصرف ویتامین B6 باید در بدن سازان بیشتر شود چون این ویتامین نقش مهمی در سنتز پروتیین‌ها بر عهده دارد. کمبود ویتامین B۱۲ و اسید فولیک در ورزشکاران گیاهخوار که برای چند سال این رژیم را داشته‌اند شایع است و مصرف مکمل برای این گروه توصیه می‌شود.

در فعالیت‌های ورزشی نیاز به ویتامین‌های E، A و C نیز بدلیل نقش آنتی اکسیدانی که دارند افزایش می‌یابد، زیرا در نتیجه ورزش فرایند اکسیداتیو (ورزش‌هایی که در آن اکسیژن زیادی مصرف می‌شود) در عضله افزایش می‌یابد و منجر به افزایش تولید پراکسیدهای چربی و رادیکال‌های آزاد می‌گردد. نتایج مطالعاتی که روی ورزشکاران صورت گرفته نشان می‌دهد که مصرف این سه ویتامین برای مدت ۳ تا ۴ هفته از طریق برنامه غذایی سبب کاهش میزان آنزیم‌های کراتین فسفوکیناز (CRK) و لاکتات دهیدروژناز (LDH) می‌گردد که کاهش این دو آنزیم سبب افزایش توان ورزشی می‌شود.

اثرات ورزش در روح آدمی

۱- پیشگیری از افسردگی و بالا بردن روحیهٔ عمومی فرد

در میانهٔ انجام فعالیت بدنی، تولید یک مادهٔ شیمیایی از بدن به نام «سروتونین» بیشتر می‌شود. کاهش سرتونین در بدن با افسردگی مرتبط است و داروهای ضد افسردگی نیز در جهت افزایش این ماده در بدن عمل می‌کنند. بنابراین در میان افرادی که به طور مرتب ورزش می‌کنند، به ندرت می‌توان شخص افسرده‌ای یافت.

از طرفی با ورزش کردن، تولید «اندورفین» و «اپی نفرین» و «سیتوکین‌ها» نیز افزایش می‌یابد و این مواد به طور طبیعی باعث بالا بردن سطح هوشیاری و روحیهٔ عمومی فرد شده و احساس انرژی و شادابی بیشتری برای انجام کارهای روزمرهٔ زندگی به شخص ورزشکار اعطا می‌کنند.

۲- تأثیر در زندگی خانوادگی و اجتماعی و در شغل افراد

مسلماً یک شخص ورزشکار با تنبلی و کسالت بیگانه‌ است و علاوه بر داشتن اندامی متناسب از روحیهٔ بالا و شادابی نیز برخوردار است و این موفقیت، ارتباطات وی را در زندگی روزمره، چه در خانواده و چه در اجتماع یا محیط کار تضمین می‌کند.

کارفرمایان در بکار گیری افراد، این معیارهای مهم را در نظر خواهند گرفت. بنابراین یک شخص سالم و تندرست، از موقعیت و پیشرفت شغلی بهتری نسبت به افراد چاق و کم تحرک برخوردار خواهد بود.

۳- پیشگیری از ابتلا به آلودگی‌های اجتماعی

یک فرد سالم و ورزشکار، ناخودآگاه از سیگار دوری می‌کند، چون در می‌یابد با ورزش به اکسیژن بیشتری نیاز دارد، ولی سیگار یا مواد مخدر به وضوح انرژی وی را کم و او را ضعیف تر می‌کند. بنابراین خود به خود برای پیشرفت در امور ورزشی خویش و برای انجام تمرینات، از این مواد دوری می‌جوید.

از سوی دیگر، در یک محیط ورزشی سالم کمتر می‌توان از این گونه افراد و آلودگی‌ها اثری یافت و احتمال ابتلای چنین افرادی به آلودگی‌های اجتماعی بسیار پایین است و به دلیل روحیهٔ ورزشی از بسیاری ناهنجاری‌های دیگر اجتماعی، که با خلق و خوی ورزشکاری همخوانی ندارد، پرهیز می‌کنند.

۴- تقویت عملکرد ذهن در یادگیری و هماهنگی

تعریف ورزش تنها در افزایش فعالیت جسمانی خلاصه نمی‌شود. بسیاری از ورزش‌های امروزی نظیر پینگ پنگ، اسکیت، اسکی، بسکتبال، شنا و... حرفه‌ای هستند و نیاز به یادگیری و حتی مربی مجرب دارند و کار فکری زیادی را نیز می‌طلبند. بنابراین ورزش‌های امروزی تنها یک فعالیت جسمی ساده نیستند، بلکه توانایی‌های پیچیدهٔ مغز را در کارهای گوناگون از جمله هماهنگی، چالاکی، درست عمل کردن و درست تصمیم گرفتن بهبود می‌بخشد. به گونه‌ای که در یک شخص غیر ورزشکار این توانایی‌های مغز، خاموش می‌ماند و کم کم ذهن تنبل و سست می‌شود درنتیجه این گونه افراد، بیشتر ترجیح می‌دهند در گوشه‌ای بنشینند و در فکر فرو روند!

به طور کلی می‌توان گفت ورزش در کلیهٔ اجزای جسم و ذهن بدن و در کلیهٔ مراحل زندگی انسان تأثیر غیرقابل انکار و به سزایی دارد.

منابع

پایگاه اطلاع رسانی ورزش پارس

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت 11:43  توسط ساسان  | 

مجوه کفر

وجوه كفر

كفر يك مفهوم نسبی است كه ممكن است بر انكار يك مسأله اعتقادی صدق كند. همين‌طور انكار توحيد كفر است كه اين مسأله در ملحدان تبلور پيدا مي‌كند. اينان منكر وجود خداوند هستند. مشركان نيز همين گونه هستند كه به عبادت غير خداوند ملتزم هستند. انكار رسالت و پيامبر نيز كفر است كه در مورد أهل كتاب صدق مي‌كند. اينان به پيامبر و قرآن و همه‌ی اسلام باور ندارند. انكار روز قيامت نيز موجب كفر است.

در حديثی از امام صادق (ع) در اين‌‌باره به تفصيل سخن رفته است. از آن حضرت درباره‌ی وجوه گوناگون كفر در قرآن كريم سؤال شد. آن حضرت در پاسخ فرمود: «در كتاب خدا برای كفر پنج وجه ذكر شده است كه از آن جمله انكار است و انكار بر دو وجه است و كفر به ترك دستور خداوند و كفر برائت و كفر نعمت. امّا كفر انكار، همان انكار ربوبيت است. و او كسی است كه مي‌گويد: پروردگار و بهشت و دوزخ وجود ندارد و اين گفتار دو گروه از زنديقان است كه به ايشان دهريه گفته مي‌شود و ايشان مي‌گويند: جز زمانه ما را هلاك نمي‌سازد و اين دينی است كه ايشان با زيبا شمردن چيزهای ثابت نشده برای خودشان توصيف كرده‌اند. اينان برای چيزهايی كه مي‌گويند هيچ تحقيقی نكرده‌اند. خداوند مي‌فرمايد: «إن هم إلّا يظنون» (جاثيه/24) اين همان است كه ايشان مي‌گويند و فرموده است: «إن الذين كفروا سواء عليهم أأنذرتهم أم لم تنذرهم أم لم تنذرهم لايؤمنون» (بقره/6). اين يعنی كفر نسبت به توحيد خداوند متعال كه يكی از وجوه كفر است. امّا وجه ديگر از انكار، انكار معرفت است و آن انكاری است كه انكاركننده مي‌داند چيزی كه برای او ثابت شده است, حق است. خداوند فرموده است: «وجحدوا بها واستيقنتها أنفسهم ظلماً وعلوّاً» (نمل/14) و خداوند عزوجل فرموده است: «وكانوا من قبل يستفتحون علی الذين كفروا فلمّا جاءهم ماعرفوا كفروا به فلعنة الله علی الكافرين» (بقره/89) و اين تفسير دو وجه انكار است

ملاحظه مي‌كنيم كه انكار ممكن است ناشی از زيبا پنداری مبتنی بر حس باشد كه بر مشاهده حالت مرگ در انسان، تغيير سيمای او و جدا شدن مفاصل او و جدا افتادن اعضای او تحت تأثير عوامل طبيعی فنا، بدون اينكه حالت غيبی وجود داشته باشد متكی است. زيرا اينان به چيزی فراتر از حسّ نمي‌انديشند. فكر كردن به ماورای حس باعث مي‌شود كه تفسير امور از ماديت فراتر رود و به باور معنوی برسد كه به ايمان مي‌انجامد. به قول آيه كريمه اينان به ظن و گمان تكيه دارند. گمان احتمالی است كه مبتنی بر دليل و حجت نيست. اين مسأله آن قدر قوّت مي‌گيرد كه به حالتی از عناد و عقب‌ماندگی و بسته بودن نسبت به هر نوع گفت‌وگو تبديل مي‌شود. اين گمان به انديشه‌ای كه بيم‌دهندگان به وسيله آن بيم داده‌اند منجر نمي‌شود. زيرا خداوند بر دلهای ايشان مهر زده است و دلهای ايشان به تفكر نمي‌پردازند. گوشهای ايشان را نيز مهر زده شده است. لذا دريچه گوشهای ايشان به روی موعظه و نصيحت و آيات الهی بسته است. بر ديدگان ايشان نيز پرده‌ای است، از اين رو چيزهای عبرت‌انگيز و دلايل حقيقت بين را نمي‌بينند. اين تصوير انسانی است كه به خويشتن خويش و عقل خود و سرنوشت خود احترام نمي‌گذارد بلكه به اميال و هواهای نفسانی دل سپرده است.

 

كفر، برتري‌جويی است

امّا گروه دوّم كه تبلور وجه دو‌ّم از انكار است، گروهی است كه از حقيقت آگاهی دارند، امّا به خاطر برتري‌جويی نسبت به حق و حق‌ محوران و ظلم به عقيده‌ای كه انسان بدان ايمان دارد، التزام به آن را رد كرده است. اينان با اينكه به عقيده خود باور دارند, وقتی در وضعيت‌های ناگوار قرار مي‌گيرند و با گروه ايمان درگير مي‌شوند، عقيده خود را زير پا مي‌گذارند. زيرا نمي‌خواهند كه موضع‌گيری درست اهل ايمان را تصديق كنند. يهوديان مدينه چنين بودند. اينان در ديدارهايی كه پيش از اين با مشركان مدينه داشتند، از آمدن پيامبر خدا به مدينه خبر داده بودند و مشركان مدينه را تهديد كرده بودند كه در آن روز اين پيامبر در كنار آنان موضع خواهد گرفت. ولی وقتی كه پيامبر به مدينه آمد و مردم گروه گروه به اسلام گرويدند، به آن حضرت كفر ورزيدند. مثال ديگر اين مسأله انسانی است كه به دور از باورهای خود تعصب مي‌ورزد؛ زيرا نسبت به خدا و پيامبران الهی كه قرآن كريم بر آن تأكيد نموده است وفادار نيست.

 

كفران نعمت

حديث از امام صادق (ع) را پی مي‌گيريم: «وجه سوم از كفر، كفران نعمت است و آن گفتار خداوند متعال است كه گفته سليمان (ع) را حكايت مي‌كند: «هذا من فضل ربّی ليبلونی أأشكر أم أكفر و من شكر فإنما يشكر لنفسه ومن كفر فإن ربّی غنّی كريم» (نمل/40) و فرمود:« وإذا تأذّن ربكم لئن شكرتم لأزيدنّكم ولئن كفرتم إن عذابی شديد» (ابراهيم/7) و فرمود: «فاذكرونی أذكركم واشكروا لی ولا تكفرون» (بقره/152).»

اين وجه از وجوه كفر، انسانی را به نمايش مي‌گذارد كه خداوند نعمت‌هايش را به سوی او سرازير كرده و نعمت‌های الهی سراسر زندگی او را فرا گرفته است، به نحوی كه سراسر زندگی او سرشار از نعمت‌های الهی است، خداوند مي‌فرمايد: «وما بكم من نعمة فمن الله» (نحل/53) «وإن تعدّوا نعمة الله لاتحصوها» (نحل/18) ولی اين فرد نعمت‌های الهی را انكار مي‌كند و با ابزارهای زبانی و عملی كه خداوند در اختيار او قرار داده است, شكر نمي‌گذارد. اين شكر انسان را متوجه لطف و كرم و رحمت الهی مي‌كند. او با انكار نعمت‌ها به خودش ستم مي‌كند و با عدم شكرگزاری به پروردگار خود نيز ظلم مي‌كند. خصوصاً كه كفران نعمت ممكن است در بعضی حالات از نظر عملی به كفر به خداوند منجر شود و حالتی از انكار را به وجود آورد.

حديث امام صادق (ع) را پی مي‌گيريم: «و وجه چهارم از كفر، ترك دستور خداوند عزوجل به اوست و آن فرمايش خداوند عزوجل است كه مي‌فرمايد: «وإذا أخذنا ميثاقكم لاتسفكون دماءكم ولاتخرجون انفسكم من دياركم ثم إقررتم وانتم تشهدون ٭ ثم انتم هؤلاء تقتلون انفسكم وتخرجون فريقاً منكم من ديارهم تظاهرون عليهم بالإثم والعدوان وإن يأتوكم أساری تفادوهم وهو محرّم عليكم إخراجهم أفتؤمنون ببعض الكتاب وتكفرون ببعض فما جزاء من يفعل ذلك منكم» (بقره/ 84-85). پس كفر ايشان به خاطر ترك دستور خداوند عزوجل و نسبت دادن ايشان به ايمان است. خداوند از ايشان نمي‌پذيرد و نزد خداوند هيچ سودی نبرند. پس فرمود: «فما جزاء من يفعل ذلك منكم إلّا خزی فی الحياة الدنيا ويوم القيامة يردون إلی يردون إلی إشدّ العذاب وما الله بغافل عمّا تعملون» (بقره/85).»

 

التزام همه جانبه

اطلاق كفر بر اين نوع از ترك دستور خداوند عزوجل، مبتنی بر قاعده اسلامی فراگيری است كه ايمان به همه‌ی حلالها و حرامها و مفاهيم گوناگون در عقيده و زندگی موجود در كتاب خدا را واجب مي‌دارد. پس هر كسی كه به بعضی از كتاب كفر بورزد و به بعضی ديگر ايمان بياورد، از اسلام اصيل منحرف شده است. چرا كه اسلام موجوديت متكاملی است كه بدون نياز به عاريت گرفتن هر نو حكم يا مفهوم يا عقيده از ديگران، تمام قضايای انسان را دربرمي‌گيرد.

از اين رو مسأله حكم به كفر كردن كسانی كه در اين راستا روانند، ناشی از رد كردن بخشی از همين اسلام است كه ممكن است به رد كردن كل اسلام بينجامد. زيرا اسلام يك مجموعه به‌هم پيوسته‌ای است كه هيچ جزئش از ديگری قابل جدايی نيست.

دعوتگران به اسلام بايد به اين نكته توجه داشته باشند و يكپارچگی ايمان به عقيده و شريعت و مفاهيم اسلام را مورد تأكيد قرار دهند. زيرا اين مسأله باعث آن خواهد شد كه اسلام بتواند اهداف خود را در زندگی تحقق ببخشد.

 

برائت از كفر

امام صادق (ع) در ادامه مي‌فرمايد: «و وجه پنجم از كفر، كفر برائت است و آن گفتار خداوند عزوجل است كه قول ابراهيم (ع) را حكايت مي‌كند: «كفرنابكم و بدا بيننا وبينكم العداوة والبعضاء أبداً حتی تؤمنوا بالله وحده» (ممتحنه/4) يعنی از شما برائت مي‌جوئيم و ابليس و برائت جستن او از اوليائش را در روز قيامت ذكر مي‌كند فرمود: «إنّما اتخذتم من دون الله أوثاناً مودة بينكم في ‌الحياة الدنيا ثم يوم القيامة يكفر بعضكم ببعض ويلعن بعضكم بعضاً» (عنكبوت/25)، يعنی بعضی شما از بعضی ديگر برائت مي‌جويد

ملاحظه مي‌كنيم كه قرآن كريم واژه كفر را در برائت مؤمنان از كافران بكار مي‌برد. ابليس هم از اوليای خود برائت مي‌جويد. كفار نيز از يكديگر برائت مي‌جويند. پس برائت از جمله مسائلی است كه التزام به اصل ايمان را در مقابل خط كفر مورد تأكيد قرار مي‌دهد. كافران و گمراهان نيز به خاطر پيامدهای ناگواری كه به خاطر مسؤوليت‌شان در دنيا و آخرت با آن مواجه مي‌شوند، از يكديگر تبّری مي‌جويند.

خاستگاه اين مسأله عقيده است كه در جنبه مثبت، التزام به محتوای آن و در جنبه منفی برائت جستن از همه‌ی مفاهيم مخالف با خط ايمان است. همين باعث مي‌گردد كه در برائت در خط ايمان يك امر حياتی و اساسی است و حاكی از خلوص در التزام و ايمان است.

در انتها مي‌بينيم كه قرآن كريم واژه كفر را از مسأله عقيدتی به مسأله عملی تسرّی مي‌دهد ولی در كاربرد عمومی كفر انكار ايمان به خداوند بكار رفته است. از اين رو مي‌بينيم كه بعضی از اهل كتاب از اينكه به كفر توصيف شوند ناراحت مي‌شوند. زيرا كه معتقدند ايشان به خداوند ايمان دارند. خداوند در قرآن كريم همين مسأله را مورد تأكيد قرار مي‌دهد: «قل يا أهل الكتاب تعالوا إلی كلمة سواء بيننا و بينكم ألّا نعبد إلّا الله ولا نشرك به شيئاً» (آل عمران/64) و مي‌فرمايد: «ولاتجادلوا أهل الكتاب إلّا بالتی هی احسن إلّا الذين ظلموا منهم وقولوا آمنّا بالذی أنزل إلينا وأنزل إليكم وإلهنا وإلهكم واحد ونحن له مسلمون» (عنكبوت/46).

ملاحظه مي‌كنيم كه ويژگی كفر كه خداوند برای اهل كتاب اطلاق بكار برده است، كفر به پيامبر و رسالت است. چرا كه واژه كفر يك واژه نسبی است كه با تفاوت متعلقات خود، گوناگونی حاصل مي‌كند. اين مسأله در اين آيه شريفه آمده است: «لم يكن الذين كفروا من أهل الكتاب والمشركين» (بينة/1) پس آيه شريفه، اهل كتاب را مشرك به حساب نمي‌آورد، زيرا ايشان به خدای واحد با اختلافاتی كه در شخصيت خداوند دارند ايمان دارند بلكه ايشان را كافر محسوب كرده است، زيرا ايشان به پيامبر و رسالت او كافر هستند. از اين رو واژه كافر بر كسی كه به طاغوت كفر ورزيده است نيز اطلاق مي‌شود. بنابراين در اطلاق كلمه كفر بايد احتياط كرد. همان‌گونه كه در آيه كريمه آمده است: «فمن يكفر بالطاغوت ويؤمن بالله فقد استمسك بالعروة الوثقي» (بقره/256).

چرا كه اطلاق اين ويژگی و روشن نكردن جزئيان آن، ممكن است پيامدهای منفی چندی برای گفت‌وگوی بين اديان و تمدنها يا تقريب ملتهای دارای التزامات دينی گوناگون به وجود آيد و اين خيلی مهم است. پس هر گونه تعبير بايد بسيار دقيق باشد و حساسيت‌های مذهبی را دامن نزند و پيرامون مدلول كلمات، سوء تفاهم ايجاد نكند. والحمد لله رب العالمين

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت 11:43  توسط ساسان  | 

والیبال


والیبال والیبال یک ورزش گروهی است که در آن بازیکنان در دو تیم شش نفره در دو سوی یک تور قرار می‌گیرند و تلاش می‌کنند تا با توجه به قوانین بازی، توپ را از روی تور در زمین تیم مقابل فرود آوردند.[۱] والیبال در سال ۱۸۹۵ در کشور آمریکا متولد و پس از در المپیک ۱۹۶۴ توکیو برای نخستین بار در برنامه بازی‌های المپیک قرار گرفت، فراگیر شد و تقریبا در تمام دنیا بازی می‌شود که در شرق آسیا و همچنین کشورهای برزیل و ایتالیا محبوب‌تر است. این رشته تقریبا برای تمام گروه‌های سنی مناسب هست و وسایل بازی شامل توپ و تور می‌باشد. تولد والیبال والیبال ورزش مورد علاقه سربازها در جنگ جهانی دوم بود. ورزش والیبال که در ابتدا مینتونت (Mintonette) نامیده می‌شد در سال ۱۸۹۵ - یعنی چهار سال پس از تولد بسکتبال - توسط فردی بنام ویلیام جی. مورگان ابداع شد. مورگان متولد سال ۱۸۷۰ در شهر نیویورک بود که پس از تحصیل در کالج جوانان مسیحی مسئولیت تهیه برنامه‌های ورزشی برای سلامتی و تندرستی مردان به او واگذار شده بود. او این بازی را با ترکیب بازی‌های بسکتبال، تنیس و هندبال ایجاد کرد و هدفش طراحی ورزشی بود که برای افرادی که تمایل به تحرک کمتری دارند، مناسب باشد. قوانین بازی در ابتدا بسیار ساده بود چرا که بیشتر از آن که شبیه ورزش باشد، یک تفریح محسوب می‌شد اما به تدریج پس از آن که این ورزش در کشورهای دیگر – به خصوص فیلیپین - نیز علاقه‌مندانی یافت، لزوم تدوین قوانین رسمی برای آن احساس شد. تور اولیه‌ای که برای این بازی در نظر گرفته شده بود با ایده از تنیس، ۲ متر انتخاب شد و با توپ بسکتبال شبیه به بازی هندبال انجام می‌شد. این ورزش تا سال ۱۹۰۰ توپ مخصوصی برای خود نداشت و با هر توپی - از جمله توپ بسکتبال – آن را بازی می‌کردند. هدف هر تیم آن بود که توپ را در زمین حریف فرود بیاورد و در این راه توپ در دست یاران خودی می‌چرخید. در سال ۱۹۱۲ امتیازهای هر گیم ۲۱ تعیین شد و ارتفاع تور نیز بیشتر شد. فیلیپینی‌ها اولین قانون مدون برای این بازی را در سال ۱۹۱۶ تهیه کردند و به دنبال آن در سال ۱۹۲۸ اتحادیه والیبال ایالات متحده آمریکا تشکیل شد و به وضع قوانین این ورزش اقدام کرد. گاه‌نگار ۱۹۱۷: امتیازهای هر گیم از ۲۱ به ۱۵ تغییر کرد.۱۹۲۰: تعداد ضربات برای هر طرف به ۳ محدود شد.۱۹۲۲: اولین دوره رسمی مسابقات در بروکلین با حضور ۲۷ تیم از ۱۱ ایالت آمریکا برگزار شد.۱۹۳۰: اولین بازی والیبال ساحلی دو نفره انجام شد.۱۹۴۷: فدراسیون بین‌المللی والیبال (به فرانسوی: Federation Internationale De Volley Ball) به اختصار FIVB تشکیل شد.۱۹۴۸: اولین دوره مسابقات رسمی والیبال ساحلی انجام شد.۱۹۴۹: اولین دوره مسابقات قهرمانی والیبال جهان در شهر پراگ، چکسلواکی برگزار شد.۱۹۶۴: والیبال برای اولین بار به جمع ورزش‌های المپیکی پیوست.۱۹۸۷: والیبال ساحلی از ورزش‌های رسمی بازی‌های جهانی شد.۱۹۹۶: والیبال ساحلی دو نفره نیز به عنوان ورزش رسمی المپیک شناخته شد. گذشتهٔ والیبال ویلیام مورگان تحت تأثیر محبوبیت فراوان بسکتبال در بین عامه، مورگان تصمیم گرفت برای دانشجویان خود ورزشی را به وجود آورد که بازی از روی تور انجام گیرد و لذت بخش باشد. مورگان با استفاده از تویی توپ بسکتبال که به دلیل سبکی وزن، به دست‌ها آسیب نمی‌رساند، بازی را شروع کرد. با وجود این که به طور آهسته و کند از Y.M.C.A آغاز شد ولی طولی نکشید که در کلیه شهرهای ماساچوست و نیوانگلند عمومیت یافت. در اسپرینگ فیلد، دکتر ت. آهالستیگ با مشاهده بازی، مینتونت را به والیبال تغییر نام داد، زیرا قصد اساسی از بازی کردن، فرستادن و برگشت دادن (رد و بدل کردن) توپ از روی تور است که کلمه والیبال، در معنا، این نیت را مشخص می‌سازد. با اینکه والیبال در آغاز ورزشی سالنی بود و در محل‌های سرپوشیده انجام می‌شد و اساسا برای فعالیت‌های سرگرم کننده پیشه‌وران و تجار اختصاص یافته بود ولی کم‌کم به زمین‌های روباز کشیده شد و به عنوان یکی از فعالیت‌های جالب توجه تابستانی درآمد و به شدّت پیگیری می‌شد. دگرگونی‌ها در آغاز برای بازی والیبال قوانین خاصی تدوین نشده بود، هر فرد و در هر کشوری به میل خود و به طریق مختلف با توپ بازی می‌کرد. رفته‌رفته والیبال در مناطق و نواحی مختلف جهان گسترش می‌یافت. کم‌کم قوانینی برای این بازی وضع شد و روش‌ها و حرکات تکنیکی جایگزین حرکات قبلی گردید. در سال ۱۹۰۰ پذیرفته شد که امتیازات هر ست بازی ۲۱ پوئن (امتیاز) باشد. در سال ۱۹۱۲ سیستم چرخش به تصویب رسید. در سال ۱۹۱۷ پذیرفته شد که هر ست بازی ۱۵ امتیاز باشد. در سال ۱۹۱۸ تعداد بازیکنان هر طرف زمین ۶ نفر پیشنهاد شد، که مورد قبول عامه قرار گرفت. در سال ۱۹۲۱ موافقت شد که هر تیم با حداکثر سه ضربه توپ را به طرف دیگر بفرستد. در سال ۱۹۲۳ اندازه زمین بازی ۹×۱۸ متر تعیین شد. به مرور در سال‌های بعد، قوانین فراوانی برای این بازی وضع شد و در بسیاری از قوانین قبلی نیز تغییراتی حاصل گشت. هم‌اکنون نیز هر چهار سال یک بار در کنگره جهانی والیبال تغییراتی در قوانین بازی به تصویب می‌رسد. از جدیدترین و مهمترین قوانین مانند تغییر روش امتیازگیری به رالی، سقف امتیاز ۲۵ برای ست‌های اول، دوم، سوم و چهارم و امتیاز ۱۵ برای ست پنجم و افزودن بازیکن آزاد، پذیرش والیبال از سوی دیگر کشورها اولین کشور خارجی که والیبال را پذیرفت، کشور کانادا و به سال ۱۹۰۰ بود. اساسا نهضت Y.M.C.A (سازمان جوانان مسیحی) در معرفی این ورزش به دیگر کشورهای جهان و گسترش آن، سهم فراوانی دارد. بازی والیبال در پایان سال ۱۹۰۰ به هندوستان و در سال‌های ۱۹۰۵ به کوبا، ۱۹۰۹ به پورتوریکو، ۱۹۱۰ به فیلیپین، ۱۹۱۲ به اورگوئه، ۱۹۱۳ به چین و ۱۹۱۷ به ژاپن و به تدریج از سال ۱۹۱۴ به بعد توسط سربازان آمریکایی و مستشاران و اشخاص دیگر به کشورهای اروپایی از قبیل فرانسه، چکسلواکی، لهستان، شوروی، بلغارستان معرفی شد و گسترش یافت. پذیرش این ورزش در اروپا در ابتدا کند بود. فرانسه، چکسلواکی و لهستان سه کشوری بودند که قبل از دیگران اقدام به تشکیل فدراسیون ملی والیبال در کشور خود نمودند. شوروی که در سال ۱۹۲۳ اقدام به تأسیس انجمن ملی والیبال نمود، برای پیشرفت و دگرگونی آن فعالیت زیادی به عمل آورد. شوروی از کشورهایی است که در پیشرفت تکنیک و تاکتیک والیبال و تنظیم قوانین در جهان سهم به سزایی دارد و همواره از قدرت‌های بزتر این ورزش بوده‌است. کشورهای فرانسه، چکسلواکی و لهستان پس از تشکیل فدراسیون ملی مصمم شدند که با کمک کشورهای دیگر فدراسیون جهانی والیبال را تأسیس نمایند و در سال ۱۹۳۶ به هنگام بازی‌های المپیک در برلین آلمان در این زمینه فعالیت زیادی نمودند ولی با آغاز جنگ جهانی دوم و طغیان آن در اروپا اقدامات آنان متوقف شد. به طور کلی تغییرات و پیشرفت والیبال را می‌توان به سه دوره تقسیم نمود، دوره اول از سال آغاز تا سال ۱۹۱۸، دوره دوم از سال ۱۹۱۹ تا سال ۱۹۴۶ و دوره سوم از سال ۱۹۴۷ به بعد که تغییرات و پیشرفت اساسی والیبال در دوره سوم صورت پذیرفته‌است. پس از جنگ جهانی دوم، فعالیت‌های فراوان برای حرکت جدید به والیبال مجدداً آغاز شد و اولین مسابقه بین‌المللی در قاره اروپا بین تیم‌های ملی فرانسه و چکسلواکی در پاریس برگزار گردید. و در آوریل ۱۹۴۷ کنگره‌ای با شرکت نمایندگان چهارده کشور از سراسر جهان در پاریس برگزار و موافقت شد که فدراسیون بین‌المللی والیبال (F.I.V.B) در پاریس تشکیل شود و پل لیبود فرانسوی به عنوان اولین رئیس انتخاب شود. امروزه این فدراسیون حدود ۲۱۷ کشور عضو دارد (سال ۲۰۰۷) و بیش از ۲۰۰ میلیون نفر از مردم جهان والیبال بازی می‌کنند. اولین رئیس فدراسیون جهانی والیبال پل لیبود تا سال ۱۹۸۴ (یعنی ۳۷ سال) ریاست را برعهده داشت. پس از تأسیس فدراسیون جهانی والیبال، کمیته‌های مختلفی در داخل آن به وجود آمد و برنامه مسابقات رسمی جهانی تنظیم و آغاز شد. در سال ۱۹۴۹ اولین دوره مسابقات جهانی والیبال برای مردان در پراگ و در سال ۱۹۵۲ دومین دوره مسابقات جهانی مردان و اولین دوره مسابقات جهانی زنان در مسکو برگزار شد. برنامه این مسابقات بطور منظم هر چهار سال یک بار تاکنون در کشورهای مختلف انجام شده‌است. در سال ۱۹۶۴ مسابقات والیبال مردان و زنان به برنامه بازی‌های المپیک ۱۹۶۴ توکیو اضافه شد. علاوه بر مسابقات قهرمانی جهان و المپیک، مسابقات والیبال مردان و زنان در سراسر جهان با عنوان‌های جام جهانی، لیگ جهانی، قهرمانی اروپا، پان آمریکن، قهرمانی آسیا، بازی‌های آسیایی، والیبال ساحلی، یونیور سیاد، قهرمانی آفریقا، ارتش‌های جهان، گراندپری زنان، راه‌آهن‌های جهان، قهرمانی ناشنوایان، قهرمانی معلولین، پارالمپیک معلولین، قهرمانی کشورهای عربی، چهار تیم برتر، جایزه بزرگ، ستاره‌ها و تورنمنت‌های جهانی و دوستانه و غیره در گروه‌های سنی نوجوانان، جوانان و بزرگسالان بطور منظم انجام می‌شود. در تاریخچه والیبال جهان باید کشور ژاپن را به عنوان دگرگون کننده تکنیک‌ها، تاکتیک‌ها و آمادگی جسمانی در والیبال معرفی نمود (دگرگون کننده در سرویس، ساعد، انواع تاسخ‌ها، توپ‌گیریخ و انواع آبشارهای سرعتی با پاس‌های کوتاه الف و ب و ترکیبی و به ویژه بدنسازی). قوانین و مقررات زمین بازی ابعاد زمین والیبال طول زمین ۱۸ و عرض آن ۹ متر می‌باشد و فارغ از هر گونه برجستگی یا فرورفتگی است.زمین توسط خطوطی به عرض ۵ سانتیمتر علامت گذاری می‌شود. این اندازه‌گیری از گوشه زمین است.خطی به عرض ۵ سانتیمتر میان خطوط کناری در زیر تور کشیده شده‌است و زمین را به دو قسمت مساوی تقسیم می‌کند و به اسم خط مرکزی شناخته می‌شود.خطوطی به طول ۹ و عرض ۵ سانتیمتر در ۳ متری خط مرکزی بطور موازی کشیده شده‌است و به عنوان خط پایان شناخته می‌شود. منطقه حمله به خط مرکزی محدود است.در هر قسمت زمین، منطقه سرویس توسط دو خطوط به طول ۱۵ و عرض ۵ سانتیمتر مشخص شده و در بیست سانتیمتری خط پایان و عمود بر آن قرار گرفته‌است. یکی از این خطوط در امتداد خط کناری و دیگری در ۳ متری سمت چپ خط کناری راست قرار گرفته‌است.حداقل درجه حرارت زمین سرپوشیده ۱۰ درجه‌است. تور تور والیبال طول تور ۵/۹ و عرض آن ۱ متر است. و از سوراخ‌های مربع شکلی به ضلع ۱۰ سانتیمتر تشکیل شده‌است. پارچه‌ای از جنس کتانی به ضخامت ۵ سانتیمتر به لبه بالایی تور دوخته شده‌است.ارتفاع تور از مرکز زمین ۲.۴۳ متر است. تعیین ارتفاع تور برای خردسالان و نوجوانان به عهده مجمع ملی گذاشته می‌شود. هر دو انتهای تور از زمین به یک فاصله هستند و نباید حتی ۲ سانتیمتر بالاتر از اندازه مقرر باشند.پارچه‌ای از جنس کتانی که عرض آن ۵ سانتیمتر بوده و سفید رنگ می‌باشد، در کناره‌های تور و عمود بر لبه‌های آن کشیده می‌شود. تور برای بانوان ۲/۳۳ است   توپ توپ والیبال توپ به شکل کروی (گرد) و از جنس چرم است. توپ‌های لاستیکی یا ماده‌ای از این دست نیز می‌توانند به کار برده شوند. قسمت رویی توپ به سه رنگ زرد، آبی و سفید است. ویژگی‌های آن عبارتند از: پیرامون: ۶۵ تا ۶۷ سانتیمتروزن: ۲۶۰ تا ۲۸۰ گرمفشار داخل توپ، ۰.۳ تا ۰.۳۲۵ (کیلوگرم بر سانتیمتر مربع) است.[۲] تیم‌ها هر تیم شامل ۶ بازیکن می‌شود. سه بازیکن در خط جلو و سه بازیکن در خط عقب قرار می‌گیرند.هر تیم دارای ۶ تعویض است و هر بازیکن می‌تواند ۲ بار تعویض شود، یعنی هر بازیکن می‌تواند یک بار داخل و یک بار خارج شود.زمانی که توپ سرو می‌شود، سه بازیکن خط جلو باید در جلوی بازیکنان خط عقب قرار گیرند.بازیکن از قطاع دایره سمت راست خط عقب با یک دست سرو می‌زند.زمانی که توپ در زمین وارد می‌شود، بازیکنان می‌توانند برای پرتاب توپ به هر نقطه‌ای حرکت کنند، حتی اجازه دارند که برای جلوگیری از تماس توپ با زمین، به خارج از زمین بروند. دو تیم ۶ نفری با یکدیگر روبرو می‌شوند. داور در بالای تور قرار گرفته و ناظر بر اجرای مسابقه بوده و سوتی در دست دارد. سرداور نیز مقابل او قرار می‌گیرد. در اینجا تیمی که سرویس را دریافت می‌کند، منتظر توپ می‌شود. بازیکنان در وضعیت آماده‌باش بوده و دست‌ها، انگشتان، بازوها و پاها در حالات مطلوب قرار می‌گیرند. بازیکنان در مرکز زمین می‌ایستند و در این محل بیشتر حمله‌ها شکل می‌گیرد، به طوری که یکی از آن‌ها در نزدیک تور ایستاده و بقیه بازیکنان فرم w را تشکیل می‌دهند. داورها و مسئولین هر مسابقهٔ والیبال دو داور اصلی دارد یکی داور اول که در بالای تور می‌باشد و دیگری داور دوم می‌باشد که روبروی داور اول می‌ایستد و در مواقعی خاص اجازهٔ سوت زدن نیز دارد. چهار داور خط دور تا دور زمین والیبال می‌ایستند و با پرچم داور اول را در امر قضاوت یاری می‌دهند. دو داور هم پشت میز منشی هستند یکی داور منشی و دیگری هم کمک منشی که کار ثبت امتیازات، تعوبض‌ها و اخطارها را بر عهده دارند. سرداور هم به عنوان ناظر می‌بایست در تمام دیدارها حضور داشته باشد.   حرکت توپ در هوا دفاع سه نفره روی تور پاس بالای سر، یکی از مشخص‌ترین عملیات والیبال است.هرگز نباید به توپ مشت زد، بلکه باید آن را با دو دست پاس داد. پاس دادن از عقب نیز نشان‌دهنده همین عمل است.پاس دادن، ست زدن و فرستادن توپ‌های بلند از بالای تور صورت می‌گیرد.حرکت توپ در هوا در پرتاب آرام توپ از بالای تور اجرا می‌شود.اگر قبل از تماس با توپ دست‌ها دور شوند، توپ به وسط پیشانی برخورد خواهد کرد.همیشه باید به توپ نگاه کرد. ابتدا پاها را حرکت داده، آن‌ها را خم کرده و بدن را در زیر توپ قرار داد. به منظور حفظ تعادل و توازن یکی از پاها را به آرامی در جلوی پای دیگر قرار داده، زانوها را خم کرده و سپس باید تمام بدن را راست کرد. به عنوان یک قانون کلی شست‌ها را در حالت اشاره به طرف عقب و بینی نگهدارید. بازوها را راحت قرار داده و تا آن جایی که امکان دارد حرکات را بسیار ساده انجام داد. شست و دو انگشت اول به این عمل قدرت بخشیده و بقیه انگشتان به آن جهت می‌دهند.بهترین و معمول‌ترین مرحله والیبال (حرکت توپ در هوا) می‌باشد. برخی معتقدند که برای شروع تمرینات می‌توان از بادکنک استفاده کرد. تمرین پرتاب توپ پس از پرش برای گرفتن آن بسیار موثر است و مفید. البته همیشه پس از رسیدن توپ به نقطه اوج این عمل را انجام ندهید. سرویس بازیکن در حال زدن سرویس سرویس عملی است که به منظور وارد کردن توپ در بازی به کار می‌رود. در هنگام سرویس زدن باید به نکات زیر توجه کرد: ۱- هنگام ضربه زدن به توپ (سرویس)حتما باید توپ را به اندازه کافی و به دور از هر دودست پرتاب کرد و با یک دست به توپ ضربه زده شود. ۲- هنگام سرویس زدن نباید پاها را روی خط و یا درون زمین خودی قرار داد و باید از خط فاصله داشته باشد. ۳- توپ حتماً باید از تور عبور کرده و درون زمین حریف پرتاب شود (قبلا اگر هنگام سرویس زدن توپ به تور برخورد می‌کرد خطا محسوب می‌شد ولی در حال حاضر خطایی محسوب نمی‌شود.
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت 11:42  توسط ساسان  | 

نیما یوشیج

 

 زندگی نامه :

علی اسفندیاری معروف به نیما یوشیج در سال 1276 خورشیدی در روستای یوش مازندران به دنیا آمد. پدرش که ابراهیم خان نوری نام داشت،از راه کشاورزی و گله داری روزگار می گذرانید. دوان کودکی اش را در آنجا سپری نمود و پس از اتمام تحصیلات ابتدایی، از آنجا به تهران آمد تا در دبیرستان سن لوئی که متعلق به موسسه کاتولیک های رُِم بود، به تحصیل خود ادامه دهد. در اینجا بود که علاقه وی به سرودن شعر در اثر یکی از معلمان وی که نظام وفا نام داشت، بیشتر و بیشتر شد و به سرودن شعر روی آورد. او به زبان فرانسه (زبان بین المللی آن دوران) را به خوبی فراگرفت و با ادبیات اروپا آشنا شد. محمد رضا عشقی در روزنامه قرن بیستم خویش بخشی از شعر افسانه نیما را منتشر کرد. نیما یوشیج توانست در سال 1317 جزء گروه کارکنان مجله موسیقی، مجله ماهانه وزارت فرهنگ درآید. وی در این مجله یک سلسله مقالات در خصوص نظریات فیلسوفان در خصوص هنر و همچنین تاثیر ادبیات اروپا را بر برخی از ممالک شرقی (آسیا) به چاپ رسانید و مورد بررسی قرار داد. او در سال 1328 در روابط عمومی و اداره تبلیغات وزارت فرهنگ مشغول به کار شد . نیما در نخستین آثار خود از اوزان عروضی پیروی می کند، اما کم کم با مشاهده آثار ادبیات اروپا، در آثار بعدی خود شعرش را از چهارچوب وزن و قافیه آزاد می سازد و راهی نو و سبکی تازه در شعر می آفریند، که به سبک نیمایی مشهور است.این شاعر بزرگ در سال 1338 در منطقه تجریش تهران دارفانی را وداع گفت. برخی از آثار او عبارت اند از : شعر من، ماخ لولا، ناقوس،شهر صبح شهر شب، آهو و پرنده ها،قلم انداز، نامه های نیما به همسرش،کندوهای شبانه و .... . در ضمن در سال 1364 مجموعه ای کامل از آثارش منتشر شد. نیما در نتیجه آشنایی با زبان فرانسه با ادبیات اروپا آشنا گردید و سبب به وجود آمدن سبکی نو در شعر پارسی شد. همچنین تحول عظیمی را در شعر فارسی ایجاد نمود.

 

 

 

 

 

 

نیما نخستین شاعر نوپرداز در ایران نبود، پیش از او نیز افراد دیگر، چون ابوالقاسم لاهوتی ، تقی رفعت و ... بیرون از قالب های رسمی اشعاری سروده و منتشر کرده بودند. ولی نیما کسی بود که با دقت زیاد و صرف وقت بسیار (حدود 38 سال) توانست قالبهای کهن را در هم بریزد و راهی نو پیش پای شعر فارسی باز کند. او بدنبال ساختن قالبی آزاد و نوین بود که دارای ایهام و روانی خاص خود باشد بنای شعری که او آن را به بالا برد خود محرکی برای سرآیندگان پس از او شد به قول ارد بزرگ اندیشمند برجسته کشورمان : برآزندگان خواهند ساخت سرآیندگان از پس آن خواهند سرود و زمین آیندگان را بارور می سازند . و نیما دقیقا نمونه بارز این سخن شیوا و جاودانه است . کودکی نیما (به قول خویش) در بین شبانان و آرامش کوهستان گذشت. مقدمات درسی را در مکتب خانه ی ده آموخت و سپس به تهران آمد. در تهران او به مدرسه ی کاتولیک "سن لوئی" که دروسش به زبان فرانسه تدریش می شد رفت و آشنایی او به زبان فرانسه، سرآغاز دگرگونی در وی شد. نیما خود می نویسد:"تمام خیالات من برای شناسایی چیزهای خوبی بود که می خواستم فقط با آن شناسایی بر همسران خود تفوق یابم... در پانزده سالگی می رفتم مورخ شوم، گاهی نقاش می شدم و ... خوشبختانه هر نوع قوه خلاقه در من وجود داشت، ولی مراقبت و تشویق یک معلم خوش رفتار، که "نظام وفا" شاعر به نام امروز باشد، مرا به خط شعر گفتن انداخت." نظام وفا غزل سرایی بود که نیما "افسانه" را به او تقدیم کرد.
نیما همزمان با تحصیل در مدرسه ی سن لویی به آموزش زبان عربی پرداخت.
در سال 1298 شمسی در سن 22 سالگی به استخدام دولت درآمد، ولی کار اداری را دوست نداشت.
در سال 1300 شمسی نخستین کتاب شعرش را یک مثنوی بود به نام "قصه ی رنگ پریده خون سرد"، با سرمایه ی شخصی در 30 صفحه منتشر کرد.
تاریخ سرایش این شعر 1299 شمسی و امضای سراینده ی آن "نیما نوری" بود.
"نیما" نام قهرمانی طبری، به معنای قوس و کمان بزرگ است.

در پاییز 1301 شمسی نیما شعر "ای شب" را می سراید.
"ای شب"، انحرافی جدی و بنیادی از شعر سنتی نبود ولی شور و سوزی که در شعر بود نام شاعر را بر سر زبان ها انداخت، به ویژه آنکه در نشریه ی ادبی معتبر "نوبهار" نیز چاپ شده بود که نشریه ی ادبای شناخته شده آن زمان بود.
در دی ماه همین سال نیما شعر "افسانه" را می سراید و آن را در چند شماره ی پیاپی در مجله ی "قرن بیستم"، (به مدیریت میرزاده ی عشقی ) به چاپ می رساند.
"قرن بیستم" تندروترین و بی پرواترین نشریه ی ادبی- سیاسی آن سال ها بود و اثر افسانه در جامعه چنان بود که نیما به عنوان شاعر "افسانه" شناخته می شود.
ولی افسانه با همه ی نوآوری ها و ارزش و اعتبارش، چهره ی انقلابی نیما را مشخص نمی کند.
انقلاب نیما با دو شعر "ققنوس" (بهمن 1316 ش) و "غراب" (مهر 1317 ش) آغاز می شود و او این دو شعر را در مجله "موسیقی" که یک مجله دولتی بود منتشر کرد.
نکته ی قابل توجه این است که در فاصله ی افسانه تا ققنوس (1300 تا 1316) نیما فقط اشعاری در قالب سنتی می سرود.
نیما یوشیج علاقه ای به انتشار اشعارش، به ویژه در مجلات نداشت. او جز همین چند شعر که در فاصله ای حدود بیست سال در" قرن بیستم" و مجله ی "موسیقی" چاپ کرد، تا پایان عمرش دو سه شعر دیگر منتشر کرد.
نیما یوشیج از سال های بیست به بعد، هر روز منزوی تر شد و پس از کودتای 1332 اعتمادش را از همه، جز یکی دو تن که در نامه ها از آنها یاد کرده است، از دست داد ولی بهترین اشعارش را نیز در همین سال ها سروده است.
در مطالعه شعر نیما آنچه توجه را بیشتر جلب می کند، نگاه تازه او به طبیعت و جهان است.
توجه او به درختان، گیاهان، حیوانات و حتی حشرات یادآور نوعی دقت نظر است که در دیگران کمتر دیده می شود.
اما مهم ترین ویژگی شعر نیما که سرآغازی برای حرکت دیگران نیز شد، کوتاه و بلند کردن مصراع های شعر است.
نیما "وزن" را برای شعر ضروری می دانست ولی معتقد بود یکسان بودن طول مصراع ها در یک شعر مهم نیست.

در واقع نیما از وزن و قافیه که مربوط به شعر کهن است، سود می برد ولی با بلند و کوتاه کردن مصراع ها، جان تازه ای به شعر می بخشد.

نیما در شب 13 دی ماه 1338 ش در گذشت.

 

 

یادداشت ِ نیما درباره‌ی ِ « حرف‌های ِ همسایه » :

همسایه !
خواهش می‌کنم این نامه‌ها را جمع کنید . هرچند مکرّرات و عبارات ِ بی‌جا و حشو و زواید زیاد دارند و باید اصلاح شود ، امّا یادداشت‌هایی است . اگر عمری نباشد برای ِ نوشتن ِ آن مقدّمه‌ی ِ حسابی درباره‌ی ِ شعر ِ من ، اقلّاً این‌ها چیزی‌ست .
من خیلی حرف‌ها دارم برای ِ گفتن . نگاه نکنید که خیلی از آن‌ها ابتدایی است ؛ ما تازه در ابتدای ِ کار هستیم . به اسم ِ « به همسایه » یا « حرف‌های ِ همسایه » باشد ، اگر روزی خواستید به آن عنوانی بدهید .
در واقع این کار وظیفه‌یی‌ست که من انجام می‌دهم . شما در هرکدام از آن‌ها دقّت کنید خواهید دید این سطور با چه دقّتی که در من بوده است نوشته شده است . امیدوارم روزی شما هم این کار را بکنید و به این کاهش بیفزایید .

------------------------نیما یوشیج
------------------------خرداد 1324

در سال 1317 به عضویت هیأت تحریریه مجله "موسیقی" در آمد و به انتشارمقالات و اشعار خود در آن پرداخت. چندی نیز در ادارهٔ انطباعات وزارت فرهنگ به خدمت مشغول بود. شهامت نیما در تاختن به مرزهای تنگ تفکر کهن، با تکیه بر اصالت ایمان او به این تحول و طبع حاصل خیزش، شعر و جایگاه او را از دیگرانی که در این راه قلم می زدند، متمایز ساخته است.
"مایه ی اصلی اشعارمن، رنج است. به عقیده‌ی من گوینده‌ی واقعی باید آن مایه را داشته باشد. من برای رنج خود شعر می‌گویم. فرم و کلمات و وزن و قافیه، در همه وقت، برای من ابزارهایی بوده‌اند که مجبور به عوض کردن آنها بوده‌ام تا با رنج من و دیگران بهتر سازگار باشد."

 

 


"ای فسانه! مرا آرزو نیست
که بچینندم و دوست دارند
زاده‌ی کوهم، آورده‌ی ابر،
به که بر سبزه ام واگذارند
با بهاری که هستم در آغوش
کس نخواهم زند بر دلم دست،
که دلم آشیان کسی هست
ز آشیانم اگر حاصلی نیست،
من بر آنم کز آن حاصلی هست،
به فریب و خیالی منم خوش"

سال های حوالی 1320 اوج شکوفایی شعری او محسوب میشوند."ناقوس"، "دنیا خانه من است" ،"مانلی" ،"شهر صبح، شهر شب" و... از دیگر آثار او هستند.

او در سال 1338 پس از بازگشت ازسفری به یوش،در اثر ابتلا به ذات الریه درگذشت. راهی که نیما یوشیج آغازگر آن شناخته می شود، سراسر مبارزه بود برای "شعری که زندگی است". برای کلماتی که آهنگشان از بطن رقص حروف برمی خیزد نه الزام قافیه ها. و حافظه زمان، این عصیان گر متهم به آشوب را، پدر شعر نوین ایران می شناسد. شعر بی وزنی خود گویی ناجی قافیه ها شد...


نیما، درآورد گاه جهان
«علی اسفندیاری» (نیما یوشیج) از پدری خان زاده؛ به نام «ابراهیم» و مادری فرهنگ دوست به دنیا آمد. او تا دوازده سالگی در میان قبایل کوهستانی و چادرنشین و در متن آوردگاه زندگی به سر برد و درس ها آموخت. پدر، کشاورز و گله دار بود و بنا به رسم ، سوارکاری و تیراندازی را به پسرش آموخت. مادرش اما، به فرهنگ و هنرعلاقه داشت. ادب پارسی را می دانست و در گفت و گوهایش از حکایات هفت پیکر «نظامی» و غزلیات «حافظ» مثال می آورد و هم چنین پسرش را تشویق می کرد تا این ها را بیاموزد.
علی خود در مورد کودکی اش می گوید: «زندگی بدوی من، در بین شبانان و ایلخی بانان گذشت که به هوای چراگاه به نقاط دور، ییلاق و قشلاق می کنند و شب، بالای کوه ها، ساعات طولانی با هم به دور آتش جمع می شوند. از تمام دوره بچگی خود، من به جز زد و خورد های وحشیانه و چیزهای مربوط به زندگی بچگی خود، کوچ نشینی و تفریحات ساده آن ها، در آرامش یک نواخت و کور بی خبر از همه جا، چیزی به خاطر ندارم. در همان دهکده که من متولد شدم، خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده یاد گرفتم. او مرا در کوچه باغ ها، دنبال می کرد و به باد شکنجه می گرفت. پاهای نازک مرا به درخت های ریشه و گزنه دار می بست، با ترکه های بلند می زد و مرا مجبور می کرد به از برکردن نامه هایی که معمولن اهل خانواده دهاتی، به هم می نویسند و خودش آن ها را به هم چسبانده و برای من طومار درست کرده بود.»
او از سال 1300 نام «نیما» را برای خود برگزید که نام کوهی است در مازندران. به این ترتیب از همان ابتدا، انگار می خواست بگوید که چون کوه در مقابل سنت های کور اجدادی خواهد ایستاد.

«وقت است که نعره ای به لب آخر زمان کشد
نیلی بر این صحیفه بر این دودمان کشد
سیلی که ریخت خانه ی مردم زهم چنین
اکنون سوی فرازگهی سرچنان کشد
برکنده دارد این بنیاد سست را
بردارد از زمین هر نادرست را ...»

اما عشق، خیلی زود به سراغ اش آمد. اگرچه این عشق، طلیعه حیات شاعرانه او گشت، اما ناکام گسست و باعث دل گیرشدن نیما و آزردگی روح حساس اش شد که بعدها به همراه عشقی دیگر و این بار عشقی وحشی در میان قبایل کوهستانی به سرودن افسانه منجر شد. افسانه نیما لبریز ازعشقی سرشار، اما به شدت فردی است.
در بهار سال 1305 دردی جان سوز به سراغ اش آمد که آغاز این درد از دست دادن پدر بود. غم فراق او و به دنبال اش آغاز سرپرستی خانواده، به عنوان فرزند ارشد، باعث شد تا به مسایل، جدی تر نگاه کند. در همین سال بود که با «عالیه جهانگیر» ازدواج کرد و با او زندگی مشترکی را آغازید. عالیه از آن جا که توانست با شکیبایی بی نظیری، بسیاری از مسایل و مشکلات زندگی را - نه صرفا با یک شاعر، بل که با یک نابغه شاعر- تحمل کند، به حق در طول تاریخ ادبی کشور ما، مطرح است. همان طور که بعدها «آیدا» همسر زنده یاد «احمدشاملو» نیز چنین جای گاهی را به خود اختصاص داد.

نیما از سال 1309 به آستارا رفت و در دبیرستان «حکیم نظامی» آن جا به تدریس ادبیات فارسی پرداخت. اما دوسال بعد، به تهران بازگشت و شعر و زبان شعر را بررسی کرد تا بتواند به دستاوردهای جدیدی برسد. او درسال 1318 عضو هیات تحریریه «مجله موسیقی» شد و تا سال 1320 به کار در این مجله ادامه داد. «ارزش احساسات» اثری است یگانه که از او در این مجله به یادگار باقی مانده است.
به دنبال کشمکش های پدیده های نو و کهنه که ذکرش رفت و مدتی قبل از مشروطه آغازید، همواره کسانی در شعر فارسی نظرهای انتقادی، از نظر فرم و محتوا داشتند. لذا قبل از نیما بودند نام آورانی که می توان آن ها را به عنوان پیش گامان شعر معاصر ایران نام برد. کسانی چون «میرزا تقی خان رفعت»، «ابوالقاسم لاهوتی» و بانو «شمس کسمایی» و... که در پی ریزی شالوده شعر معاصر دخالت داشتند. از این رو پدید آمدن شعر مدرن را نمی توان به طور مطلق، منحصر به یک فرد دانست. بل که دگرگونی های کیفی شعر، از سوی تعدادی از شاعران بود که باعث فرآیندی جدی به سوی یک تغییر اساسی شد و در نهایت به نیما رسید و او هم با آگاهی و خلاقیت اش به آن شکل داد و به طور اساسی به آن پرداخت.

در این میان اما، نیما کاری سترگ انجام داد. چرا که از نظر زبان و ترکیب واژها، آثاری جاوید به یادگار گذاشت. او در بهترین شعرهایش با واژه ها، به عنوان پدیده ای کاملا زنده - که به سبب همین زنده بودن اش تاریخی هستند- فرهنگی دیگر گونه ساخت. ارزش کار نیما در دیالکتیکی نگاه کردن به واژه ها و درنهایت به شعر است. چنین نگاهی است که بینش جدیدی، به همراه تفکری جدید می آفریند و هرگونه نگاه انتزاعی، کهنه و پوسیده گذشته را طرد می کند.

نیما در اسفند 1300 با سرودن «قصه رنگ پریده، خون سرد» درعرصه ادب نوین، نوع زیبایی شناسی نوینی را ابداع کرد. این کتاب، به عنوان نخستین دفتر شعر نیما، با سرمایه شخصی در سی صفحه منتشر شد.
«من ندانم با که گویم شرح درد
قصه رنگ پریده، خون سرد!»
نیما در سال 1301 با انتشار «افسانه» اش، درچند شماره پیاپی مجله قرن بیستم «میرزاده عشقی» - که تندروترین و بی پرواترین نشریه ادبی سیاسی آن روزگار بود- در واقع سنگ بنای شعر نوین ایران را گذاشت و می نویسد: «این ساختمان که افسانه من در آن، جا گرفته است و یک طرز مکالمه طبیعی و آزاد را نشان می دهد، شاید برای دفعه اول، پسندیده تو نباشد و شاید تو آن را به اندازه من نپسندی... اما یگانه مقصود من، همین آزادی در زبان و طولانی ساختن مطلب بوده است. به علاوه انتخاب یک رویه مناسب تر برای مکالمه، که سابقا هم مولانا محتشم کاشانی و دیگران به آن نزدیک شده اند.»

به این ترتیب کار سترگ نیما آغازید. درسال 1305 با سرمایه شخصی مجموعه «خانواده سرباز» را منتشر کرد. از سال 1307 تا حدود 1316 مشکلات زندگی، تاثیراتی در روند شعر نیما به وجود آورد. به هرحال درک تاریخی نیما او را به اجتناب ناپذیر بودن تغییرات اساسی در شعر فارسی با وجود مصایب و مشکلات پیش رویش ثابت قدم کرده بود. او از سال 1318 به بعد، طی سلسله مقالات بسیار مهم اش تحت نام «ارزش احساسات» دریافت اش را تئوریزه کرد و در مجله موسیقی به چاپ رساند.
چیزی که هست، گاه کشفی تاریخی در دوره زمانی خاص، نابغه ای را می طلبد. پس از آن، ابزار کشف شده مورد استفاده همگان قرار می گیرد. از این رو مسلم است که تکامل شعر معاصر در دوره بعد از نیما نمی بایست متوقف شده اعلام شود؛ بل که باید به ضرورت نگاه به دگرگونی های اساسی و تاریخی، شاعران بعد از نیما را نیز بررسی کرد.
نیما با قلبی دردمند و رنج کشیده، در سیزدهم دی ماه 1338 عطای همراهی معاصران را به لقای شان بخشید و روی در نقاب خاک کشید تا بسیاری از مرده پرستان، بلافاصله بعد از مرگ اش به بلند کردن نام اش بپردازند.

خانه نیما یوشیج (پدر شعر نو که توانست قالب هزار ساله شعر سنتی ایران را بر هم زند)، تاریخی ترین خانه روستای یوش است که قدمت آن به دوره قاجار باز می گردد. این خانه تاریخی که روزگاری محل اقامت اجداد نیما یوشیج بوده است، در سال 1207 هجری قمری به دستور جد وی معروف به «ناظم الایاله» در محله لالوی یوش ساخته شد. این بنا 3 ورودی، شاه نشین و اطاق های بی شماری دارد که به وسیله راهروهایی به هم مرتبط هستند. در حیاط مرکزی این بنا، مقبره نیما قرار گرفته است که در سال 1373 توسط میراث فرهنگی برای پدر شعر نو فارسی ساخته شد .

 

 

 

 

 

 

 

- نمائی از خانه زیبای علی اسفندیاری ( نیما یوشیج ) در یوش

 

 

- نمائی از درب ورودی خانه علی اسفندیاری ( نیما یوشیج )

 

 

 

- مزار نیما که در کنار خواهرش و جمع آوری کننده آثارش در وسط حیاط همان خانه  آرمیده است.

وصیّت‌نامه‌ی ِ نیمایوشیج
شب دوشنبه 28 خرداد 1335

امشب فکر می‌کردم با این گذران ِ کثیف که من داشته‌ام - بزرگی که فقیر و ذلیل می‌شود - حقیقةً جای ِ تحسّر است . فکر می‌کردم برای ِ دکتر حسین مفتاح چیزی بنویسم که وصیت‌نامه‌ی ِ من باشد ؛ به این نحو که بعد از من هیچ‌کس حقّ ِ دست زدن به آثار ِ مرا ندارد . به‌جز دکتر محمّد معین ، اگر چه او مخالف ِ ذوق ِ من باشد .
دکتر محمّد معین حق دارد در آثار ِ من کنجکاوی کند . ضمناً دکتر ابوالقاسم جنّتی عطائی و آل احمد با او باشند ؛ به شرطی که هر دو با هم باشند .
ولی هیچ‌یک از کسانی که به پیروی از من شعر صادر فرموده‌اند در کار نباشند . دکتر محمّد معین که مَثَل ِ صحیح ِ علم و دانش است ، کاغذ پاره‌های ِ مرا بازدید کند . دکتر محمّد معین که هنوز او را ندیده‌ام مثل ِ کسی است که او را دیده‌ام . اگر شرعاً می‌توانم قیّم برای ِ ولد ِ خود داشته باشم ، دکتر محمّد معین قیّم است ؛ ولو این‌که او شعر ِ مرا دوست نداشته باشد . امّا ما در زمانی هستیم که ممکن است همه‌ی ِ این اشخاص ِ نام‌برده از هم بدشان بیاید ، و چقدر بیچاره است انسان ... !

 

ازدواج نیما

نیما در سن 29 ساگی به تاریخ 6 اردیبهشت ماه 1305 خورشیدی با خانم عالیه جهانگیر فرزند میرزا اسماعیل شیرازی و خواهرزاده نویسنده ی توانا ، مبارز و شهید صدر مشروطیت میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل ازدواج نمود . او انسانی فرهیخته و بانویی فاضل و وارسته بود و به کار معلمی اشتغال داشت . این بانوی شریف که در خاندانی اصیل و نجیب ، زاده شد و رشد و نمو یافته بود ، تا پایان عمر نیما در خدمت به او و خانواده اش کوشید و همواره یار وفاداری برای همسرش بود . مدتی کوتاه پس از ازدواج نیما و همسرش تلخ ترین حادثه زندگی نیما یعنی مرگ پدرش اتفاق افتاد .

نیما در سال 107 به همراه همسرش راهی بارفروش (بابل) شد ، عالیه خانم به تدریس در «مدرسه دوشیزگان  سعدی» مشغول شد ولی نیما شغل خاصی نداشت لذا به کارهای متفر قه و نوشتن آثاری از جمله نمایشنامه «کفش حضرت غلمان» و آثار دیگری چون «سفرنامه بارفروش» ، «آیدین» و «حکایت دزد و شاعر» پرداخت .

نیما پس از چند سال انتظار خدمت ، بالاخره در سال 1316 در تهران دعوت به کار می شود و به تدریس در دبیرستان صنعتی در درس ادب یات می پردازد . سال 1320 یکی از سخت ترین سالهایی بود که بر مردم ایران گذشت و نیما را نیز سخت تحت تأثیر قرار داد. او در این سال تحت تأثیر شرایط اجتماعی به سرودن اشعاری چون «خواب زمستانی» و «جغدی پیر» پرداخت . در سال 1324 شراگیم تنها فرزند نیما و عال یه جهانگیر متولد
می شود . اما نیما همچنان غرق در تفکرات خود است و هنوز کاری که با آن بتواند گذران زندگی نماید ندارد . در سال 1326 او به استخدام وزارت فرهنگ در می آید و تا ئپایان عمرش یعنی سال 1338 خورشیدی در همین شغل بکار می پردازد . در تیرماه سال 1325 نخستینم کنگره نویسندگان ایران تشکیل شد .

در جریان کودتای 28 مرداد 1332 نیما که در یوش به سر می برد شعر معروف «دل فولادم» را سرود . پس از جریان کودتا منزل نما به جهت داشتن تفنگ مورد تفتیش قرار می گیرد و پس از آن بیشتر دوستانش از او فاصله می گیرند . در همین سالها که نیما در کوچه فردوسی تجریش زندگی می کرد بیشتر جلال آل احمد و سیمین دانشور و ابراهیم ناعم که همسایه اش بودند با او رفت و آمد داشتند .

نیما در این سالها اشعار کمتری می سراید و در سال 1334 به همت دکتر ابوالقاسم جنتی عطایی بخشی از آثار او توسط بنگاه مطبوعاتی صفی علی شاه منتشر می گردد . نیما سالهای پایانی عمر را در یأس و ناامیدی که شاید ریشه در شرایط اجتماعی آن روزگار داشت به سر می آورد . در سال 1335 وصیت نامه خود را می نویسد و دکتر محمد معین و در کنار او دکتر ابوالقاسم جنتی عطایی و جلال آل احمد را به عنوان متولی اشعارش انتخاب می کند و همچنین دکتر محمد معین را قیم فرزندش معرفی می نماید .

روح بزرگ این مرد اندیشمند و آ زاده در چهارشنبه 13 دیماه 1338 شباهنگام از جسم خاکی خود جدا می شود و آزادانه آن گونه که همواره در طول حیاتش می پسندید در آسمانها به پرواز در می آید . زمستان سختی بود . راههای تهران به یوش پوشیده از برف و امکان حمل کالبد به یوش ، جایی که نیما خواسته بود تا او را در همانجا به خاک بسپارند تا پیکرش با ذره ذره خاک آنجا در هم آمیزد فراهم نبود . پیکر نیما را به امانت در امامزاده عبداله شهر ری به خاک سپردند . این فراق و جدایی نیما از یوش بیش از 30 سال به طول انجامید و بالا خره با پایمردی و تلاش عده ای از رادمردان خطة نور ، پیکر نیما به زادگاهش منتقل گردید . بقیه ماجرا را به قلم آقای محسن محسنی ، دبیر ستاد انتقال کالبد نیما می خوانیم .

انتقال کالبد

در شهریور ماه سال 1372 خورشیدی گروه «بررسی فرهنگ سرزمین نور» که سابقه تأسیس آن به سالیان قبل باز می گشت ، ستادی به نام «ستاد انتقال کالبد به یوش» را تشکیل داد . این ستاد که به ریاست سرهنگ علی پاشا نوری اسفندیاری (از عموزادگان زنده یاد نیما یوشیج) و نیابت شاد روان تیمسار اسدالله روئین فر تشکیل شد متشکل بود از : آقایان حاج مسیح اسفندیاری ، مرحوم طبیب زاده نوری ، جعفر محدث ، حمزه رفیعی ، محمد اسفندیاری ، بهادر اسفندیاری ، امیرعباس ملک محمدی نوری ، رمضان جمشیدی ، ذبیح الله شکری ، جواد جمشیدی (امینی) ، محمد داوودی و محسن محسنی که به عنوان دبیر ستاد منتسب شده بود .

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت 11:41  توسط ساسان  | 

نگاهي به نقش بسيج و بسيجي در انقلاب اسلامي

نگاهي به نقش بسيج و بسيجي در انقلاب اسلامي

بسيج ; شجره طيبه انقلاب

بسيج را واژه اي مسما و قدرتي توانا براي تحقق اهداف اصيل و نوين ايران اسلامي مي توان نام برد كه در شرايط و مقتضيات زمان ايفاگر نقش هاي مختلف در جامعه است .

حضور ملموس بسيج در اركان علمي , صنعتي , فرهنگي , اجتماعي , بهداشتي , عمراني , نظامي و... مبين كاركردهاي چندمنظوره و منعطف اين ساختار تشكيلاتي منسجم و پرقابليت است .

رزم آوري و دفاع از حيثيت و جان و مال ملت در هشت سال دفاع مقدس , فخرآفريني در عرصه علوم و فن آوري و پالايش نظام مند اجتماع برمبناي ديني و مذهبي , قدرت بازدارندگي بسيج در تهاجمات جنگ افزاري و نرم افزاري , بروز توانمندي هاي شگرف از تعامل و اجتماع اقشار گوناگون جامعه , عرضه داوطلبانه استعدادهاي مردمي در راستاي عرق ملي و تكليف شرعي , بسيج را ساختاري فراسازماني و منحصر به فرد نموده و مبناي شكل گيري آن را نظريه اي ماندگار براي فرداهاي روشن مي توان عنوان كرد.

بنابرچنين ويژگي هايي , نضج گيري و بنيان اين ساختار عظيم را براي حال حاضر و آتيه ايران اسلامي مي توان تدبيري حكيمانه و درايتي الهي خواند. آري ! به راستي دورانديشي و دستور حكيمانه امام خميني (ره ) در راستاي تاسيس بسيج برگه تضمين زريني براي رشد و تعالي ايران اسلامي و مصون ماندن از گزندهاي زمانه است.

بسيج را مي توان سازماني در جهت نيل به سمت حفظ تماميت ارضي , اقتدار ملي , دفاع از اصل ولايت فقيه و بنيان هاي نظام و انقلاب و براساس تفكرات قرآني تعريف كرد كه با استقبال از سوي آحاد جامعه در طيف هاي گوناگون به طور داوطلبانه به جذب نيروهاي مخلص مي پردازد.

بسيج يادگار بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران , حضرت امام خميني (ره ) است كه بنا بر فرمان ايشان در سال 1358 با عنوان بسيج مستضعفين تشكيل شد و در طي ربع قرن سپري شده از دوران پربركت انقلاب اسلامي ثمرات درخشاني را در هشت سال جنگ تحميلي , سطوح سازندگي و مقابله با تهاجم فرهنگي برجاي نهاده است.

 

بسيج و رسالت فرهنگي

بسيج منادي تربيت , اخلاق و تزكيه و بسيجيان هاديان جامعه به سمت صلاح هستند , بسيج مجموعه اي از نيروهاي ارزشمند براي تمام ادوار و صحنه ها و در شرايط مختلف است . قدرت بسيج بنابر اتكال به الطاف الهي لايتناهي و منبعث از خواست الهي براي به اهتزاز درآوردن پيام خاتم المرسلين (ص ) و گسترش فرهنگ و منويات قرآني و اسلامي است .

بسيجيان پويندگان طريق ولايت و سربازان جان بر كف انقلاب هستند كه اذن حضور در تمامي صحنه ها را استوار و راستين از رهبر فرزانه خود دريافت نموده و با صبغه ارزشمند اسلامي و تكاپوي پولادين قلل پيشرفت , تعالي و پيروزي را مي پيمايند.

بسيج يعني فرهنگ شهامت و شهادت . بيم و هراس در فرهنگ بسيج نامفهوم و هر آنچه معناي بودن , ماندن و جاودانه شدن است در آن جلوه مي نمايد.

حضور بسيج در سنگرهاي مختلف انقلاب اسلامي ايران در اوايل انقلاب , دفاع مقدس , عرصه سازندگي و خدمات ملي بسيار مشهود و ستودني است . بسيجيان ناميان پرآوازه اما گمنامي هستند كه رضايت حق را سرلوحه امورات خود قرار داده و براي اصلاح امور ديگران و بالندگي امت اسلامي از هيچ كوششي دريغ نمي ورزند.

بسيج يعني گنجنامه واژگان پرمعنا , ارزشمند و وزيني كه تمامي معاني نيك و مطلوب خواسته مردان و زنان والاانديش زيباپسند را در خود گنجانده . همان والاانديشاني كه معناي بسيج را خود پرورانده اند. بسيج يعني ميعادگاه آناني كه مي دانند و مي خواهند دانايي را با سرشت معرفت و يقين رهين سازند.

بسيج نه تنها نماد اسلحه گلوله و فشنگ نيست , بلكه مكتب شكوفايي تمامي آن چيزي است كه مي تواند سعادت يك ملت را برآورده سازد , در شرايطي كه تمامي ملت خود را بسيجي بداند و بسيجي وار گام بردارد. و به راستي چه زيبا است سخن حكيمانه امام امت : « بسيج مكتب عشق است . » و در اين حال است كه چشم اندازي توسعه آفرين و كشوري توانا و پيشرفته را با تمامي وجوهات و ويژگي هاي بارز اسلامي و انقلابي با اتكال به قدرت لايزال و در پرتو ايمان و عزم ملي مي توان رقم زد.

بايد دانست كه اين فرهنگ بسيجي است كه مي تواند تمامي برنامه ها و محورهاي توسعه و پيشرفت ايران اسلامي را تضمين كند. همان طور كه در دورنماي بيست ساله كشورمان آمده است : ايران اسلامي در بيست سال آينده كشوري است : « فعال , مسئوليت پذير , ايثارگر , مومن , رضايتمند , برخوردار از وجدان كاري , انضباط , روحيه تعاون و سازگاري اجتماعي , متعهد به انقلاب و نظام اسلامي و شكوفايي ايران و مفتخر به ايراني بودن . » و نيز « امن , مستقل , مقتدر , با سامان دفاعي مبتني بر بازدارندگي همه جانبه و پيوستگي مردم و حكومت و ... » (1 )

دستيابي به افتخارات ملي بي هيچ شك و ترديدي حضور امت را بسيج وارانه مي طلبد. بسيجياني كه توانا و مسلط براي نهادينه سازي رهنمودهاي بنيانگذار انقلاب اسلامي , امام خميني (ره ) مي انديشند و با عزمي فاتحانه عزت و سربلندي ايران را صلا مي زنند.

بسيجيان ; مناديان بيدار زمان

بسيج زماني با درايت امام خميني (ره ) تشكيل شد كه انقلاب اسلامي ايران در آن برهه حساس نيازمند به چندين قطب فكري و حفاظتي بوده است كه از بطن مردم برخاسته و حكومت مردمي را بيش از پيش متجلي ساخته و در عمل حضور مردم را در مشاركت هاي گوناگون اجتماعي , فرهنگي , نظامي و... فراهم سازد.

بسيج قدرت توانمندي است كه مسئوليت هاي گوناگوني را مي تواند پذيرا باشد و در شرايط مختلف پاسخگوي نيازهاي مملكت باشد. و نيز بسيجي معناي تفكر و خلاقيت است , بسيجي الگوي عملي و خاستگاه صيانت از اهداف متعالي و آرماني انقلاب اسلامي است .

بسيج را مي توان مركز ثقل مشاركت هاي مردم در صيانت از اهداف نظام و اقدام عملي در راستاي توسعه و تعالي جامعه و برقراري صلح و شرايط مساعد در باروري توانمندي هاي آن توصيف كرد.

بسيج در ميان اقشار مردمي جامعه خود الگويي موثر بوده و مروج فرهنگ اصيل انقلابي و مبين تلاش و استقامت و پيروي از دستاوردهاي انقلاب و حافظ ارزش هاي آن است . بنابر اين شرايط , مردم جايگاهي رفيع براي آن قايل بوده و چنانچه خصلت هاي فردي و اجتماعي بسيج با ماهيت آن همگون باشد قداست فرد بسيجي در ميان مردم صد چندان گشته و پشت استكبار جهاني و ياوه گويان هرزانديش را به لرزه مي افكند.

 

 

 

بسيج يك تشكل نظامي نيست

نمايان گشتن ابتكارات و خلاقيت هاي بسيجيان خبره و فرهيختگان بسيجي در طي سال هاي گذشته به خوبي بيانگر آن است كه به شكرانه ايزد منان اين ساختار فراسازماني به حدي بارور گشته كه مبتكران , دانشجويان و متفكران به سمت آن گرايش يافته و هسته اي توانمند را براي در هم شكستن كاخ پندارهاي موهوم دشمنان اسلام و انقلاب ايجاد نموده اند.

در كنار همه فيوضات اين منبع توانمند در 25 سال اخير بايد دانست كه « فعاليت هاي نظامي بسيج در طي دوران دفاع مقدس خود مبتني بر يك تفكر و فرهنگ بود. يعني همان فعاليت هاي ارزشمندي كه همه به تاثيرگذاري همه جانبه آن واقفند. نيز , مبتني بر نوعي از تفكر بسيجي است كه اگر بخواهيم اين بخش از حركت و تفكر بسيج را از دوران دفاع مقدس حذف كنيم چيز زيادي عايدمان نمي شود. چنانچه بخواهيم اين نقش تداوم داشته باشد و در عرصه هاي مختلف كارآمدي خود را به اثبات برساند از همين فرهنگ و تفكر پاسداري كنيم . » (2 )

بسيجيان اين سرداران سازندگي توفنده و خروشان پس از سپري كردن سنگرهاي دفاع حق عليه باطل با امتداد مسير نيل به خواست هاي پاك و ميمون خود در سنگر سازندگي , علمي و خدمات عمومي به مبارزه با اهريمن تاريخ پرداخته تا آدمي را مفتون واژه هاي پرمحتواي قاموس بسيج نمايند.

امروزه سهم عظيمي از توسعه علمي كشور مرهون زحمات بسيجيان گرانقدر است به گونه اي كه « نگاه به آمار نشان مي دهد حدود 4 ميليون نفر در بسيج دانش آموزي و 300 هزار نفر در بسيج دانشجويي عضويت دارند. مهم ترين مساله و ماموريت در اين قشر ارتقا و تقويت و تلاش علمي در محيط آموزشي است . در بسيج متخصصين شامل بسيج مهندسي , بسيج اساتيد و بسيج پزشكان اولين ماموريت علمي , تقويت بنيان هاي علمي تعريف شده است و خوشبختانه گام هاي خوبي نيز برداشته شده است . » (2 )

بسيج در سير تاريخ

بي هيچ ترديدي بسيج در مدت زمان كوتاه سپري شده از عمر خود در تاريخ ايران اسلامي و سهيم بودن در تحولات آن ماندگار خواهد بود. همان طور كه در شرايط عادي جامعه و در طي فراز و نشيب تاريخ , عناصر مختلف بر نظام هستي و مملكتي اثر گذاشته اند. فرهنگ امروزين ما نيز حاصل از تحولات و تاثيرات ناشي از قوم هاي سكني گزيده در اين منطقه جغرافيايي و حكومت هاي مختلفي است كه در طي اعصار پديد آمده است .

انقلاب اسلامي ايران كه نقطه روشن توازن و مشاركت مردمي و جمهوريت است وامدار حضور داوطلبانه و جان نثارانه همين مردم خوب است كه به اميد تحقق مردمسالاري و نظام ارزشمند ولايتمدار قدم به عرصه متبلور نمودن « استقلال , آزادي و جمهوري اسلامي » نهادند.

با اين بيان از نگاه كلي مي توان تمامي ملت را در جمهوري اسلامي ايران بسيجي خطاب كرد كه با نيرويي توفنده و عزمي راسخ انديشه و نيت خود را با رهنمودهاي مردمي از سلاله آفتاب در عمل پياده ساختند. شايد بتوان تجربه نيك سال هاي 1342 تا 1357 و تحركات مردمي را متناسب با اقدامات داوطلبانه در كشور دانست كه بنيانگذار انقلاب اسلامي با به خاطر داشتن سلحشوري هاي مردمي , فرمان تشكيل بسيج را صادر فرمودند تا در مدت زماني اندك به عنوان بازويي پرتوان براي مقابله با تهديدات خارجي و داخلي ايفاي نقش نمايد.

بسيج حدواصل انقلاب اسلامي تا انقلاب مهدي (عج )

بسيج ملبس به جامعه طهارت و عطرين از شميم كوثر است . سربازان انقلاب , مناديان صلح و صلابت , خادمان ملت , مومنان مخلص , عاشقان ولايت , نظام , اسلام و مردم , نيروي مردمي ايثارگر و مظهر اقتدار ملي همگي از الطاف جليله خداوند است تا بسيج 20 ميليوني ميهن اسلاميمان همچنان قدرتمند و نستوه بماند و چشم عاشقان يوسف زهرا(س ) را منور به سيماي تابناكش بنمايد ان شاالله

« بسيح مظهر يك وحدت منظم براي انقلاب است . همه ميدان هايي كه بسيج حضور يافته است ميدان بسيج است . يكي از بركات انقلاب و از پديده هاي بسيار شگفت آور و مخصوص اين انقلاب است . اين همه يكي از چيزهايي است كه امام بزرگوارمان با ديد الهي خود و با حكمتي كه خداوند متعال به او ارزاني كرده بود براي كشور ما , ملت ما و انقلاب ما به يادگار گذاشت . » (3 )

« برادران و خواهران مساله بسيج , يك مساله اساسي و اصولي انقلاب است . اگر شما ملاحظه مي كنيد كه امام بزرگوار ما اين قدر روي بسيج تكيه مي كردند , ناشي از همان فكر اصولي حاكم بر انقلاب اسلامي است . براساس آن فكر , اگر بگوييم قواي انقلاب به بسيج است , حرف گزافي نگفته ايم . » (4 )

 

 

 

پاورقي :

1 ) بخشي از متن چشم انداز بيست ساله جمهوري اسلامي ايران .

2 ) سردار حجازي , فرمانده نيروي مقاومت بسيج , روزنامه قدس 5 آذر 83 شماره 4864 ص 10

3 ) از سخنان مقام معظم رهبري (مده ظله )

4 ) دفتر مقام معظم رهبري , حديث ولايت ج 6 ص 18

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت 11:41  توسط ساسان  | 

نظامی گنجوی

نظامی گنجوی

جمال‌الدین ابومحمد الیاس بن یوسف نظامی معروف به نظامی گنجوی (حدود ۵۳۷ تا ۶۰۸ ه‍.ق) بزرگ‌ترین داستان سرای ایرانی منظومه‌های حماسی عاشقانه به زبان فارسی است که سبک داستان محاوره‌ای را وارد ادبیات داستانی منظوم فارسی کرد.

زادگاه و کودکی

نام پدرش یوسف و نام مادرش رئیسه بود. نام جدش «ذکی» و نام جد اعلایش «موید» بوده است. به روایتی زادگاه نظامی شهر گنجه (واقع در جمهوری آذربایجان کنونی) بوده‌است اگر چه برخی منابع نیز او را اهل تفرش (در استان مرکزی ایران) دانسته‌اند.از جملهٔ دلایل تفرشی دانستن او این بیت از اشعار خود او در اقبالنامه می‌باشد:

به تفرش دهی هست «تا» نامِ او - نظامی از آنجا شده نامجو

ادعای تفرشی بودن نظامی با شعری از شیخ بهایی نیز تقویت شده‌است. آنجا که دربارهٔ او می‌گوید:

ز اهل تفرش است آن گوهر پاک - ولی در گنجه چون گنج است در خاک

این موضوع با تکیه بر اینکه پدرش زادهٔ تفرش و مادرش نیز کرد ایرانی بوده‌است تقویت شده‌است. وی در سنین کم یتیم شد و دایی‌اش، بزرگش نمود.

 

 

 

 

ازدواج

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/4/49/Folio_from_a_Khamsa-c.jpg/180px-Folio_from_a_Khamsa-c.jpgبرگی از خمسهٔ نظامی، مربوط به ۱۵۴۸ میلادی که در شیراز نگهداری می‌شود.

نظامی سه بار ازدواج کرد. همسر نخستش آفاق، کنیزی بود که فخرالدین بهرامشاه حاکم دربند به عنوان هدیه‌ای برایش فرستاده بود. آفاق اولین و محبوبترین زن نظامی بود. تنها پسر نظامی، محمد از آفاق بود. وقتی نظامی سرودن خسرو و شیرین را به پایان رساند آفاق از دنیا رفت. در آن زمان محمد هفت سال بیشتر نداشت.

عجیب است که دو همسر دیگر نظامی نیز در سنین جوانی فوت کردند و مرگ هر کدام پس از اتمام یکی از آثار او اتفاق می‌افتاد.

تحصیلات

نظامی مانند اغلب اساتید باستان از تمام علوم عقلی و نقلی بهره‌مند و در علوم ادبی و عربی کامل عیار و در وادی عرفان و سیر و سلوک راهنمای بزرگ و در عقاید و اخلاق ستوده پایبند و استوار و سرمشق فرزندان بشر بوده و در فنون حکمت از طبیعی و الهی و ریاضی دست داشته‌است.

اخلاق

در پاکی اخلاق و تقوی، نظیر حکیم نظامی را در میان تمام شعرای عالم نمی‌توان پیدا کرد. در تمام دیوان وی یک لفظ رکیک و یک سخن زشت پیدا نمی‌شود و یک بیت هجو از اول تا آخر زندگی بر زبانش جاری نشده‌است. از استاد بزرگ گنجه شش گنجینه در پنج بحر مثنوی جهان را یادگار است که مورد تقلید شاعران زیادی قرار گرفته‌است، ولی هیچکدام از آنان نتوانسته‌اند آنطور که باید و شاید از عهده تقلید برآیند. این شش دفتر عبارت‌اند از:

مخزن الاسرار، خسرو و شیرین، لیلی و مجنون، هفت پیکر، شرفنامه و اقبالنامه که همگی نشان دهنده هنر سخنوری و بلاغت گوینده توانا آن منظومه هاست....

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/a/ab/Nizami_Rug_Crop.jpg/180px-Nizami_Rug_Crop.jpgحکیم نظامی گنجویhttp://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/2/2d/Nezami_Behzad_Persian.jpg/180px-Nezami_Behzad_Persian.jpgنسخهٔ خطی از خمسهٔ نظامی، اثر هنرمند ایرانی کمال‌الدین بهزاد، مربوط به ۱۴۹۴ میلادی، که ماجرای معراج پیامبر اسلام را بازگو می‌کند.

سبک نظامی

نظامی از شاعرانی است که باید او را در شمار ارکان شعر فارسی و از استادان مسلم این زبان دانست. وی از آن سخنگویانی است که مانند فردوسی و سعدی توانست به ایجاد و تکمیل سبک و روشی خاص دست یابد. اگر چه داستان‌سرایی در زبان فارسی به وسیله نظامی شروع نشده لیکن تنها شاعری که تا پایان قرن ششم توانسته‌است شعر تمثیلی را به حد اعلای تکامل برساند نظامی است.

وی در انتخاب الفاظ و کلمات مناسب و ایجاد ترکیبات خاص تازه و ابداع معانی و مضامین نو و دلپسند و تصویر جزئیات بانیروی تخیل و دقت در وصف مناظر و توصیف طبیعت و اشخاص و به کار بردن تشبیهات و استعارات مطبوع و نو، در شمار کسانی است که بعد از خود نظیری نیافته‌است.

با وجود آنکه آثار نظامی از نظر اطناب در سخن و بازی با الفاظ و آوردن اصطلاحات علمی و فلسفی و ترکیبات عربی فراوان و پیچیدگی معانی بعضی از ابیات، قابل خرده گیری است، ولی «محاسن کلام او به قدری است که باید او را یکی از بزرگ‌ترین شعرای ایران نامید و مخصوصاً در فن خود بی همتا و بی نظیر معرفی کرد.

نظامی در بزم سرایی، بزرگ‌ترین شاعر ادبیات فارسی است.

به جرأت می‌توان گفت که او در سرایش لحظه‌های شادکامی بی همتاست، زبانش شیرین است و واژگانش نرم و لطیف، و گفتارش دلنشین. آن گونه که در بازگویی لحظه‌های رزم، نتوانسته از فشار بزم رهایی یابد به اشعار رزم نیز ناخودآگاه رنگ غنایی داده‌است.

 

درگذشت

او سفر کوتاهی به دعوت قزل ارسلان (۵۸۱-۵۸۷) به یکی از نواحی نزدیک گنجه کرد، او در گنجه باقی ماند تا در سال ۶۰۲ در همین شهر در سن شصت و سه سالگی درگذشت و به خاک سپرده شد. بعضی درگذشت او را بین سالهای ۵۹۹ تا ۶۰۲ و عمرش را شصت و سه سال و شش ماه نوشته‌اند.

 

آثار

خمسه یا پنج گنج نظامی شامل:

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/f/fd/Khamseh.JPG/240px-Khamseh.JPGخمسهٔ نظامی، به قلم سال ۱۵۲۴ در هرات، واقع در موزه هنرهای متروپولیتن نیویورک

  • مخزن‌الاسرار
  • هفت پیکر
  • خسرو و شیرین
  • اسکندرنامه مشتمل بر اقبالنامه و شرفنامه
  • لیلی و مجنون

 



+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت 11:41  توسط ساسان  | 

نشوز

نشوز

نشوز اصطلاحی در فقه و حقوق اسلامی به معنی تمکین نکردن، نافرمانی و عدم ایفاء وظایف زناشویی از سوی یکی از زوجین است. اگرچه معمولاً نشوز فقط به نافرمانی زن از طریق عدم تمکین به شوهر اشاره دارد اما نافرمانی شوهر نیز در نوشته های فقهی نشوز نامیده می‌شود هرچند اصطلاح تمکین در مورد شوهر استفاده نمی‌شود. هنگامی هم که این وظیفه‌ناشناسی دوجانبه باشد آن را شقاق می‌نامند.[۱]

تمکین یکی از تکالیف زن در برابر شوهر به شمار می‌رود که به دو نوع «تمکین خاص» و «تمکین عام» تقسیم می‌شود. تمکین خاص به برآوردن درخواست‌های جنسی شوهر و تمکین عام به انجام وظایف خانوادگی، اطاعت از شوهر و پذیرفتن ریاست شوهر بر خانواده است. وظیفهٔ تمکین عام ایجاب می‌کند که زن نظرات مرد در مورد تربیت فرزندان، امور خانوادگی، و کارها و روابط اجتماعی خود را بپذیرد و از آن اطاعت کند.[۲]


حقوق زن و شوهر بر یکدیگر

خمینی در تحریرالوسیله در مورد تکالیف زن نسبت به شوهر می‌نویسد: «از جمله حقوق شوهر بر گردن زن این است که او را اطاعت کند و از فرمان او سرنتابد و بدون اذن او از خانه‌اش بیرون نرود هر چند بدیدن خویشاوندانش و حتی عیادت پدرش و یا مجلس ختم او باشد، بلکه در حدیث آمده که او در مقابل شوهرش هیچ اختیاری در مال خودش ندارد و بدون اذن شوهر نمی‌تواند مال خود را صدقه دهد یا بکسی ببخشد و یا نذری کند..» از تکالیف شوهر نسبت به زن نیز به «او را سیر کند و بپوشاند، و اگر نادانی کرد او را ببخشد و روی ترش نکند..» اشاره می‌کند. وی از مصادیق نشوز زن نیز به؛ خود را در اختیار او قرار ندهد، آرایش و تنظیف را در صورت درخواست شوهر، ترک کند و از خانه بدون اجازه شوهر بیرون برود... اشاره می‌کند، اما ترک کارهائی که از نظر شرعی به عهدهٔ او نیست مانند جارو کردن خانه و غذا پختن و حتی آب دادن به دست شوهر، نشوز نیست.[۳] شهید اول در لمعه نشانه‌های نشوز را ترشرویی به شوهر، سستی در برآوردن نیازهای او و تغییر در رفتارهای او ذکر می‌کند.[۴]

پیامدهای نشوز زن

در صورت عدم تمکین زن و بروز نشوز، زن حق خود را در دریافت نفقه از دست می‌دهد.[۵] همچنین حق قسم او از میان می‌رود و مرد می‌تواند از مضاجعه (هم‌خوابی) با او خودداری کند، و یا او را تنبیه کند. به گفتهٔ صاحب شرائع مرد حتی در اولین مرتبهٔ نشوز می تواند زنش را کتک بزند.[۶] اما خمینی در تحریرالوسیله می‌نویسد که شوهر باید ابتدا او را موعظه کرده، سپس قهر کرده و در رختخواب به او پشت کند، آن‌گاه رختخوابش را جدا کند و در نهایت او را کتک بزند و اندک‌اندک کتک را شدیدتر کند البته تا جائی‌که او را خون‌آلود نسازد.[۷] در شرح لمعه نیز همین مراحل برای برخورد با زن ناشزه پیش‌بینی شده‌است.[۸]

همچنین در نظام حقوقی ایران شوهر حق دارد در صورت نشوز زن به دادگاه خانواده مراجعه و الزام از دادگاه در خواست صدور «گواهی الزام به تمکین» کند.[۹] هرچند این عمل مورد انتقاد واقع شده چون اجبار به تمکین و جلوگیری از نشوز کاری نیست ک نیروی قضایی و امنیتی تان اجرای آن را داشته باشند. حکم دادگاه و نیروی پلیس توانایی هم‌بستر کردن زن با شوهرش را ندارند و جسورانه‌ترین کاری که یک مأمور می‌تواند انجام دهد انتقال اجباری زن به خانه‌ٔ شوهر است. اما برای نگهداشتن او در خانه و اجبار او به اطاعت و خوش‌رویی با همسر دادگستری ابزاری ندارد.

امکان عدم تمکین زن

مشهور فقهای شیعه معتقدند که تمکین زن مطلق است و مشروط به رعایت وظایف از سوی مرد نیست. پس زن در هر حال باید وظایف خود را انجام دهد حتی اگر مرد وظایفش را به انجام نرساند. در این مورد به روایت ابوبصیر از جعفر صادق، که در اصول کافی کلینی نقل شده، استناد کرده‌اند. در این روایت آمده:[۱۰]

«

«زنی نزد رسول خدا آمد و پرسید: حق شوهر بر زن چیست؟ فرمود: خواسته او را برآورد ولو بر پشت شتر باشد، شبی را به صبح نرساند در حالی که شوهر بر او خشم دارد. گفت: گرچه شوهر ستمگر باشد؟ فرمود: بلی

 »

[۱۱]

البته این روایت با روایت دیگری که سفیان بن عیینه از جعفر صادق نقل کرده، و آن هم در اصول کافی نوشته شده، در تضاد است که آمده «و مرد هنگامی که به اهل و عیال نفقه ندهد، حق امر و نهی ندارد.»[۱۲] البته خوانساری در جامع‌المدارک نوشته که روایت سفیان بن عیینه از نظر سند مشکل دارد. موضوع نشوز شوهر اولین بار در جواهرالکلام اثر محمدحسن نجفی بسط داده شده و به نظر می‌رسد که هیچ یک از فقهای امامیه نظری خلاف این نگفته باشند. در جواهرالکلام آمده:

«

اگر نشوز شوهر آشکار گشت بدین‌سان که حقوق واجب زن را از قبیل: قسم، نفقه و... ادا نکرد، زن حق مطالبه دارد و می‌تواند شوهر را موعظه کند. اگر شوهر اجابت نکرد، نزد حاکم از وی شکایت کند و حاکم وی را به ادای حقوق الزام می‌کند. زن نمی‌تواند با شوهر قهر کند یا او را کتک زند. بسیاری از فقیهان به این مطلب تصریح کرده و آن را امری مسلم دانسته‌اند. گرچه امید باشد با قهر یا کتک شوهر از نشوز دست بردارد. زیرا کتک‌زدن و قهرکردن به اذن شرعی منوط است و شارع اذن نداده‌است بلکه آیات سوره نساء و تحریم دلالت دارد که این دو لایق مردان است. این مطلب قابل قبول است گرچه با اطلاق ادله امر به معروف و نهی از منکر منافات دارد. زیرا می‌توان گفت از اطلاق آن ادله در اینجا صرف نظر می‌شود

 »

البته قطعاً زن می‌تواند در صورت عدم اجرای وظایف از سوی مرد الزام او را از حاکم بخواهد ولی حق مقابله به مثل ندارد.

همچنین اگر زن مانع مشروع و عذر موجهی برای عدم تمکین داشته باشد می‌تواند از شوهرش تمکین نکند. برای مثال در مادهٔ ۱۱۲۷ قانون مدنی آمده که اگر شوهر بعد از عقد مبتلا به یک بیماری مقاربتی شود زن حق دارد از نزدیکی با او خودداری کند.[۱۳]

در قوانین ایران نیز پذیرفته شده که در صورت عدم پرداخت نفقه زن می‌تواند به دادگاه مراجعه و الزام شوهر به پرداخت نفقه را بخواهد و اگر شوهر حاضر به پرداخت نفقه نباشد یا ناتوان از پرداخت باشد می‌تواند از دادگاه درخواست اجبار او را به طلاق کند. البته به جز نفقه تکالیف دیگر شوهر مانند حسن معاشرت، تشیید مبانی خانواده، حق قسم و نزدیکی اصولاً از نوعی نیستند که دادگاه بتواند شوهر را به آن‌ها مجبور کند، پس زن تنها می‌تواند برای الزام شوهر به طلاق اقدام کند.

 

حق حبس

تنها زمانی که زن می‌تواند از تمکین مرد خودداری کند زمانیست که مرد از پرداخت مهریه خودداری کند. این حق که نوعی «حق حبس» معروف به «حق امتناع زوجه» است بنا به نظر مشهور تا قبل از زفاف یا اولین آمیزش جنسی است. البته شیخ مفید و شیخ طوسی معتقد بوده‌اند که پس از زفاف نیز زن این حق را دارد ولی نظر مشهور سقوط حق حبس بعد از یک بار تمکین است.[۱۴] مادهٔ ۱۰۸۵ قانون مدنی در این مورد گفته‌است: «زن می‌تواند تا مهر به او تسلیم نشده از ایفاء وظایفی که در مقابل شوهر دارد امتناع کند مشروط بر اینکه مهر او حال باشد و این امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود».

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت 11:40  توسط ساسان  | 

ميزان قتل‌ با سلاح گرم به تفكيك ايالت‌ها در آمريكا

ميزان قتل‌ با سلاح گرم به تفكيك ايالت‌ها در آمريكا

يك گروه تحقيقاتي در آمريكا با اشاره به افزايش ميزان خشونت‌هاي مرتبط با سلاح در آمريكا، اعلام كرد كه عوامل ضعف‌هاي سياسي و اوضاع بد اقتصادي در ايالات آمريكايي نقش مهمي در افزايش خشونت‌ در آمريكا ايفا مي‌كند.

به گزارش رحماء تراژدي‌هاي وحشتناك همچون تيراندازي چند هفته گذشته در "توسان " به يكي از نمايندگان دموكرات آمريكا، زمينه‌اي را براي برخي از محققان آمريكايي فراهم آورد تا در خصوص يافتن پاسخي براي اين تيراندازي‌ها تحقيقاتي انجام دهند و در آن عميق‌تر شوند. بسياري از مردم، فرهنگ تند سياسي و تفرقه‌انداز آمريكا را عامل اين خشونت‌ها مي‌دانند و برخي ديگر عاملان تيراندازي را افردي ديوانه و آشفته مي‌دانند كه برنامه‌اي ژرف و آشفته دارند.

آريزونا به دليل نزاع‌هاي در خصوص مسئله مهاجرت، يكي از مراكز خشونت به حساب مي‌آيد. آيا مشقت‌هاي سياسي و اقتصادي مي‌تواند نقش عمده در اين خشونت‌ها داشته باشد؟ گفت‌وگويي در خصوص سلاح‌ها نيز صورت گرفته است. آيا سخت‌تر كردن قوانين كنترل سلاح تفاوت‌هايي به وجود خواهد آورد؟

در بررسي‌هاي صورت گرفته، آمار كشته شدگان در 50 ايالات آمريكا بعلاوه منطقه كلمبيا صورت گرفته و انواع مختلف تيراندازي‌ها از جمله تيراندازي‌هاي تصادفي، خودكشي و تيراندازي براي دفاع از خود و همچنين تيراندازي در عمليات‌هاي جنايي را در برمي‌گيرد، نشان مي‌دهد كه در سال 2007، 10.2 نفر از هر يكصدهزار نفر از مردم سراسر آمريكا توسط افراد مسلح كشته شدند كه اين آمار در هر ايالت آمريكايي با ايالت ديگر آمريكا متفاوت است.

بر اساس اين آمار، در "هاوايي " در حداقل مورد به ازاي هر يكصدهزار نفر 2.6 نفر توسط افراد مسلح در سال 2007 كشته شدند، اين آمار در "نيويورك " و "نيوجرسي " به ترتيب 5.0 و 5.2 نفر مي باشد و در بالاترين ميزان به ازاي هر يكصدهزار نفر 21.7 نفر از ساكنان منطقه "كلمبيا " توسط افراد مسلح كشته شدند و اين آمار در "لوئيزانا " 20.2، در "ميسيسيپي " برابر 18.5 در "آلاسكا " 17.8 نفر مي‌باشد. "آريزونا " با 15.1 كشته در ميان يكصدهزار نفر رتبه را در ميان تعداد كشته‌هايي كه توسط سلاح و افراد مسلح در سراسر آمريكا كشته مي‌شوند را به خود اختصاص داده است.

با آمار موجود در خصوص تعداد افرادي كه توسط سلاح و افراد مسلح در سراسر آمريكا كشته شدند، نويسنده اين مقاله به بررسي علل مرتبط با اين گونه رخدادها پرداخته است و رابطه ميان افرادي كه با سلاح كشته مي‌شوند را با عوامل روانشناسي، اقتصادي، اجتماعي و ويژگي‌هاي سياسي ايالات آمريكايي را بررسي كرده است.

بر اساس اين گزارش، بسياري از باورها بر آن است كه بيماري‌هاي رواني و سطوحي از استرس‌هاي موجود، از عوامل خشونت‌ها محسوب مي‌شوند اما اين مسئله در سطوح يك كشور مصداق ندارد زيرا در بررسي‌هاي صورت گرفته هيچ‌گونه ارتباطي ميان كشته شدگان توسط سلاح و بيماري‌هاي رواني و سطوح خشونت‌ مشاهده نشده است، همچنين ارتباطي ميان خشونت‌ با سلاح و درجه شخصيت‌ عصبي يافت نشده است.

برخي بر اين باورند كه خشونت‌هاي مرتبط با سلاح در ايالاتي كه بيشترين آمار بيكاري و سطوح بالاي نابرابري وجود دارد بيشتر است.

بررسي‌ها موجود حاكي از آن است كه فقر يكي از آمار افزايش خشونت‌هاي مرتبط با سلاح است. يكي ديگر از عوامل افزايش خشونت‌هاي مرتبط با سلاح اقتصاد طبقه كارگر در آمريكا است و 0.55 درصد از تلفات ناشي از تيراندازي با سلاح را تشكيل مي‌دهد.

يكي ديگر از عوامل بسيار مهم مرتبط با افزايش خشونت‌هاي مرتبط با تيراندازي مي‌توان به افزايش ميزان دانش‌آموزان دبيرستاني در آمريكا اشاره كرد كه در لوازم مدارس خود سلاح حمل مي‌كنند.

عامل سياسي نيز نقش مهمي در اين خشونت‌ها داشته است. بررسي الگوي انتخاباتي در انتخابات رياست‌جمهوري آمريكا در سال 2008 نشان مي‌دهد كه تلفات مرتبط با خشونت‌هاي ناشي از تيراندازي با ايالاتي كه به نفع مك‌كين، نامزد جمهوري‌خواه آمريكا رأي داده بودند بيشتر است و در ايالاتي كه به نفع اوباما رأي داده بود، كمتر بوده است.

اين گزارش نشان مي‌دهد كه ساختار اشتغال و اقتصادي ايالات آمريكايي و همچنين سياست‌هاي اين ايالات در قبال سلاح و مالكيت سلاح، بر رابطه ميان افزايش خشونت‌هاي تيراندازي و تلفات ناشي از اين خشونت‌ها تأثير دارد.

اين آمار همچنين نشان مي‌دهد كه ميزان خشونت‌هاي مرتبط با تيراندازي در ايالات آمريكا كه داراي افراد تحصيلكرده بيشتري است، كمتر است و اين آمار در ميان افراد طبقه خلاق جامعه آمريكا كمتر است و اين آمار در ميان ايالاتي كه از وضعيت اقتصادي بهتر و همچنين سطح بالاتري از شادي قرار دارند، كمتر است.

اين گزارش‌ حاكي از آن است كه ايالاتي كه داراي مهاجران بيشتري است، سطح خشونت‌هاي كمتري در آن ديده مي‌شود و خشونت‌هاي مرتبط با تيراندازي در آن كمتر است.

نتايج اين بررسي‌ها نشان مي‌دهد، آندسته از ايالاتي كه قوانين‌ سخت‌تري براي استفاده از سلاح در سراسر آمريكا دارند، ميزان خشونت‌هاي مرتبط با سلاح در اين ايالات بسيار كمتر است.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت 11:39  توسط ساسان  | 

موتور الکتریکی

v\:* {behavior:url(#default#VML);} o\:* {behavior:url(#default#VML);} w\:* {behavior:url(#default#VML);} .shape {behavior:url(#default#VML);}
موتور الکتریکی موتور الکتریکی، نوعی ماشین الکتریکی است که الکتریسیته را به حرکت مکانیکی تبدیل می‌کند. عمل عکس آن که تبدیل حرکت مکانیکی به الکتریسیته‌است، توسط ژنراتور انجام می‌شود. این دو وسیله بجز در عملکرد، مشابه یکدیگر هستند. اکثر موتورهای الکتریکی توسط الکترومغناطیس کار می‌کنند، اما موتورهایی که بر اساس پدیده‌های دیگری نظیر نیروی الکترواستاتیک و اثر پیزوالکتریک کار می‌کنند، هم وجود دارند. ایده کلی این است که وقتی که یک ماده حامل جریان الکتریسیته تحت اثر یک میدان مغناطیسی قرار می‌گیرد، نیرویی بر روی آن ماده از سوی میدان اعمال می‌شود. در یک موتور استوانه‌ای، چرخانه (روتور) به علت گشتاوری که ناشی از نیرویی است که به فاصله‌ای معین از محور چرخانه به چرخانه اعمال می‌شود، می‌گردد. اغلب موتورهای الکتریکی دوار هستنند، اما موتور خطی هم وجود دارند. در یک موتور دوار بخش متحرک (که معمولاً درون موتور است) چرخانه یا روتور و بخش ثابت ایستانه یا استاتور خوانده می‌شود. موتور شامل آهنرباهای الکتریکی است که روی یک قاب سیم پیچی شده‌است. گر چه این قاب اغلب آرمیچر خوانده می‌شود، اما این واژه عموماً به غلط بکار برده می‌شود. در واقع آرمیچر آن بخش از موتور است که به آن ولتاژ ورودی اعمال می‌شود یا آن بخش از ژنراتور است که در آن ولتاژ خروجی ایجاد می‌شود. با توجه به طراحی ماشین، هر کدام از بخش‌های چرخانه یا ایستانه می‌توانند به عنوان آرمیچر باشند. برای ساختن موتورهایی بسیار ساده کیتهایی را در مدارس استفاده می‌کنند. موتورهای Dc یکی از اولین موتورهای دوار، اگر نگوییم اولین، توسط مایکل فارادی در سال ۱۸۲۱م ساخته شده بود و شامل یک سیم آویخته شده آزاد که در یک ظرف جیوه غوطه‌ور بود، می‌شد. یک آهنربای دائم در وسط ظرف قرار داده شده بود. وقتی که جریانی از سیم عبور می‌کرد، سیم حول آهنربا به گردش در می‌آمد و نشان می‌داد که جریان منجر به افزایش یک میدان مغناطیسی دایره‌ای اطراف سیم می‌شود. این موتور اغلب در کلاس‌های فیزیک مدارس نشان داده می‌شود، اما گاه بجای ماده سمی جیوه، از آب نمک استفاده می‌شود. موتور کلاسیک جریان مستقیم دارای آرمی‌چری از آهنربای الکتریکی است. یک سوییچ گردشی به نام کموتاتور جهت جریان الکتریکی را در هر سیکل دو بار برعکس می‌کند تا در آرمیچر جریان یابد و آهنرباهای الکتریکی، آهنربای دائمی را در بیرون موتور جذب و دفع کنند. سرعت موتور DC به مجموعه‌ای از ولتاژ و جریان عبوری از سیم پیچ‌های موتور و بار موتور یا گشتاور ترمزی، بستگی دارد. سرعت موتور جریان مستقیم وابسته به ولتاژ و گشتاور آن وابسته به جریان است. معمولاً سرعت توسط ولتاژ متغیر یا عبور جریان و با استفاده از تپ‌ها (نوعی کلید تغییر دهنده وضعیت سیم‌پیچ) در سیم‌پیچی موتور یا با داشتن یک منبع ولتاژ متغیر، کنترل می‌شود. بدلیل اینکه این نوع از موتور می‌تواند در سرعت‌های پایین گشتاوری زیاد ایجاد کند، معمولاً از آن در کاربردهای کششی نظیر لوکوموتیوها استفاده می‌کنند. اما به هرحال در طراحی کلاسیک محدودیت‌های متعددی وجود دارد که بسیاری از این محدودیت‌ها ناشی از نیاز به جاروبکهایی برای اتصال به کموتاتور است. سایش جاروبک‌ها و کموتاتور، ایجاد اصطکاک می‌کند و هر چه که سرعت موتور بالاتر باشد، جاروبک‌ها می‌بایست محکمتر فشار داده شوند تا اتصال خوبی را برقرار کنند. نه تنها این اصطکاک منجر به سر و صدای موتور می‌شود بلکه این امر یک محدودیت بالاتری را روی سرعت ایجاد می‌کند و به این معنی است که جاروبک‌ها نهایتاً از بین رفته نیاز به تعویض پیدا می‌کنند. اتصال ناقص الکتریکی نیز تولید نویز الکتریکی در مدار متصل می‌کند. این مشکلات با جابجا کردن درون موتور با بیرون آن از بین می‌روند، با قرار دادن آهنرباهای دائم در داخل و سیم پیچ‌ها در بیرون به یک طراحی بدون جاروبک می‌رسیم.که البته این حالت اخیر به لحاظ اقتصادی به صرفه نیست.در ضمن امروزه کاربرد موتور های جریان مستقیم در صنعت کاهش یافته است. موتورهای میدان سیم پیچی شده آهنرباهای دائم در بیرونی یک موتور DC را می‌توان با آهنرباهای الکتریکی تعویض کرد. با تغییر جریان میدان (سیم پیچی روی آهنربای الکتریکی) می‌توانیم نسبت سرعت/گشتاور موتور را تغییر دهیم. اگر سیم پیچی میدان به صورت سری با سیم پیچی آرمیچر قرار داده شود، یک موتور گشتاور بالای کم سرعت و اگر به صورت موازی قرار داده شود، یک موتور سرعت بالا با گشتاور کم خواهیم داشت. می‌توانیم برای بدست آوردن حتی سرعت بیشتر اما با گشتاور به همان میزان کمتر، جریان میدان را کمتر هم کنیم. این تکنیک برای کشش الکتریکی و بسیاری از کاربردهای مشابه آن ایده‌آل است و کاربرد این تکنیک می‌تواند منجر به حذف تجهیزات یک جعبه دنده متغیر مکانیکی شود. موتورهای یونیورسال یکی از انواع موتورهای DC میدان سیم پیچی شده موتور FVTEیونیورسال است. اسم این موتورها از این واقعیت گرفته شده‌است که این موتورها را می‌توان هم با جریان DC و هم AC بکار برد، اگر چه که اغلب عملاً این موتورها با تغذیه جریان متناوب کار می‌کنند. اصول کار این موتورها بر این اساس است که وقتی یک موتور DC میدان سیم پیچی شده به جریان متناوب وصل می‌شود، جریان هم در سیم پیچی میدان و هم در سیم پیچی آرمیچر (و در میدانهای مغناطیسی منتجه) هم‌زمان تغییر می‌کند و بنابراین نیروی مکانیکی ایجاد شده همواره بدون تغییر خواهد بود. در عمل موتور بایستی به صورت خاصی طراحی شود تا با جریان متناوب سازگاری داشته باشد (امپدانس/راکتانس بایستی مدنظر قرار گیرند) و موتور نهایی عموماً دارای کارایی کمتری نسبت به یک موتور معادل DC خالص خواهد بود. مزیت این موتورها این است که می‌توانPOGH تغذیه AC را روی موتورهایی که دارای مشخصه‌های نوعی موتورهای DC هستند بکار برد، خصوصاً اینکه این موتورها دارای گشتاور راه اندازی بسیار بالا و طراحی بسیار جمع و جور در سرعت‌های بالا هستند. جنبه منفی این موتورها تعمیر و نگهداری و مشکل قابلیت اطمینان آنهاست که به علت وجود کموتاتور ایجاد می‌شود و در نتیجه این موتورها به ندرت در صنایع مشاهده می‌شوند، اما عمومی‌ترین موتورهایFG AC در دستگاه‌هایی نظیر مخلوط کن و ابزارهای برقی خانگی مورد استفاده قرار می‌گیرند. موتورهای AC موتورهای القایی AC عمومی‌ترین موتورهایی هستند که در سامانه‌های کنترل حرکت صنعتی و همچنین خانگی استفاده می شوند.طراحی ساده و مستحکم، قیمت ارزان، هزینه نگه داری پایین و اتصال آسان و کامل به یک منبع نیروی AC امتیازات اصلی موتورهای القایی AC هستند.انواع متنوعی از موتورهای القایی AC در بازار موجود است.موتورهای مختلف برای کارهای مختلفی مناسب اند.با اینکه طراحی موتورهای القایی AC آسانتر از موتورهای DC است، ولی کنترل سرعت و گشتاور در انواع مختلف موتورهای القایی AC نیازمند درکی عمیقتر در طراحی و مشخصات در این نوع موتورهاست. این نکته در اساس انواع مختلف، مشخصات آنها، انتخاب شرایط برای کاربریهای مختلف و روشهای کنترل مرکزی یک موتورهای القایی AC را مورد بحث قرار می دهد.   اصل ساخت اولیه و کاربری مانند بیشتر موتورها، یک موتورهای القایی AC یک قسمت ثابت بیرونی به نام استاتور و یک روتور که در درون آن می چرخد دارند، که میان آندو یک فاصله دقیق کارشناسی شده وجود دارد.به طور مجازی همه موتورهای الکتریکی از میدان مغناطیسی دوار برای گرداندن روتورشان استفاده می کنند.یک موتور سه فاز القایی AC تنها نوعی است که در آن میدان مغناطیسی دوار به طور طبیعی بوسیله استاتور به خاطر طبیعت تغذیه گر آن تولید می شود.در حالی که موتورهای DC به وسیله ای الکتریکی یا مکانیکی برای تولید این میدان دوار نیاز دارند.یک موتور القایی AC تک فاز نیازمند یک وسیله الکتریکی خارجی برای تولید این میدان مغناطیسی چرخشی است. در درون هر موتور دو سری آهنربای مغناطیسی تعبیه شده است.در یک موتور القایی AC یک سری از مغناطیس شونده‌ها به خاطراینکه تغذیه AC به پیچه‌های استاتور متصل است در استاتور تعبیه شده اند.بخاطر طبیعت متناوب تغذیه ولتاژ AC بر اساس قانون لنز نیرویی الکترومغناطیسی به روتور وارد می‌شود (درست شبیه ولتاژی که در ثانویه ترانسفورماتور القا می شود).بنابر این سری دیگر از مغناطیس شونده‌ها خاصیت مغناطیسی پیدا می کنند.-نام موتور القایی از اینجاست-.تعامل میان این مگنت‌ها انرژی چرخیدن یا تورک (گشتاور) را فراهم می آورد.در نتیجه موتور در جهت گشتاو بوجود آمده چرخش می کند. استاتور استاتور از چندین قطعه باریک آلومینیم یا آهن سبک ساخته شده است.این قطعات بصورت یک سیلندر تو خالی به هم منگنه و محکم شده اند(هسته استاتور) با شیارهایی که در شکا یک نشان داده شده اند.سیم پیچهایی از سیم روکش دار در این شیارها جاسازی شده اند.هر گروه پیچه با هسته ای که آن را فرا گرفته یک آهنربای مغناطیسی (با دو پل) را برای کار کردن با تغذیه AC شکل می دهد.تعداد قطبهای یک موتور القایی AC به اتصال درونی پیچه‌های استاتوربستگی دارد.پیچه‌های استاتور مستقیما به منبع انرژی متصل اند.آنها به صورتی متصل اند که با برقراری تغذیه AC یک میدان مغناطیسی چرخنده تولید می شود.     روتور روتور از چندین قطعه مجزای باریک فولادی که میانشان میله هایی از مس یا آلومینیم تعبیه شده ساخته شده است.در رایج‌ترین نوع روتور (روتور قفس سنجابی) این میله‌ها در انتهای خود به صورت الکتریکی و مکانیکی بوسیله حلقه هایی به هم متصل شده اند.تقریبا 90 درصد از موتورهای القایی دارای روتور قفس سنجابی می باشند و این به خاطر آن است که این نوع روتور ساختی مستحکم و ساده دارد.این روتور از هسته ای چند تکه استوانه ای با محوری که شکافهای موازی برای جادادن رساناها درون آن دارد تشکیل شده است.هر شکاف یک میله مسی یا آلومنیومی یا آلیاژی را شامل می شود.در این میله‌ها به طور دائمی بوسیله حلقه‌های انتهایی آنها همچنان که در شکل دو مشاهده می‌شود مدار کوتاه برقرار است.چون این نوع مونتاژ درست شبیه قفس سنجاب است، این نام برای آن انتخاب شده است.میله ای روتور دقیقا با محور موازی نیستند.در عوض به دو دلیل مهم قدری اریب نصب می شوند. دلیل اول آنکه موتور با کاهش صوت مغناطیسی بدون صدا کارکرده و برای آنکه از هارمونیکها در شکافها کاسته شود. دلیل دوم آن است که گرایش روتور به هنگ کردن کمتر شود.دندانه‌های روتور به خاطر جذب مغناطیسی مستقیم (محض) تلاش می کنند که در مقابل دندانه‌های استاتور باقی بمانند.این اتفاق هنگامی می افتد که تعداد دندانه‌های روتور و استاتور برابر باشند. روتور بوسیله مهار هایی در دو انتها روی محور نصب شده؛ یک انتهای محور در حالت طبیعی برای انتقال نیرو بلندتر از طرف دیگر گرفته می شود.ممکن است بعضی موتورها محوری فرعی در طرف دیگر(غیر گردنده - غیر منتقل کننده نیرو) برای اتصال دستگاههای حسگر حالت(وضعیت) و سرعت داشته باشند.بین استاتور و روتور شکافی هوایی موجود است.بعلت القا انرژی از استاتور به روتور منتقل می شود.تورک تولید شده به روتور نیرو داده و سپس برای چرخیدن به آن نیرو می کند.صرف نظر از روتور استفاده شده قواعد کلی برای دوران یکی است. انواع موتورهای القایی عموما دسته بندی موتورهای القای براساس تعداد پیچه‌های استاتور است که عبارتند از: موتورهای القایی تک فازموتورهای القایی سه فاز  موتورهای القایی تک فاز احتمالا بیشتر از کل انواع موتورها از موتورهای القایی AC تک فاز استفاده می شود.منطقی است که باید موتورهای دارای کمترین گرانی و هزینه نگه داری بیشتر استفاده شود. موتور القایی AC تک فاز بهترین مصداق این توصیف است.آن طور که از نام آن برمیاید این نوع از موتور تنها یک پیچه (پیچه اصلی) دارد و با یک منبع تغذیه تک فاز کار می کند.در تمام موتورهای القایی تک فاز روتور از نوع قفس سنجابی است. موتور القایی تک فاز خود راه انداز نیست.هنگامی که موتور به یک تغذیه تک فاز متصل است پیچه اصلی دارای جریانی متناوب می شود.این جریان متناوب میدان مغناطیسی ای ضربانی تولید می کند.بسبب القا روتور تحریک می شود.چون میدان مغناطیسی اصلی ضربانی است تورکی که برای چرخش موتور لازم است بوجود نمی آید و سبب ارتعاش روتور و نه چرخش آن می شود.از این رو موتور القایی تک فاز به دستگاه آغاز گری نیاز داردکه می تواندضربات آغازی را برای چرخش موتور تولید کند. دستگاه آغاز گر موتورهای القایی تک فاز اساسا پیچه ای اضافی در استاتور است (پیچه کمکی) که در شکل سه نشان داده شده است.پیچه استارت می تواند دارای خازنهای سری ویا سوئیچ گریز از مرکز باشد.هنگامی که ولتاژ تغذیه برقرار است جریان در پیچه اصلی بسبب مقاومت پیچه اصلی ولتاژتغذیه را افت میدهد (ولتاژ به جریان تبدیل می شود).در همین حین جریان در پیچه استارت بسته به مقاومت دستگاه استارت به افزایش ولتاژ تغذیه تبدیل می شود.فعل و انفعال میان میدانهای مغناطیسی که پیچه اصلی و دستگاه استارت می سازند میدان برایندی میسازند که در جهتی گردش می کند.موتور گردش را در جهت این میدان برایند آغاز میکند. هنگامی که موتور به 75 درصد دور مجاز خود می رسد یک سوئیچ گریز از مرکز پیچه استارت را از مدار خارج می کند.از این لحظه به بعد موتور تک فاز می تواند تورک کافی را برای ادامه کارکرد خود نگه دارد. بجز انواع خاص دارای Capacitor start / capacitor run عموماهمه موتورهای تک فاز فقط برای کاربری‌های بالای 3/4 hp استفاده می شوند. بسته به انواع تکنیکهای استارت موتورهای القایی تک فاز AC در دسته بندی ای وسیع آن گونه که در شکل زیر توصیف شده قرار دارند.   موتور القایی AC فاز شکسته موتور فاز شکسته همچنین به عنوان Induction start/Induction run (استارت القایی/کارکرد القایی)هم شناخته می‌شود که دو پیچه دارد.پیچه استارت از سیم نازکتر و تعداد دور کمتر نسبت به پیچه اصلی برای بوجود آوردن مقاومت بیشتر ساخته شده است.همچنین میدان پیچه استارت در زاویه ای غیر از آنچه که پیچه اصلی دارد قرار می گیرد که سبب آغاز چرخش موتور می شود.پیچه اصلی که از سیم ضخیم تری ساخته شده است موتور را همیشه درحالت چرخش باقی نگه می دارد. تورک آغازین کم است مثلا 100 تا 175 درصد تورک ارزیابی شده.موتور برای استارت جریانی زیاد طلب می کند.تقریبا 700 تا 1000 درصد جریان ارزیابی شده.تورک بیشینه تولید شده نیز در محدوده 250 تا 350 درصد از تورک براوردشده می باشد.(برای مشاهده منحنی سرعت – گشتاور به شکل 9نگاه کنید). کاربریهای خوب برای موتورهای فاز شکسته شامل سمباده (آسیاب)‌های کوچک، دمنده‌ها و فنهای کوچک و دیگر دستگاههایی با نیاز به تورک آغازین کم با و نیاز به قدرت 1/20 تا 1/3 اسب بخار می باشد.از استفاده از این موتورها در کاربریهایی که به دوره‌های خاموش و روشن و گشتاور زیاد نیازدارند خود داری نمایید.   موتور القایی با استارت خازنی این نوع، موتور اصلاح شده فاز شکسته با خازنی سری با آن برای بهبود استارت است.همانند موتور معمولی فاز شکسته این نوع موتور یک سوئیچ گریز از مرکز داشته که هنگامی که موتور به 75 درصد سرعت ارزیابی شده می رسد، پیچه استارت را از مدار خارج می نماید.از آنجا که خازن با مدار استارت موازی است، گشتاور استارت بیشتری تولید می‌کند، معمولاً در حدود 200 تا 400 درصد گشتاور ارزیابی شده.و جریان استارت معمولاً بین 450 تا 575 درصد جریان ارزیابی شده است.که بسیار کمتر از موتور فاز شکسته و بعلت سیم ضخیمتر در مدار استارت است.برای منحنی سرعت گشتاور به شکل 9 مراجعه کنید. نوع اصلاح شده ای از موتو با استارت خازنی، موتور با استارت مقاومتی است.در این نوع موتور خازن استارت با یک مقاومت جایگزین شده است.موتور استارت مقاومتی در کاربریهایی مورد استفاده قرار می گیرد که میزان گشتاور استارتینگی کمتر از مقداری که موتور استارت خازنی تولید می‌کند لازم است.صرف نظر از هزینه این موتور امتیازات عمده ای نسبت به موتور استارت خازنی ندارد. این موتورها در انواع مختلف کاربریهای پولی و تسمه ای مانند تسمه نقاله‌های کوچک، پمپها و دمنده‌های بزرگ به خوبی بسیاری از خود گردانها و کاربریهای چرخ دنده ای استفاده می شوند.       موتورهای AC القایی با خازن دائمی اسپلیت این موتور (PSC) نوعی خازن دائما متصل به صورت سری به پیچه استارت دارد.این کار سبب آن می‌شود که پیچه استارت تازمانی که موتور به سرعت چرخش خود برسد بصورت پیچه ای کمکی عمل کند.از آنجا که خازن عملکرد اصلی، باید برای استفاده مداوم طراحی شده باشد، نمیتواند توان استارتی معادل یک موتور استارت خازنی ایجاد نماید.گشتاور استارت یک موتور (PSC) معمولاً کم و در حدود 30 تا 150 درصد گشتاور ارزیابی شده است.موتورهای (PSC) جریان استارتی پایین، معمولاً در کمتر از 200 درصد جریان برآورد شده دارند که آنها را برای کاربریهایی با سرعتهای دارای چرخه‌های خاموش روشن بالا بسیار مناسب میسازد.برای منحنی سرعت – گشتاور به شکل 9 مراجعه کنید. موتورهای PSC امتیازات فراوانی دارند.طراحی موتور براحتی برای استفاده با کنترل کننده‌های سرعت میتواند اصلاح شود.همچنین می توانند برای بازدهی بهینه و ضریب توان بالا در فشار برآورد شده طراحی شوند.آنها به عنوان قابل اطمینان‌ترین موتور تک فاز مطرح میشوند.مخصوصا به این خاطر که به سوئیچ گریز از مرکز نیازی ندارند. موتورهای PSC بسته به طراحیشان کاربری بسیار متنوعی دارند که شامل فنها، دمنده‌ها با نیاز به گشتاور استارت کم و چرخه‌های کاری غیر دائمی مانند تنظیم دستگاهها (طرز کارها)، عملگر درگاهها و بازکننده‌های درب گاراژها میشود.   موتورهای AC القایی استارت با خازن/ کارکرد با خازن این موتور، همانند موتور با استارت خازن، خازنی از نوع استارتی در حالت سری با پیچه کمکی برای گشتاور زیاد استارت دارد.همچنین مانند یک موتور PSC خازنی از نوع کارکرد که درکنار خازن استارت در حالت سری با پیچه کمکی است که بعد از شروع به کار موتور از مدار خارج می شود.این حالت سبب بوجود آمدن گشتاوری در حد اضافی می شود. این نوع موتور می تواند ... و بازده بیشتر طراحی شود.این موتور بخاطر خازنهای کارکرد و استارت و سوئیچ گریز از مرکز آن پرهزینه است. این موتور می تواند در بسیاری از کاربریهایی که از هرموتور تک فاز دیگری انتظار میرود استفاده شود.این کاربریها شامل ماشینهای مرتبط با چوب، کمپرسورهای هوا، پمپهای آب فشار قوی، پمپهای تخلیه و دیگر کاربردهای نیازمند گشتاورهای بالا در حد 1 تا 10 اسب بخار می شوند.   موتور القایی AC با قطب سایه دار موتورهای با قطب سایه دار فقط یک پیچه اصلی دارند و پیچه استارت ندارند.استارت خوردن بوسیله طرح خاص آن که حلقه پیوسته مسی ای را دور قسمت کوچکی از هر قطب موتور حلقه می‌کند انجام می شود.این سایه که قطب را دو تکه می‌کند سبب می‌شود که میدان مغناطیسی ای ضعیفتر در ناحیه سایه خورده نسبت به قسمت دیگر و در کنار آن بوجود آید.تعامل میان میدانها محور را به چرخش وامی دارد. چون موتور با قطب سایه خورده پیچه استارت، سوئیچ استارت ویا خازن ندارد از نظر الکتریکی ساده و ارزان است.همچنین سرعت آن راصرفا با تغییر ولتاژ یا بوسیله یک پیچه با چند دور مختلف می توان کنترل کرد. ساخت موتور با قطب سایه خورده از نظر مکانیکی اجازه تولید انبوه را میدهد.درحقیقت این موتورها به موتورهای یک بار مصرف معروفند.بدین معنی که جایگزین کردن آنها ارزانتر از تعمیر آنهاست. موتورهای با قطب سایه دار بسیاری مشخصات مثبت دارند.اما چندین مورد بی فایدگی هم دارند.گشتاور استارت کم آن معمولاً 25 تا 75 درصد گشتاور برآوردی است.این موتور موتوری با اتلاف بالاست که سرعتی حدود 7 تا 10 درصد سرعت سنکرون دارد.عموما بازده این نوع موتور بسیار پایین است (زیر 20 درصد). هزینه اولیه پایین آن را برای قدرت کمتر یا کاربردهای با کار کمتر مناسب می سازد.شاید وسیعترین استفاده از آنها در فنهای چند سرعته برای استفاده خانگی است.ولی گشتاور کم موتور دارای قطب سایه دار را برای بیشتر کاربریهای صنعتی یا تجاری که در آنها کار مداوم یا چرخه‌های گردش بیشتر معمول است غیر قابل استفاده می کند.   موتورهای AC سه فاز برای کاربردهای نیازمند به توان بالاتر، از موتورهای القایی سه فاز AC (یا چند فاز) استفاده می‌شود. این موتورها از اختلاف فاز موجود بین فازهای تغذیه چند فاز الکتریکی برای ایجاد یک میدان الکترومغناطیسی دوار درونشان، استفاده می‌کنند. اغلب، روتور شامل تعدادی هادی‌های مسی است که در فولاد قرار داده شده‌اند. از طریق القای الکترومغناطیسی میدان مغناطیسی دوار در این هادی‌ها القای جریان می‌کند، که در نتیجه منجر به ایجاد یک میدان مغناطیسی متعادل کننده شده و موجب می‌شود که موتور در جهت گردش میدان به حرکت در آید. این نوع از موتور با نام موتور القایی معروف است. برای اینکه این موتور به حرکت درآید بایستی همواره موتور با سرعتی کمتر از بسامد منبع تغذیه اعمالی به موتور، بچرخد، چرا که در غیر این صورت میدان متعادل کننده‌های در روتور ایجاد نخواهد شد. استفاده از این نوع موتور در کاربردهای ترکشن نظیر لوکوموتیوها، که در آن به موتور ترکشن آسنکرون معروف است، روز به روز در حال افزایش است. به سیم پیچهای روتور جریان میدان جدایی اعمال می‌شود تا یک میدان مغناطیسی پیوسته ایجاد شود، که در موتور هم‌زمان وجود دارد، موتور به صورت هم‌زمان با میدان مغناطیسی دوار ناشی از برق AC سه فاز، به گردش در می‌آید. موتورهای هم‌زمان (سنکرون) را می‌توانیم به عنوان مولد جریان هم بکار برد. سرعت موتور AC در ابتدا به فرکانس تغذیه بستگی دارد و مقدار لغزش، یا اختلاف در سرعت چرخش بین چرخانه و میدان ایستانه، گشتاور تولیدی موتور را تعیین می‌کند. تغییر سرعت در این نوع از موتورها را می‌توان با داشتن دسته سیم پیچها یا قطبهایی در موتور که با روشن و خاموش کردنشان سرعت میدان دوار مغناطیسی تغییر می‌کند، ممکن ساخت. به هر حال با پیشرفت الکترونیک قدرت می‌توانیم با تغییر دادن بسامد منبع تغذیه، کنترل یکنواخت تری بر روی سرعت موتورها داشته باشیم.   موتور قفس سنجابی تقریبا 90 درصد موتورهای القایی AC سه فاز از این نوعند.که روتور آنها از نوع قفس سنجابی است که در ابتدا توضیح داده شد.محدوده‌های طبقه بندی نیروی آنها از یک سوم تا چند صد اسب بخار است.موتورهای این نوعی که در دسته یک اسب بخار به بالا اند در مقایسه با مشابه‌های تک فاز کم هزینه ترند و میتوانند در استارت در فشارهای سنگینتر بکار کنند. موتور با روتور پیچشی موتور با حلقه لغزان یا موتور روتور پیچشی نوعی از موتور القایی قفس سنجابی است.درحالی که استاتور در این موتور همانند موتور قفس سنجابی است یک سری از پیچه‌ها را روی روتور خود دارد که در حالت مدارکوتاه نیستند ولی به یک سری از رینگهای لغزان ختم می شوند.این پیچه‌ها در اضافه کردن مقاومتها و خازنهای خارجی سودمندند.اسلیپ لازم برای تولید گشتاور بیشینه نهایی مستقیما با مقاومت روتور متناسب است.در موتور با حلقه لغزان مقاومت موثر روتور با اضافه کردن مقاومت خارجی میان حلقه‌های لغزان کاهش میابد. بنابراین امکان بدست آوردن لغزش بیشتر و همچنین گشتاور بیشینه نهایی در سرعتهای کمتر وجود دارد. یک مقاومت خارجی می توانددر سرعت تقریبا صفر را نتیجه دهد که گشتاو بیشینه نهایی بسیار زیادی با جریان استارت کم را تولید می کند.هنگامی که موتور شتاب می گیرد مقدار مقاومت می تواند کاهش یابد تا مشخصات موتور برای کارهایی با فشار زیاد مناسب شود.هنگامی که موتور به سرعت اصلی میرسد خازنهای خارجی از مدار خارج می شوند و این یدین معنی است که اکنون موتور به عنوان یک موتور القایی استاندارد کار می کند. این نوع موتور برای فشارهای مانا (کارهایی با فشار ثابت) که درآنها گشتاور نهایی باید در سرعت تقریبا صفر تولید شده و موتور درکمترین زمان و با کمترین مصرف جریان تا سرعت بیشینه شتاب گیرد ایده آل است. قسمت پایینی موتور با حلقه لغزان که در آن حلقه‌ها به همراه مجموعه براشها است به نگهداری منظم نیاز داردکه از نظر قیمت، استاندارد بودن آن را به عنوان یک موتور قفس سنجابی غیر ممکن می کند.اگر پیچه‌ها کوتاهتر شوده و استارت زده شود معمولاً جریان بالااز روتور در حالت متوقف عبورمی کند که در حد 1400 درصد است.درحالیکه در این حالت درآن گشتاوری در حد 60درصد تولید مینماید که در بسیاری از کاربریها چنین امکان پشتیبانی چنین چیزی نیست.با تغییر مقاومتهای روتور منحنی سرعت گشتاور تعدیل می گرددکه بدان وسیله سرعتی که درآن موتور در فشاری مخصوص کارمی کند تعدیل می شود.ظرفیت تکمیل فشار میتواند سرعت را تا 50درصد سرعت سنکرون کاهش دهد.خصوصا هنگامی که فشار، از انواعی با نیاز به گشتاور – سرعتهای مختلف مثل پرسهای چاپ یا کمپرسورها است.کاهش سرعت تا زیر 50درصد بازده را به خاطر اتلاف انرژی در مقاومتها به شدت کاهش میدهد.این نوع موتور در کاربریهایی با چرخش با گشتاور و سرعتهای مختلف مانند پرسهای چاپ، کمپرسورها، تسمه نقاله‌ها، بالابرنده‌ها و آسانسورها مورد استفاده قرار می گیرد. موتورهای پله‌ای نوع دیگری از موتورهای الکتریکی موتور پله‌ای است، که در آن یک روتور درونی، شامل آهنرباهای دائمی توسط یک دسته از آهنرباهایی با کنترل الکترونیکی روشن و خاموش شدن خارجی، کنترل می‌شود. یک موتور پله‌ای ترکیبی از یک موتور الکتریکی DC و یک سلونوئید است. موتورهای پله‌ای ساده توسط بخشی از یک سیستم دنده‌ای در حالتهای موقعیتی معینی قرار می‌گیرند، اما موتورهای پله‌ای نسبتاً کنترل شده، می‌توانند بسیار آرام بچرخند. موتورهای پله‌ای کنترل شده با رایانه یکی از فرم‌های سیستم‌های تنظیم موقعیت است، بویژه وقتی که بخشی از یک سیستم دیجیتال دارای کنترل فرمان یار باشند . موتورهای خطی یک موتور خطی اساساً یک موتور الکتریکی است که از حالت دوار در آمده تا بجای اینکه یک گشتاور (چرخش) گردشی تولید کند، یک نیروی خطی توسط ایجاد یک میدان الکترومغناطیسی سیار در طولش، بوجود آورد. موتورهای خطی اغلب موتورهای القایی یا پله‌ای هستند. می‌توانید یک موتور خطی را در یک قطار سریع السیر مگلو مشاهده کنید که در آن قطار روی زمین پرواز می‌کند. نوع دیگری از موتورهای الکتریکی موتور پله‌ای است، که در آن یک روتور درونی، شامل آهنرباهای دائمی توسط یک دسته از آهنرباهای خارجی که به صورت الکترونیکی روشن و خاموش می‌شوند، کنترل می‌شود. یک موتور پله‌ای ترکیبی از یک موتور الکتریکی DC و یک سلونوئید است. موتورهای پله‌ای ساده توسط بخشی از یک سیستم دنده‌ای در حالت‌های موقعیتی معینی قرار می‌گیرند، اما موتورهای پله‌ای نسبتاً کنترل شده، می‌توانند بسیار آرام بچرخند. موتورهای پله‌ای کنترل شده با کامپیوتر یکی از فرم‌های سیستم‌های تنظیم موقعیت است، بویژه وقتی که بخشی از یک سیستم دیجیتال دارای کنترل فرمان یار باشند.   موتور جریان متناوب برای اطلاعات بیشتر به سایت زیر مراجعه کنید مرجع برق موتور جریان متناوب یک ماشین الکتریکی است که با جریان متناوب تغذیه شده و توان الکتریکی را تبدیل به توان مکانیکی چرخشی یا خطی می نماید. موتور جریان متناوب AC از دو قسمت اصلی تشکیل شده: استاتور: هسته خارجی و معمولاً ثابت که با استفاده از جریان جریان متناوب میدان دوار ایجاد می‌کند.روتور: هسته داخلی و متحرک که به محور خروجی متصل شده و با توجه به میدان دوار تولید شده توسط استاتور، گشتاور تولید می‌کند. از نظر نوع روتور مورد استفاده قرار گرفته در موتورها، موتورهای جریان متناوب به دو صورت طبقه‌بندی می‌شوند: موتور سنکرون یا هم‌زمان که در آن روتور دقیقاً با سرعت میدان دوار می‌چرخد. در این نوع موتورها میدان الکتریکی روتور به وسیله یک منبع خارجی تامین می‌شود. موتور اسنکرون یا القایی که در آن میدان الکتریکی روتور از القای میدان استاتور پدید می‌آید. تصویری از یک موتور جریان متناوب روتور قفسی تاریخچه در ۱۸۸۲ نیکولا تسلا اصول میدان مغناطیسی دوار را پایه گذاری کرد و راه را برای استفاده از میدان دوار به عنوان یک نیروی مکانیکی باز کرد. در سال ۱۸۸۳ او از این اصول برای طراحی یک موتورالقایی دو فاز استفاده کرد. در ۱۸۸۵ «گالیلئو فراریس» (Galileo Ferraris) مستقلاً تحقیقاتی را در این باره آغاز کرد و در ۱۸۸۸ نتایج تحقیقات خود را در قالب مقاله‌ای به آکادمی‌سلطنتی علوم در تورین ایتالیا ارایه داد[نیازمند منبع]. حرکتی که نیکولا تسلا در ۱۸۸۸ آغاز کرد چیزی بود که امروزه برخی از آن به عنوان «انقلاب صنعتی دوم» یاد می‌کنند، چراکه این حرکت به تولید آسانتر انرژی الکتریکی و همچنین امکان انتقال انرژی الکتریکی در طول مسافت‌های طولانی انجامید. قبل از اختراع موتورهای جریان متناوب به وسیله تسلا موتورها به وسیله حرکت دائم یک هادی در میان میدان مغناطیسی ثابت به حرکت در می‌آمدند. تسلا به این نکته اشاره کرد که می‌توان کلکتورهای موتور را حذف کرد به طوریکه موتور به وسیله میدانی دوار به حرکت درآید. تسلا بعدها موفق به کسب حق امتیاز شماره ۰٫۴۱۶٫۱۹۴ ایلات متحده برای اختراع موتور خود شد. این موتور که در بسیاری از عکس‌های تسلا نیز هست نوع خاصی از موتور القایی بود[نیازمند منبع]. در سال ۱۸۹۰ میخایل اسیبوویچ یک موتور سه فاز روتور قفسی اختراع کرد. این نوع موتور امروزه به طور وسیعی برای کاربردهای گوناگون استفاده می‌شود[نیازمند منبع]. موتور جریان متناوب سه فاز القایی در بیشتر محل‌های که سیستم تغذیه سه فاز (یا چند فاز) در دسترس است از این گونه موتورها استفاده می‌شود به ویژه در قدرت‌های بالاتر استفاده از این موتورها بسیار رایج است. اختلاف زاویه بین هر یک از سه فاز تغذیه کننده باعث به وجود آمدن یک میدان دوار متعادل می‌شود که دارای سرعتی ثابت است. در یک موتور القایی میدان مغناطیسی دوار موجب القای یک جریان در هادی‌های روتور می‌شود. این جریان به طور متقابل میدان مغناطیسی را به وجود می‌آورد که موجب چرخش روتور در جهت میدان مغناطیسی دوار خواهد شد. اما نکته‌ای که باید به آن توجه داشت این است که روتور همیشه باید با سرعتی کمتری از سرعت استاتور بچرخد و به عبارت دیگر در صورتی که سرعت روتور و میدان دوار یکسان باشد جریانی در روتور القا نخواهد شد. موتورهای القایی در صنایع به طور گسترده‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرند اما قدرت‌های حدود ۵۰۰ کیلووات خیلی بیشتر رایج هستند. موتورهای القایی معمولاً با اندازه‌های استانداردی ساخته می‌شوند (البته این استانداردها در اروپا و آمریکا متفاوت است) این استانداردگذاری در ساخت موتورها تقریباً همه آنها را قابل تعویض می‌کند. توان برخی از موتورها القایی بسیار بزرگ تا ده‌ها هزار کیلو وات می‌رسد و از جمله استفاده‌های این موتورها می‌توان به کمپرسورهای خطوط لوله و تونل‌های باد اشاره کرد. برای این موتورها دو نوع مختلف از روتور وجود دارد: روتور قفسی (قفس سنجابی)روتور سیم‌پیچی شده روتور قفسی بیشتر موتورهای جریان متناوب از این نوع روتورها استفاده می‌کنند به طوری که می‌توان گفت همه موتورهای خانگی و موتورهای سبک صنعتی از این نوع روتورها استفاده می‌کنند. روتور قفسی یا قفس سنجابی نام خود را به خاطر شکلش گرفته؛ دو رینگ در دو انتهای روتور که به وسیله میله‌های به هم وصل شده‌اند شکلی تقریبا شبیه یک قفس تشکیل می‌دهند. این میله‌ها عموماً از جنس آلومینیوم یا مس هستند و در بین ورقه‌های لایه لایه شده فولادی ریخته شده‌اند. بیشتر جریان القا شده در روتور از میان این میله‌ها عبور می‌کند چراکه ورق‌های لایه لایه فولادی به علت لاک زنی شدن دارای مقاومت الکتریکی زیادی هستند. ولتاژ ایجاد شده در بین حلقه‌ها بسیار پایین است اما جریان جاری بسیار زیاد است و این به دلیل مقاومت پایین این میله‌هاست. در موتورهایی که راندمان بالاتری دارند از مس برای تولید روتور استفاده می‌شوند چراکه مقاومت الکتریکی این فلز کمتر است. تصویری از روتور یک موتور، روتور قفسی در هنگام کار، موتور القایی شبیه یک ترانسفورماتور عمل می‌کند که استاتور اولیه و روتور ثانویه آن محسوب می‌شود. زمانیکه روتور با سرعت میدان دوار نمی‌چرخد جریان القا شده در روتور زیاد است، این جریان زیاد میدان مغناطیسی ایجاد می‌کند که با افزایش سرعت روتور سرعت آن را هرچه بیشتر به سرعت استاتور نزدیک می‌کند. یک موتور القایی روتور قفسی در هنگام بی باری (سرعت برابر با میدان دوار) تنها مقدار کمی‌انرژی الکتریکی برای جبران تلفات مکانیکی (اصطکاک) و تلفات مسی (تلفات ایجاد شده به دلیل مقاومت هادی‌های الکتریکی) مصرف می‌کند. اما زمانی که بار موتور افزایش می‌یابد میزان جریان جاری در روتور افزایش می‌یابد (برای جبران فشار وارده به محور موتور) و به این ترتیب موتور مانند یک ترانسفورماتور عمل می‌کند چراکه با افزایش جریان در ثانویه جریان اولیه نیز افزایش می‌یابد. این دلیل کاهش یافتن نور لامپ‌ها در هنگام روشن شدن موتورهای القایی است البته زمانی که این موتورها به هواکش‌ها متصل شده‌اند این اتفاق نمی‌افتد. موتورهای القایی که از حرکت وامانده‌اند (به دلیل بار زیاد یا گیر کردن محور) جریانی بسیار زیاد مصرف خواهند کرد چراکه تنها عامل محدود کننده جریان در چنین حالتی مقاومت ناچیز هادی‌های استاتور و روتور خواهد بود و در صورتی که این جریان به وسیله عاملی خارجی مهار نشود موتور و تجهیزات تغذیه کننده آن آسیب خواهند دید. روتور سیم‌پیچی زمانی که مقاومت سر راه روتور قابل تغییر باشد، روتور را سیم‌پیچی شده می‌نامند. یکی از کاربردهای این نوع روتورها در موقعیت‌هایی است که به سرعت متغیر نیاز است. در این روتورها سم‌پیچ روتور طوری پیچیده شده که تعداد قطب‌ها در روتور و استاتور برابر هستند و خروجی هر فاز از روتور به طور جداگانه و به وسیله حلقه‌های لغزنده از موتور خارج شده‌است. این حلقه‌های لغزنده ارتباط الکتریکی خود با محور موتور را معمولاً به وسیله کربن ایجاد می‌کنند و پس از خارج شدن از موتور به یک مقاومت متغیر خارجی وصل می‌شوند. در مقایسه با موتورها روتور قفسی، موتورهای روتور سیم‌پیچی گران‌تر هستند و به علت استهلاک حلقه‌های لغزان دارای هزینه تعمیر و نگه‌داری بالاتری نیز هستند، قبل از تولید تجهیزات کنترل سرعت الکترونیکی این موتورها بهترین راه برای کنترل سرعت بودند همچنین این موتورها می‌توانند در لحظه شروع به کار گشتاور بالاتری داشته باشند. استفاده از کنترل کننده‌های ترانزیستوری فرکانس راهی مناسب برای کنترل دور موتورهای جریان متناوب است و این از تمایل برای استفاده از موتورهای روتور سیم‌پیچی کاسته‌است. راه‌های مختلفی برای راه‌اندازی موتورهای جریان متناوب استفاده می‌شود که اغلب این راه‌ها بر کاهش جریان هجومی‌در هنگام راه‌اندازی و همچنین افزایش گشتاور راه‌اندازی تکیه می‌کنند. این گونه موتورها تنها با وصل ترمینال‌های ورودی به برق شهری با ولتاژ استاندار شروع به کار می‌کنند و (بر خلاف برخی موتورهای جریان مستقیم) نیاز به روش راه‌اندازی ویژه‌ای ندارند. یکی دیگر از روش‌های کاهش جریان راه‌اندازی موتور، کاهش ولتاژ سیم‌پیچ‌ها در لحظه راه‌اندازی است که این کار به وسیله سری کردن سیم‌پیچ‌های بیشتر یا استفاده از اتوترانسفورماتور، تریستور و یا دیگر تجهیزات کاهش ولتاژ صورت می‌گیرد. روشی دیگر برای کاهش ولتاژ سیم‌پیچ‌ها در لحظه راه‌اندازی تغییر طرز قرار گرفتن سیم پیچ‌ها و استفاده از کلیدهای ستاره-مثلث است. در این حالت ابتدا موتور را در حالت ستاره راه اندازی کرده و پس از رسیدن به دور نامی، ترتیب قرار گرفت سیم‌پیچ‌ها را به وسیله کلید تغییر داده و به حالت مثلث می‌برند. این روش در اروپا رایج‌تر از آمریکای شمالی است. سرعت موتور آسنکرون سرعت در یک موتور جریان متناوب به دو عامل فرکانس و تعداد قطب‌های موتور بستگی دارد و از فرمول زیر به دست می‌آید: که: NS سرعت میدان دوار یا سرعت سنکرون (r. p. m)f فرکانس منبع جریان متناوب (هرتز)P تعداد قطب‌های سیم‌پیچی به ازای هر فاز است. میزان سرعت واقعی روتور همیشه از سرعت میدان دوار کمتر است. این اختلاف سرعت را لغزش می‌نامند و با S (مخفف slip به معنی لغزش) نمایش می‌دهند. در حالت بی‌باری سرعت روتور به سرعت سنکرون خیلی نزدیک خواهد بود و در بار نامی‌موتور لغزشی بین ۲ تا ۳ درصد خواهد داشت که در برخی موتورها این لغزش تا ۷٪ نیز می‌رسد. میزان لغزش در یک موتور جریان متناوب از رابطه زیر به دست می‌آید: که: Nr سرعت روتور (r. p. m)S میزان لغزش است که می‌تواند عددی بین ۱ و ۰ باشد.. موتور جریان متناوب سه فاز سنکرون اگر خروجی قطب‌های روتور به وسیله کلکتورها از موتور خارج شده و به یک منبع خارجی وصل شود به طوری که روتور نیز به نوبه خود میدانی جداگانه و مداوم را ایجاد کند به موتور موتور سنکرون یا هم‌زمان گفته می‌شود. سرعت چرخش روتور در موتورهای سنکرون همواره برابر سرعت میدان دوار است و به همین دلیل این موتورها را هم‌زمان می‌نامند. از این موتورها می‌توان به عنوان یک ژنراتور جریان متناوب نیز استفاده کرد. امروزه موتورهای سنکرون را اغلب به وسیله کنترل کننده‌های ترانزیستوری فرکانس راه‌اندازی می‌کنند. این موتورها همچنین می‌توانند به صورت یک موتور القایی نیز راه‌اندازی شوند به این صورت که در روتور این موتورها از میله‌های هادیی شبیه روتورهای قفسی استفاده می‌شود و پس از راه اندازی، این قسمت روتور خود به خود از مدار خارج می‌شود به این صورت که پس از رسیدن موتور به دور نامی‌مقدار ناچیزی جریان در قفس رتور القا می‌شود و بدین ترتیب تقریباً از مدار خارج می‌شود. یکی از کاربردهای موتورهای سنکرون اصلاح ضریب توان است. در مراکز صنعتی تقریباً تمامی‌بارها (به جز موتورهای سنکرون پر تحریک) از انرژی الکتریکی به صورت پس فاز استفاده می‌کنند. بارهای پس فاز موجب به وجود آمدن اختلاف فاز در مدار شده و ضریب توان مدار را کاهش می‌دهند که این می‌تواند موجب به وجود آمدن تلفات اضافی در طول خطوط شود. به دلیل خصوصیت خاص موتورهای سنکرون می‌توان از آنها برای اصلاح ضریب توان نیز استفاده کرد، چراکه در صورتی که موتور سنکرون در حالت پر تحریک کار کند تقریباً مانند یک بار خازنی عمل کرده و از انرژی الکتریکی به صورت پیش فاز استفاده می‌کند و به این ترتیب می‌توان از یک موتور سنکرون به جای خازن‌های اصلاح ضریب توان استفاده کرد. این خصوصیت موتورهای سنکرون باعث شده که با وجود مشکلات مربوط به راه‌اندازی آنها، استفاده از آنها هنوز رایج باشد. برخی از بزرگ‌ترین موتورهای جریان متناوب در نیروگاه‌های آب تلمبه‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرند چراکه این موتورها به راحتی می‌توانند نقش ژنراتور را ایفا کنند و به این ترتیب در ساعات کم مصرف انرژی الکتریکی به صورت موتور عمل کرده و آب را به مخزن پر ارتفاعی پمپ کنند و سپس در ساعات پر مصرف با پایین آمدن آب به صورت ژنراتور عمل کرده و از شبکه پشتیبانی کنند. در نیروگاه آب تلمبه‌ای Bath County در ویرجینیای آمریکا از شش ژنراتور سنکرون ۳۵۰ مگاواتی استفاده شده‌است که در زمان پمپ، هرکدام می‌توانند توانی برابر ۵۶۳۴۰۰ اسب بخار (۴۲۰۱۲۷ وات) تولید کنند[نیازمند منبع]. راه اندازی موتورهای آسنکرون با توجه به قدرت و ولتاژ آن به طرق مختلف راه اندازی می‌شوند و با توجه به ‏اینکه موتور در لحظه شروع به کار جریان زیادی از منبع الکتریکی می‌کشد و این جریان زیاد علاوه بر اینکه به خود ‏موتور صدمه می‌زند به مصرف کننده‌های دیگری که از این خط مشترک تغذیه می‌شوند لطمه زده و کار آنها را ‏مختل می‌سازد‎. ‎ موتور آسنکرون معمولاً به روشهای زیر راه اندازی می‌شود در نتیجه جریان راه اندازی کم می‌شود‏‎: به طور مستقیم‎ برای موتورهایی که بزرگ نیستند و آمپر زیادی از شبکه نمی‌‏کشند بوسیله یک کلید سه قطبی به شبکه متصل می‌شوند‎. توسط کلید یا مدار ستاره–مثلث ابتدا ولتاژ اولیه را که بر هر فاز متصل می‌شود، را کم می کنیم سپس ‏وقتی که موتور به دور نرمال خود رسید ولتاژی را که به هر فاز می‌رسد زیاد می‌کنیم. بنابراین در لحظه اول کلید به حالت ستاره بوده یعنی ولتاژ دو سر هر فاز به‎ u/√3 ‎تقلیل می‌یابد ‏در نتیجه موتور با توان 3/1 توان نامی‌خود کار می‌کند‏‎. استعمال کلید روی انواع موتورها با روتور قفسه‌ای یا روتور سیم پیچی امکان پذیر است. ولی در ‏موتورهایی که با بار زیاد کار می‌کنند از کلید برای راه اندازی استفاده نمی‌شود. چون گشتاور ‏مقاوم بار زیاد است‎. توسط کمپانساتور این وسیله راه اندازی که اتوترانسفورماتور کاهنده است بین موتور ‏و شبکه قرار می‌گیرد. این طریق راه اندازی به دلیل اینکه جریان شروع به کار و گشتاور شروع به ‏کار هر دو به یک نسبت پایین می‌آیند خیلی خوب است. ولی چون هزینه آن گران است فقط در ‏موتورهایی که قدرت زیاد دارند استفاده می‌شوند‎. اضافه کردن مقاومت در مدار روتور برای جلوگیری از ‏عبور جریان زیاد در موقع راه اندازی موتور می‌توان مقاومت هایی به طور سری سر راه سیم پیچی ‏های موتور قرار دارد. و به تدریج که موتور دور می‌گیرد دسته مقاومتهای راه انداز را به طرف چپ ‏حرکت داده در این صورت کم کم مقاومتها از سر راه مدار خارج می‌شود‎. این طریق راه اندازی به دلیل تلفات انرژی در مقاومتها زیاد و نیروی کشش در لحظه شروع به کار کم ‏، استعمال کمی‌دارد‎. اضافه کردن مقاومت در مدار استاتور تمام ‏مقاومتهای راه انداز را سر راه سیم پیچی روتور قرار داد. بدین وسیله مقاومت مدار سیم پیچی روتور ‏را به حداکثر مقدار خود میرسانند و سپس استاتور را به شبکه برق وصل می‌کنند. مقاومت روئستای ‏روتور به تدریج از مدار خارج می‌شود.موتور را باید شست. سروو موتورهای دو فاز جریان متناوب یک سروو موتور جریان متناوب دارای یک روتور قفسی است و سیم‌پیچ آن شامل دو قسمت است: ۱) سیم پیچ اصلی ۲) سیم پیچ کمکی که از آن برای به وجود آوردن میدان دوار استفاده می‌شود. در این موتورها مقاومت روتور بالا است و بنابراین منحنی گشتاور-دور این موتورها تقریباً خطی است. به طور کلی این موتورها، موتورهایی پر سرعت و با گشتاور پایین هستند و معمولاً قبل از وصل به بار سرعت آنها به وسیله وصل به چرخ‌دنده‌ها کاهش می‌یابد. موتور با قطب سایه دار برخی موتورهای جریان متناوب، دارای قطب سایه‌دار (چاک دار) هستند. از این قطب برای ایجاد گشتاور راه‌اندازی در موتور استفاده می‌شود. نمونه این موتورها در فن‌های الکتریکی کوچک و برخی پمپ‌های کوچک و برخی دیگر از موتورهای توان پایین دیده می‌شود. در این موتورها از یک سیم پیچ کوچک و با سطح مقطع پایین با نام سیم‌پیچ سایه‌ای استفاده می‌شود به این صورت که قسمتی از هر قطب به وسیله این سیم‌پیچ پوشیده شده‌است. طرز کار این موتورها به این صورت است که با القای الکتریکی در سیم‌پیچ‌ها به علت خاصیت سلفی سیم‌پیچ‌های سایه‌ای، این سیم‌پیچ‌ها با تغییرات جریان مخالفت می‌کنند (قانون لنز) و بنابراین یک اختلاف اندک بین جریان در سیم پیچ اصلی و سیم‌پیچ سایه‌ای ایجاد می‌شود که موجب چرخش موتور شده و از قفل شدن موتور در لحظه راه‌اندازی جلوگیری می‌کند. با افزایش سرعت روتور نیاز به وجود قطب‌های کمکی از بین می‌رود چراکه به دلیل وجود اینرسی موتور به چرخش ادامه می‌دهد. موتور القایی با انشقاق فاز یکی دیگر از انواع موتورهای تک فاز القایی، موتور با انشقاق فاز است که نسبت به موتور با قطب سایه‌دار کاربردهای مهم‌تری دارد. از جمله کاربردهای این موتورها می‌توان به موتورهای مورد استفاده قرار گرفته در ماشین‌های لباسشویی و خشک‌کن‌ها اشاره کرد. در مقایسه با موتورهای با قطب سایه‌دار این موتورها گشتاور راه‌اندازی خیلی بیشتری دارند و این به دلیل استفاده از سیم‌پیچ راه انداز است. این سیم‌پیچ راه‌انداز معمولاً پس از راه‌اندازی کامل موتور به وسیله یک کلید گریز از مرکز از مدار خارج می‌شود. در موتورهای انشقاق فاز، سیم‌پیچ راه انداز همیشه با مقاومت بیشتری نسبت به سیم‌پیچ اصلی ساخته می‌شود و به این ترتیب نسبت المان‌های سلفی و مقاومتی در هر سیم پیچ متفاوت است، همچنین تعداد دور سیم‌پیچ کمکی کمتر از سیم‌پیچ اصلی است که این موجب کاهش خاصیت سلفی این سیم‌پیچ می‌شود. بنابراین این سیم‌پیچ نسبت به سیم‌پیچ اصلی دارای مقاومت بیشتر و اندوکتانس کمتر است. کمتر بودن نسبت L به R موجب به وجود آمدن اختلاف فاز در دو سیم‌پیچ می‌شود که معمولاً بیشتر از ۳۰درجه نیست. این اختلاف فاز موجب چرخش موتور در لحظه راه‌اندازی می‌شود. پس از راه‌اندازی به علت وجود اینرسی موتور به چرخش خود ادامه می‌دهد و به این ترتیب نیازی به سیم‌پیچ کمکی نخواهد بود به همین دلیل سیم‌پیچ کمکی به وسیله کلید گریز از مرکز از مدار خارج می‌شود و به این ترتیب از ایجاد تلفات اضافی به وسیله سیم‌پیچ کمکی جلوگیری می‌شود.     موتورهای جریان متناوب با خازن راه‌انداز در موتورهایی که از خازن برای راه اندازی استفاده می‌کنند از یک خازن که با سیم‌پیچ کمکی سری شده استفاده می‌شود. این خازن در واقع وظیفه ایجاد اختلاف فاز بین سیم‌پیچ‌ها را بر عهده دارد. اختلاف فاز ایجاد شده توسط خازن‌ها در لحظه راه‌اندازی خیلی بیشتر از نوع قبلی است و بنابراین میزان گشتاور راه‌اندازی این موتورها نیز بیشتر است و البته هزینه این موتورها نیز بیشتر است. موتورهای خازنی با خازن ثابت نوع دیگری از موتورهای جریان متناوب موتورها با خازن ثابت یا موتورهای PSC هستند. این موتورها دقیقاً مانند موتورهای خازنی که در بالا توضیح داده شد عمل می‌کنند با این تفاوت که فاقد کلید گریز از مرکز بوده و بنابراین خازن در این موتورها همواره در مدار است. موتورهای با خازن ثابت به طور گسترده‌ای در فن‌ها، دمنده‌ها و سیستم‌هایی که تغییر سرعت برای آنها مطلوب است استفاده می‌شوند. در برخی موارد که نیاز به استفاده از یک موتور سه فاز به صورت تک فاز است با اتصال یک خازن به یکی از فازها و سری کردن دوفاز دیگر می‌توان از موتور سه فاز به صورت تک فاز استفاده کرد که البته در این حالت گشتاور موتور کاهش می‌یابد. موتور پولزیون موتور پولزیون یا موتور دفع کننده نوعی موتور تک فاز جریان متناوب است. روتور این موتورها سیم‌پیچی شده و تا حدودی شبیه موتورهای یونیورسال هستند. در گذشته تعدادی از این موتورها ساخته می‌شد اما استفاده از موتورهای RS-IR (راه‌انداز دفع کننده-حرکت القایی) به نسبت رایج تر بود. موتورهای RS-IR دارای یک کلید گریز از مرکز هستند که پس از رسیدن به سرعت نامی‌تمام کلکتورها را به هم وصل کرده و روتور را به صورت یک روتور قفسی در می‌آورد بنابر این موتور در هنگام کار مانند یک موتور روتور قفسی عمل می‌کند. از موتورهای RS-IR در مواردی استفاده می‌شده که نیاز به وجود گشتاور راه‌اندازی بالا در دمای پایین و تنظیم ولتاژ اندک بوده. امروزه این نوع موتورها ساخته نمی‌شوند.     موتور سنکرون جریان متناوب تک فاز موتورهای سنکرون تک فاز کوچک به جای ایجاد میدان مغناطیسی به وسیله یک منبع خارجی از آهنرباهای کوچک برای ایجاد میدان استفاده می‌کنند. بنابراین روتور این موتورها نیازی به جریان القا کننده نخواهد داشت. خصوصیت اصلی این موتورها سرعت ثابت آنهاست به طوریکه اغلب در وسایلی از آنها استفاده می‌شود که نیاز به سرعتی ثابت دارند. این موتورها در ساعت‌ها، دیسک گردان‌ها، ضبط صوت‌ها و برخی دیگر از تجهیزات دقیق مورد استفاده قرار می‌گیرد.
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت 11:39  توسط ساسان  | 

مواد منفرجه

مواد منفجره

مواد منفجره موادی هستند که از نظر شیمیایی ناپایدار هستند و در صورت آغاز فرایند انفجار، با سرعت زیاد منبسط می‌شوند و حجم زیادی گاز و گاهی نور و صدای زیاد تولید می‌کنند. این آزادشدن گاز به نوبهٔ خود می‌تواند باعث پرتاب شدن قطعات و اشیاء اطراف و تبدیل شدن آن‌ها به ترکش شود.

هر ترکیب انفجاری از دو بخش اکسید کننده و سوخت تشکیل شده‌است. هر مادهٔ سوختی، در حرارت مناسب و در کنار اکسیژن آتش می‌گیرد و می‌سوزد. اما چون در هوا اکسیژن به صورت خالص وجود ندارد، سوختن این مواد به تدریج صورت می‌گیرد. در مواد منفجره، در کنار سوخت، ماده اکسید کننده افزوده می‌شود. ماده اکسید کننده، در هنگام واکنش مقدار زیادی اکسیژن آزاد می‌کند و این اکسیژن با سوخت ترکیب شده و باعث واکنش ناگهانی کل سوخت می‌شود و انفجار به وجود می‌آید، بدین دلیل مواد منفجره برای واکنش نیازی به هوا ندارند و اکسیژن مورد نیاز خود را از درون خود تأمین می‌کنند.

ماده منفجره ترکیب شیمیایی یا مخلوط مکانیکی است. هر ماده سوختنی قابل انفجار است اگر این شرایط فراهم شود:

1.     اکسیژن به اندازه کافی باشد.

2.     امکان ترکیب سریع اکسیژن با ماده سوختنی فراهم باشد.

تاریخچه

شکستن سنگ با استفاده از مواد منفجره از ابتدای قرن ۱۷ و هم‌زمان با ساخت باروت، شروع شد. تی.جی پلانز در سال ۱۸۱۳ نیترو سلولز را ساخت. در سال ۱۷۶۷ آلفرد نوبل برای سادگی حمل نیترو گلیسیرین آن را جذب دیاتومیت کرد و جسمی پلاستیکی شامل ۷۵ درصد نیترو گلیسیرین بدست آمد. این ماده می‌تواند تا سه برابر وزن خود، نیترو گلیسیرین جذب کند و محصول آن «Guhar Dynamite» نامیده شد. دینامیت برگرفته از کلمه یونانی «dynamits» به معنی نیرو است در سال ۱۸۷۵ آلفرد نوبل نوعی دینامیت از ژلاتین انفجاری ساخت که مخلوط ژلاتینی شکل از ۹۲ درصد نیترو گلیسیرین و ۸ درصد نیترو سلولز بود که هنوز هم از مواد منفجره قوی صنعتی است. به دنبال آن در سال ۱۸۷۹ از مخلوط کردن نیترات سدیم و دیگر مواد به ژلاتین انفجاری مواد منفجره ضعیف‌تر به دست آمد. انواع زیادی از مواد منفجره بر این اساس ساخته شده‌اند. مواد منفجره اکسیژن مایع در ۱۸۹۵ ساخته شد و نیترات آمونیوم بعنوان ماده منفجره در سال ۱۸۷۶ تولید شد؛ اما کاربرد مخلوط آن با سوخت مایع بعنوان ماده منفجره صنعتی از سال ۱۹۵۵ میلادی متداول شد. در سال ۱۹۲۰ از اختلاط دی نیترو گلیکول به دینامیت‌ها از انجماد آنان جلوگیری شد. در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ مواد منفجره ژله‌ای و در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ مواد منفجره امولیسیون ساخته و به بازار مصرف تحویل شد.

 

 

 

 

 

ویژگی‌های مواد منفجره

تفاوت ترکیب‌های انفجاری و مواد منفجره در ویژگی‌های مختلف آنان است.

  • حساسیت
  • سرعت انفجار
  • قدرت انفجاری
  • چگالی
  • رطوبت
  • آتش‌گیری
  • سمیت

کاربرد

  • راه سازی، تونل سازی، بهره‌برداری از معادن، سد سازی، صنایع نظامی، آتش بازی
  • عملیات تروریستی، ایجاد وحشت و ناامنی
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت 11:38  توسط ساسان  | 

مکه

مکه

مَکّه (به عربی: مدینة مَکّه )، نام شهری است در کشور پادشاهی عربستان سعودی واقع در شبه جزیره عربستان. مکه یکی از شهرهای تاریخی عربستان سعودی است و بخاطر قرار داشتن کعبه، قبله‌گاه مسلمانانِِِ ِدر آن مقدس‌ترین شهر اسلام به‌شمار می‌رود. مکه زادگاه محمد و محل بعثت او است.

نام و شهرت

این شهر علاوه بر نام مکه دارای نام‌هایی همچون «بکّه»، «امّ القری» و «بلدالحرام» نیز بوده‌است که در قرآن به تمامی این اسامی اشاره شده‌است.

مسلمانان معتقدند پس از آن‌که به اذن خداوند چشمه زمزم زیر پای اسماعیل جوشید و در آن منطقه آب یافت شد، مردم در آنجا ساکن شدند و شهر مکه به وجود آمد و نیز ابراهیم به فرمان خدایش کعبه را ساخت.

موقعیت جغرافیایی

شهر مکه در فاصله ۸۰ کیلومتری دریای سرخ واقع شده و ارتفاع آن از سطح دریا، ۳۳۰ متر است. به خاطر اتوبانی که اکنون ساخته شده، تا بندر جده تنها ۶۰ کیلومتر فاصله دارد و از طریق بزرگراه هجرت، ۴۲۵ کیلومتر با مدینه فاصله دارد. مکه در میان کوه‌ها واقع شده، فاصله بین دو کوه را اعراب شعب می‌گویند. این شهر در میان کوه‌های کم ارتفاعی باسازند سنگی واقع شده‌است درحال حاضر، اطراف مسجدالحرام را خانه‌ها و هتل‌هایی فرا گرفته، که بر فراز این تپه‌های سنگی واقع شده‌اند. برای سهولت رفت و آمد، تونلهای زیادی برای عبور ماشینها در نظر گرفته‌اند، که مسافت‌ها را بسیار کاهش می‌دهد. نقشه شهر مکه

اقلیم

آب و هوای مکه گرم وخشک و کمی مرطوب‌تر از مدینه‌است.

زیارت

اصطلاحاً به کسی که سفر زیارتی به مکه را انجام داده، حاجی گفته می‌شود و مسلمانانی که توان مالی دارند، حداقل یک بار در طول عمر خود به حج می‌روند. هرسال درمراسم رسمی (حج تمتع)در ماه ذیحجه حدود سه میلیون حاجی، خانه را زیارت می‌کنند. درآمد حاصل از حج در مکه بالغ بر ۲ میلیارد دلار است.[۱]

نامهای دیگر مکه

بکّه: یکی دیگر از نامهای شهر مکه، بکّه است. این نام در قرآن نیز ذکر شده‌است:

  • إِنَّ اوَّلَ یَبْتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذِی بِبَکَّةَ مُبَارَکاً وَهُدیً لِلْعالَمِینَ[۲]
  • ترجمه: نخستین خانه‌ای که برای پرستش مردم نهاده شد، همان است که در بکّه‌است، آنجا با برکت و راهنمایی برای جهانیان است.

تفسیر مفسران اسلامی اینست که واژه بکّه در اصل البکّ است و معنای آن «مزاحم شدن» است. وقتی عده‌ای از مردم در مکانی ازدحام می‌کنند، می‌گویند: یباکّ الناس. در روایات منقوله منتسب به امامان شیعه علت نامگذاری مکه به بکه، ازدحام مردم در کنار خانه خدا معرفی شده‌است.

اُمّ القُری: یکی دیگر از نامهای مکه، امّ القری است. چنانکه در قرآن آمده‌است: وَکَذلِکَ اءَوْحَیْنا إ لَیْکَ قُراناً عَرَبِیّاً لِتُنْذِرَ اُمَّ القُری وَمَنْ حَوْلَها[۳]

  • ترجمه: و این چنین قرآنی عربی[۴] به تو وحی کردیم تا مردم شهر مکه و اطراف آن را انذار بدهی.

از دید مفسران اسلامی شیعه علت نامگذاری این شهر به امّ القری اینگونه‌است. در روایات راجع به علت نامگذاری آن به‌ام القری سخن گفته نشده‌است. و شاید از آن جهت که از خود این نام، علت نامگذاری آن روشن هست کسی از امامان شیعه راجع به آن سؤ ال نکرده‌است. بنابر تفسیر مفسران شیعه، امّالقری یعنی ریشه شهرها. مکه، ریشه تمام شهرهاست، زیرا اولین نقطه‌ای است که در روی زمین ظاهر شد. علاوه بر اینکه از نظر عظمت و شکوه نیز بر همه شهرها شرف دارد؛ چون نهال اسلام در آنجا رویید و بر سایر سرزمینها و مملکتها سایه افکند.

البلد الا مین: البلد الامین یکی دیگر از نامهای مکه‌است. در قرآن آمده‌است: وَهَذا البَلَدُ الاَمِینَ [۵]

و همه مفسرین اتفاق دارند بر اینکه منظور از البلد الامین، مکه است. از دید مفسرین جمله بلدالامین یعنی شهر کسی که امنیت دارد در علّت نامگذاری شهر مکه به البلدالا مین دو احتمال وجود دارد: احتمال اوّل: شهر مکه حرم خداست. و هر کسی که در حرم بمیرد، خداوند او را در روز قیامت از وحشت و ترس در آن روز، در امان قرار می‌دهد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت 11:38  توسط ساسان  | 

مستبد یا اجنبی؟

مستبد یا اجنبی؟

سال1290شمسی، اوج ده سالی بود که آذربایجان در جنگ و کشتار و نا امنی گذراند و در تمام این سالها ،امپراتوری تزار در کمین استقلال این بخش از ایران بود و در بخشی از این ده سال امپراتوری بریتانیا که در آن زمان همسایه جنوبی نام این دوران وطن دوستان اختلافات خود در مورد نحوه اداره کشور را به کنار نهاده مستبد و مشروطه خواه همراه با روحانی و نظامی، مردم عادی شهری و روستایی در برابر بیگانه یی که استقلال کشور را تهدید می کرد، دست در دست هم نهادند. محمدعلی میرزا و عین الدوله ،با همه بدکاری و استبداد خواهی، وقتی ارتش تزار از مرز گذشت و به دروازه تبریز رسید، از جنگ با مجاهدین مشروطه خواه دست شستند.

 می گویند: ستارخان سردارملی،وقتی پا و دل شکسته در تهران منزوی بود به شنیدن فریاد استمداد تبریزیان به دیدار دشمن بزرگ آزادی، عین الدوله رفت و حاضر شد اگر او به عنوان والی به آذربایجان برود، در رکابش حرکت کند. این برای ستارخان سخت بود، اما سخت تر از آن نبود که بیگانه را در خانه ببیند. دیگر دشمن بد نام و بزرگ آزادی ، صمدخان مراغه ای بود که شهر به شهر و ده به ده آذربایجان را تاخته و چپاول کرده بود و دستش به خون صدها آزاده آلوده بود، اما در هنگام زمستان 1290 ثقه الاسلام حاضر شد با او هم مصالحه کند. دست به دامانش آویخت که "تورا هم به حکومت می پذیریم اما حکم از تهران بگیر" این بیان ثقه الاسلام ، یک ماه پیش از آنکه بیگانه مسلط به دارش بیاویزد، نشان از دیانت و ملت خواهی او دارد.

در یادداشتهای عزیزخان یار ستارخان، صفحه 24 نوشته شده:سلطان عبدالمجید میرزا عین الدوله ، اولین شاهزاده قاجار که در دوران سلطنت این خاندان، به صدارت رسید همان صدراعظمی است که جنبش مشروطه علیه وی و در دوران صدارت وی اتفاق افتاد تا عمق جان طرفدار حکومت استبدادی بود. نخستین جنبش مردم ایران در دوران مظفرالدین شاه در دوران صدارت او با تقاضای عزل او رخ داد. عین الدوله در تمام دوران ولیعهدی مظفرالدین شاه در تبریز زیسته ، در آذربایجان املاک و دارایی هایی داشت بعد از سقوط دولتش به تماشای حوادثی نشست که بعد از امضای فرمان مشروطیت و مرگ مظفرالدین شاه رخ داد. بعد از آن که محمدعلی شاه مجلس را به توپ بست و استبداد صغیر آغاز شد، بار دیگر نوبت خدمت به عین الدوله رسید.شاه او را با لشکری گران به جانب آذربایجان فرستاد تا فریاد آزادی خواهی آذربایجانیان را خفه کند. عین الدوله در یک سالی اردو در کنار تبریز زده بود و تبریز را در محاصره داشت، بر مردم آن سامان چه ها گذشت، ستارخان و باقرخان و دیگر مجاهدین آزادی در داخل تبریز بودند و شب و روز زیر فشار لشگر قدرتمند و توپخانه عین الدوله ، تا سرانجام با عقب نشینی محمدعلی شاه و بعد فتح تهران و استعفای شاه از سلطنت ماجرا تمام شد.

حالا دو سال از آن روزها می گذشت. کشور به هم ریخته بود و دوباره محمدعلی شاه مخلوع قصد بازگشت داشت و سربازان تزار در آذربایجان بیداد می کردند. در این حال مردم به ستوه آمده که می دیدند امان الله میرزا در میان آتش مانده، از تهران می خواستند تا برایشان والی قدرتمندی بفرستد تا بتواند منطقه را آرام کند و بهانه را از دست روسها بگیرد. دولت دست به دامن عین الدوله زد. عین الدوله عنوان فرمانفرمای کل آذربایجان گرفت، ولی در تهران مانده و در انتظار آن بود تا نتیجه ترکتازی محمدعلی میرزا و بازی روس و انگلیس معلوم شود.ماه رمضان دیگری رسیده، ستارخان به یاد آن روزها ست که در سنگر افطار می کردند. در این حال است که او به راه افتاده تا از عین الدوله تقاضا کند که به آذربایجان برود.

بابا عزیز در دفترچه ای که پسرش از خاطرات او جمع آوری کرده می نویسد:

«... اسباب افطار سردار را برده بودم که دیدم سردار عصا بدست در حیاط خانه ایستاده و منتظر است.سلام کردم گفت بابا عزیز، نان و ماست را بگذار در اتاق تا راه بافتیم، نمی دانستم قصد کجا دارد، رفتیم درشکه یی اجاره کردیم. سردار با زحمتی رفت بالای درشکه و من پهلویش نشستم گفت: برو به خانه عین الدوله. خانه سردار در جنت گلشن بود تا به محله عین الدوله برسیم هیچ چیز نگفت و فقط بیرون را نگاه می کرد. وقتی رسیدیم، جلوی پارک عین الدوله شلوغ بود. لنگ لنگان آمد تا بیرونی عین الدوله. من رفتم به نوکر شاه زاده خبر دادم سردار آمده است. آمدند ما را با احترام بردند. عین الدوله دشمن آزادی بود. دو رمضان قبل از آن تبریز را بمباردمان می کرد. باور نمی کرد سردار به دیدن او آمده است. یک وقت دیدم عین الدوله با آن سبیل های کلفت از بناگوش در رفته ظاهر شد و دستهایش را باز کرد، سردار با وقار با او دید و بوس کرد. عین الدوله هم روزه بود، گفت باید افطار بمانید. سردار گفت درد دارم و با این حالم تا تقاضای ملت آذربایجان را در میان بگذارم. تبریز چشم به راه شماست، روسها دارند وارد می شوند. عین الدوله به شوخی گفت: «آن وقت ها، راهمان ندادید». ستارخان هیچ پاسخی نداد. صورت نامه انجمن تبریز را به او داد و گفت حالا شاهزاده میهمان ما هستند. اگر دولت صلاح بداند خودم با شما می آیم تبریز. من مات و مبهوت بودم و نزدیک بود بزنم زیر گریه. عین الدوله هم متاثر شد وقتی سردار گفت دیگر عمری برایم نمانده و آرزو دارم بمیرم و نبینم که اجنبی به امیر خیز و دوه چی و ششگلان {از محلات تبریز} وارد شود. نیم ساعتی حرف زدند و هرچه شاهزاده اصرار کرد سردار برای افطار نماند و برگشتیم.در راه از سردار پرسیدم همین عین الدوله بود که بر سرمان توپ می انداخت و جوان هایمان را می کشت. سردار گفت او مستبد است ولی اجنبی پرست نیست.حالا فرمانفرمای آذربایجان شده انجمن اصرار دارد که برود و نگذارد روسها آذربایجان را از وطن جدا کند.آمدم که خودم اصرار کنم. و در همان جا در درشکه بود که گفت: من سگ این ملّتم آرزو دارم بمیرم و نبینم که اجنبی تبریز را گرفته ....

اما روزگار نگذاشت عین الدوله به آذربایجان برود. روسها از قبل صمد خان شجاع الدوله را حاکم تعیین کرده بودند.


رنج نامه ستارخان سردارملّی

اگر ساکت بنشینیم، بی غیرتی است

سالدات ها  و صمد خان بعد از عاشورا تبریز هر چه توانستند با جان و مال مجاهدان و دلاوران آذربایجانی کردند، هر روز چوبه داری برپا کردند و خانه هیچ آزادیخواهی غارت نشده نماند، چنان که خانه باقرخان را منفجر کردند و داراییها همه خاندان ستارخان را غارت کردند،این دو در تهران بودند و به سوختن و ویرانی سرزمینی می نگریستند که مهد دلیران و شیران بود. سخت تر از همه خبر دار زدن دو برادرزاده ستارخان بود،دو جوان گرد که در همه سالهای بعد از استبداد صغیر تفنگ به دوش در خدمت مردم بودند. در چنین احوالی به ستارخان چه می گذشت.نامه ای از او در دست است که خبر از غوغای درون او می دهد. ستارخان در این نامه به بهانه آنکه مال و اموالش را طلب می کند از تلخی ایام می نالد. او می نویسد:

مقام منبع رفیع محترم هیات وزرا عظام مد ظلهم العالی

عموم اهالی داخله خاصه و عامه، سیما اولیای امور و رؤسای عظام کرام فخام و اهالی ممالک خارجه کاملا مسبوق و مستحضرند که این بنده عاصی ستار، برای اجرای حکم شریعت غراء احمدی و حفظ بیضه اسلام مطابق احکام صادره علما اعلام عظام مرجع تقلید شیعه، از جان و مال و اولاد و هستی خود صرف نظر کرده فوق الطاقه کوشیده تا دولت جابره تبدیل بر دولت عادله به عبارت آخری دولت شورویه دایر شود، تا مگرآب رفته به جو بازگردد و قوانین حضرت سیدالمرسلین که سرمشق اهل کره از کفار و غیره گردیده رویه و مسلک اهل اسلام و کافه مسلمین و مسلمات بشود و برای معرفی خود به اهل عالم پس از تبدیل دولت جابره اطاعت اوامر مطاعه دولت عادله را کرده به مرکز که پایتخت ایران شناخته شود حاضر شده و برای تاکید بر معرفی خود به عالمیان در گوشه انزوا و عزلت هر قسم تعدیات وارده را محتمل، در این موقع برای پیشرفت قانون ، مظلومیت اختیار نمود. حالیه مدتی است از خارجه به دست داخله هر مصیبتی را که گوش آدمیان نتواند بشنود بر مظلومین اهل تبریز آورده شد آنچه که هیات محترم می دانند و جزییات و کلیات مصائب وارده را عالمند فامیل و اهل مرا جاناً و مالاً پایمال و املاک مرا خارجه توقیف نمود این مدت صبر کرد که شاید دست قدرت حضرت پروردگار هیاتی از وزرای فعال برای اجرای قوانین حقه بر قرار گردد، امروز دست قدرت تشکیل فرمود فحمداً له ثم حمداً له این است که ضبط املاک خود را در دست خوارج با این زحمات و خسارات و ایثار جان و مال نمی تواند صبر و تحمل کند آنچه را که لازمه صبر و تحمل و مظلومیت بوقت و اقتضای خود بود این توقیف و تصرف مظلومیت بوقت نامیده نمی شود که بتواند تامل کند دست تصرف خوارج در مال من اگر ساکت بنشینم بی غیرتی نامیده می شود استدعا از وجه آن پاک هیات محترم وزرا فعال که املاک مرا از توقیف خوارج محفوظ و محروس بدارند والّا جواب یصح السکوت مرحمت فرمایند تکلیف چاکر معلوم شود.

 ادام الله ظلهم العالی

دردناکترین بخش این نامه آن جاست که می نویسد «برای تاکید معرفی خود به عالمیان در گوشه انزوا و غربت همه قسم تعدیات وارده را متحمل، در این موقع برای پیشرفت قانون مظلومیت اختیار کردم.»

نکته باریک در ذیل نامه نوشته علاءالسلطنه نخست وزیر است که از منشورالملک وزیر اداره خارجه می خواهد که از طریق شریف الدوله کارگذار وزارت خارجه در تبریز، درباره اموال سردارملی تحقیق کند.این نشان می دهد که روسها، در این زمان (سال1291ش) به منظور خود رسیده و تا حد زیادی بند تبریز را از تهران بریده اند ورنه به قاعده نخست وزیر باید از طریق وزارت داخله اجرا را تعقیب می کرد.

ستارخان سردارملی در روز 25 آبان 1293 در همان خانه اجاره ای در تهران بدرود حیات گفت در حالی که فقط 48 سال داشت، سخت تر از عمری که به معامله اسب در تبریز گذراند و دو سالی که در جنگ گلوله بر سرش می بارید و بیم جان در پی بود،نزدیک پنج سال پایانی عمرش دور از تبریز گذشت.

ستارخان پیش از مرگ سیّد جلیل اردبیلی را مسئول و مباشر عزاداری خود برگزید و به او گفته بود «نگذارید[جنازه من] بسیار خوار شود.

جنازه سردار به شکوه تمام و بر دوش مردم قرار گرفت.هزاران تن به دنبالش روان بودند.دولت، مجلس رسمی گذاشت و مستوفی الممالک که نخست وزیر بود خود در ختم شرکت کرد.جسدش را در باغ طوطی حضرت عبدالعظیم به خاک سپردند.گوشه ای محقر .تا آنکه در سال 1324 آزادیخواهان بر آن بنایی کردند.اما آن بنا را به بهانه یی در سال 1325 عده یی دیگر خراب کردند.تا آنکه بعدها امیرخیزی و دیگر همرزمانش سنگ قبری برای آرامگاه او تهیه کردند و قبرش را از عزلت بدرآوردند...


ستارخان سردار ملی


انقلاب مشروطيت يکي از درخشان ترين صفحات تاريخ مبارزات ملت ايران است
صدمين سالگرد مشروطيت بارديگر به ما فرصت مي دهد که خاطره فداکاريها و قهرمانيهاي مبارزان و مجاهدان خود را گرامي بداريم و از آزادي و آزادانديشي آنان تجليل بعمل آوريم.
تاريخ کهنسال ميهن ما مشحون از جنبش و کوشش محروم ترين مردم و چهره هاي درخشاني از آنان عليه جباران و ستمگران و در راًس اين جنبش ها است.
کاوه آهنگر ، يعقوب رويگر و نادر پوستين دوز که عليه ظلم و ستم داخلي و خارجي قـد برافراشته ، دست به اسلحه برده و مبارزه را تا سرحد پيروزي رسانيده اند ، در تاريخ ميهن ما فراوانند.
صرف نظر از جنبه داخلي ، مبارزه عليه استعمار نيز از اواسط حکومت خاندان قاجار در دستور کار انقلابيون ايران قرار مي گيرد. جنگهاي ايران و روس ايرانيان را متوجه استعمار روسيه ميکند و پس از جنگهاي هرات استعمار انگليس بعنوان يک خطر جدي ملت ايران را تهديد ميکند .
کشتن ناصرالدين شاه به دست ميرزا رضا کرماني ، مردي که از ميان مردم برخاسته بود و بخاطر مردم دست به اين کار زده بودو با همان لحن مردم کوچه و بازار از آن دفاع کرد و بدون آن که گرفتار حقه بازي و لفاظي سياسي شود ، مرد و مردانه و مانند همه مردم حقيقت بين کوچه و بازار به مظفرالدين گفته بود " بله بقصد کشتن شاه بابا وارد حرم شدم و قلب شاه بابا را بهمين منظور هدف قرار دادم." نشانه روحيه انقلابي و جهت گرفتن آن در مسير توسل به آخرين علاج يعني قيام مسلحانه بر ضد ظلم و جور و زور است.
امّـا در ميان همه فرازهاي اين فرايند ، جنبش انقلابي ي مشروطه خواهي جائي ديگر و در ميان همه چهره هاي آن سيماي ستارخان جلائي ديگر دارد .
ستارخان سررشته نبرد اصلي و قاطعانه با استبداد محمد عليشاهي يعني نبرد مسلحانه عليه آنرا به کف گرفت و تا بساط جابرانه او را در هم نپيچيد ، آرام نگرفت و برجاي ننشست.
رهبر بي رقيب نهضت انقلابي مشروطيت و نيروهاي انقلابي مردم در اين زمان از بين پائين ترين اقشار ملت ايران برخاسته ، متجلي به خصائص و صفات ايشان بود. پافشاري ، مردانگي و از خود گذشتگي ستارخان و وفاداريش نسبت به منافع مردم در راه مبارزه عليه سلطه ظلم و استبداد و تجاوز خارجيان و صحت نظرش در انتخاب راه مبارزه مسلحانه در برابر خشونت و جبر استبداد و مقاومتي که از خود در اين راه نشان داد به او مقامي شامخ در بين چهره هاي درخشان تاريخ ايران داده است.
اين خصائل و صفات به ستارخان اجازه داد که از مرحله ساده ترين مجاهد متناسب با پيشرفت مبارزه و تشديد آن به مرتبه رهبري و پيشوائي مبارزه نائل آيد.
ستارخان ، قهرمان درخشان ستاره انقلاب مشروطيت وسردار ملي ايران در بيست و هشتم مهرماه 1245 شمسي در سرزمين سرسبز قره داغ و در يک خانواده روستايي چشم به جهان گشود.
ستارخان پس از کوچ خانواده اش به تبريز در جواني با نشان دادن دلاوريها در مبارزه با ستم و خودکامگي، نامش بر سر زبانها افتاد.ستارخان چنانچه از تصاويربه جاي مانده ، آشکار است ، مردي بلند قامت و قوي هيکل باچشماني روشن و نافذ بود که سوار بر اسب در کوچه هاي تبريزبا رشادت در برابر نيروهاي دولتي مقاومت مي کرد.
ستارخان با شروع نهضت مشروطه در راس مجاهدان آذربايجان قرار گرفت و چنان درايت و نبوغ نظامي از خود نشان داد که به يک چهره جهاني تبديل شد و از سوي ملت ايران به سردار ملي ملقـب شد.
در روزگاران سخت قيام تبريز و در ايامي که تعداد مجاهدين که در مقابل هزاران سپاه خونخوار استبداد مقاومت مي کردند از تعداد انگشتان دست تجاوز نمي کرد، ستارخان با شجاعت و رشادت بي پايان خود ، نهضت را به بهترين وجه رهبري نموده ، آن را از ظلمات دوران سختي گذرانده به سمت پيروزيهاي بعدي و عقب راندن نيروهاي دولتي از تبريز و فتح تهران رهنمون ساخت. سردار ملي در پيکارهاي رهايي بخش مردم آذربايجان ، خدمات گرانقدري به انقلاب و آزادي کشور کرد . در اين زمان در ايران کوچکترين نشانه اي از آزادي نبود
ستارخان با وجود اين که از نعمت سواد بي بهره بود ، نسبت به مسائل نهضت آگاهي کامل داشته و با دقت و امعان نظر خاص در مورد آنها تصميم مي گرفت.تصميماتي که بکرات صحت آنان در برابر ترديد ، دو دلي و تزلزل تحصيل کردگان زمان ثابت و مسلم شد.
هنگاميکه تقي زاده هاي محقق !! (که به راه خيانت به نهضت پيوستند) ميدان را خالي گذارده و فرار کرده بودند ، ستارخان مردانه مقاومت کرده ، راه صحيح مقابله با دژخيمان محمد عـليشاه را انتخاب نمود و صداي شليک تفنگهاي او و يارانش ، ولوله ي سياست بازاني را که در صدد تحکيم پايه هاي استبداد بودند ، محو کرد.
ستارخان هميشه پيشاپيش سربازان خود و در مرکز خطر جنگيد و هر گز خيال تسليم و شکست بخود راه نداد.
داستان عمل قهرمانانه اش در سرنگون کردن پرچمهاي سفيد تسليم در برابر استبداد بر سر در خانه ها در بعض محلات تبريز در سخت ترين لحظات مبارزه در ايامي که بيش از سي هزار سرباز و اجير دولتي ، عده ي قليل او را در محله اميرخيز محاصره کرده بودند ، سرمشقي از مقاومت و پايداري در لحظات سخت نبرد مي باشد. پس از سرنگوني بيرق هاي سفيد بود که شهر يک پارچه از جاي جنيد و تا سراسر ايران را به جنبش نياورد ، از پاي ننشست.
در چنين شرايطي بود که ستارخان قدعلم کرد ، ورق را برگرداند و با اين شاهکار خود جاني تازه در کالبد مردم دلمرده داد. مردمي که شراره هاي انقلاب را خاموش شده مي پنداشتند تا ديدند هنوز اخگري از خطه اي از کشور برخاست ، به سوي آن رو آورده و دلهاي خود را با نور آن روشني دادند.
ستار خان شجاعت را با فروتني ، رزمندگي را با جوانمردي ، سپاهيگري را با درايت ، و صداقت را با مردم دوستي توام داشت.اين قهرمان آزادي با اين ويژگي هاي برجسته در يک لحظه حساس و تاريخي به پا خاست که دموکراسي نوپاي ايران با کودتاي محمد علي شاه از بين رفته و ظلمت استبداد ، سراسر کشور را فرا گرفته بود.
جواب دندانشکن اين " اسب فروش بيسواد " به کنسول روس در تبريز که مي خواست به هر حيله او را از جنگ بازداشته و وادار به تسليم کند و باو پيشنهاد کرده بود که پرچم تزار روس را بر بالاي خانه خود نصب کند تا از حمله
دولتيان در امان باشد ، در روزگاري که وکيل با سواد تبريز ، تقي زاده در سفارت انگليس پنهان شده بود ، بهترين دليل بر احساسات عالي ميهن پرستانه وي و مقاومت و مبارزه آگاهانه اش دربرابر دخالت خارجيان در امور مملکت بود.
ستار خان در جواب کنسول روس گفته بود " ژنرال کنسول ، من ميخواهم هفت دولت به زير بيرق ايران بيايد . من زير بيرق بيگانه نروم."
ستارخان به صحت راه مبارزه مسلحانه براي نبرد با استبداد پي برده بود و در اين راه مردانه پايداري کرد. وي با وجود خيانت هائي که سياست بازان حرفه اي ( آنانکه تا قبل از پيروزي مجدد مشروطه ، ميدان مبارزه را خالي گذارده و يا به ثناگوئي از محمد عليشاه مشغول بودند) در حق او کردند و با ايجاد تفرقه و نفاق بين مجاهدين او را عليل و خانه نشين کردند ، هر گز بدنبال جاه طلبي و ارضاي هوس شخصي نرفت و در خدمت به مردم وفادار ماند و با زبان ساده و عاميانه ميگفت " من سگ توده هستم و ميخواهم پاسبان اين توده باشم."
مقاومت و پايمردي مردم تبريز به فرماندهي ستارخان در آن روزهاي خطرناک و پيروزي درخشان آنها بر دشمن بي رحم و سرتاپا مسلح نه تنها ملت ايران بلکه جهانيان را به شگفتي واداشت.
در اين زمان، نام ستارخان، سردار ملي که در آن موقع نماد قهرمانيهاي تبريزيان و مبارزات ملت ايران شناخته مي شد
در صفحه اول جرايد دنيا ، چاپ شده از سوي نشريات " بوکاچف" و " گاريبالدي" لقب گرفت.
بر اثر جانبازيهاي مجاهدان آذربايجان به سرکردگي ستارخان بود که استبداد صغير سقوط کرده و فاتحين تهران دست به تشکيل دولت زدند. در واقع تحقيري که بر اثر بمباران مجلس و استيلاي استبداد صغيربه کشور تحميل شده بود با دلاوري و از خود گذشتگي مردم تبريز و در پيشاپيش آنان ، ستارخان شسته شد.
فاجعه پارک اتابک که در آن ستارخان به دست دشمنان ملت زخمي شد ، نقطه شومي در تاريخ مشروطه شد و پس از آن حادثه ناگوار که درتاريخ چهاردهم مرداد 1289 يعني در چهارمين سالروز صدور فرمان مشروطه که نيروهاي مسلح دولتي پارک اتابک را محاصره کرده و سردار ملي را از پا زخمي کردند ، مسير نهضت مردمي و ضد امپرياليستي مشروطه را منحرف کرده و در کانال خواست هاي استعمارگران و ايادي آنها يعني همان کهنه درباريان و ضد انقلابيون انداخت. ستارخان بعد از نبرد باغ اتابک زمينگير شد و معالجات پزشکان حاذق تهران براي مداواي پاي او به جائي نرسيد و چهار سال و اندي پس از اين رويداد جانگداز در تهران زندگي کرد ، تا اينکه در تاريخ 25 آبان ماه 1293 شمسي برابر 16نوامبر 1914 ميلادي در يک خانه اجاره اي در تهران در حالي که 48 سال بيشتر نداشت ، چشم از جهان نامردمي ها فرو بست.
مزار اين گرد دلاور که آزاديخواهي صادق بود ، در باغ طوطي شهر ري مي باشد.
از پشت بام باغ اتابک / تا کوچه باغهاي اميرخيز / يک جاده خون / يک کاروان شهيد را / همپاي شبگريزي اين فوجهاي بي سردار / همراه مي برد/ تا آستانه " ستار " / " ستار " / بر کوهه دريده زين / ـ را نشکافته / با آن گلوي خونين چه تلخ مي خواند. / آواز اين قبيله چه زيباست. / .../ باد از هراس شب / در زير چتر خوني باران / پر مي کشد به کوه / تا خفـيه گاه ايمن خورشيد / و از ستيغ سربي البرز/ اين صبح سربلند/ ـ که مي رويد / آواز تازه عاشق هاست / آواز اين قبيله چه زيباست. ( ايرج جنتي عطايي)
ستارخان صد سال پيش راه صحيح مبارزه مسلحانه در برابر استبداد محمد عليشاهي را به مبارزان و مجاهدان انقلاب مشروطه نشان داد ، راهي که هر زمان ، اگر همه راههاي مسالمت آميز و دموکراتيک مردم در برابرمستبدين مسدود گردد ، هنوز هم براي سرنگوني ديکـتاتورها معتبر است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت 11:37  توسط ساسان  | 

مديريت مهارت‌هاي اجتماعي براي تغيير رفتار

مديريت مهارت‌هاي اجتماعي براي تغيير رفتار

 

نيازهاي زندگي امروز، تغييرات سريع اجتماعي، فرهنگي، تغيير ساختار خانواده، شبكه گسترده و پيچيده ارتباطات انساني و تنوع، گستردگي و هجوم منابع اطلاعاتي انسان‌ها را با چالش‌ها، استرس‌ها و فشارهاي متعددي روبرو كرده است كه مقابله مؤثر با آنها نيازمند توانمندي‌هاي رواني- اجتماعي است.


 
نيازهاي زندگي امروز، تغييرات سريع اجتماعي، فرهنگي، تغيير ساختار خانواده، شبكه گسترده و پيچيده ارتباطات انساني و تنوع، گستردگي و هجوم منابع اطلاعاتي انسان‌ها را با چالش‌ها، استرس‌ها و فشارهاي متعددي روبرو كرده است كه مقابله مؤثر با آنها نيازمند توانمندي‌هاي رواني- اجتماعي است.


فقدان مهارت‌ها و توانايي‌هاي عاطفي، رواني و اجتماعي افراد را در مواجهه با مسائل و مشكلات، آسيب‌پذير كرده و آنها را در معرض انواع اختلالات رواني، اجتماعي و رفتاري قرار مي‌دهد. در سال 1993 آموزش مهارت‌هاي زندگي از سوي سازمان ملل متحد به كشورهاي عضو به طور جدي توصيه شد.

اين تحول، فعاليت علاقه‌مندان به كاربرد روانشناسي در زندگي روزمره با هدف ارتقاي بهداشت رواني جامعه را در ايران وارد مرحله جديدي ساخت. مهارت‌هاي زندگي توانايي‌هايي هستند كه به ما كمك مي‌كنند تا در موقعيت‌هاي مختلف، عاقلانه و صحيح رفتار كنيم، به طوري كه آرامش داشته باشيم، لذت ببريم و در عين حال با ديگران ارتباط سازگارانه و مفيدي را برقرار كنيم و بدون توسل به خشونت يا خودخوري بتوانيم مسائل پيش‌آمده را حل كنيم و ضمن كسب موفقيت در زندگي احساس شادماني داشته باشيم.

 مهارت‌هاي اجتماعي شامل قابليت‌هايي مي‌شود كه تواماً هوش اجتماعي ناميده مي‌شوند. مهارت‌هاي اجتماعي شامل قابليت بيان افكار در تبادلات اجتماعي، دانش نسبت به نقش‌ها و ارزش‌هاي اجتماعي، مهارت درك شرايط مختلف اجتماعي، مهارت‌هاي حل مسئله و مهارت‌هاي ايفاي نقش‌هاي اجتماعي است.

اصولا مهارت با دانايي تفاوت دارد. همانطور كه فرد با خواندن كتاب آموزش شنا، فقط علم به موضوع پيدا مي‌كند و شناكردن ياد نمي‌گيرد، دانستن اين مهارت‌ها هم كافي نيست بلكه با تمرين مستمر و به كارگيري به مرور در زندگي روزمره، مي‌توانيم مهارت‌هاي اجتماعي را مديريت كرده و در شرايط مختلف اجتماعي رفتار مناسب داشته باشيم.
مديريت و آموزش مهارت‌هاي زندگي، به معني برخورداري از توانايي‌هاي لازم در حل مشكلات و جلوگيري از تبديل‌شدن آنها به بحران‌هاي فرسايشي است.


مهارت‌هاي زندگي، از طريق آموزش و تجربه قابل استفاده است و فرايندي است كه موجب ثبات در شخصيت و عمق در هويت شده، توسعه‌ فرهنگ فردي را سامان مي‌بخشد و موجب رضايت و مقبوليت و موفقيت در زندگي مي‌شود. "ايلين ماليگن" يكي از مربيان آموزش زندگي، در اين رابطه مي‌گويد: "آموزش زندگي، نه يك شيوه‌ درماني بلكه شيوه عملي و مبتني بر اهداف است.

در اين شيوه ما به جاي پرداختن به ريشه‌هاي مشكلات موجود در زندگي، سعي مي‌كنيم به راه‌حل‌هاي آنها بينديشيم."
در حقيقت، آموزش زندگي با ارائه راه‌حل‌هاي نوين و مؤثر، فرد را براي مقابله با مشكلات فرا مي‌خواند و در نهايت مي‌آموزد كه هر فرد، چگونه آموزگار زندگي خود باشد. همه‌ ما انسان‌ها، اغلب در زندگي، با مسائل و مشكلاتي مواجه هستيم؛ مسائلي كه گاه به دليل دامنه، وسعت و شدت آنها، به نظر پيچيده و غير قابل حل هستند. بايد بدانيم كه همه‌ مشكلات، با رعايت يك اصل مهم، به راحتي از بين خواهند رفت و آن اصل، چيزي نيست جز تعيين "بايدها و نبايدها".


مهارت‌هاي زندگي توانايي‌هايي هستند كه به ما كمك مي‌كنند در موقعيت‌هاي مختلف، عاقلانه و صحيح رفتار كنيم، به طوري كه با خود و ديگران سازگارانه ارتباط برقرار كرده و بدون توسل به خشونت بتوانيم مسائل پيش آمده را حل كنيم و ضمن كسب موفقيت در زندگي، احساس شادماني داشته باشيم.


مهارت‌هاي زندگي شامل مجموعه‌اي از توانايي‌ها هستند كه قدرت سازگاري و رفتار مثبت و كارآمد را افزايش مي‌دهند. در نتيجه شخص قادر مي‌شود بدون اينكه به خود يا ديگران صدمه بزند، مسئوليت‌هاي مربوط به نقش اجتماعي خود را بپذيرد و با چالش‌ها و مشكلات روزانه زندگي به شكل مؤثر روبرو شود. محققان تأثير مثبت مهارت‌هاي زندگي را در كاهش سوء مصرف مواد، استفاده از ظرفيت‌ها و توانمندي‌هاي هوشي و شناختي، پيشگيري از رفتارهاي خشونت‌آميز، افزايش خوداتكايي و اعتماد به نفس و... مورد تأييد قرار داده‌اند، به ويژه در كاهش سوء مصرف مواد بر نقش كليدي مهارت‌هاي زندگي تأكيد مي‌شود. همچنين آموزش اين مهارت‌ها به عنوان يك روش عام پيشگيري از آسيب‌هاي فردي و اجتماعي مورد تأكيد بوده است. در مطالعه اسميت نشان داده شد كه آموزش مهارت‌هاي زندگي به طور قابل توجهي منجر به كاهش مصرف مواد‌مخدر در جوانان مي‌شود.


اسميت و گري نيز نشان دادند كه آموزش مهارت‌هاي زندگي اثر معني‌داري بر توانايي‌هاي رهبري و مديريت در جوانان دارد. فرايند نقش مهارت‌هاي زندگي در ارتقاي بهداشت روان را به شكل زير مي‌توان نشان داد:
يادگيري موفقيت‌آميز مهارت‌هاي زندگي، احساس يادگيرنده را در مورد خود و ديگران تحت تأثير قرار مي‌دهد و علاوه بر اين، كسب اين مهارت‌ها نگرش ديگران را نيز در مورد فرد تغيير مي‌دهد. به همين خاطر كسب مهارت‌هاي زندگي هم شخص را تغيير مي‌دهد و هم محيط را، و اين اصل دو سويه، ارتقاي بهداشت روان را شتابي دوچندان مي‌بخشد.

مهارت‌هاي ده‌گانه زندگي
سازمان بهداشت جهاني مهارت‌هاي زندگي را با عناوين ده‌گانه زير مشخص كرده است. رمز برخورداري از اين مهارت‌ها، دانستن، تمرين و به كارگيري هر چه بيشتر در زندگي روزمره است.

1. خود‌آگاهي
مهارت خودآگاهي، توانايي شناخت از نقاط ضعف و قوت خواسته‌ها، نيازها، رغبت‌ها و تصوير واقع‌بينانه از خود است تا حقوق فردي، اجتماعي و مسئوليت‌هاي خود را بهتر بشناسيم. با كسب اين مهارت به اين سؤال اساسي كه "من كيستم؟" پاسخ مي‌گوييم.
2.
همدلي
همدلي يعني اينكه فرد بتواند زندگي ديگران را حتي زماني كه در آن شرايط قرار ندارد درك كند. همدلي به فرد كمك مي‌كند تا بتواند انسان‌هاي ديگر را حتي وقتي با آنها متفاوت است بپذيرد و به آنها

احترام بگذارد. همدلي روابط اجتماعي را بهبود مي‌بخشد و به ايجاد رفتارهاي حمايت‌كننده و پذيرنده، نسبت به انسان‌هاي ديگر منجر مي‌شود. اين مهارت موجب مي‌شود تا به ديگران توجه كرده و آنها را دوست داشته باشيم و خود نيز مورد توجه و دوست داشتن ديگران قرار بگيريم و با ايجاد روابط اجتماعي بهتر به هم نزديكتر شويم.
3.
ارتباط مؤثر
كسب اين مهارت به ما مي‌آموزد براي درك موقعيت ديگران چگونه به سخنان آنان فعالانه گوش دهيم و چگونه ديگران را از احساس و نيازهاي خود آگاه كنيم تا ضمن به دست آوردن خواسته‌هاي خود طرف مقابل نيز احساس رضايت كند.
4.
روابط بين فردي
مهارتي است كه موجب مي‌شود ضمن تقويت روحيه مشاركت، روابط بين فردي مثبت و مؤثر فرد با انسان‌هاي ديگر ايجاد شود. يكي از اين موارد، توانايي ايجاد روابط دوستانه است كه در سلامت رواني و اجتماعي، روابط گرم خانوادگي، به عنوان يك منبع مهم روابط اجتماعي سالم نقش بسيار مهمي ‌دارد.
5.
تصميم‌گيري
مهارت تصميم‌گيري به ما كمك مي‌كند تا با اطلاعات و آگاهي كافي با توجه به اهداف واقع‌بينانه خود، از بين راه‌حل‌هاي مختلف بهترين راه‌حل را انتخاب كرده و به كار بگيريم و پذيراي پيامدهاي آن نيز باشيم.
اين توانايي به فرد كمك مي‌كند تا به نحو مؤثرتري در مورد مسائل تصميم‌گيري كند. اگر كودكان و نوجوانان بتوانند فعالانه در مورد اعمالشان تصميم‌گيري كنند، جوانب مختلف انتخاب را بررسي كرده و پيامد هر انتخاب را ارزيابي كنند، مسلما در سطوح بالاتر بهداشت رواني قرار خواهند گرفت.
6.
توانايي حل مسئله
مهارت حل مسئله اين توانايي را به ما مي‌دهد كه با توجه به تجارب عملي و توانمندي‌هاي ذهني خود بتوانيم در جهت حل مسئله يا مشكل قدم برداشته و به نتيجه مطلوب دست يابيم. اين توانايي همچنين فرد را قادر مي‌سازد تا به طور مؤثرتري مسائل زندگي را حل كند. مسائل مهم زندگي چنانچه حل نشده باقي بمانند، استرس رواني ايجاد مي‌كنند كه به فشار جسمي‌ منجر مي‌شود.

7. تفكر خلاق
فكر كردن مهارتي است كه از كودكي مي‌آموزيم. مهارت تفكر خلاق، قدرت كشف و توليد انديشه جديد را براي ما فراهم مي‌آورد. مهارت تفكر خلاق به ما كمك مي‌كند در مواجهه با حوادث ناگوار چگونه احساسات منفي خود را به احساسات مثبت تبديل كنيم. تفكر خلاق نوع ديگر ديدن است. در اين تفكر هيچگاه مشكل يك عامل مزاحم به حساب نمي‌آيد بلكه يك فرصت براي كشف راه‌حل‌هاي نو و بديع تلقي مي‌شودكه تاكنون كسي به آن توجه نكرده است.
8.
تفكر انتقادي
تفكر نقادانه نوعي ديگر از تفكر است. كسب اين مهارت به ما مي‌آموزد تا هر چيزي را به‌سادگي قبول يا رد كنيم، ابتدا در مورد آن موضوع سؤال و استدلال كنيم، سپس بپذيريم يا رد كنيم.
كساني كه از تفكر نقادانه برخوردارند، فريب ديگران را نمي‌خورند و به راحتي جذب گروه‌ها و افراد و... نمي‌شوند، چرا كه همواره با سؤال كردن به عاقبت كار مي‌انديشند.
9.
مقابله با هيجان‌هاي ناخوشايند
اين توانايي فرد را قادر مي‌سازد تا هيجان‌ها را در خود و ديگران تشخيص دهد، نحوه تأثير هيجان‌ها بر رفتار را بداند و بتواند واكنش مناسبي به هيجان‌هاي مختلف نشان دهد. اگر با حالات هيجاني، مثل غم و خشم يا اضطراب درست برخورد نشود اين هيجان تأثير منفي‌اي بر سلامت جسمي ‌و رواني خواهد گذاشت و براي سلامت، پيامدهاي منفي به دنبال خواهد داشت.
10.
توانايي مقابله با استرس
اين توانايي شامل شناخت استرس‌هاي مختلف زندگي و تأثير آنها بر فرد است. شناسايي منابع استرس و نحوه تأثير آن بر انسان، فرد را قادر مي‌سازد تا با اعمال و موضع‌گيري‌هاي خود فشار و استرس را كاهش دهد.


موارد كاربرد مهارت‌هاي زندگي
الف. افزايش سلامت رواني و جسماني 

1. تقويت اعتماد به خويشتن و احترام به خود
2.
تجهيز اشخاص به ابزار و روش‌هاي مقابله با فشارهاي محيطي و رواني
3.
كمك به تقويت و توسعه ارتباطات دوستانه، مفيد و سالم
4.
ارتقاي سطح رفتارهاي سالم و مفيد اجتماعي


ب. پيشگيري از مشكلات رواني، رفتاري و اجتماعي
1.
مصرف سيگار و سوء مصرف مواد‌مخدر
2.
بروز اختلالات رواني و مشكلات رواني - اجتماعي
3.
خودكشي در نوجوانان و جوانان
4.
رفتارهاي خشونت‌آميز
5.
شيوع ايدز
6.
بي‌بند و باري

 

اهداف مهارت‌هاي زندگي
بخشي از اهداف مهارت‌هاي زندگي عبارت است از:
تقويت اعتماد به نفس
تقويت روحيه مشاركت و همكاري
رشد و تقويت عواطف انساني
ايجاد روحيه مقاومت در برابر تبليغات مسموم
كمك به شناسايي و بيان احساسات
تأمين سلامت جسمي و بهداشت رواني
تقويت مهارت‌هاي ارتباطي
ساختن يك شهروند متعادل و مقبول اجتماع
تقويت روحيه همزيستي ‌مسالمت‌آميز
ارتقاي سازگاري فرد با خودش، ديگران و محيط زندگيش

فوايد و كاربردهاي مهارت زندگي براي ما
1. نحوه كنار آمدن با انتظارات متفاوت خود، خانواده، همسر، فرزندان، دوستان، همكاران، فاميل و جامعه
2.
روابط لذت‌بخش و رشد‌دهنده با امكانات، تكنولوژي و محيط زندگي
3.
دفع فشارهاي رواني از طرف محيط‌هاي متفاوت
4.
سازگاري با مسائل اقتصادي و نيازهاي معيشتي
5.
مديريت خانواده و تربيت فرزندان
6.
تقويت اعتماد به نفس
7.
رشد و تقويت عواطف و احساسات انساني
8.
شناخت و كنترل هيجانات و احساسات خود و ديگران
9.
تقويت مهارت‌هاي ارتباطي
10.
تأمين سلامت جسمي و بهداشت رواني
11.
رفع درگيري‌ها و تنش‌هاي دروني
12.
تأمين آرامش و لذت زندگي
13.
رشد شخصي، خودشكوفايي، بالندگي، خوشبختي و شادابي.


مهارت تغيير رفتار
در روانشناسي انسانگرا كه با تكيه بر اراده معطوف به تغيير و تحول فرد، انسان را عامل منفعل و بلا اراده در مقابل شرايط محيطي و تربيتي كه به او تحميل شده است نمي‌داند و به تلاش انسان براي رسيدن به خوشبختي و دستيابي به خود شكوفايي اشاره دارد، راه حصول آن را طي مراحلي مي‌داند كه از رفع نيازهاي زيستي انسان آغاز مي‌شود (كه اين مراحل تحت عنوان سلسله مراتب نيازهاي آبراهام مازلو مشهور است) و اكنون كه آموزش مهارت‌هاي زندگي در دستور كار سازمان‌هاي بين‌المللي قرار دارد تلاش فرد و نقش او در تأمين اين نيازها براي رسيدن به خودشكوفايي از اهميت ويژه‌اي برخوردار است.

 
از اين رو سلسله مراتب نيازهاي آبراهام مازلو را نيز مي‌توان در قالب مهارت‌هاي زندگي چنين طبقه بندي كرد:
1.
ارضاء نيازهاي زيستي و فيزيولوژيايي: مهارت رفع نيازهاي زيستي براي بقا و صيانت ذات
2.
ارضاء نياز به احساس امنيت و دوري از خطر: مهارت محافظت از خود در مقابل مخاطرات براي احساس ايمني
3.
ارضاء نياز به تعلق و وابستگي به گروه: مهارت همراهي و جذب در گروه و كسب حمايت آنان
4.
ارضاء نيازهاي عزت نفس و انگيزه پيشرفت: مهارت كسب و حفظ و تقويت عزت نفس و ايجاد انگيزه پيشرفت
5.
ارضاء نيازهاي شناختي، دانستن و كاوش: مهارت يادگيري و كسب دانش و آگاهي براي رسيدن به دانايي
6.
ارضاء نيازهاي ذوقي و هنري: مهارت درك زيبايي‌ها و پرورش استعدادهاي ذوقي و هنري
7.
ارضاء نيازهاي كشف و تقويت استعدادها تا مرحله رسيدن به خودشكوفايي: مهارت كشف و تقويت و بروز استعدادها براي رسيدن به خودشكوفايي

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت 11:36  توسط ساسان  | 

مجلس شورای اسلامی

مجلس شورای اسلامی

مجلس شورای اسلامی رکن اصلی قوه مقننه در نظام جمهوری اسلامی ایران است که از نمایندگان منتخب مردم تشکیل شده و مصوبات آن در صورت تأیید شورای نگهبان برای اجرا به قوه مجریه ایران و قوه قضائیه ابلاغ خواهد شد.[۱] در برخی مسائل بسیار مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ممکن است اعمال قوه مقننه از راه همه‌پرسی و مراجعه مستقیم به آراء مردم صورت گیرد که در خواست این مراجعه به آراء عمومی نیز باید به تصویب دو سوم مجموع نمایندگان مجلس برسد.[۲] مجلس ایران از سایر قوا مستقل است و به‌طور قانونی نباید هیچ اثرگذاری از بیرون بر تصمیمات مجلس وجود داشته باشد.[۳]

هم‌اینک در دوره هشتم مجلس شورای اسلامی تعداد نمایندگان مجلس ۲۹۰ نفر است و ریاست این دوره از مجلس به عهده علی اردشیر لاریجانی است.

پیشینه مجلس در ایران

اولین مجلس شناخته شده در تاریخ ایران به زمان اشکانیان باز می‌گردد. در این دوران مجلس مهستان از میان بزرگان و اشراف ایرانی تشکیل می‌شده‌است. پس از حمله اعراب به ایران بساط مجلس در حکومت‌های ایران برای بیش از هزار سال برچیده شد.

در زمان ناصرالدین شاه وی در چند مورد مجوز تشکیل مجالسی را صادر کرد. از جمله مجلس ۲۵ نفره «مصلحت خانه» یا به اختصار «مجلس مشورت»[۴] و مجلس وکلای تجار[۵].

نوشتار اصلی: مجلس شورای ملی

تشکیل اولین مجلس ملی کشور به انقلاب مشروطه باز می‌گردد که فرمان تشکیل آن در روز ۱۴ مرداد سال ۱۲۸۵ توسط مظفرالدین شاه به امضا رسید.[۶] مجلس شورای ملی (که در فرمان مشروطیت نیز یک بار مجلس شورای اسلامی خوانده شده بود) از ۱۲۸۵ تا ۱۳۶۸ در حدود ۸۳ سال به حیات خود ادامه داد و در جریان بازنگری در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۶۸ از مجلس شورای ملی به مجلس شورای اسلامی تغییر نام پیدا کرد.

تعریف مجلس شورای اسلامی

بر طبق اصل ۶۲ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، مجلس شورای اسلامی از نمایندگان ملت که به طور مستقیم و با رأی مخفی انتخاب می‌شوند تشکیل می‌گردد. دوره نمایندگی در این مجلس چهار سال است که انتخابات هر دوره باید پیش از پایان دوره قبل برگزار شود، به طوری که کشور در هیچ زمان بدون مجلس نباشد.[۷]

عده نمایندگان مجلس دویست و هفتاد نفر است و از تاریخ همه‌پرسی سال ۱۳۶۸ پس از هر ده سال، با در نظر گرفتن عوامل انسانی، سیاسی، جغرافیایی و نظایر آنها حداکثر بیست نفر نماینده می‌تواند اضافه شود. زرتشتیان و کلیمیان هر کدام یک نماینده و مسیحیان آشوری و کلدانی مجموعا یک نمایند و مسیحیان ارمنی جنوب و شمال هر کدام یک نماینده انتخاب می‌کنند. محدوده حوزه‌های انتخابیه و تعداد نمایندگان را قانون معین می‌کند.[۸]

پس از برگزاری انتخابات، جلسات مجلس شورای اسلامی با حضور دو سوم مجموع نمایندگان رسمیت می‌یابد و تصویب طرحها و لوایح طبق آیین‌نامه مصوب داخلی انجام می‌گیرد مگر در مواردی که در قانون اساسی نصاب خاصی تعیین شده باشد. برای تصویب آیین‌نامه داخلی موافقت دو سوم حاضران لازم است. [۹]

در زمان جنگ و اشغال نظامی کشور به پیشنهاد رییس جمهور و تصویب سه چهارم مجموع نمایندگان و تأیید شورای نگهبان از انتخابات نقاط اشغال شده یا تمامی مملکت برای مدت معینی متوقف می‌شود و در صورت عدم تشکیل مجلس جدید، مجلس سابق همچنان به کار خود ادامه خواهد داد.[۱۰]

مذاکرات مجلس شورای اسلامی باید علنی باشد و گزارش کامل آن از طریق رادیو و روزنامه رسمی برای اطلاع عموم منتشر شود. تنها در شرایط اضطراری و در صورتی که رعایت امنیت کشور ایجاب کند، به تقاضای رییس جمهور یا یکی از وزراء یا ده نفر از نمایندگان، جلسه غیر علنی تشکیل می‌شود. مصوبات جلسه غیر علنی در صورتی معتبر است که با حضور شورای نگهبان به تصویب سه چهارم مجموع نمایندگان برسد. گزارش و مصوبات این جلسات باید پس از بر طرف شدن شرایط اضطراری برای اطلاع عموم منتشر گردد.. [۱۱]

وظایف و اختیارات و محدودیت‌های مجلس

  • مجلس شورای اسلامی در عموم مسایل در حدود مقرر در قانون اساسی می‌تواند قانون وضع کند.[۱۲]
  • مجلس شورای اسلامی نمی‌تواند قوانینی وضع کند که با اصول و احکام مذهب رسمی کشور یا قانون اساسی مغایرت داشته باشد. تشخیص این امر بر عهده شورای نگهبان است.[۱۳]

 

  • تعیین رئیس مجلس شورای اسلامی توسط نمایندگان مجلس صورت می‌گیرد.
  • شرح و تفسیر قوانین عادی در صلاحیت مجلس شورای اسلامی است.[۱۴]
  • لوایح قانونی پس از تصویب هیأت وزیران به مجلس تقدیم می‌شود و طرحهای قانونی به پیشنهاد حداقل پانزده نفر از نمایندگان، در مجلس شورای اسلامی قابل طرح است.[۱۵]
  • طرح‌های قانونی و پیشنهادها و اصلاحاتی که نمایندگان در خصوص لوایح قانونی عنوان می‌کنند و به تقلیل درآمد عمومی یا افزایش هزینه عمومی می‌انجامد، در صورتی قابل طرح در مجلس است که در آن طریق جبران کاهش درآمد یا تأمین هزینه جدید نیز معلوم شده باشد.[۱۶]

 

  • مجلس شورای اسلامی حق تحقیق و تفحص در تمام امور کشور را دارد.[۱۷]
  • عهدنامه‌ها، مقاوله‌نامه‌ها، قراردادها و موافقت‌نامه‏‏های بین‌المللی باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد.[۱۸]
  • هر گونه تغییر در خطوط مرزی ممنوع است مگر اصلاحات جزیی با رعایت مصالح کشور، به شرط این که یک طرفه نباشد و به استقلال و تمامیت ارضی کشور لطمه نزدند و به تصویب چهار پنجم مجموع نمایندگان مجلس شورای اسلامی برسد.[۱۹]
  • هرچند برقراری حکومت نظامی ممنوع است اما در حالت جنگ و شرایط اضطراری نظیر آن، دولت حق دارد با تصویب مجلس شورای اسلامی موقتا محدودیتهای ضروری را برقرار نماید، ولی مدت آن به هر حال نمی‌تواند بیش از سی روز باشد و در صورتی که ضرورت همینان باقی باشد دولت موظف است مجددا از مجلس کسب مجوز کند.[۲۰]
  • گرفتن و دادن وام یا کمکهای بدون عوض داخلی و خارجی از طرف دولت باید با تصویب مجلس شورای اسلامی باشد.[۲۱]
  • استخدام کارشناسان خارجی از طرف دولت ممنوع است مگر در موارد ضرورت با تصویب مجلس شورای اسلامی.[۲۲]
  • بناها و اموالی دولتی که ملی اعلام شده باشد قابل انتقال به غیر نیست مگر با تصویب مجلس شورای اسلامی آن هم در صورتی که انتفای آن منحصر به فرد نباشد.[۲۳]
  • مجلس نمی‌تواند اختیار قانونگذاری را به شخص یا هیأتی واگذار کند ولی در موارد ضروری می‌تواند اختیار وضع بعضی از قوانین را با به کمیسیون‌های داخلی خود تفویض کند، در این صورت این قوانین در مدتی که مجلس تعیین می‌نماید به صورت آزمایشی اجرا می‌شود و تصویب نهایی آنها با مجلس خواهد بود.[۲۴]
  • رییس جمهور برای هیأت وزیران پس از تشکیل و پیش از هر اقدام دیگر باید از مجلس رأی اعتماد بگیرد.[۲۵]
  • در هر مورد که حداقل یک چهارم کل نمایندگان مجلس شورای اسلامی از رییس جمهور و یا هر یک از نمایندگان از وزیر مسئول، درباره یکی از وظایف آنان سوال کنند، رییس جمهور یا وزیر موظف است در مجلس حاضر شود و به سوال جواب دهد و این جواب نباید در مورد رییس جمهور بیش از یک ماه و در مورد وزیر بیش از ده روز به تأخیر افتاد مگر با عذر موجه به تشخیص مجلس شورای اسلامی.[۲۶]
  • نمایندگان مجلس شورای اسلامی می‌توانند در مواردی که لازم می‌دانند هیأت وزیران یا هر یک از وزرا را استیضاح کنند، استیضاح وقتی قابل طرح در مجلس است که با امضای حداقل ده نفر از نمایندگان به مجلس تقدیم شود. هیأت وزیران یا وزیر مورد استیضاح باید ظرف مدت ده روز پس از طرح آن در مجلس حاضر شود و به آن پاسخ گوید و از مجلس رأی اعتماد بخواهد. در صورت عدم حضور هیأت وزیران یا وزیر برای پاسخ، نمایندگان مزبور درباره استیضاح خود توضیحات لازم را می‌دهند و در صورتی که مجلس مقتضی بداند اعلام رأی عدم اعتماد خواهد کرد. اگر مجلس رأی اعتماد نداد هیأت وزیران یا وزیران یا وزیر مورد استیضاح عزل می‌شود. در هر دو صورت وزرای مورد استیضاح نمی‌توانند در هیأت وزیرانی که بلافاصله بعد از آن تشکیل می‌شود عضویت پیدا کنند.
  • در صورتی که حداقل یک سوم از نمایندگان مجلس شورای اسلامی رییس جمهور را در مقام اجرای وظایف مدیریت قوه مجریه و اداره امور اجرایی کشور مورد استیضاح قرار دهند، رییس جمهور باید ظرف مدت یک ماه پس از طرح آن در مجلس حاضر شود و در خصوص مسایل مطرح شده توضیحات کافی بدهد. در صورتی که پس از بیانات نمایندگان مخالف و موافق و پاسخ رییس جمهور، اکثریت دو سوم کل نمایندگان به عدم کفایت رییس جمهور رأی دادند مراتب جهت اجرای بند ده اصل یکصد و دهم به اطلاع مقام رهبری می‌رسد.[۲۷]
  • هر کس شکایتی از طرز کار مجلس یا قوه مجریه یا قوه قضاییه داشته باشد، می‌تواند شکایت خود را کتبا به مجلس شورای اسلامی عرضه کند. مجلس موظف است به این شکایات رسیدگی کند و پاسخ کافی دهد و در مواردی که شکایت به قوه مجریه و یا قوه قضاییه مربوط است رسیدگی و پاسخ کافی از آنها بخواهد و در مدت متناسب نتیجه را اعلام نماید و در موردی که مربوط به عموم باشد به اطلاع عامه برساند.[۲۸]

شرایط داوطلبین شرکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی

همانگونه که گفته شد نامزدهای شرکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی باید مورد تایید نهادهای مربوط قرار گیرند. این نهادها به دو گروه تقسیم می‌شوند. اول هیئت‌های اجرایی که وابسته به دولت و وزارت کشور هستند و دوم شورای نگهبان.

هیئت‌های اجرایی برای هر داوطلب هفت شرط را مورد بررسی قرار می‌دهند و در صورت احراز تمامی این شروط از جانب داوطلب وی را برای تایید صلاحیت به شورای نگهبان معرفی می‌کنند. شرایط هفت گانه به شرح زیر است:

  1. داشتن سلامت جسمانی در حد نعمت بینایی، شنوایی و گویایی
  2. عدم سوء پیشینه و محکومیت قضایی
  3. عدم سوء شهرت در حوزه انتخابیه
  4. داشتن حداقل ۳۰ سال کامل سن
  5. داشتن حداقل مدرک کارشناسی ارشد و یا معادل آن (بنا بر یک تبصره افراد دارای مدرک کارشناسی که سابقه پنج سال کار در حد کارشناسی را داشته باشند نیز مجاز به ثبت نام هستند.)
  6. اعتقاد و التزام عملی به نظام جمهوری اسلامی ایران و قانون اساسی آن
  7. اعتقاد و التزام عملی به اسلام و اصل مترقی ولایت مطلقه فقیه

پس از هیئت‌های اجرایی نوبت به شورای نگهبان می‌رسد که به تایید صلاحیت داوطلبین شرکت در انتخابات مجلس بپردازد. در صورتی که شورای نگهبان نیز صلاحیت داوطلبی را تایید کرد وی می‌تواند در انتخابات شرکت کند.

شرایط، حقوق و محدودیت‌های نمایندگان

  • سوگند: نمایندگان برگزیده که پس از تایید صلاحیت از جانب نهادهای مسئول در انتخابات به پیروزی دست پیدا کردند، در اولین گام باید در صحن مجلس سوگندی را ادا کنند که در آن به کتاب قرآن قسم می‌خورند. متن این سوگندنامه به شرح زیر است:

«

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

من در برابر قرآن مجید، به خدای قادر متعال سوگند یاد می‌کنم و با تکیه بر شرف انسانی خویش تعهد می‌نمایم که پاسدار حریم اسلام و نگاهبان دستاوردهای انقلاب اسلامی ملت ایران و مبانی جمهوری اسلامی باشم، ودیعه‌ای را که ملت به ما سپرده به عنوان امینی عادل پاسداری کنم و در انجام وظایف وکالت، امانت و تقوی را رعایت نمایم و همواره به استقلال و اعتلای کشور و حفظ حقوق ملت و خدمت به مردم پایبند باشم، از قانون اساسی دفاع کنم و در گفته‌ها و نوشته‌ها و اظهارنظرها، استقلال کشور و آزادی مردم و تأمین مصالح آنها را مد نظر داشته باشم.

 »

نمایندگان اقلیت‌های مذهبی نیز همین سوگند را ذکر می‌کنند و تنها به جای قرآن نام کتاب مقدس خود —اوستا، انجیل یا تورات— را بر زبان می‌آورند.[۲۹]

  • هر نماینده در برابر تمام ملت مسئول است و حق دارد در همه مسایل داخلی و خارجی کشور اظهار نظر نماید.[۳۰]
  • سمت نمایندگی قائم به شخص است و قابل واگذاری به دیگری نیست.[۳۱]
  • نمایندگان مجلس در مقام ایفای وظایف نمایندگی در اظهار نظر و رأی خود کاملاً آزادند و نمی‌توان آنها را به سبب نظراتی که در مجلس اظهار کرده‌اند یا آرایی که در مقام ایفای وظایف نمایندگی خود داده‌اند تعقیب یا توقیف کرد.‏ [۳۲]

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت 11:35  توسط ساسان  | 

لکنت زبان

چکیده

 

لکنت زبان یکی از مهمترین اختلالات گفتاری است که از کهن ترین ادوار در میان جوامع بشری شایع بوده است. فردی که لکنت زبان دارد، در بیان اصوات، هجاها و یا کلمات ، دچار گیر و مکث، کشش و تکرار می شود. لکنت زبان معمولا با حرکات بدنی مانند تکان دادن دست، سر، گردن، و ... همراه است.

 

پژوهشگران سه عامل را در پیدا کردن لکنت زبان موثر می دانند . فیزیکی ، عاطفی، و تقلید از کودکان لکنتی دیگر. لکنت در کودکان دبستانی و پیش دبستانی 5/1 تا 2 درصد است که در پسران سه برابر دختران است.

 

لکنت چیست؟

لکنت عبارتست از تکرار، کشش و یا قفل شدن غیر ارادی کلمه یا بخشی از کلمه ای فرد قصد بیان آن دارد. کودکانی که لکنت دارند می دانند چه می خواهند بگویند و قبلا آنها را صدها یا هزارها مرتبه بدون لکنت گفته اند. با این حال، این بار علی رغم تلاشهایی که می کنند قادر نیستند کلمه را به راحتی و بدون تقلا ادا کنند احتمال ابتلای کودک به لکنت بین سنین 2 تا 4 سالگی بیش از سایر سنین است و بعد از این سن به تدریج تا سن 12 سالگی این احتمال کاهش می یابد مگر اینکه دچار سانحه ی مغزی جدی شده باشد. بنابراین لکنت حقیقتا یک مساله ی مربوط به دوران کودکی است و در بین پسران شایع تر از دختران می باشد.

 

 

 

 

 مقدمه

 

بی تردید یکی از نعمتهای گرانقدر الهی نعمت کلام است. از جمله نشانه ها و معیارهایی سنجش میزان هوش، مهارت برقراری روابط اجتماعی، اعتماد به نفس، احساس و نگرش، مسئولیت پذیری، قدرت یادگیری استدلال، منطقی انتقال معلومات، اخلاق، ادب و هنر فرد، سخن گفتن و مهارت کلامی اوست. رشد کلامی کودکان در گرو وجود الگوهای اصلی همچون پدر و مادر و شنیدن صحبتهای آنها است. با کودکان به زبان ایشان در حد فهم و ادراک آنان باید سخن گفت، اما شمرده و آرام و صحیح با سلاست و ملاطفت، از تکرار کلام به زبان شکسته باید اجتناب نمود. لکنت زبان هرگز عیب و عار نیست، بدزبانی، غیرحق و ناروا سخن گفتن ننگ و زشت است، لکنت زبانی می توان با تمرین و بهره گیری از تخصص گفتار درماندگان مجرب درمان نمود. اما بد زبانی ( فحش، دروغ) غیبت و تهمت ناروایی را باید با ایمان اخلاص شجاعت اخلاقی و تقویت اراده و اعتماد به نفس اصلاح نمود. ناتوانی کلامی می تواند موجب سرخوردگی و کاهش اعتماد به نفس کودکان شود، مخصوصا زمانی وان راپیر (دهقانی 1369 ص8) معتقد است درمان لکنت اولیه بهتر است از طریق بحث با والدین صورت گیرد و اگر چنانچه لازم است کار درمان مستقیم انجام شود. این کار از طریق ارائه مهارتهای شخصی کودک و مهارتهای گفتاری صورت می گیرد. تحقیقات زیادی درباره نقش والدین و روشهای درمانی ناشی از آن انجام شده است. برای مثال توماس کروکوپر ( خجسته مهر 1373 س 37 ) معتقد اند والدین کودکان لکنتی دانش و اطلاعات اندکی درباره ی لکنت و پیامدهای روانی و اجتماعی بر کودک و بزرگسال لکنتی دارند.

 

روز اول مهر ماه سال تحصیلی 85-84 بود هنگامی که بچه ها در سر صف بودند آنها را به ترتیب قد شماره گذاری کردم و یکی یکی وارد کلاس شدند و هر کدام سر جای خود نشستند در زنگ اول دانش آموزان به نوبت خود را معرفی کردند تا اینکه نوبت به دانش آموزی به نام سارا رسید. در نگاه اول پی بردم که این دانش آموز احساس خوبی نداشت گویا مشکلی داشت. اضطراب و نگرانی سراسر وجود این دانش آموز را فرا گرفته بود و با وصف اینکه با تعدادی از دانش آموزان آشنایی قبلی داشت با وصف این باز هم از معرفی کردن خود وحشت داشت و و حشت و ترس سارا از این لحاظ بود که مبادا همکلاسی های جدید او را مورد تمسخر قرار دهند. عاقبت پس از اندکی تامل راضی شد که خود را معرفی نماید و به خاطر اینکه دیگران متوجه نقص گفتاریش نشوند سریع نام خود را بر زبان آورد متاسفانه سلیس و روان نبود و بعدها به این نتیجه رسیدم که سارا بیشتر مواقع مخصوصا هنگام پرسش از دروس به طور شفاهی گریان و عاجز بود و مرتب از کلاس بیرون می رفت و این کار باعث به هم زدن نظم و آرامش در کلاس شده بود. فکر اینکه چگونه می توانم سارا را وادار جمع نمایم و به او اعتماد به نفس بدهم تا بتواند در حضور جمع صحبت کند تمام ذهن مرا مشغول ساخته بود. با مطالعاتی که روی رفتار سارا داشتم توانستم دلایل مشکلات وی را چنین بیابم:

 

1-    نقش خانوادگی سارا:

 

در همان اوایل با سارا به آرامی صحبت کردم و او را به گوشه ای از حیاط مدرسه بردم ولی جواب قانع کننده ای برای من نداشت تا اینکه با مادر سارا خواستم وی اظهار داشت که چند سال گذشته فرزندی (دختر) 4 ساله داشته که بر اثر تب فوت کرده بود واین ماجرا مصادف با 8 سالگی سارا بود و دیدن صحنه ی مرگ خواهر باعث استرس و لکنت زبان در وجود سارا گشته بود.

 

2-    ضربه های روحی در گذشته یا مکان خاص

 

با توجه به شواهد و مدارک به دست آمده از سارا ، از نظر خانوادگی هیچ مشکلی نداشته و با توجه به اظهارات مادر سارا می توان گفت که سارا دختر عاطفی و احساساتی و حساس می باشد و بر اثر هیجانات روحی و استرس، فشار روانی، دل سردی و نا امیدی از دست دادن خواهرش و دلواپسی، نگرانی دچار اختلال کلامی شده است.

 

برای اینکه بتوانم در مورد سارا تصمیم به جمع آوری اطلاعاتی از زندگی او پرداختم.

 

روش گردآوری اطلاعات (1)

 

1-    دوستان، هم کلاسی های سارا ( در این رابطه از چند تا دوست یک سال و سالهای گذشته اطلاعاتی را کسب کردم.)

 

2-    معلمان سالهای گذشته ( اول- دوم- سوم)

 

3-    مدیر دبستان

 

4-    مربی بهداشت (مربی بهداشت طی چندین نامه او را به مشاوره برای گفتار درمانی ارجاع داده بودند)

 

5- بررسی پیشینه، تحقیق همکاران در مورد لکنت زبان در پژوهشکده معلم که تحت عنوان بررسی مقایسه ای روشهای تقلیل لکنت زبان کودکان در بین دانش آموزان دوره ابتدایی شهرستان ایلام در سال تحصیلی 78-77

 

6-    مشاهده رفتار موجود (خارج از کلاس توسط خودم مخصوصا در زنگهای تفریح و بیرون از مدرسه)

 

در جلسه شورای معلمان در تاریخ 29/8/84 برگزار شد مورد لکنت زبان سارا را در جلسه مطرح نمودم. مدیر محترمه سارا نسبت در سالهای گذشته از نظر گرفتاری مشکل داشته است و همین مورد باعث افت تحصیلی او شده است.

 

بعد از اظهار نظر مدیر ، همکار پایه سوم خانم شوهانی اظهار داشتند که سارا از نظر گرفتاری امید می رود تا حد زیادی تغییر نماید. که همین اظهار نظر ایشان مرا در تصمیم خود مبنی بر اصلاح لکنت سارا راسخ تر نمود.

 

-    مربی بهداشت عقیده داشت که باید سارا در کلاسهای گفتار درمانی شرکت نماید و اسن اصلاح در کلاس و مدرسه میسر نمی باشد.

 

تجزیه و تحلیل داده ها

 

پس از تجزیه و تحلیل داده ها و بررسی اطلاعات به دست آمده از کلینیک مشاوره ای که سارا را مورد بررسی قرار داده بود. علت همه ناراحتی های روحی و روانی ناشی از مرگ خواهرش به وجود آمده بود از طرف مشاور عنوان شد.

 

 

 

راه حل پیشنهادی برای مشکل

 

1-    مشارکت در کار گروهی- علمی

 

2-    خودداری از تمسخر و یا خرده گیری در رفتار این نوع کودکان

 

3-    تقویت اعتماد به نفس و جلوگیری از قطع صحبت

 

4-    صبر و تحمل در مشاهده ی اعمال و برقراری آرامش در گفتار آن

 

5-    تشکیل جلسات با والدین این دانش آموز

 

6-    آگاهی برنامه ی درمانی و درمانگر با کودک

 

7-    در مقابل آیینه در تنهایی روزی نیم ساعت صحبت کند

 

لکنت زبان از جنبه های مختلف مورد بررسی قرار گرفته است از جمله: تلقین، هیپنوتیزم، خودالقایی، روش جویدن تنفس، روش آرام سازی، خواب درمانی، رفتار درمانی، با جراحی استفاده از شوک الکتریکی و درمان تنبیهی مدرن.

لذا با توجه به جنبه های مختلف لکنت زبان که بیان شد در بین آنها تاثیر تشویق را در این کار قرار دادم تا بتوانم به نتایج مثبتی دست یابم.

 

ویژگیهای راه پیشنهادی برای تعقیب

 

تشویق در اصل به معنای شوق افکندن و ترغیب کردن به کار می رود تشویق کردن یعنی شقایق کردن و ترغیب نمودن، به ذوق و شوق آوردن، خواهان آرزومند ساختن. تشویق و ترغیب موثرترین عامل برای اصلاح و تقویت رفتاری یادگیری پایدار است . رشد مطلوب شخصیت بچه ها در گرو مهر و محبت و تشویق به جای مربیان و والدین است. وقتی رفتارهای مطلوب و موفقیت آمیز بچه ها مورد تائید و تشویق قرار می گیرد، نه تنها کمیت این قبیل رفتارها افزایش می یابد و تداوم آن بیشتر می شود بلکه کودکان از احساس خود ارزشمندی و اعتماد به نفس افزونتری برخوردار می گردندتشویق به جا و به موقع ولو با یک نگاه و لبخند، اعتماد به نفس را افزایش داده انرژی روانی او را بیشتر می کند و موجبات شکوفایی و خلاقیت ذهنی وی را فراهم می آورد و تشویق و تقویت رفتار رفتار مثبت کودکان سبب شکل گیری عادات مطلوب در آنان می شود. به عبارت دیگر از آن جا که از طریق رفتارهای تشویق آمیز کلامی و غیر کلامی، مادی و معنوی مستقیم و غیر مستقیم مربی بیش از هر چیز به یک نیاز مهم کودکان یعنی نیاز به محبت ، تعلق و توجه پاسخ داده می شود، ما شاهد بیشترین موثرترین و پایدارترین اثر در رفتار آنان هستیم در حالی که وقتی کودکی راتنبیه می کنیم ، نه تنها به هیچ یک از نیازهای فطری و اساسی او پاسخ نمی دهیم بلکه تعادل حیاتی اش را بر هم زده، او را با تجربه ی ناخوشایندی که همواره از آن گریز دارد مواجه می کنیم ولو اینکه بطور موقت رفتار نامطلوب او را کنترل کرده باشیم. وقتی که معلم به بچه ها محبت می کند، آن گاه که مربی به تلاش بچه ها اهمیت می دهد، زمانی که معلم پیشرفت هر دانش آموز را با خودش مقایسه می کند و وقتی که معلم همواره با چهره ای گشاده و مهربان، از تشویق بیشترین بهره را می گیرد، بچه ها با نگرشی مثبت و خوشایند نسبت به معلم و کلاس ، با بالاترین انگیزه و اشتهای تحصیلی تلاش می کندو بیشترین موفقیت ها را به دست می آورند.

 

چگونگی اجرای تغییر پیشنهادی

 

بعد از تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده از وضعیت این دانش آموز برای معالجه آن مدتها ذهن مرا به خود مشغول می کرد که با این دانش آموز چگونه رفتار نمایم تا بتوانم تا حدودی در اختلالات تکلمی آن موثر باشم و بتوانم با آن ارتباط عاطفی برقرار نمایم و تغییراتی در بین این دانش آموز به وجود آورم و با توجه به موارد یاد شده در لکنت زبان و جنبه های مختلف آن مورد های زیر را در این پژوهش انتخاب نمودم چون احساس می کردم با این کارها و شناخت روحیه ی این دانش آموز می توانم اعتماد به نفس وی را بیشتر کنم.

 

1-    تشویق

 

2-    مسئولیت پذیری

 

3-    ارتباط عاطفی با کودکان

 

برای اینکه حس مسئولیت را در آن تقویت نمایم و بتواند یا اولیای مدرسه رابطه ی کلامی داشته باشد و آن را به عنوان عضوی از جامعه احساس مسئولیت پرورش نمایم وی را به عنوان مبصر در کلاس معرفی کردم و تکالیف دانش آموزان را گروه بندی کرده و بیشترین تکالیف را به این دانش آموز داده تا از این طریق بتوانم از هیجانات روحی و استرس آن بکاهم و بتواند اختلال گفتاریش را کم کند.

 

انتخاب راه جدید موقتی

 

1- برای اینکه بتوانم سارا را از نظر روحی و روانی تقویت نمایم تصمیم گرفتم که ارتباط عاطفی با او داشته باشم سارا که در ردیف وسط کلاس بود جدا و در ردیف اول کلاس پیش خودم نشاندم.

 

2- تصمیم گرفتم ارتباط بیشتر و تنگاتنگی در محیط مدرسه و خارج از مدرسه ( تلفنی با خانواده اش) داشته باشم و او را مورد حمایت خویش قرار دهم.

 

چگونگی نظارت بر راه حل جدید

 

در این مرحله تلاش می کنم از همان آغاز کار بر چگونگی پیشرفت کار به طور روزانه نظارت و دقت داشته باشم. این کار موجب می شود ضمن پیشگیری ، پیش بینی هایی انجام شده در صورت لزوم تغییرات لازم را در عمل به وجود آورم.

 

1- با پیشگیری هایی را که در مورد آن کردم دیدم که از نظر لکنت زبانی تحت تاثیر برخوردها و توصیه های مهم من به سارا قرار گرفته است و دیدم در رفتار و کلامش نسبت به روزها و ماههای قبل تغییراتی به وجود آمده است و نتیجه گرفتم که اگر این کار را ادامه دهم موثر و مفید خواهد شد.

 

2- از گوشه گیری ، هیجانات روحی و استرس آن کم شده و خود را در حضور جمع نشان می دهد. این شادی و نشاط را در چهره و برخوردها و علاقمندی به کلاس و درس مشاهده نمودم.

 

3- از همکاران خویش در این مورد سوالاتی پرسیدم که گفتند نسبت به وضعیت قبلی بهتر شده ، از جمله مربی بهداشت که از این وضعیت خیلی راضی بودند.

 

4-    سارا را در فعالیتهای گروهی شرکت دادم و مسئولیتهایی را به او سپردم

 

5-    از تحقیر کردن، توسط دانش آموزان دیگر جلوگیری کردم

 

6-    در فعالیتهای درسی ، سارا را به عنوان سر گروه مورد تشویق قرار دادم.

 

گردآوری اطلاعات شواهد (2)

 

در این مرحله از تحقیق با توجه به اظهار نظرهای همکاران و مشاهدات خودم پیدا بود که تغییراتی از نظر لکنت زبانی و درسی بوجود آمده است برای اینکه دقیقا مشخص شود که روشهای به کار گرفته شده موثر بوده یا نه تصمیم گرفتم درباره ی آنچه انجام داده ام اطلاعات عینی و موثقی جمع آوری کنم.

 

-    از مدیر، مربی بهداشت مدرسه در مورد لکنت زبان سارا، از بچه ها مصاحبه ای به عمل آوردم که از وضع آن اظهار رضایت نمودند.

 

-        مدیر: سارا از نظر گفتاری تا حد زیادی پیشرفت نموده است.

 

-        معلم سال گذشته سارا عقیده داشت که در رفتار و گفتار سارا تغییرات چشم گیری حاصل شده است.

 

ارزشیابی تاثیر اقدام جدید و تعیین اعتبار

 

در این مرحله پس از اینکه اطلاعات لازم درباره ی چگونگی اجرا و نتایج آن جمع آوری شد و با توجه به نظر همکاران تلاش کردم کمبودهای علمی خود را تا آنجا که توانستیم برطرف کنیم و از آنان خواهش کردم درباره ی کار من و نتایج آن نظراتی را ارائه نمایند و نظرات آنان مثبت و موفقیت آمیز بود.

 

 

تصمیم نهایی و نتیجه گیری

 

اکنون که چند ماه از سال تحصیلی می گذرد با استعانت به خداوند عالم و تلاش و همکاری همه عوامل ذیربط در اجرای طرح نتایج زیر حاصل گردید.

 

1-    سارا پس از 2 سال به راحتی می تواند در کلاس و خارج از کلاس به خوبی صحبت کند.

 

2-    اعتماد به نفس زیادی در سارا بوجود امده و خود را در حضور جمع نشان می دهد

 

3-    هیجانات روحی و روانی، استرس، اضطراب، ترس آن کنترل شد.

 

4-    بهبود درس

 

5-    مهارتهای کلامیش رشد می یافت

 

امید است این سعی ناقابل در خور توجه همکاران باشد

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت 11:35  توسط ساسان  | 

لعان

لِعان یا مُلاعِنه مراسمی در فقه و حقوق اسلامی است که در آن زن و شوهر با رعایت تشریفات خاصی یکدیگر را لعنت می‌کنند. به این نحو که شوهر با سوگندهای ویژه‌ای به زن خود نسبت زنا دهد و همسرش با سوگندهای مشابهی اتهام شوهرش را رد کند. با تحقق لعان زن و شوهر از یکدیگر جدا شده و ازدواج دوبارهٔ آن‌ها تا اَبَد ممنوع است.

لعان زمانی شروع می‌شود که مردی به همسر خود نسبت زنا دهد و یا فرزندی را که زن به دنیا آورده از خود نفی کند. آنگاه شوهر باید در حضور حاکم شرع چهار بار ادعای خود را با ذکر سوگند تکرار کند و بار پنجم اعلام کند: «لعنت خدا بر من اگر دروغگو باشم». سپس زن چهار بار قسم می‌خورد که مرد دروغ می‌گوید و بار پنجم اعلام می‌کند: «خشم خدا بر من اگر او راست گفته باشد». پس از انجام این مراسم نکاح فسخ شده و زن و شوهر از یکدیگر جدا می‌شوند. زن برای همیشه بر شوهر حرام می‌شود و ازدواج دوبارهٔ آن دو ممکن نیست. اگر موضوع لعان نفی فرزند باشد، فرزندی که مورد لعان واقع شده متعلق به شوهر قلمداد نمی‌شود. همچنین حد از هر دو ساقط می‌شود، یعنی نه شوهر بدلیل قذف و اتهام زنا تازیانه می‌خورد و نه زن به دلیل زنا سنگسار می‌شود.[۱][۲]

کاربرد لعان در جایی است که شوهر زنای همسر خود را مشاهده کرده ولی امکان اثبات آن را ندارد و در صورتی که زنای او را فاش کند به اتهام قذف هشتاد ضربه شلاق می‌خورد. در این وضعیت مرد می‌تواند با انجام مراسم لعان همسر خود را رها کند و فرزندی را که متعلق به مرد دیگری است از خود نفی کند.[۳]

احكام لعان

مسأله 2941: لعان از واژه «لعنت» گرفته شده و مراد، آن است كه هريك از زن و مرد، يكديگر را به كيفيّت و شرايط مخصوصى لعن كنند.

مسأله 2942: لعان دو مورد دارد، اوّل: مرد ادّعا كند زن او زنا داده است. دوم: مرد، بچّه اى را كه ممكن است بچّه او باشد و در فراش او به دنيا آمده، نفى كند، يعنى بگويد: بچّه من نيست.

مسأله 2943: مرد نمى تواند به همسر خود به گمان، شك و گفته مردم، حتّى قول شخص موثّق، نسبت زنا بدهد، مگر يقين پيدا كند و در صورتى كه يقين داشته باشد، چنانچه او را متّهم كند، گفته او قبول نمى شود مگر زن اقرار نمايد يا چهار شاهد عادل با شرايط خاصى شهادت دهند.

مسأله 2944: اگر شوهر به زن خود نسبت زنا بدهد، چنانچه چهار مرد عادل، يا اقرار زن در كار نباشد و زن مطالبه كند، بايد هشتاد تازيانه به شوهر بزنند، ولى اگر بين زن و مرد با شرايط و خصوصيّاتى «لعان» واقع شود، كيفر از مرد برداشته مى شود.

مسأله 2945: اگر كسى به زن خود نسبت زنا بدهد، چنانچه چهار شاهد عادل «بيّنه» داشته باشد نمى تواند لعان كند، ولى اگر بيّنه ندارد، مى تواند لعان نمايد.

مسأله 2946: مردى كه به زن خود نسبت زنا مى دهد، در صورتى مى تواند لعان كند كه ادعا نمايد به چشم خود ديده است، پس اگر كور باشد يا ادعاى ديدن نمى كند، حقّ لعان ندارد.

مسأله 2947: لعان چند شرط دارد: 1 - زنى را كه به زنا نسبت مى دهد همسر او باشد، پس اگر غير از همسر را، چه محرم باشد و چه غير محرم، به زنا نسبت بدهد، نمى تواند لعان بكند. 2 - زن دائمى او باشد، پس در مُتعه، لعان صحيح نيست. 3 - بعد از عقد با او نزديكى كرده باشد، پس در زنى كه با او مقاربت نكرده، لعان ثابت نمى شود. 4 - زن مشهور به فاحشه و زنا نباشد.

مسأله 2948: در مواردى كه لعان صحيح نيست، چنانچه مرد به كسى نسبت زنا بدهد، اگر چهار شاهد نياورد بايد او را حدّ بزنند.

مسأله 2949: اگر از زن، فرزندى به دنيا آيد كه ممكن است از شوهرش باشد، شوهر نمى تواند ادّعا كند كه از او نيست و اگر چنين ادّعايى نمايد بايد لعان كند، خواه بچّه به دنيا آمده باشد، يا نه.

مسأله 2950: اگر شوهر ادّعا كند بچّه اى را كه زن آورده، بچّه او نيست، در صورتى مى تواند لعان كند كه قبلا به فرزندان اعتراف نكرده باشد، پس اگر قبلا اعتراف كرده، چه صريح گفته باشد: اين فرزند من است، يا هنگامى كه مردم به او گفته اند: مبارك باشد، او در جواب « آمين » يا « ان شاء اللّه » گفته باشد، نمى تواند لعان كند.

مسأله 2951: لعان در صورتى واقع مى شود كه نزد حاكم شرع يا نايب او، صورت بگيرد.

مسأله 2952: اگر شوهر به زن خود نسبت زنا بدهد، يا بچّه اش را انكار كند، بايد در محضر حاكم شرع و پس از آنكه حاكم، به آنها صيغه لعان را القاء مى كند، يكديگر را لعن كنند و در حال لعان، بايد هر دو ايستاده باشند.

مسأله 2953: صيغه لعان آن است كه مرد بگويد: « اُشْهِدُ اللّهَ أنّي لَمِنَ الصّادِقينَ فيما قُلْتُ مِنْ قَذْفِها أوْ مِنْ نَفْي وَلَدِها » يعنى: خدا را شاهد مى گيرم كه راست مى گويم در نسبت دادن زن خود به زنا، يا انكار كردن بچّه اى كه آورده است. و اين عبارت را بايد چهار مرتبه تكرار كند، سپس يك مرتبه بگويد: « لَعْنَةُ اللّهِ عَلَيَّ إنْ كُنْتُ مِنَ الْكاذِبينَ » يعنى: لعنت خدا بر من باد اگر دروغ گفته باشم. و پس از آنكه مرد چنين گفت، زن بگويد: « اُشْهِدُ بِاللّهِ إنَّهُ لَمِنَ الْكاذِبيَن في مَقالَتِهِ مِنَ الرَّمْي بِالزِّنا أوْ نَفْيِ الْوَلَد » يعنى: به خدا قسم كه او دروغ مى گويد در نسبت دادن زنا و يا انكار بچّه من. و اين عبارت را بايد چهار مرتبه تكرار كند، سپس يك مرتبه بگويد: « إنَّ غَضَبَ اللّهِ عَلَيَّ إنْ كانَ مِنَ الصّادِقينَ » يعنى غضب خدا بر من باد، اگر او راست گفته باشد.

مسأله 2954: اگر شوهر به زن خود نسبت زنا بدهد يا بچّه او را انكار كند، چنانچه لعان نكند بايد حدّش بزنند و چنانچه مرد لعان كند ولى زن لعان نكند بايد زن را حدّ بزنند، زيرا لعان مرد همانند بيّنه و شاهد است.

مسأله 2955: اگر لعان با همه شرايط و خصوصيّاتش واقع شود، چهار امر بر آن مترتّب مى شود، اوّل: ازدواج آنها به هم مى خورد و بايد از هم جدا شوند، چه براى انكار بچّه لعان كرده باشند، يا براى نسبت دادن به زنا. دوم: آن زن تا ابد بر اين مرد حرام مى شود و ديگر آن مرد حق ندارد به هيچ وجه آن زن را به عقد خود درآورد، چه براى انكار بچّه لعان كرده باشند، يا براى نسبت دادن به زنا. سوم: اگر مرد لعان كند، حد تهمت ( قَذْف ) از او ساقط مى شود و اگر زن لعان كند حدّ زنا، از او ساقط مى گردد. چهارم: اگر به جهت انكار بچّه لعان كرده باشند، شرعاً بچّه به مرد ملحق نمى شود، بنابر اين اگر مرد بميرد، بچّه از او ارث نمى برد و اگر بچّه بميرد، مرد از او ارث نمى برد، ولى اگر بعد از لعان، مرد به بچّه اقرار نمايد، چنانچه مرد بميرد، بچّه ارث مى برد، ولى اگر بچّه بميرد، مرد از او ارث نمى برد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت 11:34  توسط ساسان  | 

کل کل شاعر زن و شاعر مرد

کل کل شاعر زن و شاعر مرد

 

کل کل شاعر زن و شاعر مرد

 

شاعر زن میگه :

به نام خدایی که زن آفرید / حکیمانه امثال ِ من آفرید

خدایی که اول تو را از لجن / و بعداً مرا از لجن آفرید !

برای من انواع گیسو و موی / برای تو قدری چمن آفرید !

مرا شکل طاووس کرد و تورا / شبیه بز و کرگدن آفرید !

به نام خدایی که اعجاز کرد / مرا مثل آهو ختن آفرید

تورا روز اول به همراه من / رها در بهشت عدن آفرید

ولی بعداً آمد و از روی لطف / مرا بی کس و بی وطن آفرید

خدایی که زیر سبیل شما / بلندگو به جای دهن آفرید !

وزیر و وکیل و رئیس ات نمود / مرا خانه داری خفن ! آفرید

برای تو یک عالمه کِیْسِ خوب / شراره، پری ، نسترن آفرید

برای من اما فقط یک نفر / براد پیت من را حَسَنْ آفرید !

برایم لباس عروسی کشید / و عمری مرا در کفن آفرید

 


شاعر مرد در جواب میگه :

به ‌نام خداوند مردآفرین / که بر حسن صنعش هزار آفرین

خدایی که از گِل مرا خلق کرد / چنین عاقل و بالغ و نازنین

خدایی که مردی چو من آفرید / و شد نام وی احسن‌الخالقین

پس از آفرینش به من هدیه داد / مکانی درون بهشت برین

خدایی که از بس مرا خوب ساخت / ندارم نیازی به لاک، همچنین

رژ و ریمل و خط چشم و کرم / تو زیبایی‌ام را طبیعی ببین

دماغ و فک و گونه‌ام کار اوست / نه کار پزشک و پروتز، همین !

نداده مرا عشوه و مکر و ناز / نداده دم مشک من اشک و فین!

مرا ساده و بی‌ریا آفرید / جدا از حسادت و بی‌خشم و کین

زنی از همین سادگی سود برد / به من گفت از آن سیب قرمز بچین

من ساده چیدم از آن تک‌ درخت / و دادم به او سیب چون انگبین

چو وارد نبودم به دوز و کلک / من افتادم از آسمان بر زمین

و البته در این مرا پند بود / که ای مرد پاکیزه و مه‌جبین

تو حرف زنان را از آن گوش گیر / و بیرون بده حرفشان را از این

که زن از همان بدو پیدایش‌ات / نشسته مداوم تو را در کمین

http://www.101kala.info/nabimages/HB/hmusical.gif

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت 11:34  توسط ساسان  | 

قلمرو هاي يخچالي

قلمرو هاي يخچالي

      در دوره هاي سرد چهارم پرفشار سيبري در قلمرو  و سيعي   از شمال ايران واز جمله كوههاي تالش استيلا مي يافته است .در اين صورت بارشهاي جوي به احتمالي زياد در ارتفاعات تالش به صورت برف نازل مي شده است. تراكم برف در كوهستانهاي اين قلمرو به ويژه در نواحي مرتعي كنوني به اندازه اي بوده كه بالا رفتن دما در فصل تابستان قادر به ذوب كليه برف  نبوده است .تراكم مازاد برفهاي ذوب نشده در درازمدت ،‌ذخيره قابل توجهي در حفره هاي كوهستاني تشكيل مي داده وبدين ترتيب به تدريج سيركهاي متعدد وغالباً بسيار بزرگ از يخ برف متراكم مي شده است .بازديد هاي محلي نشان مي دهند كه وسيع ترين اين حفره هاي يخچالي در حوالي قلل بكروداغ در نيمه شمالي تالش در سر حوضه هاي كرگان رود وجنوب درياچه نئور به وجود آمده اند .در شرق ومغرب مرتفع ترين خط الراس كوه بكروداغ ( 3222متر ) دوسيرك يخچالي بزرگ تشكيل شده است .زبانه ها ييخچالي سيرك شرقي به سمت دره كرگانرود در حد فاصل نئور حركت كرده است .يخرفت هاي فراوان و پراكنده اي كه در حال حاضر درجنوب درياچه ودر فاصله اي نه چندان دور از آن به چشم مي خورد نشانه هائي از فعاليت يخچال غربي قله بكروداغ مي باشد .در اين توده يخرفتي قطعات پراكنده وغالباً بزرگي از سنگها وجود دارند .احتمالاً مواد ريز دانه  آنها در طول دوران چهارم جديد وسيله جريانهاي سطحي حاصل از باران ويا ذوب برف به سمت حفره درياچه حمل شده اند .همراه اين قطعه سنگهاي نسبتاً سائيده وقديمي يخچالي وبرسطح مجموعه يخرفتها توده ها ي ريزشي فراواني به چشم مي خورد كه احتمالاً مربوط به بعد از ذوب يخچال ودر كواترنر جديد براثر تخريب جدار سيرك يخچالي به وجود آمده اند .

       خود درياچه منشاء ساختماني دارد و از تغيير شكل سنگهاي محلي به صورت چيني ناوديسي وگسل شكل گرفته است . در حال حاضر آب درياچه ازذوب برفهاي قلل بكروداغ تامين مي شود .درفصل سرد وسعت آن نسبتاً زياد است ولي در تابستان ابعاد آن كوچكتر مي شود .آثار يخ آب زماني پرآبي ، بر روي دامنه هاي ساحلي ، قابل شناسايي است .ظاهراً آب آن مورد استفاده دامها وكوچ نشينان محلي است ودر زمان پرآبي براي پرورش ماهي مورد استفاده است .اين درياچه جزء مناطق حفاظت شده مي باشد واز آن مراقبت مي شود ، به ندرت در تابستان مورد بازديد كوچ نشينان واهالي آذربايجان قرار مي گيرد .

   سيرك شرقي بكر وداغ (بقرو) احتمالاً بزرگترين سيرك يخچالي كوهستانهاي تالش مي باشد .در شرق وجنوب مرتفع ترين قله بكروداغ با وسعتي زياد يكي از مناظر ديدني اين كوهستان ميباشد.

با وجود گذشت هزاران سال از ذوب يخچال فرايند يخ بندان وذوب يخ دردوره هاي جديد ( هولوسن ) ومتلاشي شدن جدار پرتگاههاي مسلط به سيرك يخچال قديمي ، هنوز اين عارضه به صورت حفره مركب گود وعظيمي با ديواره هاي سنگي پرشيب ، به چشم  مي خورد .سيرك اصلي از جهات شمالي وغربي وجنوب غربي كاملا ً بسته ولي از سمت مشرق وجنوب شرقي باز است .قطر سيرك درامتداد شرقي غربي حدود 300/3 كيلومتر وعرض شمالي جنوبي آن حدود يك كيلومتر است ، در كف آن به طور پراكنده 3 حوضچه استخر  مانند وجود دارد كه قطر بزرگترين آن حدود 10متر است .دورتا دور اين حوضچه ازتخته سنگهاي عظيمي پوشيده شده است .فرسايش آبهايجاري بعد از ذوب يخچال دره هايي در حاشيه وكف سيرك به وجود آورده است ، بطوريكه در حال حاضر حوضچه هاي آب ، در ارتفاعي بالاتر از كف دره ها قرار گرفته اند .حضور اين 3 حوضچه آب ،‌احتمال وجود 3 سيرك مجاور يخچالي را تقويت مي كند كه ديواره هايي نه چندان ضخيم آنها را از يكديگر جدا مي نموده اند .به احتمال زياد در طول دوران چهارم جديد ( هولو سن ) ، اين مينابها براثر تخريب مكانيكي كه از فرايندهاي مسلط فرسايش در دوره هاي گرم كواترنر بوده اند ، از بين رفته واكنون به صورت حفره اي عظيم ويكپارچه ،‌در آمده است .

   در زمان حداكثر تغذيه برف در آخرين دوره سرد ( احتمالاً و ورم 1و2 ) زبانه ها ي يخي پرحجمي درجهت جنوب شرقي از آن خارج شده وهمانگونه كه قبلاً گفته شد ، به سمت دره اصلي كرگانرود در حوالي روستاي كنوني مريان سرازير مي شده اند .در سردترين شرايط يعني درزمان حداكثر تغذيه يخچالها ،‌ابتدا دره كرگانرود را درجنوب مريان مسدود ساخته وادامه آن به سمت مشرق تا ارتفاع 900متري در مسير دره اصلي پيشرفته است .در حال حاضر يخرفتهاي انتهائي ( پيشاني ) پرتگاهي به ارتفاع بيش از 100متر در چند كيلومتري شرق مريان در داخل كرگانرود به وجود آورده كه پوشش متراكم جنگلي دارد .رود اصيل اين يخرفتها را مجدداً شكافته وبا دره اي تنگ وعميق مسير قبلي را در دره كرگانرود ادامه داده است .

مجموعه يخرفتها بافت متوسطي دارند اما گاهي تراكم مواد ريز دانه رسي وليموني به صورت موضعي امكان گسترش باغها ومزارع مجاور روستاهاي ناوان ومريان را فراهم آورده است.

       در داخل يخرفتها اغلب قطعات سنگي تيره رنگي از منشاء يخچال بكروداغ ( مگا پرفيريت لاتيت )در داخل يخرفتهاي ضخيم به چشم مي خورند ، از اين قطعات سنگهاي بزرگ به احتمال زياد درزمان ما قبل تاريخ به منظور واحدهاي مسكوني استفاده شده است .هنوز آثار تقريباً مدفون اين مساكن در مجاور مريان وآق اولر به سهولت قابل شناسايي هستند .در جنوب روستاي مريان ودر حاشيه بستر قديمي كرگانرود نشانه هايي از يك مركز تجمع انساني مربوط به ماقبل تاريخ وجود دارد كه از ارتفاعات مسلط به اين دره به سهولت قابل مشاهده است .اهميت اين مساكن وجود گورستانهاي متعددواشيائي كه اغلب به وسيله ساكنين محلي يافت شده وهمچنين آثار حكاكي شده اي برر وي قطعه سنگهاي بزرگ در مغرب روستاي حسن دير ماني ودر حاشيه راه ييلاقي كرگانرود به درياچه نئور ، تلاش جداگانه اي مي طلبد كه در قلمرو مطالعه باستان شناسان مي باشد .

           توپوگرافي كنوني يخرفتهاي جانبي در خروج از دهانه اصلي سيرك يخچالي ، حداقل آثار دو دوره فعاليت يخچالي را گواهي مي دهد .مرحله يا دوره دوم به طور نسبي از زبانه هاي يخچالي كوچكتري برخوردار بوده وكلا ً در داخل زبانه هاي يخچالي قديمي تري جاي گرفته اند ودر حال حاضر بصورت متداخل نسبت به بازوهاي قديمي قرار دارد .محل اين يخچال عظيم در حال حاضربعنوان ييلاق قبايل شاهسون مورد بهره برداري مي باشد .اصولاً مجموعه كوهستانهاي تالش ، قلمرو ييلاقي قبايل شاهسون وتالش وآذربايجاني مي باشند ، بطوريكه اغلب در گذشته بر سر ميزان استفاده از مراتع آن در گيري هايي قومي رخ مي داده است در سر شاخه ها يديگر كرگان رود از جمله رودهاي حسن ديرماني ورزه جنوب وشمال يخچالهاي بكر وداغ ، نيز آثار فعاليت يخچالها بصورت تراكم يخرفتها به چشم مي خورند .ويژگي يخرفت ها در شاخه ها يشمالي ، مشابهت زيادي با يخرفت هاي مريان دارند .زيرا سيركهاي آنها درقلمرو يك نوع سنگ قرار داشته اند .اما در امتداد دره حسن ديرماني كه بعلت دخالت گسل ها به طور محلي جهت شمال شرقي جنوب غربي دارد .بقاياي يخرفتها كه قبلاً در سراسر عمق دره انباشته شده بودند ، به صورت تپه نسبتاً بزرگي بين دو خط القعر جديد بعد از دوره يخچالي بجاي مانده است .به علت تنوع سنگها در اين حوضه واختلاف مقاومت آنها ، سيركهاي اصلي در سر شاخه ها به كلي از بين رفته اما هنوز بخشي از محل حفره يخچالها حالت قيفي شكل خود را حفظ كرده اند .پرتگاههاي گسلي در اين دره ها از چندين ده متر تجاوز مي كنند .

      دنباله فرسايش يخچالي درساير ارتفاعات تالش به سمت جنوب مخصوصاً در سرشاخه هاي اسالم وماسوله وساير دره هاي مجاور كماكان قابل توجه است .بعلت سستي نسبي سنگها، چهره فرسايشي يخچالي در حوضه اسالم به شدت دستكاري شده بطوري كه بازشناسي اشكال مربوط به يخچال بسيار دشوار است .اما بخشي از آن بصورت سيركهاي معلق ، حتي در جبهه غربي مسلط به استان اردبيل مشاهده مي شود ،آثار تداوم فرسايش يخچالي ،‌در دره ماسوله نيز  بسيار با اهميت بوده است .باز شناسي كامل سيركهاي يخچالي در اين دره نيز تاحدي مشكل است .زيرا حساسيت بعضي از سنگها به ويژه شيست ها ي قديمي در برابر تخريب مكانيكي ، در هولوسن ، توپو گرافي آنرا به شدت تغيير داده است .اما آثار تراكم يخرفت ها به صورتي پراكنده ونامنظم گواه فعاليتهاي مهم يخچالي ست .مهمترين توده ازبقاياي يخرفت ها بر سطح دامنه جنوبي دره اصلي يعني درمقابل روستاي ماسوله ، چهره يك عارضه ناهموار با تپه هاي مدور تقريباً گنبدي را عرضه مي كند .حداكثر پيشروي اين يخرفتها تا حوالي پل ورودي روستاي ماسوله ادامه داشته است كه مشابه يخرفتهاي انتهايي دره كرگانرود در ارتفاع 900متري كنوني قرار دارند .قسمتي از بناهاي روستا به ويژه در مجاورت خط القعر وكمي دورتر درجنوب آن ، بر سطح يخرفت ها ساخته شده اند .قطعه سنگهاي بسيار بزرگي برسطح دامنه جنوبي دره اصلي ودر حاشيه رودخانه ، نشانه ها يمشخصي از بقاياي يخرفت ها مي باشند ، اين تخته سنگها در خميري رسي مازني قرار دارند .حركات لغزشي براثر نفوذ آبهاي جاري وسپس تكانهاي ناشي از زلزله امواج پله مانندي در آنها بوجود آورده اند .

در مجموع ارتفاعات تالش از مرز فوقاني جنگل ها به بالا ، يكي از غني ترين مراكز يخچالي قديمي دوران چهارم قديم را عرضه مي كنند .شناسايي كامل آن ها نياز به مطالعات بيشتر وهمت محققين علاقمند دارند به اميد چنين روزي .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت 11:33  توسط ساسان  | 

قرآن و اقتصاد

قرآن و اقتصاد

 

 

تفاوت اساسی اقتصاد اسلامی با سایر مکاتب اقتصادی در این است که اقتصاد اسلامی بر وحی مبتنی است در حالی که نظریه‌ پردازان اقتصاد سرمایه‌ داری حول محورهای مطلوبیت، سود و رفاه مادی می‌چرخند در نظریه اقتصاد سرمایه‌داری مبنای رفتار انسان در جایگاه مصرف‌کننده، حداکثر سازی مطلوبیت و در جایگاه تولیدکننده بهینه‌سازی تولید به هدف حداکثر کردن سود است.

افق زمانی در اقتصاد سرمایه‌داری، کوتاه مدت است، از معاد و توجه به آخرت اثری دیده نمی شود نگرش به خالق مبتنی برفلسفه رئالیسم و قطع رابطه با مبدأ است. نقش خالق به حدّ سازنده ساعت استراسبورگ کاهش یافته که پس از ساخت و تنظیم آن را رها کرده است. به رفتارهای انسان بریده از مبدأ و معاد و به صورت بخشی توجه می‌شود در حالی که اقتصاد اسلام در همه مراحل تولید وتوزیع و مصرف، انسان را به مبدأ و معاد متوجه می‌نماید و راه تکامل مادی و معنوی را برای بشر هموار می‌سازد.
سؤالی که ذهن بسیاری از پژوهشگران را به خود واداشته این است که آیا قرآن که تبیان کل شی است آیا در زمینه اقتصاد هم اشارتی دارد یا خیر؟
برخی از محققین در پاسخ این سؤال به آیاتی که از منابع تولید مثل زمین و آب و
نام برده شده و یا آیات زکات اکتفا نموده‌اند و رابطه قرآن و اقتصاد را در همین مقدار که قرآن به کلیاتی از مسائل اقتصاد اشاره دارد می‌دانند لکن با تأمل بیشتر، شاهد هدایت قرآن در صحنه فعالیت‌های اقتصادی خواهیم بود که به جهت اعتقاد به ذکر یک آیه در هر مورد بسنده می‌نمائیم.
۱ . تجلی توحید در اقتصاد:
قرآن همه منابع و ابزارهای تولید و فرایند شکل‌گیری آن را مخلوق خدا می‌داند،
«وَهُوَ الَّذِی یُرْسِلُ الرِّیَاحَ بُشْراً بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ
»(۱). و اوست که بادها را پیشاپیش (باران) رحمتش مژده رسان می فرستد .
۲ . توجه به معاد در اقتصاد:
بنابر تأکید قرآن اعمال انسان در روز قیامت ارزیابی و محاسبه می‌شود و هر کس متناسب با رفتارش در دنیا جزا می‌بیند ترس از عذاب اخروی در تصحیح رفتارهای انسان از جمله رفتارهای اقتصادی او مؤثر است.
«وَیْلٌ لِّلْمُطَفِّفِینَ
أَلَا یَظُنُّ أُولَئِکَ أَنَّهُم مَّبْعُوثُونَ*لِیَوْمٍ عَظِیمٍ»(۲).
وای بر کم فروشان
آیا آنها گمان نمی‌کنند که در قیامت برانگیخته می‌شوند.
۳ . عدالت در فعالیت‌های اقتصادی :
اصل عدل در آیات متعدد قرآن همراه با مسئله توحید و نبوت و معاد مورد اشاره قرار گرفته است و در مسائل اقتصادی نیز به آن توصیه گردیده است.
«أَلَّا تَطْغَوْا فِی الْمِیزَانِ* وَأَقِیمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا الْمِیزَانَ»(
۳). تا مبادا از اندازه در گذرید و وزن را به انصاف برپا دارید و در سنجش مکاهید.
۴ . اقتصاد در پرتو تزکیه:
وقتی به تصرف در نعمت‌های الهی سفارش می‌کند به دنبال آن به رعایت تقوا می‌خواند.
« وَکُلُواْ مِمَّا رَزَقَکُمُ اللّهُ حَلاَلاً طَیِّباً وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِیَ أَنتُم بِهِ مُؤْمِنُونَ»(
۴). و از آنچه خداوند روزی شما گردانیده حلال و پاکیزه را بخورید و از آن خدائی که بدو ایمان دارید پروا دارید.
۵ . نگرش به ثروت:
اگر چه علاقه به مال و ثروت برای انسان فطری است لکن قرآن او را به ثروت آخرت هم متوجه می‌سازد.
«زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاء
ذَلِکَ مَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَاللّهُ عِندَهُ حُسْنُ الْمَآبِ »(۵). دوستیِ خواستنیهای گوناگون از زنان برای مردم آراسته شده (لیکن) این جمله مایه تمتع زندگی دنیاست و (حال آنکه) فرجام نیکو نزد خداست.
قرآن ثروتی راکه مالک آن را فضل الهی بداند و از آن به دیگران نیز نفع برساند مورد تحسین قرار می‌دهد. و از سوی دیگر سلیمان و داود و ذوالقرنین به نیکی یاد می‌کند که می‌گویند «هذا رحمةمن ربّی»
و با نگرش قارون و فرعون که می‌گویند:« قَالَ إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِندِی »؛(
۶)به مبارزه برمی‌خیزد.(قارون) گفت: این ثروت را بوسیله دانشی که نزد من است بدست آورده ام .
۶ . تشویق به تولید :
قرآن پی در پی آمدن لیل و نهار را ایجاد زمینه برای حرکت و تولید به حساب می‌آورد جمله لتبتغوا من فضله در آیات بسیاری تکرار شده است.
« وَمِن رَّحْمَتِهِ جَعَلَ لَکُمُ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ لِتَسْکُنُوا فِیهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ »(
۷). و از رحمتش برایتان شب و روز را قرار داد تا در این (یک) بیارمید و (در آن یک) از فزون بخشی او (روزی خود) بجوئید باشد که سپاس بدارید.
۷ . فراوانی منابع دنیا :
بر خلاف دیدگاه اقتصاددانان که منابع اقتصادی را محدود و آینده را تیره و تار می‌بینند قرآن از منابع نامحدود سخن می‌گوید
« وَآتَاکُم مِّن کُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا »(
۸).و از هرچه از او خواستید به شما عطا کرد و اگر نعمت خدا را شماره کنید، نمی توانید آن را بشمار در آورید.
۸ . عوامل تولید:
قرآن در آیات متعدد انسان‌ها را به تفکر و تدبیر در فرایند شکل‌گیری عوامل تولید فرا می‌خواند
«وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ فَأَسْکَنَّاهُ فِی الْأَرْضِ وَإِنَّا عَلَى ذَهَابٍ بِهِ لَقَادِرُونَ* فَأَنشَأْنَا لَکُم بِهِ جَنَّاتٍ مِّن نَّخِیلٍ وَأَعْنَابٍ لَّکُمْ فِیهَا فَوَاکِهُ کَثِیرَةٌ وَمِنْهَا تَأْکُلُونَ
 * وَشَجَرَةً تَخْرُجُ مِن طُورِ سَیْنَاء تَنبُتُ بِالدُّهْنِ وَصِبْغٍ لِّلْآکِلِینَ»(۹). و از آسمان، آبی به اندازه (معین) فرود آوردیم، و آن را در زمین جای دادیم، و ما برای از بین بردن آن مسلماً توانائیم ـ پس برای شما بوسیله آن باغهائی از درختان خرما و انگور پدیدار کردیم که در آنها برای شما میوه های فراوان است و از آنها می خورید. ـ و از طور سیناء درختی بر می آید که روغن و نان خورش برای خورندگان است.
و در مورد داود تعلیم ساختن زره را به او مورد اشاره قرار می‌دهد.
« وَأَلَنَّا لَهُ الْحَدِیدَ..
 أَنِ اعْمَلْ سَابِغَاتٍ وَقَدِّرْ فِی السَّرْدِ»(۱۰). و آهن را برای او نرم گردانیدیم ـ (که) زره های فراخ بساز و حلقه ها را درست اندازه گیری کن.
۹ . سرمایه‌گذاری :
در داستان حضرت یوسف از برنامه‌ریزی بلند مدت پانزده ساله در سرزمین مصر و تهیه عوامل تولید و به کارگیری آن در انباشت گندم درون انبارهای ساخته شده، سخن به میان آمده است.
«قَالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِینَ
وَفِیهِ یَعْصِرُونَ»(۱۱).گفت هفت سال پی در پی می کارید و در آن آب میوه می گیرند.
۱۰ . بهره ‌وری :
قرآن یکی از عوامل مؤثر در بهره‌وری را اعتقاد به خدا و تقوی معرفی می‌نماید
«وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَکَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ
. »(۱۲). و اگر مردم شهرها ایمان آورده و به تقوا گرائیده بودند، قطعاً برکاتی از آسمان و زمین برایشان می گشودیم.
۱۱ . موانع تولید و رشد :
قرآن مجید کفران نعمت، اعراض از خدا، کفر، طغیان، ظلم، فسق، خوردن مال دیگران و
. از عوامل کاهش و سلب نعمت می‌شمارد.
«وَضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً قَرْیَةً کَانَتْ آمِنَةً مُّطْمَئِنَّةً
فَأَذَاقَهَا اللّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا کَانُواْ یَصْنَعُونَ»(۱۳). و خدا شهری را مثل زده است که امن و امان باشد و خداوند هم به (سزای) آنچه انجام می دادند، طعم گرسنگی را به (مردم) آن چشانید.
۱۲ . رعایت ارزشها در تولید :
در تولید فراورده‌ای گوشتی ذکر نام خدا به عنوان یکی از مسائل شرعی مورد تأکید قرار گرفته است.
«وَلاَ تَأْکُلُواْ مِمَّا لَمْ یُذْکَرِ اسْمُ اللّهِ عَلَیْهِ
»(۱۴). و از آنچه نام خدا بر آن برده نشده است مخورید .
۱۳ . نقش وحی در تولید :
از آیات قرآن می‌توان استفاده نمود که صنعت کشتی‌سازی، زره‌سازی، ذوب فلزات، ریخته‌گری و
با اتکاء به منبع وحی به بشر آموزش داده شده است.
«وَاصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنَا وَوَحْیِنَا »(
۱۵).کشتی را در حضور ما و مطابق وحی ما بساز.
« وَعَلَّمْنَاهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَّکُمْ »(
۱۶). به خاطر شما ساختن زره را به او تعلیم دادیم.
۱۴ . جنبه‌های منفی غنا و ثروت :
اکثر مفاسد اجتماعی از قشرهای مرفّه سرچشمه می‌گیرد و آنان همواره در صف اول مبارزه با انبیاء بوده‌اند.
«وَلَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْا فِی الْأَرْضِ
»(۱۷). و اگر خدا روزی را بر بندگانش فراخ گرداند،‌ مسلّماً در زمین سر به عصیان بر می دارند .
۱۵ . مسئولیت دولت در توزیع ثروت :
یکی از مسئولیت‌های دولت اسلامی گرفتن زکات و خراج و انفال و
و توزیع آن بین اقشار آسیب‌پذیر جامعه است.
«مَّا أَفَاء اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى
. »(۱۸). آنچه خدا از (دارائی) ساکنان آن قریه ها عاید پیامبرش گردانید از آنِ خدا و از آنِ پیامبر (او) و متعلّق به خویشاوندان نزدیک (او) و یتیمان و .
۱۶ . توزیع تکوینی ثروت :
قرآن تصریح می‌کند که خداوند روزی را برای هر کس از بندگانش بخواهد گسترده یا محدود می‌سازد
« لَهُ مَقَالِیدُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن یَشَاءُ وَیَقْدِرُ»(
۱۹). کلیدهای آسمانها و زمین از آنِ اوست برای هر کس که بخواهد روزی را گشاده یا تنگ می گرداند.
۱۷ . پرداخت زکات :
در قرآن زکات به موارد مختلف اعم از انفاقات واجب و مستحب اطلاق شده است و نقش آن در توزیع ثروت بر کسی پوشیده نیست و خداوند آن را در آیات متعدد کنار نماز قرار داده است پرداخت آن دلیل بر تقوی شمرده شده است.
« الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ»(
۲۰). آنان که به غیب ایمان می آورند و نماز را برپا می دارند و از آنچه به ایشان روزی داده ایم انفاق می کنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت 11:33  توسط ساسان  | 

قاعدگی

v\:* {behavior:url(#default#VML);} o\:* {behavior:url(#default#VML);} w\:* {behavior:url(#default#VML);} .shape {behavior:url(#default#VML);}
قاعدگی (پریود) یکی از مراحل بلوغ در دختران است. قاعدگی مانند بسیاری از علایم دیگر بلوغ ممکن است برای دختران گیج کننده باشد. بعضی از دختران ممکن است به نوعی از آن ترس داشته باشند یا نگران آن باشند. بسیاری از دختران و پسران درک کاملی از دستگاه تناسلی زنان و چگونگی کارکرد آن در طی یک دورة قاعدگی ندارند و همین موضوع قاعدگی را برای آنان اسرارآمیز جلوه می‌دهد. به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  دوران قاعدگی یکی از مهم ترین دوره‌های زندگی هر خانمی است و از آنجا که به‌ طور معمول، خانم ها را یک هفته در ماه درگیر می ‌کند، اهمیت ویژه‌ای دارد.بروز اولین قاعدگی در دختران جوان نباید موجب ترس و نگرانی آنها شود. این امر نشان می‌ دهد که آنها سالم هستند و آمادگی مادر شدن را در آینده دارند. در ضمن مادر و خواهر بزرگ تر، اولیای مدرسه و معلمان بهداشت می‌ توانند درباره این پدیده با نوجوانان صحبت کرده و نگرانی و ترس آنها را برطرف‌ کنند و به آنها توضیح دهند که قاعدگی نه تنها بیماری نیست، بلکه امری ضروری و طبیعی برای بدن است، اگرچه ممکن است به ظاهر موجب ناراحتی شود. یک دورة‌ قاعدگی مدت زمان اولین روز خونریزی در یک ماه تا اولین روز خونریزی در ماه بعد است. مثلاً اگر اولین خونریزی دختری در ۸ اردیبهشت باشد و روز اول خونریزی بعدی وی در ۲ خرداد باشد دورة قاعدگی او ۲۴ روز طول کشیده است (از ۸ اردیبهشت تا ۱ خرداد). بلوغ و قاعدگی زمانیکه دختری به بلوغ می رسد (معمولاً در سنین۸ تا ۱۳ سالگی)، بدن و ذهن در بسیاری جهات شروع به تغییر و تحول می‌کند. هورمونها در بدن رشد فیزیکی جدیدی را آغاز می‌کنند، مثلاً پستانها شروع به رشد می‌کنند. حدود۲ الی ۵/۲ سال بعد از شروع رشد پستانها، اولین خونریزی قاعدگی در یک دختر اتفاق می افتد. حدود ۶ماه قبل از آغاز اولین دورة قاعدگی، دختر ممکن است متوجه افزایش ترشح از دستگاه تناسلی خود شود که مسأله‌ای شایع در میان دختران است و نباید از آن نگران باشد مگر آنکه این ترشحات بسیار بد بو باشد یا باعث خارش گردد. اولین قاعدگی زمانی اتفاق می‌افتد که همة اجزاء دستگاه تناسلی دختر بالغ شده باشند و بتوانند با یکدیگر کار کنند. به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  دختر بچه‌ها در بدو تولد با تخمدان‌ها، رحم و لوله‌‌های تخمدانی یا لوله های فالوپ (لوله‌هایی که در ادامة رحم در دو سمت تا تخمدانها کشیده می شوند) به دنیا می آیند. تخمدانها تخم مرغی شکل هستند و در دو طرف رحم در پایین شکم که لگن نامیده می‌شود، قرار می‌گیرند و حاوی هزاران تخمک هستند. دو لولة تخمدانی (فالوپ)، لوله هایی نازک و دراز هستند درست مثل یک رشته ماکارونی (البته کمی ضخیم‌تر) که داخل آن سوراخ باشد. هر لولة‌ فالوپ از رحم به سمت یک تخمدان کشیده می‌شود. رحم به شکل یک گلابی وارونه است که در وسط لگن قرار دارد. دیوارة رحم از عضلات قوی تشکیل شده است و وظیفة آن نگهداری از جنین در حال رشد است. پس از کامل شدن جنین، رحم با عضلات قوی خود، جنین را به بیرون می‌فرستد و بدین ترتیب جنین با عبور از داخل واژن (عضوی که از دهانة‌ رحم تا بیرون بدن امتداد می‌یابد) از بدن بیرون می‌آید و بدین وسیله نوزاد متولد می‌شود. با بلوغ دختر، هورمونهایی از هیپوفیز (یکی از غدد موجود در مغز) ترشح می‌شود که این هورمونها تخمدانها را وادار به ساخت هورمونهای زنانه می‌کنند. این هورمونهای زنانه استروژن و پروژسترون نامیده می‌شوند که اثرات زیادی در بدن دختر دارند و به رشد جسمی و بالغ شدن او کمک می کنند. پس شروع دوره های قاعدگی یک دختر، در هر ماه یک تخمک کوچک –بسیار کوچک که با چشم دیده نمی‌شود- از درون تخمدان آزاد می‌شود که به این عمل تخک گذاری می‌گویند. تخمک وارد لوله‌های فالوپ می‌شود و از طریق آن به سمت رحم حرکت می‌کند. اگر در طی این مسیر تخمک توسط یک اسپرم مرد بارور شود تخم ایجاد می‌شود و تخم به سمت رحم رفته و در آنجا لانه گزینی می‌کند و با چسبیدن به دیوارة رحم شروع به بزرگ شدن و رشد می‌نماید تا در پایان ۹ماه به یک نوزاد کامل تبدیل شود. در صورتیکه تخمک با اسپرم برخورد نداشته باشد – مسأله‌ای که در اکثر دروه‌های قاعدگی اتفاق می‌افتد- تخمک بارور نمی‌شود و از بدن دفع می‌شود. در این صورت رحم که خود را آماده پذیرایی از تخم بارور کرده بود و با اضافه کردن مخاطات خود را برای لانه گزینی تخم آماده نموده بود، با تشکیل نشدن تخم (بارور نشدن تخمک) به حالت اول خود برمی‌گردد و برای این کار مخاطات و بافت اضافی رحم شروع به ریزش می‌کند. ریزش بافت و مخاطات که خونی است همان خونریزی قاعدگی است. باید توجه کرد که همانطوریکه توضیح داده شد، خونریزی قاعدگی فقط شامل خون نیست بلکه بافت اضافی و مخاطات خونی است که از رحم به بیرون ریخته می‌شود. این وقایع هر ماه یکبار اتفاق می‌افتد. رحم خود را برای پذیرش تخم در طی یک ماه به تدریج آماده می‌کند و در نتیجه مخاطات و بافت اضافی در داخل آن بوجود می‌آید. در حدود اواسط یک دوره قاعدگی تخمک گذاری انجام می‌شود که در صورت عدم باروری تخمک با اسپرم مرد، در انتهای ماه همة بافت‌ها و مخاطات اضافی رحم به همراه تخمک به صورت خونریزی قاعدگی از بدن خارج می‌شود و این وقایع ماهانه ادامه می‌یابد تا اینکه زن در حدود سن ۵۰سالگی به یائسگی برسد. یائسگی به این معنی است که زن همة تخمک‌های موجود در تخمدانها را آزاد کرده است و دیگر تخمک ندارد. بنابراین دوره‌های قاعدگی نیز تمام می‌شود و دیگر امکان بچه‌دار شدن برای او نیست. خونریزی قاعدگی هر چند وقت یک بار تکرار می‌شود؟ همانگونه که سن شروع بلوغ در دختران متفاوت است، دوره‌های قاعدگی نیز برای دختران متفاوت است. دورة زمانی میان دو خونریزی را دورة قاعدگی می‌گویند. دورة‌ قاعدگی برای بعضی دختران ممکن است ۲۸روز، برای بعضی دیگر ۲۴روز، ۳۰روز و یا حتی ۳۵روز طول بکشد. حتی این زمان از یک دوره تا دورة بعد ممکن است فرق داشته باشد. دختران نوجوان و جوان ممکن است قاعدگی نامنظم داشته باشند که بخصوص در اولین دوره‌های قاعدگی بیشتر دیده می‌شود. برای مثال یک دختر که به تازگی قاعده شده است ممکن است ۲ماه متوالی دور‌های ۲۸روزه داشته باشد و در طی یک ماه بعد هیچ خونریزی نداشته باشد یا حتی دو خونریزی متوالی با فاصلة‌ زمانی بسیار کم بین آنها داشته باشد. معمولاً پس از چندین ماه، دوره‌های قاعدگی از نظم بهتری برخوردار می‌شود امّا بعضی از زنان حتی تا بزرگسالی نیز دوره‌های نامنظم دارند. با گذشت زمان و آشنایی بیشتر دختر با شرایط دوره‌های قاعدگی خود، معمولاًً دختران می‌توانند دورة‌ خونریزی بعدی خود را حدس بزنند. خونریزی به چه میزان است و چند روز طول می کشد؟ مدت زمان خونریزی نیز ثابت نیست و ممکن است تغییر کند. بعضی دختران فقط ۳-۲روز خونریزی دارند. بعضی دیگر ممکن است ۷روز و یا حتی بیشتر خونریزی داشته باشند. مقدار خونریزی نیز ممکن است متفاوت باشد. بعضی از دختران آنقدر مقدار خونریزی اندکی دارند که حتی ممکن است شک کنند که آیا قاعده شده‌اند یا نه. بعضی دیگر ممکن است خونریزی شدیدتری داشته باشند. برای اکثر دختران خونریزی در حد چند قاشق غذاخوری تا کمتر از نصف یک استکان (حدود ۱۲۰میلی‌لیتر) است که ممکن است زیاد به نظر آید ولی طبیعی باشد. خونریزی بسیار شدید در طی قاعدگی امکان پذیر است اما شایع نیست. در واقع ممکن است خونریزی بسیار شدیدتر از معمول، نشاندهندة اشکالات انعقادی خون باشد که نیازمند مراجعه به پزشک و بررسی بیشتر است. باید متوجه بود که حتی از یک ماه به ماه بعد ممکن است مقدار خونریزی و تعداد روزهای خونریزی در یک دختر متفاوت باشد. در صورتیکه از بی‌نظمی و یا مقدار خونریزی خود نگرانی دارید بهتر است تا با یک پزشک مشورت کنید. دل پیچه، ناخوشی قبل از قاعدگی و جوش - بعضی از دختران ممکن است در حوالی قاعدگی دچار تغییرات بدنی و احساس شوند. دل پیچه‌های قاعدگی بسیار شایع است. در حقیقت بیش از نیمی از زنانی که قاعده می‌شوند می‌گویند که در طی چند روز اول قاعدگی دچار دل‌پیچه می‌شوند. پزشکان فکر می‌کنند که علت این دل‌پیچه‌ها ماده‌ای به نام پروستاگلندین باشد که باعث انقباض عضلات رحمی می‌شود. انقباض عضلانی ممکن است مبهم، دردناک، تیرکشنده و یا شدید باشد و گاهی ممکن است در پشت یا حتی پاها و یا در شکم احساس شود. معمولاً با افزایش سن شدت این دل‌پیچه‌ها کمتر می‌شود و حتی ممکن است کاملاً از بین بروند. بعضی از داروهای بدون نیاز به نسخه مانند استامینوفن، ایبوپروفن و مفنامیک اسید می‌تواند این دل‌پیچه‌ها را از بین برد. قرار دادن یک حولة گرم یا یک دوش گرم ممکن است به تسکین دل‌پیچه‌ها کمک کند. داشتن فعالیت جسمی مناسب در کل طول دورة قاعدگی معمولاً باعث کاهش شدت دل‌پیچه می‌شود. در صورتیکه این اقدامات کمکی نکرد می‌توانید با پزشک خود مشورت نمایید. - بعضی از دختران احساس می‌کنند که در طی چند روز یا هفته قبل از قاعدگی ناراحت، بی حوصله و افسرده و یا بشیار حساس شده‌اند. ممکن است بیش از معمول گریه کنند و یا به راحتی عصبانی شوند. بعضی دیگر ممکن است مشتاق به خوردن غذاهای خاص شوند. ابن علائم معمولاً در چند روز پس از اتمام قاعدگی بهبود می‌یابد. به این علائم ناخوشی قبل از قاعدگی می‌گویند. علت ناخوشی قبل از قاعدگی تغییرات هورمونی است. افزایش و کاهش هورمونهای زنانه در طی یک دورة قاعدگی می‌تواند باعث تغییرات جسمانی و احساسی دختر شود. به همین دلیل بعضی از دختران دچار علائم جسمی نیز می‌شوند. مثلاً ممکن است احساس کنند که پف کرده‌اند یا پستان آنها متورم شده است و دردناک است و یا دچار سردرد شوند. پزشکان معمولاً توصیه می‌کنند که دختران به ورزش و فعالیت بدنی بپردازند. بعضی از داروها نیز می‌توانند کمک کننده باشند که توسط پزشک تجویز می‌شود. - بعضی از دختران در زمانهای خاصی از دور‌ة قاعدگی دچار تشدید جوش و آکنه بدن می‌شوند که این هم به علت تغییرات هورمونی در بدن است. این مشکل معمولاً با افزایش سن بهبود قابل ملاحظه‌ای پیدا می‌کند. تامپون و نوار بهداشتی پس از شروع قاعدگی شما نیاز دارید که از وسیله‌ای برای جذب خون استفاده کنید. برای این منظور می‌بایستی تامپون و یا نوار بهداشتی تهیه کنید. برای انتخاب نوع نوار بهداشتی می‌توانید با پدر و مادر، معلمان بهداشت و یا خواهر بزرگتر خود مشورت کنید. نوار بهداشتی در بسیاری از داروخانه‌ها و سوپر مارکت‌ها قابل تهیه است. تسکین علائم پیش از قاعدگی نشانگان پیش از قاعدگی (PMS) بسیاری از زنان را پیش از شروع قاعدگی مبتلا می‌کند. علائم این سندروم از جمله ممکن است شامل نوسان خلق، خستگی، بی‌خوابی، دل‌آشوبه و درد عضلانی باشد. این توصیه‌ها را برای تخفیف علائم سندروم پیش از قاعدگی در نظر داشته باشید: ·  - روزانه یک مولتی‌ویتامین حاوی اسید فولیک، و مکمل کلسیم به همراه ویتامین D مصرف کنید. - به مقدار کافی ورزش کنید. - یک رژیم غذایی سالم شامل غلات سبوس‌دار، میوه و سبزی، پیش و در حین پریودتان مصرف کنید. - از نمک، قند، کافئین و سیگار به خصوص با علائم PMS پرهیز کنید. - سعی کنید که هشت ساعت در شب بخوابید. - با صحبت کردن با دوستان‌تان، ورزش کردن و نوشتن یادداشت‌های روزانه استرس را تخفیف دهید. - از مسکن‌های معمول برای تخفیف درد بدن، عضلات، سردرد و چنگه‌های شکمی دردناک استفاده کنید . اختلال قاعدگی در نوجوانان آخرین مرحله بلوغ در دختران، قاعدگی است که در این مرحله هورمون‌هایی از هیپوفیز (یکی از غدد موجود در مغز)‌ ترشح می‌‌شود که تخمدان‌ها را وادار به ساخت هورمون‌های زنانه می‌کند که این هورمون‌ها استروژن و پروژسترون نامیده می‌شوند و اثرات زیادی در بدن دختران داشته و رشد جسمی و بالغ شدن آنها را سبب می‌شود. بهترین راه‌حل بهبود و ادامه تنظیم قاعدگی را توجه به رژیم غذایی مناسب ذکر کرده و می‌افزاید: در این دوران مصرف مواد قندی با شیرینی بالا و چربی‌ها، بسیار مضر هستند. دختران در این زمان باید تا جایی که ممکن است از خوردن غذاهای حاضری (فست‌فودها)‌ و موادی که حاوی مواد افزاینده‌اند خودداری کنند چرا که تمامی این مواد باعث تغییرات هورمونی در بدن می‌شود که باعث به هم خوردن سیستم تعادل هورمونی و در نتیجه کمبود یا اختلال در عملکرد مناسب تخمدان می‌شود و از آنجا که تمامی رشد اعضای بدن، بخصوص قد، سینه‌ها و شکل‌گیری اندام  در این برهه اتفاق می‌افتد، با عدم کنترل مناسب، چاقی‌های موضعی هنگام بلوغ و پایدار ماندن تغییرات بدنی، عارض می‌شود که به رژیم غذایی مقاوم می‌شوند. همچنین مصرف بیش از حد مواد چربی (سوسیس، کالباس، سس‌ها و چاشنی‌های مصنوعی)‌ از دلایل رشد بیشتر موهای زائد است . اختلال در نظم قاعدگی تحقیقات نشان داده یکی از مسائل مهمی که در زمان بلوغ برای دختران جوان مشکل‌ساز می‌شود، اختلال در نظم قاعدگی (پریود)‌ دختران است و از آنجا که هنوز محور مغز  تخمدان تکامل پیدا نکرده است ممکن است فرد تا چندین ماه دچار دیرکرد پریود شود  یا به صورت نامنظم و به صورت لکه‌بینی دچار خونریزی شود. بهترین راهکار «حفظ آرامش» است . در این سن تغییرات هیجانی همراه بحران‌های روحی می‌تواند مسائل را تشدید کند. گاهی از سوی برخی پزشکان به  دختران جوان، قرص‌های ضدبارداری تجویز می‌شود که باید گفت مصرف این قرص‌ها نه تنها کمکی به وضعیت فرد نخواهد کرد بلکه برای وی پریودی مصنوعی و کوتاه مدتی را  به همراه خواهد داشت که طی آن هورمون اضافه‌ای نیز به بدن تحمیل می‌شود. مصرف قرص‌های ضدبارداری را در صورت صلاحدید پزشک، فقط در مواقع خونریزی‌های زیاد و ظهور کیست‌های تخمدانی توصیه می‌کند. همچنین بهتر است یک تا ۲ سال پس از شروع پریود فرصت تنظیم سیکل‌های قاعدگی به بدن داده شود و در این دوران فرد با مصرف رژیم‌های غذایی مناسب، ورزش آهسته و پیوسته (یوگا  و مدیتیشن)‌ و جلوگیری از افزایش وزن و رژیم‌های غذایی توخالی، کاهش وزن و تناسب اندام را در کارهای خود بگنجاند. اختلالات انعقادی برخی اوقات اختلالات انعقادی در خانواده‌‌ها به صورت نهفته وجود دارد که با شروع پریود در دختران جوان، خود را نشان می‌دهند به همین دلیل پریودهای طولانی مدتی که در سونوگرافی، دلیل خاصی نیز ندارند (کیست تخمدان)‌، حتما باید اختلالات انعقادی بررسی و جهت درمان کم‌خونی اقدام شود. درد پریود امری اجتناب‌ناپذیر است و سیکل‌هایی که همواره همراه با تخمک‌گذاری صورت می‌گیرند خواه ناخواه درجاتی از این درد شکم را در زمان پریود (قاعدگی)‌ دارد. به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  یکی از دلایل تشدید درد قاعدگی می‌تواند به دلیل چرخ محور رحم به صورت آناتومیک باشد، یعنی از آنجا که رحم در حالت عادی به سمت جلو خم است، این حالت در برخی بیش از حد معمول است، به همین دلیل زاویه و گردن رحم مقداری بسته شده و خروج خون با اشکال مواجه می‌شود. بنابراین دردهای پریود به دلیل افزایش انقباضات رحمی، برای تسهیل خروج خون بیشتر است که طبق نظر پزشک، چگونگی مراحل استراحت در این ایام به فرد توصیه می‌شود. همچنین گرم کردن موضعی و استفاده از مسکن‌هایی که مقدار درد و خونریزی را به میزان قابل توجهی می‌کاهند از راه‌های بهبود است. گفته می‌شود داروهای ضدالتهابی غیراستروئیدی همچون دیکلوفناک، ایندومتاسین و ایبوپروفن می‌توانند در کاهش این عوارض موثر باشند. رژیم غذایی مناسب برخلاف این که زنان در زمان قاعدگی میل به خوردن سبزی و میوه‌جات ندارند، ولی در این ماه، رژیم غذایی پرکلسیم و پروتئین‌دار و پرهیز از نمک و شیرینی‌جات می‌تواند تا حد زیادی در روند بهبود موثر باشد، مصرف برخی از داروهای گیاهی همچون «رازیانه» و قرص‌های جدید evening prime rose oil  نیز بسیار موثرند. میزان خونریزی بستگی به اندازه رحم دارد و بیش از ۸۰ سی‌سی آن در طول یک دوره از عادت ماهانه غیرطبیعی است و ممکن است منجر به کم‌خونی شود. بخصوص که در تغذیه ایرانی، مواد حاوی پروتئین یا آهن با موادی همچون «نان» ترکیب و باعث کاهش میزان جذب آهن می‌شود. کیست‌های تخمدان «PCOD» (بیماری تخمدان‌های پلی‌کیستیک)‌ است. در این بیماری کیست‌های ریز به صورت محیطی در اطراف تخمدان وجود دارد و به دلیل اختلال تخمک‌گذاری و ناشی از اختلالات هورمونی وارد بدن شده و میزان ترشحات هورمون مردانه را افزایش داده و در نتیجه باعث بروز ناباروری‌های بعدی می‌شود که از مشخصه‌های آن، تغییرات هورمونی در آزمایشات، فاصله‌های زیاد زمان پریود، چاقی و جوش‌های صورت مقاوم به درمان است. البته با توجه به ضرورت استحمام در زمان قاعدگی، ولی ورزش «شنا» در این دوران توصیه نمی‌شود. با توجه به این که «تامپون» وسیله‌ای برای عدم خروج خون است، ولی استفاده از این روش جهت شنا، توصیه نمی‌شود چراکه باعث می‌شود خون به داخل لگن برگردد و بروز برخی از عفونت‌های پنهان، چسبندگی‌های داخل لگن و نازایی را برای فرد ایجاد کند. اختلالات قاعدگی یک سیکل (دوره) قاعدگی طبیعی معمولا بین ۲۱ تا ۳۵ روز طول می کشد. در صورتیکه زمان یک سیکل کمتر از ۲۱ روز یا بیشتر از ۳۵ روز باشد، باید برای بررسی بیشتر به پزشک مراجعه نمایید. طول یک سیکل قاعدگی  تعداد روزها از زمان اولین روز شروع خونریزی  تا اولین روز شروع خونریزی در سیکل بعد است. - طول سیکلهای قاعدگی معمولا با اختلاف یک یا دو روز از یک سیکل به سیکل دیگر متفاوت است . بخصوص در سنین پایین تر و در اوایل بلوغ این نامنظمی بیشتر دیده  می شود و معمولا با افزایش سن، نظم سیکلها افزایش می یابد. در صورتیکه سیکلهای تقریبا منظم داشته اید و اخیرا اختلاف تعداد روزهای سیکلها از یک سیکل به سیکل دیگر بیشتر از ۷ روز شده است  و این نامنظمی در چند ماه متوالی وجود داشته باشد باید به پزشک مراجعه نمایید. -  مقدار کل خونریزی قاعدگی در هر سیکل معمولا بطور متوسط ۳۵ میلی لیتر (کمتر از نصف استکان) و حداکثر ۸۰ میلی لیتر است. یکی از راههای تخمین میزان خون قاعدگی، جمع آوری نوارهای مورد استفاده در یک کیسه نایلونی کاملا دربسته و وزن کردن آن و سپس کم کردن وزن بدست آمده از وزن نوارهای خشک است. در صورتیکه میزان خونریزی بیش از ۸۰ میلی لیتر باشد، برای بررسی بیشتر باید به پزشک مراجعه کنید. در صورت تأخیر در درمان ممکن است کم خون شوید. همچنین درصورتیکه در ظرف ۲ ساعت نیاز به تعویض نوار بهداشتی داشته باشید، نشاندهنده خونریزی زیاد است و باید بررسی گردد. - یک قاعدگی طبیعی نباید بیش از ۷ روز به طول بینجامد. در صورت طولانی شدن خونریزی قاعدگی بررسی پزشکی لازم است. - آمنوره زمانی است که دختری ۱۶ سال دارد ولی تا کنون قاعده نشده است و یا سه سال از زمان بلوغ او می‌گذرد ولی هنوز قاعده نشده است و یا علایم بلوغ را تا سن ۱۴ سالگی از خود نشان نداده است. همچنین در کسی که قبلاً قاعده شده است ولی برای مدت طولانی دیگر بدون آنکه حامله باشد، قاعده نشده است.  در این موارد بررسی پزشکی مورد نیاز است. بررسی علل خونریزی ‌های غیرطبیعی رحم‌ تقریبا عادت ماهانه زنان هر ۲۸ روز یکبار رخ می‌دهد و ممکن است خصوصیات این دوران در هر زنی نسبت به دیگری متفاوت باشد، ولی اغلب این خونریزی‌ها ۵ تا ۷ روزه است و خفیف، شدید، دردناک و بدون دردبودن آن امری طبیعی است، ولی گاهی نیز زنان و دختران دچار خونریزی‌های غیرطبیعی می‌شوند که معمولا این خونریزی‌ها به چهار گروه سنی، قبل از بلوغ، نوجوانی، تولید مثل و بعد از یائسگی تقسیم می‌شوند. یکی از دلایل خونریزی‌های رحمی قبل از سن بلوغ به دلیل عفونت‌ها، ضایعات و خارش‌ها است .  ورود اجسام خارجی و ضربه‌های وارد شده، سوءاستفاده‌های جنسی و زگیل‌های تناسلی که کودک در تماس با والدین خود دچار می‌شود را می‌توان از علل شایع خونریزی قبل از بلوغ دختران دانست. البته شایع‌ترین علت خونریزی در زنان را عدم تخمگذاری (تخمک‌گذاری نامرتب)‌، استفاده از استروژن عنوان کرده و یادآور می‌شود: گاه تماس‌های جنسی باعث حاملگی‌های ناخواسته و بروز خونریزی‌های نامرتب می‌شود. اختلالات انعقادی در نخستین قاعدگی در دختران بین سنین ۱۰ الی ۱۱ سال نیز باعث بلوغ زودرس می‌شود که در نتیجه سیکل‌های آن سریع‌تر حالت طبیعی پیدا می‌کند، ولی هر قدر که این اتفاق دیرتر انجام شود، تکامل سیستم دیرتر اتفاق افتاده و خونریزی‌های نامرتب و عدم تخمک‌گذاری در آنها مشهود است. معمولا در ۲ سال اول بلوغ دختران تخمک‌گذاری ناقص است و طول دوره از ۲۱ تا ۴۰ روز متفاوت است و تا وقتی این مدت سیکل منظم ۲۳ تا ۳۵ روز ادامه پیدا کند، اغلب خونریزی‌های دوره شدید و حتی با افت شدید هموگلوبین خون همراه خواهدبود که با درمان‌های هورمونی قابل درمان خواهد بود. اختلالات خونی همانند کمبود فاکتورهای انعقادی ‌ (iTP) (کمبود پلاکت)‌، مسائل غددی (کم‌کاری و پرکاری تیروئید)‌ و بیماری PCO (سندرم تخمدان پلی‌کیستیک)‌ که در دوران نوجوانی دختران به دلیل عدم فعالیت کامل سیستم هورمونی بدن موجب کیست‌های ریزی در تخمدان شده و با بروز اختلالات هورمونی (چاقی  پرمویی  ریزش مو)‌ خونریزی رحمی ایجاد می‌کند. خونریزی در سنین باروری‌ تحقیقات نشان داده خونریزی‌های ناشی از قاعدگی در سنین باروری از علل مختلفی برخوردار است که مهمترین علت آن‌ (DUB) یا همان خونریزی‌های ناشی از اختلال عملکرد رحم است که معمولا با توجه به سن، راه‌های درمانی گوناگونی دارد. خونریزی‌های مرتبط با حاملگی می‌تواند باعث سقط یا بروز حاملگی خارج از رحم شود .  ۳۰ درصد از زنان با مصرف قرص‌های ضدبارداری دچار لکه‌بینی می‌شوند که یکی از علل آن کم‌کاری و یا پرکاری تیروئید است که خونریزی‌های کم قاعدگی، فاصله زیاد بین دو قاعدگی و افزایش تعداد دفعات قاعدگی از علایم و نشانه‌های آن است. همچنین فیبرم رحمی (افزایش توده عضلانی رحم)‌ نیز باعث لکه بینی و خونریزی می‌شود که میزان آن به موقعیت و جایگاهی که فیبرم قرار دارد، متفاوت است، اگر فیبرم در نزدیکی عروق رحمی باشد، خونریزی‌های نامرتب ایجاد می‌کند و اگر پشت مثانه قرار گرفته باشد، باعث بروز علایم ادراری خواهد شد. ۱۰ درصد از سرطان‌های رحمی در سنین بالای ۳۵ سال، به شکل خونریزی خود را نشان می‌دهند که با نمونه‌برداری از داخل رحم (کورتاژ تشخیصی)‌ می‌توان دلیل خونریزی را مشخص کرد، اما آنچه مهم است این است که گاهی پس از تراشیده شدن سطح رحم (به اصطلاح شستشوی رحم)‌ درمان حاصل شده و خونریزی قطع می‌شود. بنابراین توصیه می‌شود زنانی که در اقوام درجه یک خود سابقه سرطا‌ن‌های وابسته به رحم از جمله سرطان سینه، تخمدان و کولون دارند، پس از ۳۵ سالگی، نسبت به انجام کورتاژ تشخیصی اقدام کنند. یکی از روش‌های درمان خونریزی‌های غیرطبیعی و بدون علت رحم را تجویز مسکن‌های ضدالتهابی همچون ایبوپروفن و مفنامیک اسید ذکر کرده و خاطرنشان می‌کند با مصرف ۶ الی ۸ ساعت یک بار این داروها می‌‌توان خونریزی را کنترل کرد، همچنین این افراد با توجه به اختلال عملکرد رحم خود‌ (DUB) می‌توانند دستگاه IUD (آیودی)‌ استفاده کنند و سطح خونریزی خود را به صفر برسانند و طی دوره‌ای ۵ ساله از بروز حاملگی‌های ناخواسته، به طور جدی جلوگیری کنند. خونریزی پس از یائسگی‌ ۳۰ درصد از علت‌های خونریزی پس از دوران یائسگی، زمینه‌ساز سرطان‌های رحم است ولی آنچه بیش از اندازه مشهود است، استفاده از هورمون‌های استروژن و پروژسترون است. اخیرا درمان‌‌های هورمونی برای زنان پس از دوران یائسگی توصیه نمی‌شود و فقط در موارد گرگرفتگی و یا پوکی استخوان‌های شدید، برای این دسته از بیماران، هورمون‌ درمانی انجام می‌شود. یکی دیگر از علل خونریزی‌های پس از دوران یائسگی را خشکی رحم و واژن عنوان می‌کند که به علت تحلیل رفتن بافت‌های رحم شکنندگی و در نتیجه خونریزی ایجاد می‌شود که درمان آن نیز با استروژن خوراکی و یا موضعی صورت می‌گیرد. چند توصیه مفید پزشکان متخصص بر این باورند که هنگام خونریزی از خوردن قرص‌های «آسپرین» به دلیل افزایش خونریزی، پرهیز شود و ورزش و رژیم غذایی مناسب، مصرف قرص‌ آهن برای جلوگیری از کم‌خونی فراموش نشود و حداقل سالی یک مرتبه آزمایش شمارش گلبول‌های خون و آزمایش‌های سالانه در برنامه کاری بانوان گنجانده شود . نکته‌ مهم بهداشتی دوران قاعدگی لباس زیر مناسب: از لباس‌های نخی استفاده کنید و آنها را زود به زود عوض کنید. لباس‌های زیر را باید جدا از سایر لباس‌ها بشویید و در آفتاب خشک کنید. هیچگاه از لباس زیر دیگران استفاده نکنید. ورزش: انجام فعالیت‌ها و ورزش‌های عادی و سبک در این دوران نه تنها هیچ گونه منعی ندارد، بلکه مفید هم است و به آرامش عضلات کمک می ‌کند. باید بدانید که بدترین کار، درازکشیدن روی تخت و بی‌حرکت ماندن است. تغذیه: برای جبران خون از دست رفته در این دوران می ‌توانید از غذاهای مقوی مانند شیر، گوشت، حبوبات، انواع سبزی‌، لبنیات و انواع میوه‌های تازه و… بیشتر استفاده کنید. توصیه می‌ شود برای کاهش عوارض اختلالات پیش از قاعدگی، از یک هفته پیش از شروع قاعدگی از رژیم غذایی حاوی ویتامین B6 و آهن مانند گوشت، ماهی، آجیل بدون نمک و غلات سبوس‌دار مصرف کنید. غذاهای غنی از آهن عبارتند از: گوشت ها، تخم مرغ ، جگر، سبزی های دارای برگ سبز تیره مثل اسفناج تازه و جعفری، حبوبات مثل عدس و لوبیا، نخود سبز، نان سبوس دار ، آجیل، خشکبار مثل انواع برگه، برگه آلو و هلو و زرد آلو ، توت خشک، انجیر خشک و کشمش . ویتامین B6 در نان ها و بیسکویت های سبوس دار، ماءالشعیر، جوانه گندم ، مرغ، ماهی، جگر، میوه ها مثل موز، آب پرتقال، سیب، سبزیجات مثل هویج، گل کلم، گوجه فرنگی و در مغزها وجود دارد. حمام کردن: حمام‌کردن در دوران قاعدگی نه تنها ضرر ندارد، بلکه لازم است. البته باید از نشستن کف حمام خودداری کرده و تا حد امکان به شکل ایستاده حمام کنید تا بدن شما به آلودگی‌های میکروبی کف حمام آلوده نشود. اما لازم است بدانید که در این دوران باید از رفتن به استخر یا دریا اجتناب کنید. نوار بهداشتی: سعی کنید در دوران قاعدگی از نوار بهداشتی استفاده کرده و آن را مرتب و زود به زود تعویض کنید. اهمیت این موضوع به‌خصوص زمانی که خون‌ریزی بیشتر است، روشن می ‌شود. با این کار، علاوه بر رعایت بهداشت جسم، از آلوده شدن لباس‌های دیگر نیز خودداری می ‌شود. هنگام تعویض نوار بهداشتی، باید آن را داخل کاغذ پیچیده و دور بیندازید. دقت کنید نوار بهداشتی را نباید به طور مستقیم در توالت بیندازید، زیرا موجب گرفتگی چاه توالت می ‌شود. چنانچه امکان استفاده از نوار بهداشتی را ندارید، می ‌توانید از پارچه‌های معمولی و قابل شستشو استفاده کرده و سپس آنها را با آب سرد و صابون شسته و در آفتاب خشک و در صورت امکان اتو کنید. سعی کنید تا حد امکان از پنبه یا دستمال کاغذی استفاده نکنید و در صورت استفاده، یک عدد گاز استریل روی پنبه قرار دهید، زیرا ممکن است قطعات خرد شده دستمال و پنبه جذب شده و موجب عفونت شود. با توجه به اینکه در اوایل بلوغ، شروع قاعدگی نامنظم است، می‌ توان با علامت‌زدن تاریخ شروع قاعدگی در تقویم، آن را به خاطر بسپارید و نوار بهداشتی را به‌خصوص در مدرسه به همراه داشته باشید تا مشکلی ایجاد نشود. استفاده از مسکن: وجود درد در روزهای اول قاعدگی، مسئله‌ای طبیعی است. علت این امر، آزاد شدن موادی در جداره داخلی رحم است که موجب انقباض رحم و در نتیجه درد می‌ شود. در صورت شدت درد می ‌توانید با تجویز پزشک، از داروهای تسکین‌دهنده استفاده کنید. البته بهتر است ۴۸ تا ۷۲ ساعت پیش از شروع قاعدگی از این داروها استفاده شود. در ضمن، استفاده از حوله یا پارچه گرم در موضع درد هم مفید است، زیرا گرما موجب شل‌شدن عضلات شده و می‌ تواند انقباضات را متوقف کند. استراحت کافی و رژیم غذایی مناسب و اجتناب از مصرف زیاد شکر، قهوه و چای نیز می ‌تواند در تسکین درد موثر باشد. ۷- بهداشت ناحیه تناسلی: در خانم‌ها به علت نزدیک بودن مقعد به فرج و نیز مجرای خروج ادرار، امکان انتقال انواع میکروب‌ها به دستگاه تناسلی وجود دارد، بنابراین برای پیشگیری از وقوع عفونت، به هنگام طهارت باید ابتدا فرج یا قسمت جلویی دستگاه خارجی تناسلی و سپس مقعد شسته شود. در دوران قاعدگی نیز باید پس از هر بار دست‌شویی رفتن به‌خصوص پس از اجابت مزاج، شستشو به طریقه فوق صورت گیرد و پس از شستشو، در صورت امکان با دستمال تمیز خشک شود. تا حد امکان سعی کنید برای طهارت از آب سرد استفاده نکنید، زیرا ممکن است سبب به‌ وجود آمدن انقباض و درد زیر شکم شود. دقت کنید هیچگاه با دست کثیف یا آلوده طهارت نگیرید. آکنه: یکی از عوارض شایع دوران نوجوانی آکنه یا جوش غرور است که علت آن تغییرات هورمونی در بدن است و در دختران، به خصوص پیش از شروع عادت ماهیانه شدت می ‌یابد. آکنه با عواملی مانند پوست چرب و شیوه تغذیه نادرست شدت می ‌یابد.بنابراین راه درمان آکنه‌های معمولی رعایت بهداشت پوست ، شستشوی مرتب صورت با صابون‌های غیرمحرک و پرهیز از دست‌زدن به آنهاست. قاعدگی دردناک یا دیسمنوره یکی از شایع ترین مشکلات در حیطه بیماری های زنان است و در حدود ۵۰% از زنانی که دارای دوره های قاعدگی هستند، دیده می شود. ۱% زنان در سنین باروری به علت دیسمنوره های شدید به مدت ۱ تا ۳ روز در ماه از انجام فعالیتهای روزانه باز می مانند. انواع دیسمنوره ۱٫  -   دیسمنوره اولیه: به قاعدگی دردناک در غیاب بیماریهای واضح لگنی اطلاق می شود و ۷۵% از دردهای قاعدگی را شامل می شود. ۲٫  -   دیسمنوره ثانویه: عبارت است از قاعدگی دردناک ناشی از بیماریهای لگنی زمینه ای مانند: آندومتریوز، بیماری التهابی لگن، آدنومیوز و … که ۲۵% از دردهای قاعدگی را شامل می شود. دیسمنوره اولیه به علت افزایش پروستاگلاندین های آندومتر است که باعث بروز انقباض در عضلات صاف و بروز دردهای کولیکی شبیه دردهای زایمانی می شود. بسیاری از عوامل بر انقباضات رحمی ناشی از پروستاگلاندین ها تاثیر می گذارند به عنوان مثال ورزش شدید اغلب سبب تشدید و مصرف کافئین سبب تخفیف علایم دیسمنوره در زنان می شود. علائم دیسمنوره اولیه ۱٫ -  درد شکمی از چند ساعت قبل از عادت شروع و بین ۱۲ تا ۷۲ ساعت طول می کشد. ۲٫ -  تهوع و استفراغ ۳٫ -  سر درد و احساس خستگی دیسمنوره اولیه با گذشت عمر کمتر درد ناک می ماند، یک حاملگی منجر به تولد باعث کاهش نشانه ها می شود و پس از ۱ سال از مصرف قرص خوراکی جلوگیری از بارداری اکثر بیماران کاهش علایم را تجربه می کنند حتی اگر مصرف قرص را قطع نمایند. درمان دیسمنوره اولیه ۱٫  -  استفاده از مسکن های ایبوپروفن یا ناپروکسن سدیم یا مفنامیک اسید. این داوها در ۸۰% موارد برای درمان دیسمنوره اولیه موثرند ولی باید درست قبل یا در زمان شروع قاعدگی مصرف انها شروع شود. ۲٫  - داروهای ضد باردرای خوراکی(LDوHD): مناسب برای خانم هایی است که می خواهند پیشگیری از بارداری نیز انجام دهند. اگر درمان با این دارو پس از ۳ تا ۶ ماه باعث کاهش قابل توجه دیسمنوره نشد باید از لحاظ دیسمنوره ثانویه مورد بررسی قرار گیرد. ۳٫  -  استفاده از داروهای ضد درد مخدر: در موارد بسیار شدید به مدت ۲ تا ۳ روز در ماه و همراه سایر درمانها از داروهای ضد درد مخدر مانند ترکیبات کدئین استفاده می کنند. ۴٫ -  طب سوزنی ۵٫  -  قطع عصب رحمی: اگر به هیچ درمانی پاسخ ندهد و اگر بیمار تمایل به بچه دار شدن دارد در موارد نادر استفاده می شود. ۶٫ -  برداشتن رحم: اگر خانمی تمایل به بچه دار شدن ندارد و به هیچ درمانی پاسخ نمی دهد از این درمان استفاده می شود. *دیسمنوره اولیه بطور شایعی با اختلالات و استرس های روانی در ارتباط است بنابراین در برخی موارد بررسی و درمان مسائل روانی مفید خواهد بود. درمان غیر داروئی دیسمنوره اولیه ۱٫ –  استراحت ۲٫  - استفاده از حوله گرم روی قسمت پایین شکم و پشت ۳٫ -  تغییر سبک زندگی ( ورزش منظم، قطع سیگار، کاهش مصرف الکل و کافئین، کاهش وزن) دیسمنوره ثانویه به علت وجود یک مسئله پاتولوژیک در لگن است. علائم دیسمنوره ثانویه ۱٫  -  شروع ان نسبت به دیسمنوره اولیه در سنین بالاتری است (اغلب بعد از ۲۰ سالگی ) ۲٫ -   معمولا درد از ۱ تا ۲ هفته قبل از عادت ماهیانه شروع شده و تا چند روز بعد از قطع خونریزی ادامه می یابد. ۳٫  -  با گذشت زمان شدت آن بیشتر می شود. ۴٫ -   اغلب بیماران از دردهای لگنی در غیر از زمان خونریزی های قاعدگی شکایت دارند. ۵٫ -   به درمان با داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی و یا قرص های خوراکی پیشگیری از باردرای پاسخ مناسب نمی دهد. درمان دیسمنوره ثانویه توسط متخصص زنان و زایمان و با برطرف کردن عامل ایجاد آن انجام می شود. قاعدگی نامنظم Irregular periods قاعدگی نامنظم به سیکل قاعدگی گفته می شود که در آن مدت زمان بین قاعدگی های متوالی اختلاف زیادی با یکدیگر دارند. سن:شایعترین سندرست بعد از بلوغ و درست قبل از یائسگی است . نحوه زندگی:استرس و ورزشهای سنگین و شدید و کم وزنی شدید عوامل خطر می باشند . ژنتیک:عامل قال توجهی به شمار نمی آید . قاعدگی در هنگام بلوغ آغاز می شود و تا هنگام یائسگی ادامه می یابد.میانگین سیکل قاعدگی ۲۸ روز می باشد . اما ممکن است قاعدگی ه همان اندازه هر ۲۴ روز یا ه ندرت هر۳۵ روز اتفاق افتد .پس از بلوغ ، در اغلب خانمها یک سیکل قاعدگی منظم با یک طول زمان نسبتا ًثابت ین دو قاعدگی رخ می دهد.به هر حال در بعضی خانمها ،قاعدگی بی نظم باقی می ماند .خونریزی در قاعدگی بطور طبیعی بین۷-۲ روز طول می کشد . میانگین مدت زمان خونریزی ۵ روز می باشد. علل بی نظمی اختلاف و تغییر در طول سیکل قاعدگی معمولا نتیجه یک عدم تعادل موقتی هورمونی است .تغییرات مقادیر هورمونی در طی بلوغ موج می گردد که قاعدگی ها در ماه های اولیه بی نظم باشند و تغییرات زیادی در الگوهای خونریزی طبیعی خانمها در چند ماه اول پس از زایمان و در نزدیک یائسگی شایع است .در سایر مواقع عدم تعادل هورمونی ممکن است بعلت عواملی چون استرس ،افسردگی و بیماریهای شدید طولانی مدت ایجاد شود . ورزشهای سنگین و از دست دادن شدید وزن ،همچنین از عوامل شایع ایجاد اختلالات هورمونی می باشند که می توانند موج قاعدگی نامرتب گردند . گاهی پلی کیستیک قاعدگی نامنظم ممکن است علامتی از بیماری تخمدان یا رحم باشد. برای مثال سندرم تخمدان پلی کیستیک که در آن سندرم عدم تعادل هورمونهای جنسی وجود دارد ، یا آندومتریوز که در این بیماری تکه ای از بافت رحم جابجا می گردد و به عضو دیگری در لگن می چسبد، می توانند باعث اختلال قاعدگی شوند . در بعضی موارد که فرد نسبت ه حاملگی بی اطلاع است خونریزیهای نا  منظمی ایجاد می شوند که می تواند ه آسانی به عنوان یک قاعدگی اشتباه تلقی شود . روز یک قاعدگی تاخیری و شدید می تواند ناشی از سقط جنین اشد . اگر شما یک قاعدگی تاخیری که ا دردهای شدید شکمی همراه است دارید، باید در جستجوی فوری توجهات طبی باشید. زیرا این امر ممکن است ناشی از یک حاملگی خارج از رحم باشد. در عضی موارد ، علت بی نظمی قاعدگی نا شناخته است . اقدامات درمانی به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  قاعدگی های بی نظم ناشی از تغییرات هور مونی طبیعی که به دنبال بلوغ یا زایمان است معمولا ً در طول زمان منظم می گردند. در خانمهایی که در سن یائسگی هستند ، قاعدگی های بی نظم سر انجام ه کلی متوقف خواهد شد در تمام این موارد ، معمولاً درمان ضرورت ندارد . به هر حال اگر این مشکل مداومت یافته یا ر نحوۀزندگی خانمی تاثیر گذارد ، ممکن است داروهایی برای تنظیم قاعدگی تجویز شوند . این داروها شامل داروهای ضد حاملگی خوراکی رای خانمهای جوان و درمان جایگزینی هورمونی برای خانمهای نزدیک یائسگی است . قاعدگی بی نظمی که ه دلیل از دست دادن شدید وزن ، تمرینات و ورزشهای سخت ،استرس یا افسردگی باشد  به محض رفع این مشکلات از میان بروند ،منظم تر می گردند .اگر عامل واضحی برای بی نظمی در قاعدگی شما وجود نداشته و الگوی آشکاری برای خونریزی قاعدگی وجود ندارد ، پزشک ممکن است آزمایشاتی  برای جستجوی یک بیماری زمینه ای ترتیب دهد . این آزمایشات شامل تستهای حاملگی ،تستهای خون جهت اندازه گیری میزان هورمونها و اولتراسونوگرافی از ناحیه لگن باشد که به منظور بررسی تخمدانها و رحم انجام می گیرد . اگر بیماری زمینه ای کشف گردید ،درمان آن در اکثر موارد باید موجب تنظیم قاعدگی گردد. آمنوره Amenorrhoea عدم قاعدگی برای حداقل سه ماه در خانمی که به طور معمول قاعدگی داشته است را آمنوره گویند . سن :بین بلوغ و یائسگی اتفاق می افتد . ژنتیک :در بعضی موارد ناشی از ناهنجاریهای کروموزومی است . نحوه زندگی : استرس و ورزشهای شدید و کم وزنی از عوامل خطرند . دو نوع آمنوره وجود دارد :اولیه و ثانویه . در صورتیکه در دختری تا سن شانزده سالگی قاعدگی شروع نشود به آن آمنوره اولیه گفته می شود . در صورتی که قاعدگی در طی بلوغ ایجاد شده است توقف آن در دوران حاملگی و چند ماه پس از زایمان تا هنگام شیر دادن ، موقتا ً پس از قطع قرصهای ضد حاملگی و به طور دائمی در منوپوز یا یائسگی ،طیعی می باشد . اگر در غیر این مواقع ، قاعدگی حداقل رای سه ماه قطع گردید ، این حالت به عنوان آمنوره ثانویه شناخته می شود . علل آمنوره اغلب آمنوره به علت اختلال هورمونهای جنسی زنانه ایجاد می شود که این اختلال می تواند ه دلیل عوامل استرسی یا افسردگی باشد . تمرینات و ورزشهای سخت یا کاهش وزن ناگهانی ممکن است منجر به اختلال هورمونی گردند و عوامل شایع آمنوره در ورزشکاران ، ژیمناستها و بالرین ها می باشند . تغییرات هورمونی ممکن است منجر به آمنوره اولیه یا ثانویه گردند که این ستگی به زمان رخ دادن آمنوره دارد . آمنوره اولیه مشخصه و اختصاصی تاخیر بلوغ می باشد و ممکن است به علت ناهنجاری کروموزومی باشد . عدم توانایی شروع قاعدگی در بلوغ ممکن است ناشی از وضعیت پرده بکارت باشد که در این مورد پرده کارت سوراخی ندارد و خون قاعدگی قادر به خارج شدن از بدن نیست . در موارد نادر، رحم از هنگام تولید وجود ندارد . بنا براین قاعدگی نمی تواند بوجود آید. آمنوره ثانویه ممکن است ناشی از اختلال غده صنوبری باشد که از این اختلالات می توان تومورصنوری را نام برد . بعضی خانمها یائسگی زود رس دارند که در این موارد قاعدگی قبل از ۳۵ سالگی متوقف می شود. سایر عوامل ممکن آمنوره شامل اختلالات تخمدانها نظیر سندرم تخمدان پلی کیستیک و درمانهایی نظیر رادیو تراپی و شیمی درمانی می باشند که این عوامل می توانند باعث آسیب به تخمدان گردند. اقدامات درمانی در صورتیکه آمنوره فقط چند ماهی پس از قطع مصرف داروهای ضد حاملگی خوراکی طول بکشد یا در طی حاملگی و یا شیردهی باشد، درمانی نیاز نمی باشد . طور طبیعی چند ماهی پس از زایمان در صورت عدم شیر دهی ، قاعدگی دوباره آغاز می شود یا حدود یک ماه پس از قطع شیردهی قاعدگی شروع می گردد. پس از یائسگی آمنوره دائمی است . آمنوره ای که در اثر سایر عوامل ایجاد شود باید بررسی گردد. پزشک فرد را معاینه خواهند نمود و ممکن است تست حاملگی انجام شود همچنین فرد ممکن است نیاز به آزمایش خون جهت ررسی سطوح هورمونی داشته باشد . سونوگرافی از تخمدانها و رحم ممکن است نیاز باشد و گاه CTاسکن غده صنوبری انجام می گیرد . درمان بیماریهای زمینه ای در اغلب موارد موجب قاعدگی می شود . اگر عامل بیماری قابل درمان نباشد ، اگر قاعدگی در اثر استرس ، کاهش وزن یا ورزشهای سخت قطع شده باشد ، در صورت از بین رفتن این مشکلات باید قاعدگی شروع شود . پاسخ به سوالات رایج در مورد قاعدگی : تغییر رنگ در ترشحات مجرای تناسلی آیا طبیعی است یا نشانه‌ای از یک بیماری؟ قبل از هر چیز باید بدانید ترشحات طبیعی مهبل فواید متعددی دارد: مهبل را تمیز و مرطوب نگه می‌دارد و در پیشگیری از عفونت آن کمک می‌کند. اگر چه رنگ، مقدار و حالت ترشحات مهبل در دوران قبل و بعد از عادت ماهیانه تغییر می‌کند و این مسئله کاملا طبیعی است اما گاهی تغییر در این ترشحات نشانه‌ای از وجود مشکل است. ترشحات طبیعی مهبل هر از گاهی تغییر می‌کند: رقیق، چسبنده،‌ غلیظ، حالت کشسانی، در مجموع حالت آن متغیر است. نکته مهم در ترشحات مهبل آن است که باید شفاف،‌سفید و یا شیری مایل به سفید باشند. در مواردی که مشکلی وجود دارد، ترشحات دچار تغییراتی می‌شود، بوی آن تغییر کرده و نامطبوع می‌شود،‌رنگ‌ آن سبز، خاکستری و یا حالتی دقیقا شبیه ترشحات عفونی می‌شود،‌ در مهبل حالت خارش، ‌سوزش،‌ تورم و قرمزی بوجود می‌آید و یا حتی گاهی از مهبل در دورانی به‌غیر از عادت ماهیانه خون خارج می‌شود که در این موارد باید حتما به پزشک متخصص زنان مراجعه شود. معمولا عفونت مهبل(باکتریایی یا قارچی) عامل شایعی در تغییر ترشحات آن است که بهتر است نسبت به این مسئله دقیق باشید.در عفونت قارچی مهبل‌ ترشحات بسیار سفید و غلیظ می‌شوند و شکل پیدا می‌کنند،‌بوی ترشحات تند است و حالت خارش و سوزش در مهبل حس می‌شود. در عفونتی که توسط باکتری ایجاد می‌شود، مقدار ترشحات زیادتر می‌شود و حالت کف‌آلود پیدا کرده، به رنگ خاکستری در می‌آید. بوی ترشحات بسیار نامطبوع شده و مثل بوی ماهی می‌شود. با مشاهده هر یک از علائم ذکر شده فورا به پزشک مراجعه کنید. من که سن ام از سن بلوغ گذشته، پس چرا عادت ماهیانه نمی شوم؟ عادت ماهیانه دختران بعد از رسیدن به بلوغ اتفاق می‌افتد که البته سن بلوغ بین ۸ تا ۱۳ سال در دختران متفاوت است. اما اینکه بعضی دخترها زودتر و یا دیرتر به بلوغ برسند، طبیعی است. معمولا اولین عادت ماهیانه ۲ تا ۲/۵ سال بعد از اولین نشانه‌های بلوغ (که اغلب رشد پستان‌هاست) اتفاق می‌افتد. البته در بعضی‌ دخترها کمتر از یک‌سال بعد از بلوغ و یا ۳ سال بعد از بلوغ هم عادت ماهیانه دیده می‌شود که طبیعی است. روش دیگری که بتوان زمان اولین عادت ماهیانه را حدس زد، ترشحات مهبل است که حدود ۶ ماه قبل از اولین عادت ماهیانه این ترشحات به صورت شفاف، سفید و مخاطی شکل دیده می‌‌شوند. سن اولین عادت ماهیانه به ارث هم بستگی دارد و شاید در مادر هم این اتفاق دیرتر افتاده باشد، بنابراین صرف اینکه ۱۴ سالگی گذشته و عادت ماهیانه رخ نداده مشکل‌ساز نیست. دیرتر شروع شدن عادت ماهیانه به عواملی دیگر هم بستگی دارد مثل لاغری شدید، ‌کم‌خوری عصبی،‌ورزشکار بودن (ورزش شدید و دائمی)، استرس‌های شدید یا بعضی بیماری‌های خاص هم در تاخیر عادت ماهیانه دخالت دارند. آیا کوچک ماندن پستانهای من نشانه اختلا‌ل در روند بلوغ من است ؟ به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  تفاوت اندازه پستان‌ها کاملا طبیعی است. به‌خصوص اگر دخترها در سن بلوغ باشند. ‌البته در اکثر خانم‌ها در سنین بعد از بلوغ هم اندازه پستان‌ها یکی نیست، همان‌طور که اندازه دو دست‌و‌پا یکسان نیست. معمولا اولین جوانه‌های پستان در سنین ۸ تا ۱۳ سالگی دیده و در اکثر موارد رشد و بزرگ شدن یکی از پستان‌ها سریع‌تر از دیگری است. بعضی دختر خانم‌ها بعدها هم از این مسئله ناراحتند و فکر می‌کنند مشکلی وجود دارد.در این صورت اگر به یک پزشک متخصص زنان مراجعه شود، او شما را مطمئن می‌کند که مشکلی وجود ندارد. البته بهتر است دختر خانم‌ها همیشه در سنین بالاتر هم به پستان‌ها توجه داشته باشند و به هر نوع تغییر ظاهری آن توجه نشان دهند. به‌خصوص اینکه معاینه پستان‌ها را یاد بگیرند و هر ماه انجام دهند. من چند وقتی است که عادت می شوم ولی چراعادت ماهیانه منظمی‌ندارم؟ گاهی اینقدر در مورد عادت ماهیانه دقت می‌شود که انگار قرار است همه چیز مثل ساعت کار کند. در بین خانم‌ها این‌طور شایع شده که عادت ماهیانه باید هر ۴ هفته یک‌‌بار اتفاق بیفتد، در حالی‌که در اکثر خانم‌ها بی‌نظمی‌های زیادی در عادت ماهیانه وجود دارد. معمولا چرخه عادت ماهیانه ۲۸ روزه است، اما این عدد برای همه و حتی برای یک خانم‌ در تمام طول سال ثابت نیست و ممکن است بین ۲۴ تا ۳۴ روز متغیر باشد. اولین روز عادت ماهیانه،‌روز اول چرخه یک خانم محسوب می‌شود. معمولا در روز چهاردهم یکی از تخمک‌ها از تخمدان خارج می‌شود که به آن تخمک‌گذاری می‌گویند و در صورت عدم حاملگی دو هفته بعد پوشش درونی رحم ریزش پیدا کرده و عادت ماهیانه اتفاق می‌افتد. معمولا تا ۲ سال بعد از اولین عادت ماهیانه بی‌نظمی‌های زیادی وجود دارد، اما بیماری،‌کاهش وزن شدید و استرس زیاد هم باعث بی‌نظمی در قاعدگی می‌شوند. حتی در مسافرت و یا تغییرات عمده زندگی (مثل مهاجرت و جابجایی) هم اختلال در زمان قاعدگی دیده می‌‌شود. طول مدت عادت ماهیانه هم از ۲ تا ۱۰ روز متفاوت است وحتی این مسئله هم همیشه در یک خانم ثابت نیست. بنابراین اگر داروی خاصی مصرف نشود،‌بیماری مشخصی وجود نداشته باشد و یا عدم تعادل هورمونی مطرح نباشد، بی‌نظمی در قاعدگی طبیعی است اما اگر این مسئله بسیار شدید و همیشگی شده است بهتر است با پزشک زنان صحبت شود تا مشکل زمینه‌ای به‌خصوص عدم تعادل هورمونی بررسی شود، به خصوص اگر این مسئله در دختر خانم‌ها بیش از ۳ سال طول بکشد. من مدتی است که عادت می شوم چرا پستان‌هایم  درد می‌گیرند؟ درد پستان هر از گاهی اتفاق می‌افتد. این مسئله در دختر خانم‌ها در سن بلوغ و بعد از آن بیشتر به‌دلیل رشد پستان‌هاست به‌خصوص در حمام هنگام شستشو و در خواب به‌خصوص در وضعیت امر این درد بیشتر حس می‌شود. با این وجود از درد پستان‌ها هیچ وقت نباید به راحتی گذشت. علاوه بر مسئله فوق،درد پستان‌ها در نزدیکی شروع عادت ماهیانه (یک‌هفته قبل) بسیار شایع است که به‌دلیل ترشح هورمون‌های استروژن و پروژسترون اتفاق می‌افتد. این هورمون‌ها باعث تجمع آب در بدن شده و پستان‌ها را متورم می‌کنند. در اوایل حاملگی هم درد پستان‌ها شایع است که دقیقا به‌علت ترشح هورمون‌ها و تاثیر آنها بر پستان است. در صورتی که درد پستان‌ها در موارد ذکر شده اتفاق بیفتد و هیچ ترشحی از پستان وجود نداشته باشد معمولا این درد را با مصرف مسکن و یا حتی پوشیدن لباس زیر مناسب‌تر برطرف کرد. تغذیه خوب و استراحت کافی در اوایل قاعدگی در تسکین این درد بی‌تاثیر نیست. بهتر است از یک‌هفته قبل از عادت ماهیانه از مصرف غذاهای شور و کافئین‌دار (مثل قهوه،چای و شکلات) پرهیز شود. اگر به‌غیر از مواقع ذکر شده در پستان‌ها دردی حس شد بهتر است بدون معطلی به پزشک مراجعه شود . چرا در زمان شروع قاعدگی و حین آن خلق و خق، ما تغییر می کند  ؟ علائم پیش از قاعدگی، به دلیل این رخ می‌دهد که بدن به تغییرات هورمونی حساس می‌شوند. ۱۰ روز قبل از شروع قاعدگی، سطح هورمون‌هایی مثل پروژسترون و استروژن به سرعت تغییر می‌کند و این تغییر سبب بروز علایمی مثل نفخ، تغییرات خلق و خو، سردرد، حساسیت پستان‌ها و خستگی می‌شود. نزدیک ۹۰ درصد از زنان قبل از قاعدگی شان این نشانه‌ها را تجربه می‌کنند. به نوشته نشریه آرشیو داخلی آمریکا، نزدیک کمتر از ۲۰ درصد از آنها حتی دچار نشانه‌های شدیدتر می‌شوند که با فعالیت‌های طبیعی‌ زندگی‌شان و حتی روابط فردی آنها تاثیر می‌گذارد. چه باید کرد: اول اینکه مطمئن شوید که از نظر جسمی مشکلی ندارید، سعی کنید ورزش کنید، مخصوصا وقتی احساس می‌کنید خلق شما تنگ شده است. مایعات فراوان بنوشید. حتی هر ۲ ساعت یک بار. اگر با این کارها بهتر نشدید از پزشک خود کمک بگیرید. مکمل‌های کلسیم و ویتامین‌ها نیز در کاهش نشانه‌های پیش از قاعدگی موثر هستند. گاهی مصرف قرص‌های ضد بارداری با نظر پزشک و در موارد شدید مصرف ضد افسردگی‌ها سبب بهبود این نشانه‌ها می‌شود. من جدیدا دچار نامنظمی در قاعدگی‌ام شده ام علت چیست ؟ استرس، اضطراب و اتفاقات نگران‌ کننده سبب تغییر در نظم قاعدگی می‌شود. به دلیل تغییر در زمان تخمک‌ گذاری سبب بروز قاعدگی غیر از موعد مشخص می‌شود. قاعدگی طبیعی باید به فاصله ۲۵ تا ۳۵ روز رخ دهد. یعنی از شروع اولین خون‌ریزی تا خون‌ریزی بعدی. بسیاری از زنان احساس می‌کنند که قاعدگی‌شان طبیعی نیست، یعنی قاعدگی در یک روز در هر ماه اتفاق نمی‌افتد. این افراد نباید نگران شوند چرا که لازم نیست دقیقا در همان روز ایجاد شود. تغییر دو سه روزی در ایجاد قاعدگی مشکل خاصی نیست. اما در صورتی که این فاصله به کمتر از ۲۵ یا بیشتر از ۳۵ روز برسد باید با پزشک مشورت کنید. یکی از دلایل دیگر بی‌ نظمی یا قطع قاعدگی باروری، اضافه وزن، کاهش وزن، اختلالات تغذیه ‌ای و ورزش‌های سنگینی است. اگر بعد از گذشت یک ماه قاعدگی، وضع اول بازگشت با پزشک خود صحبت کنید. آیا رابطه جنسی در زمان  قاعدگی احتمال بارداری دارد ؟ و آیا خونریزی ماهانه نشانه عدم بارداری است ؟ در رابطه با سوال اول ؛ بله احتمال باردار شدن وجود دارد، اما نه همیشه. کلید تعیین اینکه آیا خون‌ریزی واقعا قاعدگی بوده یا نه آن است که گاهی بین دو قاعدگی لکه‌های خون دیده می‌شود. بعضی از زنان هنگام تخمک ‌گذاری کمی خون‌ریزی دارند. البته اگر قاعدگی شما به مدت ۲ ماه قطع شود به احتمال خیلی زیاد بارداری اتفاق افتاده است. در رابطه با سوال دوم  اگر خانمی در انتهای قاعدگی‌اش مقاربت داشته باشند بسته به طول مدت قاعدگی‌اش تخمک‌ گذاری چند روز بعد اتفاق می‌افتد و اگر اسپرم هنوز در بدن‌ شما مانده باشد ممکن است باردار شوید. اما این همیشه اتفاق نمی‌افتد. آیا شروع قاعدگی نشان دهنده  عدم بارداری است؟ نمی‌ توان صد در صد از این موضوع مطمئن بود. ممکن است خون‌ریزی در اوایل بارداری اتفاق بیفتد. توجه داشته باشید که آیا قاعدگی‌تان منظم است یا نه. اگر علایمی نظیر تهوع و استفراغ دارید حتما به پزشک مراجعه کنید. ممکن است نیاز به انجام تست بارداری باشد. آیا رابطه جنسی حین قاعدگی به سلامتی ما آسیب میزند؟ خون محیط مناسبی برای حضور و رشد و انتقال عوامل بیماریزاست. بنابراین درصورت آلودگی یکی از طرفین به یک عامل عفونی میکربی یا ویروسی (مثل سوزاک، سیفیلیس، کلامیدیا و عامل ایدز و ویروس تب خال) امکان انتقال این عامل به دیگری در زمان قاعدگی افزایش می یابد. علاوه بر این قاعدگی ممکن است یکی از عوامل بیرون ریختن تب خال های تناسلی در زنان باشد. در یک مطالعه در دانشگاه میشیگان بر اساس مصاحبه های انجام شده نشان داده شد که احتمال ابتلا به عفونت های کلامیدیایی با رابطه جنسی حین قاعدگی ارتباط مستقیم دارد. در مطالعه ای دیگر رابطه جنسی هنگام قاعدگی با افزایش احتمال خطر عفونت و التهاب لگنی همراه نبوده است. رابطه جنسی چه تاثیری بر مدت زمان  و شدت خونریزی در دوران قاعدگی دارد؟ ممکن است بدلیل افزایش انقباضات رحمی ناشی از ارگاسم (و اثر هورمون اکسی توسین) بافت در حال ریزش داخلی رحم سریعتر ریزش کند و قاعدگی زودتر از زمان مورد انتظار پایان یابد. در یک مطالعه در دانشگاهی در آتن در زنان نزدیک به سن یائسگی، بررسی ها حاکی از افزایش همزمانی رابطه جنسی حین قاعدگی با افزایش میزان زمان و شدت خونریزی رحمی در زنان بود. در یک مطالعه دیگر بر روی ۴۹۸ زن نازا آندومتریوز با احتمال داشتن رابطه جنسی حین قاعدگی رابطه مستقیم داشت. سیکل قاعدگی, مدت زمان پریود, درمان ناراحتی های قاعدگی, رفع غده های درون سینه بامیوه ها, زمان پریود, طولانی شدن پریود, چرادخترها بریود می شوند, قاعدگی, پریود نامنظم, چند بار آب منی داخل کس ریخته شود بچه دار می شود, قا عدگی طو, پریود زنان, پریود دختران, پریود زنان, علت زیا د ی قاعدگی درزنان در چیست, چهغذاهایی مناسبدر شبها برای بدن لازم می باشد, نوار بهداشتی خونی, پریود نامنظم, میوه و غذا پریود, پریودی به فاصله یک هفته  
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت 11:32  توسط ساسان  | 

فرق کاغذ ومقوا

فرق کاغذ ومقوا

کاغذها:
مرز تقسیم بندی بین کاغذ و مقوا کاملا مشخص نیست و دلیل این امر این است که وزن سبک ترین مقوا از سنگین ترین کاغذ کمتر است در تعیین این مرز، کاربرد نسبت به وزن نقش مهم تری دارد. به طور کلی، کاغذ برای چاپ و مقوا برای بسته بندی استفاده می شود.
کاغذها بر اساس مواد تشکیل دهنده به دو گروه تقسیم می شوند:

الف) کاغذهای حاوی چوب یا کاغذهایی که از تفاله مکانیکی ساخته می شوند که انواع این کاغذها عبارتند از:
کاغذهای چاپ روزنامه که یا کلا از تفاله مکانیکی ساخته می شوند و یا مقدار کمی (حداکثر تا 15 درصد) تفاله شیمیایی تصفیه شده دارند. امروزه به طور روزافزون به جای تفاله مکانیکی از فیبرهای بازیافتی استفاده می شود.
کاغذهای مجله بدون پوشش که در ساخت این کاغذها به طور معمول از 50 درصد تا 70 درصد تفاله مکانیکی، 10 تا 25 درصد تفاله شیمیایی تصفیه شده و همچنین 15 تا 30 درصد سایر مواد افزودنی استفاده می شود.
کاغذهای پوشش دار مجله که حاوی 40 تا 60 درصد تفاله مکانیکی، 25 تا 40 درصد تفاله خاک اره تصفیه شده و 20 تا 35 درصد مواد پر کننده و رنگ پوششی می باشند.

ب) کاغذهای چاپی بدون چوب (کاغذهای ترم) که به طور عمده از تفاله شیمیایی و کمتر از 10 درصد تفاله مکانیکی ساخته می شوند. انواع این نوع کاغذها عبارتند از:
کاغذهای چاپ بدون پوشش که از 55 تا 80 درصد تفاله تصفیه شده چوب، حداکثر تا 30 درصد تفاله تصفیه شده خاک اره و 10 تا 30 درصد سایر مواد پرکننده ساخته می شوند.
کاغذهای چاپ روکش دار که در این نوع کاغذ ضخامت لایه پوشش به مورد استفاده کاغذ بستگی دارد.
انواع دیگر کاغذ عبارتند از:
 
کاغذهای بسته بندی و لفاف
کاغذهای تیشو
کاغذهای پشت چسب دار - لیبل
کاغذهای ضد چربی
کاغذهای دیواری

مقواها:
مقواها به طور عمده از تفاله های شیمیایی و مکانیکی و فیبرهای بازیافتی ساخته می شوند و مقوا ها را با توجه به مورد استفاده می توان به 4 دسته کلی تقسیم نمود:

الف) مواد خام مورد استفاده برای ساخت ورق کارتن بسته بندی که شامل لایه سطحی و لایه موج دار میانی ورق های کارتن می باشند.
ب) مقواهای جعبه که برای ساخت انواع جعبه مقوایی بسته بندی استفاده می شوند و شامل تقسیمات متعدد می باشند.
پ) مقواهای بسته بندی مایعات
ت) مقواهای گرافیکی که در ساخت محصولاتی از قبیل کارت، فایل، پوشه، محافظ و پوشش دهنده ها کاربرد دارند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت 11:32  توسط ساسان  | 

عمرو عاص

عمرو عاص

عمرو بن العاص، از زیرکان مشهور عرب، فاتح مصر و از قبیله قریش. پدرش عاص بن وائل و مادرش نابغه نام داشت، از قبیله «بنی سهم» قریش و بسیار حیله‌گر بود. اوایل از مخالفین اسلام و از دشمنان سرسخت محمد در مکه بود، برای آزار محمد، اشعاری را سروده بود و کودکان مکه هنگامی که محمد را می دیدند، آن اشعار را بلند می‌خواندند و موجب ناراحتی و اذیت وی می‌شدند از این رو محمد چنین دعا کرد:

زمانی که اولین مسلمانان برای فرار از آزار مشرکان به حبشه هجرت کردند، بزرگان قریش، عمروعاص را به سرپرستی گروهی به حبشه فرستادند تا از نجاشی پادشاه حبشه بخواهند که مسلمانان را تسلیم کند ولی نجاشی نپذیرفت و عمروعاص با همراهانش دست خالی برگشتند. عمرو عاص از کسانی بود که در مسجدالحرام، شکمبه شتری را بر سر محمد انداختند. او اندکی قبل از فتح مکه، در سال هشتم هجری مسلمان شد و به این شرط که بدی‌های گذشته‌اش بخشیده شود با رسول خدا بیعت کرد. پیامبر بعد از مسلمان شدنش فرماندهی سریه «ذات السلاسل» را به او داد و سپس برای جمع آوری زکات مردم عمان او را فرستاد. وی در آنجا بود تا خبر رحلت پیامبر را شنید به مدینه باز گشت.

 

نقش عمروعاص در دوران خلفا

دوره ابوبکر

او در دوران خلافت ابوبکر از نزدیکترین افراد به وی بود. سال ۱۲ قمری ابوبکر او را با سپاهی به فلسطین فرستاد. تصرف سرزمین غرب اردن، بدست او صورت گرفته و نیز در نبردهای اجنادین و یرموک و در فتح شام (دمشق) شرکت داشت.

دوره عمر

در دوران عمر، مدتی والی فلسطین شد و آنگاه مأمور فتح مصر به دستور عمر گشت. بنابر بعضی منابع، او به مسئولیت خودش و با فکر زیرکانه‌اش، با سپاهیان خود، به این کار اقدام کرد. بهر حال در سال ۱۹ قمری یونانیان، در سال ۲۰ قمری بابلی‌ها و در سال ۲۱ قمری اسکندریه تسخیر شد. عمروعاص خودش حاکم آنجا شد و دستگاه قضایی را تأسیس کرد و از این رو شهرت عمده او ناشی از فتح این سرزمین (مصر) شد. شهر مصر از سال چهارم، به نام قاهره شد.[نیازمند منبع] او تا چند سال بعد از مرگ عمر هم، در همان حاکمیت مصر بود.

دوره عثمان

زمانی كه عثمان به خلافت رسید، عبدالله بن سعد را به جای عمروعاص حاکم مصر کرد و او را عزل نمود. از آن موقع به بعد، عمروعاص از منتقدان عثمان شد و باطنا مخالفین او را تحریک می کرد، او به فلسطین برگشت و کمتر به مدینه می آمد. در جریان قتل عثمان او یکی از تحریک کنندگان قتل عثمان بود اما امام علی در نظر داشت تا خشم معترضان را بکاهد.

دوران علی

بعد از قتل عثمان به معاویه پیوست و همه کاره دستگاه معاویه شد. او با نیرنگ‌های سیاسی خود، موجبات تحکیم خلافت معاویه و تزلزل موقعیت علی بن ابیطالب را فراهم کرد. معاویه که سالهای طولانی در شام و فلسطین حکومت می کرد، تمام مردم آنجا را با تدبیر خود و بذل و بخشش مال، به خود جلب کرده بود و حتی مخفیانه به جلب یاران علی علیه السلام پرداخت از این رو در خصوص جنگ صفین، پس از کشته شدن جمعی از بزرگان عرب از هر دو طرف، زمانی که نزدیک بود جنگ به نفع علی علیه السلام تمام شود، عمروعاص حیله‌ای کرد و دستور داد که قرآن‌ها را بر سر نیزه‌ها کنند، این نیرنگ سبب شد که جنگ بی نتیجه ماند، کار به حکمیت کشید. ابوموسی اشعری با تحمیل خوارج و شورشیان صفین، حکم از طرف علی؛ و عمروعاص، حکم از طرف معاویه شدند. اول ابوموسی، علی و معاویه را از خلافت خلع کرد، ولی عمروعاص، معاویه را به خلافت برگزید. ابوموسی به شدت از عمروعاص خشمگین و او را دشنام میداد لذا حکمیت نیز نتیجه‌ای نداد فقط موقعیت معاویه مستحکم‌تر و موقعیت علی با دو دستگی که در میان پیروانش افتاد، ضعیف‌تر شد. در مورد این که عمرو عاص چه کار کرد تا سپاهیان امام علی را فریب داد . او رو به سپاهیان خود گفت الان بهترین موقع برای شکست علی است پس قران ها را بر نیزه بزنید .

دوران معاویه

یکسال بعد، معاویه عمروعاص را به مصر فرستاد. او محمد بن ابی بکر را که والی مصر بود، کشت و خود حاکم آنجا شد. از این خبر، علی به شدت ناراحت و غمگین شد ولی معاویه خوشحال شد. عمروعاص تا زمان مرگش در حاکمیت مصر از طرف معاویه باقی بود.

عمرو عاص در سال ۴۰ قمری سحرگاه روز ۱۹ رمضان تصادفا از کشته شدن به دست "عمرو بن بکر" هم پیمان ابن ملجم مرادی مصون ماند چون در آن روز مریض بود و برای نماز به مسجد نرفت و به جای خود "خارجة بن حذافه" را فرستاد و خارجه مجروح شد. عمرو عاص سرانجام در ۱ شوال سال ۴۳ قمری و در ۹۱ سالگی درگذشت.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت 11:31  توسط ساسان  | 

عده

عِدِّه مدت زمانی است که زن پس از جدایی یا مرگ شوهرش باید از ازدواج خودداری کند. این مدت با توجه به نوع پایان ازدواج (مرگ همسر یا طلاق یا فسخ نکاح)، نوع ازدواج (دائم یا موقت) و شرایط باروری زن یا بارداری او متغیر است. فلسفهٔ وضع عده جلوگیری از اختلاط نسل و احترام به رابطهٔ زناشویی سابق و تعبد است.[۱]

در صورتی که زن در هنگام عده با مردی ازدواج کند ازدواج آنان باطل است و در صورت آگاهی از حکم عده ازدواج آن مرد و زن با یکدیگر برای همیشه حرام است. همچنین شوهر در هنگام عده طلاق رجعی حق دارد از طلاق رجوع کند. بطور کلی در عدهِٔ طلاق رجعی حقوق و تکالیف زن و شوهر نسبت به یکدیگر همچنان برقرار است؛[۲] مثلاً شوهر باید به زن نفقه بدهد، در صورت مرگ یکی دیگری از او ارث می‌برد و اگر در زمان عده طلاق رجعی رابطهٔ جنسی خارج از چارچوب ازدواج با شخصی از جنس مخالف برقرار کنند به حد زنای محصنه یعنی سنگسار محکوم خواهند شد.[۳]

احکام عدّه عقد موقت

سوال اول :زمان نگهداشتن عده در ازدواج موقت چقدر است؟
سوال دوم: آیا بدون نزدیکی کردن باز هم باید زن عده نگهدارد؟
سوال سوم: در صورت منفی بودن پاسخ سوال دوم اگر مردی پس از اتمام زمان صیغه
موقت مجددا با همان زن صیغه بخوانند ولی اینبار نزدیکی نکنند آیا زن باید عده نگهدارد؟

1- عده ازدواج موقت بعد از تمام شدن مدت در صورتی که عادت ماهانه می بیند، به مقدار دو حیض کامل است و اگر عادت نمی بیند چهل و پنج روز تمام است.
2-
در این صورت عده ندارد.
3-
عده دارد.

2- زنا در عده عقد موقت

زنا در عدّه عقد موقّت چه حکمى دارد؟ آیا موجب حرمت ابدى مى شود؟ فتواى امام(قدس سره) در این مورد چیست؟

زنا در عدّه متعه مسلّماً حرام است، ولى موجب حرمت ابدى آن زن نمى شود بنابراین اجراى صیغه عقد پس از گذشت عدّه اشکال ندارد و فتواى امام(رحمه الله) در تحریرالوسیله و توضیح المسائل نیز همین است.

3- عده زنی که یقین دارد باردار نیست

اگر زنى به عقد موقّت مردى درآید و مطمئن باشد که از آمیزش با او حامله نشده است (مثلا مرد خواجه باشد یا زن رحم خود را خارج کرده باشد) آیا باید پس از پایان مدّت عقد موقّت،عدّه نگهدارد؟

اگر دخول حاصل شده است عدّه لازم است.

4- عده زنی که در ازدواج موقت حامله شده

زنى متعه شده، و مدّت عقد و عدّه وى سپرى شده است، ولى از همان مرد حامله شده، و فرزندى در شکم دارد. آیا همان شخص تا قبل از وضع حمل، مى تواند دوباره او را صیغه نماید؟

شوهر اوّل مى تواند مجدّداً او را متعه کند، ولى شخص دیگرى حقّ ندارد با او ازدواج کند تا وضع حمل کند.

5- عده نگهداشتن زنانی که باردار نمی شوند

یکى از موانع و مشکلات، و شاید مهمترین آنها در راه ترویج و کاربردى نمودن ازدواج موقّت، وجوب عدّه پس از انقضا یا بذل مدّت مى باشد. که عملا استفاده از آن را، در حدّى که بتواند پاسخگوى نیازهاى موجود باشد، غیر ممکن نموده است. بر علماى دین و زعماى امّت اسلامى است که با تحقیق و تدبّر در منابع غنى اسلامى، و به ویژه با تمسّک به فقه پویاى تشیّع، راهکارهاى مناسب و عملى ـ که کاملا منطبق براراده شارع مقدّس باشد ـ در این راستا ارائه نمایند، و با ایفاى نقش بسیار مهمّ خود از ارتکاب بسیارى از گناهان و مفاسد فردى و اجتماعى جلوگیرى نمایند. پیشرفتهاى علمى، خارج کردن رحم را در برخى بیماریها، یا به دلیل انگیزه هاى شخصى ممکن ساخته، و شخص مى تواند پس از این عمل بدون هیچ گونه مشکلى به زندگى آسوده ادامه دهد. اگر رحم زنى را خارج کرده باشند، وى بى شکّ توان باردارى نداشته، و دچار حالت قاعدگى نخواهد شد. سخن در این است که آیا چنین زنى در صورت طلاق، فسخ نکاح، انقضا، یا بذل مدّت در نکاح منقطع، باید عدّه نگهدارد؟

از مجموع ادلّه شرعیّه استفاده مى شود که نگه داشتن عدّه تنها به خاطر احتمال باردارى نیست، و این در واقع یکى از علل آن مى باشد; نه تنها علّت. و یکى از علل آن حفظ حریم زوجیّت است; به همین دلیل اگر شوهر یک سال در مسافرت باشد و زنش را طلاق دهد، همه مى گویند باید عدّه نگه دارد، در حالى که بعد از غیبت یکساله، احتمال انعقاد ولد وجود ندارد. همچنین اگر شوهر در زندان باشد، یا بر اثر بیمارى گرفتار عنن گردد، و یقین پیدا کنیم که شوهر براى همیشه عقیم شده، در تمام این فروض، عدّه بر زن لازم است; در حالى که احتمال انعقاد نطفه وجود ندارد.

6- عده زن مسیحی

آیاعده بر زن مسیحی لازم است؟

آنها باید مطابق مذهب خودشان عمل کنند. و اگر آن زن به عقد موقت مسلمانی درآمده باید عدّه نگه دارد.

7- لزوم عده در وطی از دبر

آیا عده مطروحه در موارد مختلف ازدواج(دائم یا موقت) مشروط به حصول نزدیکی متعارف می باشد یا در صورت وطی غیرمتعارف(دبراً) نیز لازم می باشد؟

وطی دبر نیز موجب عدّه است.

8- ازدواج موقت زن در عدّه طلاق رجعی

اگر در طلاق رجعی به جای رجوع در عدّه با زن صیغه موقت کند، پس از پایان عدّه در ضمن آن زمان مدت صیغه هم بگذرد آیا مطلقه رجعیه می تواند با مرد دیگری ازدواج کند یا نیاز به عدّه دیگر دارد؟ اگر در زمان صیغه موقت مدخوله نشده باشد چطور؟

باید عدّه عقد موقت را نیز نگه دارد سپس می تواند با مرد دیگری ازدواج کند ولی اگر در زمان عقد موقت دخولی صورت نگرفته عدّه عقد موقت لازم نیست.

9- عدّه زنی که در عدّه ازدواج موقت متعه شده

اگر زن و مردی با هم متعه کنند و بعد از نزدیکی مرد بذل مدت نماید یا مدت صیغه تمام گردد و بعد از چند روز و در طول عدّه زن، مرد به متعه خود رجوع نماید و دوباره زن را متعه نماید و در طول مدت صیغه ی جدید، نزدیکی صورت نگیرد و زن سه بار یا بیشتر عادت ماهانه ببیند، اگر مرد مجدداً بذل مدت نماید با توجه به اینکه نزدیکی صورت نگرفته آیا باز هم زن بعد از بذل مدت باید عدّه نگه دارد؟

بعد از اتمام عقد دوم باید عدّه عقد اول را ادامه دهد.

10- زنی که در مدت کمتر از 45 روزه دو حیض دیده است

اگر زن در کمتر از 45 روز، 2 بار خون حیض ببیند آیا عده اش تمام شده و یا اینکه حتماً باید 45 روز را صبر کند؟

عده اش تمام شده است.

11- عدّه زن یائسه

ازدواج با زن یائسه چه حکمی دارد؟ آیا عدّه باید نگه داشته شود؟

اشکالی ندارد، نیازی به عدّه نیست.

12- چگونگی محاسبه عدّه عقد موقت

زمان عدّه در عقد موقت دو ماه کامل است یا به اندازه اینکه دو ماه عادت ماهیانه شدن؟

زمان عدّه ،آن دو دوره عادت ماهیانه است.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت 11:31  توسط ساسان  | 

طنز بهلول

طنز بهلول

بهلول و دزد:

گويند روزي بهلول كفش نو پوشيده بود داخل مسجدي شد تا نماز بگذارد در آن محل مردي را ديد كه به كفش هاي او نگاه مي كند فهميد كه طمع به كفش او دارد ناچار با كفش به نماز ايستاد آن دزد گفت با كفش نماز نباشد. بهلول گفت ، اگر نماز نباشد كفش باشد!

5- بهلول و سوداگر:

روزي سوداگري بغدادي از بهلول سوال نمود من چه بخرم تا منافع زياد ببرم؟ بهلول جواب داد آهن و پنبه. آن مرد رفت و مقداري آهن و پنبه خريد و انبار نمود اتفاقا" پس از چند ماهي فروخت و سود فراوان برد. باز روزي به بهلول بر خورد . اين دفعه گفت بهلول ديوانه من چه بخرم تا منافع ببرم؟ بهلول اين دفعه گفت پياز بخر و هندوانه. سوداگر اين دفعه رفت و سرمايه خود را تمام پياز خريد و هندوانه انبار نمود و پس از مدت كمي تمام پياز و هندوانه هاي او پوسيد و از بين رفت و ضرر فراوان نمود. فوري به سراغ بهلول رفت و به او گفت در اول كه از تو مشورت نموده، گفتي آهن بخر و پنبه ، نفعي برده . ولي دفعه دوم اين چه پيشنهادي بود كردي؟ تمام سرمايه من از بين رفت. بهلول در جواب آن مرد گفت روز اول كه مرا صدا زدي گفتي آقاي شيخ بهلول و چون مرا شخص عاقلي خطاب نمودي من هم از روي عقل به تو دستور دادم . ولي دفعه دوم مرا بهلول ديوانه صدا زدي ، من هم از روي ديوانگي به تو دستور دادم . مرد از گفته دوم خجل شد و مطلب را درك نمود.

6- بهلول و عطيه خليفه:

روزي هارون الرشيد مبلغي به بهلول داد كه آن را در ميان فقرا و نيازمندان تقسيم نمايد بهلول وجه را گرفت و بعد از لحظه اي به خود خليفه رد كرد. هارون از علت آن سوال نمود. بهلول جواب داد كه من هر چه فكر كردم از خود خليفه محتاج تر و فقير تر كسي نيست. اين بود كه من وجه را به خود خليفه رد كردم . چون مي بينم مامورين و گماشتگان تو در دكان ها ايستاده و به ضرب تازيانه ماليات و باج و خراج از مردم مي گيرند و در خزانه تو مي ريزند و از اين جهت ديدم كه احتياج تو از همه بيشتر است لذا وجه را به شما بر گرداندم.

7- بهلول و وزير

روزي وزير خليفه به تمسخر بهلول را گفت : خليفه تو را حاكم به سك و خروس و خوك نموده است . بهلول جواب داد پس از اين ساعت قدم از فرمان من بيرون منه، كه رعيت مني. همراهان وزير همه به خنده افتادند و وزير از جواب بهلول منفعل و خجل گرديد.

8- بهلول و امير كوفه:

اسحق بن محمدبن صباح امير كوفه بود . زوجه او دختري زائيد. امير از اين جهت بسيار محزون و غمگين گرديد و از غذا و آب خوردن خود داري نمود چون بهلول اين مطلب را شنيد به نزد وي آمد و گفت: اي امير اين ناله و اندوه براي چيست؟ امير جواب داد من آرزوي اولادي ذكور داشتم متاسفانه زوجه ام دختري آورده است. بهلول جواب داد: آيا خوش داشتي كه به جاي اين دختر زيبا و تام الاعضاء و صحيح و سالم خداوند پسري ديوانه مثل من به تو عطا مي كرد؟ امير بي اختيار خنده اش گرفت و شكر خداي را به جاي آورد و طعام و آب خواست و اجازه داد تا مردم براي تبريك و تهنيت به پيشگاه او بيايند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت 11:31  توسط ساسان  | 

شاسی ها خودرو


شاسی ها خودرو

 

به طور کلی خودرو از سه قسمت اصلی تشکیل شده که عبارتند از -1 بدنه -2 موتور -3 شاسی
تعریف : شاسی در اصل یک چهار ضلعی است و از فولاد سخت به شکل ناودانی ساخته می شود
که قسمت هایی مثل موتور و سیستم انتقال قدرت و سیستم فنر بندی و سیستم ترمز و فرمان
روی ان نصب می شود
خصوصیات یک شاسی خوب :
1)
تحمل بیشترین میزان وزن و تنش ممکنه
2)
سبکی شاسی
3)
کمترین حجم ممکنه
4)
سهولت در پیاده سازی سیستم
5)
هزینه پایانی جهت اجرای سیستم
6)
توانایی تغییر فرم در موارد مورد لزوم و در نقاط مشخص جهت بالاترین میزان جذب ضربه
7)
توانایی حفظ استحکام و عدم تغییر فرم در قسمتهای حیاتی مورد نیاز سیستم جهت حفظ
بالاترین میزان ایمنی
8)
توانایی مقاومت در برابر خوردگی تاثیرات شیمیایی و همچنین توانایی کارکرد در گرمای
گسترده
9)
قابلیت تعمییر ساده و بازیابی خصوصیات اولیه
10)
انتقال کمترین میزان لرزش و صدا به قسمتهای درونی اتاق
شاسی مستقل
این شاسی از دو تکه اهن ناودانی بلند که بصورت موازی از جنس فولاد سخت ولی سبک می باشد
ساخته می شود و به وسیله دو رام در دو سر ان به یکدیگر متصل میشود شاسی معمولا در عقب
کمی بالاتر امده و این به خاطر ایجاد فضای بیشتر برای دیفرانسیل و فنرهاست و در قسمت جلو
کمی باریک تر ساخته می شود و این برای بهتر فرمان دادن می باشد . در طراحی شاسی
شاسی سر خود از ورقهای نازک فلزی که آنها را به روش شکل دادن ( پروفیل) تولید می کنند.
البته قسمتهائی از شاسی باید از ورقهایی که ضخامت بیشتری دارند مثل کف و محوطه موتور
و همچنین تکیه گاههای محورهای جلو و عقب که بیشترین نیرو و فشار بر آنها اعمال می شود
درست می کنند. ضخامت ورقها معمولا 2 الی 3 میلی متری است و به گونه ای جوشکاری می
شوند که ازاستحکام خوبی برخوردارند. خودروهای سواری در مقایسه با خودروهای سنگین نیروی
کمی را تحمل می کنند و روی شاسی آنها بار استاتیکی کمتری وارد می شود. بنابرین خودروهای
سواری می توانند با سرعت زیاد حرکت کنند و اصولا طراحی شاسی سرخود به همین منظور بوده
است

مزایای شاسی و اتاق مستقل
1-
هزینه های تمام شده و اجرت کار به خاطر یک جا و مستقل بودن ساخت شاسی و اتاق و
صرفه جویی در زمان (مراحل پرس کاری و جوشکاری) می شوند.
2-
چون تعویض قطعات به علت خراب شدن به وسیله پیچ و مهره است زمان و مخارج کمتری دارد.
معایب شاسی و اتاق مستقل
1-
به علت سنگین بودن خودرو نیروی محرکه آن برای شتاب گرفتن کمتر است
2-
طراحی ایمنی خودرو به علت سنگین بودن قطعات دشوار است و در هنگام تصادف احتمال
این که سرنشینان دچار حادثه شوند زیاد است.
3-
ساخت قطعات و اسکلت آن نیاز به پرس های سنگین و ماشین آلات گران تری دارد.
4-
به علت اتصال قطعات توسط پیچ و مهره به سر و صدای زیاد و همچنین استهلاک بیشتری
دچار می شود
شاسی نیمه جدا شدنی
نوع دیگری از شاسی ها وجود دارد که آن ها را شاسی نیمه جدا شدنی گویند کارخانجات
خودروسازی ROVER برای اولین بار خودروهایی را تولید کرده که شاسی آنها از دو قسمت
تشکیل شده است. الف: ( ثابت ) ب: قسمتهای جداشدنی از شاسی .
اجزای ثابت:1- کف 2- ستونها 3- دیوارهای صندوق عقب 4- دیواره جلوی موتور.
قسمتهای جداشدنی 1- سقف خودرو گلگیرها 2- گلگیرها 3- پنجره جلویی و غیره که اینها به وسیله
پیچ و مهره به قسمت ثابت بسته می شوند.
مزایای شاسی نیمه جدا شدنی
مزایای این نوع نسبت به دونوع دیگر عبارتند از 1- در هنگام تصادف هزینه قطعاتی که خراب
شده اند و باید تعویض شوند پایین می آید 2- فرم اتاق شکل پذیر است و می توان طرح جدیدی
را تولید کرد 3- می توان موتورو محورها را که نسبتا" سنگین هستند را روی یک اسکلت جداگانه
سوار کرد. 4- درمونتاژکردن امکان عایق بندی بهتری بین دو قطعه وجود دارد در نتیجه سروصدا
وهمچنین ارتعاشات چرخها به اتاق کاهش می یابند
انواع شاسی جدا شدنی
1-
شاسی نردبانی2- شاسی جناقی در وانت 3- شاسی وسط لوله ای در کامیون 4 - شاسی