نشوز

نشوز

نشوز اصطلاحی در فقه و حقوق اسلامی به معنی تمکین نکردن، نافرمانی و عدم ایفاء وظایف زناشویی از سوی یکی از زوجین است. اگرچه معمولاً نشوز فقط به نافرمانی زن از طریق عدم تمکین به شوهر اشاره دارد اما نافرمانی شوهر نیز در نوشته های فقهی نشوز نامیده می‌شود هرچند اصطلاح تمکین در مورد شوهر استفاده نمی‌شود. هنگامی هم که این وظیفه‌ناشناسی دوجانبه باشد آن را شقاق می‌نامند.[۱]

تمکین یکی از تکالیف زن در برابر شوهر به شمار می‌رود که به دو نوع «تمکین خاص» و «تمکین عام» تقسیم می‌شود. تمکین خاص به برآوردن درخواست‌های جنسی شوهر و تمکین عام به انجام وظایف خانوادگی، اطاعت از شوهر و پذیرفتن ریاست شوهر بر خانواده است. وظیفهٔ تمکین عام ایجاب می‌کند که زن نظرات مرد در مورد تربیت فرزندان، امور خانوادگی، و کارها و روابط اجتماعی خود را بپذیرد و از آن اطاعت کند.[۲]


حقوق زن و شوهر بر یکدیگر

خمینی در تحریرالوسیله در مورد تکالیف زن نسبت به شوهر می‌نویسد: «از جمله حقوق شوهر بر گردن زن این است که او را اطاعت کند و از فرمان او سرنتابد و بدون اذن او از خانه‌اش بیرون نرود هر چند بدیدن خویشاوندانش و حتی عیادت پدرش و یا مجلس ختم او باشد، بلکه در حدیث آمده که او در مقابل شوهرش هیچ اختیاری در مال خودش ندارد و بدون اذن شوهر نمی‌تواند مال خود را صدقه دهد یا بکسی ببخشد و یا نذری کند..» از تکالیف شوهر نسبت به زن نیز به «او را سیر کند و بپوشاند، و اگر نادانی کرد او را ببخشد و روی ترش نکند..» اشاره می‌کند. وی از مصادیق نشوز زن نیز به؛ خود را در اختیار او قرار ندهد، آرایش و تنظیف را در صورت درخواست شوهر، ترک کند و از خانه بدون اجازه شوهر بیرون برود... اشاره می‌کند، اما ترک کارهائی که از نظر شرعی به عهدهٔ او نیست مانند جارو کردن خانه و غذا پختن و حتی آب دادن به دست شوهر، نشوز نیست.[۳] شهید اول در لمعه نشانه‌های نشوز را ترشرویی به شوهر، سستی در برآوردن نیازهای او و تغییر در رفتارهای او ذکر می‌کند.[۴]

پیامدهای نشوز زن

در صورت عدم تمکین زن و بروز نشوز، زن حق خود را در دریافت نفقه از دست می‌دهد.[۵] همچنین حق قسم او از میان می‌رود و مرد می‌تواند از مضاجعه (هم‌خوابی) با او خودداری کند، و یا او را تنبیه کند. به گفتهٔ صاحب شرائع مرد حتی در اولین مرتبهٔ نشوز می تواند زنش را کتک بزند.[۶] اما خمینی در تحریرالوسیله می‌نویسد که شوهر باید ابتدا او را موعظه کرده، سپس قهر کرده و در رختخواب به او پشت کند، آن‌گاه رختخوابش را جدا کند و در نهایت او را کتک بزند و اندک‌اندک کتک را شدیدتر کند البته تا جائی‌که او را خون‌آلود نسازد.[۷] در شرح لمعه نیز همین مراحل برای برخورد با زن ناشزه پیش‌بینی شده‌است.[۸]

همچنین در نظام حقوقی ایران شوهر حق دارد در صورت نشوز زن به دادگاه خانواده مراجعه و الزام از دادگاه در خواست صدور «گواهی الزام به تمکین» کند.[۹] هرچند این عمل مورد انتقاد واقع شده چون اجبار به تمکین و جلوگیری از نشوز کاری نیست ک نیروی قضایی و امنیتی تان اجرای آن را داشته باشند. حکم دادگاه و نیروی پلیس توانایی هم‌بستر کردن زن با شوهرش را ندارند و جسورانه‌ترین کاری که یک مأمور می‌تواند انجام دهد انتقال اجباری زن به خانه‌ٔ شوهر است. اما برای نگهداشتن او در خانه و اجبار او به اطاعت و خوش‌رویی با همسر دادگستری ابزاری ندارد.

امکان عدم تمکین زن

مشهور فقهای شیعه معتقدند که تمکین زن مطلق است و مشروط به رعایت وظایف از سوی مرد نیست. پس زن در هر حال باید وظایف خود را انجام دهد حتی اگر مرد وظایفش را به انجام نرساند. در این مورد به روایت ابوبصیر از جعفر صادق، که در اصول کافی کلینی نقل شده، استناد کرده‌اند. در این روایت آمده:[۱۰]

«

«زنی نزد رسول خدا آمد و پرسید: حق شوهر بر زن چیست؟ فرمود: خواسته او را برآورد ولو بر پشت شتر باشد، شبی را به صبح نرساند در حالی که شوهر بر او خشم دارد. گفت: گرچه شوهر ستمگر باشد؟ فرمود: بلی

 »

[۱۱]

البته این روایت با روایت دیگری که سفیان بن عیینه از جعفر صادق نقل کرده، و آن هم در اصول کافی نوشته شده، در تضاد است که آمده «و مرد هنگامی که به اهل و عیال نفقه ندهد، حق امر و نهی ندارد.»[۱۲] البته خوانساری در جامع‌المدارک نوشته که روایت سفیان بن عیینه از نظر سند مشکل دارد. موضوع نشوز شوهر اولین بار در جواهرالکلام اثر محمدحسن نجفی بسط داده شده و به نظر می‌رسد که هیچ یک از فقهای امامیه نظری خلاف این نگفته باشند. در جواهرالکلام آمده:

«

اگر نشوز شوهر آشکار گشت بدین‌سان که حقوق واجب زن را از قبیل: قسم، نفقه و... ادا نکرد، زن حق مطالبه دارد و می‌تواند شوهر را موعظه کند. اگر شوهر اجابت نکرد، نزد حاکم از وی شکایت کند و حاکم وی را به ادای حقوق الزام می‌کند. زن نمی‌تواند با شوهر قهر کند یا او را کتک زند. بسیاری از فقیهان به این مطلب تصریح کرده و آن را امری مسلم دانسته‌اند. گرچه امید باشد با قهر یا کتک شوهر از نشوز دست بردارد. زیرا کتک‌زدن و قهرکردن به اذن شرعی منوط است و شارع اذن نداده‌است بلکه آیات سوره نساء و تحریم دلالت دارد که این دو لایق مردان است. این مطلب قابل قبول است گرچه با اطلاق ادله امر به معروف و نهی از منکر منافات دارد. زیرا می‌توان گفت از اطلاق آن ادله در اینجا صرف نظر می‌شود

 »

البته قطعاً زن می‌تواند در صورت عدم اجرای وظایف از سوی مرد الزام او را از حاکم بخواهد ولی حق مقابله به مثل ندارد.

همچنین اگر زن مانع مشروع و عذر موجهی برای عدم تمکین داشته باشد می‌تواند از شوهرش تمکین نکند. برای مثال در مادهٔ ۱۱۲۷ قانون مدنی آمده که اگر شوهر بعد از عقد مبتلا به یک بیماری مقاربتی شود زن حق دارد از نزدیکی با او خودداری کند.[۱۳]

در قوانین ایران نیز پذیرفته شده که در صورت عدم پرداخت نفقه زن می‌تواند به دادگاه مراجعه و الزام شوهر به پرداخت نفقه را بخواهد و اگر شوهر حاضر به پرداخت نفقه نباشد یا ناتوان از پرداخت باشد می‌تواند از دادگاه درخواست اجبار او را به طلاق کند. البته به جز نفقه تکالیف دیگر شوهر مانند حسن معاشرت، تشیید مبانی خانواده، حق قسم و نزدیکی اصولاً از نوعی نیستند که دادگاه بتواند شوهر را به آن‌ها مجبور کند، پس زن تنها می‌تواند برای الزام شوهر به طلاق اقدام کند.

 

حق حبس

تنها زمانی که زن می‌تواند از تمکین مرد خودداری کند زمانیست که مرد از پرداخت مهریه خودداری کند. این حق که نوعی «حق حبس» معروف به «حق امتناع زوجه» است بنا به نظر مشهور تا قبل از زفاف یا اولین آمیزش جنسی است. البته شیخ مفید و شیخ طوسی معتقد بوده‌اند که پس از زفاف نیز زن این حق را دارد ولی نظر مشهور سقوط حق حبس بعد از یک بار تمکین است.[۱۴] مادهٔ ۱۰۸۵ قانون مدنی در این مورد گفته‌است: «زن می‌تواند تا مهر به او تسلیم نشده از ایفاء وظایفی که در مقابل شوهر دارد امتناع کند مشروط بر اینکه مهر او حال باشد و این امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود».

 

ميزان قتل‌ با سلاح گرم به تفكيك ايالت‌ها در آمريكا

ميزان قتل‌ با سلاح گرم به تفكيك ايالت‌ها در آمريكا

يك گروه تحقيقاتي در آمريكا با اشاره به افزايش ميزان خشونت‌هاي مرتبط با سلاح در آمريكا، اعلام كرد كه عوامل ضعف‌هاي سياسي و اوضاع بد اقتصادي در ايالات آمريكايي نقش مهمي در افزايش خشونت‌ در آمريكا ايفا مي‌كند.

به گزارش رحماء تراژدي‌هاي وحشتناك همچون تيراندازي چند هفته گذشته در "توسان " به يكي از نمايندگان دموكرات آمريكا، زمينه‌اي را براي برخي از محققان آمريكايي فراهم آورد تا در خصوص يافتن پاسخي براي اين تيراندازي‌ها تحقيقاتي انجام دهند و در آن عميق‌تر شوند. بسياري از مردم، فرهنگ تند سياسي و تفرقه‌انداز آمريكا را عامل اين خشونت‌ها مي‌دانند و برخي ديگر عاملان تيراندازي را افردي ديوانه و آشفته مي‌دانند كه برنامه‌اي ژرف و آشفته دارند.

آريزونا به دليل نزاع‌هاي در خصوص مسئله مهاجرت، يكي از مراكز خشونت به حساب مي‌آيد. آيا مشقت‌هاي سياسي و اقتصادي مي‌تواند نقش عمده در اين خشونت‌ها داشته باشد؟ گفت‌وگويي در خصوص سلاح‌ها نيز صورت گرفته است. آيا سخت‌تر كردن قوانين كنترل سلاح تفاوت‌هايي به وجود خواهد آورد؟

در بررسي‌هاي صورت گرفته، آمار كشته شدگان در 50 ايالات آمريكا بعلاوه منطقه كلمبيا صورت گرفته و انواع مختلف تيراندازي‌ها از جمله تيراندازي‌هاي تصادفي، خودكشي و تيراندازي براي دفاع از خود و همچنين تيراندازي در عمليات‌هاي جنايي را در برمي‌گيرد، نشان مي‌دهد كه در سال 2007، 10.2 نفر از هر يكصدهزار نفر از مردم سراسر آمريكا توسط افراد مسلح كشته شدند كه اين آمار در هر ايالت آمريكايي با ايالت ديگر آمريكا متفاوت است.

بر اساس اين آمار، در "هاوايي " در حداقل مورد به ازاي هر يكصدهزار نفر 2.6 نفر توسط افراد مسلح در سال 2007 كشته شدند، اين آمار در "نيويورك " و "نيوجرسي " به ترتيب 5.0 و 5.2 نفر مي باشد و در بالاترين ميزان به ازاي هر يكصدهزار نفر 21.7 نفر از ساكنان منطقه "كلمبيا " توسط افراد مسلح كشته شدند و اين آمار در "لوئيزانا " 20.2، در "ميسيسيپي " برابر 18.5 در "آلاسكا " 17.8 نفر مي‌باشد. "آريزونا " با 15.1 كشته در ميان يكصدهزار نفر رتبه را در ميان تعداد كشته‌هايي كه توسط سلاح و افراد مسلح در سراسر آمريكا كشته مي‌شوند را به خود اختصاص داده است.

با آمار موجود در خصوص تعداد افرادي كه توسط سلاح و افراد مسلح در سراسر آمريكا كشته شدند، نويسنده اين مقاله به بررسي علل مرتبط با اين گونه رخدادها پرداخته است و رابطه ميان افرادي كه با سلاح كشته مي‌شوند را با عوامل روانشناسي، اقتصادي، اجتماعي و ويژگي‌هاي سياسي ايالات آمريكايي را بررسي كرده است.

بر اساس اين گزارش، بسياري از باورها بر آن است كه بيماري‌هاي رواني و سطوحي از استرس‌هاي موجود، از عوامل خشونت‌ها محسوب مي‌شوند اما اين مسئله در سطوح يك كشور مصداق ندارد زيرا در بررسي‌هاي صورت گرفته هيچ‌گونه ارتباطي ميان كشته شدگان توسط سلاح و بيماري‌هاي رواني و سطوح خشونت‌ مشاهده نشده است، همچنين ارتباطي ميان خشونت‌ با سلاح و درجه شخصيت‌ عصبي يافت نشده است.

برخي بر اين باورند كه خشونت‌هاي مرتبط با سلاح در ايالاتي كه بيشترين آمار بيكاري و سطوح بالاي نابرابري وجود دارد بيشتر است.

بررسي‌ها موجود حاكي از آن است كه فقر يكي از آمار افزايش خشونت‌هاي مرتبط با سلاح است. يكي ديگر از عوامل افزايش خشونت‌هاي مرتبط با سلاح اقتصاد طبقه كارگر در آمريكا است و 0.55 درصد از تلفات ناشي از تيراندازي با سلاح را تشكيل مي‌دهد.

يكي ديگر از عوامل بسيار مهم مرتبط با افزايش خشونت‌هاي مرتبط با تيراندازي مي‌توان به افزايش ميزان دانش‌آموزان دبيرستاني در آمريكا اشاره كرد كه در لوازم مدارس خود سلاح حمل مي‌كنند.

عامل سياسي نيز نقش مهمي در اين خشونت‌ها داشته است. بررسي الگوي انتخاباتي در انتخابات رياست‌جمهوري آمريكا در سال 2008 نشان مي‌دهد كه تلفات مرتبط با خشونت‌هاي ناشي از تيراندازي با ايالاتي كه به نفع مك‌كين، نامزد جمهوري‌خواه آمريكا رأي داده بودند بيشتر است و در ايالاتي كه به نفع اوباما رأي داده بود، كمتر بوده است.

اين گزارش نشان مي‌دهد كه ساختار اشتغال و اقتصادي ايالات آمريكايي و همچنين سياست‌هاي اين ايالات در قبال سلاح و مالكيت سلاح، بر رابطه ميان افزايش خشونت‌هاي تيراندازي و تلفات ناشي از اين خشونت‌ها تأثير دارد.

اين آمار همچنين نشان مي‌دهد كه ميزان خشونت‌هاي مرتبط با تيراندازي در ايالات آمريكا كه داراي افراد تحصيلكرده بيشتري است، كمتر است و اين آمار در ميان افراد طبقه خلاق جامعه آمريكا كمتر است و اين آمار در ميان ايالاتي كه از وضعيت اقتصادي بهتر و همچنين سطح بالاتري از شادي قرار دارند، كمتر است.

اين گزارش‌ حاكي از آن است كه ايالاتي كه داراي مهاجران بيشتري است، سطح خشونت‌هاي كمتري در آن ديده مي‌شود و خشونت‌هاي مرتبط با تيراندازي در آن كمتر است.

نتايج اين بررسي‌ها نشان مي‌دهد، آندسته از ايالاتي كه قوانين‌ سخت‌تري براي استفاده از سلاح در سراسر آمريكا دارند، ميزان خشونت‌هاي مرتبط با سلاح در اين ايالات بسيار كمتر است.

 

 

موتور الکتریکی

v\:* {behavior:url(#default#VML);} o\:* {behavior:url(#default#VML);} w\:* {behavior:url(#default#VML);} .shape {behavior:url(#default#VML);}
موتور الکتریکی موتور الکتریکی، نوعی ماشین الکتریکی است که الکتریسیته را به حرکت مکانیکی تبدیل می‌کند. عمل عکس آن که تبدیل حرکت مکانیکی به الکتریسیته‌است، توسط ژنراتور انجام می‌شود. این دو وسیله بجز در عملکرد، مشابه یکدیگر هستند. اکثر موتورهای الکتریکی توسط الکترومغناطیس کار می‌کنند، اما موتورهایی که بر اساس پدیده‌های دیگری نظیر نیروی الکترواستاتیک و اثر پیزوالکتریک کار می‌کنند، هم وجود دارند. ایده کلی این است که وقتی که یک ماده حامل جریان الکتریسیته تحت اثر یک میدان مغناطیسی قرار می‌گیرد، نیرویی بر روی آن ماده از سوی میدان اعمال می‌شود. در یک موتور استوانه‌ای، چرخانه (روتور) به علت گشتاوری که ناشی از نیرویی است که به فاصله‌ای معین از محور چرخانه به چرخانه اعمال می‌شود، می‌گردد. اغلب موتورهای الکتریکی دوار هستنند، اما موتور خطی هم وجود دارند. در یک موتور دوار بخش متحرک (که معمولاً درون موتور است) چرخانه یا روتور و بخش ثابت ایستانه یا استاتور خوانده می‌شود. موتور شامل آهنرباهای الکتریکی است که روی یک قاب سیم پیچی شده‌است. گر چه این قاب اغلب آرمیچر خوانده می‌شود، اما این واژه عموماً به غلط بکار برده می‌شود. در واقع آرمیچر آن بخش از موتور است که به آن ولتاژ ورودی اعمال می‌شود یا آن بخش از ژنراتور است که در آن ولتاژ خروجی ایجاد می‌شود. با توجه به طراحی ماشین، هر کدام از بخش‌های چرخانه یا ایستانه می‌توانند به عنوان آرمیچر باشند. برای ساختن موتورهایی بسیار ساده کیتهایی را در مدارس استفاده می‌کنند. موتورهای Dc یکی از اولین موتورهای دوار، اگر نگوییم اولین، توسط مایکل فارادی در سال ۱۸۲۱م ساخته شده بود و شامل یک سیم آویخته شده آزاد که در یک ظرف جیوه غوطه‌ور بود، می‌شد. یک آهنربای دائم در وسط ظرف قرار داده شده بود. وقتی که جریانی از سیم عبور می‌کرد، سیم حول آهنربا به گردش در می‌آمد و نشان می‌داد که جریان منجر به افزایش یک میدان مغناطیسی دایره‌ای اطراف سیم می‌شود. این موتور اغلب در کلاس‌های فیزیک مدارس نشان داده می‌شود، اما گاه بجای ماده سمی جیوه، از آب نمک استفاده می‌شود. موتور کلاسیک جریان مستقیم دارای آرمی‌چری از آهنربای الکتریکی است. یک سوییچ گردشی به نام کموتاتور جهت جریان الکتریکی را در هر سیکل دو بار برعکس می‌کند تا در آرمیچر جریان یابد و آهنرباهای الکتریکی، آهنربای دائمی را در بیرون موتور جذب و دفع کنند. سرعت موتور DC به مجموعه‌ای از ولتاژ و جریان عبوری از سیم پیچ‌های موتور و بار موتور یا گشتاور ترمزی، بستگی دارد. سرعت موتور جریان مستقیم وابسته به ولتاژ و گشتاور آن وابسته به جریان است. معمولاً سرعت توسط ولتاژ متغیر یا عبور جریان و با استفاده از تپ‌ها (نوعی کلید تغییر دهنده وضعیت سیم‌پیچ) در سیم‌پیچی موتور یا با داشتن یک منبع ولتاژ متغیر، کنترل می‌شود. بدلیل اینکه این نوع از موتور می‌تواند در سرعت‌های پایین گشتاوری زیاد ایجاد کند، معمولاً از آن در کاربردهای کششی نظیر لوکوموتیوها استفاده می‌کنند. اما به هرحال در طراحی کلاسیک محدودیت‌های متعددی وجود دارد که بسیاری از این محدودیت‌ها ناشی از نیاز به جاروبکهایی برای اتصال به کموتاتور است. سایش جاروبک‌ها و کموتاتور، ایجاد اصطکاک می‌کند و هر چه که سرعت موتور بالاتر باشد، جاروبک‌ها می‌بایست محکمتر فشار داده شوند تا اتصال خوبی را برقرار کنند. نه تنها این اصطکاک منجر به سر و صدای موتور می‌شود بلکه این امر یک محدودیت بالاتری را روی سرعت ایجاد می‌کند و به این معنی است که جاروبک‌ها نهایتاً از بین رفته نیاز به تعویض پیدا می‌کنند. اتصال ناقص الکتریکی نیز تولید نویز الکتریکی در مدار متصل می‌کند. این مشکلات با جابجا کردن درون موتور با بیرون آن از بین می‌روند، با قرار دادن آهنرباهای دائم در داخل و سیم پیچ‌ها در بیرون به یک طراحی بدون جاروبک می‌رسیم.که البته این حالت اخیر به لحاظ اقتصادی به صرفه نیست.در ضمن امروزه کاربرد موتور های جریان مستقیم در صنعت کاهش یافته است. موتورهای میدان سیم پیچی شده آهنرباهای دائم در بیرونی یک موتور DC را می‌توان با آهنرباهای الکتریکی تعویض کرد. با تغییر جریان میدان (سیم پیچی روی آهنربای الکتریکی) می‌توانیم نسبت سرعت/گشتاور موتور را تغییر دهیم. اگر سیم پیچی میدان به صورت سری با سیم پیچی آرمیچر قرار داده شود، یک موتور گشتاور بالای کم سرعت و اگر به صورت موازی قرار داده شود، یک موتور سرعت بالا با گشتاور کم خواهیم داشت. می‌توانیم برای بدست آوردن حتی سرعت بیشتر اما با گشتاور به همان میزان کمتر، جریان میدان را کمتر هم کنیم. این تکنیک برای کشش الکتریکی و بسیاری از کاربردهای مشابه آن ایده‌آل است و کاربرد این تکنیک می‌تواند منجر به حذف تجهیزات یک جعبه دنده متغیر مکانیکی شود. موتورهای یونیورسال یکی از انواع موتورهای DC میدان سیم پیچی شده موتور FVTEیونیورسال است. اسم این موتورها از این واقعیت گرفته شده‌است که این موتورها را می‌توان هم با جریان DC و هم AC بکار برد، اگر چه که اغلب عملاً این موتورها با تغذیه جریان متناوب کار می‌کنند. اصول کار این موتورها بر این اساس است که وقتی یک موتور DC میدان سیم پیچی شده به جریان متناوب وصل می‌شود، جریان هم در سیم پیچی میدان و هم در سیم پیچی آرمیچر (و در میدانهای مغناطیسی منتجه) هم‌زمان تغییر می‌کند و بنابراین نیروی مکانیکی ایجاد شده همواره بدون تغییر خواهد بود. در عمل موتور بایستی به صورت خاصی طراحی شود تا با جریان متناوب سازگاری داشته باشد (امپدانس/راکتانس بایستی مدنظر قرار گیرند) و موتور نهایی عموماً دارای کارایی کمتری نسبت به یک موتور معادل DC خالص خواهد بود. مزیت این موتورها این است که می‌توانPOGH تغذیه AC را روی موتورهایی که دارای مشخصه‌های نوعی موتورهای DC هستند بکار برد، خصوصاً اینکه این موتورها دارای گشتاور راه اندازی بسیار بالا و طراحی بسیار جمع و جور در سرعت‌های بالا هستند. جنبه منفی این موتورها تعمیر و نگهداری و مشکل قابلیت اطمینان آنهاست که به علت وجود کموتاتور ایجاد می‌شود و در نتیجه این موتورها به ندرت در صنایع مشاهده می‌شوند، اما عمومی‌ترین موتورهایFG AC در دستگاه‌هایی نظیر مخلوط کن و ابزارهای برقی خانگی مورد استفاده قرار می‌گیرند. موتورهای AC موتورهای القایی AC عمومی‌ترین موتورهایی هستند که در سامانه‌های کنترل حرکت صنعتی و همچنین خانگی استفاده می شوند.طراحی ساده و مستحکم، قیمت ارزان، هزینه نگه داری پایین و اتصال آسان و کامل به یک منبع نیروی AC امتیازات اصلی موتورهای القایی AC هستند.انواع متنوعی از موتورهای القایی AC در بازار موجود است.موتورهای مختلف برای کارهای مختلفی مناسب اند.با اینکه طراحی موتورهای القایی AC آسانتر از موتورهای DC است، ولی کنترل سرعت و گشتاور در انواع مختلف موتورهای القایی AC نیازمند درکی عمیقتر در طراحی و مشخصات در این نوع موتورهاست. این نکته در اساس انواع مختلف، مشخصات آنها، انتخاب شرایط برای کاربریهای مختلف و روشهای کنترل مرکزی یک موتورهای القایی AC را مورد بحث قرار می دهد.   اصل ساخت اولیه و کاربری مانند بیشتر موتورها، یک موتورهای القایی AC یک قسمت ثابت بیرونی به نام استاتور و یک روتور که در درون آن می چرخد دارند، که میان آندو یک فاصله دقیق کارشناسی شده وجود دارد.به طور مجازی همه موتورهای الکتریکی از میدان مغناطیسی دوار برای گرداندن روتورشان استفاده می کنند.یک موتور سه فاز القایی AC تنها نوعی است که در آن میدان مغناطیسی دوار به طور طبیعی بوسیله استاتور به خاطر طبیعت تغذیه گر آن تولید می شود.در حالی که موتورهای DC به وسیله ای الکتریکی یا مکانیکی برای تولید این میدان دوار نیاز دارند.یک موتور القایی AC تک فاز نیازمند یک وسیله الکتریکی خارجی برای تولید این میدان مغناطیسی چرخشی است. در درون هر موتور دو سری آهنربای مغناطیسی تعبیه شده است.در یک موتور القایی AC یک سری از مغناطیس شونده‌ها به خاطراینکه تغذیه AC به پیچه‌های استاتور متصل است در استاتور تعبیه شده اند.بخاطر طبیعت متناوب تغذیه ولتاژ AC بر اساس قانون لنز نیرویی الکترومغناطیسی به روتور وارد می‌شود (درست شبیه ولتاژی که در ثانویه ترانسفورماتور القا می شود).بنابر این سری دیگر از مغناطیس شونده‌ها خاصیت مغناطیسی پیدا می کنند.-نام موتور القایی از اینجاست-.تعامل میان این مگنت‌ها انرژی چرخیدن یا تورک (گشتاور) را فراهم می آورد.در نتیجه موتور در جهت گشتاو بوجود آمده چرخش می کند. استاتور استاتور از چندین قطعه باریک آلومینیم یا آهن سبک ساخته شده است.این قطعات بصورت یک سیلندر تو خالی به هم منگنه و محکم شده اند(هسته استاتور) با شیارهایی که در شکا یک نشان داده شده اند.سیم پیچهایی از سیم روکش دار در این شیارها جاسازی شده اند.هر گروه پیچه با هسته ای که آن را فرا گرفته یک آهنربای مغناطیسی (با دو پل) را برای کار کردن با تغذیه AC شکل می دهد.تعداد قطبهای یک موتور القایی AC به اتصال درونی پیچه‌های استاتوربستگی دارد.پیچه‌های استاتور مستقیما به منبع انرژی متصل اند.آنها به صورتی متصل اند که با برقراری تغذیه AC یک میدان مغناطیسی چرخنده تولید می شود.     روتور روتور از چندین قطعه مجزای باریک فولادی که میانشان میله هایی از مس یا آلومینیم تعبیه شده ساخته شده است.در رایج‌ترین نوع روتور (روتور قفس سنجابی) این میله‌ها در انتهای خود به صورت الکتریکی و مکانیکی بوسیله حلقه هایی به هم متصل شده اند.تقریبا 90 درصد از موتورهای القایی دارای روتور قفس سنجابی می باشند و این به خاطر آن است که این نوع روتور ساختی مستحکم و ساده دارد.این روتور از هسته ای چند تکه استوانه ای با محوری که شکافهای موازی برای جادادن رساناها درون آن دارد تشکیل شده است.هر شکاف یک میله مسی یا آلومنیومی یا آلیاژی را شامل می شود.در این میله‌ها به طور دائمی بوسیله حلقه‌های انتهایی آنها همچنان که در شکل دو مشاهده می‌شود مدار کوتاه برقرار است.چون این نوع مونتاژ درست شبیه قفس سنجاب است، این نام برای آن انتخاب شده است.میله ای روتور دقیقا با محور موازی نیستند.در عوض به دو دلیل مهم قدری اریب نصب می شوند. دلیل اول آنکه موتور با کاهش صوت مغناطیسی بدون صدا کارکرده و برای آنکه از هارمونیکها در شکافها کاسته شود. دلیل دوم آن است که گرایش روتور به هنگ کردن کمتر شود.دندانه‌های روتور به خاطر جذب مغناطیسی مستقیم (محض) تلاش می کنند که در مقابل دندانه‌های استاتور باقی بمانند.این اتفاق هنگامی می افتد که تعداد دندانه‌های روتور و استاتور برابر باشند. روتور بوسیله مهار هایی در دو انتها روی محور نصب شده؛ یک انتهای محور در حالت طبیعی برای انتقال نیرو بلندتر از طرف دیگر گرفته می شود.ممکن است بعضی موتورها محوری فرعی در طرف دیگر(غیر گردنده - غیر منتقل کننده نیرو) برای اتصال دستگاههای حسگر حالت(وضعیت) و سرعت داشته باشند.بین استاتور و روتور شکافی هوایی موجود است.بعلت القا انرژی از استاتور به روتور منتقل می شود.تورک تولید شده به روتور نیرو داده و سپس برای چرخیدن به آن نیرو می کند.صرف نظر از روتور استفاده شده قواعد کلی برای دوران یکی است. انواع موتورهای القایی عموما دسته بندی موتورهای القای براساس تعداد پیچه‌های استاتور است که عبارتند از: موتورهای القایی تک فازموتورهای القایی سه فاز  موتورهای القایی تک فاز احتمالا بیشتر از کل انواع موتورها از موتورهای القایی AC تک فاز استفاده می شود.منطقی است که باید موتورهای دارای کمترین گرانی و هزینه نگه داری بیشتر استفاده شود. موتور القایی AC تک فاز بهترین مصداق این توصیف است.آن طور که از نام آن برمیاید این نوع از موتور تنها یک پیچه (پیچه اصلی) دارد و با یک منبع تغذیه تک فاز کار می کند.در تمام موتورهای القایی تک فاز روتور از نوع قفس سنجابی است. موتور القایی تک فاز خود راه انداز نیست.هنگامی که موتور به یک تغذیه تک فاز متصل است پیچه اصلی دارای جریانی متناوب می شود.این جریان متناوب میدان مغناطیسی ای ضربانی تولید می کند.بسبب القا روتور تحریک می شود.چون میدان مغناطیسی اصلی ضربانی است تورکی که برای چرخش موتور لازم است بوجود نمی آید و سبب ارتعاش روتور و نه چرخش آن می شود.از این رو موتور القایی تک فاز به دستگاه آغاز گری نیاز داردکه می تواندضربات آغازی را برای چرخش موتور تولید کند. دستگاه آغاز گر موتورهای القایی تک فاز اساسا پیچه ای اضافی در استاتور است (پیچه کمکی) که در شکل سه نشان داده شده است.پیچه استارت می تواند دارای خازنهای سری ویا سوئیچ گریز از مرکز باشد.هنگامی که ولتاژ تغذیه برقرار است جریان در پیچه اصلی بسبب مقاومت پیچه اصلی ولتاژتغذیه را افت میدهد (ولتاژ به جریان تبدیل می شود).در همین حین جریان در پیچه استارت بسته به مقاومت دستگاه استارت به افزایش ولتاژ تغذیه تبدیل می شود.فعل و انفعال میان میدانهای مغناطیسی که پیچه اصلی و دستگاه استارت می سازند میدان برایندی میسازند که در جهتی گردش می کند.موتور گردش را در جهت این میدان برایند آغاز میکند. هنگامی که موتور به 75 درصد دور مجاز خود می رسد یک سوئیچ گریز از مرکز پیچه استارت را از مدار خارج می کند.از این لحظه به بعد موتور تک فاز می تواند تورک کافی را برای ادامه کارکرد خود نگه دارد. بجز انواع خاص دارای Capacitor start / capacitor run عموماهمه موتورهای تک فاز فقط برای کاربری‌های بالای 3/4 hp استفاده می شوند. بسته به انواع تکنیکهای استارت موتورهای القایی تک فاز AC در دسته بندی ای وسیع آن گونه که در شکل زیر توصیف شده قرار دارند.   موتور القایی AC فاز شکسته موتور فاز شکسته همچنین به عنوان Induction start/Induction run (استارت القایی/کارکرد القایی)هم شناخته می‌شود که دو پیچه دارد.پیچه استارت از سیم نازکتر و تعداد دور کمتر نسبت به پیچه اصلی برای بوجود آوردن مقاومت بیشتر ساخته شده است.همچنین میدان پیچه استارت در زاویه ای غیر از آنچه که پیچه اصلی دارد قرار می گیرد که سبب آغاز چرخش موتور می شود.پیچه اصلی که از سیم ضخیم تری ساخته شده است موتور را همیشه درحالت چرخش باقی نگه می دارد. تورک آغازین کم است مثلا 100 تا 175 درصد تورک ارزیابی شده.موتور برای استارت جریانی زیاد طلب می کند.تقریبا 700 تا 1000 درصد جریان ارزیابی شده.تورک بیشینه تولید شده نیز در محدوده 250 تا 350 درصد از تورک براوردشده می باشد.(برای مشاهده منحنی سرعت – گشتاور به شکل 9نگاه کنید). کاربریهای خوب برای موتورهای فاز شکسته شامل سمباده (آسیاب)‌های کوچک، دمنده‌ها و فنهای کوچک و دیگر دستگاههایی با نیاز به تورک آغازین کم با و نیاز به قدرت 1/20 تا 1/3 اسب بخار می باشد.از استفاده از این موتورها در کاربریهایی که به دوره‌های خاموش و روشن و گشتاور زیاد نیازدارند خود داری نمایید.   موتور القایی با استارت خازنی این نوع، موتور اصلاح شده فاز شکسته با خازنی سری با آن برای بهبود استارت است.همانند موتور معمولی فاز شکسته این نوع موتور یک سوئیچ گریز از مرکز داشته که هنگامی که موتور به 75 درصد سرعت ارزیابی شده می رسد، پیچه استارت را از مدار خارج می نماید.از آنجا که خازن با مدار استارت موازی است، گشتاور استارت بیشتری تولید می‌کند، معمولاً در حدود 200 تا 400 درصد گشتاور ارزیابی شده.و جریان استارت معمولاً بین 450 تا 575 درصد جریان ارزیابی شده است.که بسیار کمتر از موتور فاز شکسته و بعلت سیم ضخیمتر در مدار استارت است.برای منحنی سرعت گشتاور به شکل 9 مراجعه کنید. نوع اصلاح شده ای از موتو با استارت خازنی، موتور با استارت مقاومتی است.در این نوع موتور خازن استارت با یک مقاومت جایگزین شده است.موتور استارت مقاومتی در کاربریهایی مورد استفاده قرار می گیرد که میزان گشتاور استارتینگی کمتر از مقداری که موتور استارت خازنی تولید می‌کند لازم است.صرف نظر از هزینه این موتور امتیازات عمده ای نسبت به موتور استارت خازنی ندارد. این موتورها در انواع مختلف کاربریهای پولی و تسمه ای مانند تسمه نقاله‌های کوچک، پمپها و دمنده‌های بزرگ به خوبی بسیاری از خود گردانها و کاربریهای چرخ دنده ای استفاده می شوند.       موتورهای AC القایی با خازن دائمی اسپلیت این موتور (PSC) نوعی خازن دائما متصل به صورت سری به پیچه استارت دارد.این کار سبب آن می‌شود که پیچه استارت تازمانی که موتور به سرعت چرخش خود برسد بصورت پیچه ای کمکی عمل کند.از آنجا که خازن عملکرد اصلی، باید برای استفاده مداوم طراحی شده باشد، نمیتواند توان استارتی معادل یک موتور استارت خازنی ایجاد نماید.گشتاور استارت یک موتور (PSC) معمولاً کم و در حدود 30 تا 150 درصد گشتاور ارزیابی شده است.موتورهای (PSC) جریان استارتی پایین، معمولاً در کمتر از 200 درصد جریان برآورد شده دارند که آنها را برای کاربریهایی با سرعتهای دارای چرخه‌های خاموش روشن بالا بسیار مناسب میسازد.برای منحنی سرعت – گشتاور به شکل 9 مراجعه کنید. موتورهای PSC امتیازات فراوانی دارند.طراحی موتور براحتی برای استفاده با کنترل کننده‌های سرعت میتواند اصلاح شود.همچنین می توانند برای بازدهی بهینه و ضریب توان بالا در فشار برآورد شده طراحی شوند.آنها به عنوان قابل اطمینان‌ترین موتور تک فاز مطرح میشوند.مخصوصا به این خاطر که به سوئیچ گریز از مرکز نیازی ندارند. موتورهای PSC بسته به طراحیشان کاربری بسیار متنوعی دارند که شامل فنها، دمنده‌ها با نیاز به گشتاور استارت کم و چرخه‌های کاری غیر دائمی مانند تنظیم دستگاهها (طرز کارها)، عملگر درگاهها و بازکننده‌های درب گاراژها میشود.   موتورهای AC القایی استارت با خازن/ کارکرد با خازن این موتور، همانند موتور با استارت خازن، خازنی از نوع استارتی در حالت سری با پیچه کمکی برای گشتاور زیاد استارت دارد.همچنین مانند یک موتور PSC خازنی از نوع کارکرد که درکنار خازن استارت در حالت سری با پیچه کمکی است که بعد از شروع به کار موتور از مدار خارج می شود.این حالت سبب بوجود آمدن گشتاوری در حد اضافی می شود. این نوع موتور می تواند ... و بازده بیشتر طراحی شود.این موتور بخاطر خازنهای کارکرد و استارت و سوئیچ گریز از مرکز آن پرهزینه است. این موتور می تواند در بسیاری از کاربریهایی که از هرموتور تک فاز دیگری انتظار میرود استفاده شود.این کاربریها شامل ماشینهای مرتبط با چوب، کمپرسورهای هوا، پمپهای آب فشار قوی، پمپهای تخلیه و دیگر کاربردهای نیازمند گشتاورهای بالا در حد 1 تا 10 اسب بخار می شوند.   موتور القایی AC با قطب سایه دار موتورهای با قطب سایه دار فقط یک پیچه اصلی دارند و پیچه استارت ندارند.استارت خوردن بوسیله طرح خاص آن که حلقه پیوسته مسی ای را دور قسمت کوچکی از هر قطب موتور حلقه می‌کند انجام می شود.این سایه که قطب را دو تکه می‌کند سبب می‌شود که میدان مغناطیسی ای ضعیفتر در ناحیه سایه خورده نسبت به قسمت دیگر و در کنار آن بوجود آید.تعامل میان میدانها محور را به چرخش وامی دارد. چون موتور با قطب سایه خورده پیچه استارت، سوئیچ استارت ویا خازن ندارد از نظر الکتریکی ساده و ارزان است.همچنین سرعت آن راصرفا با تغییر ولتاژ یا بوسیله یک پیچه با چند دور مختلف می توان کنترل کرد. ساخت موتور با قطب سایه خورده از نظر مکانیکی اجازه تولید انبوه را میدهد.درحقیقت این موتورها به موتورهای یک بار مصرف معروفند.بدین معنی که جایگزین کردن آنها ارزانتر از تعمیر آنهاست. موتورهای با قطب سایه دار بسیاری مشخصات مثبت دارند.اما چندین مورد بی فایدگی هم دارند.گشتاور استارت کم آن معمولاً 25 تا 75 درصد گشتاور برآوردی است.این موتور موتوری با اتلاف بالاست که سرعتی حدود 7 تا 10 درصد سرعت سنکرون دارد.عموما بازده این نوع موتور بسیار پایین است (زیر 20 درصد). هزینه اولیه پایین آن را برای قدرت کمتر یا کاربردهای با کار کمتر مناسب می سازد.شاید وسیعترین استفاده از آنها در فنهای چند سرعته برای استفاده خانگی است.ولی گشتاور کم موتور دارای قطب سایه دار را برای بیشتر کاربریهای صنعتی یا تجاری که در آنها کار مداوم یا چرخه‌های گردش بیشتر معمول است غیر قابل استفاده می کند.   موتورهای AC سه فاز برای کاربردهای نیازمند به توان بالاتر، از موتورهای القایی سه فاز AC (یا چند فاز) استفاده می‌شود. این موتورها از اختلاف فاز موجود بین فازهای تغذیه چند فاز الکتریکی برای ایجاد یک میدان الکترومغناطیسی دوار درونشان، استفاده می‌کنند. اغلب، روتور شامل تعدادی هادی‌های مسی است که در فولاد قرار داده شده‌اند. از طریق القای الکترومغناطیسی میدان مغناطیسی دوار در این هادی‌ها القای جریان می‌کند، که در نتیجه منجر به ایجاد یک میدان مغناطیسی متعادل کننده شده و موجب می‌شود که موتور در جهت گردش میدان به حرکت در آید. این نوع از موتور با نام موتور القایی معروف است. برای اینکه این موتور به حرکت درآید بایستی همواره موتور با سرعتی کمتر از بسامد منبع تغذیه اعمالی به موتور، بچرخد، چرا که در غیر این صورت میدان متعادل کننده‌های در روتور ایجاد نخواهد شد. استفاده از این نوع موتور در کاربردهای ترکشن نظیر لوکوموتیوها، که در آن به موتور ترکشن آسنکرون معروف است، روز به روز در حال افزایش است. به سیم پیچهای روتور جریان میدان جدایی اعمال می‌شود تا یک میدان مغناطیسی پیوسته ایجاد شود، که در موتور هم‌زمان وجود دارد، موتور به صورت هم‌زمان با میدان مغناطیسی دوار ناشی از برق AC سه فاز، به گردش در می‌آید. موتورهای هم‌زمان (سنکرون) را می‌توانیم به عنوان مولد جریان هم بکار برد. سرعت موتور AC در ابتدا به فرکانس تغذیه بستگی دارد و مقدار لغزش، یا اختلاف در سرعت چرخش بین چرخانه و میدان ایستانه، گشتاور تولیدی موتور را تعیین می‌کند. تغییر سرعت در این نوع از موتورها را می‌توان با داشتن دسته سیم پیچها یا قطبهایی در موتور که با روشن و خاموش کردنشان سرعت میدان دوار مغناطیسی تغییر می‌کند، ممکن ساخت. به هر حال با پیشرفت الکترونیک قدرت می‌توانیم با تغییر دادن بسامد منبع تغذیه، کنترل یکنواخت تری بر روی سرعت موتورها داشته باشیم.   موتور قفس سنجابی تقریبا 90 درصد موتورهای القایی AC سه فاز از این نوعند.که روتور آنها از نوع قفس سنجابی است که در ابتدا توضیح داده شد.محدوده‌های طبقه بندی نیروی آنها از یک سوم تا چند صد اسب بخار است.موتورهای این نوعی که در دسته یک اسب بخار به بالا اند در مقایسه با مشابه‌های تک فاز کم هزینه ترند و میتوانند در استارت در فشارهای سنگینتر بکار کنند. موتور با روتور پیچشی موتور با حلقه لغزان یا موتور روتور پیچشی نوعی از موتور القایی قفس سنجابی است.درحالی که استاتور در این موتور همانند موتور قفس سنجابی است یک سری از پیچه‌ها را روی روتور خود دارد که در حالت مدارکوتاه نیستند ولی به یک سری از رینگهای لغزان ختم می شوند.این پیچه‌ها در اضافه کردن مقاومتها و خازنهای خارجی سودمندند.اسلیپ لازم برای تولید گشتاور بیشینه نهایی مستقیما با مقاومت روتور متناسب است.در موتور با حلقه لغزان مقاومت موثر روتور با اضافه کردن مقاومت خارجی میان حلقه‌های لغزان کاهش میابد. بنابراین امکان بدست آوردن لغزش بیشتر و همچنین گشتاور بیشینه نهایی در سرعتهای کمتر وجود دارد. یک مقاومت خارجی می توانددر سرعت تقریبا صفر را نتیجه دهد که گشتاو بیشینه نهایی بسیار زیادی با جریان استارت کم را تولید می کند.هنگامی که موتور شتاب می گیرد مقدار مقاومت می تواند کاهش یابد تا مشخصات موتور برای کارهایی با فشار زیاد مناسب شود.هنگامی که موتور به سرعت اصلی میرسد خازنهای خارجی از مدار خارج می شوند و این یدین معنی است که اکنون موتور به عنوان یک موتور القایی استاندارد کار می کند. این نوع موتور برای فشارهای مانا (کارهایی با فشار ثابت) که درآنها گشتاور نهایی باید در سرعت تقریبا صفر تولید شده و موتور درکمترین زمان و با کمترین مصرف جریان تا سرعت بیشینه شتاب گیرد ایده آل است. قسمت پایینی موتور با حلقه لغزان که در آن حلقه‌ها به همراه مجموعه براشها است به نگهداری منظم نیاز داردکه از نظر قیمت، استاندارد بودن آن را به عنوان یک موتور قفس سنجابی غیر ممکن می کند.اگر پیچه‌ها کوتاهتر شوده و استارت زده شود معمولاً جریان بالااز روتور در حالت متوقف عبورمی کند که در حد 1400 درصد است.درحالیکه در این حالت درآن گشتاوری در حد 60درصد تولید مینماید که در بسیاری از کاربریها چنین امکان پشتیبانی چنین چیزی نیست.با تغییر مقاومتهای روتور منحنی سرعت گشتاور تعدیل می گرددکه بدان وسیله سرعتی که درآن موتور در فشاری مخصوص کارمی کند تعدیل می شود.ظرفیت تکمیل فشار میتواند سرعت را تا 50درصد سرعت سنکرون کاهش دهد.خصوصا هنگامی که فشار، از انواعی با نیاز به گشتاور – سرعتهای مختلف مثل پرسهای چاپ یا کمپرسورها است.کاهش سرعت تا زیر 50درصد بازده را به خاطر اتلاف انرژی در مقاومتها به شدت کاهش میدهد.این نوع موتور در کاربریهایی با چرخش با گشتاور و سرعتهای مختلف مانند پرسهای چاپ، کمپرسورها، تسمه نقاله‌ها، بالابرنده‌ها و آسانسورها مورد استفاده قرار می گیرد. موتورهای پله‌ای نوع دیگری از موتورهای الکتریکی موتور پله‌ای است، که در آن یک روتور درونی، شامل آهنرباهای دائمی توسط یک دسته از آهنرباهایی با کنترل الکترونیکی روشن و خاموش شدن خارجی، کنترل می‌شود. یک موتور پله‌ای ترکیبی از یک موتور الکتریکی DC و یک سلونوئید است. موتورهای پله‌ای ساده توسط بخشی از یک سیستم دنده‌ای در حالتهای موقعیتی معینی قرار می‌گیرند، اما موتورهای پله‌ای نسبتاً کنترل شده، می‌توانند بسیار آرام بچرخند. موتورهای پله‌ای کنترل شده با رایانه یکی از فرم‌های سیستم‌های تنظیم موقعیت است، بویژه وقتی که بخشی از یک سیستم دیجیتال دارای کنترل فرمان یار باشند . موتورهای خطی یک موتور خطی اساساً یک موتور الکتریکی است که از حالت دوار در آمده تا بجای اینکه یک گشتاور (چرخش) گردشی تولید کند، یک نیروی خطی توسط ایجاد یک میدان الکترومغناطیسی سیار در طولش، بوجود آورد. موتورهای خطی اغلب موتورهای القایی یا پله‌ای هستند. می‌توانید یک موتور خطی را در یک قطار سریع السیر مگلو مشاهده کنید که در آن قطار روی زمین پرواز می‌کند. نوع دیگری از موتورهای الکتریکی موتور پله‌ای است، که در آن یک روتور درونی، شامل آهنرباهای دائمی توسط یک دسته از آهنرباهای خارجی که به صورت الکترونیکی روشن و خاموش می‌شوند، کنترل می‌شود. یک موتور پله‌ای ترکیبی از یک موتور الکتریکی DC و یک سلونوئید است. موتورهای پله‌ای ساده توسط بخشی از یک سیستم دنده‌ای در حالت‌های موقعیتی معینی قرار می‌گیرند، اما موتورهای پله‌ای نسبتاً کنترل شده، می‌توانند بسیار آرام بچرخند. موتورهای پله‌ای کنترل شده با کامپیوتر یکی از فرم‌های سیستم‌های تنظیم موقعیت است، بویژه وقتی که بخشی از یک سیستم دیجیتال دارای کنترل فرمان یار باشند.   موتور جریان متناوب برای اطلاعات بیشتر به سایت زیر مراجعه کنید مرجع برق موتور جریان متناوب یک ماشین الکتریکی است که با جریان متناوب تغذیه شده و توان الکتریکی را تبدیل به توان مکانیکی چرخشی یا خطی می نماید. موتور جریان متناوب AC از دو قسمت اصلی تشکیل شده: استاتور: هسته خارجی و معمولاً ثابت که با استفاده از جریان جریان متناوب میدان دوار ایجاد می‌کند.روتور: هسته داخلی و متحرک که به محور خروجی متصل شده و با توجه به میدان دوار تولید شده توسط استاتور، گشتاور تولید می‌کند. از نظر نوع روتور مورد استفاده قرار گرفته در موتورها، موتورهای جریان متناوب به دو صورت طبقه‌بندی می‌شوند: موتور سنکرون یا هم‌زمان که در آن روتور دقیقاً با سرعت میدان دوار می‌چرخد. در این نوع موتورها میدان الکتریکی روتور به وسیله یک منبع خارجی تامین می‌شود. موتور اسنکرون یا القایی که در آن میدان الکتریکی روتور از القای میدان استاتور پدید می‌آید. تصویری از یک موتور جریان متناوب روتور قفسی تاریخچه در ۱۸۸۲ نیکولا تسلا اصول میدان مغناطیسی دوار را پایه گذاری کرد و راه را برای استفاده از میدان دوار به عنوان یک نیروی مکانیکی باز کرد. در سال ۱۸۸۳ او از این اصول برای طراحی یک موتورالقایی دو فاز استفاده کرد. در ۱۸۸۵ «گالیلئو فراریس» (Galileo Ferraris) مستقلاً تحقیقاتی را در این باره آغاز کرد و در ۱۸۸۸ نتایج تحقیقات خود را در قالب مقاله‌ای به آکادمی‌سلطنتی علوم در تورین ایتالیا ارایه داد[نیازمند منبع]. حرکتی که نیکولا تسلا در ۱۸۸۸ آغاز کرد چیزی بود که امروزه برخی از آن به عنوان «انقلاب صنعتی دوم» یاد می‌کنند، چراکه این حرکت به تولید آسانتر انرژی الکتریکی و همچنین امکان انتقال انرژی الکتریکی در طول مسافت‌های طولانی انجامید. قبل از اختراع موتورهای جریان متناوب به وسیله تسلا موتورها به وسیله حرکت دائم یک هادی در میان میدان مغناطیسی ثابت به حرکت در می‌آمدند. تسلا به این نکته اشاره کرد که می‌توان کلکتورهای موتور را حذف کرد به طوریکه موتور به وسیله میدانی دوار به حرکت درآید. تسلا بعدها موفق به کسب حق امتیاز شماره ۰٫۴۱۶٫۱۹۴ ایلات متحده برای اختراع موتور خود شد. این موتور که در بسیاری از عکس‌های تسلا نیز هست نوع خاصی از موتور القایی بود[نیازمند منبع]. در سال ۱۸۹۰ میخایل اسیبوویچ یک موتور سه فاز روتور قفسی اختراع کرد. این نوع موتور امروزه به طور وسیعی برای کاربردهای گوناگون استفاده می‌شود[نیازمند منبع]. موتور جریان متناوب سه فاز القایی در بیشتر محل‌های که سیستم تغذیه سه فاز (یا چند فاز) در دسترس است از این گونه موتورها استفاده می‌شود به ویژه در قدرت‌های بالاتر استفاده از این موتورها بسیار رایج است. اختلاف زاویه بین هر یک از سه فاز تغذیه کننده باعث به وجود آمدن یک میدان دوار متعادل می‌شود که دارای سرعتی ثابت است. در یک موتور القایی میدان مغناطیسی دوار موجب القای یک جریان در هادی‌های روتور می‌شود. این جریان به طور متقابل میدان مغناطیسی را به وجود می‌آورد که موجب چرخش روتور در جهت میدان مغناطیسی دوار خواهد شد. اما نکته‌ای که باید به آن توجه داشت این است که روتور همیشه باید با سرعتی کمتری از سرعت استاتور بچرخد و به عبارت دیگر در صورتی که سرعت روتور و میدان دوار یکسان باشد جریانی در روتور القا نخواهد شد. موتورهای القایی در صنایع به طور گسترده‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرند اما قدرت‌های حدود ۵۰۰ کیلووات خیلی بیشتر رایج هستند. موتورهای القایی معمولاً با اندازه‌های استانداردی ساخته می‌شوند (البته این استانداردها در اروپا و آمریکا متفاوت است) این استانداردگذاری در ساخت موتورها تقریباً همه آنها را قابل تعویض می‌کند. توان برخی از موتورها القایی بسیار بزرگ تا ده‌ها هزار کیلو وات می‌رسد و از جمله استفاده‌های این موتورها می‌توان به کمپرسورهای خطوط لوله و تونل‌های باد اشاره کرد. برای این موتورها دو نوع مختلف از روتور وجود دارد: روتور قفسی (قفس سنجابی)روتور سیم‌پیچی شده روتور قفسی بیشتر موتورهای جریان متناوب از این نوع روتورها استفاده می‌کنند به طوری که می‌توان گفت همه موتورهای خانگی و موتورهای سبک صنعتی از این نوع روتورها استفاده می‌کنند. روتور قفسی یا قفس سنجابی نام خود را به خاطر شکلش گرفته؛ دو رینگ در دو انتهای روتور که به وسیله میله‌های به هم وصل شده‌اند شکلی تقریبا شبیه یک قفس تشکیل می‌دهند. این میله‌ها عموماً از جنس آلومینیوم یا مس هستند و در بین ورقه‌های لایه لایه شده فولادی ریخته شده‌اند. بیشتر جریان القا شده در روتور از میان این میله‌ها عبور می‌کند چراکه ورق‌های لایه لایه فولادی به علت لاک زنی شدن دارای مقاومت الکتریکی زیادی هستند. ولتاژ ایجاد شده در بین حلقه‌ها بسیار پایین است اما جریان جاری بسیار زیاد است و این به دلیل مقاومت پایین این میله‌هاست. در موتورهایی که راندمان بالاتری دارند از مس برای تولید روتور استفاده می‌شوند چراکه مقاومت الکتریکی این فلز کمتر است. تصویری از روتور یک موتور، روتور قفسی در هنگام کار، موتور القایی شبیه یک ترانسفورماتور عمل می‌کند که استاتور اولیه و روتور ثانویه آن محسوب می‌شود. زمانیکه روتور با سرعت میدان دوار نمی‌چرخد جریان القا شده در روتور زیاد است، این جریان زیاد میدان مغناطیسی ایجاد می‌کند که با افزایش سرعت روتور سرعت آن را هرچه بیشتر به سرعت استاتور نزدیک می‌کند. یک موتور القایی روتور قفسی در هنگام بی باری (سرعت برابر با میدان دوار) تنها مقدار کمی‌انرژی الکتریکی برای جبران تلفات مکانیکی (اصطکاک) و تلفات مسی (تلفات ایجاد شده به دلیل مقاومت هادی‌های الکتریکی) مصرف می‌کند. اما زمانی که بار موتور افزایش می‌یابد میزان جریان جاری در روتور افزایش می‌یابد (برای جبران فشار وارده به محور موتور) و به این ترتیب موتور مانند یک ترانسفورماتور عمل می‌کند چراکه با افزایش جریان در ثانویه جریان اولیه نیز افزایش می‌یابد. این دلیل کاهش یافتن نور لامپ‌ها در هنگام روشن شدن موتورهای القایی است البته زمانی که این موتورها به هواکش‌ها متصل شده‌اند این اتفاق نمی‌افتد. موتورهای القایی که از حرکت وامانده‌اند (به دلیل بار زیاد یا گیر کردن محور) جریانی بسیار زیاد مصرف خواهند کرد چراکه تنها عامل محدود کننده جریان در چنین حالتی مقاومت ناچیز هادی‌های استاتور و روتور خواهد بود و در صورتی که این جریان به وسیله عاملی خارجی مهار نشود موتور و تجهیزات تغذیه کننده آن آسیب خواهند دید. روتور سیم‌پیچی زمانی که مقاومت سر راه روتور قابل تغییر باشد، روتور را سیم‌پیچی شده می‌نامند. یکی از کاربردهای این نوع روتورها در موقعیت‌هایی است که به سرعت متغیر نیاز است. در این روتورها سم‌پیچ روتور طوری پیچیده شده که تعداد قطب‌ها در روتور و استاتور برابر هستند و خروجی هر فاز از روتور به طور جداگانه و به وسیله حلقه‌های لغزنده از موتور خارج شده‌است. این حلقه‌های لغزنده ارتباط الکتریکی خود با محور موتور را معمولاً به وسیله کربن ایجاد می‌کنند و پس از خارج شدن از موتور به یک مقاومت متغیر خارجی وصل می‌شوند. در مقایسه با موتورها روتور قفسی، موتورهای روتور سیم‌پیچی گران‌تر هستند و به علت استهلاک حلقه‌های لغزان دارای هزینه تعمیر و نگه‌داری بالاتری نیز هستند، قبل از تولید تجهیزات کنترل سرعت الکترونیکی این موتورها بهترین راه برای کنترل سرعت بودند همچنین این موتورها می‌توانند در لحظه شروع به کار گشتاور بالاتری داشته باشند. استفاده از کنترل کننده‌های ترانزیستوری فرکانس راهی مناسب برای کنترل دور موتورهای جریان متناوب است و این از تمایل برای استفاده از موتورهای روتور سیم‌پیچی کاسته‌است. راه‌های مختلفی برای راه‌اندازی موتورهای جریان متناوب استفاده می‌شود که اغلب این راه‌ها بر کاهش جریان هجومی‌در هنگام راه‌اندازی و همچنین افزایش گشتاور راه‌اندازی تکیه می‌کنند. این گونه موتورها تنها با وصل ترمینال‌های ورودی به برق شهری با ولتاژ استاندار شروع به کار می‌کنند و (بر خلاف برخی موتورهای جریان مستقیم) نیاز به روش راه‌اندازی ویژه‌ای ندارند. یکی دیگر از روش‌های کاهش جریان راه‌اندازی موتور، کاهش ولتاژ سیم‌پیچ‌ها در لحظه راه‌اندازی است که این کار به وسیله سری کردن سیم‌پیچ‌های بیشتر یا استفاده از اتوترانسفورماتور، تریستور و یا دیگر تجهیزات کاهش ولتاژ صورت می‌گیرد. روشی دیگر برای کاهش ولتاژ سیم‌پیچ‌ها در لحظه راه‌اندازی تغییر طرز قرار گرفتن سیم پیچ‌ها و استفاده از کلیدهای ستاره-مثلث است. در این حالت ابتدا موتور را در حالت ستاره راه اندازی کرده و پس از رسیدن به دور نامی، ترتیب قرار گرفت سیم‌پیچ‌ها را به وسیله کلید تغییر داده و به حالت مثلث می‌برند. این روش در اروپا رایج‌تر از آمریکای شمالی است. سرعت موتور آسنکرون سرعت در یک موتور جریان متناوب به دو عامل فرکانس و تعداد قطب‌های موتور بستگی دارد و از فرمول زیر به دست می‌آید: که: NS سرعت میدان دوار یا سرعت سنکرون (r. p. m)f فرکانس منبع جریان متناوب (هرتز)P تعداد قطب‌های سیم‌پیچی به ازای هر فاز است. میزان سرعت واقعی روتور همیشه از سرعت میدان دوار کمتر است. این اختلاف سرعت را لغزش می‌نامند و با S (مخفف slip به معنی لغزش) نمایش می‌دهند. در حالت بی‌باری سرعت روتور به سرعت سنکرون خیلی نزدیک خواهد بود و در بار نامی‌موتور لغزشی بین ۲ تا ۳ درصد خواهد داشت که در برخی موتورها این لغزش تا ۷٪ نیز می‌رسد. میزان لغزش در یک موتور جریان متناوب از رابطه زیر به دست می‌آید: که: Nr سرعت روتور (r. p. m)S میزان لغزش است که می‌تواند عددی بین ۱ و ۰ باشد.. موتور جریان متناوب سه فاز سنکرون اگر خروجی قطب‌های روتور به وسیله کلکتورها از موتور خارج شده و به یک منبع خارجی وصل شود به طوری که روتور نیز به نوبه خود میدانی جداگانه و مداوم را ایجاد کند به موتور موتور سنکرون یا هم‌زمان گفته می‌شود. سرعت چرخش روتور در موتورهای سنکرون همواره برابر سرعت میدان دوار است و به همین دلیل این موتورها را هم‌زمان می‌نامند. از این موتورها می‌توان به عنوان یک ژنراتور جریان متناوب نیز استفاده کرد. امروزه موتورهای سنکرون را اغلب به وسیله کنترل کننده‌های ترانزیستوری فرکانس راه‌اندازی می‌کنند. این موتورها همچنین می‌توانند به صورت یک موتور القایی نیز راه‌اندازی شوند به این صورت که در روتور این موتورها از میله‌های هادیی شبیه روتورهای قفسی استفاده می‌شود و پس از راه اندازی، این قسمت روتور خود به خود از مدار خارج می‌شود به این صورت که پس از رسیدن موتور به دور نامی‌مقدار ناچیزی جریان در قفس رتور القا می‌شود و بدین ترتیب تقریباً از مدار خارج می‌شود. یکی از کاربردهای موتورهای سنکرون اصلاح ضریب توان است. در مراکز صنعتی تقریباً تمامی‌بارها (به جز موتورهای سنکرون پر تحریک) از انرژی الکتریکی به صورت پس فاز استفاده می‌کنند. بارهای پس فاز موجب به وجود آمدن اختلاف فاز در مدار شده و ضریب توان مدار را کاهش می‌دهند که این می‌تواند موجب به وجود آمدن تلفات اضافی در طول خطوط شود. به دلیل خصوصیت خاص موتورهای سنکرون می‌توان از آنها برای اصلاح ضریب توان نیز استفاده کرد، چراکه در صورتی که موتور سنکرون در حالت پر تحریک کار کند تقریباً مانند یک بار خازنی عمل کرده و از انرژی الکتریکی به صورت پیش فاز استفاده می‌کند و به این ترتیب می‌توان از یک موتور سنکرون به جای خازن‌های اصلاح ضریب توان استفاده کرد. این خصوصیت موتورهای سنکرون باعث شده که با وجود مشکلات مربوط به راه‌اندازی آنها، استفاده از آنها هنوز رایج باشد. برخی از بزرگ‌ترین موتورهای جریان متناوب در نیروگاه‌های آب تلمبه‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرند چراکه این موتورها به راحتی می‌توانند نقش ژنراتور را ایفا کنند و به این ترتیب در ساعات کم مصرف انرژی الکتریکی به صورت موتور عمل کرده و آب را به مخزن پر ارتفاعی پمپ کنند و سپس در ساعات پر مصرف با پایین آمدن آب به صورت ژنراتور عمل کرده و از شبکه پشتیبانی کنند. در نیروگاه آب تلمبه‌ای Bath County در ویرجینیای آمریکا از شش ژنراتور سنکرون ۳۵۰ مگاواتی استفاده شده‌است که در زمان پمپ، هرکدام می‌توانند توانی برابر ۵۶۳۴۰۰ اسب بخار (۴۲۰۱۲۷ وات) تولید کنند[نیازمند منبع]. راه اندازی موتورهای آسنکرون با توجه به قدرت و ولتاژ آن به طرق مختلف راه اندازی می‌شوند و با توجه به ‏اینکه موتور در لحظه شروع به کار جریان زیادی از منبع الکتریکی می‌کشد و این جریان زیاد علاوه بر اینکه به خود ‏موتور صدمه می‌زند به مصرف کننده‌های دیگری که از این خط مشترک تغذیه می‌شوند لطمه زده و کار آنها را ‏مختل می‌سازد‎. ‎ موتور آسنکرون معمولاً به روشهای زیر راه اندازی می‌شود در نتیجه جریان راه اندازی کم می‌شود‏‎: به طور مستقیم‎ برای موتورهایی که بزرگ نیستند و آمپر زیادی از شبکه نمی‌‏کشند بوسیله یک کلید سه قطبی به شبکه متصل می‌شوند‎. توسط کلید یا مدار ستاره–مثلث ابتدا ولتاژ اولیه را که بر هر فاز متصل می‌شود، را کم می کنیم سپس ‏وقتی که موتور به دور نرمال خود رسید ولتاژی را که به هر فاز می‌رسد زیاد می‌کنیم. بنابراین در لحظه اول کلید به حالت ستاره بوده یعنی ولتاژ دو سر هر فاز به‎ u/√3 ‎تقلیل می‌یابد ‏در نتیجه موتور با توان 3/1 توان نامی‌خود کار می‌کند‏‎. استعمال کلید روی انواع موتورها با روتور قفسه‌ای یا روتور سیم پیچی امکان پذیر است. ولی در ‏موتورهایی که با بار زیاد کار می‌کنند از کلید برای راه اندازی استفاده نمی‌شود. چون گشتاور ‏مقاوم بار زیاد است‎. توسط کمپانساتور این وسیله راه اندازی که اتوترانسفورماتور کاهنده است بین موتور ‏و شبکه قرار می‌گیرد. این طریق راه اندازی به دلیل اینکه جریان شروع به کار و گشتاور شروع به ‏کار هر دو به یک نسبت پایین می‌آیند خیلی خوب است. ولی چون هزینه آن گران است فقط در ‏موتورهایی که قدرت زیاد دارند استفاده می‌شوند‎. اضافه کردن مقاومت در مدار روتور برای جلوگیری از ‏عبور جریان زیاد در موقع راه اندازی موتور می‌توان مقاومت هایی به طور سری سر راه سیم پیچی ‏های موتور قرار دارد. و به تدریج که موتور دور می‌گیرد دسته مقاومتهای راه انداز را به طرف چپ ‏حرکت داده در این صورت کم کم مقاومتها از سر راه مدار خارج می‌شود‎. این طریق راه اندازی به دلیل تلفات انرژی در مقاومتها زیاد و نیروی کشش در لحظه شروع به کار کم ‏، استعمال کمی‌دارد‎. اضافه کردن مقاومت در مدار استاتور تمام ‏مقاومتهای راه انداز را سر راه سیم پیچی روتور قرار داد. بدین وسیله مقاومت مدار سیم پیچی روتور ‏را به حداکثر مقدار خود میرسانند و سپس استاتور را به شبکه برق وصل می‌کنند. مقاومت روئستای ‏روتور به تدریج از مدار خارج می‌شود.موتور را باید شست. سروو موتورهای دو فاز جریان متناوب یک سروو موتور جریان متناوب دارای یک روتور قفسی است و سیم‌پیچ آن شامل دو قسمت است: ۱) سیم پیچ اصلی ۲) سیم پیچ کمکی که از آن برای به وجود آوردن میدان دوار استفاده می‌شود. در این موتورها مقاومت روتور بالا است و بنابراین منحنی گشتاور-دور این موتورها تقریباً خطی است. به طور کلی این موتورها، موتورهایی پر سرعت و با گشتاور پایین هستند و معمولاً قبل از وصل به بار سرعت آنها به وسیله وصل به چرخ‌دنده‌ها کاهش می‌یابد. موتور با قطب سایه دار برخی موتورهای جریان متناوب، دارای قطب سایه‌دار (چاک دار) هستند. از این قطب برای ایجاد گشتاور راه‌اندازی در موتور استفاده می‌شود. نمونه این موتورها در فن‌های الکتریکی کوچک و برخی پمپ‌های کوچک و برخی دیگر از موتورهای توان پایین دیده می‌شود. در این موتورها از یک سیم پیچ کوچک و با سطح مقطع پایین با نام سیم‌پیچ سایه‌ای استفاده می‌شود به این صورت که قسمتی از هر قطب به وسیله این سیم‌پیچ پوشیده شده‌است. طرز کار این موتورها به این صورت است که با القای الکتریکی در سیم‌پیچ‌ها به علت خاصیت سلفی سیم‌پیچ‌های سایه‌ای، این سیم‌پیچ‌ها با تغییرات جریان مخالفت می‌کنند (قانون لنز) و بنابراین یک اختلاف اندک بین جریان در سیم پیچ اصلی و سیم‌پیچ سایه‌ای ایجاد می‌شود که موجب چرخش موتور شده و از قفل شدن موتور در لحظه راه‌اندازی جلوگیری می‌کند. با افزایش سرعت روتور نیاز به وجود قطب‌های کمکی از بین می‌رود چراکه به دلیل وجود اینرسی موتور به چرخش ادامه می‌دهد. موتور القایی با انشقاق فاز یکی دیگر از انواع موتورهای تک فاز القایی، موتور با انشقاق فاز است که نسبت به موتور با قطب سایه‌دار کاربردهای مهم‌تری دارد. از جمله کاربردهای این موتورها می‌توان به موتورهای مورد استفاده قرار گرفته در ماشین‌های لباسشویی و خشک‌کن‌ها اشاره کرد. در مقایسه با موتورهای با قطب سایه‌دار این موتورها گشتاور راه‌اندازی خیلی بیشتری دارند و این به دلیل استفاده از سیم‌پیچ راه انداز است. این سیم‌پیچ راه‌انداز معمولاً پس از راه‌اندازی کامل موتور به وسیله یک کلید گریز از مرکز از مدار خارج می‌شود. در موتورهای انشقاق فاز، سیم‌پیچ راه انداز همیشه با مقاومت بیشتری نسبت به سیم‌پیچ اصلی ساخته می‌شود و به این ترتیب نسبت المان‌های سلفی و مقاومتی در هر سیم پیچ متفاوت است، همچنین تعداد دور سیم‌پیچ کمکی کمتر از سیم‌پیچ اصلی است که این موجب کاهش خاصیت سلفی این سیم‌پیچ می‌شود. بنابراین این سیم‌پیچ نسبت به سیم‌پیچ اصلی دارای مقاومت بیشتر و اندوکتانس کمتر است. کمتر بودن نسبت L به R موجب به وجود آمدن اختلاف فاز در دو سیم‌پیچ می‌شود که معمولاً بیشتر از ۳۰درجه نیست. این اختلاف فاز موجب چرخش موتور در لحظه راه‌اندازی می‌شود. پس از راه‌اندازی به علت وجود اینرسی موتور به چرخش خود ادامه می‌دهد و به این ترتیب نیازی به سیم‌پیچ کمکی نخواهد بود به همین دلیل سیم‌پیچ کمکی به وسیله کلید گریز از مرکز از مدار خارج می‌شود و به این ترتیب از ایجاد تلفات اضافی به وسیله سیم‌پیچ کمکی جلوگیری می‌شود.     موتورهای جریان متناوب با خازن راه‌انداز در موتورهایی که از خازن برای راه اندازی استفاده می‌کنند از یک خازن که با سیم‌پیچ کمکی سری شده استفاده می‌شود. این خازن در واقع وظیفه ایجاد اختلاف فاز بین سیم‌پیچ‌ها را بر عهده دارد. اختلاف فاز ایجاد شده توسط خازن‌ها در لحظه راه‌اندازی خیلی بیشتر از نوع قبلی است و بنابراین میزان گشتاور راه‌اندازی این موتورها نیز بیشتر است و البته هزینه این موتورها نیز بیشتر است. موتورهای خازنی با خازن ثابت نوع دیگری از موتورهای جریان متناوب موتورها با خازن ثابت یا موتورهای PSC هستند. این موتورها دقیقاً مانند موتورهای خازنی که در بالا توضیح داده شد عمل می‌کنند با این تفاوت که فاقد کلید گریز از مرکز بوده و بنابراین خازن در این موتورها همواره در مدار است. موتورهای با خازن ثابت به طور گسترده‌ای در فن‌ها، دمنده‌ها و سیستم‌هایی که تغییر سرعت برای آنها مطلوب است استفاده می‌شوند. در برخی موارد که نیاز به استفاده از یک موتور سه فاز به صورت تک فاز است با اتصال یک خازن به یکی از فازها و سری کردن دوفاز دیگر می‌توان از موتور سه فاز به صورت تک فاز استفاده کرد که البته در این حالت گشتاور موتور کاهش می‌یابد. موتور پولزیون موتور پولزیون یا موتور دفع کننده نوعی موتور تک فاز جریان متناوب است. روتور این موتورها سیم‌پیچی شده و تا حدودی شبیه موتورهای یونیورسال هستند. در گذشته تعدادی از این موتورها ساخته می‌شد اما استفاده از موتورهای RS-IR (راه‌انداز دفع کننده-حرکت القایی) به نسبت رایج تر بود. موتورهای RS-IR دارای یک کلید گریز از مرکز هستند که پس از رسیدن به سرعت نامی‌تمام کلکتورها را به هم وصل کرده و روتور را به صورت یک روتور قفسی در می‌آورد بنابر این موتور در هنگام کار مانند یک موتور روتور قفسی عمل می‌کند. از موتورهای RS-IR در مواردی استفاده می‌شده که نیاز به وجود گشتاور راه‌اندازی بالا در دمای پایین و تنظیم ولتاژ اندک بوده. امروزه این نوع موتورها ساخته نمی‌شوند.     موتور سنکرون جریان متناوب تک فاز موتورهای سنکرون تک فاز کوچک به جای ایجاد میدان مغناطیسی به وسیله یک منبع خارجی از آهنرباهای کوچک برای ایجاد میدان استفاده می‌کنند. بنابراین روتور این موتورها نیازی به جریان القا کننده نخواهد داشت. خصوصیت اصلی این موتورها سرعت ثابت آنهاست به طوریکه اغلب در وسایلی از آنها استفاده می‌شود که نیاز به سرعتی ثابت دارند. این موتورها در ساعت‌ها، دیسک گردان‌ها، ضبط صوت‌ها و برخی دیگر از تجهیزات دقیق مورد استفاده قرار می‌گیرد.

مواد منفرجه

مواد منفجره

مواد منفجره موادی هستند که از نظر شیمیایی ناپایدار هستند و در صورت آغاز فرایند انفجار، با سرعت زیاد منبسط می‌شوند و حجم زیادی گاز و گاهی نور و صدای زیاد تولید می‌کنند. این آزادشدن گاز به نوبهٔ خود می‌تواند باعث پرتاب شدن قطعات و اشیاء اطراف و تبدیل شدن آن‌ها به ترکش شود.

هر ترکیب انفجاری از دو بخش اکسید کننده و سوخت تشکیل شده‌است. هر مادهٔ سوختی، در حرارت مناسب و در کنار اکسیژن آتش می‌گیرد و می‌سوزد. اما چون در هوا اکسیژن به صورت خالص وجود ندارد، سوختن این مواد به تدریج صورت می‌گیرد. در مواد منفجره، در کنار سوخت، ماده اکسید کننده افزوده می‌شود. ماده اکسید کننده، در هنگام واکنش مقدار زیادی اکسیژن آزاد می‌کند و این اکسیژن با سوخت ترکیب شده و باعث واکنش ناگهانی کل سوخت می‌شود و انفجار به وجود می‌آید، بدین دلیل مواد منفجره برای واکنش نیازی به هوا ندارند و اکسیژن مورد نیاز خود را از درون خود تأمین می‌کنند.

ماده منفجره ترکیب شیمیایی یا مخلوط مکانیکی است. هر ماده سوختنی قابل انفجار است اگر این شرایط فراهم شود:

1.     اکسیژن به اندازه کافی باشد.

2.     امکان ترکیب سریع اکسیژن با ماده سوختنی فراهم باشد.

تاریخچه

شکستن سنگ با استفاده از مواد منفجره از ابتدای قرن ۱۷ و هم‌زمان با ساخت باروت، شروع شد. تی.جی پلانز در سال ۱۸۱۳ نیترو سلولز را ساخت. در سال ۱۷۶۷ آلفرد نوبل برای سادگی حمل نیترو گلیسیرین آن را جذب دیاتومیت کرد و جسمی پلاستیکی شامل ۷۵ درصد نیترو گلیسیرین بدست آمد. این ماده می‌تواند تا سه برابر وزن خود، نیترو گلیسیرین جذب کند و محصول آن «Guhar Dynamite» نامیده شد. دینامیت برگرفته از کلمه یونانی «dynamits» به معنی نیرو است در سال ۱۸۷۵ آلفرد نوبل نوعی دینامیت از ژلاتین انفجاری ساخت که مخلوط ژلاتینی شکل از ۹۲ درصد نیترو گلیسیرین و ۸ درصد نیترو سلولز بود که هنوز هم از مواد منفجره قوی صنعتی است. به دنبال آن در سال ۱۸۷۹ از مخلوط کردن نیترات سدیم و دیگر مواد به ژلاتین انفجاری مواد منفجره ضعیف‌تر به دست آمد. انواع زیادی از مواد منفجره بر این اساس ساخته شده‌اند. مواد منفجره اکسیژن مایع در ۱۸۹۵ ساخته شد و نیترات آمونیوم بعنوان ماده منفجره در سال ۱۸۷۶ تولید شد؛ اما کاربرد مخلوط آن با سوخت مایع بعنوان ماده منفجره صنعتی از سال ۱۹۵۵ میلادی متداول شد. در سال ۱۹۲۰ از اختلاط دی نیترو گلیکول به دینامیت‌ها از انجماد آنان جلوگیری شد. در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ مواد منفجره ژله‌ای و در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ مواد منفجره امولیسیون ساخته و به بازار مصرف تحویل شد.

 

 

 

 

 

ویژگی‌های مواد منفجره

تفاوت ترکیب‌های انفجاری و مواد منفجره در ویژگی‌های مختلف آنان است.

  • حساسیت
  • سرعت انفجار
  • قدرت انفجاری
  • چگالی
  • رطوبت
  • آتش‌گیری
  • سمیت

کاربرد

  • راه سازی، تونل سازی، بهره‌برداری از معادن، سد سازی، صنایع نظامی، آتش بازی
  • عملیات تروریستی، ایجاد وحشت و ناامنی

مکه

مکه

مَکّه (به عربی: مدینة مَکّه )، نام شهری است در کشور پادشاهی عربستان سعودی واقع در شبه جزیره عربستان. مکه یکی از شهرهای تاریخی عربستان سعودی است و بخاطر قرار داشتن کعبه، قبله‌گاه مسلمانانِِِ ِدر آن مقدس‌ترین شهر اسلام به‌شمار می‌رود. مکه زادگاه محمد و محل بعثت او است.

نام و شهرت

این شهر علاوه بر نام مکه دارای نام‌هایی همچون «بکّه»، «امّ القری» و «بلدالحرام» نیز بوده‌است که در قرآن به تمامی این اسامی اشاره شده‌است.

مسلمانان معتقدند پس از آن‌که به اذن خداوند چشمه زمزم زیر پای اسماعیل جوشید و در آن منطقه آب یافت شد، مردم در آنجا ساکن شدند و شهر مکه به وجود آمد و نیز ابراهیم به فرمان خدایش کعبه را ساخت.

موقعیت جغرافیایی

شهر مکه در فاصله ۸۰ کیلومتری دریای سرخ واقع شده و ارتفاع آن از سطح دریا، ۳۳۰ متر است. به خاطر اتوبانی که اکنون ساخته شده، تا بندر جده تنها ۶۰ کیلومتر فاصله دارد و از طریق بزرگراه هجرت، ۴۲۵ کیلومتر با مدینه فاصله دارد. مکه در میان کوه‌ها واقع شده، فاصله بین دو کوه را اعراب شعب می‌گویند. این شهر در میان کوه‌های کم ارتفاعی باسازند سنگی واقع شده‌است درحال حاضر، اطراف مسجدالحرام را خانه‌ها و هتل‌هایی فرا گرفته، که بر فراز این تپه‌های سنگی واقع شده‌اند. برای سهولت رفت و آمد، تونلهای زیادی برای عبور ماشینها در نظر گرفته‌اند، که مسافت‌ها را بسیار کاهش می‌دهد. نقشه شهر مکه

اقلیم

آب و هوای مکه گرم وخشک و کمی مرطوب‌تر از مدینه‌است.

زیارت

اصطلاحاً به کسی که سفر زیارتی به مکه را انجام داده، حاجی گفته می‌شود و مسلمانانی که توان مالی دارند، حداقل یک بار در طول عمر خود به حج می‌روند. هرسال درمراسم رسمی (حج تمتع)در ماه ذیحجه حدود سه میلیون حاجی، خانه را زیارت می‌کنند. درآمد حاصل از حج در مکه بالغ بر ۲ میلیارد دلار است.[۱]

نامهای دیگر مکه

بکّه: یکی دیگر از نامهای شهر مکه، بکّه است. این نام در قرآن نیز ذکر شده‌است:

  • إِنَّ اوَّلَ یَبْتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذِی بِبَکَّةَ مُبَارَکاً وَهُدیً لِلْعالَمِینَ[۲]
  • ترجمه: نخستین خانه‌ای که برای پرستش مردم نهاده شد، همان است که در بکّه‌است، آنجا با برکت و راهنمایی برای جهانیان است.

تفسیر مفسران اسلامی اینست که واژه بکّه در اصل البکّ است و معنای آن «مزاحم شدن» است. وقتی عده‌ای از مردم در مکانی ازدحام می‌کنند، می‌گویند: یباکّ الناس. در روایات منقوله منتسب به امامان شیعه علت نامگذاری مکه به بکه، ازدحام مردم در کنار خانه خدا معرفی شده‌است.

اُمّ القُری: یکی دیگر از نامهای مکه، امّ القری است. چنانکه در قرآن آمده‌است: وَکَذلِکَ اءَوْحَیْنا إ لَیْکَ قُراناً عَرَبِیّاً لِتُنْذِرَ اُمَّ القُری وَمَنْ حَوْلَها[۳]

  • ترجمه: و این چنین قرآنی عربی[۴] به تو وحی کردیم تا مردم شهر مکه و اطراف آن را انذار بدهی.

از دید مفسران اسلامی شیعه علت نامگذاری این شهر به امّ القری اینگونه‌است. در روایات راجع به علت نامگذاری آن به‌ام القری سخن گفته نشده‌است. و شاید از آن جهت که از خود این نام، علت نامگذاری آن روشن هست کسی از امامان شیعه راجع به آن سؤ ال نکرده‌است. بنابر تفسیر مفسران شیعه، امّالقری یعنی ریشه شهرها. مکه، ریشه تمام شهرهاست، زیرا اولین نقطه‌ای است که در روی زمین ظاهر شد. علاوه بر اینکه از نظر عظمت و شکوه نیز بر همه شهرها شرف دارد؛ چون نهال اسلام در آنجا رویید و بر سایر سرزمینها و مملکتها سایه افکند.

البلد الا مین: البلد الامین یکی دیگر از نامهای مکه‌است. در قرآن آمده‌است: وَهَذا البَلَدُ الاَمِینَ [۵]

و همه مفسرین اتفاق دارند بر اینکه منظور از البلد الامین، مکه است. از دید مفسرین جمله بلدالامین یعنی شهر کسی که امنیت دارد در علّت نامگذاری شهر مکه به البلدالا مین دو احتمال وجود دارد: احتمال اوّل: شهر مکه حرم خداست. و هر کسی که در حرم بمیرد، خداوند او را در روز قیامت از وحشت و ترس در آن روز، در امان قرار می‌دهد.

 

مستبد یا اجنبی؟

مستبد یا اجنبی؟

سال1290شمسی، اوج ده سالی بود که آذربایجان در جنگ و کشتار و نا امنی گذراند و در تمام این سالها ،امپراتوری تزار در کمین استقلال این بخش از ایران بود و در بخشی از این ده سال امپراتوری بریتانیا که در آن زمان همسایه جنوبی نام این دوران وطن دوستان اختلافات خود در مورد نحوه اداره کشور را به کنار نهاده مستبد و مشروطه خواه همراه با روحانی و نظامی، مردم عادی شهری و روستایی در برابر بیگانه یی که استقلال کشور را تهدید می کرد، دست در دست هم نهادند. محمدعلی میرزا و عین الدوله ،با همه بدکاری و استبداد خواهی، وقتی ارتش تزار از مرز گذشت و به دروازه تبریز رسید، از جنگ با مجاهدین مشروطه خواه دست شستند.

 می گویند: ستارخان سردارملی،وقتی پا و دل شکسته در تهران منزوی بود به شنیدن فریاد استمداد تبریزیان به دیدار دشمن بزرگ آزادی، عین الدوله رفت و حاضر شد اگر او به عنوان والی به آذربایجان برود، در رکابش حرکت کند. این برای ستارخان سخت بود، اما سخت تر از آن نبود که بیگانه را در خانه ببیند. دیگر دشمن بد نام و بزرگ آزادی ، صمدخان مراغه ای بود که شهر به شهر و ده به ده آذربایجان را تاخته و چپاول کرده بود و دستش به خون صدها آزاده آلوده بود، اما در هنگام زمستان 1290 ثقه الاسلام حاضر شد با او هم مصالحه کند. دست به دامانش آویخت که "تورا هم به حکومت می پذیریم اما حکم از تهران بگیر" این بیان ثقه الاسلام ، یک ماه پیش از آنکه بیگانه مسلط به دارش بیاویزد، نشان از دیانت و ملت خواهی او دارد.

در یادداشتهای عزیزخان یار ستارخان، صفحه 24 نوشته شده:سلطان عبدالمجید میرزا عین الدوله ، اولین شاهزاده قاجار که در دوران سلطنت این خاندان، به صدارت رسید همان صدراعظمی است که جنبش مشروطه علیه وی و در دوران صدارت وی اتفاق افتاد تا عمق جان طرفدار حکومت استبدادی بود. نخستین جنبش مردم ایران در دوران مظفرالدین شاه در دوران صدارت او با تقاضای عزل او رخ داد. عین الدوله در تمام دوران ولیعهدی مظفرالدین شاه در تبریز زیسته ، در آذربایجان املاک و دارایی هایی داشت بعد از سقوط دولتش به تماشای حوادثی نشست که بعد از امضای فرمان مشروطیت و مرگ مظفرالدین شاه رخ داد. بعد از آن که محمدعلی شاه مجلس را به توپ بست و استبداد صغیر آغاز شد، بار دیگر نوبت خدمت به عین الدوله رسید.شاه او را با لشکری گران به جانب آذربایجان فرستاد تا فریاد آزادی خواهی آذربایجانیان را خفه کند. عین الدوله در یک سالی اردو در کنار تبریز زده بود و تبریز را در محاصره داشت، بر مردم آن سامان چه ها گذشت، ستارخان و باقرخان و دیگر مجاهدین آزادی در داخل تبریز بودند و شب و روز زیر فشار لشگر قدرتمند و توپخانه عین الدوله ، تا سرانجام با عقب نشینی محمدعلی شاه و بعد فتح تهران و استعفای شاه از سلطنت ماجرا تمام شد.

حالا دو سال از آن روزها می گذشت. کشور به هم ریخته بود و دوباره محمدعلی شاه مخلوع قصد بازگشت داشت و سربازان تزار در آذربایجان بیداد می کردند. در این حال مردم به ستوه آمده که می دیدند امان الله میرزا در میان آتش مانده، از تهران می خواستند تا برایشان والی قدرتمندی بفرستد تا بتواند منطقه را آرام کند و بهانه را از دست روسها بگیرد. دولت دست به دامن عین الدوله زد. عین الدوله عنوان فرمانفرمای کل آذربایجان گرفت، ولی در تهران مانده و در انتظار آن بود تا نتیجه ترکتازی محمدعلی میرزا و بازی روس و انگلیس معلوم شود.ماه رمضان دیگری رسیده، ستارخان به یاد آن روزها ست که در سنگر افطار می کردند. در این حال است که او به راه افتاده تا از عین الدوله تقاضا کند که به آذربایجان برود.

بابا عزیز در دفترچه ای که پسرش از خاطرات او جمع آوری کرده می نویسد:

«... اسباب افطار سردار را برده بودم که دیدم سردار عصا بدست در حیاط خانه ایستاده و منتظر است.سلام کردم گفت بابا عزیز، نان و ماست را بگذار در اتاق تا راه بافتیم، نمی دانستم قصد کجا دارد، رفتیم درشکه یی اجاره کردیم. سردار با زحمتی رفت بالای درشکه و من پهلویش نشستم گفت: برو به خانه عین الدوله. خانه سردار در جنت گلشن بود تا به محله عین الدوله برسیم هیچ چیز نگفت و فقط بیرون را نگاه می کرد. وقتی رسیدیم، جلوی پارک عین الدوله شلوغ بود. لنگ لنگان آمد تا بیرونی عین الدوله. من رفتم به نوکر شاه زاده خبر دادم سردار آمده است. آمدند ما را با احترام بردند. عین الدوله دشمن آزادی بود. دو رمضان قبل از آن تبریز را بمباردمان می کرد. باور نمی کرد سردار به دیدن او آمده است. یک وقت دیدم عین الدوله با آن سبیل های کلفت از بناگوش در رفته ظاهر شد و دستهایش را باز کرد، سردار با وقار با او دید و بوس کرد. عین الدوله هم روزه بود، گفت باید افطار بمانید. سردار گفت درد دارم و با این حالم تا تقاضای ملت آذربایجان را در میان بگذارم. تبریز چشم به راه شماست، روسها دارند وارد می شوند. عین الدوله به شوخی گفت: «آن وقت ها، راهمان ندادید». ستارخان هیچ پاسخی نداد. صورت نامه انجمن تبریز را به او داد و گفت حالا شاهزاده میهمان ما هستند. اگر دولت صلاح بداند خودم با شما می آیم تبریز. من مات و مبهوت بودم و نزدیک بود بزنم زیر گریه. عین الدوله هم متاثر شد وقتی سردار گفت دیگر عمری برایم نمانده و آرزو دارم بمیرم و نبینم که اجنبی به امیر خیز و دوه چی و ششگلان {از محلات تبریز} وارد شود. نیم ساعتی حرف زدند و هرچه شاهزاده اصرار کرد سردار برای افطار نماند و برگشتیم.در راه از سردار پرسیدم همین عین الدوله بود که بر سرمان توپ می انداخت و جوان هایمان را می کشت. سردار گفت او مستبد است ولی اجنبی پرست نیست.حالا فرمانفرمای آذربایجان شده انجمن اصرار دارد که برود و نگذارد روسها آذربایجان را از وطن جدا کند.آمدم که خودم اصرار کنم. و در همان جا در درشکه بود که گفت: من سگ این ملّتم آرزو دارم بمیرم و نبینم که اجنبی تبریز را گرفته ....

اما روزگار نگذاشت عین الدوله به آذربایجان برود. روسها از قبل صمد خان شجاع الدوله را حاکم تعیین کرده بودند.


رنج نامه ستارخان سردارملّی

اگر ساکت بنشینیم، بی غیرتی است

سالدات ها  و صمد خان بعد از عاشورا تبریز هر چه توانستند با جان و مال مجاهدان و دلاوران آذربایجانی کردند، هر روز چوبه داری برپا کردند و خانه هیچ آزادیخواهی غارت نشده نماند، چنان که خانه باقرخان را منفجر کردند و داراییها همه خاندان ستارخان را غارت کردند،این دو در تهران بودند و به سوختن و ویرانی سرزمینی می نگریستند که مهد دلیران و شیران بود. سخت تر از همه خبر دار زدن دو برادرزاده ستارخان بود،دو جوان گرد که در همه سالهای بعد از استبداد صغیر تفنگ به دوش در خدمت مردم بودند. در چنین احوالی به ستارخان چه می گذشت.نامه ای از او در دست است که خبر از غوغای درون او می دهد. ستارخان در این نامه به بهانه آنکه مال و اموالش را طلب می کند از تلخی ایام می نالد. او می نویسد:

مقام منبع رفیع محترم هیات وزرا عظام مد ظلهم العالی

عموم اهالی داخله خاصه و عامه، سیما اولیای امور و رؤسای عظام کرام فخام و اهالی ممالک خارجه کاملا مسبوق و مستحضرند که این بنده عاصی ستار، برای اجرای حکم شریعت غراء احمدی و حفظ بیضه اسلام مطابق احکام صادره علما اعلام عظام مرجع تقلید شیعه، از جان و مال و اولاد و هستی خود صرف نظر کرده فوق الطاقه کوشیده تا دولت جابره تبدیل بر دولت عادله به عبارت آخری دولت شورویه دایر شود، تا مگرآب رفته به جو بازگردد و قوانین حضرت سیدالمرسلین که سرمشق اهل کره از کفار و غیره گردیده رویه و مسلک اهل اسلام و کافه مسلمین و مسلمات بشود و برای معرفی خود به اهل عالم پس از تبدیل دولت جابره اطاعت اوامر مطاعه دولت عادله را کرده به مرکز که پایتخت ایران شناخته شود حاضر شده و برای تاکید بر معرفی خود به عالمیان در گوشه انزوا و عزلت هر قسم تعدیات وارده را محتمل، در این موقع برای پیشرفت قانون ، مظلومیت اختیار نمود. حالیه مدتی است از خارجه به دست داخله هر مصیبتی را که گوش آدمیان نتواند بشنود بر مظلومین اهل تبریز آورده شد آنچه که هیات محترم می دانند و جزییات و کلیات مصائب وارده را عالمند فامیل و اهل مرا جاناً و مالاً پایمال و املاک مرا خارجه توقیف نمود این مدت صبر کرد که شاید دست قدرت حضرت پروردگار هیاتی از وزرای فعال برای اجرای قوانین حقه بر قرار گردد، امروز دست قدرت تشکیل فرمود فحمداً له ثم حمداً له این است که ضبط املاک خود را در دست خوارج با این زحمات و خسارات و ایثار جان و مال نمی تواند صبر و تحمل کند آنچه را که لازمه صبر و تحمل و مظلومیت بوقت و اقتضای خود بود این توقیف و تصرف مظلومیت بوقت نامیده نمی شود که بتواند تامل کند دست تصرف خوارج در مال من اگر ساکت بنشینم بی غیرتی نامیده می شود استدعا از وجه آن پاک هیات محترم وزرا فعال که املاک مرا از توقیف خوارج محفوظ و محروس بدارند والّا جواب یصح السکوت مرحمت فرمایند تکلیف چاکر معلوم شود.

 ادام الله ظلهم العالی

دردناکترین بخش این نامه آن جاست که می نویسد «برای تاکید معرفی خود به عالمیان در گوشه انزوا و غربت همه قسم تعدیات وارده را متحمل، در این موقع برای پیشرفت قانون مظلومیت اختیار کردم.»

نکته باریک در ذیل نامه نوشته علاءالسلطنه نخست وزیر است که از منشورالملک وزیر اداره خارجه می خواهد که از طریق شریف الدوله کارگذار وزارت خارجه در تبریز، درباره اموال سردارملی تحقیق کند.این نشان می دهد که روسها، در این زمان (سال1291ش) به منظور خود رسیده و تا حد زیادی بند تبریز را از تهران بریده اند ورنه به قاعده نخست وزیر باید از طریق وزارت داخله اجرا را تعقیب می کرد.

ستارخان سردارملی در روز 25 آبان 1293 در همان خانه اجاره ای در تهران بدرود حیات گفت در حالی که فقط 48 سال داشت، سخت تر از عمری که به معامله اسب در تبریز گذراند و دو سالی که در جنگ گلوله بر سرش می بارید و بیم جان در پی بود،نزدیک پنج سال پایانی عمرش دور از تبریز گذشت.

ستارخان پیش از مرگ سیّد جلیل اردبیلی را مسئول و مباشر عزاداری خود برگزید و به او گفته بود «نگذارید[جنازه من] بسیار خوار شود.

جنازه سردار به شکوه تمام و بر دوش مردم قرار گرفت.هزاران تن به دنبالش روان بودند.دولت، مجلس رسمی گذاشت و مستوفی الممالک که نخست وزیر بود خود در ختم شرکت کرد.جسدش را در باغ طوطی حضرت عبدالعظیم به خاک سپردند.گوشه ای محقر .تا آنکه در سال 1324 آزادیخواهان بر آن بنایی کردند.اما آن بنا را به بهانه یی در سال 1325 عده یی دیگر خراب کردند.تا آنکه بعدها امیرخیزی و دیگر همرزمانش سنگ قبری برای آرامگاه او تهیه کردند و قبرش را از عزلت بدرآوردند...


ستارخان سردار ملی


انقلاب مشروطيت يکي از درخشان ترين صفحات تاريخ مبارزات ملت ايران است
صدمين سالگرد مشروطيت بارديگر به ما فرصت مي دهد که خاطره فداکاريها و قهرمانيهاي مبارزان و مجاهدان خود را گرامي بداريم و از آزادي و آزادانديشي آنان تجليل بعمل آوريم.
تاريخ کهنسال ميهن ما مشحون از جنبش و کوشش محروم ترين مردم و چهره هاي درخشاني از آنان عليه جباران و ستمگران و در راًس اين جنبش ها است.
کاوه آهنگر ، يعقوب رويگر و نادر پوستين دوز که عليه ظلم و ستم داخلي و خارجي قـد برافراشته ، دست به اسلحه برده و مبارزه را تا سرحد پيروزي رسانيده اند ، در تاريخ ميهن ما فراوانند.
صرف نظر از جنبه داخلي ، مبارزه عليه استعمار نيز از اواسط حکومت خاندان قاجار در دستور کار انقلابيون ايران قرار مي گيرد. جنگهاي ايران و روس ايرانيان را متوجه استعمار روسيه ميکند و پس از جنگهاي هرات استعمار انگليس بعنوان يک خطر جدي ملت ايران را تهديد ميکند .
کشتن ناصرالدين شاه به دست ميرزا رضا کرماني ، مردي که از ميان مردم برخاسته بود و بخاطر مردم دست به اين کار زده بودو با همان لحن مردم کوچه و بازار از آن دفاع کرد و بدون آن که گرفتار حقه بازي و لفاظي سياسي شود ، مرد و مردانه و مانند همه مردم حقيقت بين کوچه و بازار به مظفرالدين گفته بود " بله بقصد کشتن شاه بابا وارد حرم شدم و قلب شاه بابا را بهمين منظور هدف قرار دادم." نشانه روحيه انقلابي و جهت گرفتن آن در مسير توسل به آخرين علاج يعني قيام مسلحانه بر ضد ظلم و جور و زور است.
امّـا در ميان همه فرازهاي اين فرايند ، جنبش انقلابي ي مشروطه خواهي جائي ديگر و در ميان همه چهره هاي آن سيماي ستارخان جلائي ديگر دارد .
ستارخان سررشته نبرد اصلي و قاطعانه با استبداد محمد عليشاهي يعني نبرد مسلحانه عليه آنرا به کف گرفت و تا بساط جابرانه او را در هم نپيچيد ، آرام نگرفت و برجاي ننشست.
رهبر بي رقيب نهضت انقلابي مشروطيت و نيروهاي انقلابي مردم در اين زمان از بين پائين ترين اقشار ملت ايران برخاسته ، متجلي به خصائص و صفات ايشان بود. پافشاري ، مردانگي و از خود گذشتگي ستارخان و وفاداريش نسبت به منافع مردم در راه مبارزه عليه سلطه ظلم و استبداد و تجاوز خارجيان و صحت نظرش در انتخاب راه مبارزه مسلحانه در برابر خشونت و جبر استبداد و مقاومتي که از خود در اين راه نشان داد به او مقامي شامخ در بين چهره هاي درخشان تاريخ ايران داده است.
اين خصائل و صفات به ستارخان اجازه داد که از مرحله ساده ترين مجاهد متناسب با پيشرفت مبارزه و تشديد آن به مرتبه رهبري و پيشوائي مبارزه نائل آيد.
ستارخان ، قهرمان درخشان ستاره انقلاب مشروطيت وسردار ملي ايران در بيست و هشتم مهرماه 1245 شمسي در سرزمين سرسبز قره داغ و در يک خانواده روستايي چشم به جهان گشود.
ستارخان پس از کوچ خانواده اش به تبريز در جواني با نشان دادن دلاوريها در مبارزه با ستم و خودکامگي، نامش بر سر زبانها افتاد.ستارخان چنانچه از تصاويربه جاي مانده ، آشکار است ، مردي بلند قامت و قوي هيکل باچشماني روشن و نافذ بود که سوار بر اسب در کوچه هاي تبريزبا رشادت در برابر نيروهاي دولتي مقاومت مي کرد.
ستارخان با شروع نهضت مشروطه در راس مجاهدان آذربايجان قرار گرفت و چنان درايت و نبوغ نظامي از خود نشان داد که به يک چهره جهاني تبديل شد و از سوي ملت ايران به سردار ملي ملقـب شد.
در روزگاران سخت قيام تبريز و در ايامي که تعداد مجاهدين که در مقابل هزاران سپاه خونخوار استبداد مقاومت مي کردند از تعداد انگشتان دست تجاوز نمي کرد، ستارخان با شجاعت و رشادت بي پايان خود ، نهضت را به بهترين وجه رهبري نموده ، آن را از ظلمات دوران سختي گذرانده به سمت پيروزيهاي بعدي و عقب راندن نيروهاي دولتي از تبريز و فتح تهران رهنمون ساخت. سردار ملي در پيکارهاي رهايي بخش مردم آذربايجان ، خدمات گرانقدري به انقلاب و آزادي کشور کرد . در اين زمان در ايران کوچکترين نشانه اي از آزادي نبود
ستارخان با وجود اين که از نعمت سواد بي بهره بود ، نسبت به مسائل نهضت آگاهي کامل داشته و با دقت و امعان نظر خاص در مورد آنها تصميم مي گرفت.تصميماتي که بکرات صحت آنان در برابر ترديد ، دو دلي و تزلزل تحصيل کردگان زمان ثابت و مسلم شد.
هنگاميکه تقي زاده هاي محقق !! (که به راه خيانت به نهضت پيوستند) ميدان را خالي گذارده و فرار کرده بودند ، ستارخان مردانه مقاومت کرده ، راه صحيح مقابله با دژخيمان محمد عـليشاه را انتخاب نمود و صداي شليک تفنگهاي او و يارانش ، ولوله ي سياست بازاني را که در صدد تحکيم پايه هاي استبداد بودند ، محو کرد.
ستارخان هميشه پيشاپيش سربازان خود و در مرکز خطر جنگيد و هر گز خيال تسليم و شکست بخود راه نداد.
داستان عمل قهرمانانه اش در سرنگون کردن پرچمهاي سفيد تسليم در برابر استبداد بر سر در خانه ها در بعض محلات تبريز در سخت ترين لحظات مبارزه در ايامي که بيش از سي هزار سرباز و اجير دولتي ، عده ي قليل او را در محله اميرخيز محاصره کرده بودند ، سرمشقي از مقاومت و پايداري در لحظات سخت نبرد مي باشد. پس از سرنگوني بيرق هاي سفيد بود که شهر يک پارچه از جاي جنيد و تا سراسر ايران را به جنبش نياورد ، از پاي ننشست.
در چنين شرايطي بود که ستارخان قدعلم کرد ، ورق را برگرداند و با اين شاهکار خود جاني تازه در کالبد مردم دلمرده داد. مردمي که شراره هاي انقلاب را خاموش شده مي پنداشتند تا ديدند هنوز اخگري از خطه اي از کشور برخاست ، به سوي آن رو آورده و دلهاي خود را با نور آن روشني دادند.
ستار خان شجاعت را با فروتني ، رزمندگي را با جوانمردي ، سپاهيگري را با درايت ، و صداقت را با مردم دوستي توام داشت.اين قهرمان آزادي با اين ويژگي هاي برجسته در يک لحظه حساس و تاريخي به پا خاست که دموکراسي نوپاي ايران با کودتاي محمد علي شاه از بين رفته و ظلمت استبداد ، سراسر کشور را فرا گرفته بود.
جواب دندانشکن اين " اسب فروش بيسواد " به کنسول روس در تبريز که مي خواست به هر حيله او را از جنگ بازداشته و وادار به تسليم کند و باو پيشنهاد کرده بود که پرچم تزار روس را بر بالاي خانه خود نصب کند تا از حمله
دولتيان در امان باشد ، در روزگاري که وکيل با سواد تبريز ، تقي زاده در سفارت انگليس پنهان شده بود ، بهترين دليل بر احساسات عالي ميهن پرستانه وي و مقاومت و مبارزه آگاهانه اش دربرابر دخالت خارجيان در امور مملکت بود.
ستار خان در جواب کنسول روس گفته بود " ژنرال کنسول ، من ميخواهم هفت دولت به زير بيرق ايران بيايد . من زير بيرق بيگانه نروم."
ستارخان به صحت راه مبارزه مسلحانه براي نبرد با استبداد پي برده بود و در اين راه مردانه پايداري کرد. وي با وجود خيانت هائي که سياست بازان حرفه اي ( آنانکه تا قبل از پيروزي مجدد مشروطه ، ميدان مبارزه را خالي گذارده و يا به ثناگوئي از محمد عليشاه مشغول بودند) در حق او کردند و با ايجاد تفرقه و نفاق بين مجاهدين او را عليل و خانه نشين کردند ، هر گز بدنبال جاه طلبي و ارضاي هوس شخصي نرفت و در خدمت به مردم وفادار ماند و با زبان ساده و عاميانه ميگفت " من سگ توده هستم و ميخواهم پاسبان اين توده باشم."
مقاومت و پايمردي مردم تبريز به فرماندهي ستارخان در آن روزهاي خطرناک و پيروزي درخشان آنها بر دشمن بي رحم و سرتاپا مسلح نه تنها ملت ايران بلکه جهانيان را به شگفتي واداشت.
در اين زمان، نام ستارخان، سردار ملي که در آن موقع نماد قهرمانيهاي تبريزيان و مبارزات ملت ايران شناخته مي شد
در صفحه اول جرايد دنيا ، چاپ شده از سوي نشريات " بوکاچف" و " گاريبالدي" لقب گرفت.
بر اثر جانبازيهاي مجاهدان آذربايجان به سرکردگي ستارخان بود که استبداد صغير سقوط کرده و فاتحين تهران دست به تشکيل دولت زدند. در واقع تحقيري که بر اثر بمباران مجلس و استيلاي استبداد صغيربه کشور تحميل شده بود با دلاوري و از خود گذشتگي مردم تبريز و در پيشاپيش آنان ، ستارخان شسته شد.
فاجعه پارک اتابک که در آن ستارخان به دست دشمنان ملت زخمي شد ، نقطه شومي در تاريخ مشروطه شد و پس از آن حادثه ناگوار که درتاريخ چهاردهم مرداد 1289 يعني در چهارمين سالروز صدور فرمان مشروطه که نيروهاي مسلح دولتي پارک اتابک را محاصره کرده و سردار ملي را از پا زخمي کردند ، مسير نهضت مردمي و ضد امپرياليستي مشروطه را منحرف کرده و در کانال خواست هاي استعمارگران و ايادي آنها يعني همان کهنه درباريان و ضد انقلابيون انداخت. ستارخان بعد از نبرد باغ اتابک زمينگير شد و معالجات پزشکان حاذق تهران براي مداواي پاي او به جائي نرسيد و چهار سال و اندي پس از اين رويداد جانگداز در تهران زندگي کرد ، تا اينکه در تاريخ 25 آبان ماه 1293 شمسي برابر 16نوامبر 1914 ميلادي در يک خانه اجاره اي در تهران در حالي که 48 سال بيشتر نداشت ، چشم از جهان نامردمي ها فرو بست.
مزار اين گرد دلاور که آزاديخواهي صادق بود ، در باغ طوطي شهر ري مي باشد.
از پشت بام باغ اتابک / تا کوچه باغهاي اميرخيز / يک جاده خون / يک کاروان شهيد را / همپاي شبگريزي اين فوجهاي بي سردار / همراه مي برد/ تا آستانه " ستار " / " ستار " / بر کوهه دريده زين / ـ را نشکافته / با آن گلوي خونين چه تلخ مي خواند. / آواز اين قبيله چه زيباست. / .../ باد از هراس شب / در زير چتر خوني باران / پر مي کشد به کوه / تا خفـيه گاه ايمن خورشيد / و از ستيغ سربي البرز/ اين صبح سربلند/ ـ که مي رويد / آواز تازه عاشق هاست / آواز اين قبيله چه زيباست. ( ايرج جنتي عطايي)
ستارخان صد سال پيش راه صحيح مبارزه مسلحانه در برابر استبداد محمد عليشاهي را به مبارزان و مجاهدان انقلاب مشروطه نشان داد ، راهي که هر زمان ، اگر همه راههاي مسالمت آميز و دموکراتيک مردم در برابرمستبدين مسدود گردد ، هنوز هم براي سرنگوني ديکـتاتورها معتبر است.

 

مديريت مهارت‌هاي اجتماعي براي تغيير رفتار

مديريت مهارت‌هاي اجتماعي براي تغيير رفتار

 

نيازهاي زندگي امروز، تغييرات سريع اجتماعي، فرهنگي، تغيير ساختار خانواده، شبكه گسترده و پيچيده ارتباطات انساني و تنوع، گستردگي و هجوم منابع اطلاعاتي انسان‌ها را با چالش‌ها، استرس‌ها و فشارهاي متعددي روبرو كرده است كه مقابله مؤثر با آنها نيازمند توانمندي‌هاي رواني- اجتماعي است.


 
نيازهاي زندگي امروز، تغييرات سريع اجتماعي، فرهنگي، تغيير ساختار خانواده، شبكه گسترده و پيچيده ارتباطات انساني و تنوع، گستردگي و هجوم منابع اطلاعاتي انسان‌ها را با چالش‌ها، استرس‌ها و فشارهاي متعددي روبرو كرده است كه مقابله مؤثر با آنها نيازمند توانمندي‌هاي رواني- اجتماعي است.


فقدان مهارت‌ها و توانايي‌هاي عاطفي، رواني و اجتماعي افراد را در مواجهه با مسائل و مشكلات، آسيب‌پذير كرده و آنها را در معرض انواع اختلالات رواني، اجتماعي و رفتاري قرار مي‌دهد. در سال 1993 آموزش مهارت‌هاي زندگي از سوي سازمان ملل متحد به كشورهاي عضو به طور جدي توصيه شد.

اين تحول، فعاليت علاقه‌مندان به كاربرد روانشناسي در زندگي روزمره با هدف ارتقاي بهداشت رواني جامعه را در ايران وارد مرحله جديدي ساخت. مهارت‌هاي زندگي توانايي‌هايي هستند كه به ما كمك مي‌كنند تا در موقعيت‌هاي مختلف، عاقلانه و صحيح رفتار كنيم، به طوري كه آرامش داشته باشيم، لذت ببريم و در عين حال با ديگران ارتباط سازگارانه و مفيدي را برقرار كنيم و بدون توسل به خشونت يا خودخوري بتوانيم مسائل پيش‌آمده را حل كنيم و ضمن كسب موفقيت در زندگي احساس شادماني داشته باشيم.

 مهارت‌هاي اجتماعي شامل قابليت‌هايي مي‌شود كه تواماً هوش اجتماعي ناميده مي‌شوند. مهارت‌هاي اجتماعي شامل قابليت بيان افكار در تبادلات اجتماعي، دانش نسبت به نقش‌ها و ارزش‌هاي اجتماعي، مهارت درك شرايط مختلف اجتماعي، مهارت‌هاي حل مسئله و مهارت‌هاي ايفاي نقش‌هاي اجتماعي است.

اصولا مهارت با دانايي تفاوت دارد. همانطور كه فرد با خواندن كتاب آموزش شنا، فقط علم به موضوع پيدا مي‌كند و شناكردن ياد نمي‌گيرد، دانستن اين مهارت‌ها هم كافي نيست بلكه با تمرين مستمر و به كارگيري به مرور در زندگي روزمره، مي‌توانيم مهارت‌هاي اجتماعي را مديريت كرده و در شرايط مختلف اجتماعي رفتار مناسب داشته باشيم.
مديريت و آموزش مهارت‌هاي زندگي، به معني برخورداري از توانايي‌هاي لازم در حل مشكلات و جلوگيري از تبديل‌شدن آنها به بحران‌هاي فرسايشي است.


مهارت‌هاي زندگي، از طريق آموزش و تجربه قابل استفاده است و فرايندي است كه موجب ثبات در شخصيت و عمق در هويت شده، توسعه‌ فرهنگ فردي را سامان مي‌بخشد و موجب رضايت و مقبوليت و موفقيت در زندگي مي‌شود. "ايلين ماليگن" يكي از مربيان آموزش زندگي، در اين رابطه مي‌گويد: "آموزش زندگي، نه يك شيوه‌ درماني بلكه شيوه عملي و مبتني بر اهداف است.

در اين شيوه ما به جاي پرداختن به ريشه‌هاي مشكلات موجود در زندگي، سعي مي‌كنيم به راه‌حل‌هاي آنها بينديشيم."
در حقيقت، آموزش زندگي با ارائه راه‌حل‌هاي نوين و مؤثر، فرد را براي مقابله با مشكلات فرا مي‌خواند و در نهايت مي‌آموزد كه هر فرد، چگونه آموزگار زندگي خود باشد. همه‌ ما انسان‌ها، اغلب در زندگي، با مسائل و مشكلاتي مواجه هستيم؛ مسائلي كه گاه به دليل دامنه، وسعت و شدت آنها، به نظر پيچيده و غير قابل حل هستند. بايد بدانيم كه همه‌ مشكلات، با رعايت يك اصل مهم، به راحتي از بين خواهند رفت و آن اصل، چيزي نيست جز تعيين "بايدها و نبايدها".


مهارت‌هاي زندگي توانايي‌هايي هستند كه به ما كمك مي‌كنند در موقعيت‌هاي مختلف، عاقلانه و صحيح رفتار كنيم، به طوري كه با خود و ديگران سازگارانه ارتباط برقرار كرده و بدون توسل به خشونت بتوانيم مسائل پيش آمده را حل كنيم و ضمن كسب موفقيت در زندگي، احساس شادماني داشته باشيم.


مهارت‌هاي زندگي شامل مجموعه‌اي از توانايي‌ها هستند كه قدرت سازگاري و رفتار مثبت و كارآمد را افزايش مي‌دهند. در نتيجه شخص قادر مي‌شود بدون اينكه به خود يا ديگران صدمه بزند، مسئوليت‌هاي مربوط به نقش اجتماعي خود را بپذيرد و با چالش‌ها و مشكلات روزانه زندگي به شكل مؤثر روبرو شود. محققان تأثير مثبت مهارت‌هاي زندگي را در كاهش سوء مصرف مواد، استفاده از ظرفيت‌ها و توانمندي‌هاي هوشي و شناختي، پيشگيري از رفتارهاي خشونت‌آميز، افزايش خوداتكايي و اعتماد به نفس و... مورد تأييد قرار داده‌اند، به ويژه در كاهش سوء مصرف مواد بر نقش كليدي مهارت‌هاي زندگي تأكيد مي‌شود. همچنين آموزش اين مهارت‌ها به عنوان يك روش عام پيشگيري از آسيب‌هاي فردي و اجتماعي مورد تأكيد بوده است. در مطالعه اسميت نشان داده شد كه آموزش مهارت‌هاي زندگي به طور قابل توجهي منجر به كاهش مصرف مواد‌مخدر در جوانان مي‌شود.


اسميت و گري نيز نشان دادند كه آموزش مهارت‌هاي زندگي اثر معني‌داري بر توانايي‌هاي رهبري و مديريت در جوانان دارد. فرايند نقش مهارت‌هاي زندگي در ارتقاي بهداشت روان را به شكل زير مي‌توان نشان داد:
يادگيري موفقيت‌آميز مهارت‌هاي زندگي، احساس يادگيرنده را در مورد خود و ديگران تحت تأثير قرار مي‌دهد و علاوه بر اين، كسب اين مهارت‌ها نگرش ديگران را نيز در مورد فرد تغيير مي‌دهد. به همين خاطر كسب مهارت‌هاي زندگي هم شخص را تغيير مي‌دهد و هم محيط را، و اين اصل دو سويه، ارتقاي بهداشت روان را شتابي دوچندان مي‌بخشد.

مهارت‌هاي ده‌گانه زندگي
سازمان بهداشت جهاني مهارت‌هاي زندگي را با عناوين ده‌گانه زير مشخص كرده است. رمز برخورداري از اين مهارت‌ها، دانستن، تمرين و به كارگيري هر چه بيشتر در زندگي روزمره است.

1. خود‌آگاهي
مهارت خودآگاهي، توانايي شناخت از نقاط ضعف و قوت خواسته‌ها، نيازها، رغبت‌ها و تصوير واقع‌بينانه از خود است تا حقوق فردي، اجتماعي و مسئوليت‌هاي خود را بهتر بشناسيم. با كسب اين مهارت به اين سؤال اساسي كه "من كيستم؟" پاسخ مي‌گوييم.
2.
همدلي
همدلي يعني اينكه فرد بتواند زندگي ديگران را حتي زماني كه در آن شرايط قرار ندارد درك كند. همدلي به فرد كمك مي‌كند تا بتواند انسان‌هاي ديگر را حتي وقتي با آنها متفاوت است بپذيرد و به آنها

احترام بگذارد. همدلي روابط اجتماعي را بهبود مي‌بخشد و به ايجاد رفتارهاي حمايت‌كننده و پذيرنده، نسبت به انسان‌هاي ديگر منجر مي‌شود. اين مهارت موجب مي‌شود تا به ديگران توجه كرده و آنها را دوست داشته باشيم و خود نيز مورد توجه و دوست داشتن ديگران قرار بگيريم و با ايجاد روابط اجتماعي بهتر به هم نزديكتر شويم.
3.
ارتباط مؤثر
كسب اين مهارت به ما مي‌آموزد براي درك موقعيت ديگران چگونه به سخنان آنان فعالانه گوش دهيم و چگونه ديگران را از احساس و نيازهاي خود آگاه كنيم تا ضمن به دست آوردن خواسته‌هاي خود طرف مقابل نيز احساس رضايت كند.
4.
روابط بين فردي
مهارتي است كه موجب مي‌شود ضمن تقويت روحيه مشاركت، روابط بين فردي مثبت و مؤثر فرد با انسان‌هاي ديگر ايجاد شود. يكي از اين موارد، توانايي ايجاد روابط دوستانه است كه در سلامت رواني و اجتماعي، روابط گرم خانوادگي، به عنوان يك منبع مهم روابط اجتماعي سالم نقش بسيار مهمي ‌دارد.
5.
تصميم‌گيري
مهارت تصميم‌گيري به ما كمك مي‌كند تا با اطلاعات و آگاهي كافي با توجه به اهداف واقع‌بينانه خود، از بين راه‌حل‌هاي مختلف بهترين راه‌حل را انتخاب كرده و به كار بگيريم و پذيراي پيامدهاي آن نيز باشيم.
اين توانايي به فرد كمك مي‌كند تا به نحو مؤثرتري در مورد مسائل تصميم‌گيري كند. اگر كودكان و نوجوانان بتوانند فعالانه در مورد اعمالشان تصميم‌گيري كنند، جوانب مختلف انتخاب را بررسي كرده و پيامد هر انتخاب را ارزيابي كنند، مسلما در سطوح بالاتر بهداشت رواني قرار خواهند گرفت.
6.
توانايي حل مسئله
مهارت حل مسئله اين توانايي را به ما مي‌دهد كه با توجه به تجارب عملي و توانمندي‌هاي ذهني خود بتوانيم در جهت حل مسئله يا مشكل قدم برداشته و به نتيجه مطلوب دست يابيم. اين توانايي همچنين فرد را قادر مي‌سازد تا به طور مؤثرتري مسائل زندگي را حل كند. مسائل مهم زندگي چنانچه حل نشده باقي بمانند، استرس رواني ايجاد مي‌كنند كه به فشار جسمي‌ منجر مي‌شود.

7. تفكر خلاق
فكر كردن مهارتي است كه از كودكي مي‌آموزيم. مهارت تفكر خلاق، قدرت كشف و توليد انديشه جديد را براي ما فراهم مي‌آورد. مهارت تفكر خلاق به ما كمك مي‌كند در مواجهه با حوادث ناگوار چگونه احساسات منفي خود را به احساسات مثبت تبديل كنيم. تفكر خلاق نوع ديگر ديدن است. در اين تفكر هيچگاه مشكل يك عامل مزاحم به حساب نمي‌آيد بلكه يك فرصت براي كشف راه‌حل‌هاي نو و بديع تلقي مي‌شودكه تاكنون كسي به آن توجه نكرده است.
8.
تفكر انتقادي
تفكر نقادانه نوعي ديگر از تفكر است. كسب اين مهارت به ما مي‌آموزد تا هر چيزي را به‌سادگي قبول يا رد كنيم، ابتدا در مورد آن موضوع سؤال و استدلال كنيم، سپس بپذيريم يا رد كنيم.
كساني كه از تفكر نقادانه برخوردارند، فريب ديگران را نمي‌خورند و به راحتي جذب گروه‌ها و افراد و... نمي‌شوند، چرا كه همواره با سؤال كردن به عاقبت كار مي‌انديشند.
9.
مقابله با هيجان‌هاي ناخوشايند
اين توانايي فرد را قادر مي‌سازد تا هيجان‌ها را در خود و ديگران تشخيص دهد، نحوه تأثير هيجان‌ها بر رفتار را بداند و بتواند واكنش مناسبي به هيجان‌هاي مختلف نشان دهد. اگر با حالات هيجاني، مثل غم و خشم يا اضطراب درست برخورد نشود اين هيجان تأثير منفي‌اي بر سلامت جسمي ‌و رواني خواهد گذاشت و براي سلامت، پيامدهاي منفي به دنبال خواهد داشت.
10.
توانايي مقابله با استرس
اين توانايي شامل شناخت استرس‌هاي مختلف زندگي و تأثير آنها بر فرد است. شناسايي منابع استرس و نحوه تأثير آن بر انسان، فرد را قادر مي‌سازد تا با اعمال و موضع‌گيري‌هاي خود فشار و استرس را كاهش دهد.


موارد كاربرد مهارت‌هاي زندگي
الف. افزايش سلامت رواني و جسماني 

1. تقويت اعتماد به خويشتن و احترام به خود
2.
تجهيز اشخاص به ابزار و روش‌هاي مقابله با فشارهاي محيطي و رواني
3.
كمك به تقويت و توسعه ارتباطات دوستانه، مفيد و سالم
4.
ارتقاي سطح رفتارهاي سالم و مفيد اجتماعي


ب. پيشگيري از مشكلات رواني، رفتاري و اجتماعي
1.
مصرف سيگار و سوء مصرف مواد‌مخدر
2.
بروز اختلالات رواني و مشكلات رواني - اجتماعي
3.
خودكشي در نوجوانان و جوانان
4.
رفتارهاي خشونت‌آميز
5.
شيوع ايدز
6.
بي‌بند و باري

 

اهداف مهارت‌هاي زندگي
بخشي از اهداف مهارت‌هاي زندگي عبارت است از:
تقويت اعتماد به نفس
تقويت روحيه مشاركت و همكاري
رشد و تقويت عواطف انساني
ايجاد روحيه مقاومت در برابر تبليغات مسموم
كمك به شناسايي و بيان احساسات
تأمين سلامت جسمي و بهداشت رواني
تقويت مهارت‌هاي ارتباطي
ساختن يك شهروند متعادل و مقبول اجتماع
تقويت روحيه همزيستي ‌مسالمت‌آميز
ارتقاي سازگاري فرد با خودش، ديگران و محيط زندگيش

فوايد و كاربردهاي مهارت زندگي براي ما
1. نحوه كنار آمدن با انتظارات متفاوت خود، خانواده، همسر، فرزندان، دوستان، همكاران، فاميل و جامعه
2.
روابط لذت‌بخش و رشد‌دهنده با امكانات، تكنولوژي و محيط زندگي
3.
دفع فشارهاي رواني از طرف محيط‌هاي متفاوت
4.
سازگاري با مسائل اقتصادي و نيازهاي معيشتي
5.
مديريت خانواده و تربيت فرزندان
6.
تقويت اعتماد به نفس
7.
رشد و تقويت عواطف و احساسات انساني
8.
شناخت و كنترل هيجانات و احساسات خود و ديگران
9.
تقويت مهارت‌هاي ارتباطي
10.
تأمين سلامت جسمي و بهداشت رواني
11.
رفع درگيري‌ها و تنش‌هاي دروني
12.
تأمين آرامش و لذت زندگي
13.
رشد شخصي، خودشكوفايي، بالندگي، خوشبختي و شادابي.


مهارت تغيير رفتار
در روانشناسي انسانگرا كه با تكيه بر اراده معطوف به تغيير و تحول فرد، انسان را عامل منفعل و بلا اراده در مقابل شرايط محيطي و تربيتي كه به او تحميل شده است نمي‌داند و به تلاش انسان براي رسيدن به خوشبختي و دستيابي به خود شكوفايي اشاره دارد، راه حصول آن را طي مراحلي مي‌داند كه از رفع نيازهاي زيستي انسان آغاز مي‌شود (كه اين مراحل تحت عنوان سلسله مراتب نيازهاي آبراهام مازلو مشهور است) و اكنون كه آموزش مهارت‌هاي زندگي در دستور كار سازمان‌هاي بين‌المللي قرار دارد تلاش فرد و نقش او در تأمين اين نيازها براي رسيدن به خودشكوفايي از اهميت ويژه‌اي برخوردار است.

 
از اين رو سلسله مراتب نيازهاي آبراهام مازلو را نيز مي‌توان در قالب مهارت‌هاي زندگي چنين طبقه بندي كرد:
1.
ارضاء نيازهاي زيستي و فيزيولوژيايي: مهارت رفع نيازهاي زيستي براي بقا و صيانت ذات
2.
ارضاء نياز به احساس امنيت و دوري از خطر: مهارت محافظت از خود در مقابل مخاطرات براي احساس ايمني
3.
ارضاء نياز به تعلق و وابستگي به گروه: مهارت همراهي و جذب در گروه و كسب حمايت آنان
4.
ارضاء نيازهاي عزت نفس و انگيزه پيشرفت: مهارت كسب و حفظ و تقويت عزت نفس و ايجاد انگيزه پيشرفت
5.
ارضاء نيازهاي شناختي، دانستن و كاوش: مهارت يادگيري و كسب دانش و آگاهي براي رسيدن به دانايي
6.
ارضاء نيازهاي ذوقي و هنري: مهارت درك زيبايي‌ها و پرورش استعدادهاي ذوقي و هنري
7.
ارضاء نيازهاي كشف و تقويت استعدادها تا مرحله رسيدن به خودشكوفايي: مهارت كشف و تقويت و بروز استعدادها براي رسيدن به خودشكوفايي

 

مجلس شورای اسلامی

مجلس شورای اسلامی

مجلس شورای اسلامی رکن اصلی قوه مقننه در نظام جمهوری اسلامی ایران است که از نمایندگان منتخب مردم تشکیل شده و مصوبات آن در صورت تأیید شورای نگهبان برای اجرا به قوه مجریه ایران و قوه قضائیه ابلاغ خواهد شد.[۱] در برخی مسائل بسیار مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ممکن است اعمال قوه مقننه از راه همه‌پرسی و مراجعه مستقیم به آراء مردم صورت گیرد که در خواست این مراجعه به آراء عمومی نیز باید به تصویب دو سوم مجموع نمایندگان مجلس برسد.[۲] مجلس ایران از سایر قوا مستقل است و به‌طور قانونی نباید هیچ اثرگذاری از بیرون بر تصمیمات مجلس وجود داشته باشد.[۳]

هم‌اینک در دوره هشتم مجلس شورای اسلامی تعداد نمایندگان مجلس ۲۹۰ نفر است و ریاست این دوره از مجلس به عهده علی اردشیر لاریجانی است.

پیشینه مجلس در ایران

اولین مجلس شناخته شده در تاریخ ایران به زمان اشکانیان باز می‌گردد. در این دوران مجلس مهستان از میان بزرگان و اشراف ایرانی تشکیل می‌شده‌است. پس از حمله اعراب به ایران بساط مجلس در حکومت‌های ایران برای بیش از هزار سال برچیده شد.

در زمان ناصرالدین شاه وی در چند مورد مجوز تشکیل مجالسی را صادر کرد. از جمله مجلس ۲۵ نفره «مصلحت خانه» یا به اختصار «مجلس مشورت»[۴] و مجلس وکلای تجار[۵].

نوشتار اصلی: مجلس شورای ملی

تشکیل اولین مجلس ملی کشور به انقلاب مشروطه باز می‌گردد که فرمان تشکیل آن در روز ۱۴ مرداد سال ۱۲۸۵ توسط مظفرالدین شاه به امضا رسید.[۶] مجلس شورای ملی (که در فرمان مشروطیت نیز یک بار مجلس شورای اسلامی خوانده شده بود) از ۱۲۸۵ تا ۱۳۶۸ در حدود ۸۳ سال به حیات خود ادامه داد و در جریان بازنگری در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۶۸ از مجلس شورای ملی به مجلس شورای اسلامی تغییر نام پیدا کرد.

تعریف مجلس شورای اسلامی

بر طبق اصل ۶۲ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، مجلس شورای اسلامی از نمایندگان ملت که به طور مستقیم و با رأی مخفی انتخاب می‌شوند تشکیل می‌گردد. دوره نمایندگی در این مجلس چهار سال است که انتخابات هر دوره باید پیش از پایان دوره قبل برگزار شود، به طوری که کشور در هیچ زمان بدون مجلس نباشد.[۷]

عده نمایندگان مجلس دویست و هفتاد نفر است و از تاریخ همه‌پرسی سال ۱۳۶۸ پس از هر ده سال، با در نظر گرفتن عوامل انسانی، سیاسی، جغرافیایی و نظایر آنها حداکثر بیست نفر نماینده می‌تواند اضافه شود. زرتشتیان و کلیمیان هر کدام یک نماینده و مسیحیان آشوری و کلدانی مجموعا یک نمایند و مسیحیان ارمنی جنوب و شمال هر کدام یک نماینده انتخاب می‌کنند. محدوده حوزه‌های انتخابیه و تعداد نمایندگان را قانون معین می‌کند.[۸]

پس از برگزاری انتخابات، جلسات مجلس شورای اسلامی با حضور دو سوم مجموع نمایندگان رسمیت می‌یابد و تصویب طرحها و لوایح طبق آیین‌نامه مصوب داخلی انجام می‌گیرد مگر در مواردی که در قانون اساسی نصاب خاصی تعیین شده باشد. برای تصویب آیین‌نامه داخلی موافقت دو سوم حاضران لازم است. [۹]

در زمان جنگ و اشغال نظامی کشور به پیشنهاد رییس جمهور و تصویب سه چهارم مجموع نمایندگان و تأیید شورای نگهبان از انتخابات نقاط اشغال شده یا تمامی مملکت برای مدت معینی متوقف می‌شود و در صورت عدم تشکیل مجلس جدید، مجلس سابق همچنان به کار خود ادامه خواهد داد.[۱۰]

مذاکرات مجلس شورای اسلامی باید علنی باشد و گزارش کامل آن از طریق رادیو و روزنامه رسمی برای اطلاع عموم منتشر شود. تنها در شرایط اضطراری و در صورتی که رعایت امنیت کشور ایجاب کند، به تقاضای رییس جمهور یا یکی از وزراء یا ده نفر از نمایندگان، جلسه غیر علنی تشکیل می‌شود. مصوبات جلسه غیر علنی در صورتی معتبر است که با حضور شورای نگهبان به تصویب سه چهارم مجموع نمایندگان برسد. گزارش و مصوبات این جلسات باید پس از بر طرف شدن شرایط اضطراری برای اطلاع عموم منتشر گردد.. [۱۱]

وظایف و اختیارات و محدودیت‌های مجلس

  • مجلس شورای اسلامی در عموم مسایل در حدود مقرر در قانون اساسی می‌تواند قانون وضع کند.[۱۲]
  • مجلس شورای اسلامی نمی‌تواند قوانینی وضع کند که با اصول و احکام مذهب رسمی کشور یا قانون اساسی مغایرت داشته باشد. تشخیص این امر بر عهده شورای نگهبان است.[۱۳]

 

  • تعیین رئیس مجلس شورای اسلامی توسط نمایندگان مجلس صورت می‌گیرد.
  • شرح و تفسیر قوانین عادی در صلاحیت مجلس شورای اسلامی است.[۱۴]
  • لوایح قانونی پس از تصویب هیأت وزیران به مجلس تقدیم می‌شود و طرحهای قانونی به پیشنهاد حداقل پانزده نفر از نمایندگان، در مجلس شورای اسلامی قابل طرح است.[۱۵]
  • طرح‌های قانونی و پیشنهادها و اصلاحاتی که نمایندگان در خصوص لوایح قانونی عنوان می‌کنند و به تقلیل درآمد عمومی یا افزایش هزینه عمومی می‌انجامد، در صورتی قابل طرح در مجلس است که در آن طریق جبران کاهش درآمد یا تأمین هزینه جدید نیز معلوم شده باشد.[۱۶]

 

  • مجلس شورای اسلامی حق تحقیق و تفحص در تمام امور کشور را دارد.[۱۷]
  • عهدنامه‌ها، مقاوله‌نامه‌ها، قراردادها و موافقت‌نامه‏‏های بین‌المللی باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد.[۱۸]
  • هر گونه تغییر در خطوط مرزی ممنوع است مگر اصلاحات جزیی با رعایت مصالح کشور، به شرط این که یک طرفه نباشد و به استقلال و تمامیت ارضی کشور لطمه نزدند و به تصویب چهار پنجم مجموع نمایندگان مجلس شورای اسلامی برسد.[۱۹]
  • هرچند برقراری حکومت نظامی ممنوع است اما در حالت جنگ و شرایط اضطراری نظیر آن، دولت حق دارد با تصویب مجلس شورای اسلامی موقتا محدودیتهای ضروری را برقرار نماید، ولی مدت آن به هر حال نمی‌تواند بیش از سی روز باشد و در صورتی که ضرورت همینان باقی باشد دولت موظف است مجددا از مجلس کسب مجوز کند.[۲۰]
  • گرفتن و دادن وام یا کمکهای بدون عوض داخلی و خارجی از طرف دولت باید با تصویب مجلس شورای اسلامی باشد.[۲۱]
  • استخدام کارشناسان خارجی از طرف دولت ممنوع است مگر در موارد ضرورت با تصویب مجلس شورای اسلامی.[۲۲]
  • بناها و اموالی دولتی که ملی اعلام شده باشد قابل انتقال به غیر نیست مگر با تصویب مجلس شورای اسلامی آن هم در صورتی که انتفای آن منحصر به فرد نباشد.[۲۳]
  • مجلس نمی‌تواند اختیار قانونگذاری را به شخص یا هیأتی واگذار کند ولی در موارد ضروری می‌تواند اختیار وضع بعضی از قوانین را با به کمیسیون‌های داخلی خود تفویض کند، در این صورت این قوانین در مدتی که مجلس تعیین می‌نماید به صورت آزمایشی اجرا می‌شود و تصویب نهایی آنها با مجلس خواهد بود.[۲۴]
  • رییس جمهور برای هیأت وزیران پس از تشکیل و پیش از هر اقدام دیگر باید از مجلس رأی اعتماد بگیرد.[۲۵]
  • در هر مورد که حداقل یک چهارم کل نمایندگان مجلس شورای اسلامی از رییس جمهور و یا هر یک از نمایندگان از وزیر مسئول، درباره یکی از وظایف آنان سوال کنند، رییس جمهور یا وزیر موظف است در مجلس حاضر شود و به سوال جواب دهد و این جواب نباید در مورد رییس جمهور بیش از یک ماه و در مورد وزیر بیش از ده روز به تأخیر افتاد مگر با عذر موجه به تشخیص مجلس شورای اسلامی.[۲۶]
  • نمایندگان مجلس شورای اسلامی می‌توانند در مواردی که لازم می‌دانند هیأت وزیران یا هر یک از وزرا را استیضاح کنند، استیضاح وقتی قابل طرح در مجلس است که با امضای حداقل ده نفر از نمایندگان به مجلس تقدیم شود. هیأت وزیران یا وزیر مورد استیضاح باید ظرف مدت ده روز پس از طرح آن در مجلس حاضر شود و به آن پاسخ گوید و از مجلس رأی اعتماد بخواهد. در صورت عدم حضور هیأت وزیران یا وزیر برای پاسخ، نمایندگان مزبور درباره استیضاح خود توضیحات لازم را می‌دهند و در صورتی که مجلس مقتضی بداند اعلام رأی عدم اعتماد خواهد کرد. اگر مجلس رأی اعتماد نداد هیأت وزیران یا وزیران یا وزیر مورد استیضاح عزل می‌شود. در هر دو صورت وزرای مورد استیضاح نمی‌توانند در هیأت وزیرانی که بلافاصله بعد از آن تشکیل می‌شود عضویت پیدا کنند.
  • در صورتی که حداقل یک سوم از نمایندگان مجلس شورای اسلامی رییس جمهور را در مقام اجرای وظایف مدیریت قوه مجریه و اداره امور اجرایی کشور مورد استیضاح قرار دهند، رییس جمهور باید ظرف مدت یک ماه پس از طرح آن در مجلس حاضر شود و در خصوص مسایل مطرح شده توضیحات کافی بدهد. در صورتی که پس از بیانات نمایندگان مخالف و موافق و پاسخ رییس جمهور، اکثریت دو سوم کل نمایندگان به عدم کفایت رییس جمهور رأی دادند مراتب جهت اجرای بند ده اصل یکصد و دهم به اطلاع مقام رهبری می‌رسد.[۲۷]
  • هر کس شکایتی از طرز کار مجلس یا قوه مجریه یا قوه قضاییه داشته باشد، می‌تواند شکایت خود را کتبا به مجلس شورای اسلامی عرضه کند. مجلس موظف است به این شکایات رسیدگی کند و پاسخ کافی دهد و در مواردی که شکایت به قوه مجریه و یا قوه قضاییه مربوط است رسیدگی و پاسخ کافی از آنها بخواهد و در مدت متناسب نتیجه را اعلام نماید و در موردی که مربوط به عموم باشد به اطلاع عامه برساند.[۲۸]

شرایط داوطلبین شرکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی

همانگونه که گفته شد نامزدهای شرکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی باید مورد تایید نهادهای مربوط قرار گیرند. این نهادها به دو گروه تقسیم می‌شوند. اول هیئت‌های اجرایی که وابسته به دولت و وزارت کشور هستند و دوم شورای نگهبان.

هیئت‌های اجرایی برای هر داوطلب هفت شرط را مورد بررسی قرار می‌دهند و در صورت احراز تمامی این شروط از جانب داوطلب وی را برای تایید صلاحیت به شورای نگهبان معرفی می‌کنند. شرایط هفت گانه به شرح زیر است:

  1. داشتن سلامت جسمانی در حد نعمت بینایی، شنوایی و گویایی
  2. عدم سوء پیشینه و محکومیت قضایی
  3. عدم سوء شهرت در حوزه انتخابیه
  4. داشتن حداقل ۳۰ سال کامل سن
  5. داشتن حداقل مدرک کارشناسی ارشد و یا معادل آن (بنا بر یک تبصره افراد دارای مدرک کارشناسی که سابقه پنج سال کار در حد کارشناسی را داشته باشند نیز مجاز به ثبت نام هستند.)
  6. اعتقاد و التزام عملی به نظام جمهوری اسلامی ایران و قانون اساسی آن
  7. اعتقاد و التزام عملی به اسلام و اصل مترقی ولایت مطلقه فقیه

پس از هیئت‌های اجرایی نوبت به شورای نگهبان می‌رسد که به تایید صلاحیت داوطلبین شرکت در انتخابات مجلس بپردازد. در صورتی که شورای نگهبان نیز صلاحیت داوطلبی را تایید کرد وی می‌تواند در انتخابات شرکت کند.

شرایط، حقوق و محدودیت‌های نمایندگان

  • سوگند: نمایندگان برگزیده که پس از تایید صلاحیت از جانب نهادهای مسئول در انتخابات به پیروزی دست پیدا کردند، در اولین گام باید در صحن مجلس سوگندی را ادا کنند که در آن به کتاب قرآن قسم می‌خورند. متن این سوگندنامه به شرح زیر است:

«

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

من در برابر قرآن مجید، به خدای قادر متعال سوگند یاد می‌کنم و با تکیه بر شرف انسانی خویش تعهد می‌نمایم که پاسدار حریم اسلام و نگاهبان دستاوردهای انقلاب اسلامی ملت ایران و مبانی جمهوری اسلامی باشم، ودیعه‌ای را که ملت به ما سپرده به عنوان امینی عادل پاسداری کنم و در انجام وظایف وکالت، امانت و تقوی را رعایت نمایم و همواره به استقلال و اعتلای کشور و حفظ حقوق ملت و خدمت به مردم پایبند باشم، از قانون اساسی دفاع کنم و در گفته‌ها و نوشته‌ها و اظهارنظرها، استقلال کشور و آزادی مردم و تأمین مصالح آنها را مد نظر داشته باشم.

 »

نمایندگان اقلیت‌های مذهبی نیز همین سوگند را ذکر می‌کنند و تنها به جای قرآن نام کتاب مقدس خود —اوستا، انجیل یا تورات— را بر زبان می‌آورند.[۲۹]

  • هر نماینده در برابر تمام ملت مسئول است و حق دارد در همه مسایل داخلی و خارجی کشور اظهار نظر نماید.[۳۰]
  • سمت نمایندگی قائم به شخص است و قابل واگذاری به دیگری نیست.[۳۱]
  • نمایندگان مجلس در مقام ایفای وظایف نمایندگی در اظهار نظر و رأی خود کاملاً آزادند و نمی‌توان آنها را به سبب نظراتی که در مجلس اظهار کرده‌اند یا آرایی که در مقام ایفای وظایف نمایندگی خود داده‌اند تعقیب یا توقیف کرد.‏ [۳۲]

 

لکنت زبان

چکیده

 

لکنت زبان یکی از مهمترین اختلالات گفتاری است که از کهن ترین ادوار در میان جوامع بشری شایع بوده است. فردی که لکنت زبان دارد، در بیان اصوات، هجاها و یا کلمات ، دچار گیر و مکث، کشش و تکرار می شود. لکنت زبان معمولا با حرکات بدنی مانند تکان دادن دست، سر، گردن، و ... همراه است.

 

پژوهشگران سه عامل را در پیدا کردن لکنت زبان موثر می دانند . فیزیکی ، عاطفی، و تقلید از کودکان لکنتی دیگر. لکنت در کودکان دبستانی و پیش دبستانی 5/1 تا 2 درصد است که در پسران سه برابر دختران است.

 

لکنت چیست؟

لکنت عبارتست از تکرار، کشش و یا قفل شدن غیر ارادی کلمه یا بخشی از کلمه ای فرد قصد بیان آن دارد. کودکانی که لکنت دارند می دانند چه می خواهند بگویند و قبلا آنها را صدها یا هزارها مرتبه بدون لکنت گفته اند. با این حال، این بار علی رغم تلاشهایی که می کنند قادر نیستند کلمه را به راحتی و بدون تقلا ادا کنند احتمال ابتلای کودک به لکنت بین سنین 2 تا 4 سالگی بیش از سایر سنین است و بعد از این سن به تدریج تا سن 12 سالگی این احتمال کاهش می یابد مگر اینکه دچار سانحه ی مغزی جدی شده باشد. بنابراین لکنت حقیقتا یک مساله ی مربوط به دوران کودکی است و در بین پسران شایع تر از دختران می باشد.

 

 

 

 

 مقدمه

 

بی تردید یکی از نعمتهای گرانقدر الهی نعمت کلام است. از جمله نشانه ها و معیارهایی سنجش میزان هوش، مهارت برقراری روابط اجتماعی، اعتماد به نفس، احساس و نگرش، مسئولیت پذیری، قدرت یادگیری استدلال، منطقی انتقال معلومات، اخلاق، ادب و هنر فرد، سخن گفتن و مهارت کلامی اوست. رشد کلامی کودکان در گرو وجود الگوهای اصلی همچون پدر و مادر و شنیدن صحبتهای آنها است. با کودکان به زبان ایشان در حد فهم و ادراک آنان باید سخن گفت، اما شمرده و آرام و صحیح با سلاست و ملاطفت، از تکرار کلام به زبان شکسته باید اجتناب نمود. لکنت زبان هرگز عیب و عار نیست، بدزبانی، غیرحق و ناروا سخن گفتن ننگ و زشت است، لکنت زبانی می توان با تمرین و بهره گیری از تخصص گفتار درماندگان مجرب درمان نمود. اما بد زبانی ( فحش، دروغ) غیبت و تهمت ناروایی را باید با ایمان اخلاص شجاعت اخلاقی و تقویت اراده و اعتماد به نفس اصلاح نمود. ناتوانی کلامی می تواند موجب سرخوردگی و کاهش اعتماد به نفس کودکان شود، مخصوصا زمانی وان راپیر (دهقانی 1369 ص8) معتقد است درمان لکنت اولیه بهتر است از طریق بحث با والدین صورت گیرد و اگر چنانچه لازم است کار درمان مستقیم انجام شود. این کار از طریق ارائه مهارتهای شخصی کودک و مهارتهای گفتاری صورت می گیرد. تحقیقات زیادی درباره نقش والدین و روشهای درمانی ناشی از آن انجام شده است. برای مثال توماس کروکوپر ( خجسته مهر 1373 س 37 ) معتقد اند والدین کودکان لکنتی دانش و اطلاعات اندکی درباره ی لکنت و پیامدهای روانی و اجتماعی بر کودک و بزرگسال لکنتی دارند.

 

روز اول مهر ماه سال تحصیلی 85-84 بود هنگامی که بچه ها در سر صف بودند آنها را به ترتیب قد شماره گذاری کردم و یکی یکی وارد کلاس شدند و هر کدام سر جای خود نشستند در زنگ اول دانش آموزان به نوبت خود را معرفی کردند تا اینکه نوبت به دانش آموزی به نام سارا رسید. در نگاه اول پی بردم که این دانش آموز احساس خوبی نداشت گویا مشکلی داشت. اضطراب و نگرانی سراسر وجود این دانش آموز را فرا گرفته بود و با وصف اینکه با تعدادی از دانش آموزان آشنایی قبلی داشت با وصف این باز هم از معرفی کردن خود وحشت داشت و و حشت و ترس سارا از این لحاظ بود که مبادا همکلاسی های جدید او را مورد تمسخر قرار دهند. عاقبت پس از اندکی تامل راضی شد که خود را معرفی نماید و به خاطر اینکه دیگران متوجه نقص گفتاریش نشوند سریع نام خود را بر زبان آورد متاسفانه سلیس و روان نبود و بعدها به این نتیجه رسیدم که سارا بیشتر مواقع مخصوصا هنگام پرسش از دروس به طور شفاهی گریان و عاجز بود و مرتب از کلاس بیرون می رفت و این کار باعث به هم زدن نظم و آرامش در کلاس شده بود. فکر اینکه چگونه می توانم سارا را وادار جمع نمایم و به او اعتماد به نفس بدهم تا بتواند در حضور جمع صحبت کند تمام ذهن مرا مشغول ساخته بود. با مطالعاتی که روی رفتار سارا داشتم توانستم دلایل مشکلات وی را چنین بیابم:

 

1-    نقش خانوادگی سارا:

 

در همان اوایل با سارا به آرامی صحبت کردم و او را به گوشه ای از حیاط مدرسه بردم ولی جواب قانع کننده ای برای من نداشت تا اینکه با مادر سارا خواستم وی اظهار داشت که چند سال گذشته فرزندی (دختر) 4 ساله داشته که بر اثر تب فوت کرده بود واین ماجرا مصادف با 8 سالگی سارا بود و دیدن صحنه ی مرگ خواهر باعث استرس و لکنت زبان در وجود سارا گشته بود.

 

2-    ضربه های روحی در گذشته یا مکان خاص

 

با توجه به شواهد و مدارک به دست آمده از سارا ، از نظر خانوادگی هیچ مشکلی نداشته و با توجه به اظهارات مادر سارا می توان گفت که سارا دختر عاطفی و احساساتی و حساس می باشد و بر اثر هیجانات روحی و استرس، فشار روانی، دل سردی و نا امیدی از دست دادن خواهرش و دلواپسی، نگرانی دچار اختلال کلامی شده است.

 

برای اینکه بتوانم در مورد سارا تصمیم به جمع آوری اطلاعاتی از زندگی او پرداختم.

 

روش گردآوری اطلاعات (1)

 

1-    دوستان، هم کلاسی های سارا ( در این رابطه از چند تا دوست یک سال و سالهای گذشته اطلاعاتی را کسب کردم.)

 

2-    معلمان سالهای گذشته ( اول- دوم- سوم)

 

3-    مدیر دبستان

 

4-    مربی بهداشت (مربی بهداشت طی چندین نامه او را به مشاوره برای گفتار درمانی ارجاع داده بودند)

 

5- بررسی پیشینه، تحقیق همکاران در مورد لکنت زبان در پژوهشکده معلم که تحت عنوان بررسی مقایسه ای روشهای تقلیل لکنت زبان کودکان در بین دانش آموزان دوره ابتدایی شهرستان ایلام در سال تحصیلی 78-77

 

6-    مشاهده رفتار موجود (خارج از کلاس توسط خودم مخصوصا در زنگهای تفریح و بیرون از مدرسه)

 

در جلسه شورای معلمان در تاریخ 29/8/84 برگزار شد مورد لکنت زبان سارا را در جلسه مطرح نمودم. مدیر محترمه سارا نسبت در سالهای گذشته از نظر گرفتاری مشکل داشته است و همین مورد باعث افت تحصیلی او شده است.

 

بعد از اظهار نظر مدیر ، همکار پایه سوم خانم شوهانی اظهار داشتند که سارا از نظر گرفتاری امید می رود تا حد زیادی تغییر نماید. که همین اظهار نظر ایشان مرا در تصمیم خود مبنی بر اصلاح لکنت سارا راسخ تر نمود.

 

-    مربی بهداشت عقیده داشت که باید سارا در کلاسهای گفتار درمانی شرکت نماید و اسن اصلاح در کلاس و مدرسه میسر نمی باشد.

 

تجزیه و تحلیل داده ها

 

پس از تجزیه و تحلیل داده ها و بررسی اطلاعات به دست آمده از کلینیک مشاوره ای که سارا را مورد بررسی قرار داده بود. علت همه ناراحتی های روحی و روانی ناشی از مرگ خواهرش به وجود آمده بود از طرف مشاور عنوان شد.

 

 

 

راه حل پیشنهادی برای مشکل

 

1-    مشارکت در کار گروهی- علمی

 

2-    خودداری از تمسخر و یا خرده گیری در رفتار این نوع کودکان

 

3-    تقویت اعتماد به نفس و جلوگیری از قطع صحبت

 

4-    صبر و تحمل در مشاهده ی اعمال و برقراری آرامش در گفتار آن

 

5-    تشکیل جلسات با والدین این دانش آموز

 

6-    آگاهی برنامه ی درمانی و درمانگر با کودک

 

7-    در مقابل آیینه در تنهایی روزی نیم ساعت صحبت کند

 

لکنت زبان از جنبه های مختلف مورد بررسی قرار گرفته است از جمله: تلقین، هیپنوتیزم، خودالقایی، روش جویدن تنفس، روش آرام سازی، خواب درمانی، رفتار درمانی، با جراحی استفاده از شوک الکتریکی و درمان تنبیهی مدرن.

لذا با توجه به جنبه های مختلف لکنت زبان که بیان شد در بین آنها تاثیر تشویق را در این کار قرار دادم تا بتوانم به نتایج مثبتی دست یابم.

 

ویژگیهای راه پیشنهادی برای تعقیب

 

تشویق در اصل به معنای شوق افکندن و ترغیب کردن به کار می رود تشویق کردن یعنی شقایق کردن و ترغیب نمودن، به ذوق و شوق آوردن، خواهان آرزومند ساختن. تشویق و ترغیب موثرترین عامل برای اصلاح و تقویت رفتاری یادگیری پایدار است . رشد مطلوب شخصیت بچه ها در گرو مهر و محبت و تشویق به جای مربیان و والدین است. وقتی رفتارهای مطلوب و موفقیت آمیز بچه ها مورد تائید و تشویق قرار می گیرد، نه تنها کمیت این قبیل رفتارها افزایش می یابد و تداوم آن بیشتر می شود بلکه کودکان از احساس خود ارزشمندی و اعتماد به نفس افزونتری برخوردار می گردندتشویق به جا و به موقع ولو با یک نگاه و لبخند، اعتماد به نفس را افزایش داده انرژی روانی او را بیشتر می کند و موجبات شکوفایی و خلاقیت ذهنی وی را فراهم می آورد و تشویق و تقویت رفتار رفتار مثبت کودکان سبب شکل گیری عادات مطلوب در آنان می شود. به عبارت دیگر از آن جا که از طریق رفتارهای تشویق آمیز کلامی و غیر کلامی، مادی و معنوی مستقیم و غیر مستقیم مربی بیش از هر چیز به یک نیاز مهم کودکان یعنی نیاز به محبت ، تعلق و توجه پاسخ داده می شود، ما شاهد بیشترین موثرترین و پایدارترین اثر در رفتار آنان هستیم در حالی که وقتی کودکی راتنبیه می کنیم ، نه تنها به هیچ یک از نیازهای فطری و اساسی او پاسخ نمی دهیم بلکه تعادل حیاتی اش را بر هم زده، او را با تجربه ی ناخوشایندی که همواره از آن گریز دارد مواجه می کنیم ولو اینکه بطور موقت رفتار نامطلوب او را کنترل کرده باشیم. وقتی که معلم به بچه ها محبت می کند، آن گاه که مربی به تلاش بچه ها اهمیت می دهد، زمانی که معلم پیشرفت هر دانش آموز را با خودش مقایسه می کند و وقتی که معلم همواره با چهره ای گشاده و مهربان، از تشویق بیشترین بهره را می گیرد، بچه ها با نگرشی مثبت و خوشایند نسبت به معلم و کلاس ، با بالاترین انگیزه و اشتهای تحصیلی تلاش می کندو بیشترین موفقیت ها را به دست می آورند.

 

چگونگی اجرای تغییر پیشنهادی

 

بعد از تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده از وضعیت این دانش آموز برای معالجه آن مدتها ذهن مرا به خود مشغول می کرد که با این دانش آموز چگونه رفتار نمایم تا بتوانم تا حدودی در اختلالات تکلمی آن موثر باشم و بتوانم با آن ارتباط عاطفی برقرار نمایم و تغییراتی در بین این دانش آموز به وجود آورم و با توجه به موارد یاد شده در لکنت زبان و جنبه های مختلف آن مورد های زیر را در این پژوهش انتخاب نمودم چون احساس می کردم با این کارها و شناخت روحیه ی این دانش آموز می توانم اعتماد به نفس وی را بیشتر کنم.

 

1-    تشویق

 

2-    مسئولیت پذیری

 

3-    ارتباط عاطفی با کودکان

 

برای اینکه حس مسئولیت را در آن تقویت نمایم و بتواند یا اولیای مدرسه رابطه ی کلامی داشته باشد و آن را به عنوان عضوی از جامعه احساس مسئولیت پرورش نمایم وی را به عنوان مبصر در کلاس معرفی کردم و تکالیف دانش آموزان را گروه بندی کرده و بیشترین تکالیف را به این دانش آموز داده تا از این طریق بتوانم از هیجانات روحی و استرس آن بکاهم و بتواند اختلال گفتاریش را کم کند.

 

انتخاب راه جدید موقتی

 

1- برای اینکه بتوانم سارا را از نظر روحی و روانی تقویت نمایم تصمیم گرفتم که ارتباط عاطفی با او داشته باشم سارا که در ردیف وسط کلاس بود جدا و در ردیف اول کلاس پیش خودم نشاندم.

 

2- تصمیم گرفتم ارتباط بیشتر و تنگاتنگی در محیط مدرسه و خارج از مدرسه ( تلفنی با خانواده اش) داشته باشم و او را مورد حمایت خویش قرار دهم.

 

چگونگی نظارت بر راه حل جدید

 

در این مرحله تلاش می کنم از همان آغاز کار بر چگونگی پیشرفت کار به طور روزانه نظارت و دقت داشته باشم. این کار موجب می شود ضمن پیشگیری ، پیش بینی هایی انجام شده در صورت لزوم تغییرات لازم را در عمل به وجود آورم.

 

1- با پیشگیری هایی را که در مورد آن کردم دیدم که از نظر لکنت زبانی تحت تاثیر برخوردها و توصیه های مهم من به سارا قرار گرفته است و دیدم در رفتار و کلامش نسبت به روزها و ماههای قبل تغییراتی به وجود آمده است و نتیجه گرفتم که اگر این کار را ادامه دهم موثر و مفید خواهد شد.

 

2- از گوشه گیری ، هیجانات روحی و استرس آن کم شده و خود را در حضور جمع نشان می دهد. این شادی و نشاط را در چهره و برخوردها و علاقمندی به کلاس و درس مشاهده نمودم.

 

3- از همکاران خویش در این مورد سوالاتی پرسیدم که گفتند نسبت به وضعیت قبلی بهتر شده ، از جمله مربی بهداشت که از این وضعیت خیلی راضی بودند.

 

4-    سارا را در فعالیتهای گروهی شرکت دادم و مسئولیتهایی را به او سپردم

 

5-    از تحقیر کردن، توسط دانش آموزان دیگر جلوگیری کردم

 

6-    در فعالیتهای درسی ، سارا را به عنوان سر گروه مورد تشویق قرار دادم.

 

گردآوری اطلاعات شواهد (2)

 

در این مرحله از تحقیق با توجه به اظهار نظرهای همکاران و مشاهدات خودم پیدا بود که تغییراتی از نظر لکنت زبانی و درسی بوجود آمده است برای اینکه دقیقا مشخص شود که روشهای به کار گرفته شده موثر بوده یا نه تصمیم گرفتم درباره ی آنچه انجام داده ام اطلاعات عینی و موثقی جمع آوری کنم.

 

-    از مدیر، مربی بهداشت مدرسه در مورد لکنت زبان سارا، از بچه ها مصاحبه ای به عمل آوردم که از وضع آن اظهار رضایت نمودند.

 

-        مدیر: سارا از نظر گفتاری تا حد زیادی پیشرفت نموده است.

 

-        معلم سال گذشته سارا عقیده داشت که در رفتار و گفتار سارا تغییرات چشم گیری حاصل شده است.

 

ارزشیابی تاثیر اقدام جدید و تعیین اعتبار

 

در این مرحله پس از اینکه اطلاعات لازم درباره ی چگونگی اجرا و نتایج آن جمع آوری شد و با توجه به نظر همکاران تلاش کردم کمبودهای علمی خود را تا آنجا که توانستیم برطرف کنیم و از آنان خواهش کردم درباره ی کار من و نتایج آن نظراتی را ارائه نمایند و نظرات آنان مثبت و موفقیت آمیز بود.

 

 

تصمیم نهایی و نتیجه گیری

 

اکنون که چند ماه از سال تحصیلی می گذرد با استعانت به خداوند عالم و تلاش و همکاری همه عوامل ذیربط در اجرای طرح نتایج زیر حاصل گردید.

 

1-    سارا پس از 2 سال به راحتی می تواند در کلاس و خارج از کلاس به خوبی صحبت کند.

 

2-    اعتماد به نفس زیادی در سارا بوجود امده و خود را در حضور جمع نشان می دهد

 

3-    هیجانات روحی و روانی، استرس، اضطراب، ترس آن کنترل شد.

 

4-    بهبود درس

 

5-    مهارتهای کلامیش رشد می یافت

 

امید است این سعی ناقابل در خور توجه همکاران باشد

 

 

 

لعان

لِعان یا مُلاعِنه مراسمی در فقه و حقوق اسلامی است که در آن زن و شوهر با رعایت تشریفات خاصی یکدیگر را لعنت می‌کنند. به این نحو که شوهر با سوگندهای ویژه‌ای به زن خود نسبت زنا دهد و همسرش با سوگندهای مشابهی اتهام شوهرش را رد کند. با تحقق لعان زن و شوهر از یکدیگر جدا شده و ازدواج دوبارهٔ آن‌ها تا اَبَد ممنوع است.

لعان زمانی شروع می‌شود که مردی به همسر خود نسبت زنا دهد و یا فرزندی را که زن به دنیا آورده از خود نفی کند. آنگاه شوهر باید در حضور حاکم شرع چهار بار ادعای خود را با ذکر سوگند تکرار کند و بار پنجم اعلام کند: «لعنت خدا بر من اگر دروغگو باشم». سپس زن چهار بار قسم می‌خورد که مرد دروغ می‌گوید و بار پنجم اعلام می‌کند: «خشم خدا بر من اگر او راست گفته باشد». پس از انجام این مراسم نکاح فسخ شده و زن و شوهر از یکدیگر جدا می‌شوند. زن برای همیشه بر شوهر حرام می‌شود و ازدواج دوبارهٔ آن دو ممکن نیست. اگر موضوع لعان نفی فرزند باشد، فرزندی که مورد لعان واقع شده متعلق به شوهر قلمداد نمی‌شود. همچنین حد از هر دو ساقط می‌شود، یعنی نه شوهر بدلیل قذف و اتهام زنا تازیانه می‌خورد و نه زن به دلیل زنا سنگسار می‌شود.[۱][۲]

کاربرد لعان در جایی است که شوهر زنای همسر خود را مشاهده کرده ولی امکان اثبات آن را ندارد و در صورتی که زنای او را فاش کند به اتهام قذف هشتاد ضربه شلاق می‌خورد. در این وضعیت مرد می‌تواند با انجام مراسم لعان همسر خود را رها کند و فرزندی را که متعلق به مرد دیگری است از خود نفی کند.[۳]

احكام لعان

مسأله 2941: لعان از واژه «لعنت» گرفته شده و مراد، آن است كه هريك از زن و مرد، يكديگر را به كيفيّت و شرايط مخصوصى لعن كنند.

مسأله 2942: لعان دو مورد دارد، اوّل: مرد ادّعا كند زن او زنا داده است. دوم: مرد، بچّه اى را كه ممكن است بچّه او باشد و در فراش او به دنيا آمده، نفى كند، يعنى بگويد: بچّه من نيست.

مسأله 2943: مرد نمى تواند به همسر خود به گمان، شك و گفته مردم، حتّى قول شخص موثّق، نسبت زنا بدهد، مگر يقين پيدا كند و در صورتى كه يقين داشته باشد، چنانچه او را متّهم كند، گفته او قبول نمى شود مگر زن اقرار نمايد يا چهار شاهد عادل با شرايط خاصى شهادت دهند.

مسأله 2944: اگر شوهر به زن خود نسبت زنا بدهد، چنانچه چهار مرد عادل، يا اقرار زن در كار نباشد و زن مطالبه كند، بايد هشتاد تازيانه به شوهر بزنند، ولى اگر بين زن و مرد با شرايط و خصوصيّاتى «لعان» واقع شود، كيفر از مرد برداشته مى شود.

مسأله 2945: اگر كسى به زن خود نسبت زنا بدهد، چنانچه چهار شاهد عادل «بيّنه» داشته باشد نمى تواند لعان كند، ولى اگر بيّنه ندارد، مى تواند لعان نمايد.

مسأله 2946: مردى كه به زن خود نسبت زنا مى دهد، در صورتى مى تواند لعان كند كه ادعا نمايد به چشم خود ديده است، پس اگر كور باشد يا ادعاى ديدن نمى كند، حقّ لعان ندارد.

مسأله 2947: لعان چند شرط دارد: 1 - زنى را كه به زنا نسبت مى دهد همسر او باشد، پس اگر غير از همسر را، چه محرم باشد و چه غير محرم، به زنا نسبت بدهد، نمى تواند لعان بكند. 2 - زن دائمى او باشد، پس در مُتعه، لعان صحيح نيست. 3 - بعد از عقد با او نزديكى كرده باشد، پس در زنى كه با او مقاربت نكرده، لعان ثابت نمى شود. 4 - زن مشهور به فاحشه و زنا نباشد.

مسأله 2948: در مواردى كه لعان صحيح نيست، چنانچه مرد به كسى نسبت زنا بدهد، اگر چهار شاهد نياورد بايد او را حدّ بزنند.

مسأله 2949: اگر از زن، فرزندى به دنيا آيد كه ممكن است از شوهرش باشد، شوهر نمى تواند ادّعا كند كه از او نيست و اگر چنين ادّعايى نمايد بايد لعان كند، خواه بچّه به دنيا آمده باشد، يا نه.

مسأله 2950: اگر شوهر ادّعا كند بچّه اى را كه زن آورده، بچّه او نيست، در صورتى مى تواند لعان كند كه قبلا به فرزندان اعتراف نكرده باشد، پس اگر قبلا اعتراف كرده، چه صريح گفته باشد: اين فرزند من است، يا هنگامى كه مردم به او گفته اند: مبارك باشد، او در جواب « آمين » يا « ان شاء اللّه » گفته باشد، نمى تواند لعان كند.

مسأله 2951: لعان در صورتى واقع مى شود كه نزد حاكم شرع يا نايب او، صورت بگيرد.

مسأله 2952: اگر شوهر به زن خود نسبت زنا بدهد، يا بچّه اش را انكار كند، بايد در محضر حاكم شرع و پس از آنكه حاكم، به آنها صيغه لعان را القاء مى كند، يكديگر را لعن كنند و در حال لعان، بايد هر دو ايستاده باشند.

مسأله 2953: صيغه لعان آن است كه مرد بگويد: « اُشْهِدُ اللّهَ أنّي لَمِنَ الصّادِقينَ فيما قُلْتُ مِنْ قَذْفِها أوْ مِنْ نَفْي وَلَدِها » يعنى: خدا را شاهد مى گيرم كه راست مى گويم در نسبت دادن زن خود به زنا، يا انكار كردن بچّه اى كه آورده است. و اين عبارت را بايد چهار مرتبه تكرار كند، سپس يك مرتبه بگويد: « لَعْنَةُ اللّهِ عَلَيَّ إنْ كُنْتُ مِنَ الْكاذِبينَ » يعنى: لعنت خدا بر من باد اگر دروغ گفته باشم. و پس از آنكه مرد چنين گفت، زن بگويد: « اُشْهِدُ بِاللّهِ إنَّهُ لَمِنَ الْكاذِبيَن في مَقالَتِهِ مِنَ الرَّمْي بِالزِّنا أوْ نَفْيِ الْوَلَد » يعنى: به خدا قسم كه او دروغ مى گويد در نسبت دادن زنا و يا انكار بچّه من. و اين عبارت را بايد چهار مرتبه تكرار كند، سپس يك مرتبه بگويد: « إنَّ غَضَبَ اللّهِ عَلَيَّ إنْ كانَ مِنَ الصّادِقينَ » يعنى غضب خدا بر من باد، اگر او راست گفته باشد.

مسأله 2954: اگر شوهر به زن خود نسبت زنا بدهد يا بچّه او را انكار كند، چنانچه لعان نكند بايد حدّش بزنند و چنانچه مرد لعان كند ولى زن لعان نكند بايد زن را حدّ بزنند، زيرا لعان مرد همانند بيّنه و شاهد است.

مسأله 2955: اگر لعان با همه شرايط و خصوصيّاتش واقع شود، چهار امر بر آن مترتّب مى شود، اوّل: ازدواج آنها به هم مى خورد و بايد از هم جدا شوند، چه براى انكار بچّه لعان كرده باشند، يا براى نسبت دادن به زنا. دوم: آن زن تا ابد بر اين مرد حرام مى شود و ديگر آن مرد حق ندارد به هيچ وجه آن زن را به عقد خود درآورد، چه براى انكار بچّه لعان كرده باشند، يا براى نسبت دادن به زنا. سوم: اگر مرد لعان كند، حد تهمت ( قَذْف ) از او ساقط مى شود و اگر زن لعان كند حدّ زنا، از او ساقط مى گردد. چهارم: اگر به جهت انكار بچّه لعان كرده باشند، شرعاً بچّه به مرد ملحق نمى شود، بنابر اين اگر مرد بميرد، بچّه از او ارث نمى برد و اگر بچّه بميرد، مرد از او ارث نمى برد، ولى اگر بعد از لعان، مرد به بچّه اقرار نمايد، چنانچه مرد بميرد، بچّه ارث مى برد، ولى اگر بچّه بميرد، مرد از او ارث نمى برد.