تجارت در قرآن

در لغت به معنی «خرید و فروش به قصد سود بردن» است که در قرآن این وازه بارها به کار رفته است.  

  در فرق مفهوم تجارت و بیع، برخی از مفسران بر این نظرند كه مفهوم تجارت بر حسب عرف، استمرار در اكتساب از راه داد و ستد است، اما بیع یك عمل اكتسابی دفعی است.

  از بررسی مجموع آیاتی كه واژۀ تجارت در آن‌ها به كار رفته است، به دست می‌آید كه در قرآن تجارت معنایی عام و گسترده‌ دارد و هر گونه دادو ستدی را در برمی‌گیرد، خواه دنیوی و مادی باشد و خواه اخروی و معنوی. علاوه بر این، از مفاد آیات برمی‌آید كه تجارت در حقیقت خود ممدوح و مطلوب است، مگر آن‌كه انسان را از یاد خدا باز دارد كه در این صورت سخت نكوهش شده است.

  در روایات نیز تجارت به معنای عام آن ملحوظ گردیده، و به آن سفارش شده است.

 در روایتی آمده است:

«هر كس در طلب روزی‌ بكوشد، در پیشگاه خداوند اجر و پاداش همسان با مجاهد و حج كنندۀ خواهد داشت»

  همچنان كه پرداختن به تجارت، سبب بی‌نیازی از مردم و موجب افزایش عقل، و ترك آن به معنی كاهش و نقصان خرد قلمداد شده است.

  حضرت امیرالمؤمنین (ع) مردم را به تجارت تشویق كرده، می‌فرمود:

«از پیامبر (ص) شنیدم كه روزی 10 جزء است كه 9 جزء آن در تجارت، و تنها یك جزء در غیر آن است.»

  فقیهان مسائل و مباحث مربوط به خرید و فروش را با عناوین گوناگون مانند مكاسب، بیع یا بیوع مطرح ساخته‌اند.

 

   موارد كاربرد تجارت در اصطلاح فقیهان:

   1- مطلق كسب و اكتساب، در این صورت ابواب متعددی از فقه چون بیع، اجاره،  صلح، وكالت، مضاربه و جز آن را در بر می‌گیرد. تجارت در این معنا اعم از بیع خواهد بود.

    2- معاوضه به قصد سود بردن، تعبیرات فقیهان از تجارت در باب زكات، همین معنا را افاده می‌كند. ظاهر برخی از آیات و نیز روایاتی كه در مدح تجارت و تشویق به آن وارد شده‌اند، ناظر به این معناست.

3- مطلق بیع و داد و ستد، اعم از این‌كه مشتمل بر سود باشد یا قصد سودآوری و انتفاع در آن ملاحظه نشود.

 

احكام شرعی موضوع تجارت:

1- محرّم: 

  تجارت محرّم كه با عنوان مكاسب محرّمه از آن نام برده می­شود، عبارت است از كسب و اكتساب با چیزهایی كه شرع اسلام آن‌ها را حرام دانسته است. اكتساب با اعیان نجس مانند خمر، مردار، خون، خوك و سگ (به جز سگ‌های چهارگانه، یعنی سگ شكاری، سگ گله، سگ مزرعه و سگ نگهبان)، تجارت با آلات قمار و فروختن سلاح به دشمنان در شمار مكاسب محرمه‌اند.

2- مكروه:

  تجارت مكروه كسب‌هایی را در برمی‌گیرد كه یا ممكن است منجر به ارتكاب حرام گردد، مانند بیع صرف، یا شبهه آمیزند مانند كاسبی كردن كسانی كه از ارتكاب محارم ابایی ندارند. گاهی نیز برخی از كسب‌ها به جهت پست بودن آن‌ها مكروه قلمداد شده‌اند، مانند: حجامت به شرط اجرت.

 

3- مباح:

  تجارت مباح، كسب و اكتساب با آن چیزهایی است كه بر رجحان یا مرجوحیت آن‌ها دلیلی وجود نداشته باشد.

  علاوه بر موضوع تجارت، خود تجارت، نیز در متون فقهی به احكام پنج‌گانۀ تكلیفی دسته‌بندی شده است. تجارت وقتی واجب است كه تأمین ضروریات زندگی و هزینۀ اهل و عیال و نفقۀ آن‌ها منحصراً از این طریق میسر باشد. تجارت مستحب تجارتی است كه به قصد توسعۀ زندگی و رفاه بیشتر صورت می‌پذیرد و در صورتی كه برای افزایش مال و بدون هیچ‌وجه ترجیحی به آن مبادرت شود، آن را مباح نامند. تجارت با اعیان مكروه و حرام نیز مصداق تجارت مكروه  و تجارت محرم‌اند.

در بیشتر متون فقهی فصلی با نام آداب تجارت گشوده شده  است.

 

مهم‌ترین آداب تاجر:

1-   یادگیری احكام فقهی تجارت و كسبی كه عهد‌ه‌دار آن است؛

2-   نگاه برابر به مشتریان و تساوی در رفتار با آن‌ها؛

3-   پذیرش درخواست خریداری كه می‌خواهد معامله را فسخ كند؛

4-   آسان گرفتن در خرید و فروش؛

5- اگر كالای پیمانه‌ای یا كشیدنی را معامله می‌كند، كالای بیشتری بدهد و کالای كمتری بگیرد؛

6-   عیب آشكار و پنهان كالا را بگوید.

 

 برخی از مكروهات تجارت:

1-   تزیین كالا به گونه‌ای كه رغبت كاذب ایجاد كند؛

2-   سوگند خوردن در وقت معامله؛

3-   فروختن كالا در محلی كه سب پنهان شدن عیب آن می‌گردد؛

4-   ستایش كالایی كه می‌فروشد و مذمت آنچه كه می‌خرد؛

5-   چانه زدن پس از قطعی شدن قیمت؛

6-   داخل شدن در معاملۀ دیگران.

 

مال­التجارة:

  مقصود از مال‌التجاره در باب زكات هر مالی است كه شخص از طریق معاوضه و با این قصد كه با آن تجارت كند، مالك می‌گردد.

  برخی از فقیهان مفهوم مال‌التجاره را توسعه داده، و آن را شامل هر مالی دانسته‌اند كه انسان به  دست می‌آورد، اعم از این‌كه به وسیلۀ عقد باشد یا غیر آن، معاوضی باشد یا تبرعی. مهم آن است كه این مال را تملك كند و آن را مهیای تجارت سازد. در این حال، هبه و صلح مجانی در مفهوم مال‌التجاره قرار خواهند گرفت. بنابراین، قصد اكتساب در زمان تملك شرط نخواهد بود.

 

 

منبع:

دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر: کاظم موسوی بجنوردی؛ تهران، سازمان انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول، 1381، ج14، ص533.