هوش

هوش

هوش توانایی ذهنی است و قابلیت‌های متنوعی همچون استدلال، برنامه‌ریزی، حل مسئله، تفکر انتزاعی، استفاده از زبان، و یادگیری را در بر می‌گیرد. نظریه‌های هوش در طول تاریخ تغییر کرده‌اند[۱].

هوشبهر

در سنجش‌های سنتی تر تیزهوشی، افرادی که میزان ضریب هوشی (هوشبهر - IQ) آن‌ها از حد مشخصی بیشتر باشد تیزهوش نامیده می‌شوند. این حد مشخص در نمونه گیری‌های مختلف، با توجه به نوع آزمون و جامعهٔ آماری که ضریب هوشی به صورت نسبی نسبت به آن سنجیده می‌شود متفاوت است. اما باز هم به صورت معمول می‌توان ۱۲۰ را عددی دانست که در بیشتر آزمون‌ها مرز تیزهوشی فرض می‌شود و به افرادی که ضریب هوشی بیش از این مقدار را داشته باشند تیزهوش گفته می‌شود.

هوش هیجانی

هوش هیجانی (یا هوش احساسی یا هوش عاطفی که با حروف اختصاری EQ نشان داده می‌شود[۲]) بخش مهمی از «هوش» است که شامل توانایی شناخت، درک و تنظیم هیجان‌ها (احساسات) و استفاده از آنها در زندگی است[۳].

تیزهوشی

«تیزهوشی» مجموعه‌ای است از استعدادها، ویژگی‌های شخصیتی، و الگوهای رفتاری. تیزهوشی به معنای وسیع آن ویژگی برجسته‌ای است که ورای مفهوم صرف هوشبهر (IQ) قرار دارد. آزمون‌هایی برای سنجش میزان تیزهوشی ساخته شده‌اند که تنها بخشی از مفهوم تیزهوشی را می‌سنجند، تشخیص، روان‌سنجی و ساختار تیزهوشی محل بحث و اختلاف نظر است و حوزه‌ای در حال پیشرفت است[۴].

تیزهوشی پنهان

تیزهوشی پنهان (نهفته) برای گروه بزرگی از افراد به کار می‌رود: تیزهوشان ناتوان از یادگیری، تیزهوشان معلول، نیزهوشان در معرض خطر، تیزهوشان متفاوت از نظر فرهنگی یا نژادی، تیزهوشان کم آموز و زنان تیزهوش.
گروهی از اینان در شرایط نامساعد محیطی، طبقه اقتصادی - اجتماعی پایین، اقلیت نژادی و قومی قرار دارند یا زبان رسمی زبان دوم آنهاست . دانش‌آموزان دختر نیز در این گروه جای می‌گیرند.
گروه دوم با معیارهای تشخیص سنتی مدارس غیرپیشرفته تلقی می‌شوند مانند دانش‌آموزانی که در زمینه‌های متفاوت خلاقیت و هوش‌های گوناگون برجسته‌اند مانند هنرهای تجسمی و نمایشی، رفتار روانی - اجتماعی رهبری، توانایی‌های حرکتی.
گروه سوم دانش‌آموزان کم آموز تحصیلی، معلولان حرکتی، ناتوانان در یادگیری و افراد دچار مشکلات عاطفی را شامل می‌شود
[۵]

دام هوش

بسیاری از مردم که خود را بسیار باهوش می‌دانند، الزاماً متفکران خوبی نیستند. آنان در «دام هوش» گرفتارند. این دام جنبه‌های بسیاری دارد، که در اینجا فقط به دو مورد از آنها اشاره می‌کنیم:
شخص بسیار باهوش می‌تواند درباره‌ی موضوعی عقیده‌ای را بپذیرد و از هوش خود جهت دفاع از این عقیده استفاده کند. این شخص هر چه باهوش‌تر باشد بهتر می‌تواند از عقیده‌اش دفاع کند. هر چه دفاع از عقیده بهتر باشد، شخص نیاز کمتری به انتخاب‌های دیگر پیدا می‌کند، یا به حرف دیگری گوش می‌دهد. اگر شما خود را محق بدانید، چرا باید این کار را بکنید؟ در نتیجه، بسیاری از ذهن‌های بسیار باهوش در دام فکرهای ضعیف می‌افتند؛ زیرا قادرند از این فکرها دفاع کنند.
جنبه‌ دوم دام هوش، آن است که شخص با این اندیشه بزرگ می‌شود که خود را از اطرافیانش باهوش‌تر می‌داند (شاید هم این تصور درست باشد)، می‌خواهد بیش‌ترین سود ممکن را از هوش خود ببرد. سریع‌ترین و مطمئن‌ترین راه برای سود بردن از هوش «اثبات اشتباه دیگران» است. یک چنین سیاستی فوراً نتیجه می‌دهد و برتری شما را محرز می‌سازد. سازنده بودن، پاداش کم‌تری دارد؛ زیرا ممکن است سال‌ها کار لازم باشد تا مؤثر بودن عقیده‌ای آشکار گردد. بنابراین، بدیهی است انتقادی و مخرب بودن، کاربرد بسیار خوشایندتری برای افراد باهوش است.
[۶]

انتقادها به مفهوم هوش

غالبا معیارهای معینی نظیرِ توانایی حلِ مساله، استدلال، قدرتِ حافظه و مانند آن را تعیین کننده ی هوش در هر فرهنگی می دانند. دانشمندانی نظیر بری (۱۹۷۴) شدیدا ًبا این عقیده مخالف اند. آنها طرفدارِ نسبی‌گرایی فرهنگی ست. از این دیدگاه، مفهوم هوش از فرهنگی به فرهنگ دیگر متفاوت است. برای مثال استرنبرگ (Sternberg)(۱۹۷۴) نشان داد که مهارت های هماهنگی در جوامعِ بدوی و نانویسا برای زندگی این جوامع بسیار ضروری به شمار می آیند و به عنوانِ معیاری برای سنجشِ میزان هوش افراد بکارمی رود. ( مثلا ً آن دسته از مهارت های حرکتی که برای تیراندازی با تیر و کمان لازم است ). با این حال این مهارت ها برای اکثر مردمِ جوامع با سواد و پیشرفته تر هیچ رابطه ای با هوش ندارند. در فرهنگ های غربی، هوش را اغلب تواناییِ فرد در حلِ مسائلِ دشوار و تفکرِ خلاق می دانند. در حالی که در بسیاری از فرهنگ های غیر غربی هوش تا حد زیادی تحتِ شرایطِ اجتماعی بررسی می شود. در این گونه فرهنگ ها میزانِ نقش پذیری فرد در مسئولیت های اجتماعی، همکاری با دیگران و مهارت در ایجاد روابطِ بینِ فردی به عنوانِ معیاری برای سنجشِ هوش در نظر گرفته می شوند. [۷]

هوش و یادگیری زبان دوم

هوش به طور سنتی از نظر توانایی‌های زبانی و منطقی-ریاضی تعریف شده است. تصور ما از IQ (بهرة هوشی) بر چند نسل آزمایش این دو حوزه مبتنی است که از پژوهش آلفرد بینت در اوایل قرن بیستم نشأت می‌گیرد. به نظر می‌رسد موفقیت در مؤسسات آموزشی و به طور کلی در زندگی به بهرة هوشی وابسته است. از دیدگاه الگوی یادگیری هدفمند اوسوبل، بی‌شک هوش بالا متضمن فرآیند بسیار مؤثر به یاد سپاری اقلام است که به خصوص در ایجاد سلسله‌مراتب مفهومی و حذف سامان‌مند سلسله‌مراتبی که مفید نیستند، ثمربخش است. سایر روانشناس‌های شناختی به صورتی پیچیده‌تر به فرآیند حافظه و سیستم به‌یاد‌آوری پردخته‌اند.

در درک ارتباط میان هوش با یادگیری زبان دوم، آیا می‌توان به سادگی چنین گفت که یک فرد «باهوش» می‌تواند در یادگیری زبان دوم موفق‌تر باشد، صرفاً به این دلیل که هوش بیشتری دارد؟ به هر حال، ظاهراً بزرگ‌ترین مانع در یادگیری زبان دوم به مسئلة حافظه برمی‌گردد، به طوری که فقط اگر بتوان تمام چیز‌هایی را که تدریس یا شنیده می‌شود، به خاطر سپرد، می‌توان در یادگیری زبان بسیار موفق بود. به نظر می‌رسد «بهرة هوشی یادگیری زبان» ما پیچیده‌تر از اینها باشد.

هوارد گاردنر (۱۹۸۳) یک تئوری بحث‌انگیز از هوش ارائه داد که تفکرات سنتی را راجع به بهرة هوشی در هم ریخت. گاردنر هفت شکل مختلف از دانش معرفی کرد که از نظر او تصویری جامع‌تر از هوش به دست می‌دهند. او پنج شکل دیگر هوش علاوه بر دو شکل معمول (یعنی شمارة ۱ و ۲) ارائه داد:

  • زبانی
  • منطقی-ریاضی
  • هندسی یا فضایی (توانایی شناخت راه در یک محیط، ایجاد تصویر ذهنی از واقعیت و تغییر بی‌درنگ و آسان آن)
  • موسیقایی یا آهنگین (توانایی درک و ایجاد الگوهای آهنگین و نواختی)
  • جسمانی-حرکتی (حرکت جنبشی مناسب، مهارت عضلانی)
  • میان‌فردی (توانایی درک دیگران، احساسات، انگیزه‌ها و نحوة تعامل آنها با یکدیگر)
  • درون‌فردی (توانایی درک و شناخت خویشتن، ایجاد حس خودشناسی یا آگاهی به هویت و ماهیت خود)

گاردنر معتقد بود که ما با توجه به همان دو مقولة اول، سایر توانایی‌های ذهنی بشر را نادیده می‌گیریم و فقط بخشی از توانمندی کلی ذهن انسان را مد نظر قرار می‌دهیم. علاوه بر این، او نشان داد که تعریف سنتی ما از هوش، فرهنگ‌گراست یعنی به فرهنگ محدود می‌شود. «حس ششم» یک شکارچی در گینة نو یا توانایی‌های رهیابی یک ملوان در جزیرة میکرونزی با تعریف غرب از بهرة هوشی توجیه نمی‌شوند.

رابرت استرنبرگ (۱۹۸۵، ۱۹۸۸) نیز به صورتی مشابه و بنیادین دنیای اندازه‌گیری سنتی هوش را تکان داده است. استرنبرگ در دیدگاه «سه‌گانة» خود راجع به هوش، سه نوع «هوشمندی» ارائه داد:

  • توانایی برای تفکر تحلیلی جزء به جزء
  • توانایی تجربی برای تفکر خلاق و ترکیب خردمندانة تجارب مجزا و متفاوت
  • توانایی بافتی یا زمینه‌ای: «فن شهرزیستی» که فرد را قادر می‌سازد تا «بازی مدیریت محیط (دیگران، موقعیت‌ها، نهادها، بافت‌ها) را بازی کند».

استرنبرگ استدلال کرد که قسمت عمدة تئوری روان‌سنجی به سرعت ذهن مربوط می‌شود و لذا پژوهش خود را به آزمون‌هایی اختصاص داد که بصیرت، حل مسئلة واقعی، شعور،‌ ایجاد تصویر وسیع‌تر از اشیا و سایر امور عملی را می‌سنجند و به موفقیت در زندگی بسیار نزدیکند.

سرانجام، اثر دانیل گلمن به نام هوش عاطفی (۱۹۹۵) در تلاشی دیگر به منظور یادآوری انحراف تعاریف و آزمون‌های هوش سنتی، به طور منطقی احساس را به جای کارکرد فکری قرار می‌دهد. حتی مدیریت چند احساس اصلی- خشم، ترس، لذت، عشق، نفرت، شرم و غیره- نیازمند پردازش مؤثر ذهنی یا شناختی است. گلمن در بحث بیشتر استدلال می‌کند که «ذهن عاطفی بسیار حساس‌تر و سریع‌تر از ذهن عقلی است و حتی بدون یک لحظه درنگ و بدون اینکه بداند چه می‌کند، دفعتاً واکنش نشان می‌دهد. این سرعت از واکنش آگاهانه و تحلیلی که نشانة ذهن متفکر است، جلوگیری می‌کند» (گلمن ۱۹۹۵: ۲۹۱). نوع ششم و هفتم هوش مورد نظر گاردنر (میان و درون‌فردی) نیز حاکی از پردازش عاطفی است، اما گلمن عاطفه را در بالاترین سطح سلسله مراتب توانایی‌های انسان قرار می‌دهد.

با افزایش مفاهیم و اشکال مختلف هوش توسط گاردنر، استرنبرگ و گلمن، راحت‌تر می‌توانیم به رابطة بین هوش و یادگیری زبان دوم پی ببریم. در تعریف سنتی خود، هوش با موفقیت در یادگیری زبان دوم چندان ارتباطی ندارد یا به عبارت دیگر، افراد، صرفنظر از میزان بهرة هوشی خود (با بهره‌های هوشی متفاوت) در یادگیری زبان دوم موفق بوده‌اند. اما گاردنر ویژگی‌های مهم دیگری را به مفهوم هوش اضافه می‌کند، ویژگی‌هایی که می‌توانند در موفقیت زبان دوم، نقش مهمی داشته باشند. هوش آهنگین می‌تواند سهولت نسبی درک و تولید الگوهای آهنگ یک زبان توسط برخی زبان‌آموزان را توجیه کند. حالت جسمانی-حرکتی پیش از این در ارتباط با یادگیری واج-آواشناسی زبان بحث شده است. اهمیت هوش میان‌فردی در فرآیند ارتباطی کاملاً مشهود و واضح است. عوامل درون‌فردی به تفصیل در فصل ششم این کتاب بحث خواهند شد. حتی شاید بتوان با گمانه‌زنی مشخص کرد که هوش هندسی به خصوص «تشخیص راه یا جهت‌یابی» تا چه حد می‌تواند آموزندة فرهنگ دوم را در رشد بی‌دردسر در یک محیط جدید یاری دهد. توانایی‌های تجربی و بافتیِ مد نظر استرنبرگ، مؤلفه‌های «استعداد» را روشن می‌سازد، استعدادی که برخی افراد در یادگیری سریع، مؤثر و بی‌دردسر زبان دارند. در نهایت، EQ (بهرة عاطفی) که توسط گلمن معرفی شد، احتمالاً در توجیه موفقیت یادگیری زبان دوم، هم در اتاق درس و هم در بافت‌های فاقد آموزش، بسیار مهم‌تر از هر عامل دیگر است.

مؤسسات آموزشی اخیراً هوش هفت‌گانة مورد نظر گاردنر را در انواع مختلف یادگیری مدرسه‌محور به کار برده‌اند. به عنوان مثال، توماس آرمسترانگ (۱۹۹۳، ۱۹۹۴)، توجه معلمان و دانش‌آموزان را به «هفت شکل هوشمندی» معطوف کرد و آموزگاران را در فهم این مطلب که هوش زبانی و منطقی-ریاضی تنها راه عملی موفقیت نیست، یاری رساند. بهرة هوشی بالا در نگاه سنتی شاید تضمین کنندة نمرات تحصیلی بالا باشد، اما تعیین کنندة موفقیت در کار و کسب، خرید و فروش، هنر، برقراری ارتباط، مشاوره یا آموزش نیست.

اولر چندی پیش در یک مقاله، صریحاً نشان داد که هوش ممکن است مبتنی بر زبان باشد. «شاید زبان فقط یک پیوند حیاتی در جنبة اجتماعی پیشرفت فکری نباشد، بلکه خود شالودة هوش باشد» (۱۹۸۱الف: ۴۶۶). طبق نظر اولر، مباحث ژنتیک و عصب‌شناسی «رابطه‌ای عمیق و حتی نوعی یگانگی را میان هوش و استعداد زبانی نشان می‌دهد» (ص۴۸۷). نتایج فرضیة اولر راجع به یادگیری زبان دوم جالب توجه است. هم یادگیری زبان اول و هم یادگیری زبان دوم باید با عمیق‌ترین مفاهیم معنی مرتبط باشند. بنابراین، همانطور که قبلاً در تئوری یادگیری اوسوبل گفتیم، یادگیری مؤثر زبان دوم، اشکال سطحی زبان را با تجارب پرمعنی پیوند می‌دهد. تقویت این پیوند ممکن است به چند صورت در واقع یک عامل هوش باشد.

مسائل زیادی را می‌توان از درک اصول یادگیری که در اینجا ارائه شده‌اند و نیز راه‌های مختلف درک چیستی هوش، نتیجه‌گیری کرد. برخی از جنبه‌های یادگیری زبان ممکن است مستلزم فرآیند شرطی شدن باشد؛ جوانب دیگر شاید نیازمند فرآیند شناختی هدفمند باشد؛ برخی جنبه‌های دیگر ممکن است به امنیت زبان‌آموزان در تعامل آزادانه و مشتاقانه با یکدیگر وابسته باشد. هر کدام از این جنبه‌ها حائز اهمیت است، اما هیچ ترکیب سازگار تئوری وجود ندارد که تمام بافت‌های یادگیری زبان دوم را دربرگیرد. هر معلم باید یک فرآیند تقریباً درون‌یافتی را برای تشخیص بهترین ترکیب تئوری جهت تحلیل آگاهانة بافت خاص مد نظر اتخاذ کند. درک منسجم شایستگی و نقاط ضعف و قوت هر تئوری یادگیری، این درون‌یافت را کامل‌تر می‌کند.[۸]

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کودکان کم توان ذهنی

عقب‌ماندگی ذهنی را نمی‌توان بصورت یك پدیده مطلق تعریف كرد بلكه باید به عنوان پدیده‌ای چند بعدی كه وجوه مختلف آن به فیزیولوژی،روانشناسی،پزشكی،تعلیم و تربیت و جامعه‌شناسی مربوط می‌گردد مورد بررسی قرار داد. . حدود 3%جمعیت یك جامعه را كم‌توانان ذهنی تشكیل می‌دهند .چون خانواده این بنیادی‌ترین واحد اجتماع اولین عضو در گیر در گروه است وبهداشت روانی این هسته اجتماعی همواره مورد توجه و اهمیت قرار داشته است لذا این امرجامعه را ملزم می‌دارد تا  كم‌توان ذهنی را بعنوان یك معضل اجتماعی و نه فردی مورد توجه، بررسی و حمایت   قرار دهد .

آنجه در این مقاله مورد نظر است شناخت  كودكان كم‌توان ذهنی وسطح تواناییهای آنها در گروههای مختلف و نیز بررسی بهداشت روانی خانواده های آنان و آشنایی با واكنشهای رایج والدین در مواجه با معلولیت ذهنی فرزندشان ، می‌باشد.

 

تعریف و طبقه بندی كودكان كم‌توان ذهنی

 علایم بالینی نظیر، تاخیر در راه رفتن ، تاخیر در حرف زدن ، عدم استقرار و سكون ، عدم توانایی در انجام امور در حد سن خود و مانند آن ، زنگهای خطری هستند كه می‌توانند پیش‌آگهی كم‌توانی ذهنی به حساب آیند.

طبق تعریف انجمن عقب‌ماندگی ذهنی آمریكا (:(AAMD

" عقب‌ماندگی ذهنی مربوط می‌شودبه كنش عمومی هوش كه به طورمعنی‌دار یا قابل ملاحظه‌ای كمتر از حد متوسط عمل كرده و با نقایصی دررفتار سازشی توام بوده و در دوران رشد پدیدار شده است".

برای تسهیل در شناخت توانایی كودكان كم‌توان ذهنی و به منظور ارائه خدمات آموزشی و توانبخشی، آنان را به سه گروه تقسیم كرده‌اند :

 

 

-كم‌توان ذهنی آموزش‌پذیر:

این افراد دارای هوشبهر۵۴تا۶۹بوده و حدود 70 تا 80 درصد جمعیت كم‌توانان ذهنی را تشكیل می‌دهند. به دلیل آنكه شناسایی و تشخیص این كودكان در سنین پایین مشكل است معمولاآنها در سنین مدرسه شناسایی می‌شوند.كودكان كم‌توان ذهنی آموزش‌پذیر از لحاظ یادگیری مطالب درسی نسبت به كودكان همسن خود به نحو بارزی عقب هستند و در مهارتهای تحصیلی می‌توانند  درطول تمام سالهای تحصیلی حداكثر تا كلاسهای سوم- چهارم-پنجم ابتدایی پیشرفت داشته باشند.لذا اصطلاح آموزش‌پذیر به حداقل آموزش‌پذیری در زمینه‌های درسی؛مهارتهای اجتماعی و شغلی اطلاق می‌گردد(افروز؛1370).این افراد در هر سنی كه باشند از لحاظ هوش و سایرقوای ذهنی ؛ در حد كودكان 8 تا 10 ساله باقی  می‌مانند.

-كم‌توان ذهنی تربیت‌پذیر:

این گروه دارای هوشبهر 50-25 میباشند و حدود 10 تا 20 درصد كل كم‌توانان ذهنی را تشكیل می‌دهند.كودكان كم‌توان ذهنی تربیت ‌پذیر به خلاف گروه آموزش‌پذیربه خاطر مشخصات كلینیكی و جسمانی از دوران نوزادی و طفولیت قابل شناسایی و ازهمان ابتدا درراه‌رفتن ، حرف‌زدن ، مهارتهای خودیاری به طور قابل ملاحظه‌ای دچار كندی و ضعف هستند.به طور كلی هدفهای تربیتی آنان در جهت رسیدن به خودیاری و خودكفایی در زمینه‌های فردی و اجتماعی است.این گروه ازافراد درهر سنی كه باشند درحدود تواناییهای ذهنی كودكان 6 تا 7 ساله باقی  می‌مانند.

-كم‌توان ذهنی حمایتی:

بهره هوشی این دسته از كم‌توانان ذهنی زیر25 می باشد وحدود 3 تا 5 درصد كل كم‌توانان ذهنی را تشكیل می‌دهند و اصطلاحا آنان را "ایزوله" یا "پناهگاهی" می‌نامند.هیچگونه آموزش و تربیتی در مورد آنان نتیجه بخش نبوده و نیاز فوق‌العاده به كمك مستمر در انجام كارهای شخصی دارند.در بالاترین سطح در حد كودكان سه ساله هستند.(داورمنش،1376)

خانواده و كودك كم‌توان ذهنی

 همانطور كه در بالا توضیح داده شد كودكان كم‌نوان ذهنی معمولا با علایم بالینی تاخیر در گفتار؛ تاخیر در مهارتهای حركتی و... قابل شناسایی هستند .كودكی كه تا 3 سالگی هنوز توانایی تكلم ندارد و یا ازلحاظ رشد حركتی نمی‌تواند بایستد یا راه برود دارای پیش آگهی كم توانی ذهنی است.معمولا والدین؛ خصوصا مادران اولین كسانی هستند كه این تاخیر را درك می‌كنند؛ امانحوه برخوردشان بنا به شرایط روحی و شخصیتی ،متفاوت است. گروهی تاخیر كودك خود را انكار كرده ؛ آن را به عوامل خارجی نسبت میدهند و یا با مقایسه با افرادی كه دیر به این توانائیها دست یافته‌اند در صددتوجیه تاخیر رشدی كودك خود برمی‌آیند.گروهی آنرا پنهان نموده و سعی می‌كنند كمتر كودك  را در جمع اطرافیان حاضر نمایند و گروهی نیز با احساس گناه و تقصیرسعی در ارائه خدمات ویژه و حمایت بی‌رویه از وی مینمایند .اما آنچه مهم است اینكه بهداشت روانی خانواده با بحران قبول این معضل روبرو است و گذراز آن رنج فراوانی را به خانواده تحمیل می‌كند. والدین این كودكان را می‌توان با  توجه به عكس العملهای متفاوتی كه نسبت به كم توانی ذهنی فرزندشان دارند به دو گروه تقسیم كرد:والدین پذیرنده ؛ والدین ناپذیرا.

 

والدین پذیرنده

عكس‌العملی كه جنبه سازندگی و تطابق دارد آنست كه والدین ؛واقعیت عدم توانایی‌های فرزند خود را بادرك منطقیو  عاقلانه  قبول می‌كنند.مسلما اینگونه برخورد منافع بسیاری  هم كودك و هم برای والدین بدنبال آورده؛ضمنابرای سایر اعضاء خانواده و بالطبع برای كل جامعه نیز بسیار مفید و سودمند می‌باشد.

بدون شك گذر از بحران پذیرش و رسیدن به تفكر منطقی توسط والدین مسئله ساده‌ای نیست و بستگی كامل به بلوغ روانی و راهنمایی صحیح آنان دارد.نتیجه این تفكر منطقی را در رشد كودك می‌توان بوضوح مشاهده كرد زیراكودكی كه والدینش با امید تلاش می‌كنند تا به نهایت تواناییهای خود دست یابد، با كسب اندك توانایی مورد تشویق و توجه قرار گرفته و سعی در كسب تواناییهای جدیدتر مینماید .

 

والدین ناپذیر

این گروه ازوالدین كه معمولا اكثریت قریب به اتفاق والدین كودكان كم‌توان ذهنی را تشكیل می‌دهند، در رویارویی با كم‌توانی‌ ذهنی فرزندشان روحیه خود را باخته و با نشان دادن واكنش‌های غیرمنطقی وضعیت را از آنچه كه هست خراب‌تر می‌كنند.چنین والدینی از نظر نوع واكنش؛ به دو گروه تقسیم می‌شوند: والدین پنهان كننده؛ والدین انكار كننده.(داورمنش ؛1376)

این واكنشها نباید عمدی و آگاهانه از طرف والدین تلقی گردد؛ بلكه باید به عنوان واكنش در مقابل موقعیتی كه نسبت به خودشان تهدید كننده احساس می‌كنند، یعنی قبول كم‌توانی ذهنی فرزندشان ، محسوب شود. به تعبیر علمی‌ترمی‌توان آنها را مكانیسم‌های دفاعی نامید.استفاده از مكانیسم‌های دفاعی روانی یك واكنش عمومی و آگاهانه نیست و بیشتر بصورت یك واكنش خودكار و نا آگاهانه در مقابل یك موقعیت تهدید كننده بروز می‌كند.

 

واكنش‌های متداول در میان والدین

والدین با توجه به نوع شخصیت و شرایط اجتماعی و محیطی خود ؛واكنشهای متفاوتی از خود نشان می‌دهند امایك دسته از واكنش‌ها به طور مشترك در میان اكثریت آنها دیده می‌شود كه متداول‌ترین آنها عبارتند از:تمایل به طرد كودك ، مشكلات و اختلافات زناشویی ، درگیری با خود درونی ، واكنش‌های اضطرابی و احساس گناه.

طرد كودك

معمولا چنین والدینی توجه زیادی به رشد كودك خود نشان می‌دهندوبه تصور خود با توقعات بالا و سختگیری به كودك به او  كمك می‌كنند اما این اساسا انعكاس ترس ووحشت و اختلال خود والدین است وآنان ناخودآگاه كودك را طرد می‌كنند و این نوع رفتارها تنها كودك را بسوی اختلالات عاطفی وخیم سوق می‌دهد.

مشكلات و اختلافات زناشویی

گاه یكی از والدین یا هردو ممكن است دیگری را برای وضعیت كودك مقصر بشناسند ویا توجه بیش ازحد یكی ازوالدین به كودك كم‌توان ذهنی ایجاد احساس فراموش شدگی در والد دیگر و یا حتی سایر افراد خانواده نماید  كه این امر منجر به ایجاد احساسات ناخوشایند در آنها شده و تحمل آنها را نسبت به یكدیگر تحت تاثیر قرار داده موجب نزاع‌ها و كشمكشهای زناشویی و خانوادگی میشود.

 

درگیری با خود درونی

هر پدریا مادری تا حد زیادی فرزندشان را تجلی خود می بینند؛ به طوری كه با هر موفقیتی كه كودكشان بدست می‌آورد مغرور شده و آنرا موفقیت خود می‌پندارند و بالعكس هر شكست كودك را شكست خود تلقی می‌كنند.بنا براین هرگونه ناتوانی و یا كم‌توانی كودك را نقص یا اشكال خود پنداشته ، در نتیجه غرور آنها كه همان عشق به خود یا خودشیفتگی آنان است جریحه‌دارمی‌شود.لذا وقتی فرزند چنین والدینی به عنوان كم‌توان ذهنی تشخیص داده می‌شود احساس می‌كنند كه این توصیف خود آنها نیز هست.

واكنش‌های اضطرابی

تكرار مداوم این سؤال در ذهن كه:"وقتی ما دیگر برای كمك به او نباشیم؛چه اتفاقی خواهد افتاد؟"بصورت ترسی مداوم و آزاردهنده والدین را دچاراضطراب و واكنشهای عاطفی پیچیده نموده و سازگاری آنان را با محیط دشوار می‌كند .اگر این چنین ترسی بصورت عمیق و دائمی درآید والدین را به كناره‌گیری ازتماس‌های اجتماعی وادار می‌سازد ، در نتیجه والدین تمایل به تمركز دائمی و بیش ازحد بر فعالیت‌های كودك پیدا می‌كنند كه این افزایش توجه و تمركز به نا‌توانی‌های كودك موجب بروز اختلالات شخصیتی بیشتر والدین و كودك می‌شود.

احساس گناه والدین

 اغلب اتفاق می‌افتد كه والدین كودكان كم‌توان ذهنی به اشكال مختلف خود را مسئول یا مقصر در وضعیت كودك می‌دانند و آن را ناشی ازعملی تلقی می‌كنند كه قبلا انجام داده‌اند.

"مورای"در بحثی راجع به احتیاجات والدین كودكان كم‌توان ذهنی می گوید:"تضاد و درگیری والدین اغلب دارای ریشه مذهبی می‌باشد و ظهور كم‌توانی ذهنی دركودك معمولا آنها را در شرایطی قرار می‌دهد كه احساس كنند از لطف و حمایت خداوند دور افتاده‌اند.چنین والدینی اگر درمحیط بسیار محدود مذهبی قرار گیرند ازاحساس گناه و تقصیر آكنده خواهند شد".

تحقیقات نشان داده است والدینی كه دارای اعتقادات مذهبی شدید‌تركمتر دچار مشكلات عاطفی حاد هستندواین واقعیت را می‌پذیرند كه وضعیت كودك خواست خداوند بوده و انسان نمی‌تواند دخالتی در آن داشته باشد.وجود چنین نگرشی كمك بزرگی درپذیرش كم‌توانی كودك می‌باشد.  

 

حل مشكلات و مسایل والدین از طریق مشاوره

مشكلات عاطفی والدین را می‌توان به دو گروه تقسیم اصلی تقسیم كرد:

الف-واكنش‌های ناشی ازكمبود دانش كافی و گاهی حتی نادرست ، راجع به كم‌توانی ذهنی و علل آن.

ب-واكنش‌هایی كه تغییرات شخصیتی قابل توجهی را بروزمیدهند كه برای حل آن احتیاج به كمك بیشترنظیر روان‌درمانی است.

با در نظر گرفتن مطالب بالا می‌توان چنین استنباط كرد كه والدین كودكان كم‌توان ذهنی نیاز دارند تا ازماهیت رابطه عاطفی خود با كودكشان آگاه شده ، بدانند كه كدامیك از احتیاجات شخصی آنان در مواجهه با وضعیت كودك كم‌توان ذهنی‌شان مورد تهدید قرار گرفته است.

یكی ازاهداف اصلی مشاوره با والدینی كه دارای كودك كم توان ذهنی هستند؛پرورش احساس قبول كامل كودك ؛چه ازلحاظ عاطفی و چه از لحاظ ذهنی است.چنین پذیرشی نتایج بسیارخوبی را بدنبال دارد: اول آنكه كودك و والدین هر دو احساس امنیت بیشتری نموده و نگرش هر دو جنبه مثبت‌تری بخود می‌گیرد؛ در نتیجه والدین با انگیزه و امید ، مناسب با تواناییهای كودك ، در صدد پیگیر آموزش و توانبخشی كودك برآمده  و كودك نیز برای رشد انگیزه بیشتری ازخود نشان می‌دهد.  دوم آنكه برداشت شخصی والدین مثبت‌تر گشته؛فشارهای عصبی خارج ازكنترل كاهش می‌یابد و ارتباطات افراد خانواده با یكدیگر ازامنیت بیشتری برخوردار شده  وراحتتر با اطرافیانشان ارتباط برقرار می‌كنند

 

 

 

 

 

 

 منابع

1.      هوش هیجانی، دکتر تراویس برادبری، ترجمه مهدی گنجی، نشر ساوالان، تهران، ۱۳۸۴

2.      ناصرالدین کاظمی حقیقی. «روابط متقابل خانواده و تیزهوشی، بررسی مطالعات». ج. سال اول. پاییز۱۳۷۱. ۲۷۷.

3.      لوپارت، جودی. «تیزهوشی پنهان». ج. سال چهارم. ترجمهٔ فاطمه یزدانی. مهر-آذر۱۳۷۴. ۲۶۱ تا ۲۷۹.

4.      درس‌های درست اندیشیدن، ادوارد دو بونو، ترجمه‌ی ملک‌دخت قاسمی نیک‌منش، نشر آمه (1389)، ص 14- 15

5.      مبانی شناخت انسان اثر مایکل آیزنک ترجمهٔ ب. کوشا- چاپ اینترنتی ویرایش اول ۱۳۸۷- (فصل اول) ص۵۸نسخه ی PDF

6.      افروز؛غلامعلی؛مقدمه‌ای بر روانشناسی و آموزش و پرورش كودكان عقب‌مانده ذهنی؛انتشارات دانشگاه تهران؛1370

7.      داورمنش؛عباس؛آموزش و توانبخشی كودكان معلول ذهنی؛انتشارات نهال؛1376

 

 

هندبال

هندبال

 

ابعاد زمین هندبال

در تصویر مارا فریتون هندبالیست آلمانی در چارچوب لیگ هندبال بوندس‌لیگای زنان (۲۰۰۶) و در ورزشگاه وستستادهال در حال پرتاب توپ به سمت دروازه حریف می‌باشد.

هندبال ورزشی گروهی است که دو تیم شرکت کننده در آن، هر کدام دارای هفت بازیکن هستند، از این هفت بازیکن یک نفر به عنوان دروازه‌بان جلوی دروازه می‌ایستد. در ورزش هندبال بازیکنان برای کسب امتیاز باید توپ را درون دروازه حریف جای دهند. در این ورزش از دست برای پاس دادن و شوت کردن استفاده می‌شود. در هندبال تیمی برنده است که تعداد گل بیشتری بزند. این بازی در سال ۱۹۲۰ ابداع گردید. مدت استاندارد بازی هندبال دو نیمه ۳۰ دقیقه‌ای است.

هندبال داخل سالن، هندبال روی چمن، هندبال ساحلی (شنبال)، هندبال چکی، هندبال آمریکایی و هندبال گالیک، اقسام مختلف هندبال هستند. به هندبالی که به صورت امروزی و در داخل سالن انجام می‌شود، هندبال تیمی، هندبال المپیکی و هندبال اروپایی نیز می‌گویند. هندبال روی چمن و هندبال چکی از انواع خارج سالنی هستند که در گذشته بیشتر مرسوم بوده‌اند. نوع دیگر هندبال که در ساحل‌ها برگزار می‌گردد، هندبال ساحلی یا شنبال (به انگلیسی: sandball) است. شکل و روش هندبال آمریکایی و هندبال گالیک کاملا" با هندبال مرسوم و آنچه که در المپیک برگزار می‌گردد، متفاوت است. ورزش هندبال یک ورزش سریع است که دارای برخوردهای بدنی فراوان است.

دوره‌های زمانی بازی هندبال

در بازی استاندارد برای افراد بالای ۱۶ سال، در دو نیمه ۳۰ دقیقه ای و یک زمان استراحت ۱۰ دقیقه ای میان این دو نیمه برگزار می شود. برای افراد ۱۲ تا ۱۶ سال، در دو نیمه ۲۵ دقیقه ای و یک زمان استراحت ۱۰ دقیقه ای میان این دو نیمه برگزار می شود. برای افراد ۸ تا ۱۲ سال، در دو نيمه ۲۰ دقیقه ای و یک زمان استراحت ۱۰ دقیقه ای میان این دو نیمه برگزار می شود.و تيمي برنده است كه بيشترين گل را به تيم حريف بزند .

اندازه توپ هندبال

  • سایز III : در بازی مردان، بزرگتر از ۱۶ سال: محیط توپ هندبال ۵۸ تا ۶۰ سانتیمتر و وزن آن ۴۲۵ تا ۴۷۵ گرم است.
  • سایز II : در بازی زنان، پسران نوجوان بین ۱۲ تا ۱۶ سال و دختران بزرگتر از ۱۴ سال : محیط توپ هندبال ۵۴ تا ۵۶ سانتیمتر و وزن آن ۳۲۵ تا ۳۷۵ گرم است.
  • سایز I : خردسالان بزرگتر از ۸ سال: محیط توپ ۲۹۰ تا ۳۳۰ و وزن توپ ۵۰ تا ۵۲ گرم است.

زمین بازی هندبال داخل سالن

تصویری از دیدار هندبال فرانسه و جمهوری چک در مسابقات قهرمانی اروپا، سال ۲۰۱۰

زمین بازی یک مستطیل در اندازه ۴۰ متر در ۳۰ متر است. منطقه ایمنی پیرامون زمین دست کم ۱ متر از خط‌های طولی زمین فاصله دارد و در قسمت خط گل نیز ۲ متر دورتر از خط گل می باشد. پهنای خط کشی زمین بازی، در هندبال ۵ سانتیمتر می‌باشد اما خط کشی میان دو تیر یک دروازه ۸ سانتیمتر پهنا دارد.

 

ویژگیهای حکومت درخشان امام زمان (عج) در هنگام ظهور

ویژگیهای حکومت درخشان امام زمان (عج) در هنگام ظهور
ما نمى توانيم درخشندگى حكومت جهانى حضرت قائم (عج) را آن طور كه هست نشان دهيم، ولى شايد با ذكر چند ويژگى از ويژگيهاى اين حكومت، دورنمايى از اين نظام بهشتى و سراسر عدل را توصيف نماییم. همان گونه كه خداوند در آیه 71 سوره حدید فرموده است : " بدانید که خداوند زمين را پس از مرگش زنده مى كند." امام صادق (ع) اين آيه را با ظهور امام قائم (علیه السلام) تطبيق نموده و فرمودند: "خداوند زمين را به عدالت قائم (عج) پس از مرگ رهبران ستمگر زنده مى گرداند." با مقايسه زمين خشك و مرده با زمين پر از گل و گياه و ميوه و سبزه و آب و مقايسه آن با حكومت مهدى (عج) به دست مى آوريم كه حكومت جهانى آن حضرت تا چه اندازه اى از عدل و صفا و امنيت و شادمانى در همه زمينه ها برخوردار است.
از مهمترین ویژگیهای منحصر به فرد حکومت درخشان امام زمان (عج) توحيد سراسرى در همه زمينه ها است.
امام صادق (ع) فرمودند: " وقتى كه قائم (عج) قيام كند هيچ كافر و مشرك پيدا نمى شود مگر اين كه قيام او را انكار كرده و ناپسند مى شمرد ولى كار به جايى مى رسد كه اگر كافر و مشركى در میان سنگى سخت، پنهان شده باشند، آن سنگ مى گويد: این مؤمن در میان من كافر است مرا بشكن و او را از بین ببر .
و در عبارت ديگر فرمودند: " قائم (عج) همه دين را در همه عالم آشكار مى سازد." همچنین امام باقر (ع) در خصوص ویژگی حکومت امام مهدی (عج) فرمودند: " حكومتهاى باطل نابود گردد، حكومتش شرق و غرب را فرا گيرد، دين خدا به وسيله قائم (عج) زنده گردد و بدعتها و باطلها نابود شود. "

مـــولا وقـت آمـدنـت ديـــر شـــــد بـيـا
ايـــن دل در انـتـظار فـــرج پــيــر شـدبـيـا
اين جمعه هـم گذشـت ولـيـكن نيامـدي
آيـات غـربـتـم هــمـه تـفـسـيـر شـد بـيا
هر شب به ياد خال لـبت گريه مي كنم
عـكـسـت مـيـان آيـنـه تـصـويـر شـد بـيا
در دفـتـرم بـه يـاد تـو نـرگس كشيده ام
نـرگـس هـم از فـراق تـو دلـگيـر شد بيا

گفتیم از مهمترین ویژگیهای حکومت درخشان امام زمان (عج ) توحيد سراسرى در همه زمينه هاست. امام صادق (ع) در ضمن روايتى به "مفضل" در این زمینه فرمود: " به خدا سوگند! در عصر ظهور اختلاف از ميان اديان برداشته مى شود و همه دينها به صورت يك دين درمى آيند چنان كه خداوند در قرآن مى فرمايد: تنها دين در نزد خدا اسلام است." به اين ترتيب وحدت جهانى معنوى پديد مى آيد و به اين ترتيب مى بينيم توحيد در حكومت و سياست و دين و قانون و در يك كلمه توحيد در تمام زمينه ها كه شالوده اساسى يك حكومت درخشان است، در حكومت حضرت امام مهدى (عج) تحت رهنمودهاى آن بزرگ مرد الهى پديدار مى شود. چنان كه روايتى از امام كاظم (ع) آمده است که در تمام نقاط مشرق و مغرب كسى باقى نمى ماند جز اين كه معتقد به يكتايى خدا است.

صحبتهای حجت الاسلام و المسلمین فصیحی غزنوی :
«
بر اساس روایات یکتا پرستی عمومی در حکومت امام زمان (ع) چگونه برقرار می شود ؟
در قران کریم و در روایات معصومین (علیهم السلام ) و در کتابهای اهل سنت و کتابهای اهل تشیع مطالب زیادی به چشم می خورد که حکومت امام مهدی (ع) جهانی می باشد. مرحوم" شیخ مفید" در کتاب گران سنگ خود "الارشاد" به نقل از" علی بن عقبه" که از پدرش روایت می کند، می نویسد که چون حضرت قائم قیام کند به عدالت حکم فرماید و دوران ستم برداشته شود و را هها امن گردد و زمین برکتهای خود را بیرون آورد و هر حقی به اهلش رسد و اهل هیچ کیش و آیینی به جایی نماند جز این که همگی اعتراف به ایمان نمایند. این جمله ایشان حاکی از این است که تمام ادیان موجود در زمان ظهور حضرت مهدی (ع) از بین خواهد رفت و همه انسانهایی که در آن زمان حضور دارند از هر کیش و آیین و هر عقیده ای که باشند به آیین اسلام گرایش پیدا می کنند. خداوند متعال در سوره مبارکه آل عمران آیه 83 می فرماید : تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند از روی اختیار یا اجبار در برابر فرمان خداوند تسلیم اند.
بسیاری از مفسران قرآن کریم هم این آیه مبارکه را به حکومت جهانی امام مهدی (ع) مرتبط می سازند که در زمان ظهور آن حضرت و حکومت حقه آن حضرت، انسانها چه با اکراه و چه با اختیار در برابر فرمان امام مهدی (ع) تسلیم می شوند و همه به آیین او ایمان می آورند. از جمله امام صادق (ع) در تفسیر این آیه مبارکه می فرمایند: هنگامی که قائم آل محمد قیام کند هیچ زمینی نیست مگر این که در آن ندا شود «لا اله الا الله محمداً رسول الله»
از این مطالب چنین بر می آید که تحقق حکومت جهانی بر اساس اسلام یکی از مسایل مهم و اساسی حکومت مهدوی است. همچنین در حکومت عمومی حضرت مهدی (عج) هیچ کسی باقی نمی ماند که به دین و آیین خودش باشد بلکه تمام ادیان تسلیم فرمان امام مهدی (عج) می شوند و تحت حکومت اسلامی زندگی می کنند. ممکن است کسانی هم مخالف حکومت امام مهدی (عج) بوده اما جرأت ابراز آن را ندارند

من و پنجره وجمعه دست در دست انتظار پشت حوصله باغ بیدار نشسته ایم تا مبادا روزی که می آیی خواب به سراغمان بیاید!
راستی برای چندمین بار شکوفه های بهار نارنج دلم به شوق آمدنت شکوفا شدند و در خزان نیامدنت بر زمین ریختند، پس کی می آیی ؟
وقتی اشک میهمان آسمان چشمان من می شود، در عصر نیامدنت می فهمم که هنوز باید شمع روشن کند .
آخر تا چند جمعه دیگر می توانم تاب بیاورم؟ شمع دلم آب شد، پس کی می آیی؟
پيشرفت عجيب علوم از دیگر ویژگیهای حکومت درخشان امام مهدی (عج) است. شكى نيست كه علم و دانش و رشد فكرى و فرهنگى نقش به سزايى در تكامل انسان دارد و بسيارى از مشكلات سر راه تكامل را رفع مى كند. در عصر انقلاب جهانی امام مهدى (عج) يكى از امور، پيشرفت عجيب علوم در تمام زمينه ها است.
امام صادق (ع) در این باره فرمودند: " اصول علم و دانش، داراى بيست و هفت حرف (یا رشته) است، تمام پيامبران آنچه براى مردم تا حال آورده اند دو حرف بوده، وقتى كه قائم ما قيام كند بيست پنج حرف ديگر را نيز آشكار مى سازد و در ميان مردم رواج مى دهد و ضميمه آن دو حرف مى كند تا بيست و هفت حرف تكميل گردد."
پيشرفت علوم در عصر امام زمان (عج) نه تنها در علوم انسانى، بلكه در علوم صنعتى و اقتصادى و دیگر علوم نيز پديد خواهد آمد. امام صادق (ع) فرمودند: " مؤمن در عصر حكومت مهدى (عج) در حالي كه در مغرب سكونت دارد، برادرش را كه در مشرق است مى بيند." اينها نمونه هايى از روايات است كه حكايت از پيشرفت و رشد همه جانبه علوم مختلف در حكومت جهانى حضرت مهدى (عج) دارد.

بوستان انتظار
علاقه مندان به مطالعه کتابهای مهدویت ! " عصاره خلقت " عنوان کتابی است که در این قسمت معرفی می کنیم . این کتاب از آثار آیت الله "عبدالله جوادی آملی" است. این مجموعه کوتاه و نفیس که در وصف آن عصاره خلقت، امام زمان (عج) است از مجموعه گفتار و نوشتار حضرت استاد خوشه چینی شده است که در اختیار اندیشمندان و علاقه مندان به فرهنگ دینی قرار گرفته است. این اثر نغز حاوی نکات عمیق و برجسته ای است که قطعاً برای اقشار و طبقات مختلف، کارآمد و مؤثر است و با تمام ایجاز و اختصاری که دارد می تواند خوانندگان گرامی را به عظمت و بزرگی آن مظهر کبریایی حق تعالی توجه داد و راه را برای هدف فوق استوار سازد. این کتاب در سال 1382 در مرکز نشر اسرا در قم به چاپ رسیده و منتشر گردیده است.

ولادت رسول

 جعفریان، رسول - رخداد نابود کردن ابرهه در سال ولادت پیامبر (ص) به مراتب مهم تر و معنادار تر از خشک شدن دریاچه ساوه، فروریختن کنگره های کاخ کسری و خاموش شدن آتش آتشکده فارس بود.

در باره ولادت رسول اکرم (ص) به وقوع رخدادهای شگفتی چون فرونشستن آتش آتشکده فارس، ریختن کنگره های کاخ کسری و خشکیدن دریاچه ساوه اشاره شده است. در این که این اشارات داستانی است یا تاریخی، و این که آیا به صورت تاریخی قابل اثبات است یا نه، مطالبی ابراز شده است. اما در این میان به نظر می رسد از یک نشانه غفلت شده است، نشانه ای که تاریخی و قرآنی و در متن تحولات مکه است.
همگی مورخان ولادت رسول الله (ص) را در عام الفیل می دانند و این باید تاریخی باشد، زیرا تمام گزارش نویسان سیره اتفاق نظر دارند که حضرت اندکی و در برخی نقلها پنجاه روز پس از واقعه ابرهه به دنیا آمد.
ماجرای ابرهه، حاکم یمنی که مسیحی متعدی بود به هدف نابود کردن کعبه آغاز شده و به نابودی او منجر شد و چندی پس از آن بود که محمد (ص) در همان سال، یعنی عام الفیل متولد شد.
زمانی که پس از بعثت رسول الله (ص) سوره فیل بر آن حضرت نازل شد و آن واقعه تاریخی را بیان کرد، شنیده نشد که مشرکان که آن همه اتهام به رسول خدا (ص) می زدند، این واقعه را تکذیب کرده باشند.
بدین ترتیب قرائن و شواهد نشان می دهد که درست پیش از ولادت رسول خدا(ص)، واقعه ابرهه و حمله او به کعبه رخ داده و پس از نابودی ابرهه به صورت معجزه آسا ـ چنان که خداوند در قرآن آورده ـ حضرت پای به عرصه وجود نهاده است.
مقایسه ماجرا ابرهه با آنچه در باره آتشکده فارس، دریاچه ساوه و کاخ کسری گفته می شود، می تواند به ما نشان دهد که این واقعه از چندین جهت به عنوان نشانی از ظهور حضرت محمد (ص) برجستگی و بر آنها ترجیح دارد:
نخست آن که دین اسلام به نفوذ مسیحیت و مشروعیت آن خاتمه داد و ابرهه که سمبل نشر مسیحیت بود، به دلیل جسارتی که به خانه خدا کرد، خود و لشکرش به فجیع ترین شکل از میان رفت.
دوم آن که مقدر بود تا کعبه که کهن ترین خانه خدا روی زمین بود، بار دیگر در دعوت و بعثت جدید جایگاه خویش را به دست آورد. ابرهه که با خانه کعبه درافتاد از میان رفت تا این خانه بماند و مرکزی برای موحدان جدیدی باشد که پای خویش را در جای پای ابراهیم گذاشته بودند.
سوم رخ دادن آن دقیقا در سال ولادت رسول الله (ص) بهترین دلیل است بر این که این معجزه آشکار مقدمه ظهور بعثت جدید بوده است، ظهور نوری که از ولادت رسول خدا (ص) ساطع شد، درخشید و جهان را روشن و منور ساخت.
اگر پیوند آیات سوره فیل را با سوره ایلاف قریش مرتبط بدانیم، آنچه در سوره ایلاف آمده، دنبال همان آیات و اهدافی است که خداوند از نابودی ابرهه دارد؛ به ویژه این آیت که «فلیعبدوا رب هذا البیت».
خداوند کعبه را از شر ابرهه و نقشه های دشمنانه آنان نجات داد تا قریش به عبادت رب کعبه بپردازند. هدف کعبه، عبادت خداوند یکتا و در یک سخن چیزی بود که هدف بعثت رسول اکرم بود. اکنون خطر رفع شده و محمد (ص) متولد شده است. ولادتش مبارک باد.

 

ورزش

وَرزش به تمامی گونه‌های فعالیت فیزیکی بدن گفته می‌شود که شرکت کنندگان آن می‌توانند به صورت منظم و سازمان یافته یا گاه به گاه در آن شرکت کنند و از آن برای بهبود تناسب اندامشان و یا فراهم آوردن سرگرمی و تفریح بهره ببرند. ورزش می‌تواند به صورت رقابتی برگزار شود که در این صورت باید بر پایهٔ رشته قوانینی که مورد توافق همگان است، یک یا چند برنده در آن مشخص گردد که در این گونه ورزش‌ها شرکت کنندگان باید درجه‌ای از توانمندی‌های مربوط به آن رشته را دارا باشند بویژه در رده‌های بالاتر. هم اکنون با در نظر گرفتن ورزش‌های تک نفره، صدها رشتهٔ ورزشی وجود دارد. ورزش‌های گروهی می‌تواند در افراد را در قالب دو یا چند تیم دسته بندی کند و تیم‌ها با هم رقابت کنند یا اینکه افراد به صورت تکی با دیگران رقابت می‌کنند. گونه‌هایی از فعالیت‌های غیر فیزیکی وجود دارد که گاهی آن‌ها را به ورزش نسبت می‌دهند؛ برای نمونه می‌توان به ورق‌بازی و بازی‌های تخته‌ای اشاره کرد. البته در حالت کلی نمی‌توان از این فعالیت‌ها با نام ورزش یاد کرد چون تکاپوی فیزیکی در آن‌ها وجود ندارد.

تعریف ورزش به هدف و منظور از انجام آن بستگی دارد.

برای نمونه پیکارهای شنا که در برابر هزاران نفر در یک استخر سرپوشیده مسابقاتی انجام می‌گیرد یک گونه از ورزش بشمار می‌رود در حالیکه شنا در یک استخر معمولی یا در دریا یک تفریح شمرده می‌شود.

رشته‌های فراوانی در ورزش وجود دارند و مردم زمان و هزینه زیادی را چه به عنوان شرکت کننده و چه به عنوان تماشاگر صرف ورزش می‌کنند.

ورزش و ورزش کردن طی سالیان طولانی از قالب یک تفریح و سرگرمی به قالب یک حرفه و فعالیت درآمده‌است و تعداد بیشماری از ورزشکاران حرفه‌ای در سراسر جهان از طریق ورزش به ثروت رسیده‌اند. این یکی دیگر از خصوصیات ورزش به شمار می‌آید.

امروزه ورزش زنان نیز جایگاه ویژه‌ای در مجامع بین‌المللی پیدا کرده‌است.

واژهٔ ورزش که از دیرباز معنای تمرین و ممارست داشت به هنگام تصویب «قانون ورزش اجباری در مدارس» در ۱۶ شهریور ماه ۱۳۰۶ خورشیدی به‌طور رسمی به معنای امروزی وارد قاموس واژگان دولتی ایران شده‌است.*[۱]

 

 

 

 

 

 

پیشینه

توسعهٔ ورزش‌ها با توجه به گذشتهٔ کامل آن‌ها، مطالب مهمی را دربارهٔ دگرگونی‌های اجتماعی و دگرگونی‌های خود ورزش‌ها آشکار می‌کند.

کشف‌های بسیار مدرنی در فرانسه، آفریقا و استرالیا دربارهٔ هنر غارنشین‌ها وجود دارد (برای نمونه لاسکائوکس) که مربوط به زمان ماقبل تاریخ است اطلاعات زیادی دربارهٔ جشن‌های مذهبی و رفتار انسان‌ها از آن دوران را در دسترس قرار می‌دهد. دانشمندان با کمک تاریخ نویسی کربنی دریافته‌اند که پیشینهٔ برخی از این منابع به ۳۰۰۰۰ سال پیش باز می‌گردد. شواهد مستقیم و کافی دربارهٔ ورزش از این منابع بدست نیامده‌است اما می‌توان این برداشت را داشت که فعالیت‌هایی در آن دوران وجود داشته که برابر ورزش در زمان ما می‌شده‌است.

واقعیت‌های هنری و ساختاری وجود دارد که نشان می‌دهد که در ۴۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح چینی‌ها با ورزش و فعالیت‌های شبیه آن سر و کار داشته‌اند. به‌نظر می‌رسد که ورزش ژیمناستیک یکی از ورزش‌های پرطرفدار و عمومی در چین باستان بوده‌است. آثار باقیمانده از فرعون‌ها نشان می‌دهد که تعداد زیادی از ورزش‌ها، شامل شنا و ماهیگیری، بطور کامل توسعه و تکمیل شده بود و بطور منظمی در چندین هزار سال قبل در مصر باستان انجام می‌شده‌اند. سایر ورزشهای مصر باستان شامل پرتاب نیزه، پرش ارتفاع و کشتی گرفتن بود. ورزش‌های ایران یا پرشیای باستان مانند هنر نظامی ایرانیان درزمان زرتشتیان ارتباط نزدیکی با مهارت‌های دفاعی و رزمی جنگی داشت. از رشته‌های ورزشی دیگری که در پرشیا رواج داشت از چوگان و شمشیربازی سوار بر اسب می‌توان نام برد. در اروپا، علائم باقیمانده از ایرلند باستان شمایلی از آماده کردن جنگاوران برای جنگ را نشان می‌دهد که یادآور ورزش هاکی ایرلندی در عصر حاضر است. پیشینه این تصاویر به ۱۳ قرن قبل از میلاد مسیح باز می‌گردد.

شمار زیادی از رشته‌های ورزشی از قبیل، کشتی، دویدن، بکس، پرتاب نیزه، پرتاب دیسک، راندن گاری در زمان یونان باستان وجود داشته‌اند. این فعالیت‌ها ارتباط فرهنگ نظامی و توسعه ورزش در یونان باستان را نشان می‌دهد. از زمانی که یونانی‌ها المپیک را بوجود آوردند، ورزش بخشی از فرهنگ این کشور شده‌است. بازیهای المپیک در ابتدا هر چهار سال یکبار در المپیا (دهکده کوچکی در پلئوپونس) برگزار می‌شده‌است. از آن روزگار تا زمان حال این ورزشها به‌شکل فزاینده‌ای سازمان یافته‌تر شده‌اند و مقررات ویژه‌ای برای آنها تدوین شده‌است. صنعتی شدن زمان استراحت و تفریح بیشتری برای شهروندان کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه فراهم کرده و باعث شده مدت زمان بیشتری برای ورزش صرف کنند. چه به‌عنوان تماشاچی مسابقه‌های هیجان‌انگیز ورزشی و چه به‌عنوان شرکت کننده در اینگونه رقابت‌ها. این گرایش‌ها و تمایل‌ها با کارآیی مد یاوسایل ارتباط جمعی گسترده و ارتباطات جهانی وسیع ادامه دارد. حرفه‌ای شدن در یک ورزش یک مورد و امتیاز خاصی شده و بعلاوه بودن آنها محبوبیت ومردمی بودن ورزش‌ها را افزایش داده‌است، تا آن جا که طرفداران ورزش‌ها شروع به تبلیغ و نمایش ورزشکاران حرفه‌ای از طریق رادیو، تلویزیون و اینترنت کرده اندکه همه آنها در تمرین‌ها و رقابتهای ورزشی با ورزش‌های آماتور شرکت و نقش دارند.

فوتبال محبوب‌ترین و مردمی‌ترین ورزش در سطح جهان است.

 

جایگاه ورزش در ایران باستان

دکتر گریشمن، باستان شناس فرانسوی درباره ورود آریان‌ها هزار سال قبل از میلاد می‌گوید: این سواران ایرانی با زن، بچه و گله وارد شدند و مزیت تقسیم ناحیه را به مالک کوچک متعدد به دست آوردند و بیشتر آنان همراه گروه سواران خود به خدمت امرای محلی درآمدند.


آریایی‌ها یکی از شعب مردمان هند و اروپایی بودند. برخی از باستان شناسان معتقد هستند که ساکنین اولیه آریان‌ها یا آریایی‌ها در قسمت شرقی و جنوب شرقی دریای خزر بوده و برخی دیگر آن‌ها را به مردمان قفقازیه که به قسمت‌های جنوبی خزر آمده‌اند نسبت می‌دهند.

اینان مردانی بودند که به عنوان سرباز مزدور زندگی می‌کردند. ایشان سربازانی را تشکیل می‌دادند که می‌بایست یک روز جانشین امرایی بشوند که خود در خدمت ایشان بودند.

تاریخ مهاجرت آن‌ها نیز به درستی روشن نیست ولی بین دو هزار سال تا پانصد سال قبل از میلاد این قوم به سرزمین ایران آمده و افراد بومی و محلی را به جنوب برده‌اند.

بنابراین آریان‌ها مردمانی قوی، سلحشور و صحرا گرد بوده و کار عمده شان پرورش حیوانات اهلی و شکار و سواری و تیراندازی بوده‌است.

ورزش و تقویت قوای بدنی و مهارت در جنگ و سواری و تیراندازی و راهپیمایی از اصول متداول این مردم بوده‌است قومی که دائما در حال کوچیدن و منازعه با بومی‌های محلی بوده و به قهر و غلبه زمینها و کشتزارها را تصاحب می‌کرده قطعا باید چالاک و سلحشور و بردبار و قوی اندام باشند.

این مردم بتدریج شهر نشین شده و ده و شهر و قصبه بوجود آورده‌اند از وقتی که آریان‌ها شهر نشین شدند همیشه مورد هجوم شعبه دیگر آریایی‌هاسکاها واقع شدند.

قبل از تشکیل دولت ماد، آریان‌ها بشکل ملوک الطوایفی می‌زیسته و رئیس هر خانواده با قدرت کامل خانواده را اداره می‌کرد، و در مواقع جنگ یکی از رؤسای این خانواده فرماندهی لشکر را به عهده می‌گرفتند که بعدا مقام سلطنت از همین اختیارات به وجود آمد. در آن زمان هیچ یک از امراء و سلاطین قدرت رئیس خانواده را تهدید نمی‌کردند.

از قرن نهم قبل از میلاد سه تیره بزرگ آریایی در سرزمین ایران به حکومت رسیدند، در مشرق باختری‌ها، در مغرب مادها و در جنوب پارس‌ها.

آن چه از اخلاق و آداب این زمان روشن است حالت آماد گی قوم آریایی برای حرکت و جنگ و دفاع بوده و در این عصر کشت غلات کاملا مرسوم شده و در دهات و قصبات مزارع رونق بیشتری یافتند.

تربیت حیوانات اهلی را عملی ساخته و اسب و سگ از نظر فوایدی که در جنگ و سفر و حضر و نگهبانی رمه و گله داشتند بیشتر اهمیت داشت.

روحیه ورزشکاری

تحریک و تحرک بخشیدن به ورزشها اغلب یک حالت ووسیله بیاد ماندنی نمی‌باشد. برای مثال، پیشقدمان دریانوردی و قایق رانی اغلب می‌گفتند که اغلب مسابقه قایق‌های باد شونده به معنی تحریک بخشیدن به مهارتهای یادگیرندگان قایق رانی و دریانوردی است. اما با وجود این، اغلب مهارتهای محرک برای افزایش قابلیت کارآیی و عملکرد در موقع رقابت بیشتر از یادگیری باهم ادغام می‌شوند. روحیه ورزشکاری یک روحیه یا حالتی را بیان می‌کند که از آن فعالیت یا رقابت بخاطر خود آن لذت می‌برند. این حالت عاطفی معروف توسط خبرنگار ورزشی Grantland Rice به این صورت معنی می‌شود که مهم نیست که شما برنده یا بازنده شدید بلکه این مهم است که بازی را انجام داده‌اید. ، " و شعار المپیک مدرن که توسط بنیان گذار آن Pierre de Coubertin این است. مهمترین چیز این نیست که برنده نشدید اما این است که شما شرکت کردید، نمونه‌هایی از بیان این حالت عاطفی مناسب هستند. بیان می‌شود.

اما اغلب فشار برای رقابت یا یک تمایل فردی برای احراز کارآیی مانند فشار و زور تکنولوژیمی تواند بر بازی لذت بخش و رقابت عادلانه توسط شرکت کنندگان تاثیر بگذارد.

افراد مسئول برای فعالیتهای تفریحی اغلب در جستجوی شناخته شدن و کسب احترام در ورزشها هستند که با پیوستن به فدراسیون ورزشها مانند کمیته بین المللی المپیک یا با تشکیل هیئت منظم وقانونی اقدام به این کار می‌کنند. دراین صورت ورزشها از حالت تفریحی به حالت رسمی عوض می‌شوند: در ارتباط با اعضای جدید اخیر از قبیل دوچرخه سواران BMX، کوهنوردان برفی، و کشتی گیران هستند بعضی از این فعالیتها جنبه عمومی و همگانی دارند اما شکل گیری غیر یکسان در فرمهای مختلف برای مدت زمان طولانی دوام داشته‌است. در حقیقت، مققرات رسمی ورزشها در ارتباط با زندگی مدرن و توسعه فزاینده‌است.

روحیه ورزشکاری، تحت هر اسمی مربوط به رفتار رقابت کننده در قبل، در طی و بعد از رقابت می‌باشد. نه تنها اگر یک ورزشکار برنده شود باید روحیه ورزشکاری خوبی داشته باشد وآن را حفظ کند بلکه اگر او ببازد باید همچنین این روحیه را حفظ کند. برای مثال در فوتبال روحیه ورزشکاری چنان ملاحضه شده‌است که برای معالجه یک ورزشکار زخمی از طرف مقابل توپ را به بیرون از زمین بازی شوت می‌کند که امکان معالجه او را فراهم سازند. بطور دوجانبه تیم دیگر انتظار دارد که توپ را در موقع پرتاب به داخل زمین بازی دریافت کند

خشونت در ورزشها شامل رد شدن از روی خط رقابت عادلانه و ایجاد خشونت و دعوا است. ورزشکاران، مربیان، طرفداران آنها و والدین بعضی وقتها رفتار خشونت آمیز را بر علیه افراد یا املاک و تاسیسات در نمایش ناراحتی از عادلانه بودن نمایش، احاطه طرف مقابل و عصبانیت یا جشن و سرور در پیش می‌گیرند.

 

 

 

تغذیه

امروز بیش از هر زمان دیگری ارزش فعالیتهای بدنی و نقش آن در سلامت شناخته شده‌است. در واقع زندگی ماشینی، فعالیتهای حرکتی روزمره را کاهش داده و برای جلوگیری از بروز بسیاری از بیماریها ورزش امری ضروری است. گاهی یک ورزشکار فراتر از حفظ سلامتی در رشته‌ای خاص جهت کسب مقام قهرمانی کوشش مستمر می‌نماید که در این شرایط تمامی عوامل در بدن تغییر می‌کنند. قلب، ریه، دستگاه گوارش، هورمون‌ها، سیستم عصبی و بخصوص ماهیچه‌ها نیاز به تطابق با وضعیت جدید دارند. در واقع هیچ استرس و فشاری مانند یک ورزش سنگین و طولانی مدت روی بدن تأثیر نمی‌گذارد. بنابراین جهت کسب مقام قهرمانی یکی از مسایل مهم، تغذیه ورزشکاران است. البته فراموش نکنیم هدف از ورزش، سلامتی روح و جسم است و در کنار آن رقابت سالم در مسابقات و نه فقط کسب مقام قهرمانی به هر قیمتی.

انرژی

انرژی مورد نیاز برای یک ورزشکار به عوامل مختلفی مثل خصوصیات فردی ورزشکار (قد، وزن، جثه فرد، جنس، سن و بلوغ)، مدت ورزش، نوع و شدت ورزش و شرایط جغرافیایی محل زندگی فرد بستگی دارد. بطور کلی طی فعالیت ورزشی از یک طرف میزان متابولیسم پایه (BMR) افزایش می‌یابد و از طرف دیگر فعالیت فرد زیاد می‌شود. بنابراین مقدار نیاز انرژی بین ۳ تا ۶ هزار کیلو کالری در روز توصیه می‌شود. برای ورزش‌های سنگین مثل اسکی، ماراتن و ورزش‌های تیمی حداکثر انرژی لازم است که برای این نوع ورزش‌ها توصیه می‌شود ۷۵-۷۰ درصد کالری رژیم از منبع کربوهیدرات که قسمت اعظم آن از نوع کمپلکس می‌باشد تأمین گردد.

در ورزش‌هایی که انرژی زیادی در مدت کوتاه نیاز دارند مثل کشتی و شنای ۵۰ متر، میزان نیاز انرژی بین ۵۰۰-۳۰۰۰ کیلو کالری است. کمترین میزان نیاز به انرژی مربوط به فعالیت‌های ورزشی با شدت کم و مدت طولانی و یا ورزش‌هایی که با شدت زیاد و مدت کم انجام می‌شود است. ورزش‌هایی مثل پرش طول، پرش ارتفاع، پرتاب دیسک، پرش با نیزه و غیره.... به طور کلی میزان نیاز انرژی برای زنان ورزشکار ۱۰ درصد کمتر از مردان ورزشکارمی‌باشد.

پروتیین

پروتیین برای رشد و بازسازی، انقباض عضلانی و گاهی تولید انرژی برای ورزشکاران لازم است. اما مصرف زیاد پروتیین بر قدرت عضلانی نمی‌افزاید (فقط حجم عضلات را زیاد می‌کند) و توصیه می‌شود ۱۵-۱۲ درصد انرژی مصرفی بایستی از منبع پروتیین تأمین می‌شود. چون نیاز ورزشکاران به انرژی افزایش می‌یابد، بنابراین مقدار پروتیین مورد نیاز برای فعالیت‌های ورزشی حداکثر ۵/۱ گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن در روز است که در مورد پروتیین مصرفی توصیه می‌شود.

نسبت پروتیین حیوانی به گیاهی ۶۰ به ۴۰ می‌باشد و نوع پروتیین مصرفی بهتر است از گوشت‌های کم چربی (گوشت سفید مثل مرغ و ماهی) و بیشتر بصورت کبابی یا آب پز باشد. سفیده تخم مرغ و لبنیات کم چربی نیز از منابع خوب پروتیین هستند. جگر منبع خوبی از پروتیین، آهن، فسفر، ویتامین‌های گروه AوB می‌باشد. اما بدلیل اینکه غنی از اسیدهای نوکلییک، ترکیبات پورین‌دار و کلسترول است، مصرف آن بیش از هفته‌ای یک بار توصیه نمی‌شود. باید به این نکته توجه کرد که مصرف زیاد پروتیین باعث ایجاد عوارضی مثل از دست دادن کلسیم، خشکی بدن، ایجاد نقرس، دهیدراتاسیون یا کاهش آب بدن، کنونریس و اختلالات کلیوی می‌شود.

چربی

جهت تولید انرژی برای فعالیتهایی که مدت زیادی طول می‌کشد سوختن مواد حاوی چربی ضروری است. با طولانی شدن ورزش، اسیدهای چرب آزاد از ذخایر بافت چربی رها می‌شوند و برای مصرف عضلات به عنوان سوخت استفاده می‌شوند.

عضلات در ۶۰ تا ۹۰ دقیقه ابتدای ورزش از گلوکز و گلیکوژن ذخیره شده استفاده می‌کنند و پس از ۹ دقیقه اسیدهای چرب آزاد جهت سوخت مصرف می‌شوند. تحقیقات نشان داده که چربی زیاد در رژیم غذایی باعث کاهش قدرت ورزشکاران می‌شود. در تحقیقی که روی دوچرخه سواران انجام گرفته مشاهده شده دوچرخه سوارانی که غذای مصرفی آنها غنی از کربوهیدرات پیچیده (نان‌های سبوس دار، پاستا و...) و محدود از چربی بوده، تا ۲۴۰ دقیقه دوچرخه‌سواری کرده‌اند. در حالی که در نتیجه خوردن غذای چرب مقاومت آنها کم شده و حداکثر تا ۷۵ دقیقه توانسته‌اند فعالیت دوچرخه سواری داشته باشند. بطور کلی چربی مصرفی باید کمتر از ۲۵ درصد کالری رژیم باشد که از این مقدار ۱۰ درصد آن به اسیدهای چرب غیر اشباع حاوی چند باند دوگانه (روغن گیاهی مایع) اختصاص داده شود.

آب

آب تنها ماده‌ای است که کمبود یا فقدان آن تهدید جدی برای سلامتی است. بخصوص در فعالیتهای ورزشی فقدان آب و یا کمبود آب سبب خستگی زودرس ورزشکار می‌شود. نقش آب برای فعالیت قلب و عروق، متابولیسم مواد مغذی، سیستم تنظیمی حرارت بدن و همچنین دفع مواد زاید حاصل از متابولیسم سلولی است. از طرف دیگر انتقال آب از داخل به خارج از سلول و بالعکس متضمن جابجایی یون‌های سدیم، پتاسیم، کلرومنیزم است. هر چند که عرق یک ترکیب هیپوتونیک (رقیق) است و غلظت سدیم، پتاسیم و کلر در عرق کمتر از خون است، ولیکن در فعالیتهای طولانی مدت تعریق زیاد سبب افزایش غلظت خون و در نتیجه خستگی و عدم توان ورزشی می‌شود. مصرف نوشیدنی‌ها و ترکیب آن در فعالیتهای ورزشی به عواملی مثل حرارت محیط، رطوبت محیط، خصوصیات مورفولوژیک و بیوشیمیایی فرد و شدت و مدت ورزش بستگی دارد.

بطورکلی توصیه می‌شود قبل از مسابقات ورزشی حدود ۵۰۰-۴۰۰ سی سی از نوشیدنی‌های مختلف که حاوی گلوکز است، استفاده شود و گاهی اوقات کمی الکترولیت به این نوشیدنی‌ها اضافه شود.

مواد معدنی

در حین فعالیتهای ورزشی نیاز به مصرف بسیاری از مواد معدنی در ورزشکاران افزایش می‌یابد. به عنوان مثال نیاز به کلسیم در ورزشکاران زیادتر می‌شود زیرا کلسیم در افزایش دانسیته استخوانی، از بین رفتن استرس‌های ناشی از ورزش و افزایش توان ورزشی نقش بسزایی ایفاد می‌کند. نیاز به منیزیم افزایش می‌یابد زیرا منیزیم در متابولیسم مواد مغذی و تولید انرژی شرکت می‌کند. نیاز به فسفر افزایش می‌یابد بدلیل اینکه فسفر در تنظیم انرژی بصورت ATP، تعادل اسید و باز و در نتیجه افزایش توان ورزشی مؤثر است.

نیاز به «روی» افزایش می‌یابد زیرا روی جزء ساختمانی بسیاری از آنزیم‌هایی است که در متابولیسم مواد مغذی شرکت می‌کنند و همچنین به همراه مس و آهن در سنتز هموگلوبین و خونسازی شرکت می‌کند. نیاز به مصرف مس به دلیل نقشی که در بالا بردن درصد جذب آهن، سنتزمیلین و فسفر لیپیدها، استحکام بافت پیوندی و همین طور آزادسازی انرژی از مواد مغذی دارد افزایش می‌یابد. و بالاخره نیاز به آهن بدلیل نقشی که آهن در انتقال اکسیژن به صورت هموگلوبین و میوگلوبین و خونسازی دارد بیشتر می‌شود. بنابراین مواد معدنی در تأمین سلامت ورزشکاران از جایگاه ویژه‌ای برخوردار هستند.

ویتامین‌ها

مصرف ویتامین‌ها باید در ورزشکاران جهت افزایش توان ورزشی و کاهش خستگی ناشی از ورزش افزایش یابد. این گروه از مواد مغذی هرچند نقش انرژی‌زایی ندارند و لیکن به صورت کوآنزیم در متابولیسم مواد مغذی شرکت می‌کنند. به عنوان مثال ویتامین‌های B2،B1،B3 همگی برای انرژی‌زایی نقش مهمی دارند. مصرف ویتامین B6 باید در بدن سازان بیشتر شود چون این ویتامین نقش مهمی در سنتز پروتیین‌ها بر عهده دارد. کمبود ویتامین B۱۲ و اسید فولیک در ورزشکاران گیاهخوار که برای چند سال این رژیم را داشته‌اند شایع است و مصرف مکمل برای این گروه توصیه می‌شود.

در فعالیت‌های ورزشی نیاز به ویتامین‌های E، A و C نیز بدلیل نقش آنتی اکسیدانی که دارند افزایش می‌یابد، زیرا در نتیجه ورزش فرایند اکسیداتیو (ورزش‌هایی که در آن اکسیژن زیادی مصرف می‌شود) در عضله افزایش می‌یابد و منجر به افزایش تولید پراکسیدهای چربی و رادیکال‌های آزاد می‌گردد. نتایج مطالعاتی که روی ورزشکاران صورت گرفته نشان می‌دهد که مصرف این سه ویتامین برای مدت ۳ تا ۴ هفته از طریق برنامه غذایی سبب کاهش میزان آنزیم‌های کراتین فسفوکیناز (CRK) و لاکتات دهیدروژناز (LDH) می‌گردد که کاهش این دو آنزیم سبب افزایش توان ورزشی می‌شود.

اثرات ورزش در روح آدمی

۱- پیشگیری از افسردگی و بالا بردن روحیهٔ عمومی فرد

در میانهٔ انجام فعالیت بدنی، تولید یک مادهٔ شیمیایی از بدن به نام «سروتونین» بیشتر می‌شود. کاهش سرتونین در بدن با افسردگی مرتبط است و داروهای ضد افسردگی نیز در جهت افزایش این ماده در بدن عمل می‌کنند. بنابراین در میان افرادی که به طور مرتب ورزش می‌کنند، به ندرت می‌توان شخص افسرده‌ای یافت.

از طرفی با ورزش کردن، تولید «اندورفین» و «اپی نفرین» و «سیتوکین‌ها» نیز افزایش می‌یابد و این مواد به طور طبیعی باعث بالا بردن سطح هوشیاری و روحیهٔ عمومی فرد شده و احساس انرژی و شادابی بیشتری برای انجام کارهای روزمرهٔ زندگی به شخص ورزشکار اعطا می‌کنند.

۲- تأثیر در زندگی خانوادگی و اجتماعی و در شغل افراد

مسلماً یک شخص ورزشکار با تنبلی و کسالت بیگانه‌ است و علاوه بر داشتن اندامی متناسب از روحیهٔ بالا و شادابی نیز برخوردار است و این موفقیت، ارتباطات وی را در زندگی روزمره، چه در خانواده و چه در اجتماع یا محیط کار تضمین می‌کند.

کارفرمایان در بکار گیری افراد، این معیارهای مهم را در نظر خواهند گرفت. بنابراین یک شخص سالم و تندرست، از موقعیت و پیشرفت شغلی بهتری نسبت به افراد چاق و کم تحرک برخوردار خواهد بود.

۳- پیشگیری از ابتلا به آلودگی‌های اجتماعی

یک فرد سالم و ورزشکار، ناخودآگاه از سیگار دوری می‌کند، چون در می‌یابد با ورزش به اکسیژن بیشتری نیاز دارد، ولی سیگار یا مواد مخدر به وضوح انرژی وی را کم و او را ضعیف تر می‌کند. بنابراین خود به خود برای پیشرفت در امور ورزشی خویش و برای انجام تمرینات، از این مواد دوری می‌جوید.

از سوی دیگر، در یک محیط ورزشی سالم کمتر می‌توان از این گونه افراد و آلودگی‌ها اثری یافت و احتمال ابتلای چنین افرادی به آلودگی‌های اجتماعی بسیار پایین است و به دلیل روحیهٔ ورزشی از بسیاری ناهنجاری‌های دیگر اجتماعی، که با خلق و خوی ورزشکاری همخوانی ندارد، پرهیز می‌کنند.

۴- تقویت عملکرد ذهن در یادگیری و هماهنگی

تعریف ورزش تنها در افزایش فعالیت جسمانی خلاصه نمی‌شود. بسیاری از ورزش‌های امروزی نظیر پینگ پنگ، اسکیت، اسکی، بسکتبال، شنا و... حرفه‌ای هستند و نیاز به یادگیری و حتی مربی مجرب دارند و کار فکری زیادی را نیز می‌طلبند. بنابراین ورزش‌های امروزی تنها یک فعالیت جسمی ساده نیستند، بلکه توانایی‌های پیچیدهٔ مغز را در کارهای گوناگون از جمله هماهنگی، چالاکی، درست عمل کردن و درست تصمیم گرفتن بهبود می‌بخشد. به گونه‌ای که در یک شخص غیر ورزشکار این توانایی‌های مغز، خاموش می‌ماند و کم کم ذهن تنبل و سست می‌شود درنتیجه این گونه افراد، بیشتر ترجیح می‌دهند در گوشه‌ای بنشینند و در فکر فرو روند!

به طور کلی می‌توان گفت ورزش در کلیهٔ اجزای جسم و ذهن بدن و در کلیهٔ مراحل زندگی انسان تأثیر غیرقابل انکار و به سزایی دارد.

منابع

پایگاه اطلاع رسانی ورزش پارس

 

مجوه کفر

وجوه كفر

كفر يك مفهوم نسبی است كه ممكن است بر انكار يك مسأله اعتقادی صدق كند. همين‌طور انكار توحيد كفر است كه اين مسأله در ملحدان تبلور پيدا مي‌كند. اينان منكر وجود خداوند هستند. مشركان نيز همين گونه هستند كه به عبادت غير خداوند ملتزم هستند. انكار رسالت و پيامبر نيز كفر است كه در مورد أهل كتاب صدق مي‌كند. اينان به پيامبر و قرآن و همه‌ی اسلام باور ندارند. انكار روز قيامت نيز موجب كفر است.

در حديثی از امام صادق (ع) در اين‌‌باره به تفصيل سخن رفته است. از آن حضرت درباره‌ی وجوه گوناگون كفر در قرآن كريم سؤال شد. آن حضرت در پاسخ فرمود: «در كتاب خدا برای كفر پنج وجه ذكر شده است كه از آن جمله انكار است و انكار بر دو وجه است و كفر به ترك دستور خداوند و كفر برائت و كفر نعمت. امّا كفر انكار، همان انكار ربوبيت است. و او كسی است كه مي‌گويد: پروردگار و بهشت و دوزخ وجود ندارد و اين گفتار دو گروه از زنديقان است كه به ايشان دهريه گفته مي‌شود و ايشان مي‌گويند: جز زمانه ما را هلاك نمي‌سازد و اين دينی است كه ايشان با زيبا شمردن چيزهای ثابت نشده برای خودشان توصيف كرده‌اند. اينان برای چيزهايی كه مي‌گويند هيچ تحقيقی نكرده‌اند. خداوند مي‌فرمايد: «إن هم إلّا يظنون» (جاثيه/24) اين همان است كه ايشان مي‌گويند و فرموده است: «إن الذين كفروا سواء عليهم أأنذرتهم أم لم تنذرهم أم لم تنذرهم لايؤمنون» (بقره/6). اين يعنی كفر نسبت به توحيد خداوند متعال كه يكی از وجوه كفر است. امّا وجه ديگر از انكار، انكار معرفت است و آن انكاری است كه انكاركننده مي‌داند چيزی كه برای او ثابت شده است, حق است. خداوند فرموده است: «وجحدوا بها واستيقنتها أنفسهم ظلماً وعلوّاً» (نمل/14) و خداوند عزوجل فرموده است: «وكانوا من قبل يستفتحون علی الذين كفروا فلمّا جاءهم ماعرفوا كفروا به فلعنة الله علی الكافرين» (بقره/89) و اين تفسير دو وجه انكار است

ملاحظه مي‌كنيم كه انكار ممكن است ناشی از زيبا پنداری مبتنی بر حس باشد كه بر مشاهده حالت مرگ در انسان، تغيير سيمای او و جدا شدن مفاصل او و جدا افتادن اعضای او تحت تأثير عوامل طبيعی فنا، بدون اينكه حالت غيبی وجود داشته باشد متكی است. زيرا اينان به چيزی فراتر از حسّ نمي‌انديشند. فكر كردن به ماورای حس باعث مي‌شود كه تفسير امور از ماديت فراتر رود و به باور معنوی برسد كه به ايمان مي‌انجامد. به قول آيه كريمه اينان به ظن و گمان تكيه دارند. گمان احتمالی است كه مبتنی بر دليل و حجت نيست. اين مسأله آن قدر قوّت مي‌گيرد كه به حالتی از عناد و عقب‌ماندگی و بسته بودن نسبت به هر نوع گفت‌وگو تبديل مي‌شود. اين گمان به انديشه‌ای كه بيم‌دهندگان به وسيله آن بيم داده‌اند منجر نمي‌شود. زيرا خداوند بر دلهای ايشان مهر زده است و دلهای ايشان به تفكر نمي‌پردازند. گوشهای ايشان را نيز مهر زده شده است. لذا دريچه گوشهای ايشان به روی موعظه و نصيحت و آيات الهی بسته است. بر ديدگان ايشان نيز پرده‌ای است، از اين رو چيزهای عبرت‌انگيز و دلايل حقيقت بين را نمي‌بينند. اين تصوير انسانی است كه به خويشتن خويش و عقل خود و سرنوشت خود احترام نمي‌گذارد بلكه به اميال و هواهای نفسانی دل سپرده است.

 

كفر، برتري‌جويی است

امّا گروه دوّم كه تبلور وجه دو‌ّم از انكار است، گروهی است كه از حقيقت آگاهی دارند، امّا به خاطر برتري‌جويی نسبت به حق و حق‌ محوران و ظلم به عقيده‌ای كه انسان بدان ايمان دارد، التزام به آن را رد كرده است. اينان با اينكه به عقيده خود باور دارند, وقتی در وضعيت‌های ناگوار قرار مي‌گيرند و با گروه ايمان درگير مي‌شوند، عقيده خود را زير پا مي‌گذارند. زيرا نمي‌خواهند كه موضع‌گيری درست اهل ايمان را تصديق كنند. يهوديان مدينه چنين بودند. اينان در ديدارهايی كه پيش از اين با مشركان مدينه داشتند، از آمدن پيامبر خدا به مدينه خبر داده بودند و مشركان مدينه را تهديد كرده بودند كه در آن روز اين پيامبر در كنار آنان موضع خواهد گرفت. ولی وقتی كه پيامبر به مدينه آمد و مردم گروه گروه به اسلام گرويدند، به آن حضرت كفر ورزيدند. مثال ديگر اين مسأله انسانی است كه به دور از باورهای خود تعصب مي‌ورزد؛ زيرا نسبت به خدا و پيامبران الهی كه قرآن كريم بر آن تأكيد نموده است وفادار نيست.

 

كفران نعمت

حديث از امام صادق (ع) را پی مي‌گيريم: «وجه سوم از كفر، كفران نعمت است و آن گفتار خداوند متعال است كه گفته سليمان (ع) را حكايت مي‌كند: «هذا من فضل ربّی ليبلونی أأشكر أم أكفر و من شكر فإنما يشكر لنفسه ومن كفر فإن ربّی غنّی كريم» (نمل/40) و فرمود:« وإذا تأذّن ربكم لئن شكرتم لأزيدنّكم ولئن كفرتم إن عذابی شديد» (ابراهيم/7) و فرمود: «فاذكرونی أذكركم واشكروا لی ولا تكفرون» (بقره/152).»

اين وجه از وجوه كفر، انسانی را به نمايش مي‌گذارد كه خداوند نعمت‌هايش را به سوی او سرازير كرده و نعمت‌های الهی سراسر زندگی او را فرا گرفته است، به نحوی كه سراسر زندگی او سرشار از نعمت‌های الهی است، خداوند مي‌فرمايد: «وما بكم من نعمة فمن الله» (نحل/53) «وإن تعدّوا نعمة الله لاتحصوها» (نحل/18) ولی اين فرد نعمت‌های الهی را انكار مي‌كند و با ابزارهای زبانی و عملی كه خداوند در اختيار او قرار داده است, شكر نمي‌گذارد. اين شكر انسان را متوجه لطف و كرم و رحمت الهی مي‌كند. او با انكار نعمت‌ها به خودش ستم مي‌كند و با عدم شكرگزاری به پروردگار خود نيز ظلم مي‌كند. خصوصاً كه كفران نعمت ممكن است در بعضی حالات از نظر عملی به كفر به خداوند منجر شود و حالتی از انكار را به وجود آورد.

حديث امام صادق (ع) را پی مي‌گيريم: «و وجه چهارم از كفر، ترك دستور خداوند عزوجل به اوست و آن فرمايش خداوند عزوجل است كه مي‌فرمايد: «وإذا أخذنا ميثاقكم لاتسفكون دماءكم ولاتخرجون انفسكم من دياركم ثم إقررتم وانتم تشهدون ٭ ثم انتم هؤلاء تقتلون انفسكم وتخرجون فريقاً منكم من ديارهم تظاهرون عليهم بالإثم والعدوان وإن يأتوكم أساری تفادوهم وهو محرّم عليكم إخراجهم أفتؤمنون ببعض الكتاب وتكفرون ببعض فما جزاء من يفعل ذلك منكم» (بقره/ 84-85). پس كفر ايشان به خاطر ترك دستور خداوند عزوجل و نسبت دادن ايشان به ايمان است. خداوند از ايشان نمي‌پذيرد و نزد خداوند هيچ سودی نبرند. پس فرمود: «فما جزاء من يفعل ذلك منكم إلّا خزی فی الحياة الدنيا ويوم القيامة يردون إلی يردون إلی إشدّ العذاب وما الله بغافل عمّا تعملون» (بقره/85).»

 

التزام همه جانبه

اطلاق كفر بر اين نوع از ترك دستور خداوند عزوجل، مبتنی بر قاعده اسلامی فراگيری است كه ايمان به همه‌ی حلالها و حرامها و مفاهيم گوناگون در عقيده و زندگی موجود در كتاب خدا را واجب مي‌دارد. پس هر كسی كه به بعضی از كتاب كفر بورزد و به بعضی ديگر ايمان بياورد، از اسلام اصيل منحرف شده است. چرا كه اسلام موجوديت متكاملی است كه بدون نياز به عاريت گرفتن هر نو حكم يا مفهوم يا عقيده از ديگران، تمام قضايای انسان را دربرمي‌گيرد.

از اين رو مسأله حكم به كفر كردن كسانی كه در اين راستا روانند، ناشی از رد كردن بخشی از همين اسلام است كه ممكن است به رد كردن كل اسلام بينجامد. زيرا اسلام يك مجموعه به‌هم پيوسته‌ای است كه هيچ جزئش از ديگری قابل جدايی نيست.

دعوتگران به اسلام بايد به اين نكته توجه داشته باشند و يكپارچگی ايمان به عقيده و شريعت و مفاهيم اسلام را مورد تأكيد قرار دهند. زيرا اين مسأله باعث آن خواهد شد كه اسلام بتواند اهداف خود را در زندگی تحقق ببخشد.

 

برائت از كفر

امام صادق (ع) در ادامه مي‌فرمايد: «و وجه پنجم از كفر، كفر برائت است و آن گفتار خداوند عزوجل است كه قول ابراهيم (ع) را حكايت مي‌كند: «كفرنابكم و بدا بيننا وبينكم العداوة والبعضاء أبداً حتی تؤمنوا بالله وحده» (ممتحنه/4) يعنی از شما برائت مي‌جوئيم و ابليس و برائت جستن او از اوليائش را در روز قيامت ذكر مي‌كند فرمود: «إنّما اتخذتم من دون الله أوثاناً مودة بينكم في ‌الحياة الدنيا ثم يوم القيامة يكفر بعضكم ببعض ويلعن بعضكم بعضاً» (عنكبوت/25)، يعنی بعضی شما از بعضی ديگر برائت مي‌جويد

ملاحظه مي‌كنيم كه قرآن كريم واژه كفر را در برائت مؤمنان از كافران بكار مي‌برد. ابليس هم از اوليای خود برائت مي‌جويد. كفار نيز از يكديگر برائت مي‌جويند. پس برائت از جمله مسائلی است كه التزام به اصل ايمان را در مقابل خط كفر مورد تأكيد قرار مي‌دهد. كافران و گمراهان نيز به خاطر پيامدهای ناگواری كه به خاطر مسؤوليت‌شان در دنيا و آخرت با آن مواجه مي‌شوند، از يكديگر تبّری مي‌جويند.

خاستگاه اين مسأله عقيده است كه در جنبه مثبت، التزام به محتوای آن و در جنبه منفی برائت جستن از همه‌ی مفاهيم مخالف با خط ايمان است. همين باعث مي‌گردد كه در برائت در خط ايمان يك امر حياتی و اساسی است و حاكی از خلوص در التزام و ايمان است.

در انتها مي‌بينيم كه قرآن كريم واژه كفر را از مسأله عقيدتی به مسأله عملی تسرّی مي‌دهد ولی در كاربرد عمومی كفر انكار ايمان به خداوند بكار رفته است. از اين رو مي‌بينيم كه بعضی از اهل كتاب از اينكه به كفر توصيف شوند ناراحت مي‌شوند. زيرا كه معتقدند ايشان به خداوند ايمان دارند. خداوند در قرآن كريم همين مسأله را مورد تأكيد قرار مي‌دهد: «قل يا أهل الكتاب تعالوا إلی كلمة سواء بيننا و بينكم ألّا نعبد إلّا الله ولا نشرك به شيئاً» (آل عمران/64) و مي‌فرمايد: «ولاتجادلوا أهل الكتاب إلّا بالتی هی احسن إلّا الذين ظلموا منهم وقولوا آمنّا بالذی أنزل إلينا وأنزل إليكم وإلهنا وإلهكم واحد ونحن له مسلمون» (عنكبوت/46).

ملاحظه مي‌كنيم كه ويژگی كفر كه خداوند برای اهل كتاب اطلاق بكار برده است، كفر به پيامبر و رسالت است. چرا كه واژه كفر يك واژه نسبی است كه با تفاوت متعلقات خود، گوناگونی حاصل مي‌كند. اين مسأله در اين آيه شريفه آمده است: «لم يكن الذين كفروا من أهل الكتاب والمشركين» (بينة/1) پس آيه شريفه، اهل كتاب را مشرك به حساب نمي‌آورد، زيرا ايشان به خدای واحد با اختلافاتی كه در شخصيت خداوند دارند ايمان دارند بلكه ايشان را كافر محسوب كرده است، زيرا ايشان به پيامبر و رسالت او كافر هستند. از اين رو واژه كافر بر كسی كه به طاغوت كفر ورزيده است نيز اطلاق مي‌شود. بنابراين در اطلاق كلمه كفر بايد احتياط كرد. همان‌گونه كه در آيه كريمه آمده است: «فمن يكفر بالطاغوت ويؤمن بالله فقد استمسك بالعروة الوثقي» (بقره/256).

چرا كه اطلاق اين ويژگی و روشن نكردن جزئيان آن، ممكن است پيامدهای منفی چندی برای گفت‌وگوی بين اديان و تمدنها يا تقريب ملتهای دارای التزامات دينی گوناگون به وجود آيد و اين خيلی مهم است. پس هر گونه تعبير بايد بسيار دقيق باشد و حساسيت‌های مذهبی را دامن نزند و پيرامون مدلول كلمات، سوء تفاهم ايجاد نكند. والحمد لله رب العالمين

 

والیبال


والیبال والیبال یک ورزش گروهی است که در آن بازیکنان در دو تیم شش نفره در دو سوی یک تور قرار می‌گیرند و تلاش می‌کنند تا با توجه به قوانین بازی، توپ را از روی تور در زمین تیم مقابل فرود آوردند.[۱] والیبال در سال ۱۸۹۵ در کشور آمریکا متولد و پس از در المپیک ۱۹۶۴ توکیو برای نخستین بار در برنامه بازی‌های المپیک قرار گرفت، فراگیر شد و تقریبا در تمام دنیا بازی می‌شود که در شرق آسیا و همچنین کشورهای برزیل و ایتالیا محبوب‌تر است. این رشته تقریبا برای تمام گروه‌های سنی مناسب هست و وسایل بازی شامل توپ و تور می‌باشد. تولد والیبال والیبال ورزش مورد علاقه سربازها در جنگ جهانی دوم بود. ورزش والیبال که در ابتدا مینتونت (Mintonette) نامیده می‌شد در سال ۱۸۹۵ - یعنی چهار سال پس از تولد بسکتبال - توسط فردی بنام ویلیام جی. مورگان ابداع شد. مورگان متولد سال ۱۸۷۰ در شهر نیویورک بود که پس از تحصیل در کالج جوانان مسیحی مسئولیت تهیه برنامه‌های ورزشی برای سلامتی و تندرستی مردان به او واگذار شده بود. او این بازی را با ترکیب بازی‌های بسکتبال، تنیس و هندبال ایجاد کرد و هدفش طراحی ورزشی بود که برای افرادی که تمایل به تحرک کمتری دارند، مناسب باشد. قوانین بازی در ابتدا بسیار ساده بود چرا که بیشتر از آن که شبیه ورزش باشد، یک تفریح محسوب می‌شد اما به تدریج پس از آن که این ورزش در کشورهای دیگر – به خصوص فیلیپین - نیز علاقه‌مندانی یافت، لزوم تدوین قوانین رسمی برای آن احساس شد. تور اولیه‌ای که برای این بازی در نظر گرفته شده بود با ایده از تنیس، ۲ متر انتخاب شد و با توپ بسکتبال شبیه به بازی هندبال انجام می‌شد. این ورزش تا سال ۱۹۰۰ توپ مخصوصی برای خود نداشت و با هر توپی - از جمله توپ بسکتبال – آن را بازی می‌کردند. هدف هر تیم آن بود که توپ را در زمین حریف فرود بیاورد و در این راه توپ در دست یاران خودی می‌چرخید. در سال ۱۹۱۲ امتیازهای هر گیم ۲۱ تعیین شد و ارتفاع تور نیز بیشتر شد. فیلیپینی‌ها اولین قانون مدون برای این بازی را در سال ۱۹۱۶ تهیه کردند و به دنبال آن در سال ۱۹۲۸ اتحادیه والیبال ایالات متحده آمریکا تشکیل شد و به وضع قوانین این ورزش اقدام کرد. گاه‌نگار ۱۹۱۷: امتیازهای هر گیم از ۲۱ به ۱۵ تغییر کرد.۱۹۲۰: تعداد ضربات برای هر طرف به ۳ محدود شد.۱۹۲۲: اولین دوره رسمی مسابقات در بروکلین با حضور ۲۷ تیم از ۱۱ ایالت آمریکا برگزار شد.۱۹۳۰: اولین بازی والیبال ساحلی دو نفره انجام شد.۱۹۴۷: فدراسیون بین‌المللی والیبال (به فرانسوی: Federation Internationale De Volley Ball) به اختصار FIVB تشکیل شد.۱۹۴۸: اولین دوره مسابقات رسمی والیبال ساحلی انجام شد.۱۹۴۹: اولین دوره مسابقات قهرمانی والیبال جهان در شهر پراگ، چکسلواکی برگزار شد.۱۹۶۴: والیبال برای اولین بار به جمع ورزش‌های المپیکی پیوست.۱۹۸۷: والیبال ساحلی از ورزش‌های رسمی بازی‌های جهانی شد.۱۹۹۶: والیبال ساحلی دو نفره نیز به عنوان ورزش رسمی المپیک شناخته شد. گذشتهٔ والیبال ویلیام مورگان تحت تأثیر محبوبیت فراوان بسکتبال در بین عامه، مورگان تصمیم گرفت برای دانشجویان خود ورزشی را به وجود آورد که بازی از روی تور انجام گیرد و لذت بخش باشد. مورگان با استفاده از تویی توپ بسکتبال که به دلیل سبکی وزن، به دست‌ها آسیب نمی‌رساند، بازی را شروع کرد. با وجود این که به طور آهسته و کند از Y.M.C.A آغاز شد ولی طولی نکشید که در کلیه شهرهای ماساچوست و نیوانگلند عمومیت یافت. در اسپرینگ فیلد، دکتر ت. آهالستیگ با مشاهده بازی، مینتونت را به والیبال تغییر نام داد، زیرا قصد اساسی از بازی کردن، فرستادن و برگشت دادن (رد و بدل کردن) توپ از روی تور است که کلمه والیبال، در معنا، این نیت را مشخص می‌سازد. با اینکه والیبال در آغاز ورزشی سالنی بود و در محل‌های سرپوشیده انجام می‌شد و اساسا برای فعالیت‌های سرگرم کننده پیشه‌وران و تجار اختصاص یافته بود ولی کم‌کم به زمین‌های روباز کشیده شد و به عنوان یکی از فعالیت‌های جالب توجه تابستانی درآمد و به شدّت پیگیری می‌شد. دگرگونی‌ها در آغاز برای بازی والیبال قوانین خاصی تدوین نشده بود، هر فرد و در هر کشوری به میل خود و به طریق مختلف با توپ بازی می‌کرد. رفته‌رفته والیبال در مناطق و نواحی مختلف جهان گسترش می‌یافت. کم‌کم قوانینی برای این بازی وضع شد و روش‌ها و حرکات تکنیکی جایگزین حرکات قبلی گردید. در سال ۱۹۰۰ پذیرفته شد که امتیازات هر ست بازی ۲۱ پوئن (امتیاز) باشد. در سال ۱۹۱۲ سیستم چرخش به تصویب رسید. در سال ۱۹۱۷ پذیرفته شد که هر ست بازی ۱۵ امتیاز باشد. در سال ۱۹۱۸ تعداد بازیکنان هر طرف زمین ۶ نفر پیشنهاد شد، که مورد قبول عامه قرار گرفت. در سال ۱۹۲۱ موافقت شد که هر تیم با حداکثر سه ضربه توپ را به طرف دیگر بفرستد. در سال ۱۹۲۳ اندازه زمین بازی ۹×۱۸ متر تعیین شد. به مرور در سال‌های بعد، قوانین فراوانی برای این بازی وضع شد و در بسیاری از قوانین قبلی نیز تغییراتی حاصل گشت. هم‌اکنون نیز هر چهار سال یک بار در کنگره جهانی والیبال تغییراتی در قوانین بازی به تصویب می‌رسد. از جدیدترین و مهمترین قوانین مانند تغییر روش امتیازگیری به رالی، سقف امتیاز ۲۵ برای ست‌های اول، دوم، سوم و چهارم و امتیاز ۱۵ برای ست پنجم و افزودن بازیکن آزاد، پذیرش والیبال از سوی دیگر کشورها اولین کشور خارجی که والیبال را پذیرفت، کشور کانادا و به سال ۱۹۰۰ بود. اساسا نهضت Y.M.C.A (سازمان جوانان مسیحی) در معرفی این ورزش به دیگر کشورهای جهان و گسترش آن، سهم فراوانی دارد. بازی والیبال در پایان سال ۱۹۰۰ به هندوستان و در سال‌های ۱۹۰۵ به کوبا، ۱۹۰۹ به پورتوریکو، ۱۹۱۰ به فیلیپین، ۱۹۱۲ به اورگوئه، ۱۹۱۳ به چین و ۱۹۱۷ به ژاپن و به تدریج از سال ۱۹۱۴ به بعد توسط سربازان آمریکایی و مستشاران و اشخاص دیگر به کشورهای اروپایی از قبیل فرانسه، چکسلواکی، لهستان، شوروی، بلغارستان معرفی شد و گسترش یافت. پذیرش این ورزش در اروپا در ابتدا کند بود. فرانسه، چکسلواکی و لهستان سه کشوری بودند که قبل از دیگران اقدام به تشکیل فدراسیون ملی والیبال در کشور خود نمودند. شوروی که در سال ۱۹۲۳ اقدام به تأسیس انجمن ملی والیبال نمود، برای پیشرفت و دگرگونی آن فعالیت زیادی به عمل آورد. شوروی از کشورهایی است که در پیشرفت تکنیک و تاکتیک والیبال و تنظیم قوانین در جهان سهم به سزایی دارد و همواره از قدرت‌های بزتر این ورزش بوده‌است. کشورهای فرانسه، چکسلواکی و لهستان پس از تشکیل فدراسیون ملی مصمم شدند که با کمک کشورهای دیگر فدراسیون جهانی والیبال را تأسیس نمایند و در سال ۱۹۳۶ به هنگام بازی‌های المپیک در برلین آلمان در این زمینه فعالیت زیادی نمودند ولی با آغاز جنگ جهانی دوم و طغیان آن در اروپا اقدامات آنان متوقف شد. به طور کلی تغییرات و پیشرفت والیبال را می‌توان به سه دوره تقسیم نمود، دوره اول از سال آغاز تا سال ۱۹۱۸، دوره دوم از سال ۱۹۱۹ تا سال ۱۹۴۶ و دوره سوم از سال ۱۹۴۷ به بعد که تغییرات و پیشرفت اساسی والیبال در دوره سوم صورت پذیرفته‌است. پس از جنگ جهانی دوم، فعالیت‌های فراوان برای حرکت جدید به والیبال مجدداً آغاز شد و اولین مسابقه بین‌المللی در قاره اروپا بین تیم‌های ملی فرانسه و چکسلواکی در پاریس برگزار گردید. و در آوریل ۱۹۴۷ کنگره‌ای با شرکت نمایندگان چهارده کشور از سراسر جهان در پاریس برگزار و موافقت شد که فدراسیون بین‌المللی والیبال (F.I.V.B) در پاریس تشکیل شود و پل لیبود فرانسوی به عنوان اولین رئیس انتخاب شود. امروزه این فدراسیون حدود ۲۱۷ کشور عضو دارد (سال ۲۰۰۷) و بیش از ۲۰۰ میلیون نفر از مردم جهان والیبال بازی می‌کنند. اولین رئیس فدراسیون جهانی والیبال پل لیبود تا سال ۱۹۸۴ (یعنی ۳۷ سال) ریاست را برعهده داشت. پس از تأسیس فدراسیون جهانی والیبال، کمیته‌های مختلفی در داخل آن به وجود آمد و برنامه مسابقات رسمی جهانی تنظیم و آغاز شد. در سال ۱۹۴۹ اولین دوره مسابقات جهانی والیبال برای مردان در پراگ و در سال ۱۹۵۲ دومین دوره مسابقات جهانی مردان و اولین دوره مسابقات جهانی زنان در مسکو برگزار شد. برنامه این مسابقات بطور منظم هر چهار سال یک بار تاکنون در کشورهای مختلف انجام شده‌است. در سال ۱۹۶۴ مسابقات والیبال مردان و زنان به برنامه بازی‌های المپیک ۱۹۶۴ توکیو اضافه شد. علاوه بر مسابقات قهرمانی جهان و المپیک، مسابقات والیبال مردان و زنان در سراسر جهان با عنوان‌های جام جهانی، لیگ جهانی، قهرمانی اروپا، پان آمریکن، قهرمانی آسیا، بازی‌های آسیایی، والیبال ساحلی، یونیور سیاد، قهرمانی آفریقا، ارتش‌های جهان، گراندپری زنان، راه‌آهن‌های جهان، قهرمانی ناشنوایان، قهرمانی معلولین، پارالمپیک معلولین، قهرمانی کشورهای عربی، چهار تیم برتر، جایزه بزرگ، ستاره‌ها و تورنمنت‌های جهانی و دوستانه و غیره در گروه‌های سنی نوجوانان، جوانان و بزرگسالان بطور منظم انجام می‌شود. در تاریخچه والیبال جهان باید کشور ژاپن را به عنوان دگرگون کننده تکنیک‌ها، تاکتیک‌ها و آمادگی جسمانی در والیبال معرفی نمود (دگرگون کننده در سرویس، ساعد، انواع تاسخ‌ها، توپ‌گیریخ و انواع آبشارهای سرعتی با پاس‌های کوتاه الف و ب و ترکیبی و به ویژه بدنسازی). قوانین و مقررات زمین بازی ابعاد زمین والیبال طول زمین ۱۸ و عرض آن ۹ متر می‌باشد و فارغ از هر گونه برجستگی یا فرورفتگی است.زمین توسط خطوطی به عرض ۵ سانتیمتر علامت گذاری می‌شود. این اندازه‌گیری از گوشه زمین است.خطی به عرض ۵ سانتیمتر میان خطوط کناری در زیر تور کشیده شده‌است و زمین را به دو قسمت مساوی تقسیم می‌کند و به اسم خط مرکزی شناخته می‌شود.خطوطی به طول ۹ و عرض ۵ سانتیمتر در ۳ متری خط مرکزی بطور موازی کشیده شده‌است و به عنوان خط پایان شناخته می‌شود. منطقه حمله به خط مرکزی محدود است.در هر قسمت زمین، منطقه سرویس توسط دو خطوط به طول ۱۵ و عرض ۵ سانتیمتر مشخص شده و در بیست سانتیمتری خط پایان و عمود بر آن قرار گرفته‌است. یکی از این خطوط در امتداد خط کناری و دیگری در ۳ متری سمت چپ خط کناری راست قرار گرفته‌است.حداقل درجه حرارت زمین سرپوشیده ۱۰ درجه‌است. تور تور والیبال طول تور ۵/۹ و عرض آن ۱ متر است. و از سوراخ‌های مربع شکلی به ضلع ۱۰ سانتیمتر تشکیل شده‌است. پارچه‌ای از جنس کتانی به ضخامت ۵ سانتیمتر به لبه بالایی تور دوخته شده‌است.ارتفاع تور از مرکز زمین ۲.۴۳ متر است. تعیین ارتفاع تور برای خردسالان و نوجوانان به عهده مجمع ملی گذاشته می‌شود. هر دو انتهای تور از زمین به یک فاصله هستند و نباید حتی ۲ سانتیمتر بالاتر از اندازه مقرر باشند.پارچه‌ای از جنس کتانی که عرض آن ۵ سانتیمتر بوده و سفید رنگ می‌باشد، در کناره‌های تور و عمود بر لبه‌های آن کشیده می‌شود. تور برای بانوان ۲/۳۳ است   توپ توپ والیبال توپ به شکل کروی (گرد) و از جنس چرم است. توپ‌های لاستیکی یا ماده‌ای از این دست نیز می‌توانند به کار برده شوند. قسمت رویی توپ به سه رنگ زرد، آبی و سفید است. ویژگی‌های آن عبارتند از: پیرامون: ۶۵ تا ۶۷ سانتیمتروزن: ۲۶۰ تا ۲۸۰ گرمفشار داخل توپ، ۰.۳ تا ۰.۳۲۵ (کیلوگرم بر سانتیمتر مربع) است.[۲] تیم‌ها هر تیم شامل ۶ بازیکن می‌شود. سه بازیکن در خط جلو و سه بازیکن در خط عقب قرار می‌گیرند.هر تیم دارای ۶ تعویض است و هر بازیکن می‌تواند ۲ بار تعویض شود، یعنی هر بازیکن می‌تواند یک بار داخل و یک بار خارج شود.زمانی که توپ سرو می‌شود، سه بازیکن خط جلو باید در جلوی بازیکنان خط عقب قرار گیرند.بازیکن از قطاع دایره سمت راست خط عقب با یک دست سرو می‌زند.زمانی که توپ در زمین وارد می‌شود، بازیکنان می‌توانند برای پرتاب توپ به هر نقطه‌ای حرکت کنند، حتی اجازه دارند که برای جلوگیری از تماس توپ با زمین، به خارج از زمین بروند. دو تیم ۶ نفری با یکدیگر روبرو می‌شوند. داور در بالای تور قرار گرفته و ناظر بر اجرای مسابقه بوده و سوتی در دست دارد. سرداور نیز مقابل او قرار می‌گیرد. در اینجا تیمی که سرویس را دریافت می‌کند، منتظر توپ می‌شود. بازیکنان در وضعیت آماده‌باش بوده و دست‌ها، انگشتان، بازوها و پاها در حالات مطلوب قرار می‌گیرند. بازیکنان در مرکز زمین می‌ایستند و در این محل بیشتر حمله‌ها شکل می‌گیرد، به طوری که یکی از آن‌ها در نزدیک تور ایستاده و بقیه بازیکنان فرم w را تشکیل می‌دهند. داورها و مسئولین هر مسابقهٔ والیبال دو داور اصلی دارد یکی داور اول که در بالای تور می‌باشد و دیگری داور دوم می‌باشد که روبروی داور اول می‌ایستد و در مواقعی خاص اجازهٔ سوت زدن نیز دارد. چهار داور خط دور تا دور زمین والیبال می‌ایستند و با پرچم داور اول را در امر قضاوت یاری می‌دهند. دو داور هم پشت میز منشی هستند یکی داور منشی و دیگری هم کمک منشی که کار ثبت امتیازات، تعوبض‌ها و اخطارها را بر عهده دارند. سرداور هم به عنوان ناظر می‌بایست در تمام دیدارها حضور داشته باشد.   حرکت توپ در هوا دفاع سه نفره روی تور پاس بالای سر، یکی از مشخص‌ترین عملیات والیبال است.هرگز نباید به توپ مشت زد، بلکه باید آن را با دو دست پاس داد. پاس دادن از عقب نیز نشان‌دهنده همین عمل است.پاس دادن، ست زدن و فرستادن توپ‌های بلند از بالای تور صورت می‌گیرد.حرکت توپ در هوا در پرتاب آرام توپ از بالای تور اجرا می‌شود.اگر قبل از تماس با توپ دست‌ها دور شوند، توپ به وسط پیشانی برخورد خواهد کرد.همیشه باید به توپ نگاه کرد. ابتدا پاها را حرکت داده، آن‌ها را خم کرده و بدن را در زیر توپ قرار داد. به منظور حفظ تعادل و توازن یکی از پاها را به آرامی در جلوی پای دیگر قرار داده، زانوها را خم کرده و سپس باید تمام بدن را راست کرد. به عنوان یک قانون کلی شست‌ها را در حالت اشاره به طرف عقب و بینی نگهدارید. بازوها را راحت قرار داده و تا آن جایی که امکان دارد حرکات را بسیار ساده انجام داد. شست و دو انگشت اول به این عمل قدرت بخشیده و بقیه انگشتان به آن جهت می‌دهند.بهترین و معمول‌ترین مرحله والیبال (حرکت توپ در هوا) می‌باشد. برخی معتقدند که برای شروع تمرینات می‌توان از بادکنک استفاده کرد. تمرین پرتاب توپ پس از پرش برای گرفتن آن بسیار موثر است و مفید. البته همیشه پس از رسیدن توپ به نقطه اوج این عمل را انجام ندهید. سرویس بازیکن در حال زدن سرویس سرویس عملی است که به منظور وارد کردن توپ در بازی به کار می‌رود. در هنگام سرویس زدن باید به نکات زیر توجه کرد: ۱- هنگام ضربه زدن به توپ (سرویس)حتما باید توپ را به اندازه کافی و به دور از هر دودست پرتاب کرد و با یک دست به توپ ضربه زده شود. ۲- هنگام سرویس زدن نباید پاها را روی خط و یا درون زمین خودی قرار داد و باید از خط فاصله داشته باشد. ۳- توپ حتماً باید از تور عبور کرده و درون زمین حریف پرتاب شود (قبلا اگر هنگام سرویس زدن توپ به تور برخورد می‌کرد خطا محسوب می‌شد ولی در حال حاضر خطایی محسوب نمی‌شود.

نیما یوشیج

 

 زندگی نامه :

علی اسفندیاری معروف به نیما یوشیج در سال 1276 خورشیدی در روستای یوش مازندران به دنیا آمد. پدرش که ابراهیم خان نوری نام داشت،از راه کشاورزی و گله داری روزگار می گذرانید. دوان کودکی اش را در آنجا سپری نمود و پس از اتمام تحصیلات ابتدایی، از آنجا به تهران آمد تا در دبیرستان سن لوئی که متعلق به موسسه کاتولیک های رُِم بود، به تحصیل خود ادامه دهد. در اینجا بود که علاقه وی به سرودن شعر در اثر یکی از معلمان وی که نظام وفا نام داشت، بیشتر و بیشتر شد و به سرودن شعر روی آورد. او به زبان فرانسه (زبان بین المللی آن دوران) را به خوبی فراگرفت و با ادبیات اروپا آشنا شد. محمد رضا عشقی در روزنامه قرن بیستم خویش بخشی از شعر افسانه نیما را منتشر کرد. نیما یوشیج توانست در سال 1317 جزء گروه کارکنان مجله موسیقی، مجله ماهانه وزارت فرهنگ درآید. وی در این مجله یک سلسله مقالات در خصوص نظریات فیلسوفان در خصوص هنر و همچنین تاثیر ادبیات اروپا را بر برخی از ممالک شرقی (آسیا) به چاپ رسانید و مورد بررسی قرار داد. او در سال 1328 در روابط عمومی و اداره تبلیغات وزارت فرهنگ مشغول به کار شد . نیما در نخستین آثار خود از اوزان عروضی پیروی می کند، اما کم کم با مشاهده آثار ادبیات اروپا، در آثار بعدی خود شعرش را از چهارچوب وزن و قافیه آزاد می سازد و راهی نو و سبکی تازه در شعر می آفریند، که به سبک نیمایی مشهور است.این شاعر بزرگ در سال 1338 در منطقه تجریش تهران دارفانی را وداع گفت. برخی از آثار او عبارت اند از : شعر من، ماخ لولا، ناقوس،شهر صبح شهر شب، آهو و پرنده ها،قلم انداز، نامه های نیما به همسرش،کندوهای شبانه و .... . در ضمن در سال 1364 مجموعه ای کامل از آثارش منتشر شد. نیما در نتیجه آشنایی با زبان فرانسه با ادبیات اروپا آشنا گردید و سبب به وجود آمدن سبکی نو در شعر پارسی شد. همچنین تحول عظیمی را در شعر فارسی ایجاد نمود.

 

 

 

 

 

 

نیما نخستین شاعر نوپرداز در ایران نبود، پیش از او نیز افراد دیگر، چون ابوالقاسم لاهوتی ، تقی رفعت و ... بیرون از قالب های رسمی اشعاری سروده و منتشر کرده بودند. ولی نیما کسی بود که با دقت زیاد و صرف وقت بسیار (حدود 38 سال) توانست قالبهای کهن را در هم بریزد و راهی نو پیش پای شعر فارسی باز کند. او بدنبال ساختن قالبی آزاد و نوین بود که دارای ایهام و روانی خاص خود باشد بنای شعری که او آن را به بالا برد خود محرکی برای سرآیندگان پس از او شد به قول ارد بزرگ اندیشمند برجسته کشورمان : برآزندگان خواهند ساخت سرآیندگان از پس آن خواهند سرود و زمین آیندگان را بارور می سازند . و نیما دقیقا نمونه بارز این سخن شیوا و جاودانه است . کودکی نیما (به قول خویش) در بین شبانان و آرامش کوهستان گذشت. مقدمات درسی را در مکتب خانه ی ده آموخت و سپس به تهران آمد. در تهران او به مدرسه ی کاتولیک "سن لوئی" که دروسش به زبان فرانسه تدریش می شد رفت و آشنایی او به زبان فرانسه، سرآغاز دگرگونی در وی شد. نیما خود می نویسد:"تمام خیالات من برای شناسایی چیزهای خوبی بود که می خواستم فقط با آن شناسایی بر همسران خود تفوق یابم... در پانزده سالگی می رفتم مورخ شوم، گاهی نقاش می شدم و ... خوشبختانه هر نوع قوه خلاقه در من وجود داشت، ولی مراقبت و تشویق یک معلم خوش رفتار، که "نظام وفا" شاعر به نام امروز باشد، مرا به خط شعر گفتن انداخت." نظام وفا غزل سرایی بود که نیما "افسانه" را به او تقدیم کرد.
نیما همزمان با تحصیل در مدرسه ی سن لویی به آموزش زبان عربی پرداخت.
در سال 1298 شمسی در سن 22 سالگی به استخدام دولت درآمد، ولی کار اداری را دوست نداشت.
در سال 1300 شمسی نخستین کتاب شعرش را یک مثنوی بود به نام "قصه ی رنگ پریده خون سرد"، با سرمایه ی شخصی در 30 صفحه منتشر کرد.
تاریخ سرایش این شعر 1299 شمسی و امضای سراینده ی آن "نیما نوری" بود.
"نیما" نام قهرمانی طبری، به معنای قوس و کمان بزرگ است.

در پاییز 1301 شمسی نیما شعر "ای شب" را می سراید.
"ای شب"، انحرافی جدی و بنیادی از شعر سنتی نبود ولی شور و سوزی که در شعر بود نام شاعر را بر سر زبان ها انداخت، به ویژه آنکه در نشریه ی ادبی معتبر "نوبهار" نیز چاپ شده بود که نشریه ی ادبای شناخته شده آن زمان بود.
در دی ماه همین سال نیما شعر "افسانه" را می سراید و آن را در چند شماره ی پیاپی در مجله ی "قرن بیستم"، (به مدیریت میرزاده ی عشقی ) به چاپ می رساند.
"قرن بیستم" تندروترین و بی پرواترین نشریه ی ادبی- سیاسی آن سال ها بود و اثر افسانه در جامعه چنان بود که نیما به عنوان شاعر "افسانه" شناخته می شود.
ولی افسانه با همه ی نوآوری ها و ارزش و اعتبارش، چهره ی انقلابی نیما را مشخص نمی کند.
انقلاب نیما با دو شعر "ققنوس" (بهمن 1316 ش) و "غراب" (مهر 1317 ش) آغاز می شود و او این دو شعر را در مجله "موسیقی" که یک مجله دولتی بود منتشر کرد.
نکته ی قابل توجه این است که در فاصله ی افسانه تا ققنوس (1300 تا 1316) نیما فقط اشعاری در قالب سنتی می سرود.
نیما یوشیج علاقه ای به انتشار اشعارش، به ویژه در مجلات نداشت. او جز همین چند شعر که در فاصله ای حدود بیست سال در" قرن بیستم" و مجله ی "موسیقی" چاپ کرد، تا پایان عمرش دو سه شعر دیگر منتشر کرد.
نیما یوشیج از سال های بیست به بعد، هر روز منزوی تر شد و پس از کودتای 1332 اعتمادش را از همه، جز یکی دو تن که در نامه ها از آنها یاد کرده است، از دست داد ولی بهترین اشعارش را نیز در همین سال ها سروده است.
در مطالعه شعر نیما آنچه توجه را بیشتر جلب می کند، نگاه تازه او به طبیعت و جهان است.
توجه او به درختان، گیاهان، حیوانات و حتی حشرات یادآور نوعی دقت نظر است که در دیگران کمتر دیده می شود.
اما مهم ترین ویژگی شعر نیما که سرآغازی برای حرکت دیگران نیز شد، کوتاه و بلند کردن مصراع های شعر است.
نیما "وزن" را برای شعر ضروری می دانست ولی معتقد بود یکسان بودن طول مصراع ها در یک شعر مهم نیست.

در واقع نیما از وزن و قافیه که مربوط به شعر کهن است، سود می برد ولی با بلند و کوتاه کردن مصراع ها، جان تازه ای به شعر می بخشد.

نیما در شب 13 دی ماه 1338 ش در گذشت.

 

 

یادداشت ِ نیما درباره‌ی ِ « حرف‌های ِ همسایه » :

همسایه !
خواهش می‌کنم این نامه‌ها را جمع کنید . هرچند مکرّرات و عبارات ِ بی‌جا و حشو و زواید زیاد دارند و باید اصلاح شود ، امّا یادداشت‌هایی است . اگر عمری نباشد برای ِ نوشتن ِ آن مقدّمه‌ی ِ حسابی درباره‌ی ِ شعر ِ من ، اقلّاً این‌ها چیزی‌ست .
من خیلی حرف‌ها دارم برای ِ گفتن . نگاه نکنید که خیلی از آن‌ها ابتدایی است ؛ ما تازه در ابتدای ِ کار هستیم . به اسم ِ « به همسایه » یا « حرف‌های ِ همسایه » باشد ، اگر روزی خواستید به آن عنوانی بدهید .
در واقع این کار وظیفه‌یی‌ست که من انجام می‌دهم . شما در هرکدام از آن‌ها دقّت کنید خواهید دید این سطور با چه دقّتی که در من بوده است نوشته شده است . امیدوارم روزی شما هم این کار را بکنید و به این کاهش بیفزایید .

------------------------نیما یوشیج
------------------------خرداد 1324

در سال 1317 به عضویت هیأت تحریریه مجله "موسیقی" در آمد و به انتشارمقالات و اشعار خود در آن پرداخت. چندی نیز در ادارهٔ انطباعات وزارت فرهنگ به خدمت مشغول بود. شهامت نیما در تاختن به مرزهای تنگ تفکر کهن، با تکیه بر اصالت ایمان او به این تحول و طبع حاصل خیزش، شعر و جایگاه او را از دیگرانی که در این راه قلم می زدند، متمایز ساخته است.
"مایه ی اصلی اشعارمن، رنج است. به عقیده‌ی من گوینده‌ی واقعی باید آن مایه را داشته باشد. من برای رنج خود شعر می‌گویم. فرم و کلمات و وزن و قافیه، در همه وقت، برای من ابزارهایی بوده‌اند که مجبور به عوض کردن آنها بوده‌ام تا با رنج من و دیگران بهتر سازگار باشد."

 

 


"ای فسانه! مرا آرزو نیست
که بچینندم و دوست دارند
زاده‌ی کوهم، آورده‌ی ابر،
به که بر سبزه ام واگذارند
با بهاری که هستم در آغوش
کس نخواهم زند بر دلم دست،
که دلم آشیان کسی هست
ز آشیانم اگر حاصلی نیست،
من بر آنم کز آن حاصلی هست،
به فریب و خیالی منم خوش"

سال های حوالی 1320 اوج شکوفایی شعری او محسوب میشوند."ناقوس"، "دنیا خانه من است" ،"مانلی" ،"شهر صبح، شهر شب" و... از دیگر آثار او هستند.

او در سال 1338 پس از بازگشت ازسفری به یوش،در اثر ابتلا به ذات الریه درگذشت. راهی که نیما یوشیج آغازگر آن شناخته می شود، سراسر مبارزه بود برای "شعری که زندگی است". برای کلماتی که آهنگشان از بطن رقص حروف برمی خیزد نه الزام قافیه ها. و حافظه زمان، این عصیان گر متهم به آشوب را، پدر شعر نوین ایران می شناسد. شعر بی وزنی خود گویی ناجی قافیه ها شد...


نیما، درآورد گاه جهان
«علی اسفندیاری» (نیما یوشیج) از پدری خان زاده؛ به نام «ابراهیم» و مادری فرهنگ دوست به دنیا آمد. او تا دوازده سالگی در میان قبایل کوهستانی و چادرنشین و در متن آوردگاه زندگی به سر برد و درس ها آموخت. پدر، کشاورز و گله دار بود و بنا به رسم ، سوارکاری و تیراندازی را به پسرش آموخت. مادرش اما، به فرهنگ و هنرعلاقه داشت. ادب پارسی را می دانست و در گفت و گوهایش از حکایات هفت پیکر «نظامی» و غزلیات «حافظ» مثال می آورد و هم چنین پسرش را تشویق می کرد تا این ها را بیاموزد.
علی خود در مورد کودکی اش می گوید: «زندگی بدوی من، در بین شبانان و ایلخی بانان گذشت که به هوای چراگاه به نقاط دور، ییلاق و قشلاق می کنند و شب، بالای کوه ها، ساعات طولانی با هم به دور آتش جمع می شوند. از تمام دوره بچگی خود، من به جز زد و خورد های وحشیانه و چیزهای مربوط به زندگی بچگی خود، کوچ نشینی و تفریحات ساده آن ها، در آرامش یک نواخت و کور بی خبر از همه جا، چیزی به خاطر ندارم. در همان دهکده که من متولد شدم، خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده یاد گرفتم. او مرا در کوچه باغ ها، دنبال می کرد و به باد شکنجه می گرفت. پاهای نازک مرا به درخت های ریشه و گزنه دار می بست، با ترکه های بلند می زد و مرا مجبور می کرد به از برکردن نامه هایی که معمولن اهل خانواده دهاتی، به هم می نویسند و خودش آن ها را به هم چسبانده و برای من طومار درست کرده بود.»
او از سال 1300 نام «نیما» را برای خود برگزید که نام کوهی است در مازندران. به این ترتیب از همان ابتدا، انگار می خواست بگوید که چون کوه در مقابل سنت های کور اجدادی خواهد ایستاد.

«وقت است که نعره ای به لب آخر زمان کشد
نیلی بر این صحیفه بر این دودمان کشد
سیلی که ریخت خانه ی مردم زهم چنین
اکنون سوی فرازگهی سرچنان کشد
برکنده دارد این بنیاد سست را
بردارد از زمین هر نادرست را ...»

اما عشق، خیلی زود به سراغ اش آمد. اگرچه این عشق، طلیعه حیات شاعرانه او گشت، اما ناکام گسست و باعث دل گیرشدن نیما و آزردگی روح حساس اش شد که بعدها به همراه عشقی دیگر و این بار عشقی وحشی در میان قبایل کوهستانی به سرودن افسانه منجر شد. افسانه نیما لبریز ازعشقی سرشار، اما به شدت فردی است.
در بهار سال 1305 دردی جان سوز به سراغ اش آمد که آغاز این درد از دست دادن پدر بود. غم فراق او و به دنبال اش آغاز سرپرستی خانواده، به عنوان فرزند ارشد، باعث شد تا به مسایل، جدی تر نگاه کند. در همین سال بود که با «عالیه جهانگیر» ازدواج کرد و با او زندگی مشترکی را آغازید. عالیه از آن جا که توانست با شکیبایی بی نظیری، بسیاری از مسایل و مشکلات زندگی را - نه صرفا با یک شاعر، بل که با یک نابغه شاعر- تحمل کند، به حق در طول تاریخ ادبی کشور ما، مطرح است. همان طور که بعدها «آیدا» همسر زنده یاد «احمدشاملو» نیز چنین جای گاهی را به خود اختصاص داد.

نیما از سال 1309 به آستارا رفت و در دبیرستان «حکیم نظامی» آن جا به تدریس ادبیات فارسی پرداخت. اما دوسال بعد، به تهران بازگشت و شعر و زبان شعر را بررسی کرد تا بتواند به دستاوردهای جدیدی برسد. او درسال 1318 عضو هیات تحریریه «مجله موسیقی» شد و تا سال 1320 به کار در این مجله ادامه داد. «ارزش احساسات» اثری است یگانه که از او در این مجله به یادگار باقی مانده است.
به دنبال کشمکش های پدیده های نو و کهنه که ذکرش رفت و مدتی قبل از مشروطه آغازید، همواره کسانی در شعر فارسی نظرهای انتقادی، از نظر فرم و محتوا داشتند. لذا قبل از نیما بودند نام آورانی که می توان آن ها را به عنوان پیش گامان شعر معاصر ایران نام برد. کسانی چون «میرزا تقی خان رفعت»، «ابوالقاسم لاهوتی» و بانو «شمس کسمایی» و... که در پی ریزی شالوده شعر معاصر دخالت داشتند. از این رو پدید آمدن شعر مدرن را نمی توان به طور مطلق، منحصر به یک فرد دانست. بل که دگرگونی های کیفی شعر، از سوی تعدادی از شاعران بود که باعث فرآیندی جدی به سوی یک تغییر اساسی شد و در نهایت به نیما رسید و او هم با آگاهی و خلاقیت اش به آن شکل داد و به طور اساسی به آن پرداخت.

در این میان اما، نیما کاری سترگ انجام داد. چرا که از نظر زبان و ترکیب واژها، آثاری جاوید به یادگار گذاشت. او در بهترین شعرهایش با واژه ها، به عنوان پدیده ای کاملا زنده - که به سبب همین زنده بودن اش تاریخی هستند- فرهنگی دیگر گونه ساخت. ارزش کار نیما در دیالکتیکی نگاه کردن به واژه ها و درنهایت به شعر است. چنین نگاهی است که بینش جدیدی، به همراه تفکری جدید می آفریند و هرگونه نگاه انتزاعی، کهنه و پوسیده گذشته را طرد می کند.

نیما در اسفند 1300 با سرودن «قصه رنگ پریده، خون سرد» درعرصه ادب نوین، نوع زیبایی شناسی نوینی را ابداع کرد. این کتاب، به عنوان نخستین دفتر شعر نیما، با سرمایه شخصی در سی صفحه منتشر شد.
«من ندانم با که گویم شرح درد
قصه رنگ پریده، خون سرد!»
نیما در سال 1301 با انتشار «افسانه» اش، درچند شماره پیاپی مجله قرن بیستم «میرزاده عشقی» - که تندروترین و بی پرواترین نشریه ادبی سیاسی آن روزگار بود- در واقع سنگ بنای شعر نوین ایران را گذاشت و می نویسد: «این ساختمان که افسانه من در آن، جا گرفته است و یک طرز مکالمه طبیعی و آزاد را نشان می دهد، شاید برای دفعه اول، پسندیده تو نباشد و شاید تو آن را به اندازه من نپسندی... اما یگانه مقصود من، همین آزادی در زبان و طولانی ساختن مطلب بوده است. به علاوه انتخاب یک رویه مناسب تر برای مکالمه، که سابقا هم مولانا محتشم کاشانی و دیگران به آن نزدیک شده اند.»

به این ترتیب کار سترگ نیما آغازید. درسال 1305 با سرمایه شخصی مجموعه «خانواده سرباز» را منتشر کرد. از سال 1307 تا حدود 1316 مشکلات زندگی، تاثیراتی در روند شعر نیما به وجود آورد. به هرحال درک تاریخی نیما او را به اجتناب ناپذیر بودن تغییرات اساسی در شعر فارسی با وجود مصایب و مشکلات پیش رویش ثابت قدم کرده بود. او از سال 1318 به بعد، طی سلسله مقالات بسیار مهم اش تحت نام «ارزش احساسات» دریافت اش را تئوریزه کرد و در مجله موسیقی به چاپ رساند.
چیزی که هست، گاه کشفی تاریخی در دوره زمانی خاص، نابغه ای را می طلبد. پس از آن، ابزار کشف شده مورد استفاده همگان قرار می گیرد. از این رو مسلم است که تکامل شعر معاصر در دوره بعد از نیما نمی بایست متوقف شده اعلام شود؛ بل که باید به ضرورت نگاه به دگرگونی های اساسی و تاریخی، شاعران بعد از نیما را نیز بررسی کرد.
نیما با قلبی دردمند و رنج کشیده، در سیزدهم دی ماه 1338 عطای همراهی معاصران را به لقای شان بخشید و روی در نقاب خاک کشید تا بسیاری از مرده پرستان، بلافاصله بعد از مرگ اش به بلند کردن نام اش بپردازند.

خانه نیما یوشیج (پدر شعر نو که توانست قالب هزار ساله شعر سنتی ایران را بر هم زند)، تاریخی ترین خانه روستای یوش است که قدمت آن به دوره قاجار باز می گردد. این خانه تاریخی که روزگاری محل اقامت اجداد نیما یوشیج بوده است، در سال 1207 هجری قمری به دستور جد وی معروف به «ناظم الایاله» در محله لالوی یوش ساخته شد. این بنا 3 ورودی، شاه نشین و اطاق های بی شماری دارد که به وسیله راهروهایی به هم مرتبط هستند. در حیاط مرکزی این بنا، مقبره نیما قرار گرفته است که در سال 1373 توسط میراث فرهنگی برای پدر شعر نو فارسی ساخته شد .

 

 

 

 

 

 

 

- نمائی از خانه زیبای علی اسفندیاری ( نیما یوشیج ) در یوش

 

 

- نمائی از درب ورودی خانه علی اسفندیاری ( نیما یوشیج )

 

 

 

- مزار نیما که در کنار خواهرش و جمع آوری کننده آثارش در وسط حیاط همان خانه  آرمیده است.

وصیّت‌نامه‌ی ِ نیمایوشیج
شب دوشنبه 28 خرداد 1335

امشب فکر می‌کردم با این گذران ِ کثیف که من داشته‌ام - بزرگی که فقیر و ذلیل می‌شود - حقیقةً جای ِ تحسّر است . فکر می‌کردم برای ِ دکتر حسین مفتاح چیزی بنویسم که وصیت‌نامه‌ی ِ من باشد ؛ به این نحو که بعد از من هیچ‌کس حقّ ِ دست زدن به آثار ِ مرا ندارد . به‌جز دکتر محمّد معین ، اگر چه او مخالف ِ ذوق ِ من باشد .
دکتر محمّد معین حق دارد در آثار ِ من کنجکاوی کند . ضمناً دکتر ابوالقاسم جنّتی عطائی و آل احمد با او باشند ؛ به شرطی که هر دو با هم باشند .
ولی هیچ‌یک از کسانی که به پیروی از من شعر صادر فرموده‌اند در کار نباشند . دکتر محمّد معین که مَثَل ِ صحیح ِ علم و دانش است ، کاغذ پاره‌های ِ مرا بازدید کند . دکتر محمّد معین که هنوز او را ندیده‌ام مثل ِ کسی است که او را دیده‌ام . اگر شرعاً می‌توانم قیّم برای ِ ولد ِ خود داشته باشم ، دکتر محمّد معین قیّم است ؛ ولو این‌که او شعر ِ مرا دوست نداشته باشد . امّا ما در زمانی هستیم که ممکن است همه‌ی ِ این اشخاص ِ نام‌برده از هم بدشان بیاید ، و چقدر بیچاره است انسان ... !

 

ازدواج نیما

نیما در سن 29 ساگی به تاریخ 6 اردیبهشت ماه 1305 خورشیدی با خانم عالیه جهانگیر فرزند میرزا اسماعیل شیرازی و خواهرزاده نویسنده ی توانا ، مبارز و شهید صدر مشروطیت میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل ازدواج نمود . او انسانی فرهیخته و بانویی فاضل و وارسته بود و به کار معلمی اشتغال داشت . این بانوی شریف که در خاندانی اصیل و نجیب ، زاده شد و رشد و نمو یافته بود ، تا پایان عمر نیما در خدمت به او و خانواده اش کوشید و همواره یار وفاداری برای همسرش بود . مدتی کوتاه پس از ازدواج نیما و همسرش تلخ ترین حادثه زندگی نیما یعنی مرگ پدرش اتفاق افتاد .

نیما در سال 107 به همراه همسرش راهی بارفروش (بابل) شد ، عالیه خانم به تدریس در «مدرسه دوشیزگان  سعدی» مشغول شد ولی نیما شغل خاصی نداشت لذا به کارهای متفر قه و نوشتن آثاری از جمله نمایشنامه «کفش حضرت غلمان» و آثار دیگری چون «سفرنامه بارفروش» ، «آیدین» و «حکایت دزد و شاعر» پرداخت .

نیما پس از چند سال انتظار خدمت ، بالاخره در سال 1316 در تهران دعوت به کار می شود و به تدریس در دبیرستان صنعتی در درس ادب یات می پردازد . سال 1320 یکی از سخت ترین سالهایی بود که بر مردم ایران گذشت و نیما را نیز سخت تحت تأثیر قرار داد. او در این سال تحت تأثیر شرایط اجتماعی به سرودن اشعاری چون «خواب زمستانی» و «جغدی پیر» پرداخت . در سال 1324 شراگیم تنها فرزند نیما و عال یه جهانگیر متولد
می شود . اما نیما همچنان غرق در تفکرات خود است و هنوز کاری که با آن بتواند گذران زندگی نماید ندارد . در سال 1326 او به استخدام وزارت فرهنگ در می آید و تا ئپایان عمرش یعنی سال 1338 خورشیدی در همین شغل بکار می پردازد . در تیرماه سال 1325 نخستینم کنگره نویسندگان ایران تشکیل شد .

در جریان کودتای 28 مرداد 1332 نیما که در یوش به سر می برد شعر معروف «دل فولادم» را سرود . پس از جریان کودتا منزل نما به جهت داشتن تفنگ مورد تفتیش قرار می گیرد و پس از آن بیشتر دوستانش از او فاصله می گیرند . در همین سالها که نیما در کوچه فردوسی تجریش زندگی می کرد بیشتر جلال آل احمد و سیمین دانشور و ابراهیم ناعم که همسایه اش بودند با او رفت و آمد داشتند .

نیما در این سالها اشعار کمتری می سراید و در سال 1334 به همت دکتر ابوالقاسم جنتی عطایی بخشی از آثار او توسط بنگاه مطبوعاتی صفی علی شاه منتشر می گردد . نیما سالهای پایانی عمر را در یأس و ناامیدی که شاید ریشه در شرایط اجتماعی آن روزگار داشت به سر می آورد . در سال 1335 وصیت نامه خود را می نویسد و دکتر محمد معین و در کنار او دکتر ابوالقاسم جنتی عطایی و جلال آل احمد را به عنوان متولی اشعارش انتخاب می کند و همچنین دکتر محمد معین را قیم فرزندش معرفی می نماید .

روح بزرگ این مرد اندیشمند و آ زاده در چهارشنبه 13 دیماه 1338 شباهنگام از جسم خاکی خود جدا می شود و آزادانه آن گونه که همواره در طول حیاتش می پسندید در آسمانها به پرواز در می آید . زمستان سختی بود . راههای تهران به یوش پوشیده از برف و امکان حمل کالبد به یوش ، جایی که نیما خواسته بود تا او را در همانجا به خاک بسپارند تا پیکرش با ذره ذره خاک آنجا در هم آمیزد فراهم نبود . پیکر نیما را به امانت در امامزاده عبداله شهر ری به خاک سپردند . این فراق و جدایی نیما از یوش بیش از 30 سال به طول انجامید و بالا خره با پایمردی و تلاش عده ای از رادمردان خطة نور ، پیکر نیما به زادگاهش منتقل گردید . بقیه ماجرا را به قلم آقای محسن محسنی ، دبیر ستاد انتقال کالبد نیما می خوانیم .

انتقال کالبد

در شهریور ماه سال 1372 خورشیدی گروه «بررسی فرهنگ سرزمین نور» که سابقه تأسیس آن به سالیان قبل باز می گشت ، ستادی به نام «ستاد انتقال کالبد به یوش» را تشکیل داد . این ستاد که به ریاست سرهنگ علی پاشا نوری اسفندیاری (از عموزادگان زنده یاد نیما یوشیج) و نیابت شاد روان تیمسار اسدالله روئین فر تشکیل شد متشکل بود از : آقایان حاج مسیح اسفندیاری ، مرحوم طبیب زاده نوری ، جعفر محدث ، حمزه رفیعی ، محمد اسفندیاری ، بهادر اسفندیاری ، امیرعباس ملک محمدی نوری ، رمضان جمشیدی ، ذبیح الله شکری ، جواد جمشیدی (امینی) ، محمد داوودی و محسن محسنی که به عنوان دبیر ستاد منتسب شده بود .

 

 

نگاهي به نقش بسيج و بسيجي در انقلاب اسلامي

نگاهي به نقش بسيج و بسيجي در انقلاب اسلامي

بسيج ; شجره طيبه انقلاب

بسيج را واژه اي مسما و قدرتي توانا براي تحقق اهداف اصيل و نوين ايران اسلامي مي توان نام برد كه در شرايط و مقتضيات زمان ايفاگر نقش هاي مختلف در جامعه است .

حضور ملموس بسيج در اركان علمي , صنعتي , فرهنگي , اجتماعي , بهداشتي , عمراني , نظامي و... مبين كاركردهاي چندمنظوره و منعطف اين ساختار تشكيلاتي منسجم و پرقابليت است .

رزم آوري و دفاع از حيثيت و جان و مال ملت در هشت سال دفاع مقدس , فخرآفريني در عرصه علوم و فن آوري و پالايش نظام مند اجتماع برمبناي ديني و مذهبي , قدرت بازدارندگي بسيج در تهاجمات جنگ افزاري و نرم افزاري , بروز توانمندي هاي شگرف از تعامل و اجتماع اقشار گوناگون جامعه , عرضه داوطلبانه استعدادهاي مردمي در راستاي عرق ملي و تكليف شرعي , بسيج را ساختاري فراسازماني و منحصر به فرد نموده و مبناي شكل گيري آن را نظريه اي ماندگار براي فرداهاي روشن مي توان عنوان كرد.

بنابرچنين ويژگي هايي , نضج گيري و بنيان اين ساختار عظيم را براي حال حاضر و آتيه ايران اسلامي مي توان تدبيري حكيمانه و درايتي الهي خواند. آري ! به راستي دورانديشي و دستور حكيمانه امام خميني (ره ) در راستاي تاسيس بسيج برگه تضمين زريني براي رشد و تعالي ايران اسلامي و مصون ماندن از گزندهاي زمانه است.

بسيج را مي توان سازماني در جهت نيل به سمت حفظ تماميت ارضي , اقتدار ملي , دفاع از اصل ولايت فقيه و بنيان هاي نظام و انقلاب و براساس تفكرات قرآني تعريف كرد كه با استقبال از سوي آحاد جامعه در طيف هاي گوناگون به طور داوطلبانه به جذب نيروهاي مخلص مي پردازد.

بسيج يادگار بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران , حضرت امام خميني (ره ) است كه بنا بر فرمان ايشان در سال 1358 با عنوان بسيج مستضعفين تشكيل شد و در طي ربع قرن سپري شده از دوران پربركت انقلاب اسلامي ثمرات درخشاني را در هشت سال جنگ تحميلي , سطوح سازندگي و مقابله با تهاجم فرهنگي برجاي نهاده است.

 

بسيج و رسالت فرهنگي

بسيج منادي تربيت , اخلاق و تزكيه و بسيجيان هاديان جامعه به سمت صلاح هستند , بسيج مجموعه اي از نيروهاي ارزشمند براي تمام ادوار و صحنه ها و در شرايط مختلف است . قدرت بسيج بنابر اتكال به الطاف الهي لايتناهي و منبعث از خواست الهي براي به اهتزاز درآوردن پيام خاتم المرسلين (ص ) و گسترش فرهنگ و منويات قرآني و اسلامي است .

بسيجيان پويندگان طريق ولايت و سربازان جان بر كف انقلاب هستند كه اذن حضور در تمامي صحنه ها را استوار و راستين از رهبر فرزانه خود دريافت نموده و با صبغه ارزشمند اسلامي و تكاپوي پولادين قلل پيشرفت , تعالي و پيروزي را مي پيمايند.

بسيج يعني فرهنگ شهامت و شهادت . بيم و هراس در فرهنگ بسيج نامفهوم و هر آنچه معناي بودن , ماندن و جاودانه شدن است در آن جلوه مي نمايد.

حضور بسيج در سنگرهاي مختلف انقلاب اسلامي ايران در اوايل انقلاب , دفاع مقدس , عرصه سازندگي و خدمات ملي بسيار مشهود و ستودني است . بسيجيان ناميان پرآوازه اما گمنامي هستند كه رضايت حق را سرلوحه امورات خود قرار داده و براي اصلاح امور ديگران و بالندگي امت اسلامي از هيچ كوششي دريغ نمي ورزند.

بسيج يعني گنجنامه واژگان پرمعنا , ارزشمند و وزيني كه تمامي معاني نيك و مطلوب خواسته مردان و زنان والاانديش زيباپسند را در خود گنجانده . همان والاانديشاني كه معناي بسيج را خود پرورانده اند. بسيج يعني ميعادگاه آناني كه مي دانند و مي خواهند دانايي را با سرشت معرفت و يقين رهين سازند.

بسيج نه تنها نماد اسلحه گلوله و فشنگ نيست , بلكه مكتب شكوفايي تمامي آن چيزي است كه مي تواند سعادت يك ملت را برآورده سازد , در شرايطي كه تمامي ملت خود را بسيجي بداند و بسيجي وار گام بردارد. و به راستي چه زيبا است سخن حكيمانه امام امت : « بسيج مكتب عشق است . » و در اين حال است كه چشم اندازي توسعه آفرين و كشوري توانا و پيشرفته را با تمامي وجوهات و ويژگي هاي بارز اسلامي و انقلابي با اتكال به قدرت لايزال و در پرتو ايمان و عزم ملي مي توان رقم زد.

بايد دانست كه اين فرهنگ بسيجي است كه مي تواند تمامي برنامه ها و محورهاي توسعه و پيشرفت ايران اسلامي را تضمين كند. همان طور كه در دورنماي بيست ساله كشورمان آمده است : ايران اسلامي در بيست سال آينده كشوري است : « فعال , مسئوليت پذير , ايثارگر , مومن , رضايتمند , برخوردار از وجدان كاري , انضباط , روحيه تعاون و سازگاري اجتماعي , متعهد به انقلاب و نظام اسلامي و شكوفايي ايران و مفتخر به ايراني بودن . » و نيز « امن , مستقل , مقتدر , با سامان دفاعي مبتني بر بازدارندگي همه جانبه و پيوستگي مردم و حكومت و ... » (1 )

دستيابي به افتخارات ملي بي هيچ شك و ترديدي حضور امت را بسيج وارانه مي طلبد. بسيجياني كه توانا و مسلط براي نهادينه سازي رهنمودهاي بنيانگذار انقلاب اسلامي , امام خميني (ره ) مي انديشند و با عزمي فاتحانه عزت و سربلندي ايران را صلا مي زنند.

بسيجيان ; مناديان بيدار زمان

بسيج زماني با درايت امام خميني (ره ) تشكيل شد كه انقلاب اسلامي ايران در آن برهه حساس نيازمند به چندين قطب فكري و حفاظتي بوده است كه از بطن مردم برخاسته و حكومت مردمي را بيش از پيش متجلي ساخته و در عمل حضور مردم را در مشاركت هاي گوناگون اجتماعي , فرهنگي , نظامي و... فراهم سازد.

بسيج قدرت توانمندي است كه مسئوليت هاي گوناگوني را مي تواند پذيرا باشد و در شرايط مختلف پاسخگوي نيازهاي مملكت باشد. و نيز بسيجي معناي تفكر و خلاقيت است , بسيجي الگوي عملي و خاستگاه صيانت از اهداف متعالي و آرماني انقلاب اسلامي است .

بسيج را مي توان مركز ثقل مشاركت هاي مردم در صيانت از اهداف نظام و اقدام عملي در راستاي توسعه و تعالي جامعه و برقراري صلح و شرايط مساعد در باروري توانمندي هاي آن توصيف كرد.

بسيج در ميان اقشار مردمي جامعه خود الگويي موثر بوده و مروج فرهنگ اصيل انقلابي و مبين تلاش و استقامت و پيروي از دستاوردهاي انقلاب و حافظ ارزش هاي آن است . بنابر اين شرايط , مردم جايگاهي رفيع براي آن قايل بوده و چنانچه خصلت هاي فردي و اجتماعي بسيج با ماهيت آن همگون باشد قداست فرد بسيجي در ميان مردم صد چندان گشته و پشت استكبار جهاني و ياوه گويان هرزانديش را به لرزه مي افكند.

 

 

 

بسيج يك تشكل نظامي نيست

نمايان گشتن ابتكارات و خلاقيت هاي بسيجيان خبره و فرهيختگان بسيجي در طي سال هاي گذشته به خوبي بيانگر آن است كه به شكرانه ايزد منان اين ساختار فراسازماني به حدي بارور گشته كه مبتكران , دانشجويان و متفكران به سمت آن گرايش يافته و هسته اي توانمند را براي در هم شكستن كاخ پندارهاي موهوم دشمنان اسلام و انقلاب ايجاد نموده اند.

در كنار همه فيوضات اين منبع توانمند در 25 سال اخير بايد دانست كه « فعاليت هاي نظامي بسيج در طي دوران دفاع مقدس خود مبتني بر يك تفكر و فرهنگ بود. يعني همان فعاليت هاي ارزشمندي كه همه به تاثيرگذاري همه جانبه آن واقفند. نيز , مبتني بر نوعي از تفكر بسيجي است كه اگر بخواهيم اين بخش از حركت و تفكر بسيج را از دوران دفاع مقدس حذف كنيم چيز زيادي عايدمان نمي شود. چنانچه بخواهيم اين نقش تداوم داشته باشد و در عرصه هاي مختلف كارآمدي خود را به اثبات برساند از همين فرهنگ و تفكر پاسداري كنيم . » (2 )

بسيجيان اين سرداران سازندگي توفنده و خروشان پس از سپري كردن سنگرهاي دفاع حق عليه باطل با امتداد مسير نيل به خواست هاي پاك و ميمون خود در سنگر سازندگي , علمي و خدمات عمومي به مبارزه با اهريمن تاريخ پرداخته تا آدمي را مفتون واژه هاي پرمحتواي قاموس بسيج نمايند.

امروزه سهم عظيمي از توسعه علمي كشور مرهون زحمات بسيجيان گرانقدر است به گونه اي كه « نگاه به آمار نشان مي دهد حدود 4 ميليون نفر در بسيج دانش آموزي و 300 هزار نفر در بسيج دانشجويي عضويت دارند. مهم ترين مساله و ماموريت در اين قشر ارتقا و تقويت و تلاش علمي در محيط آموزشي است . در بسيج متخصصين شامل بسيج مهندسي , بسيج اساتيد و بسيج پزشكان اولين ماموريت علمي , تقويت بنيان هاي علمي تعريف شده است و خوشبختانه گام هاي خوبي نيز برداشته شده است . » (2 )

بسيج در سير تاريخ

بي هيچ ترديدي بسيج در مدت زمان كوتاه سپري شده از عمر خود در تاريخ ايران اسلامي و سهيم بودن در تحولات آن ماندگار خواهد بود. همان طور كه در شرايط عادي جامعه و در طي فراز و نشيب تاريخ , عناصر مختلف بر نظام هستي و مملكتي اثر گذاشته اند. فرهنگ امروزين ما نيز حاصل از تحولات و تاثيرات ناشي از قوم هاي سكني گزيده در اين منطقه جغرافيايي و حكومت هاي مختلفي است كه در طي اعصار پديد آمده است .

انقلاب اسلامي ايران كه نقطه روشن توازن و مشاركت مردمي و جمهوريت است وامدار حضور داوطلبانه و جان نثارانه همين مردم خوب است كه به اميد تحقق مردمسالاري و نظام ارزشمند ولايتمدار قدم به عرصه متبلور نمودن « استقلال , آزادي و جمهوري اسلامي » نهادند.

با اين بيان از نگاه كلي مي توان تمامي ملت را در جمهوري اسلامي ايران بسيجي خطاب كرد كه با نيرويي توفنده و عزمي راسخ انديشه و نيت خود را با رهنمودهاي مردمي از سلاله آفتاب در عمل پياده ساختند. شايد بتوان تجربه نيك سال هاي 1342 تا 1357 و تحركات مردمي را متناسب با اقدامات داوطلبانه در كشور دانست كه بنيانگذار انقلاب اسلامي با به خاطر داشتن سلحشوري هاي مردمي , فرمان تشكيل بسيج را صادر فرمودند تا در مدت زماني اندك به عنوان بازويي پرتوان براي مقابله با تهديدات خارجي و داخلي ايفاي نقش نمايد.

بسيج حدواصل انقلاب اسلامي تا انقلاب مهدي (عج )

بسيج ملبس به جامعه طهارت و عطرين از شميم كوثر است . سربازان انقلاب , مناديان صلح و صلابت , خادمان ملت , مومنان مخلص , عاشقان ولايت , نظام , اسلام و مردم , نيروي مردمي ايثارگر و مظهر اقتدار ملي همگي از الطاف جليله خداوند است تا بسيج 20 ميليوني ميهن اسلاميمان همچنان قدرتمند و نستوه بماند و چشم عاشقان يوسف زهرا(س ) را منور به سيماي تابناكش بنمايد ان شاالله

« بسيح مظهر يك وحدت منظم براي انقلاب است . همه ميدان هايي كه بسيج حضور يافته است ميدان بسيج است . يكي از بركات انقلاب و از پديده هاي بسيار شگفت آور و مخصوص اين انقلاب است . اين همه يكي از چيزهايي است كه امام بزرگوارمان با ديد الهي خود و با حكمتي كه خداوند متعال به او ارزاني كرده بود براي كشور ما , ملت ما و انقلاب ما به يادگار گذاشت . » (3 )

« برادران و خواهران مساله بسيج , يك مساله اساسي و اصولي انقلاب است . اگر شما ملاحظه مي كنيد كه امام بزرگوار ما اين قدر روي بسيج تكيه مي كردند , ناشي از همان فكر اصولي حاكم بر انقلاب اسلامي است . براساس آن فكر , اگر بگوييم قواي انقلاب به بسيج است , حرف گزافي نگفته ايم . » (4 )

 

 

 

پاورقي :

1 ) بخشي از متن چشم انداز بيست ساله جمهوري اسلامي ايران .

2 ) سردار حجازي , فرمانده نيروي مقاومت بسيج , روزنامه قدس 5 آذر 83 شماره 4864 ص 10

3 ) از سخنان مقام معظم رهبري (مده ظله )

4 ) دفتر مقام معظم رهبري , حديث ولايت ج 6 ص 18

 

نظامی گنجوی

نظامی گنجوی

جمال‌الدین ابومحمد الیاس بن یوسف نظامی معروف به نظامی گنجوی (حدود ۵۳۷ تا ۶۰۸ ه‍.ق) بزرگ‌ترین داستان سرای ایرانی منظومه‌های حماسی عاشقانه به زبان فارسی است که سبک داستان محاوره‌ای را وارد ادبیات داستانی منظوم فارسی کرد.

زادگاه و کودکی

نام پدرش یوسف و نام مادرش رئیسه بود. نام جدش «ذکی» و نام جد اعلایش «موید» بوده است. به روایتی زادگاه نظامی شهر گنجه (واقع در جمهوری آذربایجان کنونی) بوده‌است اگر چه برخی منابع نیز او را اهل تفرش (در استان مرکزی ایران) دانسته‌اند.از جملهٔ دلایل تفرشی دانستن او این بیت از اشعار خود او در اقبالنامه می‌باشد:

به تفرش دهی هست «تا» نامِ او - نظامی از آنجا شده نامجو

ادعای تفرشی بودن نظامی با شعری از شیخ بهایی نیز تقویت شده‌است. آنجا که دربارهٔ او می‌گوید:

ز اهل تفرش است آن گوهر پاک - ولی در گنجه چون گنج است در خاک

این موضوع با تکیه بر اینکه پدرش زادهٔ تفرش و مادرش نیز کرد ایرانی بوده‌است تقویت شده‌است. وی در سنین کم یتیم شد و دایی‌اش، بزرگش نمود.

 

 

 

 

ازدواج

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/4/49/Folio_from_a_Khamsa-c.jpg/180px-Folio_from_a_Khamsa-c.jpgبرگی از خمسهٔ نظامی، مربوط به ۱۵۴۸ میلادی که در شیراز نگهداری می‌شود.

نظامی سه بار ازدواج کرد. همسر نخستش آفاق، کنیزی بود که فخرالدین بهرامشاه حاکم دربند به عنوان هدیه‌ای برایش فرستاده بود. آفاق اولین و محبوبترین زن نظامی بود. تنها پسر نظامی، محمد از آفاق بود. وقتی نظامی سرودن خسرو و شیرین را به پایان رساند آفاق از دنیا رفت. در آن زمان محمد هفت سال بیشتر نداشت.

عجیب است که دو همسر دیگر نظامی نیز در سنین جوانی فوت کردند و مرگ هر کدام پس از اتمام یکی از آثار او اتفاق می‌افتاد.

تحصیلات

نظامی مانند اغلب اساتید باستان از تمام علوم عقلی و نقلی بهره‌مند و در علوم ادبی و عربی کامل عیار و در وادی عرفان و سیر و سلوک راهنمای بزرگ و در عقاید و اخلاق ستوده پایبند و استوار و سرمشق فرزندان بشر بوده و در فنون حکمت از طبیعی و الهی و ریاضی دست داشته‌است.

اخلاق

در پاکی اخلاق و تقوی، نظیر حکیم نظامی را در میان تمام شعرای عالم نمی‌توان پیدا کرد. در تمام دیوان وی یک لفظ رکیک و یک سخن زشت پیدا نمی‌شود و یک بیت هجو از اول تا آخر زندگی بر زبانش جاری نشده‌است. از استاد بزرگ گنجه شش گنجینه در پنج بحر مثنوی جهان را یادگار است که مورد تقلید شاعران زیادی قرار گرفته‌است، ولی هیچکدام از آنان نتوانسته‌اند آنطور که باید و شاید از عهده تقلید برآیند. این شش دفتر عبارت‌اند از:

مخزن الاسرار، خسرو و شیرین، لیلی و مجنون، هفت پیکر، شرفنامه و اقبالنامه که همگی نشان دهنده هنر سخنوری و بلاغت گوینده توانا آن منظومه هاست....

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/a/ab/Nizami_Rug_Crop.jpg/180px-Nizami_Rug_Crop.jpgحکیم نظامی گنجویhttp://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/2/2d/Nezami_Behzad_Persian.jpg/180px-Nezami_Behzad_Persian.jpgنسخهٔ خطی از خمسهٔ نظامی، اثر هنرمند ایرانی کمال‌الدین بهزاد، مربوط به ۱۴۹۴ میلادی، که ماجرای معراج پیامبر اسلام را بازگو می‌کند.

سبک نظامی

نظامی از شاعرانی است که باید او را در شمار ارکان شعر فارسی و از استادان مسلم این زبان دانست. وی از آن سخنگویانی است که مانند فردوسی و سعدی توانست به ایجاد و تکمیل سبک و روشی خاص دست یابد. اگر چه داستان‌سرایی در زبان فارسی به وسیله نظامی شروع نشده لیکن تنها شاعری که تا پایان قرن ششم توانسته‌است شعر تمثیلی را به حد اعلای تکامل برساند نظامی است.

وی در انتخاب الفاظ و کلمات مناسب و ایجاد ترکیبات خاص تازه و ابداع معانی و مضامین نو و دلپسند و تصویر جزئیات بانیروی تخیل و دقت در وصف مناظر و توصیف طبیعت و اشخاص و به کار بردن تشبیهات و استعارات مطبوع و نو، در شمار کسانی است که بعد از خود نظیری نیافته‌است.

با وجود آنکه آثار نظامی از نظر اطناب در سخن و بازی با الفاظ و آوردن اصطلاحات علمی و فلسفی و ترکیبات عربی فراوان و پیچیدگی معانی بعضی از ابیات، قابل خرده گیری است، ولی «محاسن کلام او به قدری است که باید او را یکی از بزرگ‌ترین شعرای ایران نامید و مخصوصاً در فن خود بی همتا و بی نظیر معرفی کرد.

نظامی در بزم سرایی، بزرگ‌ترین شاعر ادبیات فارسی است.

به جرأت می‌توان گفت که او در سرایش لحظه‌های شادکامی بی همتاست، زبانش شیرین است و واژگانش نرم و لطیف، و گفتارش دلنشین. آن گونه که در بازگویی لحظه‌های رزم، نتوانسته از فشار بزم رهایی یابد به اشعار رزم نیز ناخودآگاه رنگ غنایی داده‌است.

 

درگذشت

او سفر کوتاهی به دعوت قزل ارسلان (۵۸۱-۵۸۷) به یکی از نواحی نزدیک گنجه کرد، او در گنجه باقی ماند تا در سال ۶۰۲ در همین شهر در سن شصت و سه سالگی درگذشت و به خاک سپرده شد. بعضی درگذشت او را بین سالهای ۵۹۹ تا ۶۰۲ و عمرش را شصت و سه سال و شش ماه نوشته‌اند.

 

آثار

خمسه یا پنج گنج نظامی شامل:

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/f/fd/Khamseh.JPG/240px-Khamseh.JPGخمسهٔ نظامی، به قلم سال ۱۵۲۴ در هرات، واقع در موزه هنرهای متروپولیتن نیویورک

  • مخزن‌الاسرار
  • هفت پیکر
  • خسرو و شیرین
  • اسکندرنامه مشتمل بر اقبالنامه و شرفنامه
  • لیلی و مجنون